• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

نیروهای امنیتی دست‌کم ۱۸ شهروند عرب اهل سنت را در اهواز بازداشت کردند

۱۸ تیر ۱۴۰۵، ۱۴:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)

نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، هم‌زمان با تشدید تنش‌های منطقه‌ای پس از درگیری‌های نظامی میان تهران و واشینگتن، دست‌کم ۱۸ شهروند عرب اهل سنت را با خشونت و ضرب‌وجرح در اهواز بازداشت کردند. بیشتر بازداشت‌شدگان را نوجوانان و جوانان تشکیل می‌دهند.

سازمان حقوق بشری کارون که اخبار نقض حقوق شهروندان عرب در ایران را پوشش می‌دهد، پنج‌شنبه ۱۸ تیرماه گزارش داد این بازداشت‌ها ۱۶ تیر در منطقه کوت‌عبدالله اهواز انجام شده و بیشتر بازداشت‌شدگان از ساکنان منطقه خزامی هستند و در میان آنان چند شهروند زیر ۱۸ سال نیز دیده می‌شوند.

هویت شماری از بازداشت‌شدگان که تاکنون برای سازمان کارون احراز شده، شامل جمال ناصری، ۱۲ ساله، مجتبی ناصری، ۱۶ ساله، یاسین ناصری، ۱۶ ساله، مرتضی ناصری، ۲۱ ساله، محمد ناصری، ۲۷ ساله و ابویاسر ناصری، حدود ۵۰ ساله، است.

به‌گفته این نهاد حقوق بشری، نیروهای امنیتی این افراد را در خیابان و در برابر دیدگان ساکنان، با ضرب‌وشتم بازداشت کردند.

کارون افزود نیروهای امنیتی علاوه بر بازداشت محمد ناصری، موتورسیکلت او را نیز با خود بردند و خودروی شخصی‌اش را با باتوم تخریب کردند.

منابع محلی همچنین به کارون گفته‌اند شماری دیگر از شهروندان هدف تعقیب نیروهای امنیتی قرار گرفتند، اما موفق به فرار شدند.

طی ماه‌های گذشته، به‌ویژه پس از جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و اعتراضات دی‌ماه، فشارهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی بر گروه‌های مختلف شهروندان، از جمله فعالان مدنی و سیاسی، اقلیت‌های مذهبی و شهروندان عرب، تشدید شده و موج تازه‌ای از بازداشت‌ها در ایران آغاز شده است.

در همین زمینه، مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، ۲۹ خرداد با ابراز نگرانی از افزایش اعدام‌ها، خواستار تغییر در سیاست‌های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی و رعایت حقوق اقوام، مذاهب، زنان و فعالان مدنی شد.

در ادامه همین فشارها، سازمان کارون خردادماه نیز گزارش داده بود نیروهای اداره اطلاعات اهواز ۲۷ خرداد با یورش هم‌زمان به منازل شماری از شهروندان عرب در منطقه کوت‌عبدالله، دست‌کم ۲۹ شهروند اهل سنت را بازداشت کردند.

بنا بر آن گزارش، این بازداشت‌ها به‌دلیل گرایش و فعالیت‌های مذهبی مسالمت‌آمیز این شهروندان انجام شده بود.

منابع حقوق بشری همچنین گزارش داده بودند شماری از بازداشت‌شدگان پیش‌تر نیز به‌دلیل فعالیت‌های مذهبی بازداشت و محکوم شده بودند و با وجود پایان دوران محکومیت، بار دیگر هدف اقدامات امنیتی قرار گرفتند.

شاهدان عینی گفته بودند نیروهای امنیتی بدون ارائه حکم قضایی روشن، وارد منازل مسکونی شدند، فضای رعب و وحشت برای خانواده‌ها، به‌ویژه زنان و کودکان ایجاد کردند، خانه‌ها را تفتیش و وسایل شخصی را ضبط کردند و بازداشت‌شدگان را به مکان‌های نامعلوم منتقل کردند.

سازمان حقوق بشر کارون با ابراز نگرانی از ادامه موج بازداشت‌ها و برخورد خشونت‌آمیز با شهروندان عرب اهل سنت، این اقدامات را نقض آشکار حقوق بنیادین شهروندان، از جمله حق آزادی، امنیت شخصی و مصونیت از رفتارهای غیرانسانی و تحقیرآمیز دانست.

این سازمان خواستار آزادی فوری و بی‌قیدوشرط همه بازداشت‌شدگان، پایان دادن به برخوردهای سرکوبگرانه با شهروندان عرب و انجام تحقیقات مستقل درباره رفتار خشونت‌آمیز نیروهای امنیتی شد.

در سال‌های اخیر، نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی هم‌زمان با افزایش گزارش‌ها درباره گرایش برخی شهروندان به مذهب اهل سنت، فشار بر فعالان اهل سنت را تشدید کرده‌اند؛ فشاری که در مواردی به صدور احکام حبس و زندانی شدن آنان انجامیده است.

