• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

آمریکا ۵۱ فرد و شرکت مرتبط با تامین مالی جمهوری اسلامی را تحریم کرد

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۷:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۸:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)
یک صرافی در تهران، مجید عسگری‌پور، از طریق رویترز
یک صرافی در تهران، مجید عسگری‌پور، از طریق رویترز

وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد چهار فرد و ۲۸ شرکت مرتبط با جمهوری اسلامی را به دلیل نقش داشتن در شبکه‌ای از شرکت‌های تجاری، پتروشیمی و کشتیرانی تحریم کرده است. این وزارتخانه همچنین هشت فرد و یک نهاد مرتبط با حماس و شبکه‌های اخوان‌المسلمین را به فهرست تحریم‌های خود افزود.

این وزارت‌خانه در فهرست و بیانیه‌ای که سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت منتشر شد، اعلام کرد که «صرافی امین» و شبکه‌ای از شرکت‌های مرتبط با این صرافی مستقر در ایران را در فهرست سیاه قرار داده است. بر اساس این بیانیه، این شبکه انجام صدها میلیون دلار تراکنش خارجی را برای ایرانیانی که در فهرست‌های تحریمی گذشته قرار داشتند، تسهیل کرده است.

در بیانیه وزارت خزانه‌داری، صرافی امین متعلق به «شرکت تضامنی ابراهیمی و شرکا» معرفی شده که با بانک‌های تحریم‌شده جمهوری اسلامی و صادرکنندگان پتروشیمی، از جمله شرکت ملی نفت ایران، شرکت بازرگانی صنایع پتروشیمی خلیج فارس و شرکت پتروشیمی تریلیانس همکاری داشته است.

این بیانیه همچنین تاکید می‌کند که هرچند این شرکت در شهر تبریز ثبت شده است، اما شبکه‌ای گسترده از شرکت‌های پوششی در کشورهای امارات متحده عربی، ترکیه، چین و هنگ‌کنگ دارد و از طریق آنها به دور زدن تحریم‌ها، پول‌شویی فرامرزی، تسهیل پرداخت‌های مربوط به نفت، پتروشیمی، فلزات، تولید و خودرو، و پشتیبانی از واردکنندگان و صادرکنندگان تحریم‌شده ایرانی کمک می‌کند. همه این شرکت‌ها نیز در فهرست تحریم‌های جدید آمریکا قرار گرفته‌اند.

هویت چهار فرد تحریم‌شده علی حضرتی، یوسف ابراهیمی، محمد ابراهیمی و صمد نعمتی اعلام شد که همگی به «شرکت تضامنی ابراهیمی و شرکا» مرتبط‌اند.

وزارت خزانه‌داری همچنین ۱۹ کشتی را که در «ناوگان سایه» برای انتقال نفت جمهوری اسلامی فعالیت داشتند، تحریم کرد.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در بیانیه‌ای گفت: «در حالی که وزارت خزانه‌داری در چارچوب کارزار «خشم اقتصادی»، نظام بانکی سایه و ناوگان سایه تهران را به‌طور نظام‌مند هدف گرفته است، نهادهای مالی باید نسبت به شیوه‌هایی که رژیم برای دستکاری نظام مالی بین‌المللی و ایجاد آشوب به کار می‌گیرد، هوشیار باشند.»

او صبح سه‌شنبه در کنفرانس مقابله با تامین مالی تروریسم که در حاشیه اجلاس گروه ۷ برگزار شد، از متحدان آمریکا خواست «بدون بهانه‌جویی» در اجرای «تهاجمی» تحریم‌ها علیه حکومت ایران و دیگر بازیگران مخرب مشارکت کنند.

هدف قرار دادن حماس و نهادهای مربوط به فلسطینیان

بخشی از فهرست تحریم‌های تازه وزارت خزانه‌داری ایالات متحده به ایجاد محدودیت‌هایی برای گروه‌هایی که به گفته این وزارت‌خانه با حماس و طرفداران آن مرتبط‌اند، اختصاص دارد.

در بیانیه وزارت خزانه‌داری اعلام شد که «چهار فرد مرتبط با ناوگان دریایی طرفدار حماس»، چهار فرد مرتبط با گروه‌های حماس، اخوان‌المسلمین و حسم و همین‌طور انجمن علمای فلسطین نیز تحریم شده‌اند.

