امسال برای اولین بار در تاریخ، فیلمهای سه فیلمساز ایرانی از سوی سه کشور مختلف به آکادمی علوم و هنرهای سینما برای جایزه اسکار در بخش بهترین فیلم بینالملل که پیشتر با نام بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان شناخته میشد، ارائه شده است.
هر سال هر کشور یک فیلم را به آکادمی معرفی میکند تا برای گرفتن اسکار مورد بررسی قرار بگیرد.
سال گذشته ۸۵ فیلم از ۸۵ کشور پذیرفته شده بود و امسال هم تا به امروز، ۶۰ فیلم از ۶۰ کشور معرفی شده است و احتمالا در چند روز مهلت باقیمانده، این رقم به مانند سال گذشته به چیزی حدود ۸۵ تا نهایتا ۹۰ فیلم خواهد رسید.
در سالهای اخیر فیلمهای بخش بینالملل این فرصت را یافتهاند تا به جز این بخش در بخشهای دیگری هم نامزد شوند و از طرفی کشورهای به ویژه اروپایی برای اولین بار حاضر شدهاند که فیلمهایی را به عنوان منتخب خود به اسکار معرفی کنند که زبانش زبان رسمی آن کشور نیست و کارگردان فیلم هم شهروند آن کشور محسوب نمیشود.
سال گذشته آلمان در یک اقدام تاریخی، فیلم «دانه انجیر معابد» ساخته محمد رسولاف را که در جشنواره کن موفق عمل کرده بود، به دلیل داشتن تهیه کننده آلمانی به عنوان نماینده این کشور به اسکار فرستاد و فیلم وارد فهرست پنج نامزد نهایی اسکار هم شد.
امسال هم در اتفاق تاریخی دیگری، فرانسه پس از هیاهو و بحثهای بسیار در مطبوعات، سرانجام فیلم «یک تصادف ساده» ساخته جعفر پناهی، برنده نخل طلای امسال جشنواره کن، را به عنوان نماینده این کشور انتخاب کرد.
فیلمی به زبان فارسی و ساخته شده در ایران، حالا نماینده کشوری است که اتفاقا به زبان و فرهنگ خود بسیار حساس است و گفته میشد فیلم «آناتومی یک سقوط»، برنده نخل طلای آن سال، را به خاطر زبان انگلیسیاش به اسکار نفرستاد.
حالا در تغییری عمده و قابل توجه، فرانسویها پذیرفتهاند که با فرستادن فیلم برنده نخل طلای امسال به اسکار، بخت خود را در این رقابت تنگاتنگ با کشورهای دیگر افزایش دهند.
البته اگر فیلم پناهی در نهایت بازی را به فیلم فرانسوی «موج نو»، مهمترین رقیب خود، میباخت، هنوز این امکان را داشت که از سوی لوکزامبورگ، به عنوان یکی دیگر از کشورهای سهیم در تولید این فیلم، به اسکار معرفی شود.
نمایی از فیلم یک تصادف ساده، ساخته جعفر پناهی
فیلم پناهی به احتمال زیاد نه تنها در فهرست اولیه ۱۵ فیلم این بخش حضور خواهد داشت، بلکه به راحتی به فهرست پنج نامزد نهایی هم وارد خواهد شد و به این ترتیب او را در مراسم اسکار امسال خواهیم دید. هرچند فیلم پناهی رقبای سرسختی چون «صراط» (اولیویر لاکس) و «صدای سقوط» (ماشا شیلینسکی) دارد و در نهایت هم به نظر میرسد «ارزشهای احساسی» شاهکار یواکیم تریه، بیشترین بخت را برای دریافت این جایزه دارد.
حقیقت این است که رایدهندگان فرصت تماشای همه ۸۵ فیلم این بخش را ندارند. به همین دلیل آنها بر فیلمهایی متمرکز میشوند که موفقیتهای بزرگ بینالمللی در جشنوارهها داشته و در میان منتقدان محبوب شدهاند.
از این رو انتخاب فیلم برای فرستادن به اسکار، به طور کلی بر اساس ارزشهای فیلم نیست، بلکه هیاتهای بررسی و انتخاب معمولا به فیلمهایی توجه نشان میدهند که پیشتر موفقیتهای جهانی چشمگیری داشتهاند.
