دادگاه انقلاب تهران جعفر پناهی را به یک سال حبس محکوم کرد
دادگاه انقلاب تهران، جعفر پناهی، کارگردان سرشناس ایرانی را بابت اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس و دو سال ممنوعیت خروج از کشور و ممنوعیت عضویت در گروههای سیاسی و اجتماعی محکوم کرد.
مصطفی نیلی، وکیل دادگستری، دوشنبه ۱۰ آذر در شبکه ایکس نوشت که این حکم از سوی شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران و بهصورت غیابی صادر شده است.
نیلی در ادامه نوشت: «در فرصت قانونی اقدامات لازم جهت اعتراض به این حکم را انجام خواهیم داد.»
پناهی در حال حاضر در خارج از کشور بهسر میبرد.
فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته این فیلمساز، شهریور ماه به نمایندگی از فرانسه برای رقابت در اسکار بهترین فیلم بینالمللی در سال ۲۰۲۶ انتخاب شد.
این فیلم داخل ایران و بدون دریافت مجوز رسمی و با نافرمانی در برابر سیاست حجاب اجباری جمهوری اسلامی ساخته شده است.
این فیلمساز منتقد، ۲۷ شهریور در نشست خبری جشنواره بینالمللی فیلم بوسان، به مناسبت نمایش فیلم تازهاش تاکید کرد که «هیچکس نمیتواند جلوی فیلمسازی را بگیرد» و فیلمسازان همواره راهی برای خلق اثر پیدا میکنند.
او ۱۷ شهریور نیز هنگام دریافت جایزه ویژه جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو نسبت به نشانههای فزاینده اقتدارگرایی و سرکوب سیاسی در جهان هشدار داد و گفت :«همه باید این نشانهها را جدی بگیریم.»
پناهی که تاکنون جایزه خرس طلایی برلین را برای فیلم تاکسی و شیر طلایی ونیز را برای فیلم دایره دریافت کرده است، پس از کسب نخل طلای جشنواره کن برای آخرین ساختهاش، به یکی از معدود فیلمسازانی تبدیل شد که موفق به کسب این سهگانه معتبر سینمایی شدهاند.
چهارم خرداد، ۱۴۳ فعال سیاسی، مدنی، فرهنگی و هنری با انتشار بیانیهای مشترک کسب نخل طلای پناهی را افتخاری بزرگ برای سینما و جامعه مدنی ایران خواندند و او را نمونهای از هنرمند متعهد به «ارزشهای والای انسانی» توصیف کردند.
پناهی از جمله هنرمندان معترض به جمهوری اسلامی است که در سالهای گذشته بارها بهدلیل ساخت فیلم و فعالیتهای مدنی خود در ایران با برخورد نهادهای امنیتی مواجه شده و از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی محاکمه و زندانی شده است.
این فیلمساز ۶۵ ساله آخرین بار در ۲۰ تیر ۱۴۰۱ برای اجرای حکم حبس پیشین خود به زندان اوین منتقل شد و پس از هفت ماه، در ۱۴ بهمن همان سال از زندان آزاد شد.
او پس از خروج از زندان، با کارزارهایی مثل «نه به اعدام» همراهی و در تجمعات فعالان مدنی مقابل زندان اوین شرکت کرد.
سیانان به نقل از یک منبع آگاه اسرائیلی گزارش داد دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، در تماس تلفنی دوشنبه خود درباره مسائلی از جمله تحولات غزه، ایران، لبنان و سوریه گفتوگو کردهاند.
بر اساس گزارشهای منتشر شده از این تماس، رییسجمهوری آمریکا ۱۰ آذرماه از نخستوزیر اسرائیل دعوت کرد تا «در آیندهای نزدیک» بار دیگر به کاخ سفید سفر کند.
در صورت انجام این سفر، این پنجمین دیدار رهبران دو کشور در دولت دوم ترامپ خواهد بود.
روزنامه تایمز اسرائیل در گزارشی نوشت که دو طرف در این گفتوگو بر «اهمیت و تعهد به از میان بردن توان نظامی حماس و خلع سلاح نوار غزه» تاکید و درباره «گسترش توافقهای صلح» گفتوگو کردند.
بر اساس گزارش سیانان، در این تماس دو طرف درباره درخواست عفو نتانیاهو نیز گفتوگو کردند.