در بیانیه وزارت خزانه‌داری آمریکا آمده است: «دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا، اوفک، چهار فرد مرتبط با یک ناوگان دریایی طرفدار حماس را تحریم کرده است. این ناوگان را «کنفرانس مردمی فلسطینیان خارج از کشور» یا PCPA، که پیش‌تر از سوی آمریکا تحریم شده، سازمان‌دهی کرده و هدف آن دسترسی به غزه برای حمایت از حماس عنوان شده است.»

هرچند در این بیانیه به‌طور مستقیم به «ناوگان جهانی صمود» اشاره نشده است، اما سیف هاشم کامل ابوکیشک که یکی از اعضای کمیته راهبری همین ناوگان بود، در فهرست تحریم‌ها قرار داد. بیانیه‌های ناوگان جهانی صمود نیز از ابوکِشِک به‌عنوان عضور کمیته راهبری نام برده است.

برگزارکنندگان این ناوگان همواره ماموریت خود را بشردوستانه اعلام کرده‌اند.

در این بیانیه همچنین آمده است که مروان ابوراس، مرتبط با «انجمن علمای فلسطین» و متهم به «اقدام به نمایندگی از حماس»؛ کریم سید احمد مغنی، «همکار کلیدی گروه حسم، شاخه خشونت‌آمیز اخوان‌المسلمین در مصر»؛ محمد جمال حسن النجار، «عامل حماس، مرتبط با تلاش برای تهیه مواد منفجره، سلاح، برنامه‌ریزی حملات و تامین مالی حقوق اعضای حماس»؛ و شریف احمد عویس احمد، «عضو یا مرتبط با حسم و متهم به اقدام به نمایندگی از این گروه» تحریم شده‌اند.

وزارت خزانه‌داری ایالات متحده روند تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی را با هدف افزایش محدویت‌های مالی شدت بخشیده است.

۲۱ اردیبهشت، ۱۲ فرد و شرکت به دلیل آنچه «تسهیل فروش نفت ایران برای سپاه» معرفی شد، تحریم شدند.

۱۹ اردیبهشت مجموعه‌ای از افراد و شرکت‌ها در چین، هنگ‌کنگ، بلاروس و امارات متحده عربی را به دلیل ارتباط با برنامه‌های تسلیحاتی و شبکه‌های تامین جمهوری اسلامی تحریم شدند.

۱۷ اردیبهشت هم پنج فرد و چهار شرکت عراقی که «بازوهای نیابتی جمهوری اسلامی» معرفی شدند، در فهرست تحریم‌ها قرار گرفتند.

پربازدیدترین‌ها

اتحادیه اروپا شبکه تبلیغاتی سپاه پاسداران را در یک عملیات گسترده آنلاین هدف قرار داد
۱

اتحادیه اروپا شبکه تبلیغاتی سپاه پاسداران را در یک عملیات گسترده آنلاین هدف قرار داد

۲

اکسیوس: آمریکا پیشنهاد تازه ایران برای پایان جنگ را کافی نمی‌داند

۳
تحلیل

شاهین در برابر لاشخور؛ تحلیل آتلانتیک از نبرد میان دو مدل حکمرانی در خلیج فارس

۴

اعتراف پزشکیان به فروپاشی زیرساخت‌های انرژی و بن‌بست اقتصادی: گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟

۵

تلگراف: شرکت مرتبط با جمهوری اسلامی از طریق ویزای کار، افراد را به بریتانیا منتقل کرده است

انتخاب سردبیر

  • دو سال پس از سقوط بالگرد رئیسی، جمهوری اسلامی دیگر پناهگاه امنی ندارد
    تحلیل

    دو سال پس از سقوط بالگرد رئیسی، جمهوری اسلامی دیگر پناهگاه امنی ندارد

  • ۴۰ روز مادری؛ مراقبت انسانی، نمایش عاطفه و پرسش‌های اخلاقی

    ۴۰ روز مادری؛ مراقبت انسانی، نمایش عاطفه و پرسش‌های اخلاقی

  • نیویورک‌تایمز: جمهوری اسلامی از فرصت آتش‌بس برای احیای توان موشکی خود استفاده کرد

    نیویورک‌تایمز: جمهوری اسلامی از فرصت آتش‌بس برای احیای توان موشکی خود استفاده کرد

  • اتحادیه اروپا شبکه تبلیغاتی سپاه پاسداران را در یک عملیات گسترده آنلاین هدف قرار داد

    اتحادیه اروپا شبکه تبلیغاتی سپاه پاسداران را در یک عملیات گسترده آنلاین هدف قرار داد