به همین دلیل، کار بررسی و انتخاب فیلمها در ایران در سالهای اخیر، هر بار روند ناموفق و غیرحرفهای داشته که ره به جایی نمیبرد؛ در سالهایی با انتخاب فیلمهای دولتی و پروپاگاندا که کسی در جهان اسمشان را هم نشنیده بود، تا نادیده گرفتن کامل فیلمهای زیرزمینی موفق در همه این سالها.
مهمترین نکته اینکه انتخاب فیلمها در ایران از سوی هیاتی دولتی صورت میگیرد. در نتیجه فیلمهای زیرزمینی ایرانی که در دو سه سال اخیر حرف اول را در جشنوارههای جهانی زدهاند، از این بررسی و انتخاب دور ماندهاند.
به طور طبیعی سال گذشته فیلم «دانه انجیر معابد» و امسال فیلم «یک تصادف ساده» باید از سوی ایران به آکادمی معرفی میشد و به این ترتیب دو نامزدی اسکار دیگر برای سینمای ایران به ثمر میرسید اما سانسورها و محدودیتهای حاکم، این اقبال و افتخار را از سینمای ایران دریغ کرده است.
امسال از مدتها پیش جدالی بین دو فیلم «پیر پسر» (اکتای براهنی) و «زن و بچه» (سعید روستایی) درگرفته بود و هر دو فیلم به ویژه زن و بچه، با تبلیغات گسترده در رسانهها، خود را لایقترین انتخاب برای معرفی به اسکار معرفی میکردند.
در نهایت اما کمیته انتخاب، شاید برای پایان دادن به غائله، فیلمی را انتخاب کرد که کسی گمان نمیبرد: «علت مرگ نامعلوم» ساخته علی زرنگار.
از نظر سینمایی پیر پسر در میان این سه فیلم، اثر برجستهتری است اما موفقیت بینالمللی فیلم -بردن جایزه یک بخش در جشنواره روتردام- برای موفقیت آن در اسکار کافی نبود.
برخلاف آنچه گفته میشد حسن پورشیرازی میتوانست جزو نامزدهای بازیگری هم قرار بگیرد، با نگاهی واقعبینانه اساسا این اتفاقی کاملا دور از ذهن به نظر میرسد، چرا که نامزد شدن بازیگری غیرانگلیسی زبان در اسکار از اتفاقات نادر روزگار است.
زن و بچه هم که اساسا در جشنواره کن شکست سختی خورد و کمترین توجه را به خود جلب کرد. در نتیجه، برخلاف تبلیغاتش، کوچکترین بختی در اسکار نداشت.
علت مرگ نامعلوم فیلمی دیدنی است که چند سال هم توقیف بوده اما به نظر نمیرسد آن هم کوچکترین بختی برای قرار گرفتن حتی در فهرست اولیه ۱۵ فیلمی این بخش داشته باشد؛ چراکه اساسا موفقیت بینالمللی درخوری نداشته است که رایدهندگان اسکار را برای تماشا ترغیب کند.
حالا اما یک فیلمساز جوان ایرانی دیگر به نام علیرضا خاتمی هم با فیلمی به نام «چیزهایی که میکشی» از سوی کانادا به آکادمی معرفی شده است. فیلمی که در ترکیه ساخته شده و تهیهکنندهای کانادایی دارد.
با اینحال این فیلم هم به نظر نمیرسد کوچکترین بختی برای انتخاب شدن در بین ۱۵ فیلم اولیه بخش بینالملل داشته باشد؛ فیلمهایی که روز ۱۵ دسامبر (۲۴ آذر) معرفی خواهند شد تا اعضای آکادمی در ماه ژانویه پنج نامزد نهایی بخش بینالملل را از میانشان انتخاب کنند.
در ادامه اعتراضها به مرگ سمیه رشیدی، زندانی سیاسی که بهدلیل ماهها محرومیت از درمان در زندان قرچک و تعلل در اعزام به بیمارستان جان باخت، ۱۵۰ زندانی سیاسی سابق با انتشار بیانیهای، مرگ او را «مرگی سیستماتیک» و حاصل «بیتوجهی عامدانه، ناکارآمدی ساختاری و سیاست سرکوب» خواندند.
در این بیانیه که شنبه هفتم مهرماه خطاب به خانواده رشیدی، همبندیهای او و «دلسپردگان راه آزادی و برابری» منتشر شد، آمده است مرگ رشیدی «نه ناگهانی و نه اجتنابناپذیر»، بلکه نتیجه مستقیم سیاستهایی بود که «جان انسانها را در زندانهای جمهوری اسلامی به هیچ میگیرد».
