امارات بار دیگر ورود شناورهای ایرانی را به بنادر خود ممنوع کرد
نمایی از شناورها در آبهای تنگه هرمز و نزدیکی بندر خصب در عمان؛ ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
مقامهای امارات متحده عربی در بحبوحه تشدید دوباره تنشهای نظامی، ورود شناورهای ایرانی به بنادر و اسکلههای این کشور را ممنوع کردند. این دستور از جمعه ۹ مرداد به مسئولان بنادر امارات ابلاغ شد و شناورهای ایرانی که در این بنادر پهلو گرفته بودند نیز موظف به ترک محل شدند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پس از ابلاغ دستور مقامهای اماراتی، پذیرش شناورهای ایرانی از جمله کشتیها و لنجهای چوبی در اسکلهها و بنادر امارات متحده عربی متوقف شد.
شناورهای ایرانی که هنگام صدور دستور در اسکلههای امارات حضور داشتند نیز موظف به ترک این کشور شدند و آخرین شناورها تا دوشنبه ۱۲ مرداد بنادر امارات را ترک کردند.
مقامهای امارات تاکنون علت این تصمیم و مدت اجرای آن را اعلام نکردهاند و مشخص نیست ورود شناورهای ایرانی از چه زمانی دوباره مجاز خواهد شد.
این ممنوعیت در شرایطی اعمال شد که حملات آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی گسترش یافته بود و تهران نیز اهدافی را در شماری از کشورهای منطقه، از جمله اردن، بحرین و کویت، هدف قرار داد.
همچنین شناورهایی در آبهای تنگه هرمز هدف حمله قرار گرفتند و گزارشهایی درباره احتمال آغاز دور تازه و گستردهتری از حملات آمریکا به ایران منتشر شد اما دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، اعلام کرد به درخواست تهران و برخی کشورهای منطقه و بهشرط توافق سریع، حمله گسترده را لغو کرده است.
مقامهای امارات، ارتباط ممنوعیت تازه وضعشده با این تحولات را تایید نکردهاند.
این دومین بار از زمان آغاز جنگ علیه جمهوری اسلامی است که امارات ورود شناورهای ایرانی را به بنادر خود متوقف میکند.
پس از آغاز حملات جمهوری اسلامی به امارات، مقامهای این کشور مجموعهای از محدودیتها را اعمال کردند که ممنوعیت ورود کشتیها و لنجهای ایرانی، لغو اقامت شماری از ایرانیان و تعطیلی بیمارستان و مدارس ایرانی را شامل میشد.
محدودیت ورود شناورهای ایرانی پس از برقراری آتشبس موقت، در ۲۶ خرداد برداشته شد و رفتوآمد دریایی میان دو کشور از سر گرفته شد.
پیش از اعمال ممنوعیت تازه، با وجود محدودیتهای تردد دریایی از تنگه هرمز، شناورهای ایرانی میتوانستند میان بنادر امارات و شماری از بنادر ایران، از جمله بندر لنگه، خرمشهر، بوشهر و بندر «امام خمینی»، رفتوآمد کنند.
در دوره قبلی ممنوعیت رفتوآمد مستقیم در جریان جنگ اخیر، بخشی از کالاهای صادراتی امارات به ایران از طریق بندر خصب در عمان منتقل میشد؛ به این ترتیب که کالاها ابتدا عمدتا از مسیر زمینی از امارات به بندر خصب منتقل میشدند و سپس با قایقهای تندرو، لنجهای چوبی و شناورهای کانتینربر، به ایران میرسیدند.
در برخی موارد نیز انتقال کالا از امارات به عمان با شناورهایی انجام میشد که پرچم ایران نداشتند.
شرکت تحلیل دادههای کشتیرانی کپلر ۱۲ مرداد اعلام کرد در پی انتشار گزارشهایی درباره حمله به شناورها، تردد کشتیها در تنگه هرمز کاهش یافته است.
سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا بامداد سهشنبه ۱۳ مرداد اعلام کرد یک کشتی باری هدف یک پرتابه ناشناس قرار گرفته است.
این سازمان اشاره کرد که این حادثه در فاصله ۲۰ مایل دریایی (۳۷ کیلومتری) شمال شرقی بندر خصب روی داده است.