رسانههای اسرائیلی گزارش دادند این تماس پس از درگیری اخیر نیروهای ارتش اسرائیل با افراد مسلح در جنوب سوریه و هشدار ترامپ مبنی بر اهمیت حفظ ثبات در این کشور انجام شد.
ترامپ دوشنبه در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «بسیار مهم است که اسرائیل گفتوگوی موثر با سوریه را حفظ کند و هیچ اتفاقی نیفتد که بخواهد مانع از تبدیل سوریه به یک کشور مرفه شود.»
او اعلام کرد واشینگتن از «نتایج بهدستآمده در سوریه» رضایت دارد و دولت او «تمام توان خود را برای تقویت مسیر بازسازی این کشور» به کار گرفته است.
تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا در امور سوریه، ۲۱ آبان اعلام کرد دمشق از این پس در مقابله با بقایای داعش، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حماس، حزبالله و دیگر «شبکههای تروریستی»، فعالانه با آمریکا همکاری خواهد کرد و شریک متعهدی در تلاش جهانی برای تامین صلح خواهد بود.
رییسجمهوری آمریکا در پیام خود نوشت یکی از عواملی که «بهطور چشمگیر به سوریه کمک کرده، لغو تحریمهای بسیار سخت و گزنده بوده» و باور دارد این اقدام «از سوی سوریه، رهبری آن و مردمش» مورد قدردانی قرار گرفته است.
وزارت خزانهداری آمریکا ۱۹ آبان اعلام کرد اجرای تحریمهای «قانون سزار» علیه سوریه برای ۱۸۰ روز به حالت تعلیق درآمده اما این تعلیق شامل معاملات مرتبط با روسیه و جمهوری اسلامی نمیشود.
قانون سزار مجموعهای از تحریمهای سختگیرانه است که در سال ۲۰۲۰ تصویب شد و هدف آن اعمال فشار اقتصادی بر حکومت اسد بهدلیل «جنایتهای جنگی و نقض گسترده حقوق بشر» عنوان شد.
ترامپ با اشاره به احمد الشرع، رییسجمهوری موقت سوریه، گفت که او «با پشتکار در حال تلاش برای ایجاد تحولات مثبت است» و افزود که این وضعیت میتواند زمینهساز «یک رابطه بلندمدت و موفق میان سوریه و اسرائیل» شود.
او این شرایط را «فرصتی تاریخی» توصیف کرد و گفت اتفاقات اخیر «به موفقیتهای پیشین در مسیر صلح در خاورمیانه افزوده است».
یک مقام وزارت خارجه سوریه یکشنبه گفت این کشور خواهان تضمین از سوی اسرائیل و توقف حملات و نفوذ به خاک سوریه است.
او افزود توافق امنیتی میان سوریه و اسرائیل «در شرایطی که حملات کنونی ادامه دارد، قابل اجرا و ادامه نیست».
این مقام سوری اضافه کرد حملات اسرائیل با هدف تضعیف سوریه انجام میشود و این کشور از زمان سقوط بشار اسد، بیش از هزار حمله هوایی به سوریه انجام داده است.
مقامهای اسرائیلی هشتم آذر اعلام کردند قصد عقبنشینی از مناطق تحت کنترل خود در سوریه، از جمله ارتفاعات هرمون (جبلالشیخ) را ندارند و چشماندازی برای توافق با دمشق در آینده نزدیک نمیبینند.
فریبی بزرگتر از این در ایران امروز نیست که جمهوری اسلامی خود را حافظ و مدافع تمامیت ارضی ایران، معرفی و تبلیغ میکند.
این ادعا در سالهای گذشته، توجیهی برای فعالیتهای منطقهای بسیار پرهزینه و ضدملی نیروی قدس سپاه پاسداران بود و پس از جنگ ۱۲ روزه، به مستمسکی تازه برای عوامفریبی و تداوم اقتدار غیردموکراتیک حکومت تبدیل شده است.
قلمرو ملی، مرزهای جغرافیایی و یکپارچگی سرزمینی
مرزهای جغرافیایی از مفاهیم محوری موضوعاتی مانند قلمرو ملی و تمامیت ارضی است و در حقوق و مناسبات بینالملل، حاکمیت سیاسی بدون سرزمین مشخص معنا پیدا نمیکند. سرزمینی که شامل زمین و آسمان و دریا و یکپارچه و غیرقابل تعرض است.
