گزارشگر ویژه سازمان ملل: مردم ایران میان حملات آمریکا و سرکوب جمهوری اسلامی گرفتارند
مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، با ابراز نگرانی از ازسرگیری درگیریهای نظامی تهران و واشینگتن، گفت مردم ایران بار دیگر میان حملات خارجی و سرکوب جمهوری اسلامی گرفتار شدهاند.
ساتو پنجشنبه ۱۸ تیر در شبکه اجتماعی ایکس نوشت ازسرگیری درگیریهای نظامی میان تهران و واشینگتن در این هفته و تشدید تنشها در سراسر منطقه عمیقا نگرانکننده است و حملات آمریکا به ایران از منظر حقوق بینالملل «غیرقانونی» است.
به گفته او، انجام این حملات پس از امضای تفاهمنامه جمهوری اسلامی و آمریکا، این تحولات را نگرانکنندهتر کرده و نشان میدهد توافقها کنار گذاشته شدهاند و زور جای دیپلماسی را گرفته است؛ موضوعی که به گفته او بنیان صلح پایدار، یعنی احترام به توافقها و حقوق بینالملل را تضعیف میکند.
ساتو یادآوری کرد ۲۹ خرداد همراه با شماری از کارشناسان سازمان ملل با احتیاط از تفاهمنامه میان آمریکا و جمهوری اسلامی استقبال کرده بود، اما همزمان هشدار داده بود که جایگاه مردم ایران در این توافق بسیار کمرنگ است.
این بیانیه به امضای ۱۴ گزارشگر ویژه، کارشناس مستقل و سازوکار حقوق بشری سازمان ملل، از جمله ساتو، رسیده بود.
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل با اشاره به گزارشهایی درباره آسیب دیدن زیرساختهای غیرنظامی نوشت در حملات اخیر، چندین بندر در جنوب ایران هدف قرار گرفته، برق بخشهایی از چابهار قطع شده، پرتابههایی در نزدیکی نیروگاه هستهای بوشهر فرود آمده و خطوط راهآهن، از جمله پل راهآهن آقتکهخان، آسیب دیدهاند.
او همچنین به آمار وزارت بهداشت جمهوری اسلامی اشاره کرد که از کشته شدن ۱۴ نفر در دو شب گذشته خبر داده است.
ساتو نوشت در این لحظات، فکرش با مردم ایران است؛ مردمی که به گفته او بار دیگر خود را میان حملات تازه آمریکا و سرکوب داخلی جمهوری اسلامی گرفتار میبینند.
او افزود از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حملات خارجی هزاران کشته و میلیونها آواره بر جای گذاشته و مقامهای جمهوری اسلامی نیز با تشدید سرکوب مخالفان، به اعدام شهروندان در ایران ادامه دادهاند.
بهگفته او، مردم ایران سالهاست با ناامنی و مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند و دور تازه حملات تنها بر رنج آنان میافزاید.
ساتو ۱۰ تیر نیز در مصاحبهای با «جنیوا سولوشنز» گفته بود در جنگ اخیر هزاران غیرنظامی در ایران کشته و میلیونها نفر آواره شدند و مقامهای جمهوری اسلامی نیز پیش از جنگ، در جریان آن و پس از آتشبس، سرکوب مخالفان را ادامه دادهاند.
او تاکید کرده بود: «در تفاهم کنونی آمریکا با جمهوری اسلامی، مردم ایران تقریبا هیچ جایگاهی ندارند. این تفاهمنامه در خدمت منافع ژئوپلیتیک است، اما مردم ایران را نادیده میگیرد.»
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در پایان از همه طرفها خواست تنشها را کاهش دهند، به میز مذاکره بازگردند و مردم ایران را در کانون توجه قرار دهند.
او تاکید کرد حفاظت از جان غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی باید فورا در اولویت قرار گیرد و همه طرفها باید برای جلوگیری از تشدید بیشتر تنشها تلاش کنند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از داخل ایران نیز حاکی از نگرانی شماری از شهروندان از تشدید تنشها، محدودیتهای اینترنتی، فشارهای داخلی و بیاعتمادی به روایت رسمی جمهوری اسلامی است.