امضاکنندگان این بیانیه با برشمردن شهادت ۴۵ زندانی سیاسی زن محبوس در زندان قرچک درباره وضعیت پزشکیِ رشیدی، از سازمان زندانها و نهادهای امنیتی خواستند پاسخگوی مرگ این زندانی سیاسی باشند.
آنها با استناد به اظهارات زندانیان سیاسی زن در قرچک یادآور شدند که رشیدی نه معتاد بود و نه مبتلا به بیماری روانی: «او از بدو ورود، ابتلایش به صرع را به اطلاع مسئولان رسانده بود و طی ماههای اخیر بارها دچار تشنج شدید شده بود اما هر بار پس از انتقال کوتاهمدت به بهداری، بدون بستری در بیمارستان به بند بازگردانده شد.»
پیش از این و در سوم مهرماه، ۴۵ تن از زندانیان سیاسی زن محبوس در زندان قرچک ورامین در بیانیهای روایتهای جمهوری اسلامی درباره علت مرگ رشیدی را «تحریفآمیز» خواندند و اعلام کردند او مدتها از رسیدگی پزشکی محروم بود.
۱۵۰ زندانی سیاسی سابق، در بخش دیگری از بیانیه خود نوشتند با وجود آگاهی مقامات از وخامت حال رشیدی، وثیقهای سه میلیارد تومانی تعیین شد که خانواده توان تامین آن را نداشت و «حتی با وجود تهدید جدی جان او، حاضر به کاهش وثیقه نشدند».
امضاکنندگان این بیانیه مرگهای اخیر از جمله مرگ جمیله عزیزی و سودابه اسدی، زندانیان مالی در قرچک را نمونههایی دیگر از «محرومیت از رسیدگی پزشکی» دانسته و این سلسله مرگها را در ادامه پروندههایی چون مرگ در زندان «بکتاش آبتین و بهنام محجوبی» توصیف کردند.
آنها با هشدار نسبت به اینکه جان انسانها نباید قربانی بیتفاوتی، انتقامجویی سیاسی و ناکارآمدی سیستماتیک شود، خواستار آزادی فوری و بیقیدوشرط همه زندانیان بیمار، بازگرداندن فوری زندانیان سیاسی و عقیدتیِ منتقلشده از قرچک به بندهای رسمی اوین و فراهم کردن شرایط منطبق با استانداردهای جهانی، شفافسازی کامل درباره مرگ رشیدی و موارد مشابه، معرفی و پیگرد قانونی مسئولان متخلف و تعطیلی زندان قرچک ورامین بهعنوان مکانی «فاقد صلاحیتِ نگهداری انسان» شدند.
این بیانیه در پایان با تاکید بر اینکه «مرگ رشیدی هشداری آشکار است»، گوشزد کرد: «تا زمانی که سکوت کنیم، سمیههای دیگری قربانی خواهند شد.»
قوه قضاییه جمهوری اسلامی، صبح سوم مهرماه و هشت روز پس از گزارش ایراناینترنشنال درباره قطع امید پزشکان از نجات جان رشیدی که پس از مدتها محرومیت از درمان از زندان قرچک به بیمارستان منتقل شد، گزارش داد که او جان خود را از دست داده است.
در حالی که مسئولان زندان قرچک در ماههای گذشته با وجود نیاز حیاتی رشیدی به درمان، از ارائه خدمات پزشکی به او خودداری کرده بودند، خبرگزاری میزان محروم ساختن این زندانی سیاسی از دسترسی به خدمات پزشکی را رد کرد و نوشت او «پس از انجام اقدامات درمانی اولیه» در بهداری زندان، برای «انجام روند تکمیلی درمان» به بیمارستان اعزام شده بود.
در سالهای گذشته شماری از زندانیان در ایران جان باختهاند و جمهوری اسلامی مسئولیتی در قبال این مرگها که بهدلیل فشار، شکنجه یا عدم ارائه خدمات پزشکی رخ داده، نپذیرفته است.
بر اساس گزارش سالانه هرانا، محروم ماندن زندانیان سیاسی و عقیدتی از درمان مناسب در پنج سال گذشته نسبت به دوره پنج ساله پیش از آن، هشت برابر شده و تنها در سال ۲۰۲۴، دستکم در ۴۱۲ مورد، مقامهای زندان از ارائه خدمات پزشکی مناسب به زندانیان خودداری کردهاند.