دولتها با ابزارهای مختلف، از جمله حقوقی و دیپلماتیک و نیز دفاعی و امنیتی و نظامی، برای حفظ تمامیت ارضی کشور خود و جلوگیری از تهدید و تعرض و تجاوز خارجی، اقدام میکنند.
همزمان، تکیه به اقداماتی سیاسی، اداری و حاکمیتی و نیز اقتصادی و اجتماعی برای حفظ یکپارچگی سرزمینی و تداوم و استحکام قلمرو ملی، غیرقابل اجتناب و بااهمیت است.
مشروعیت و کارآمدی حکومت، حکمرانی مسئولانه و پاسخگو و موثر، نظام سیاسی حامی مشارکت و آزادی شهروندان و نیز دولت پیگیر توسعه اقتصادی متوازن و پایدار، از جمله شاخصههای این اقدامات سیاسی و اجتماعی به شمار میروند.
به بیان دیگر، حفظ مرزها، الزاما به معنای حفظ سرزمین نیست؛ حراست از تمامیت کشور نیازمند تحقق امنیت زندگی شهروندان در سطوح و وجوه مختلف و نیز پاسداری از امنیت زیستمحیطی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.
نظام مبتنیشده بر ولایت مطلقه فقیه، بهویژه پس از جنگ ۱۲ روزه، خود را حافظ مرزها و یکپارچگی سرزمینی ایران معرفی و تبلیغ میکند.
جدای از آنچه به عوارض سیاست کلان غربستیزی، منازعه با آمریکا و نفی مطلق اسرائیل مربوط است و صرفنظر از آنچه که به پیامدهای سوء سرکوبگری حکومت و نفی آزادی و مشارکت سیاسی گروههای مختلف اجتماعی ارتباط دارد، جمهوری اسلامی با تلفیقی از بیکفایتی، ناکارآمدی، فساد و غارتگری و بیتدبیری، عرصههای گوناگونی از سرزمین ایران را هدف قرار داده است.
نابودی بیش از دو میلیارد اصله درخت در چهار دهه گذشته، خسارت هولناک به منابع آب زیرزمینی کشور که احیای آن بنا بر ارزیابی کارشناسان به حدود ۷۰ هزار سال زمان نیاز دارد، فرونشست غیرقابل بازگشت زمین در بیش از ۱۰۰ دشت، خشکشدن اکثر تالابهای کشور و تبدیل آنها به کانون ریزگرد، آتشسوزی در دهها هکتار از جنگلهای تاریخی هیرکانی در آبانماه و تشدید و گسترش آلودگی هوا در استانهای مختلف، تنها جلوههایی فاجعهبار و تلخ از سوختن سرزمین ایران در آتش جمهوری اسلامی است.
چنین حکومتی، چگونه مدعی و مبلغ حفظ تمامیت سرزمینی ایران است؟
هسته سخت قدرت در جمهوری اسلامی، بهجای اولویت دادن به حفظ آب و خاک و هوای ایران و تامین حداقلهای زیستی و معیشتی ایرانیان، ستیز با غرب و پیگیری توهمات ایدئولوژیک را کانون اقدام و هزینهکرد منابع ملی قرار داده است.
اینچنین، بهجای تامین هلیکوپتر و هواپیمای کافی برای مقابله با آتشسوزی در جنگلها، در فکر اقدام امنیتی علیه مراکز اسرائیلی در اوگاندا یا استرالیاست یا بهجای تامین اعتبار لازم برای بهرهبرداری از انرژی پاک و ارتقای کیفیت خودروها و بهبود سوخت، بر شمار موشکهای بالستیک و پهپادهای خود اضافه میکند.