  • دست‌کم سه فعال رسانه‌ای به دلیل انتشار خبر خودسوزی احمد بالدی بازداشت شدند

    دست‌کم سه فعال رسانه‌ای به دلیل انتشار خبر خودسوزی احمد بالدی بازداشت شدند

  • مولوی عبدالحمید خواستار توقف اعدام‌ها و آزادی زندانیان سیاسی در ایران شد

    مولوی عبدالحمید خواستار توقف اعدام‌ها و آزادی زندانیان سیاسی در ایران شد

•
•
•
Banner
Banner

مطالب بیشتر

بیماری زندانیان سیاسی شیبان اهواز به دلیل آلودگی آب و فاضلاب

۱۸ تیر ۱۴۰۵، ۱۳:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، قطع مکرر آب، گل‌آلود بودن آب و بالا زدن فاضلاب در زندان شیبان اهواز، موجب شیوع بیماری‌های چشمی و کلیوی در میان زندانیان شده است.

بنا بر این گزارش، زندانیان سیاسی این زندان با کمبود شدید امکانات بهداشتی و شرایط نامناسب نگهداری روبه‌رو هستند. در یکی از بندها تنها یک حمام و یک دستشویی در اختیار زندانیان قرار دارد و آنان برای استفاده از این امکانات ساعت‌ها در انتظار می‌مانند.

بر اساس این گزارش، در این بند علاوه بر زندانیان سیاسی، افرادی با اتهاماتی از جمله عضویت در داعش نیز نگهداری می‌شوند.

این گزارش همچنین حاکی است حجت آل‌محمد، از زندانیان این بند، با مشکلات جدی جسمی از جمله بیماری کلیه و آسیب شدید به دندان‌هایش روبه‌رو است، اما تاکنون از رسیدگی پزشکی مناسب برخوردار نشده است.

چهار پروژه‌ خامنه‌ای علیه زنان

۱۸ تیر ۱۴۰۵، ۱۲:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
منصوره حسینی یگانه
100%

علی خامنه‌ای در کمتر از ۳۷ سال رهبری‌اش بر جمهوری اسلامی، چهار پروژه علیه زنان را پیش برد: خانه، جمعیت، حجاب و قدرت.

دیکتاتور کشته شده ایران، در این چارچوب، زن را پیش از هر چیز به عنوان مادر و مدیر خانواده تعریف کرد، فرزندآوری را یک اولویت ملی خواند، حجاب را از یک حکم شرعی به مساله‌ای سیاسی و امنیتی تبدیل کرد و تا توانست در برابر حضور زنان در ساختار قدرت، دیوار ساخت.

با این حال، جامعه ایران نیز در همین سه دهه دستخوش تغییر شد. زنان سهم عمده‌ای از دانشجویان دانشگاه‌ها را تشکیل دادند، حضورشان را بر عرصه‌های علمی، فرهنگی، اقتصادی و مدنی تحمیل کردند و با اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، نشان دادند مطالباتشان با پروژه‌های خامنه‌ای سازگار نیست.

  • زنان در تشییع خامنه‌ای؛ بدن زنانه، ابزار بازسازی اقتدار

    زنان در تشییع خامنه‌ای؛ بدن زنانه، ابزار بازسازی اقتدار

پروژه اول: تعریف «شغل» برای زنان 

- شغل اساسی زن، خانه‌داری، فرزندآوری و مادری است.

خامنه‌ای این جمله را ششم دی‌ماه ۱۴۰۲، در دیدار با گروهی از زنان گفت. جمله‌ای که شاید بیش از هر سخن دیگری، نگاه رهبر جمهوری اسلامی به جایگاه زنان را خلاصه می‌کند.

او در همان سخنرانی گفت زنان می‌توانند در مسئولیت‌های مدیریتی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی حضور داشته باشند و «هیچ محدودیتی» برای آنان وجود ندارد، اما بلافاصله تاکید کرد که این حضور نباید آنان را از «شغل اساسی» خود، یعنی خانه‌داری، فرزندآوری و مادری بازدارد.

این سخنان، موضعی مقطعی نبود. خامنه‌ای از نخستین سال‌های رهبری خود، بارها خانه‌داری را «فطری‌ترین و مطلوب‌ترین کار زنان»، «شغلی حساس و آینده‌ساز» و حتی نوعی «جهاد» توصیف کرد و در مقابل، همواره از مفهوم «عدالت جنسیتی» به جای «برابری جنسیتی» دفاع کرد.

این چارچوب فکری، در ۳۷ سال گذشته تنها در حد سخنرانی باقی نماند، بلکه به مبنای بخشی از سیاست‌های جمهوری اسلامی تبدیل شد: از سیاست‌های جمعیتی و قوانین خانواده گرفته تا حجاب، اشتغال و حضور زنان در ساختار قدرت.

در مقابل، جامعه ایران نه تنها با سیاست‌های او همراهی نکرد بلکه هر چه گذشت بیشتر مرزبندی و تغییر کرد.

زنان امروز بیش از ۶۰ درصد دانشجویان دانشگاه‌های کشور را تشکیل می‌دهند، حضور گسترده‌ای در عرصه‌های علمی، فرهنگی و اقتصادی دارند و در سال‌های اخیر به مهم‌ترین نیروی مطالبه‌گر تغییر در جمهوری اسلامی تبدیل شده‌اند.

شاید به همین دلیل، رابطه جمهوری اسلامی و زنان را بتوان یکی از طولانی‌ترین و پرچالش‌ترین تقابل‌های سیاسی و اجتماعی دوران رهبری خامنه‌ای دانست.