با ادامه ناتوانی جمهوری اسلامی در رسیدگی به مطالبات اصناف مختلف، شماری از کارگران، بازنشستگان، کارمندان، کشاورزان، نانوایان و رانندگان، دست به برگزاری تجمعهای اعتراضی در شماری از شهرهای ایران زدند.
ویدیوهای ارسالی به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که کارمندان رسمی مجتمع گاز پارس جنوبی، دوشنبه هفتم مهر تجمع اعتراضی برگزار کردند.
تجمعکنندگان به پرداخت نشدن حقوق کامل و مزایای خود اعتراض دارند.
در همین روز، کارگران معترض گروه صنعتی فولاد ایران نیز مقابل استانداری خوزستان تجمع کردند.
آنها راهپیمایی اعتراضی خود را که با حضور گسترده نیروهای انتظامی همراه بود، با حرکت به سوی فرمانداری اهواز و سپس ساختمان مدیریت بانک ملی استان ادامه دادند.
کارگران فولاد ایران طی دو هفته گذشته بارها دست به تجمع زده و گفتهاند در این مدت، با وجود مراجعات و اعتراضهای مستمر، پاسخ موثری از سوی کارفرما و مسئولان استان خوزستان دریافت نکردهاند.
آنها خواهان دریافت دستمزدهای معوقه خود، راهاندازی خطوط تولید تعطیلشده و دریافت بیمه تکمیلی مناسب هستند.
تجمعکنندگان همچنین به کاهش ناگهانی و بیدلیل اضافهکاری کارگران، قطع وعدههای غذایی و ثبت نشدن کار در سنوات کاری به عنوان شغل سخت و زیانآور اعتراض دارند.
فشار معیشتی بر کارگران، بازنشستگان و مستمریبگیران، شمار اعتراضهای صنفی را در سالهای اخیر بهطور چشمگیری بالا برده است.
تجمع گسترده بازنشستگان
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد بازنشستگان استان فارس دوشنبه هفتم مهر تجمع اعتراضی برگزار کردند.
بازنشستگان مخابرات هم تجمعهای اعتراضی پیوسته خود را در هفتم مهر و در شهرهای اصفهان، اهواز، بابل، بیجار، تبریز، تهران، زنجان، سنندج، کرمانشاه، مریوان و همدان ادامه دادند.
تجمع این بازنشستگان در اعتراض به مشکلات صنفی و اجرا نشدن آییننامههای مرتبط با خدمات بیمه تکمیلی است.
فراخوانی نیز برای برگزاری تجمع اعتراضی بازنشستگان لشکری، کشوری، تامین اجتماعی، بهداشت و درمان، مخابرات و سایر صندوقها در استان کرمانشاه در روز سهشنبه هشتم مهر منتشر شده است.
هفتم مهر رانندگان ونهای فرسوده در مشهد نیز تجمع اعتراضی برگزار کردند.
در همین روز، شماری از نانوایان هم در اصفهان و در اعتراض به پرداخت نشدن یارانه نان مقابل ساختمان استانداری تجمع کردند.
نانوایان معترض میگویند از تیر سال جاری هیچ یارانهای به حساب آنها واریز نشده و با توجه به افزایش هزینههای تولید، ادامه فعالیت برایشان ممکن نیست.
ویدیوی ارسالی به ایراناینترنشنال نشان میدهد هفتم مهر گروهی از کشاورزان مقابل استانداری خوزستان تجمع کردند.
معترضان به مشکلات کمآبی و خسارات ناشی از آن اعتراض دارند.
بر اساس گزارش سالانه هرانا، در سال گذشته، دستکم دو هزار و ۲۵۵ تجمع اعتراضی، هزار و ۳۷۷ اعتصاب کارگری و ۷۰ اعتصاب صنفی در ایران ثبت شده است.
قدرتالله محمدی، مدیرعامل سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهر تهران و رییس کارگروه آتشنشانان کشور، اعلام کرد بهدلیل مشکلات شدید اقتصادی، در برخی شهرهای ایران حتی اعتبار کافی برای خرید لباس آتشنشانی وجود ندارد.
محمدی دوشنبه هفتم مهرماه گفت: «یک دست لباس آتشنشانی ۳۰۰ میلیون تومان شده است. برخی شهرها حتی توان خرید لباس آتشنشانی را هم ندارند و در تامین حقوق [کارکنان] خود واقعا دچار مشکل هستند.»