اتخاذ راهبردها و سیاستهای بسیار پرهزینه در حوزههای اتمی، موشکی و منطقهای، یا پیگیری توهم نابودی اسرائیل بهمثابه کشوری صاحب کرسی در سازمان ملل متحد و طرح ادعای هماوردی تا سقف نزاع با آمریکا، چگونه میتواند حافظ یکپارچگی سرزمین ایران باشد؟
اینکه جزایر سهگانه ایرانی در خلیج فارس بیش از هر زمان، در معرض تهدید و جدایی از کشور قرار گرفتهاند، چیزی جز عارضه حکمرانی غیرملی و متوهمانه در جمهوری اسلامی است؟
بدیهی است که رژیم جمهوری اسلامی، همچون هر حکومت دیگری برای تداوم بقا و سودجویی خود به سرزمینی نیاز دارد و البته وظیفه دارد برای حفاظت از تمامیت ارضی، اقدام کند اما خروجی واقعی سیاستهای داخلی، منطقهای، نظامی، اتمی و بینالمللی جمهوری اسلامی، به چه میزان ضامن حراست از ایران، ایران امروز و فردا، بوده است؟
سلامت جسمی و روانی میلیونها شهروند و بهویژه کودکان و زنانی که هر روز هوایی بسیار آلوده استنشاق میکنند، یا از کالری کمتر و سبد غذایی بیارزشتری برخوردار میشوند، چه وضعی دارد و چه کیفیتی خواهد داشت؟
خسارتهای گوناگون وارد شده به تکتک ایرانیان و عوارض سنگین این شرایط برای جامعه و کشور، در کوتاهمدت و درازمدت، در کدام دادگاه منصف محاسبه خواهد شد و کدام مقام و نهاد حکومتی، پاسخ خواهد گفت؟
یکی از شاخصترین عوامل تهدید تمامیت ارضی، تهی شدن سرزمین از جمعیت و بهویژه مهاجرت روزافزون و بیسابقه نسل جوان و تحصیلکرده و نخبگان است.
حکومتی که به مراقبت و حمایت از منابع انسانی کشور، بیاعتنایی نشان میدهد و حتی شهروندان را به شکلهای گوناگون و به بهانههای مختلف، از حجاب اجباری تا باورهای سیاسی و مذهبی، هدف سرکوب و محدودیت قرار میدهد، در عمل یکپارچگی سرزمینی ایران را هدف گرفته است.
چنین است بیتوجهی جمهوری اسلامی به رعایت توازن در توسعه و تقویت رشد اقتصادی و اجتماعی در استانهای مرزی، که رویکردی یکسر غیرملی و متنافر با تمامیت ارضی است.
توسعهنیافتگی منطقهای و تشدید شکاف میان پایتخت یا برخی شهرها با بعضی مناطق کشور، بهویژه سیستان و بلوچستان و کردستان، نهتنها به معنای تضییع حقوق طیفی از شهروندان ایران است که یکپارچگی سرزمینی را هم تهدید میکند.
به بیان دیگر، جمهوری اسلامی هرچند در ظاهر مرزها را حفظ کرده باشد یا خود را مراقب مرزهای کشور توصیف کند، اما سرزمین ایران را فرسوده و تخریب کرده است.
هر کلام و توضیحی بیش از آنچه که به اجمال فهرست شد، به اضافهگویی و تکرار پهلو خواهد زد.
تنها میباید به تلخی افزود که تاسفبار است با چنین شرایطی، نه فقط دلبستگان ولایت فقیه و همراهان حکومت، بلکه گروهی از شبهاپوزیسیون و حتی طیفی از بهظاهر مخالفان استبداد دینی، رژیم ضدملی را حافظ تمامیت ارضی، توصیف و تبلیغ میکنند و درباره نیرنگی بزرگ با مضمون تهدید یکپارچگی سرزمینی پس از سرنگونی جمهوری اسلامی، هشدار میدهند.
گذار از رژیم سرکوبگر، ناکارآمد و غارتگر حاکم بر ایران و گذار به دموکراسی، نهتنها تامینکننده منافع ملی به معنای دقیق و عام آن است، بلکه ضامن حفظ هرچه بیشتر یکپارچگی سرزمینی و موجب حراست از سرمایهها و منابع کشور در چهارچوب مفهوم گرانسنگ و فراگیر تمامیت ارضی ایران است.
معاون سازمان حفاظت محیط زیست کشور، میزان خسارت و آسیب وارد شده به جنگلهای الیت در استان مازندران را حدود ۲۰ درصد عنوان کرد و گفت وسعت آتشسوزی در این جنگلها بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ هکتار برآورد میشود. به گفته هادی کیادلیری، آتشسوزی در جنگلهای الیت همچنان ادامه دارد.
او در نشستی که دوشنبه ۱۰ آذر به مناسبت روز جهانی خاک برگزار شد، به خبرگزاری ایرنا گفت آتشسوزی جنگلهای الیت از ۱۰ آبان و در پی آتش گرفتن چند درخت بهدست عوامل انسانی آغاز شد.