او در آذر ۱۳۷۲ خانه‌داری را «فطری‌ترین و مطلوب‌ترین کار زنان» خواند.

در شهریور ۱۳۸۱ گفت «ظرافت زنانه» عامل موفقیت زنان در مدیریت خانه است.

اردیبهشت ۱۳۹۲، خانه‌داری را «شغلی حساس و آینده‌ساز» توصیف کرد و همان سال گفت: «اینکه ما به حضور بالای زنان در مناصب اجرایی افتخار کنیم، دیدگاهی غلط و در واقع انفعال در برابر گفتمان غربی است.»

این تفاوت، شاید مهم‌ترین مرز میان نگاه خامنه‌ای و مفهوم برابری جنسیتی باشد.

خامنه‌ای همواره از تعبیر «عدالت جنسیتی» استفاده کرد و از اصطلاح «برابری جنسیتی» پرهیز کرد.

منتقدان او می‌گویند این نگاه، در عمل به محدود شدن فرصت‌های برابر برای زنان انجامید.

بر اساس آمارهای رسمی در ایران، بیش از ۸۵ درصد زنان بالای ۱۵ سال در بازار کار حضور ندارند و سهم زنان از اشتغال، حدود ۱۴ درصد است. معاونت امور زنان ریاست‌جمهوری نیز اعلام کرده است حدود ۲۵ میلیون زن در ایران خانه‌دار هستند.

  • نرخ بیکاری زنان در ایران دو برابر مردان است

    نرخ بیکاری زنان در ایران دو برابر مردان است

هرچند عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نیز در این وضعیت نقش دارند، اما فعالان حقوق زنان معتقدند تاکید مستمر حکومت بر نقش خانگی زنان، در کنار قوانین و سیاست‌های موجود، یکی از عوامل تداوم این شکاف بوده است.

اما شاید مهم‌ترین نتیجه این نگاه، در پروژه‌ای دیده شود که خامنه‌ای آن را یکی از اولویت‌های راهبردی کشور اعلام کرد: افزایش جمعیت.

100%

پروژه دوم: فرزندآوری، ماموریت ملی

اگر در نگاه خامنه‌ای، خانه نقطه آغاز تعریف جایگاه زن است، فرزندآوری نیز یکی از مهم‌ترین ماموریت‌های او در این چارچوب به شمار می‌رود.

او از اوایل دهه ۱۳۹۰ بارها اعلام کرد سیاست کنترل جمعیت در دهه‌های گذشته «اشتباه» بوده است.

دیکتاتور ایران، کاهش نرخ زاد و ولد را تهدیدی برای آینده کشور دانست و از دولت‌ها و مجلس خواست همه امکانات را برای افزایش جمعیت به کار گیرند.

این تغییر نگاه، به سرعت به سیاست عمومی تبدیل شد. برنامه‌های تنظیم خانواده که سال‌ها از سوی دولت تبلیغ می‌شد، کنار گذاشته شد. قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» به تصویب رسید، مشوق‌های مالی برای ازدواج و فرزندآوری در نظر گرفته شد، محدودیت‌هایی برای برخی خدمات پیشگیری از بارداری ایجاد شد و دسترسی به غربالگری جنین نیز با تغییرات قانونی و اجرایی روبه‌رو شد.

خامنه‌ای بارها گفت که کشور به جمعیتی جوان و پرشمار نیاز دارد. در بسیاری از سخنرانی‌های او، مادران به عنوان مهم‌ترین عامل تربیت نسل آینده معرفی شده‌اند و نقش آنان در این زمینه یک مسئولیت ملی توصیف شده است. اما بیش از یک دهه پس از آغاز این سیاست‌ها، نتایج با اهداف اعلام‌شده فاصله دارد.

  • بحران جمعیت برای جمهوری اسلامی؛ چرا ایرانی‌ها دیگر فرزند نمی‌آورند؟

    بحران جمعیت برای جمهوری اسلامی؛ چرا ایرانی‌ها دیگر فرزند نمی‌آورند؟

بر اساس آمارهای رسمی، نرخ باروری ایران همچنان پایین‌تر از سطح جانشینی جمعیت باقی مانده و تعداد تولدهای سالانه روندی کاهشی را تجربه کرده است.

کارشناسان جمعیت‌شناسی، در کنار تغییر سبک زندگی، عواملی مانند تورم، گرانی مسکن، بی‌ثباتی اقتصادی، هزینه‌های سنگین تربیت فرزند، کاهش امنیت شغلی و تغییر نگرش نسل جوان نسبت به ازدواج و فرزندآوری را از مهم‌ترین دلایل این روند می‌دانند.

حتی برخی مقام‌های دولتی نیز اذعان کرده‌اند صرف تصویب قانون و ارائه مشوق‌های مالی، نتوانسته خانواده‌ها را به داشتن فرزندان بیشتر ترغیب کند.

به این ترتیب، یکی از مهم‌ترین پروژه‌های اجتماعی دوران رهبری خامنه‌ای، تا زمان مرگش، به هدف اعلام‌شده خود نرسید؛ موضوعی که باعث شد بحث درباره علل کاهش جمعیت، از حوزه سیاست‌گذاری به یکی از چالش‌های اصلی اقتصادی و اجتماعی ایران تبدیل شود.