یک رسانه در اسرائیل گزارش داد حوثیهای یمن و شبهنظامیان عراقی مورد حمایت جمهوری اسلامی در منطقه جرفالصخر عراق یک مرکز عملیاتی مشترک ایجاد کردهاند. استقرار کارشناسان پهپادی حوثی در این مرکز و امکان شلیک از خاک عراق، زمان رسیدن پهپادها و موشکها را به اسرائیل کاهش میدهد.
سایت واینت سهشنبه ۱۳ مرداد در گزارشی با استناد به تحقیقات الشرقالاوسط و ارزیابیهای پیشین اندیشکده واشینگتن نوشت همکاری حوثیهای یمن و شبهنظامیان عراقی مورد حمایت جمهوری اسلامی، از هماهنگی سیاسی فراتر رفته است.
به نوشته این رسانه، دو طرف اکنون یک ساختار عملیاتی مشترک در خاک عراق ایجاد کردهاند.
بر اساس این گزارش، فعالیتهای مشترک در منطقه جرفالصخر استان بابل متمرکز شده که سالهاست پناهگاه نیروهای مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق به شمار میرود.
جرفالصخر که در حدود ۶۰ کیلومتری جنوب غرب بغداد قرار دارد، پس از بازپسگیری از داعش در سال ۲۰۱۴ به یکی از مهمترین پایگاههای گروههای مسلح همسو با جمهوری اسلامی در عراق تبدیل شد. این منطقه سالهاست تحت کنترل این گروهها قرار دارد و دسترسی غیرنظامیان به آن بهشدت محدود است.
کنترل گسترده شبهنظامیان، دور بودن از نظارت دولت مرکزی و دسترسی به مسیرهای ارتباطی، این منطقه را به محلی مناسب برای برنامهریزی پنهانی، آموزش فنی و پشتیبانی عملیات تبدیل کرده است.
واینت نوشت استقرار کارشناسان پهپادی حوثی در عراق، فاصله عملیاتی تا اسرائیل را بهطور قابل توجهی کاهش میدهد.
پهپادها یا موشکهای کروز شلیکشده از عراق در مقایسه با یمن، در زمان کوتاهتری به حریم هوایی اسرائیل میرسند و فرصت سامانههای هشدار و پدافند برای رهگیری آنها کمتر خواهد بود.
در این گزارش آمده است این شبکه تقسیم کار مشخصی دارد: یک نماینده ارشد حوثیها روابط با فرماندهان گروههای مسلح عراقی و حشد شعبی را مدیریت میکند و کارشناسان یمنی نیز برنامههای پهپادی، آموزش میدانی و انتقال دانش فنی را بر عهده دارند.
مسئولان پشتیبانی نیز مسیرهای انتقال تجهیزات و تدارکات میان سوریه، عراق و یمن را مدیریت میکنند.
این گزارش همچنین تاکید کرد منابع مالی این شبکه از طریق بنیادهای ظاهرا خیریه، شرکتهای تجاری، صرافیها، شرکتهای حملونقل و رستورانها در شهرهایی مانند نجف تامین میشود.
این سازوکار شناسایی و مختل کردن فعالیتهای شبکه را دشوارتر میکند.
انجام حمله از خاک عراق با فناوری حوثیها و نیروهای مشترک یمنی و عراقی، تعیین مسئولیت را دشوارتر میکند و گزینههای واکنش اسرائیل را محدودتر میسازد.
حمله به عربستان سعودی و تشدید تنش در عراق
بر اساس این گزارش، نیروهای حوثی اواخر تیرماه با هماهنگی گروههای مسلح محلی، در حملاتی از خاک عراق علیه اهدافی در عربستان سعودی مشارکت کردند.
واینت این حملات را نشانه آزمایش عملی همکاری دو طرف دانست و نوشت همین شبکهها و موقعیت جغرافیایی عراق میتواند با تغییراتی محدود برای حمله به اسرائیل نیز به کار گرفته شود.
در ادامه گزارش آمده است دولت عراق تاکنون نتوانسته یا نخواسته است این پایگاههای تحت کنترل گروههای مسلح را برچیند.
خبرگزاری رویترز نیز هشتم مرداد به نقل از دو مقام منطقهای گزارش داد حمله به عربستان سعودی از خاک عراق، تحت نظارت سپاه پاسداران و با مشارکت حوثیهای یمن و گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق انجام شده است.
این حملات پنجم مرداد تاسیسات نفتی استان شرقی عربستان سعودی را هدف قرار داد.
ریاض روز بعد با مشارکت واشینگتن مواضع گروههای مسلح در عراق را بمباران کرد.