کیادلیری افزود: «هنوز درگیر هستیم و نیروهای محیط زیست و منابع طبیعی در حال تلاش برای مهار کامل آتش هستند؛ در حالی که باد با سرعت ۶۰ کیلومتر در ساعت این آتش را تشدید میکند.»
به گفته این مقام سازمان حفاظت محیط زیست، میانگین سالانه آتشسوزی جنگلها در ایران در ۱۰ سال اخیر حدود ۱۸ هزار هکتار بوده، اما در برخی سالها به ۵۰ تا ۶۰ هزار هکتار نیز رسیده که نشاندهنده شدت و گستردگی بیشتر این حوادث است.
پیشتر و در ششم آذر، مجید زکریایی، فرمانده یگان حفاظت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری ایران، اعلام کرد جنگلهای الیت در ماه جاری دو بار در ۱۰ و ۲۴ آبان دچار آتشسوزی شد و حدود ۱۰ هکتار از اراضی جنگلی از بین رفت.
همان روز و با وجود اعلام رسمی نابودی ۱۰ هکتاری، شماری از ساکنان منطقه و کاربران شبکههای اجتماعی با استناد به تصاویر میدانی و گستردگی حریق، رقم اعلامشده را کمتر از ابعاد واقعی آتشسوزی دانستند.
با گذشت نزدیک به یک ماه از آغاز این حریق گسترده، ادامه آتشسوزی در جنگلهای الیت و ناتوانی مقامهای جمهوری اسلامی در مهار آن، موجی از انتقادها را به همراه داشته است.
از بین رفتن خاک غنی و آلی چند میلیون ساله
صفدر نیازی شهرکی، معاون آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی، ۱۰ آذر گفت: «در آتشسوزی جنگلها درختان بسیاری را از دست دادیم اما کسی نمیپرسد این آتشسوزیها چه بلایی سر خاک میآورد؟ چقدر خاک در این آتشسوزی از بین رفت؟»
او اضافه کرد که آتشسوزی جنگلهای الیت، در کنار درختان، بسیاری از «خاک غنی و آلی» را که طی میلیونها سال تشکیل شده بود، از بین برد.
همزمان، عباس پوریانی، رییس کل دادگستری استان مازندران، گفت: «بحث عمدی یا غیرعمدی بودن آتشسوزیهای اخیر در استان در حال بررسی است و تاکنون گزارشی مبنی بر عمدی بودن آتشسوزی بهدست ما نرسیده است.»
او اضافه کرد: «افرادی در این زمینه دستگیر شدند اما دلیلی مبنی بر اینکه عمدی در کار بوده یا با برنامه و دسیسه بوده، وجود نداشت. در رابطه با آتشسوزی شرق استان نیز چند نفر شناسایی شدند. اگر عمدی بودن آتشسوزیها محرز شود، برخورد ما قاطع خواهد بود.»
در سوی دیگر، گزارشهای منتشر شده در رسانههای ایران حاکی است آتشسوزیهای سریالی در جنگلهای شمال همچنان ادامه دارد و طی روز جاری، آتشسوزی در دو نقطه از عرصههای جنگلی منطقه باغشاه توسکستان شهرستان گرگان گزارش شد.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، ۱۰ آذر در گزارشی نوشت در هفته گذشته هفت شهرستان در ۲۰ نقطه دچار حریق شدند و روز گذشته نیز روستای آققمیش گالیکش درست در همان نقطه که هفته قبل دچار حریق شده بود، آتش گرفت.
آتشسوزی در جنگلهای ایران پدیدهای مسبوق به سابقه است و در گذشته نیز بهدلیل نبود اعتبار، تجهیزات و نیروهای متخصص و همچنین ناهماهنگی میان دستگاههای مختلف جمهوری اسلامی، مهار آن با دشواریهای جدی همراه بوده است.
ذکریایی، پنجم آذر اعلام کرد در هشتماهه نخست سال جاری، در جریان دو هزار و ۳۱۰ فقره آتشسوزی، حدود ۴۵ هزار و ۸۰۹ هکتار از اراضی عرصههای ملی، جنگلی و مرتعی کشور آسیب دید.
تکرار آتشسوزیها و ناتوانی جمهوری اسلامی در مهار به موقع آنها، نگرانیها را درباره آینده منابع طبیعی ایران افزایش داده و فشار برای پاسخگویی و اصلاح مدیریت بحران را بیشتر کرده است.