در سیاستگذاری خامنه‌ای، بیش از آنکه بر حق انتخاب زنان تاکید شود، بر نقش آنان به عنوان مادر و ابزار افزایش جمعیت تمرکز شده است.

  • رییس شورای اطلاع‌رسانی دولت: خامنه‌ای درباره حجاب دستوراتی به دولت پزشکیان داده است

    رییس شورای اطلاع‌رسانی دولت: خامنه‌ای درباره حجاب دستوراتی به دولت پزشکیان داده است

پروژه سوم: تبدیل حجاب از حکم شرعی به مساله امنیتی

حجاب اجباری پیش از آغاز رهبری خامنه‌ای نیز در قوانین جمهوری اسلامی وجود داشت، اما در دوران او، به‌ویژه در دو دهه اخیر، از یک حکم شرعی به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های «هویت سیاسی نظام» تبدیل شد.

خامنه‌ای بارها گفت که مساله حجاب تنها یک موضوع فردی یا فقهی نیست و پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» بر این نگاه، صریح‌تر از همیشه تاکید کرد.

او فروردین ۱۴۰۲ گفت: «کشف حجاب هم حرام شرعی است، هم حرام سیاسی.»

با این تعبیر، مخالفت با حجاب اجباری دیگر صرفا نافرمانی از یک حکم دینی تلقی نشد، بلکه اقدامی سیاسی علیه جمهوری اسلامی معرفی شد. تغییری که نشان می‌داد حکومت حجاب را بخشی از امنیت و مشروعیت خود می‌داند.

پس از این موضع‌گیری، برخوردهای حکومتی نیز شکل گسترده‌تری پیدا کرد. از استفاده از دوربین‌های نظارتی و سامانه‌های تشخیص چهره تا ارسال پیامک‌های هشدار، توقیف خودروها، پلمب رستوران‌ها، فروشگاه‌ها و مراکز خدماتی، تشکیل پرونده‌های قضایی و تدوین لایحه «حجاب و عفاف».

اما این سیاست نیز مانند پروژه افزایش جمعیت، با واقعیتی متفاوت روبه‌رو شد.

کشته شدن مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد، اعتراضاتی را رقم زد که برای نخستین بار، زنان را در مرکز بزرگ‌ترین جنبش اعتراضی علیه جمهوری اسلامی قرار داد.

شعار «زن، زندگی، آزادی» نه فقط مخالفت با حجاب اجباری، بلکه اعتراض به مجموعه‌ای از سیاست‌های حکومت درباره زنان را نمایندگی کرد و در ماه‌های بعد، بسیاری از زنان بدون حجاب اجباری در اماکن عمومی ظاهر شدند. نوعی نافرمانی مدنی که با وجود بازداشت‌ها، احکام قضایی، جریمه‌ها و فشارهای امنیتی، ادامه یافت.

  • گاردین: نافرمانی مدنی زنان ایران در برابر حجاب اجباری ادامه دارد

    گاردین: نافرمانی مدنی زنان ایران در برابر حجاب اجباری ادامه دارد

نتیجه این تقابل، شکافی عمیق‌تر میان حکومت و بخش بزرگی از جامعه، به‌ویژه نسل جوان زنان شد. حتی برخی مقام‌های پیشین جمهوری اسلامی نیز در سال‌های اخیر اذعان کرده‌اند که اتکای صرف به برخوردهای انتظامی و قضایی، نتوانسته اهداف اعلام‌شده حکومت را در این زمینه محقق کند.

به این ترتیب، حجاب که قرار بود نماد انسجام ایدئولوژیک جمهوری اسلامی باشد، در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین میدان‌های تقابل میان حکومت و جامعه تبدیل شد. این تقابل بیش از هر زمان دیگری نشان داد مساله زنان، دیگر تنها یک موضوع فرهنگی یا مذهبی نیست، بلکه به یکی از مهم‌ترین چالش‌های سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

  • آسوشیتدپرس: زنان و دختران ایرانی آشکارا از حجاب اجباری سرپیچی می‌کنند

    آسوشیتدپرس: زنان و دختران ایرانی آشکارا از حجاب اجباری سرپیچی می‌کنند

پروژه چهارم: قدرت‌زدایی از زنان

خامنه‌ای در دیدار با زنان در دی‌ماه ۱۴۰۲ گفت برای تصدی مسئولیت‌هایی مانند وزارت یا نمایندگی مجلس، از نظر اسلام محدودیتی برای زنان وجود ندارد، اما بلافاصله تاکید کرد که این مسئولیت‌ها نباید آنان را از «شغل اساسی» خود، یعنی خانه‌داری، فرزندآوری و مادری بازدارد.

همین، یعنی فاصله میان این موضع و واقعیتِ ساختار قدرت در جمهوری اسلامی، یکی از مهم‌ترین تناقض‌های سیاست‌گذاری حکومت ایران در قبال زنان است.

در ۳۷ سال رهبری خامنه‌ای، هیچ زنی عضو مجلس خبرگان رهبری نشد. هیچ زنی نیز به عنوان فقیه یا حقوقدان به عضویت شورای نگهبان در نیامد و زنان در مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی امنیت ملی و دیگر نهادهای اصلی تصمیم‌گیری، ناپدید بودند.