کشتیهای باری در آبهای عربستان سعودی، در نزدیکی بندر دمام؛ ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵. (عکس: رویترز)
تردد نفتکشها از تنگه هرمز پس از حملات تازه آمریکا به جمهوری اسلامی و پاسخ نظامی تهران بهشدت کاهش یافته است؛ تا بامداد پنجشنبه تنها دو نفتکش از این آبراه عبور کردند، برخی بیمهگران توقف موقت عبور از این مسیر را توصیه کردند و قطر برنامه افزایش سریع تولید الانجی را متوقف کرد.
خبرگزاری رویترز، پنجشنبه ۱۸ تیرماه، گزارش داد دادههای کشتیرانی و منابع صنعتی نشان میدهد ریسک عبور از تنگه هرمز پس از دور تازه حملات و پاسخهای نظامی میان آمریکا و جمهوری اسلامی بهشدت افزایش یافته است.
بر اساس دادههای شرکت کلپر، تنها دو نفتکش در ساعات ابتدایی پنجشنبه از این تنگه عبور کردند؛ نفتکش غولپیکر «برگ ۱» که نفت خود را از جزیره خارک بارگیری کرده و تحت تحریمهای آمریکا قرار دارد و تانکر حمل مواد شیمیایی «ول سیل» با پرچم جزایر مارشال که آخرین محموله خود را در نزدیکی شارجه، امارات متحده عربی، بارگیری کرده بود.
منابع صنعت کشتیرانی به رویترز گفتند شمار بیشتری از کشتیها سامانه «شناسایی خودکار» خود، موسوم به «AIS»، را خاموش میکنند؛ اقدامی که رصد تردد واقعی شناورها را دشوارتر کرده است.
خورخه لئون، رییس بخش تحلیل ژئوپلیتیک شرکت ریستاد انرژی، اعلام کرد توقف تقریبی تردد نفتکشها در تنگه هرمز بیش از هر بیانیهای از سوی واشینگتن یا تهران، نشاندهنده برداشت بازار از سطح بالای ریسک امنیتی است.
این تحول پس از آن رخ داد که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، در واکنش به حملات آمریکا به استانهای جنوبی و شرقی ایران، زیرساختهای نظامی آمریکا در کشورهای همسایه خلیج فارس را هدف قرار دادند؛ حملاتی که آتشبس سههفتهای میان دو طرف را بیش از پیش متزلزل کرد.
آتشبس شکننده و بازگشت خطر به هرمز
دور تازه تنشها در جنگ چهارماهه، از اوایل این هفته و پس از حمله به سه نفتکش در تنگه هرمز آغاز شد؛ حملاتی که آمریکا، جمهوری اسلامی را مسئول آن دانست.
نیروی دریایی سپاه پاسداران ظهر پنجشنبه اعلام کرد مداخله آمریکا در تعیین مسیر تردد کشتیها، علاوه بر آنکه با «پاسخی کوبنده» روبهرو خواهد شد، روند بازگشایی تدریجی تنگه هرمز را نیز با «اخلال جدی» مواجه میکند و منافع کشورهای استفادهکننده از این آبراه را به خطر میاندازد.
خبرگزاری صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز پنجشنبه به نقل از نیروی دریایی سپاه گزارش داد همه کشتیها باید از مسیر تعیینشده جمهوری اسلامی در تنگه هرمز، در جنوب جزیره لارک، عبور کنند.
نیروی دریایی سپاه افزود تعهدی نسبت به تامین امنیت کشتیهایی که از مسیری غیر از مسیر تعیینشده جمهوری اسلامی عبور کنند ندارد و «اراده جمهوری اسلامی تغییرناپذیر است».
روحالله رحیمپور، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، به ایراناینترنشنال گفت جمهوری اسلامی تصور میکند میتواند از تنگه هرمز بهعنوان سلاح و اهرم فشار علیه آمریکا استفاده کند و تا زمانی که این تصور در تهران وجود داشته باشد، حملات آمریکا نیز ادامه خواهد داشت.
پیش از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکرد. میانگین تردد روزانه کشتیها در دو هفته گذشته به حدود ۴۰ فروند رسیده که اگرچه بالاترین سطح از زمان آغاز جنگ است، همچنان با میانگین ۱۲۵ تا ۱۴۰ کشتی در روز پیش از آغاز جنگ فاصله زیادی دارد.
رویترز همچنین به نقل از منابع صنعت بیمه گزارش داد برخی بیمهگران ریسک جنگ به شرکتهای کشتیرانی توصیه کردهاند عبور از تنگه هرمز را موقتا متوقف کنند و برخی دیگر نیز در حال بازنگری شرایط بیمهنامههای خود هستند.