مقامهای سعودی گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق را مسئول دانستند، اما حوثیها مسئولیت حملات را بر عهده گرفتند.
پس از حملات مشترک ریاض و واشینگتن به مواضع گروههای مسلح در عراق، رسانههای نزدیک به جمهوری اسلامی از کشته شدن پنج عضو سپاه پاسداران، شماری از شبهنظامیان عراقی و دستکم یک عضو حوثیها خبر دادند.
واینت تاکید کرد با ادامه فعالیت جرفالصخر، اتکا به تاکیدهای بغداد بر حاکمیت ملی یا اصلاحات داخلی برای حل این مساله واقعبینانه نیست: «باید بخشهایی از مرکز و غرب عراق را مناطق عملیاتی تحت هدایت جمهوری اسلامی در نظر گرفت.»
حوثیها علاوه بر همکاری نظامی، از طریق شبکههای مذهبی، آموزشی و خیریه در شهرهایی مانند نجف، در حال گسترش حضور خود در منطقه هستند.
به نوشته این رسانه، این روند همکاری دو طرف را پایدارتر و وابستگی آن را به چند فرمانده یا نیازهای موقت نظامی کمتر میکند.
واینت در پایان خواستار ارسال پیامی روشن به تهران، بغداد و شرکای بینالمللی شد تا روشن کند استفاده از خاک عراق برای حمله به اسرائیل، بدون هزینه نخواهد بود.
ترکیب تجربه پهپادی حوثیها با موقعیت جغرافیایی عراق، تهدیدی تازه ایجاد کرده که زمان هشدار را کاهش میدهد، تشخیص عامل حملات را دشوارتر میکند و گزینههای بازدارندگی اسرائیل را محدود میسازد.
واشینگتن در ماههای اخیر فشار بر بغداد برای خلع سلاح گروههای همسو با جمهوری اسلامی را افزایش داده است.
علی الزیدی، نخستوزیر عراق، ۲۳ تیر پس از دیدار با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت از نهم مهر حمل سلاح خارج از چارچوب دولت ممنوع خواهد شد.
ترامپ نیز گفت تضعیف جمهوری اسلامی، آزادی عمل بیشتری به دولت عراق داده است.
سه آتشسوزی مهارنشده در حومه شهر اسپوکن در ایالت واشینگتن آمریکا، دستکم ۷۰۰ ساختمان را ویران کرده و ۶۴ هزار نفر را به ترک خانههایشان واداشته است. مقامها درباره احتمال افزایش تلفات پس از دسترسی گروههای جستوجو به مناطق سوخته، هشدار دادهاند.
خبرگزاری رویترز سهشنبه ۱۳ مرداد گزارش داد مجموعه سه آتشسوزی که از ۱۰ مرداد در حاشیه شمالی اسپوکن آغاز شد، به بالاترین اولویت عملیات اطفای حریق در سراسر آمریکا تبدیل شده است.
دهها آتشسوزی بزرگ طی هفتههای اخیر شمال غربی اقیانوس آرام را که با خشکسالی شدید روبهروست، دربرگرفته و کیفیت هوا را در منطقهای وسیع کاهش دادهاند.
آتش تا ۱۲ مرداد بیش از هشت هزار جریب، معادل سه هزار و ۲۰۰ هکتار، را در اطراف اسپوکن سوزاند. این شهر با حدود ۲۳۰ هزار نفر جمعیت، دومین شهر پرجمعیت ایالت واشینگتن است و نزدیک مرز آیداهو قرار دارد.
تصاویر منطقه ستون دود چندین کیلومتری را نشان داد که در میان درختان پیش میرفت و هواپیماها مواد کندکننده سرخرنگ را روی حریق ریختند.
شعلهها جنگلهای واقع در ۱۰ کیلومتری مرکز اسپوکن را سوزاندند.
کامی فلیگ ۵۸ ساله، از صدها نفری بود که پیش از رسیدن شعلههای راندهشده با باد، از محل گریختند. او گفت خانوادهاش شنبه (۱۰ مرداد) با ناباوری دیدند آتش از رودخانه باریک اسپوکن عبور کرد و به سوی محلهشان در شمال غربی شهر پیش رفت. … لحظاتی بعد برق قطع شد و خانواده منطقه را ترک کرد. خانه، مرغدانی و بخش بزرگی از محله آنها کاملا سوخت.