بر اساس دادههای شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، وضعیت هوای این شهر برای دهمین روز متوالی قرمز اعلام شد. این بدان معناست که هوا در پایتخت برای همه گروهها ناسالم است. مدارس استانهای خوزستان، مرکزی و قم نیز بهدلیل آلودگی هوا غیرحضوری شدند.
رسانههای ایران دوشنبه ۱۰ آذر گزارش دادند میانگین غلظت ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون در هوای تهران طی ۲۴ ساعت گذشته به ۱۵۹ واحد رسید.
بر اساس گزارشها، هوای تهران از ابتدای سال جاری تا چهارم آذرماه ۶ روز پاک، ۱۲۳ روز قابل قبول، ۱۰۶ روز ناسالم برای گروههای حساس، ۱۶ روز ناسالم، ۲ روز بسیار ناسالم و ۲ روز خطرناک داشته است.
محمد اسماعیل توکلی، رییس مرکز اورژانس استان تهران، ۹ آذر با اشاره به تشدید بحران آلودگی هوا اعلام کرد تنها در هشت روز اخیر، ۳۵۷ مورد فوت در تهران ثبت شده که آلودگی هوا میتواند در بخشی از آن نقش داشته باشد.
او گفت همزمان با آغاز موج آلودگی در آبانماه، ۲۲۷ هزار تماس با اورژانس برقرار شده که ۲۲ درصد آنها مرتبط با آلودگی هوای تهران و استان بوده است.
غلظت ذرات معلق هوای تهران به ۱۰ برابر حد مجاز جهانی رسید
روزنامه «پیام ما» ۱۰ آذر به نقل از سازمان محیط زیست گزارش داد غلظت ذرات معلق هوای تهران در روزهای اول تا ششم آذر حدود ۱۰ برابر حد مجاز جهانی بوده است.
ترکیب دیزل فرسوده، سوزاندن ضایعات و سوخت پرگوگرد در کنار وارونگی دما، از عوامل اصلی این آلودگی اعلام شده است.
این روزنامه با اشاره به مصرف سوخت با گوگرد بسیار بالا در نیروگاهها افزود: «پایش سوخت نیروگاههای تهران، البرز و قزوین نشان داد هیچکدام از آنها با استاندارد یورو چهار منطبق نیستند و در نیروگاههای پرند و ری، میزان گوگرد تا ۱۰۰ برابر حد مجاز گزارش شده است. در نیروگاه دماوند نیز مقدار گوگرد بیش از ۱۰ برابر استاندارد استفاده میشود.»
پیام ما گزارش داد شهرری، باقرشهر، آزادگان و مناطق ۱۸ و ۲۲ تهران بیشترین غلظت آلایندهها را دارند و آلودگی از این مناطق به مرکز و جنوب تهران گسترش یافته است.
این روزنامه تاکید کرد از ابتدای سال جاری تا پنجم آذر، میزان ذرات معلق در تهران ۱۳ درصد بیشتر از مدت مشابه سال ۱۴۰۳ بوده است.
این آمار روند تشدید آلودگی در پایتخت را نشان میدهد.
غیرحضوری شدن مدارس در برخی شهرها
پیشتر در استان تهران، آموزش در تمام مدارس و دانشگاهها در روزهای ۹ و ۱۰ آذر غیرحضوری اعلام شد. اکنون در شماری از دیگر شهرهای ایران نیز شرایط مشابهی حاکم است.
محمدجواد اشرفی، دبیر کارگروه اضطرار آلودگی هوای خوزستان، از فعالیت غیرحضوری مدارس و دانشگاهها در شش شهر این استان در ۱۰ آذر بهدلیل آلودگی هوا خبر داد.
اشرفی گفت در این تاریخ، فعالیت دانشگاهها و مدارس در همه مقاطع تحصیلی در شهرستانهای اهواز، حمیدیه، کارون، باوی، ماهشهر و شوشتر بهصورت غیرحضوری است.
مدارس برخی شهرها و روستاهای استانهای مرکزی و قم نیز ۱۰ آذر غیرحضوری شدند.
همزمان یک شهروند با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال، وضعیت هوای روستای کیانآباد شیراز در صبح ۱۰ آذر را نشان داد و گفت در حالی که فرزندان مقامهای جمهوری اسلامی در خارج از ایران هوای پاک تنفس میکنند، در کشور هوای آلوده وارد ریههای مردم میشود.