او خواستار برطرف کردن کمبودهای آتشنشانی از محل بودجه ملی شد و افزود: «بخش زیادی از تجهیزات آتشنشانی وارداتی است و لازم است معافیتهای گمرکی برای تجهیزات امدادی در دستور کار قرار گیرد.»
این نخستین بار نیست که آتشنشانان نسبت به کمبود تجهیزات و دشواریهای معیشتی اعتراض میکنند.
این مشکلات بهویژه در زمان بحرانهایی مانند آتشسوزی جنگلها یا حوادث ساختمانی بیش از پیش آشکار شده است.
کارشناسان میگویند مدیریت ناکارآمد، سیاستهای نادرست داخلی و خارجی و هدررفت منابع ملی باعث شده بخش عمدهای از بودجه ایران صرف برنامه هستهای و موشکی جمهوری اسلامی و همچنین حمایت از گروههای نیابتی در منطقه شود و توجه کافی به تقویت زیرساختهای غیرنظامی و خدمات عمومی از جمله آتشنشانی صورت نگیرد.
نیروهای خسته، تجهیزات فرسوده و کمبود سه هزار خودرو
پایگاه خبری رکنا در گزارشی به مناسبت هفتم مهر، روز آتشنشانی و ایمنی در ایران، «کسری نزدیک به سه هزار خودرو، تجهیزات فرسوده با بیش از ۲۵ سال عمر، کمبود نیروی متخصص و نبود امکانات ابتدایی» را از مهمترین چالشهای آتشنشانی در کشور برشمرد.
در این گزارش آمده است: «بسیاری از ایستگاهها در شهرهای کوچک حتی یک شیر هیدرانت کارآمد ندارند. در شهرکهای صنعتی، روستاها و بافتهای فرسوده، حادثه کوچک به فاجعه تبدیل میشود، چون آتشنشانان باید دهها کیلومتر مسیر را با خودروهای فرسوده طی کنند تا به صحنه برسند.»
رکنا هشدار داد در صورت وقوع زلزلهای مشابه بم، هیچ شهری در ایران «توان مقابله» نخواهد داشت و در چنین وضعیتی، آتشنشانان که خود با کمبود امکانات و تجهیزات روبهرو هستند، نخستین قربانیان خواهند بود.
این رسانه به «انتقال نیروهای غیرمتخصص از واحدهای دیگر و فشار فیزیکی بالا» در حرفه آتشنشانی اشاره کرد و افزود آتشنشانان ناچارند «با بدنها و ذهنهای خسته، در شرایطی که استانداردهای جهانی رعایت نمیشود، جان مردم را نجات دهند».
در اردیبهشتماه رسانهها گزارش دادند یکی از دلایل کندی روند اطفای حریق در بندر رجایی، وضعیت نامطلوب امکانات آتشنشانی در منطقه بود، بهگونهای که حتی در برخی موارد لودر برای ساخت خاکریز وجود نداشت.
شورای اتحادیه اروپا اعلام کرد در پی فعالسازی مکانیسم ماشه، اجرای مجموعهای از تحریمهای هستهای تعلیقشده علیه جمهوری اسلامی بهطور رسمی آغاز شده است.
شورای اتحادیه اروپا دوشنبه هفتم مهر با انتشار بیانیهای از موافقت با بازگرداندن مجموعهای از اقدامات محدودکننده در ارتباط با فعالیتهای اشاعه هستهای جمهوری اسلامی خبر داد که با اجرای برجام به حالت تعلیق درآمده بودند.
این محدودیتها شامل مواردی است که از سال ۲۰۰۶ تاکنون با قطعنامههای پیاپی شورای امنیت سازمان ملل تصویب و بهصورت خودکار در قوانین اتحادیه اروپا لحاظ شده بودند و شامل تدابیر مستقل اتحادیه اروپا نیز میشوند.
تحریمهای اقتصادی شامل بخشهای تجاری، مالی و حملونقل، ممنوعیت سفر برخی افراد، مسدود کردن داراییهای افراد و نهادها و ممنوعیت ارائه منابع مالی یا اقتصادی به افراد و نهادهای فهرستشده از جمله این محدودیتهاست.
بریتانیا، فرانسه و آلمان یک ماه پیش فرآیند فعالسازی مکانیسم ماشه را آغاز کردند.