شمار افرادی که دستور فوری تخلیه دریافت کردند، از چهار هزار نفر در ۱۱ مرداد به ۶۴ هزار نفر در ۱۲ مرداد رسید.
بنجامین کاسل، سخنگوی مرکز فرماندهی عملیات، گفت بیشتر ۷۰۰ ساختمان ویرانشده مسکونی بودهاند.
بررسیهای هوایی نشان میدهد احتمالا ۴۰۰ ساختمان دیگر نیز آسیب دیده یا نابود شدهاند.
علت آتشسوزیها در دست بررسی است.
احتمال افزایش تلفات
تاکنون گزارشی از کشته یا مجروح شدن افراد منتشر نشده است، اما کاسل گفت احتمال زیادی دارد این وضعیت در روزهای آینده تغییر کند.
فعالیت شدید آتش همچنان مانع ورود گروههای جستوجو به برخی مناطق ویرانشده است و شمار نامشخصی نیز مفقود گزارش شدهاند.
به گفته او، حریق پس از خروج از مناطق جنگلی وارد محلههای مسکونی و تجاری شد و «از آتشسوزی جنگلی به حریقی شهری» تغییر یافت.
حدود هزار و ۱۰۰ آتشنشان ۱۲ مرداد با آتشسوزیهای اسپوکن مقابله کردند. در سراسر آمریکا بیش از ۲۹ هزار و ۲۰۰ نیرو برای مهار حریقها اعزام شدهاند که بیشتر آنها در اورگن، واشینگتن و آیداهو مستقرند.
مرکز ملی هماهنگی آتشنشانی آمریکا از آغاز بیش از ۱۰۰ آتشسوزی بزرگ در ۱۵ ایالت در ۱۱ مرداد خبر داد. آتش در اسپوکن نیز یکی از ۱۵ حریق بزرگ ایالت واشینگتن است؛ جایی که بیش از ۲۵۰ هزار جریب در آتش میسوزد.
نیروهای امدادی امیدوار بودند از هوای خنکتر و بادهای ضعیفتر ۱۲ و ۱۳ مرداد برای پیشروی در مهار آتش استفاده کنند. با این حال، بازگشت گرمای شدید، رطوبت پایین و وزش بادهای تند از میانه هفته پیشبینی شده است.
تا ۱۲ مرداد هیچ بخشی از سه آتشسوزی اطراف اسپوکن مهار نشد.
از ابتدای سال تاکنون ۴۴ هزار و ۷۲۲ آتشسوزی در آمریکا ثبت شده که بالاترین رقم در این مقطع از سال طی دستکم یک دهه گذشته است. نزدیک به ۵.۲ میلیون جریب نیز سوخته؛ بیشترین میزان ثبتشده از ژانویه تا اوایل اوت از سال ۲۰۲۲ تاکنون.
دانشمندان خشکسالیهای طولانی و گرمای شدید را که به افزایش آتشسوزیها در سالهای اخیر دامن زدهاند، عمدتا پیامد تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیت انسان میدانند.
نیویورکتایمز به نقل از مقامهای ایرانی و آمریکایی مطلع از مذاکرات تهران و مسقط گزارش داد دو کشور به توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز نزدیک شدهاند که طبق آن عبور کشتیهای ورودی و خروجی و «هزینه خدمات» بهطور مساوی میان دو کشور تقسیم میشود.
این روزنامه در گزارشی که بامداد سهشنبه ۱۳ مرداد به وقت ایران منتشر شد، نوشت بر اساس جزییات توافقِ در حال شکلگیری، کشتیهای عازم خلیج فارس از مسیری تحت کنترل ایران و در نزدیکی سواحل این کشور عبور خواهند کرد. کشتیهای در حال خروج از خلیج فارس نیز از مسیری نزدیک عمان خواهند گذشت.
مقامهای ایرانی به این روزنامه گفتند هرچند عوارضی دریافت نخواهد شد، اما توافق شامل «هزینه خدمات» برای جبران پیامدهای زیستمحیطی کشتیرانی، تامین امنیت کشتیهای باری و نفتکشها و تامین نیروی انسانی خواهد بود. دو مقام ایرانی نیز گفتند سهم ایران و عمان از درآمد حاصل برابر خواهد بود.
با این حال، یک مقام آمریکایی مطلع از مذاکرات روایت ایران را «دقیق» ندانست و گفت ایجاد هرگونه مسیر «موقت» در تنگه مستلزم تایید یا اجازه تهران نخواهد بود و هیچ عوارضی نیز دریافت نخواهد شد.