انتقاد از سانسور اخبار مربوط به آلودگی هوا
سمیه رفیعی، رییس فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی، ۱۰ آذر از «کمبود اطلاعرسانی شفاف» و «سانسور» اطلاعات در زمینه آلودگی هوا در ایران انتقاد کرد.
او در همین زمینه گفت: «درباره دلایل آلودگی هوا بهخوبی با مردم صحبت نمیشود. این حق مردم است که اطلاعات درست و بهروز درباره وضعیت آلودگی هوا داشته باشند.»
او به خاموش کردن تابلوهای شاخص کیفیت هوا در برخی نقاط اشاره کرد و افزود این تابلوها و دستگاههای مسئول مانند سازمان محیط زیست و وزارت بهداشت باید «اطلاعات بهروز» و «دستورالعملهای مواجهه با آلودگی هوا» را در این روزها «بدون هیچ سانسوری و بهصورت دقیق» منتشر کنند.
درباره «۸۰ درصد منابع آلودهکننده هوا» صحبتی نمیشود
مازیار بیگلو، دبیر انجمن سازندگان قطعه و مجموعههای خودرو، ۱۰ آذر در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا، سانسور اطلاعات در خصوص آلودگی هوا را تایید کرد.
او گفت: «در رابطه با خودروهای سواری و شخصی، سهم این خودروها در آلودگی هوا کمتر از ۲۰ درصد است. این یعنی ما حدود ۸۰ درصد مشکل را نادیده گرفتهایم و تنها قصد داریم یک بخش ۲۰ درصدی را در نظر بگیریم.»
بیگلو افزود: «بارها گفته شده که مصلحت این است که درباره ۸۰ درصد منابع آلودهکننده هوا صحبت نشود.»
برخلاف وعدههای پیشین مقامهای جمهوری اسلامی، مازوتسوزی به گزینه رسمی و مورد اتکا برای حکومت در مدیریت بحران انرژی تبدیل شده و این روند همچنان در جریان است.
پیشتر سازمان محیطزیست اعلام کرد بخش مهمی از آلودگی بیسابقه هوای تهران در روزهای گذشته ناشی از سوزاندن گازوئیل غیراستاندارد و مازوت در نیروگاههای اطراف این کلانشهر، بهویژه رجایی، شهر ری، دماوند، پرند و کرج است.
نتایج پژوهشی تازه در ایران نشان میدهد ریشه بسیاری از رفتارهای قلدری میان نوجوانان به فضای خانه برمیگردد؛ جایی که نوع رابطه با والدین و میزان برخورداری از حمایت اطرافیان میتواند زمینهساز پرخاشگری در مدرسه یا عاملی برای جلوگیری از آن باشد.
قلدری و آزار همکلاسیها سالها است یکی از نگرانیهای اصلی خانوادهها و معلمان در مدارس ایران و جهان به شمار میرود.
دو پژوهشگر ایرانی معتقدند برای فهم این پدیده باید به خانه و کیفیت رابطه والدین و فرزندان نگاه کرد.
افضل اکبری بلوطبنگان، استادیار گروه روانشناسی و مشاوره دانشگاه فرهنگیان تهران و مینا حیدری، دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی در دانشگاه آزاد کاشمر، در تحقیق خود قلدری در نوجوانان را بر اساس بدرفتاری والدین، پیوند عاطفی فرزندان با والدین، و میزان حمایت اجتماعی ادراکشده بررسی کردند.
یافتههای این پژوهش در آخرین شماره مجله «روانشناسی بالینی» دانشگاه سمنان منتشر شد.
در این پژوهش ۲۸۷ نوجوان دختر و پسر ۱۴ تا ۱۷ ساله پس از تکمیل چهار پرسشنامه استاندارد مربوط به قلدری، پیوند با والدین، بدرفتاری والدین و حمایت اجتماعی، ارزیابی شدند.
تمرکز مطالعه بر نوجوانانی بود که امتیاز بالاتری در شاخص قلدری داشتند.
در این مقاله قلدری فرآیندی تعریف شده که در آن، «فرد بهصورت آگاهانه بر فرد یا افراد ضعیفتر اعمال قدرت میکند».
وقتی الگوی خشونت از خانه میآید
طبق یافتهها، نوجوانانی که تجربه خشونت، تحقیر، کنترل شدید یا بیتوجهی عاطفی در خانه دارند، این الگو را به روابط با همسالان خود منتقل میکنند.
