بیش از دو دهه مذاکره، همراه با تحریم و جنگ؛ مسیر پیچ در پیچ پرونده هستهای تهران
با توجه به سیاستهای خارجی تنشآفرین جمهوری اسلامی، مذاکرات هستهای حکومت ایران با قدرتهای جهانی در طول بیش از دو دهه گذشته به بخشی از حافظه جمعی ایرانیان تبدیل شده است.
در پی تفاهم اخیر بهمنظور رسیدن به توافق میان تهران و واشینگتن، شمارش معکوس برای آغاز دور جدیدی از این گفتوگوها آغاز شده است.
کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، پس از حدود ۴۰ روز سرانجام در ۱۹ فروردین با برقراری آتشبس موقت میان طرفهای درگیر متوقف شد.
از آن زمان تاکنون، رایزنیها میان تهران و واشینگتن ادامه داشته و کشورهایی چون پاکستان و قطر نیز در نقش میانجی به پیشبرد گفتوگوها کمک کردند.
۲۲ فروردین، محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی و جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، در راس هیاتهای دو طرف با یکدیگر در اسلامآباد دیدار کردند.
با این حال، این دور از مذاکرات پس از حدود ۲۱ ساعت گفتوگوی فشرده، به نتیجهای ختم نشد و هیاتهای آمریکا و جمهوری اسلامی بدون دستیابی به توافق پاکستان را ترک کردند.
این پایان راه نبود و تلاشها برای دستیابی به توافقی با هدف خاتمه دادن به جنگ همچنان ادامه یافت.
سرانجام آمریکا و حکومت ایران بامداد ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم قرار است جمعه ۲۹ خرداد بهطور رسمی در سوئیس امضا شود.
بر اساس این سند، یک دوره ۶۰ روزه برای گفتوگوهای تخصصی در نظر گرفته شده است. مذاکراتی که قرار است بر موضوعات حساسی همچون سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده حکومت ایران و چگونگی رفع تحریمها تمرکز داشته باشد.
در بیش از دو دهه گذشته، مذاکرات بر سر برنامه هستهای جمهوری اسلامی بهصورت متناوب ادامه داشته، اما تاکنون به نتایج دلخواه آمریکا و جامعه بینالمللی منجر نشده است.
این بار نیز چشمانداز گفتوگوها در هالهای از ابهام قرار دارد و هنوز روشن نیست که دو طرف میتوانند به توافقی پایدار دست یابند یا خیر.
خبرگزاری رویترز ۲۶ خرداد گزارش داد رهبران اروپایی در نشست گروه هفت در فرانسه به ترامپ هشدار دادند که یک توافق «موقت و سطحی» ممکن است به تثبیت برنامههای هستهای و موشکی جمهوری اسلامی منجر شود.
بر اساس این گزارش، کشورهای اروپایی بیم آن دارند که تیم مذاکرهکننده آمریکا بهدلیل «کمتجربگی» نتواند در مرحله بعدی به یک توافق هستهای مستحکم دست یابد یا برنامه موشکهای بالستیک تهران را در مذاکرات بگنجاند. موضوعی که میتواند به ادامه تنشها و طولانی شدن بنبست دیپلماتیک منجر شود.
ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، ۲۵ خرداد جمهوری اسلامی را «نیروی بیثباتکننده» منطقه توصیف کرد و خواستار پایان حمایت تهران از گروههای نیابتی خود شد.
روایت بیش از دو دهه مذاکرات هستهای ایران
در ادامه گاهشمار تحولات و فراز و فرودهای مذاکرات هستهای با جمهوری اسلامی را بازخوانی میکنیم.
در آغاز دهه ۱۳۸۰ و بهدنبال افشای فعالیتهای هستهای اعلامنشده جمهوری اسلامی، این پرونده به یکی از مهمترین نگرانیهای جامعه بینالمللی تبدیل شد، زیرا قدرتهای جهانی نمیخواستند ایران به نمونهای مشابه کره شمالی بدل شود.
مذاکرات هستهای در سال ۱۳۸۲ آغاز شد و در جریان آن، حسن روحانی به نمایندگی از جمهوری اسلامی در کاخ سعدآباد با وزیران امور خارجه سه کشور فرانسه، آلمان و بریتانیا دیدار و گفتوگو کرد.