نیویورکتایمز نوشت در صورت اجرا، این توافق میتواند با ازسرگیری تردد کشتیها یکی از فوریترین مشکلات سیاسی دونالد ترامپ را حل کند. در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی به این رسانه گفتند صرفنظر از دستیابی به توافق، تنگه تا زمانی بسته خواهد ماند که آمریکا به محاصره دریایی بندرهای ایران در خلیج فارس پایان دهد و تهران و واشینگتن به طرح ۱۴ مادهای مندرج در یادداشت تفاهم اسلامآباد بازگردند.
نیویورکتایمز افزود آمریکا میتواند با صدور معافیتهایی از تحریمهای ایران، امکان فروش و تحویل قانونی نفت این کشور را فراهم کند و از فشار موجود بر بازار بکاهد.
ترامپ دوشنبه ۱۲ مرداد درباره توافق در حال شکلگیری گفت: «امروز یا فردا خواهید فهمید. خیلی زود مشخص میشود که کار به کدام سمت میرود. موضوع چندان پیچیده نیست.»
او پیشبینی کرد تنگه هرمز ممکن است «واقعا تا همین فردا» باز شود؛ سخنی که در چند ماه گذشته بارها تکرار کرده است. ترامپ افزود: «مرحله اول بازگشایی تنگه است. مرحله دوم خلع هستهای خواهد بود.»
نیویورکتایمز نوشت با وجود خوشبینی ترامپ، به گفته مقامهای کنونی و پیشین مطلع از نگرانیهای پنتاگون، برخی مقامهای ارشد این نهاد درباره سازوکار در حال شکلگیری میان جمهوری اسلامی و عمان تردید دارند و نگراناند این توافق به معنای تسلیم در برابر تهران باشد.
این مقامها گفتند در مسیر خروج از خلیج فارس از طریق تنگه و آبهای عمان هنوز آنقدر مین وجود دارد که کشتیها برای عبور ایمن ناچار خواهند بود با ایران هماهنگ کنند. حتی برخی مقامهای ایرانی نیز درباره کارآمدی توافق و توانایی آن در رفع خطر موج دیگری از حملات آمریکا ابراز تردید کردند.
کاظم غریبآبادی، معاون وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ششم مرداد در یک مصاحبه تلویزیونی گفت حکومت ایران طرح عمان برای واگذاری ۵۰ درصد مسیرهای تردد دریایی به جمهوری اسلامی را رد کرده است. به گفته او، عمان پیشنهاد کرده بود که ورود و خروج کشتیها در تنگه هرمز بهطور مساوی میان مسیرهایی تحت کنترل جمهوری اسلامی و عمان تقسیم شود اما جمهوری اسلامی با این طرح موافقت نکرد.
غریبآبادی افزود تهران در طرحی جایگزین پیشنهاد کرده است تمام مسیر ورود کشتیها و بخشی از مسیر خروج از آبهای سرزمینی ایران بگذرد. به گفته او، این طرح به جمهوری اسلامی امکان میدهد بر تردد شناورها نظارت موثر داشته باشد و از پایداری صلح و نبود تهدید امنیتی از مسیر تنگه هرمز اطمینان یابد.
پیش از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم محمولههای نفت و گاز طبیعی مایع جهان از تنگه هرمز عبور میکرد. بر اساس گزارش رویترز، مسیرهای بینالمللی عبور کشتیها که سازمان بینالمللی دریانوردی در سال ۱۳۴۷ تعیین کرده بود، اکنون بهدلیل مینهای کارگذاشتهشده از سوی جمهوری اسلامی قابل استفاده نیستند.
سازمان بینالمللی دریانوردی ششم مرداد اعلام کرد در گفتوگوهای مربوط به طرح عمان مشارکت نداشته است. سخنگوی این سازمان گفت هرگونه پیشنهاد برای ایجاد مسیرهای تازه کشتیرانی یا تغییر نظام ساماندهی ترافیک دریایی باید به این سازمان ارائه شود تا کشورهای عضو آن را بررسی کنند.
طرح دوباره احتمال استعفای مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، دو ماه پس از گزارش اختصاصی ایراناینترنشنال در اینباره، بار دیگر توجهها را به تنشهای درون ساختار قدرت جلب کرده است.