شرکت کارگزاری کشتیرانی کلارکسونز نیز در گزارشی نوشت روند بازگشایی تنگه هرمز پس از تشدید دوباره درگیریها شکنندهتر از گذشته به نظر میرسد.
حمله به کشتی قطری و توقف برنامه افزایش تولید الانجی
در همین حال، کشتی حامل گاز طبیعی مایع «الرکایات» متعلق به قطر که سهشنبه شب بر اثر اصابت یک پرتابه دچار آتشسوزی در موتورخانه شد، همچنان در نزدیکی در انتظار عملیات نجات قرار دارد.
با این حال، منابع صنعت کشتیرانی اعلام کردند خطر انفجار این شناور در حال حاضر پایین است و محموله گاز طبیعی مایع آن ظاهرا ایمن است.
بلومبرگ نیز گزارش داد قطر پس از حمله به کشتی حامل گاز طبیعی مایع «الرکایات» در تنگه هرمز، تلاشها برای افزایش سریع تولید در بزرگترین تاسیسات الانجی جهان را متوقف کرده است؛ تصمیمی که نگرانی از پرخطر ماندن عبور از این آبراه حیاتی را نشان میدهد.
به گفته منابع آگاه، مقامهای شرکت قطر انرژی پس از حمله سهشنبه چندین نشست برگزار کردند و سعد الکعبی، مدیرعامل این شرکت، تصمیم گرفت برنامه افزایش تولید در مجتمع راس لفان را متوقف کند.
این منابع گفتند عملیات به دلایل ایمنی در حداقل سطح ممکن نگه داشته میشود و شمار کشتیهایی که قرار است در روزهای آینده در این تاسیسات پهلو بگیرند، کاهش خواهد یافت.
بلومبرگ نوشت این توقف یکی از برجستهترین پیامدهای تنشهای فزاینده این هفته است؛ تنشهایی که با حمله به چند کشتی در نزدیکی تنگه هرمز و حملات دو روز متوالی آمریکا به جمهوری اسلامی همراه بوده است.
شرکت «ناقلات» (Nakilat)، بازوی کشتیرانی صنعت گاز طبیعی مایع قطر، مالک و بهرهبردار کشتی «الرکایات» است. بلومبرگ نوشت شرکت قطر انرژی بلافاصله به درخواست این رسانه برای اظهارنظر پاسخ نداد.
یکی از بیمهگران ریسک جنگ دریایی هم به رویترز گفت حوادث اخیر نشان میدهد بازار بیمه جنگ دریایی اکنون با احتمال خسارتهای سنگین برای شناورهای بسیار ارزشمند روبهرو است.
ششمین ماه پس از کشتار خونین ۱۸ دی، با مراسم حکومتی دفن بقایای علی خامنهای، دیکتاتور کشتهشده ایران، همزمان شده است. این روزها تمامی دستگاههای جمهوری اسلامی در تلاش برای بخشیدن هویتی ویژه به مردی هستند که نسبتی با زندگی معمولی نداشت: تحمیل انسانیت به یک تابوت احتمالا خالی.
مراسم چندین روزه سوگواری برای کسی که ۱۸۰ روز پیش نیروهای تحت فرمانش بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران را رقم زدند و پس از آن، دهها هزار تن دیگر به خانههایشان بازنگشتند، در حالی انجام میشود که بازماندگان، هرگز امکان یک سوگواری شایسته را پیدا نکردند و در این میان، افرادی پشت خطوط قرمز و شرع جمهوری اسلامی، به سوگواران نامرئی و خاموش تبدیل شدند.
عشقهایی که اندوه نبودنشان به رسمیت شناخته نمیشود
در پس آمارهای هولناک و نامها و روایتهایی که تاکنون از کشتار دی ثبت و ارائه شدند، لایه پنهانی از رنج وجود دارد که کمتر به آن پرداخته شده است: سوگوارانی که اندوه ایشان به رسمیت شناخته نمیشود و ناچارند رنج از دست دادن عشق و شریک عاطفی خود را در انزوا پنهان کنند.
جامعه ایران در سالهای اخیر با تلاشهای بسیار برای عبور از روایت رسمی سیستم و شکستن قواعد تحمیلشده بر زندگی و روابط انسانی، تلاش کرده است تا خواست حکومت در یکدست کردن سبک زندگی دینی را پس بزند.