در نهایت، قطعنامه پیشنهادی چین و روسیه برای تعلیق این ساز و کار، چهارم مهر در شورای امنیت به تصویب نرسید.
بر همین اساس، تمامی تحریمهای سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی ساعت ۳:۳۰ بامداد ششم مهر به وقت ایران دوباره اعمال شدند.
ممنوعیتهای بخش تجارت
شورای اتحادیه اروپا با اشاره به پیامدهای آغاز رسمی اجرای مکانیسم ماشه اعلام کرد صادرات سلاح به ایران و انتقال هرگونه اقلام، مواد، کالا یا فناوری که میتواند در فعالیتهای مرتبط با غنیسازی و بازفرآوری یا برنامه موشکی بالستیک جمهوری اسلامی استفاده شود، ممنوع است.
علاوه بر این موارد، اقدامات جدید شامل ممنوعیت واردات، خرید و حمل نفت خام، گاز طبیعی، محصولات پتروشیمی و فرآوردههای نفتی از ایران و خدمات مرتبط با آنها و فروش یا تامین تجهیزات کلیدی مورد استفاده در بخش انرژی میشود.
ممنوعیت فروش یا تامین طلا، فلزات گرانبها و الماس، برخی تجهیزات دریایی خاص و همچنین عرضه برخی نرمافزارها نیز در این فهرست قرار دارند.
اتحادیه اروپا خبر داد بار دیگر مسدود کردن داراییهای بانک مرکزی جمهوری اسلامی و چند بانک تجاری بزرگ ایرانی را اعمال میکند.
این نهاد همچنین مجددا تدابیری را برای جلوگیری از دسترسی پروازهای باری ایرانی به فرودگاههای کشورهای عضو اتحادیه اروپا برقرار میکند.
ممنوعیت ارائه خدمات تعمیر و نگهداری برای هواپیماها یا کشتیهای باری ایرانی حامل کالاها یا مواد ممنوعه نیز دوباره در دستور کار اتحادیه اروپا قرار میگیرد.
پیشتر نیز گزارش شده بود دهها فرد و نهاد وابسته به جمهوری اسلامی، از جمله فرماندهان سپاه پاسداران، مقامات امنیتی و شرکتهای مرتبط با برنامههای موشکی و تسلیحاتی ایران، به فهرست تحریمهای شورای امنیت بازگشتهاند.
مرضیه وحید دستجردی، دبیر ستاد ملی جمعیت، بحران اقتصادی در ایران را مهمترین عامل در تصمیم زوجها برای بچهدار نشدن عنوان کرد.
دستجردی دوشنبه هفتم مهر در مصاحبه با ایرنا، خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی، اعلام کرد: «مردم میگویند اگر وضعیت اقتصادی درست شود، من فرزند میآورم.»
او «تسهیلات، حمایت دولتی و بنیاد خانواده» را دیگر عوامل موثر در فرزندآوری خواند و در عین حال تاکید کرد نمیتوان نقش محوری اقتصاد را در کاهش آمار زاد و ولد نادیده گرفت.
این مقام مسئول با ذکر نمونهای از فشار اقتصادی گفت در سال ۱۴۰۳ قیمت پوشک سه بار بهشدت افزایش یافت و از حدود ۱۰۰ هزار تومان به بیش از ۳۰۰ هزار تومان رسید.
دستجردی افزود: «این یک هزینه ملموس و سنگین است که بهویژه بر دوش خانوادههای متوسط و کمدرآمد فشار میآورد.»
او پیشتر نیز با استناد به نتایج یک پیمایش ملی گفته بود ۷۷ درصد زوجها در سنین باروری تمایلی به فرزندآوری ندارند.
در سالهای اخیر، مسئولان و مقامهای حکومت از جمله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، تلاشهای زیادی برای تشویق ایرانیان به فرزندآوری صورت داده و با وضع قوانین سختگیرانه، سعی در افزایش نرخ جمعیت داشتهاند.
امامان جمعه نیز بارها با تکرار مواضع شعارگونه کوشیدهاند مردم را به فرزندآوری تشویق کنند؛ تلاشی که بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته تا ارائه راهکارهای عملی برای بهبود معیشت و حمایت واقعی از خانوادهها.
در همین راستا، نمایندگان مجلس سال ۱۴۰۰ قانون «جوانی جمعیت و حمایت از خانواده» را تصویب کردند.