  • عفو بین‌الملل: جمهوری اسلامی عامل اصلی جهش اعدام‌ها در جهان در سال ۲۰۲۵ بود

    عفو بین‌الملل: جمهوری اسلامی عامل اصلی جهش اعدام‌ها در جهان در سال ۲۰۲۵ بود

  • آمریکا ۱۲ فرد و شرکت دیگر را به‌دلیل تسهیل فروش نفت ایران از سوی سپاه پاسداران تحریم کرد

    آمریکا ۱۲ فرد و شرکت دیگر را به‌دلیل تسهیل فروش نفت ایران از سوی سپاه پاسداران تحریم کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

اعتصاب غذای کریگ فورمن، شهروند بریتانیایی زندانی در اوین، وارد دهمین روز شد

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۴:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)

طبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، کریگ فورمن، شهروند بریتانیایی که همراه همسرش، لیندزی فورمن، ۱۷ ماه است در ایران زندانی‌اند، از ۱۰ روز پیش در زندان اوین، در اعتراض به محرومیت از تماس تلفنی، ملاقات با همسرش و دیدار با وکیل، اعتصاب غذا کرده و تنها آب، قند و نمک مصرف می‌کند.

یک منبع آگاه از وضعیت این زوج زندانی به ایران‌اینترنشنال گفت آن‌ها پس از مصاحبه با بخش جهانی بی‌بی‌سی که در آن درباره دشواری شرایط بسیاری از ایرانیان سخن گفته بودند، از تماس تلفنی و ملاقات با یکدیگر محروم شدند و مقام‌های زندان حتی ملاقات با وکیل را نیز قطع کردند؛ موضوعی که باعث اعتصاب غذای کریگ فورمن شد.

این منبع آگاه با اشاره به وضعیت جسمانی او گفت فورمن پس از ۱۰ روز اعتصاب غذا «وضعیت مناسبی ندارد» و افزود اعتراض او، جدا از محرومیت از ملاقات و تماس، به این است که با وجود مشاهده انتقال هم‌بندی‌هایش برای اجرای حکم اعدام، اجازه ندارد درباره آنچه در زندان دیده و شرایط خود سخن بگوید.

به گفته این منبع، فورمن بارها گفته مقام‌های زندان و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به او «وعده‌های دروغ» می‌دهند و او نمی‌فهمد چرا باید «این همه دروغ» از مسئولان جمهوری اسلامی بشنود.

دو سال پس از سقوط بالگرد رئیسی، جمهوری اسلامی دیگر پناهگاه امنی ندارد

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۴:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
آرش سهرابی

دو سال پس از ناپدید شدن بالگرد ابراهیم رئیسی در مه و کشته شدن او در کوهستان‌های آذربایجان شرقی، جمهوری اسلامی فقط یک رییس‌جمهور را از دست نداده است، بلکه بخشی از طرح جانشینی، سپر منطقه‌ای، احساس امنیت و این باور را از دست داده که زمان همچنان به سودش حرکت می‌کند.

بالگرد حامل رئیسی ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ سقوط کرد. گزارش نهایی جمهوری اسلامی علت حادثه را شرایط جوی منطقه و مه غلیظ اعلام کرد و احتمال هر‌گونه خرابکاری را رد کرد.

  • عده‌ای از ایرانی‌ها با آتش‌بازی و شاد‌نوشی مرگ احتمالی رئیسی را جشن گرفتند

    عده‌ای از ایرانی‌ها با آتش‌بازی و شاد‌نوشی مرگ احتمالی رئیسی را جشن گرفتند

سقوطی که به استعاره تبدیل شد

تصویر این حادثه بیش از آن قدرتمند بود که صرفا یک سانحه باقی بماند: کاروانی از مقام‌های حکومتی در میان مه و دید محدود، ارتباط خود را از دست داد اما حکومت همزمان تلاش می‌کرد نشان دهد کنترل اوضاع را در دست دارد.

مرگ رئیسی، بیش از آن‌که یک معمای امنیتی باشد، به استعاره‌ای از وضعیت جمهوری اسلامی تبدیل شد. رئیسی ایران را اداره نمی‌کرد. قدرت واقعی در اختیار علی خامنه‌ای، سپاه پاسداران، ساختار امنیتی و شبکه‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی بود. اهمیت رئیسی در این بود که قرار بود نماد «تداوم» باشد: چهره‌ای وفادار، تندرو، سختگیر و قابل پیش‌بینی. فردی که از او به‌عنوان یکی از گزینه‌های احتمالی جانشینی خامنه‌ای یاد می‌شد.