با این حال، بسیاری شهروندان همچنان در قید و بندهای برآمده از خانواده، جغرافیای محل زندگی، سایه سنگین مذهب و قوانین کیفری جمهوری اسلامی، گرفتارند.
در حالی که روابط عاطفی خارج از چارچوبهای رسمی و سنتی میان جنس مخالف، دستکم در شهرهای بزرگتر و میان برخی طبقات اجتماعی تا حدی پذیرفته شده است، اما در خانوادههای مذهبی-سنتی و شهرهای کوچک و روستاها، این روابط همچنان پشت خط قرمزهایی از جمله به نام «آبرو»، پنهان ماندهاند.
این فشارهای اجتماعی در کنار استبداد سیاسی و دینی، پس از کشتار دی، گروه بزرگی از بازماندگان را به سوگوارانی بیصدا تبدیل کرده است.
در میان بازماندگان روزهای خونین دی ۱۴۰۴، کسانی وجود دارند که نامشان بر روی برگههای هویتی نوشته نشده، در مناسبات خانوادگی تعریف نمیشوند و نامی از آنها روی سنگهای مزار، اعلامیهها و حتی شبکههای اجتماعی نیست؛ نامی که این روزها به عنوان «خانوادههای دادخواه» شناخته میشود.
این افراد اغلب در یک تاریکی بیانتها، برای عشق از دست رفته خود سوگواری میکنند.
یکی از این سوگواران خاموش، دختر جوانی است که شریک عاطفیاش ۱۸ دی در تهران، با شلیک مستقیم گلوله کشته شد. او حالا شش ماه است از بدیهیترین حق انسانی، یعنی سوگواری برای عشق از دست رفته و بیان احساسات و رنجی که متحمل شده، محروم مانده است.
فشار وارد شده بر او، هم از خانوادهای سنتی میآید که داشتن روابط خارج از چارچوب ازدواج را «نامناسب» میداند و برایش، بیان علنی این اندوه، معادل «به مخاطره افتادن آینده زندگی شخصی» است و هم از سوی دیگر، وابستگی یکی از اعضای خانواده پسر کشتهشده به سپاه پاسداران و باورهای عمیق مذهبی آنان، فضای انسانی بروز عواطف را برایش ناممکن کردهاند.
ناممکن کردن گریستن، سوگواری و در پی آن نبودن فضای همدلی و همدردی جمعی با بازماندگانی که شریک عاطفی خود را از دست دادهاند، تنها از آستین جامعه سنتی بیرون نمیآید، بلکه ابعاد سیاسی و امنیتی وسیعتری دارد.
در جریان انقلاب ملی ایرانیان، افرادی کشته شدند که خانوادههایشان بهدلیل همراستا بودن با ایدئولوژی حکومت، وابستگی به نهادهای نظامی و انتظامی، یا قرار گرفتن تحت فشارهای امنیتی، از روایت حقیقت کشتهشدن عضو خانواده خود امتناع کردند.
این خانوادهها، مایل یا مجبور به پذیرش روایت رسمی حکومت شدند؛ روایتی که جانباختگان را «کشتهشده به دست تروریستها» یا قربانی «اغتشاشگران» معرفی میکند.
پذیرش سناریوهای امنیتی، راه را بر سوگواری واقعی بسته است و شریک عاطفی جانباختگان را در بنبستی روانی قرار داده است. آنها نه تنها در رنج بزرگ یک فقدان گرفتار شدهاند، بلکه شاهدی بر این فاجعه هستند که هویت و دلیل مرگ نیز بهوسیله سیستم و عاملان آن، جعل و تحریف میشود.
در این میان، گروهی از سوگواران با نادیدهانگاری و سرکوب سیستماتیک و خشنتری روبهرو هستند: زوجهای همجنس و اعضای جامعه الجیبیتیکیوپلاس (LGBTQ+).
اگر روابط دگرجنسگرایانه خارج از ازدواج همچنان در ایران با موانعی روبهروست که برآمده از «عرف» هستند، روابط همجنسگرایانه در قوانین برآمده از شرع جمهوری اسلامی تماما جرمانگاری شده و احکام سنگینی چون اعدام، شلاق و زندان برای آن در نظر گرفته شده است. این موضوع، در میان بخش بزرگی از جامعه ایران نیز همچنان پذیرفته نیست.