در قوه مجریه نیز اگرچه در برخی دولت‌ها زنان به عنوان معاون رییس‌جمهور یا وزیر منصوب شدند، اما سهم آنان از مدیریت کلان کشور همچنان ناچیز باقی ماند.

در کنار این واقعیت، دو روایت از نزدیکان عالی‌ترین مقام‌های جمهوری اسلامی، تصویری از نگاه رهبر جمهوری اسلامی به نقش سیاسی زنان ارائه می‌کند.

فائزه هاشمی، فعال سیاسی و دختر اکبر هاشمی رفسنجانی، در گفت‌وگو با پروژه تاریخ شفاهی حجاب اجباری گفته است خامنه‌ای از پدر او خواسته بود دخترش در کارهای سیاسی دخالت نکند.

سال‌ها بعد، جمیله علم‌الهدی، همسر ابراهیم رئیسی، نیز در گفت‌وگو با روزنامه خراسان اعلام کرد که رهبر جمهوری اسلامی در نخستین دیدار پس از پیروزی رئیسی در انتخابات ریاست‌جمهوری، صریحا از او خواسته بوده تا همسرش (علم‌الهدی) در امور اجرایی و مدیریتی دولت دخالت نکند.

او گفت این توصیه همواره رعایت شد و او از ورود به انتصاب‌ها و تصمیم‌های اجرایی پرهیز کرد.

این دو روایت، هرچند به دو مقطع زمانی و دو شخصیت متفاوت مربوط می‌شوند، اما بازتاب یک رویکرد مشترک‌اند. رویکردی که حضور اجتماعی و فرهنگی زنان را می‌پذیرد، اما برای نفوذ آنان در کانون‌های تصمیم‌گیری سیاسی، دیوار می‌سازد.

شاید بتوان مهم‌ترین چالش اجتماعی دوران رهبری خامنه‌ای را در همین نقطه خلاصه کرد: تقابل میان تصویری که او از «زن مطلوب» ارائه می‌کرد و تصویری که بخش بزرگی از زنان ایران برای زندگی، حقوق و نقش اجتماعی خود برگزیدند. تقابلی که دیکتاتور کشته شده ایران هرگز نگذاشت به مصالحه برسد و به عنوان میراثی پس از او، همچنان باقی است.

از عکس پاره‌شده ۷۸ تا تابوت‌گردانی ۱۴۰۵؛ ۱۸ تیر و پایان خامنه‌ای

۱۸ تیر ۱۴۰۵، ۱۱:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار
100%

۱۸ تیر ۱۳۷۸ دانشجویان عکس علی خامنه‌ای را پاره کردند؛ رویدادی که اشک بسیجیان حامی او را درآورد. ۲۷ سال بعد، باز هم در ۱۸ تیر، او را در حالی برای دفن بردند که چیز زیادی از اقتدار دیکتاتورمآبانه جمهوری اسلامی بر جا نمانده است.

آنچه در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ در کوی دانشگاه تهران آغاز شد، در ظاهر واکنشی بود به توقیف روزنامه «سلام» و حمله نیروهای انتظامی و لباس‌شخصی به خوابگاه دانشجویان، اما خیلی زود از محدوده دانشگاه فراتر رفت و به لحظه‌ای نمادین در نسبت جامعه با رهبر جمهوری اسلامی تبدیل شد.

بیش از ۲۵ هزار نفر در این اعتراضات مشارکت کردند و هزاران دانشجو نیز در هفته‌های بعد بازداشت شدند.

اما اهمیت ۱۸ تیر فقط در عدد بازداشت‌شدگان یا گستردگی اعتراض نبود. اهمیت آن در شکستن یک تابو بود: تابوی تعرض به تصویر رهبر.

در جمهوری اسلامی، تصویر خامنه‌ای فقط تصویر یک مقام سیاسی نبوده و بخشی از معماری قدرت بوده است. عکس او در مدرسه، اداره، پادگان، دانشگاه، دادگاه و خیابان نصب می‌شد تا یادآوری کند که قدرت در نهایت به یک نقطه ختم می‌شود.

۱۸ تیر ۷۸، همین تصویر برای نخستین بار در مقیاسی عمومی به موضوع خشم تبدیل شد. پاره شدن یا آتش گرفتن عکس خامنه‌ای، نشانه‌ای بود از اینکه نسل جدید دیگر حاضر نیست همه اقتدار سیاسی را در قاب‌های رسمی ببیند و بپذیرد.

خامنه‌ای چند روز بعد از این رویداد در سخنرانی معروف خود، مستقیم به همین نقطه اشاره کرد.

او گفت که «حتی اگر به رهبری اهانت کردند، حتی اگر عکس او را آتش زدند یا پاره کردند، نیروهای حزب‌اللهی باید سکوت کنند».

ظاهر جمله، دعوت به خویشتنداری بود، اما ادامه سخنرانی، همان منطق آشنای جمهوری اسلامی را بازتولید می‌کرد: نسبت دادن اعتراض به «دشمن»، «سازمان‌های جاسوسی» و «عناصر داخلی».

خامنه‌ای از یک سو می‌خواست نشان دهد شخصا از اهانت عبور می‌کند و از سوی دیگر، همان رخداد را در چارچوب یک «توطئه امنیتی» تعریف کرد.