سخنان محمدباقر خرازی، دبیرکل حزبالله ایران و لحن رسانههایی چون رجانیوز میتواند نشانهای از تشدید اختلاف میان دولت و فرماندهان سپاه پاسداران باشد؛ اختلافی که شاید از تفاوتنظر بر سر شیوه حکمرانی فراتر رفته باشد و این پرسش را مطرح کند که آیا جمهوری اسلامی، زیر فشار بحرانهای انباشته، به مرحلهای حساس در تصمیمگیری درباره مسیر آینده و بقای خود نزدیک شده است.
ایراناینترنشنال ۱۰ خرداد گزارش داد پزشکیان در نامهای رسمی به دفتر مجتبی خامنهای خواستار کنارهگیری شده است. بر اساس این گزارش، او هشدار داده بود اداره کشور از مجاری رسمی خارج شده و طیفی از فرماندهان سپاه بر بخشهای اصلی حاکمیت مسلط شدهاند. روندی که به نظر میرسد به این اعتراض محدود نیست و در مقاطع دیگری از جمله پیش از مذاکرات اسلام آباد نیز تهدید به استعفا مطرح شده است. حالا محمدباقر خرازی، مدعی شده مجتبی خامنهای اعلام کرده است اگر پزشکیان بار دیگر استعفا کند، این بار با آن موافقت خواهد کرد.
صرف مطرح شدن دوباره احتمال استعفای پزشکیان و واکنش احتمالی مجتبی خامنهای به آن، فارغ از درستی جزییات این روایت، میتواند نشانهای از ورود ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی به مرحلهای تازه پس از مرگ علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، باشد؛ مرحلهای که به نظر میرسد در آن، حدود اختیار دولت و مناسبات آن با رهبر جدید و فرماندهان سپاه بیش از گذشته محل مناقشه است.
اهمیت تحولات تازه به سخنان خرازی محدود نیست. رجانیوز نیز در حمله به حامیان توافق تهران و واشینگتن، از «استعفا»، «تابآوری مردم»، «عدم امکان اداره کشور» و «خسارات جبرانناپذیر» بهعنوان کلیدواژههای پروژهای نام برد که به نوشته این رسانه، هدف آن واداشتن مجتبی خامنهای به پذیرش توافقی است که رجانیوز آن را «سازش» میخواند.
این رسانه اصل مطرحشدن استعفا در سطوح بالای حکومت را تکذیب نمیکند، بلکه آن را ابزاری برای فشار بر رهبر جمهوری اسلامی میداند. چنین موضعی این احتمال را تقویت میکند که استعفا صرفا یک شایعه بیرون از ساختار قدرت نیست و به بخشی از منازعه بر سر آینده نظام تبدیل شده است؛ آیندهای که حقوق مردم همچنان در آن جایی ندارد و اختلافها عمدتا بر سر چگونگی حفظ جمهوری اسلامی است.
پزشکیان؛ مسئول نتایج، محروم از اختیار
یکی از زمینههای این بحران را میتوان در شکاف میان مسئولیتهای رسمی دولت و دامنه واقعی اختیارات آن جستوجو کرد. دولت پزشکیان باید پاسخگوی بحران اقتصادی، خسارتهای جنگ، نارضایتی عمومی و نتایج مذاکرات باشد؛ با این حال، به نظر میرسد بخش مهمی از تصمیمها در حوزههای امنیتی، نظامی و سیاست خارجی، بیرون از دولت، در دفتر رهبری و میان فرماندهان سپاه گرفته میشود.
در چنین ساختاری، پزشکیان باید پاسخگوی پیامد تصمیمهایی باشد که به نظر میرسد نقش تعیینکنندهای در اتخاذشان ندارد. او چهره غیرنظامی حکومتی است که نهادهای نظامی ظاهرا نقشی فزاینده در ادارهاش یافتهاند.
استعفا احتمالا یکی از آخرین اهرمهای پزشکیان برای بازپسگیری بخشی از اختیارات دولت است. اگر پاسخ منسوب به مجتبی خامنهای درست باشد، میتواند نشانهای از آن باشد که رهبر جمهوری اسلامی، بهجای محدود کردن مداخله فرماندهان، کنار گذاشتن رییس دولتی معترض به این مداخلات را ترجیح میدهد.
چنین رویکردی مساله دولت کماختیار را حل نمیکند، بلکه پزشکیان را در جایگاهی نگه میدارد که باید پاسخگوی شرایطی باشد که امکان چندانی برای تغییر آن ندارد.