افرادی از این جامعه که در جریان کشتار دی شریک عاطفی و زندگی خود را از دست دادهاند، در سکوتی مطلق رها شدند.
بیان این اندوه، نه تنها با احتمال عدم پذیرش اجتماعی مواجه میشود، بلکه میتواند تبعات قضایی جبرانناپذیری نیز به همراه داشته باشد.
بسیاری از این افراد، حتی در زمان حیات شریک عاطفیشان نیز ناچار به زندگی در سایه بودند؛ پنهانی عاشقی کردند و محکوم به داشتن یک زندگی موازی در کنار هویتی شدند که جامعه آن را میپذیرد.
بازماندگانی که حالا با مرگ عشق، شریک عاطفی و زندگی خود، برای سانسور، پنهان کردن و حتی انکار این فقدان در عرصه عمومی تلاش میکنند.
این خفقان مضاعف، علاوه بر ناممکن کردن بیان رنج شخصی و برخوردار شدن از همدلی و احترامی که ملت ایران برای خانوادههای جاویدنامان انقلاب ملی قائل است، روند ثبت روایات، مستندسازی جنایات و روشن کردن تکثر و گستره هویتی کشتهشدگان در این بازه زمانی را نیز با چالشهای جدی و پیچیدهای مواجه کرده است.
اکنون باید به طبقهبندی آسیبهای ناشی از سلب آزادیهای اجتماعی، حقوقی و شهروندی زیر سایه جمهوری اسلامی، از دست رفتن حق بروز اندوه، ریختن اشک و روایت خاطرات را هم اضافه کرد. حق سوگواری برای جانهای عزیز خفته در خاکی که در لایههای پنهان و پیچیده ساختار تحمیلی اجتماعی و سیاسی برآمده از جمهوری اسلامی میزیستند، حالا تحت کنترل درآمده است.
… و بازماندگانی که رنج و اندوهشان را در قلبشان نگه داشتهاند، تا روزی که با فروریختن این حصارهای تحمیلی، هویت غایبان عاشق، کنار سنگ مزارها و در تمام شهر، به رسمیت شناخته شود.
نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، همزمان با تشدید تنشهای منطقهای پس از درگیریهای نظامی میان تهران و واشینگتن، دستکم ۱۸ شهروند عرب اهل سنت را با خشونت و ضربوجرح در اهواز بازداشت کردند. بیشتر بازداشتشدگان را نوجوانان و جوانان تشکیل میدهند.
سازمان حقوق بشری کارون که اخبار نقض حقوق شهروندان عرب در ایران را پوشش میدهد، پنجشنبه ۱۸ تیرماه گزارش داد این بازداشتها ۱۶ تیر در منطقه کوتعبدالله اهواز انجام شده و بیشتر بازداشتشدگان از ساکنان منطقه خزامی هستند و در میان آنان چند شهروند زیر ۱۸ سال نیز دیده میشوند.
هویت شماری از بازداشتشدگان که تاکنون برای سازمان کارون احراز شده، شامل جمال ناصری، ۱۲ ساله، مجتبی ناصری، ۱۶ ساله، یاسین ناصری، ۱۶ ساله، مرتضی ناصری، ۲۱ ساله، محمد ناصری، ۲۷ ساله و ابویاسر ناصری، حدود ۵۰ ساله، است.
بهگفته این نهاد حقوق بشری، نیروهای امنیتی این افراد را در خیابان و در برابر دیدگان ساکنان، با ضربوشتم بازداشت کردند.
کارون افزود نیروهای امنیتی علاوه بر بازداشت محمد ناصری، موتورسیکلت او را نیز با خود بردند و خودروی شخصیاش را با باتوم تخریب کردند.
منابع محلی همچنین به کارون گفتهاند شماری دیگر از شهروندان هدف تعقیب نیروهای امنیتی قرار گرفتند، اما موفق به فرار شدند.
طی ماههای گذشته، بهویژه پس از جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و اعتراضات دیماه، فشارهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی بر گروههای مختلف شهروندان، از جمله فعالان مدنی و سیاسی، اقلیتهای مذهبی و شهروندان عرب، تشدید شده و موج تازهای از بازداشتها در ایران آغاز شده است.