100%

از همان‌جا، ۱۸ تیر به مبدایی برای رویدادهای آینده جمهوری اسلامی تبدیل شد.

حکومت فهمید که شکستن تصویر رهبر می‌تواند آغاز شکستن ترس باشد. بنابراین پاسخ را نه در پذیرش مطالبه دانشجویان، بلکه در امنیتی کردن اعتراض جست‌وجو کرد.

دانشجو، روزنامه، خوابگاه و خیابان، همه ذیل یک روایت واحد قرار گرفتند: دشمن بیرونی، فریب‌خوردگان داخلی، و ضرورت دفاع از نظام.

این الگو بعدتر در هر موج اعتراضی دیگر تکرار شد. هر بار اعتراض از جایی آغاز شد، اما حکومت تلاش کرد آن را به پروژه‌ای علیه اصل نظام ترجمه کند.

۱۸ تیر ۷۸ از این نظر آغاز یک فاصله تاریخی بود: فاصله میان تصویر رسمی خامنه‌ای و تصویر واقعی او در ذهن بخش بزرگی از جامعه.

در روایت رسمی، او «رهبر مقتدر، پدر نظام، حافظ امنیت و ادامه‌دهنده خط روح‌الله خمینی» بود. اما در حافظه معترضان، او به تدریج به نماد انسداد، سرکوب، تحقیر، کنترل و مصادره آینده تبدیل شد.

شکاف میان این دو تصویر در سال‌های بعد عمیق‌تر شد. از کوی دانشگاه تا خیابان‌های ۸۸، از آبان ۹۸ تا خیزش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، شعارها از نقد دولت و مطالبه اصلاحات عبور کردند و به نفی خود مرکز قدرت رسیدند و خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی شدند.

100%

ثبت دوباره یک تاریخ

حالا ۲۷ سال بعد، ۱۸ تیر ۱۴۰۵، همان تاریخ دوباره برگشته است، اما این بار نه با عکس پاره‌شده، بلکه با تابوت گردانده شده و قرار دفن خامنه‌ای در مشهد.

دیکتاتور ایران دیگر در جایگاه سخنران نیست که درباره پاره شدن عکس خود هشدار بدهد یا توصیه‌ای کند. او اکنون موضوع مراسمی است که حکومت می‌کوشد آن را به نمایش اقتدار، وحدت، سوگ عمومی و مشروعیت تاریخی تبدیل کند.

  • شاهزاده رضا پهلوی: جمهوری اسلامی صدای واقعی مردم را در هیاهوی مراسم خامنه‌ای پنهان می‌کند

    شاهزاده رضا پهلوی: جمهوری اسلامی صدای واقعی مردم را در هیاهوی مراسم خامنه‌ای پنهان می‌کند

جمهوری اسلامی برای خامنه‌ای مراسم چندروزه تدارک دید؛ تابوت او را در تهران برای تشییع در مصلی مستقر کرد، سپس از مسیر قم، نجف و کربلا عبور داد و خاکسپاری نهایی در مشهد، نزدیک مقبره امام هشتم شیعیان برنامه‌ریزی شد. مراسم نهایی دفن: ۱۸ تیر ۱۴۰۵

این تقارن، برای جمهوری اسلامی احتمالا ناخواسته اما پر‌معناست. ۱۸ تیر ۷۸، روزی بود که خامنه‌ای ناچار شد از پاره شدن عکس خودش حرف بزند. ۱۸ تیر ۱۴۰۵، روزی است که حکومت ناچار است برای دفن او، همه ذخیره آیینی، تبلیغاتی و امنیتی خود را به میدان بیاورد. آن روز مساله قاب بود، امروز مساله تابوت است. آن روز حکومت می‌خواست بگوید رهبر حتی از توهین به عکسش می‌گذرد، امروز می‌خواهد بگوید مرگ رهبر هم می‌تواند به سرمایه سیاسی تازه تبدیل شود.

100%

جامعه‌ای که رادیکال‌تر شد

جامعه ایران در فاصله ۱۸ تیر ۷۸ تا ۱۸ تیر ۱۴۰۵، همان جامعه سابق نماند. اعتراض نسلی که در کوی دانشگاه کتک خورد، زندانی شد و تحقیرش کردند، ادامه پیدا کرد.

پس از آن، نسل‌های دیگری آمدند که دیگر نه فقط از اصلاحات ناامید بودند، بلکه از اصل بازی سیاسی جمهوری اسلامی عبور کردند. اگر در ۷۸ هنوز بخشی از دانشجویان خواهان باز شدن فضای مطبوعات و اصلاح درون ساختاری بودند، در سال‌های بعد شعارها صریح‌تر، رادیکال‌تر و بی‌واسطه‌تر شدند.

خامنه‌ای هم در این فاصله، از رهبر ناظر بر نزاع‌های درون نظام به چهره اصلی و مسئول سیاسی و تاریخی جمهوری اسلامی تبدیل شد.

