افزایش هشدارها درباره تبعات حریق جنگلهای هیرکانی؛ کاربران از بیتفاوتی حکومت انتقاد کردند
آتشسوزی در جنگلهای هیرکانی چالوس وارد بیستمین روز خود شده و با وجود بهکارگیری عملیات هوایی و زمینی، بخشهایی از جنگل همچنان در حال سوختن است. کارشناسان میگویند تداوم این حریق میتواند یکی از مهمترین ذخایر طبیعی ایران را با آسیبهای جبرانناپذیر روبهرو کند.
اسماعیل کهرم، کارشناس محیط زیست، شنبه اول آذر گفت جامعه از مسئولان انتظار اقدام عملی دارد، نه اعلامهای تکراری درباره شدت حریق.
او تاکید کرد جنگلهای هیرکانی با قدمتی بیش از سه میلیون سال، در داخل کشور به اندازه ارزش واقعیشان جدی گرفته نمیشوند.
به گفته او، این جنگلها حتی از آمازون نیز قدیمیتر هستند و طی ۴۰ سال گذشته ۵۱ درصد از مساحت خود را از دست دادهاند.
هرچند برخی مقامهای جمهوری اسلامی در روزهای گذشته زمان آغاز آتشسوزی در جنگل الیت مازندران را ۲۴ آبان اعلام کردهاند، اما بررسی گزارشها نشان میدهد این منطقه دستکم از ۱۱ آبان تاکنون درگیر حریق بوده است.
کهرم در ادامه اظهارات خود هشدار داد در صورت ادامه قاچاق چوب و نبود مدیریت موثر، ممکن است تا ۴۰ سال آینده اثری از این جنگلها باقی نماند.
این کارشناس محیط زیست همچنین به وضعیت نامناسب نیروهای جنگلبانی اشاره کرد و گفت نبود تجهیزات و مشکلات مالی باعث شده قطع درختان در بسیاری از نقاط شمال کشور بدون کنترل ادامه یابد.
او بر ضرورت تخصیص بودجه و تهیه هواپیماهای آبپاش تخصصی برای حفاظت از جنگلهای هیرکانی تاکید کرد.
یک مقام مسئول از احتمال مهار آتش تا یکشنبه خبر داد
رضا افلاطونی، رییس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری، اول آذر با اشاره به صعبالعبور بودن منطقه گفت عملیات هوایی باید تا اطفای کامل ادامه یابد.
او پس از تشریح نیازهای عملیاتی برای وزارت دفاع، خواستار تداوم پروازهای تخصصی برای پاکسازی کامل منطقه شد.
به گفته او، «مرحله دوم» آتشسوزی جنگلهای الیت از هفته گذشته آغاز شده و با وجود تلاشها، «بخش کوچکی» از آتش همچنان فعال است.
مدیرعامل سازمان آتشنشانی تهران نیز گفت عملیات مهار آتش ادامه دارد و احتمال میرود تا فردا کامل کنترل شود.
بر اساس گزارشها، دو پهپاد مجهز به دوربین حرارتی برای شناسایی نقاط پنهان آتش به منطقه اعزام شدهاند.
با این حال، کارشناسان هشدار میدهند پوشش انبوه برگهای خشک، لاشه درختان، شیب تند و گرمای هوا روند کنترل آتش را دشوار کرده و ادامه این شرایط میتواند بخشهایی از این میراث ثبتشده یونسکو را نابود کند.
تصویر پهپادی از وسعت منطقه حریق در جنگلهای الیت
واکنشهای گسترده به آتشسوزی جنگلهای هیرکانی
همزمان با ادامه آتشسوزی در جنگلهای هیرکانی و روند کند مهار حریق، موجی از واکنشها و انتقادها در شبکههای اجتماعی شکل گرفته است.
کاربران از «بیکفایتی»، «بیتوجهی مزمن به محیط زیست» و «نبود پاسخگویی مسئولان» جمهوری اسلامی انتقاد کردهاند.
کاربری با نام اعظم بهرامی در شبکه اجتماعی ایکس، صحنههای آتشسوزی را چنین توصیف کرد: «آتش از سینهکش جنگل درختان را میبلعد و میرود بالا و مردم با دست خالی دنبالش میدوند تا مهارش کنند؛ تا درختان و خاک هیرکانی را در آغوش بکشند، تا در آتشی که حکمرانی جمهوری اسلامی به پا کرده نسوزد و خاکستر نشود.»
او با اشاره به تلاش داوطلبان، از نبود امکانات و رها شدن مردم در برابر حریق انتقاد کرد.
حساب کاربری فلات ایران با انتشار عکسی از استوری اینستاگرام حامد تیزرویان، فعال محیط زیست، توجه کاربران را جلب کرد.
تیزرویان در استوری خود با انتقاد از رویکرد مسئولان حکومت در قبال آتشسوزی اخیر نوشته بود: «اگر اعتراضات مردمی نبود، این آدمها حتی حاضر نیستن از روی صندلیشون پاشن برن ببینن اونجا چه خبره.»
این واکنش بهطور گسترده بازنشر شد و شماری از کاربران نوشتند نبود نظارت، امکانات و تجهیزات هوایی و حضور دیرهنگام مدیران مسئول، یکی از دلایل گسترش حریق در روزهای اخیر بوده است.
کاربری دیگر با نام زهرا ضمن اشاره به پیامدهای گستردهتر بحرانهای زیستمحیطی کشور نوشت: «جنگلهای هیرکانی بیش از دو هفته است که دارند میسوزند. هوای تهران به حدی آلوده است که انگار مه همه جا را پوشانده. حجم آب سدها به پایینترین میزان در ۶۰ سال گذشته رسیده. بعد گفتوگوی ویژه خبری درباره چیه؟ درباره "الزامات و جایگاه زیست عفیفانه در جامعه"؛ یعنی چگونگی برخورد با زنها.»
این واکنشها بازتابدهنده فضایی است که بسیاری از شهروندان آن را نشانه «بیاولویتی بحرانهای محیط زیستی» در میان نهادهای تصمیمگیر حکومت توصیف میکنند.
کاربران نوشتهاند در حالی که جنگلهای ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو هفتههاست درگیر آتشسوزی هستند، دستگاههای مسئول یا اطلاعرسانی دقیقی ارائه نکردهاند یا تمرکز خود را بر موضوعاتی گذاشتهاند که ارتباطی با وضعیت بحرانی محیط زیست ایران ندارند.
شماری از کاربران نیز از تلاش نیروهای مردمی، امدادی و داوطلبان محیط زیست تقدیر کرده و نوشتهاند اگر حضور داوطلبان محلی و گروههای امداد نبود، «ابعاد فاجعه بسیار بزرگتر» میشد.
کاربران میگویند انتظار دارند نهادهای مسئول علاوه بر ارائه گزارشهای دقیق پاسخ دهند که چرا کشوری با این وسعت مناطق جنگلی و سابقه طولانی آتشسوزیهای طبیعی، هنوز ناوگان مجهز هوایی و تجهیزات کافی برای مهار سریع حریق در اختیار ندارد.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.