در همین زمینه، مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، ۲۹ خرداد با ابراز نگرانی از افزایش اعدامها، خواستار تغییر در سیاستهای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی و رعایت حقوق اقوام، مذاهب، زنان و فعالان مدنی شد.
در ادامه همین فشارها، سازمان کارون خردادماه نیز گزارش داده بود نیروهای اداره اطلاعات اهواز ۲۷ خرداد با یورش همزمان به منازل شماری از شهروندان عرب در منطقه کوتعبدالله، دستکم ۲۹ شهروند اهل سنت را بازداشت کردند.
بنا بر آن گزارش، این بازداشتها بهدلیل گرایش و فعالیتهای مذهبی مسالمتآمیز این شهروندان انجام شده بود.
منابع حقوق بشری همچنین گزارش داده بودند شماری از بازداشتشدگان پیشتر نیز بهدلیل فعالیتهای مذهبی بازداشت و محکوم شده بودند و با وجود پایان دوران محکومیت، بار دیگر هدف اقدامات امنیتی قرار گرفتند.
شاهدان عینی گفته بودند نیروهای امنیتی بدون ارائه حکم قضایی روشن، وارد منازل مسکونی شدند، فضای رعب و وحشت برای خانوادهها، بهویژه زنان و کودکان ایجاد کردند، خانهها را تفتیش و وسایل شخصی را ضبط کردند و بازداشتشدگان را به مکانهای نامعلوم منتقل کردند.
سازمان حقوق بشر کارون با ابراز نگرانی از ادامه موج بازداشتها و برخورد خشونتآمیز با شهروندان عرب اهل سنت، این اقدامات را نقض آشکار حقوق بنیادین شهروندان، از جمله حق آزادی، امنیت شخصی و مصونیت از رفتارهای غیرانسانی و تحقیرآمیز دانست.
این سازمان خواستار آزادی فوری و بیقیدوشرط همه بازداشتشدگان، پایان دادن به برخوردهای سرکوبگرانه با شهروندان عرب و انجام تحقیقات مستقل درباره رفتار خشونتآمیز نیروهای امنیتی شد.
در سالهای اخیر، نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی همزمان با افزایش گزارشها درباره گرایش برخی شهروندان به مذهب اهل سنت، فشار بر فعالان اهل سنت را تشدید کردهاند؛ فشاری که در مواردی به صدور احکام حبس و زندانی شدن آنان انجامیده است.
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، قطع مکرر آب، گلآلود بودن آب و بالا زدن فاضلاب در زندان شیبان اهواز، موجب شیوع بیماریهای چشمی و کلیوی در میان زندانیان شده است.
بنا بر این گزارش، زندانیان سیاسی این زندان با کمبود شدید امکانات بهداشتی و شرایط نامناسب نگهداری روبهرو هستند. در یکی از بندها تنها یک حمام و یک دستشویی در اختیار زندانیان قرار دارد و آنان برای استفاده از این امکانات ساعتها در انتظار میمانند.
بر اساس این گزارش، در این بند علاوه بر زندانیان سیاسی، افرادی با اتهاماتی از جمله عضویت در داعش نیز نگهداری میشوند.
این گزارش همچنین حاکی است حجت آلمحمد، از زندانیان این بند، با مشکلات جدی جسمی از جمله بیماری کلیه و آسیب شدید به دندانهایش روبهرو است، اما تاکنون از رسیدگی پزشکی مناسب برخوردار نشده است.
روزنامه اورشلیمپست گزارش داد ارزیابی نهادهای امنیتی اسرائیل نشان میدهد نه جمهوری اسلامی و نه مقامهای ارشد آمریکا در شرایط کنونی تمایلی به ازسرگیری جنگ تمامعیار ندارند، هرچند تنشها همچنان در سطح بالایی ادامه دارد.
این روزنامه پنجشنبه ۱۸ تیر نوشت برآورد اسرائیل این است که جمهوری اسلامی قصد ندارد به درگیری نظامی بازگردد و در عوض میکوشد با طولانی کردن روند مذاکرات با واشینگتن، زمان بخرد.
در سوی دیگر، مقامهای ارشد کاخ سفید نیز بهدنبال ازسرگیری جنگ نیستند، اما واکنش احتمالی دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، به تحولات اخیر همچنان نامشخص ارزیابی میشود.