جدال بر سر سازش یا ادامه بحران
ادبیات رجانیوز را میتوان از نشانههای اختلاف، فراتر از مناسبات پزشکیان و فرماندهان تعبیر کرد. در یک سوی منازعه، کسانی هشدار میدهند ظرفیت اقتصادی و اجتماعی کشور فرسوده است و ادامه مسیر کنونی میتواند اداره کشور را ناممکن کند. در سوی دیگر، همین هشدارها ابزاری برای واداشتن رهبر جمهوری اسلامی به عقبنشینی تلقی میشود.
در این چارچوب، حتی گزارش خسارتهای واردشده به کشور یا کاهش تابآوری مردم نیز «سازشطلبی» تعبیر میشود. معیار تصمیمگیری دیگر ظرفیت واقعی کشور نیست، بلکه حفظ تصویر تسلیمناپذیری رهبر است؛ حتی اگر مردم از پیشناتوانشده مجبور شوند هزینه آن را بپردازند.
نزاع اصلی را میتوان جدال بر سر دو مسیر دانست: حرکت جمهوری اسلامی بهسوی توافق با پذیرش واقعیتهای میدانی، یا ادامه تقابل با وجود تحلیل رفتن توان داخلی.
پایان مصونیت سیاسی پزشکیان
اگر روایت خرازی درست باشد، اعلام آمادگی برای پذیرش استعفای بعدی پزشکیان، میتواند هشداری درباره کاهش حمایت سیاسی رهبر جمهوری اسلامی از او باشد. در صورت صحت گزارش پیشین درباره استعفا، یکی از دلایل احتمالی نپذیرفتن آن در مرحله نخست میتوانست جلوگیری از علنی شدن شکاف در رأس حکومت و پرهیز از انتخابات زودهنگام و خلاء اجرایی باشد.
در چنین وضعیتی، پزشکیان ممکن است در مقام خود باقی بماند، اما با این انتظار که محدودیتهایش را بپذیرد و بار دیگر از استعفا بهعنوان اهرم فشار استفاده نکند.
چنین وضعیتی اقتدار دولت را بیش از پیش تضعیف میکند. اگر وزیران و مدیران به این نتیجه برسند که رییس دولت از حمایت پایدار رهبر حکومت برخوردار نیست و ممکن است در بحران بعدی کنار گذاشته شود، احتمالا انگیزه بیشتری برای هماهنگی با دفتر رهبری و نهادهای نظامی خواهند یافت. نتیجه ممکن است تمرکز بیشتر قدرت در این نهادها باشد.
در چنین شرایطی، یکی از محتملترین سناریوها ادامه حضور پزشکیان با اختیارات محدودتر است. حکومت احتمالا ترجیح میدهد هزینه انتخابات زودهنگام و علنی شدن شکافهای داخلی را نپردازد. در این سناریو، پزشکیان در مقام خود باقی میماند، اما تصمیمهای اصلی بیش از گذشته به دفتر مجتبی خامنهای، شورای عالی امنیت ملی و فرماندهان سپاه منتقل می شود.
سناریوی دوم، کنار گذاشته شدن پزشکیان در پی ناکامی مذاکرات با واشینگتن یا یک شکست سیاسی، اقتصادی یا نظامی دیگر است. در این حالت، ممکن است ابتدا دولت او عامل بحران معرفی شود و سپس تغییر رییس دولت بهعنوان راهحل عرضه شود.
سناریوی سوم میتواند پذیرش توافق از سوی مجتبی خامنهای باشد؛ توافقی که روایت رسمی آن را نه نتیجه فشار دولت، بلکه تصمیمی راهبردی و مقتدرانه از سوی رهبری معرفی کند.
احتمال استعفای فوری پزشکیان نیز زمانی افزایش مییابد که اختلاف بر سر ادامه جنگ یا چارچوب توافق از کنترل خارج شود.
پژوهشی تازه نشان میدهد مصرف روزانه بیش از حدود ۰.۸ گرم پروتئین بهازای هر کیلوگرم وزن بدن در افراد کمتحرک نهتنها سودمند نیست، بلکه ممکن است فرآیند پیر شدن سلولها را سرعت بخشد.