از همین رو، دفن خامنه‌ای در ۱۸ تیر فقط پایان عصر یک فرد نیست، پایان یک فصل از روان‌شناسی قدرت در جمهوری اسلامی است. او رهبری بود که اقتدارش با سکوت، ترس، سرکوب، حذف رقیبان، مهندسی انتخابات، کنترل رسانه، توسعه دستگاه امنیتی و پیوند زدن سیاست داخلی به نبرد خارجی ساخته شد. اما همان سازوکارها در نهایت تصویری ساختند که دیگر برای بخش بزرگی از جامعه نه مقدس بود، نه پدرانه، نه مشروع؛ بلکه یادآور تمام فرصت‌هایی بود که از ایران گرفته شد.

100%

قابی که دفن شد

۱۸ تیر ۷۸، قاب خامنه‌ای ترک برداشت. ۱۸ تیر ۱۴۰۵، صاحب قاب به خاک سپرده می‌شود. میان این دو تاریخ، جمهوری اسلامی همه ابزارهای خود را به کار گرفت تا آن ترک را بپوشاند اما ترک، به‌جای آنکه محو شود، به شکافی تاریخی تبدیل شد.

امروز حکومت می‌تواند تابوت را در خیابان بچرخاند، جمعیت بسیج کند، شهرها را سیاه‌پوش کند و از مرگ خامنه‌ای روایتی حماسی بسازد، اما نمی‌تواند آن ۲۷ سال را حذف کند.

۱۸ تیر، از روزی که تصویر رهبر از دیوار پایین آمد، به روزی رسید که خود رهبر از روی صحنه به زیر خاک رفت. این، معنای واقعی تقارن امروز است: جمهوری اسلامی می‌خواست ۱۸ تیر را از حافظه سیاسی جامعه پاک کند، اما تاریخ آن را به روز بازگشت نمادین همان حافظه تبدیل کرد؛ روزی که طومار خامنه‌ای، در معنای سیاسی و نمادین، در هم پیچیده شد.

مطرح شدن غیرمنتظره نام یک فروشگاه زنجیره‌ای فنلاندی در مراسم تشییع خامنه‌ای در عراق

۱۸ تیر ۱۴۰۵، ۱۰:۵۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%
Screengrab from a Reuters video shows a refrigerated vehicle carrying the coffin of Iran’s former Supreme Leader Ali Khamenei in Karbala, Iraq, on July 9, 2026.

گروه فروشگاه‌های زنجیره‌ای فنلاندی «کی گروپ» به شکلی غیرمنتظره در مراسم تشییع علی خامنه‌ای جای گرفت. ویدیوهایی از عراق منتشر شده است که نشان می‌دهند تابوت دیکتاتور کشته‌شده ایران از یک کامیون یخچال‌دار با نشان تجاری این شرکت تخلیه شده است.

در تصاویری که در کربلا ضبط و از سوی خبرگزاری رویترز منتشر شده، جمعیتی انبوه اطراف یک کامیون یخچال‌دار با لوگوهای نارنجی و سفید دیده می‌شود که شباهت زیادی به نشان تجاری «کی گروپ»، بخشی از شرکت خرده‌فروشی فنلاندی «کسکو»، دارد.

در ادامه این تصاویر، مردانی با لباس تیره، تابوتی را از بخش یخچال‌دار کامیون بیرون می‌آورند و آن را بر فراز جمعیت حمل می‌کنند.

این ویدیو در جریان بخش عراقی مراسم تشییع خامنه‌ای ضبط شده است. این مراسم که قسمتی از آن در نجف و کربلا برگزار شد، به دفن دیکتاتور کشته‌شده ایران در مشهد در روز ۱۸ تیر، ختم می‌شود.

این تصاویر به سرعت در فنلاند مورد توجه قرار گرفت. روزنامه «ایلتا-سانومات» این صحنه را «باورنکردنی» توصیف کرد و نوشت فنلاندی‌ها احتمالا با دیدن چیزی که شبیه نشان فروشگاه‌های «کی مارکت» در میانه مراسم تشییع خامنه‌ای بود، «چشم‌هایشان را مالیده‌اند [تا مطمئن شوند درست می‌بینند]».

روزنامه «هلسینگین سانومات»، بزرگ‌ترین روزنامه فنلاند، نیز این موضوع را پوشش داد.

100%

واکنش شرکت کسکو

شبکه «یله»، این خبر را با عنوان «آیا تابوت خامنه‌ای از یک خودروی کی گروپ در عراق خارج شد؟» منتشر کرد و نوشت ویدیوی رویترز یک کامیون حمل مواد سردخانه‌ای با رنگ نارنجی و حروف تکرارشونده «K» را نشان می‌دهد که ظاهرا به لوگوی «کی گروپ» شباهت دارد.

شرکت کسکو به «یله» اعلام کرد هیچ اطلاعی درباره این کامیون ندارد و تنها پس از انتشار تصاویر از این موضوع باخبر شده است.

این شرکت گفت حمل‌ونقل کالاهایش با خودروهای متعلق به شرکت‌های همکار انجام می‌شود و کسکو ناوگان اختصاصی ندارد.

به گفته این شرکت، یکی از احتمال‌ها این است که یکی از شرکت‌های حمل‌ونقل همکار، خودرویی را بدون حذف نشان‌های «کی گروپ»، به شخص یا شرکت دیگری فروخته باشد.

کسکو در ایمیلی به «یله» نوشت: «ممکن است یکی از شرکای حمل‌ونقل ما هنگام فروش تجهیزات، برچسب‌های مربوط به ما را از روی آن‌ها حذف نکرده باشد.»