پس از روی کار آمدن محمود احمدینژاد در سال ۱۳۸۴ بهعنوان رییس دولت و اتخاذ رویکردی تقابلی در سیاست خارجی، بحران برنامه اتمی حکومت ایران ابعاد گستردهتری یافت و در نهایت، پرونده هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع شد.
این دوره سرآغاز اعمال گسترده تحریمهای بینالمللی علیه حکومت ایران بود.
در دوره نخست ریاستجمهوری روحانی، مسیر دیپلماسی با غرب در خصوص برنامه هستهای ایران بار دیگر فعال شد؛ روندی که ابتدا به توافق موقت ژنو در آذر ۱۳۹۲ و سرانجام به توافق برجام در تیر ۱۳۹۴ انجامید.
برجام در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما به امضا رسید. با این حال، دونالد ترامپ در نخستین دوره حضور خود در کاخ سفید، سیاست فشار حداکثری را در برابر حکومت ایران در پیش گرفت و سرانجام سال ۱۳۹۷ از برجام خارج شد.
در واکنش به این اقدام ترامپ، جمهوری اسلامی روند کاهش تعهدات هستهای خود را در دستور کار قرار داد.
پس از پیروزی جو بایدن در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در سال ۱۳۹۹، این بار مذاکرات بهصورت غیرمستقیم میان تهران و واشینگتن از سر گرفته شد، اما به نتیجهای نینجامید.
ورود مجدد ترامپ به کاخ سفید در سال ۱۴۰۳، بار دیگر به اعمال سیاست فشار حداکثری علیه حکومت ایران منجر شد.
پنج دور مذاکرات هستهای میان تهران و واشینگتن برگزار شد، اما با تاکید مقامهای جمهوری اسلامی بر ادامه غنیسازی در خاک ایران، گفتوگوها به بنبست رسید.
بر پایه گزارشها، ترامپ در نامهای خطاب به علی خامنهای، ضربالاجلی ۶۰ روزه برای دستیابی به توافق در مذاکرات تعیین کرده بود؛ اما با ناکام ماندن گفتوگوها، روند تقابل وارد مرحلهای تازه شد و کارزار نظامی علیه حکومت ایران در دستور کار قرار گرفت.
در جریان جنگ ۱۲ روزه، بمبافکنهای بی-۲ ایالات متحده سایتهای نطنز، فردو و اصفهان را هدف قرار دادند.
پس از آغاز انقلاب ملی ایرانیان در دیماه ۱۴۰۴، حمایت علنی ترامپ از معترضان و کشتار دهها هزار نفر به دست نیروهای سرکوب، فشارها بر جمهوری اسلامی افزایش یافت و تهران بار دیگر به میز مذاکره با واشینگتن بازگشت.
این دور از گفتوگوها نیز با میانجیگری عمان برگزار شد، اما دستاوردی فراتر از مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ روزه به همراه نداشت و بار دیگر، دور تازهای از حملات علیه ایران آغاز شد.
علی خامنهای، دیکتاتور تهران، علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات، عبدالرحیم موسوی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح، محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران، علی شمخانی، دبیر شورای دفاع، غلامرضا سلیمانی، رییس سازمان بسیج و عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع جمهوری اسلامی، از جمله مقامهای بلندپایهای بودند که در جریان جنگ اخیر از پا درآمدند.
فصل جدید مذاکرات
اکنون آمریکا و جمهوری اسلامی بار دیگر پای میز مذاکره خواهند نشست. گفتوگوهایی که نتیجه آن میتواند بر تحولات منطقهای و جهانی تاثیرگذار باشد.
خبرگزاری رویترز ۲۶ خرداد نوشت دو موضوعی که ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از آنها بهعنوان دلایل آغاز جنگ نام میبردند، یعنی حمایت جمهوری اسلامی از گروههای نیابتی و برنامه موشکی تهران، ظاهرا در دستور کار مذاکرات آینده قرار ندارند.
شاهزاده رضا پهلوی ۲۶ خرداد تاکید کرد توافق آمریکا با جمهوری اسلامی خواسته مردم ایران را نادیده میگیرد.
او افزود ۴۰ هزار ایرانی در عرض دو روز جان خود را از دست ندادند تا درباره یک توافق هستهای یا باز ماندن تنگه هرمز مذاکره شود.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.