بیلی ناپف و دادلی لمینگ، پژوهشگران دانشگاه ویسکانسینـمدیسن، با مرور بیش از ۳۵۰ پژوهش درباره مصرف پروتئین نتیجه گرفتهاند که گرایش روبهرشد به مصرف پروتئین بیشتر، که بهویژه در محافل ورزشی رواج یافته است، الزاما برای همه با بهبود سلامت همراه نیست و در افراد کمتحرک حتی ممکن است روند پیری را سرعت ببخشد. نتیجه این پژوهش جمعه ۹ مرداد در نشریه تازهتاسیس «سِل پرِس بلو» منتشر شد.
در پژوهشهایی که تاثیر کاهش مصرف پروتئین بر سلامت و روند پیری را بررسی میکنند، رژیم حاوی حدود ۰.۸ گرم پروتئین بهازای هر کیلوگرم وزن بدن، رژیم کمپروتئین محسوب میشود. دستورالعملهای جدید در سالهای اخیر و توصیههای عمومی این میزان را به ۱.۲ تا ۱.۶ گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن افزایش دادهاند.
کریستال هیل، زیستشناس مولکولی پیری در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی که در این پژوهش مشارکت نداشت، به ساینس نیوز گفت بدن هنگام ورزش از اسیدهای آمینه، یعنی اجزای سازنده پروتئین، برای عضلهسازی استفاده میکند، اما در افراد کمتحرک، اسیدهای آمینه اضافی ممکن است چرخه نوسازی سلولها را سرعت دهند و باعث انباشته شدن آسیبهای مولکولی و سلولی مرتبط با پیری شوند.
مطالعات پیشین روی موشها نشان دادهاند رژیم کمپروتئین میتواند تولید فاکتور ۲۱ رشد فیبروبلاست یا FGF21، نوعی پروتئین پیامرسان با عملکرد هورمونی، را افزایش دهد. این هورمون سلولهای چربی سفید ذخیرهکننده انرژی را به سلولهای چربی بژ تبدیل میکند که انرژی اضافی را میسوزانند. موشهای دارای رژیم کمپروتئین با وجود خوردن غذای بیشتر، معمولا لاغرتر بودند، قند خون ناشتای بهتری داشتند و بیشتر عمر کردند.
در یک مطالعه انسانی روی ۲۲ مرد جوان و سالم با شاخص توده بدنی متوسط ۲۳ تا ۲۵ ، پژوهشگران مصرف روزانه پروتئین را برای ۵ هفته از دستکم ۱.۵ گرم به حدود ۰.۸ گرم بهازای هر کیلوگرم وزن بدن کاهش دادند. نتایج منتشرشده در مارس ۲۰۲۵ نشان داد سطح FGF21 در بدن شرکتکنندگان افزایش یافت و آنان برای ثابت نگه داشتن وزن خود به غذای بیشتری نیاز داشتند؛ یافتهای که از افزایش مصرف انرژی بدن حکایت داشت.
میزان مناسب مصرف پروتئین هنوز مشخص نیست
این یافتهها با دستورالعملهای تغذیهای جدید آمریکا که مصرف روزانه ۱.۲ تا ۱.۶ گرم پروتئین بهازای هر کیلوگرم وزن بدن را توصیه میکنند، در تضاد است.
طرفداران رژیمهای پرپروتئین میگویند شواهد انسانی فراوانی وجود دارد که نشان میدهد مصرف پروتئین بیشتر، بهویژه همراه با ورزش، عملکرد جسمانی را تقویت میکند و به کاهش چاقی یا پیشگیری از آن کمک میکند. در مقابل، بخش بزرگی از شواهد درباره فواید محدود کردن پروتئین از مطالعات حیوانی به دست آمده است.
پژوهشگران رژیم کمپروتئین را برای زنان باردار، کودکان، سالمندان و برخی گروههای دیگر توصیه نمیکنند. متخصصان هر دو دیدگاه نیز اتفاق نظر دارند که مقدار مناسب پروتئین باید بر اساس سن، جنسیت، ویژگیهای ژنتیکی و میزان فعالیت بدنی هر فرد تعیین شود.
جوزف متیوز، متخصص تغذیه در دانشگاه علوم پزشکی آرکانزاس، به ساینس نیوز گفت این بررسی شواهد کافی برای آزمایش رژیمهای کمپروتئین در مطالعات انسانی فراهم کرده است. کریس مکدونالد، دانشمند علوم رفتاری دانشگاه کمبریج، نیز تاکید کرد توصیههای تغذیهای باید از میزان فعالیت بدنی افراد آغاز شوند، نه از تعیین یک مقدار ثابت پروتئین برای همه.