این شرکت افزود به شرکت‌های حمل‌ونقل یادآوری خواهد کرد که این برچسب‌ها باید پیش از فروش خودروها، حذف شوند.

  • هزینه نجومی برای تشییع «رهبر مستضعفان جهان»

    هزینه نجومی برای تشییع «رهبر مستضعفان جهان»

هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که کسکو یا «کی مارکت» نقشی در مراسم تشییع خامنه‌ای داشته باشند یا مالک یا بهره‌بردار این کامیون بوده باشند.

آنچه باعث شد این تصاویر جلب توجه کنند، تضاد میان عناصر آن بود: یکی از نمادین‌ترین مراسم تشییع جمهوری اسلامی، نگهداری یک تابوت در شرایط سرد پس از ماه‌ها تاخیر در خاکسپاری، خودرویی با نشان تجاری یک فروشگاه زنجیره‌ای مواد غذایی فنلاندی برای حمل تابوت در کربلا.

ترامپ: هر حمله جمهوری اسلامی را ۲۰ برابر شدیدتر پاسخ خواهیم داد

۱۸ تیر ۱۴۰۵، ۰۰:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، گفت حملات اخیر واشینگتن، تلافی حمله جمهوری اسلامی به سه کشتی بوده است. او هشدار داد هر حمله جدید جمهوری اسلامی با پاسخی «۲۰ برابر شدیدتر» روبه‌رو خواهد شد و مدعی شد مقام‌های جمهوری اسلامی خواهان توافق هستند.

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در گفت‌وگو با خبرنگاران در هواپیمای ایر فورس وان، گفت مقام‌های جمهوری اسلامی «بیمار» هستند و افزود خود او در صدر فهرست افرادی قرار دارد که از سوی جمهوری اسلامی تهدید شده‌اند.

ترامپ با اشاره به حملات اخیر آمریکا گفت ایالات متحده «ضربه سختی» به جمهوری اسلامی وارد کرده و حملات روز گذشته این کشور به سه کشتی را تلافی کرده است. او هشدار داد اگر جمهوری اسلامی بار دیگر حمله‌ای انجام دهد، آمریکا «۲۰ برابر شدیدتر» پاسخ خواهد داد.

رییس‌جمهوری آمریکا همچنین گفت ایالات متحده از نظر نظامی بر جمهوری اسلامی پیروز شده و مدعی شد مقام‌های جمهوری اسلامی به شدت خواهان دستیابی به توافق هستند. او افزود نمی‌داند آیا این حکومت ارزش توافق کردن دارد و در صورت دستیابی به توافق، به آن پایبند خواهد ماند یا خیر.

ترامپ همچنین گفت مقام‌های جمهوری اسلامی اندکی پیش با آمریکا تماس گرفته‌اند و خواستار توافق شده‌اند.

پربازدیدترین‌ها

انجام «عملیات سنگین» و «تنبیهی» آمریکا در پاسخ به حمله سپاه به نفت‌کش‌ها
۱

انجام «عملیات سنگین» و «تنبیهی» آمریکا در پاسخ به حمله سپاه به نفت‌کش‌ها

۲
تحلیل

زنان در تشییع خامنه‌ای؛ بدن زنانه، ابزار بازسازی اقتدار

۳

انتقادهای گسترده از اظهارات «نژادپرستانه» آمیتاب باچان درباره تیم ملی فرانسه

۴

با تصمیم جسورانه اسکالونی؛ آرژانتین فقط در ۱۳ دقیقه و ۱۵ ثانیه سه گل زد و به جام برگشت

۵

آرژانتین ۳-۲ مصر؛ مسی و آلبی‌سلسته با کام‌بکی دیوانه‌وار در جام جهانی ماندند

انتخاب سردبیر

  • از عکس پاره‌شده ۷۸ تا تابوت‌گردانی ۱۴۰۵؛ ۱۸ تیر و پایان خامنه‌ای

    از عکس پاره‌شده ۷۸ تا تابوت‌گردانی ۱۴۰۵؛ ۱۸ تیر و پایان خامنه‌ای

  • مطرح شدن غیرمنتظره نام یک فروشگاه زنجیره‌ای فنلاندی در مراسم تشییع خامنه‌ای در عراق

    مطرح شدن غیرمنتظره نام یک فروشگاه زنجیره‌ای فنلاندی در مراسم تشییع خامنه‌ای در عراق

  • مقام پیشین آمریکایی: جهان باید خود را برای تحولات احتمالی در رهبری کره شمالی آماده کند

    مقام پیشین آمریکایی: جهان باید خود را برای تحولات احتمالی در رهبری کره شمالی آماده کند

  • اورشلیم‌پست: مقام‌های ارشد واشینگتن و تهران تمایلی به ازسرگیری جنگ تمام‌عیار ندارند

    اورشلیم‌پست: مقام‌های ارشد واشینگتن و تهران تمایلی به ازسرگیری جنگ تمام‌عیار ندارند

  • ترامپ: آتش‌بس با حکومت ایران پایان یافت، باید سرطان را از بین برد

    ترامپ: آتش‌بس با حکومت ایران پایان یافت، باید سرطان را از بین برد

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