در این مقاله آمده است: «زمانی که کودکان مورد بدرفتاری والدین قرار میگیرند، این رفتارها را فراگرفته و در روابط بینفردی خود با دانشآموزان و همسالان مورد استفاده قرار میدهند.»
تحلیل دادههای پژوهش حاکی از آن است که بدرفتاری والدین رابطهای مستقیم و مثبت با قلدری دارد. در مقابل، وجود پیوند عاطفی قوی با والدین و احساس حمایت اجتماعی از سوی اطرافیان، نقش بازدارندهای در بروز چنین رفتارهایی ایفا میکند.
بر این اساس، پیوند عاطفی امن با والدین نقش حفاظتی جدی در برابر قلدری دارد. به عبارت دیگر، «کودکانی که پیوند عاطفی امنی با والدین خود دارند، خود را شایسته عشق و حمایت میدانند و با دیگران ارتباط مثبت برقرار میکنند»، کمتر به سمت رفتارهای پرخاشگرانه میروند.
در سوی دیگر، کودکانی که پیوند عاطفی ناامن با والدین خود دارند، در «خودتنظیمی» دچار مشکل میشوند و احتمال بروز رفتارهای «پرخاشگرانه و ضداجتماعی مانند قلدری» از سوی آنها در دوران نوجوانی بالاتر است.
همچنین بر پایه یافتههای پژوهش، «بدرفتاری مادر نسبت به بدرفتاری پدر، تاثیر قویتری بر ایجاد علائم قلدری دارد».
حمایت اجتماعی؛ سپر نامرئی
یکی از نتایج محوری این پژوهش به اهمیت «حمایت اجتماعی ادراکشده» اشاره دارد؛ یعنی میزان احساسی که نوجوان از در دسترس بودن حمایت عاطفی و عملی اطرافیان دارد.
هرچه او بیشتر باور داشته باشد که در میان اعضای خانواده، دوستان یا افراد اثرگذار زندگیاش کسانی هستند که در زمان نیاز میتواند به آنها رجوع کند و از حضورشان احساس اطمینان و آرامش داشته باشد، احتمال بروز رفتارهای پرخاشگرانه یا قلدری در او کمتر میشود.
نتایج پژوهش نشان میدهد کاهش احساس حمایت اجتماعی با افزایش رفتارهای قلدری در میان نوجوانان همراه است، در حالی که برخورداری از سطح بالاتری از حمایت اجتماعی میتواند تا حدی اثر منفی بدرفتاری والدین را خنثی کند.
به گفته پژوهشگران، نوجوانانی که در خانه با خشونت مواجهاند و در عین حال از حمایت عاطفی و اجتماعی محروم هستند، بیش از دیگران در معرض بروز رفتارهای پرخاشگرانه، از جمله قلدری، قرار دارند.
از خانه تا مدرسه؛ چه باید کرد؟
اکبری و حیدری بر این باورند که نتایج این پژوهش میتواند بهعنوان راهنمایی عملی برای مسئولان آموزشی و مشاوران مدارس مورد استفاده قرار گیرد.
به گفته آنان، بهرهگیری از این یافتهها به معلمان، مدیران، روانشناسان، مشاوران خانواده و متخصصان تعلیم و تربیت کمک میکند تا با تقویت رابطه میان والدین و فرزندان، گسترش حمایت اجتماعی و مهار رفتارهای خشونتآمیز در خانواده، زمینه کنترل و کاهش قلدری در مدارس را فراهم کنند.
این مقاله پیشنهاد میکند سبکهای فرزندپروری «آگاهانه و دموکراتیک» جایگزین روشهای تنبیهی و مستبدانه شود و والدین ضمن آشنایی با «تکنیکهای مدیریت رفتار کودکان»، بهجای خشونت راههای گفتوگو و هدایت را انتخاب کنند.
احترام متقابل والدین به یکدیگر و پرهیز از بیاحترامی و پرخاشگری در برابر چشمان کودکان میتواند از همان ابتدا سطح قلدری را در نوجوانان پایین بیاورد.
نویسندگان همچنین بر شناسایی و تقویت «منابع حمایتی» مختلف برای نوجوانان تاکید دارند.
جامعه آماری این پژوهش را نوجوانان مقطع متوسطه دوم در شهر گناباد تشکیل دادند.