اورشلیمپست افزود مقامهای جمهوری اسلامی در موضعگیریهای علنی خود به ترامپ توهین میکنند، خواستار ترور او میشوند، از لزوم گرفتن انتقام سخن میگویند، به تحریک نیروهای نظامی ایالات متحده دست میزنند و به نفتکشها حمله میکنند.
در همین حال، پایگاه خبری والانیوز به نقل از یک منبع ارشد امنیتی گزارش داد اگر این روند از سوی حکومت ایران ادامه یابد، ممکن است کاسه صبر ترامپ لبریز شود.
۱۷ تیر، رییسجمهوری آمریکا در سخنانی در حاشیه اجلاس سران ناتو در ترکیه، از پایان آتشبس با حکومت ایران خبر داد و تاکید کرد باید «سرطان» را از میان برداشت.
ترامپ مقامهای جمهوری اسلامی را «بسیار خطرناک»، «شرور» و «بیمار» توصیف کرد و گفت حکومت ایران سالهاست او را در فهرست اهداف خود قرار داده است.
آمادگی اسرائیل برای آغاز مجدد جنگ
اورشلیمپست در ادامه گزارش داد مقامهای اسرائیلی در انتظار واکنش جمهوری اسلامی به حملات اخیر هستند تا مشخص شود آیا موشکهایی به سوی اسرائیل شلیک خواهد شد یا خیر.
بر اساس این گزارش، اسرائیل برای احتمال ازسرگیری درگیریها آماده است.
والانیوز نیز به نقل از یک منبع آگاه نوشت آمریکا پس از برقراری آتشبس، شمار نیروهای خود را در اسرائیل کاهش نداده و همچنان با همان آرایش نظامی پیشین مستقر است.
به گفته این منبع، حفظ این آرایش امکان گذار سریع «از صفر به صد» در عملیات نظامی را فراهم میکند، زیرا شرایط همچنان «شکننده و انفجاری» ارزیابی میشود.
اورشلیمپست همچنین گزارش داد بر اساس توافقهایی که با تامینکنندگان محلی و با میانجیگری وزارت دفاع و ارتش اسرائیل برای پشتیبانی از نظامیان آمریکایی انجام شده، این نیروها دستکم تا آغاز سال ۲۰۲۷ در اسرائیل باقی خواهند ماند.
۱۶ تیر، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، هشدار داد تضعیف حکومت ایران به معنای پایان تهدیدهای آن نیست.
او همانند ترامپ، جمهوری اسلامی را به «سرطان» تشبیه کرد و گفت: «زمانی که تودهای سرطانی را از بدن خارج میکنید، ممکن است دوباره بازگردد. اما از یک چیز مطمئن هستید: اگر آن را خارج نکنید، ممکن است جانتان را از دست بدهید.»
ادامه اختلافات بر سر حزبالله
اورشلیمپست در ادامه نوشت جمهوری اسلامی در پشت صحنه همچنان خواهان آن است که حزبالله نیز در توافق آتشبس تهران و واشینگتن گنجانده شود، اما این درخواست در شرایط فعلی با مخالفت اسرائیل و آمریکا روبهرو شده است.
یک منبع ارشد امنیتی گفت: «در مقطع کنونی، فرصتهای بسیار مهمی وجود دارد که فشار بر حزبالله را افزایش داده و نشان میدهد این سازمان شیعه تا چه اندازه در تنگنا قرار دارد.»
او اضافه کرد: «با وجود فشارهایی که حزبالله بر ساختار سیاسی [لبنان] وارد میآورد، رییسجمهوری لبنان عقبنشینی نکرده و همچنان با قاطعیت بر پیشبرد تفاهمنامه با اسرائیل پافشاری میکند.»
لبنان و اسرائیل پنجم تیر با میانجیگری واشینگتن بر سر چارچوبی برای ادامه مذاکرات به توافق رسیدند. این چارچوب بهعنوان نخستین گام برای دستیابی به توافقهای بعدی و حرکت به سوی صلح توصیف شده است.
نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، ششم تیر با انتشار بیانیهای، این توافق را «باطل و بیاعتبار» خواند و اعلام کرد این گروه نیابتی جمهوری اسلامی به «مقاومت مسلحانه» خود ادامه خواهد داد.
نبیه بری، رییس پارلمان لبنان و از متحدان حزبالله، نیز هشتم تیر هشدار داد این توافق میتواند به ایجاد شکاف میان لبنانیها منجر شود.