او آینده جمهوری اسلامی نبود، بلکه تمرینی برای آینده‌ای بود که هرگز نرسید.

در اردیبهشت ۱۴۰۳ این‌طور به نظر می‌رسید که حکومت هنوز طرح جانشینی، سپر منطقه‌ای و صبر لازم را برای فرسوده کردن دشمنانش در اختیار دارد. اما دو سال بعد، تقریبا همه ستون‌هایی که تهران را دست‌نیافتنی نشان می‌دادند، یا آسیب دیده‌اند یا فرو ریخته‌اند.

  • یک سال پس از سقوط بالگرد؛ چه کسی از مرگ رئیسی سود برد؟

    یک سال پس از سقوط بالگرد؛ چه کسی از مرگ رئیسی سود برد؟

از «عمق راهبردی» تا نقشه هدف

شمارش معکوس عملا از زمان حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل آغاز شد.

آن حمله، شبکه منطقه‌ای جمهوری اسلامی را وارد جنگ کرد: حزب‌الله لبنان، شبه‌نظامیان عراق و سوریه و حوثی‌های یمن.

این شبکه سال‌ها «عمق راهبردی» تهران نامیده می‌شد اما پس از هفتم اکتبر، همان عمق راهبردی به نقشه اهداف تبدیل شد.

فروردین ۱۴۰۳، جمهوری اسلامی و اسرائیل از جنگ سایه‌ها وارد رویارویی مستقیم شدند و یک ماه بعد، بالگرد رئیسی در مه سقوط کرد.

جمهوری اسلامی با مراسم عزاداری رسمی، تابوت‌ها، پرچم‌های سیاه و حضور فرماندهان و روحانیون، تلاش کرد پیام «تداوم» را منتقل کند، اما از آن پس، مراسم تشییع جنازه در جمهوری اسلامی معنای دیگری پیدا کرد و نه نمایش ثبات، که نشانه از دست رفتن افراد، شبکه‌ها و جغرافیایی شد که حکومت را محافظت می‌کردند.

مرگ رئیسی انتخابات زودهنگام را به‌دنبال داشت و مسعود پزشکیان، با لحنی اصلاح‌طلبانه، پس از انتخاباتی با مشارکت پایین، رییس‌جمهور شد.

جمهوری اسلامی چهره‌ای نرم‌تر پیدا کرد، اما مرکز قدرت تغییر نکرد.

  • میراث ابراهیم رئیسی برای رییس جمهور آینده چیست؟

    میراث ابراهیم رئیسی برای رییس جمهور آینده چیست؟

تهران دیگر پناهگاه نبود

خیلی زود، نخستین تحقیر بزرگ دوران پسارئیسی نیز رخ داد.

اسماعیل هنیه، رهبر سیاسی حماس، برای مراسم تحلیف پزشکیان به تهران رفت و ساعاتی بعد در پایتخت ایران کشته شد.

این فقط گرفتن جان یک مقام حماس نبود، بلکه پیامی بود مبنی بر این‌که حتی پایتخت حامیان «محور مقاومت» نیز دیگر پناهگاهی امن نیست.

مدتی بعد، انفجار پیجرها و بی‌سیم‌های حزب‌الله در لبنان و سوریه، ساختار ارتباطی این گروه را علیه خودش تبدیل به سلاح کرد و چند روز بعد حسن نصرالله، دبیرکل وقت حزب‌الله، در بیروت کشته شد.

جنبشی که بر پنهان‌کاری و فرماندهی زیرزمینی بنا شده بود، هم از درون نفوذپذیر شد و هم از بیرون هدف قرار گرفت.

پس از آن، یحیی سنوار، رهبر حماس در غزه، نیز کشته شد. حماس باقی ماند، حزب‌الله باقی ماند و شعارها همچنان ادامه یافت، اما محور جمهوری اسلامی، رهبران، مسیرها، قلمرو و اعتمادبه‌نفس خود را از دست داد.

  • پایان یحیی سنوار؛ قصاب خان یونس که بود و چطور کشته شد

    پایان یحیی سنوار؛ قصاب خان یونس که بود و چطور کشته شد

سقوط اسد و انتقال جنگ به داخل ایران

شکاف عمیق‌تر با سقوط بشار اسد در آذر ۱۴۰۳ ایجاد شد.

این فقط سقوط یک متحد جمهوری اسلامی نبود، بلکه جغرافیای قدرت ایران را هدف قرار داد؛ یعنی مسیر ارتباط با حزب‌الله، دسترسی به مدیترانه و ایده دوران قاسم سلیمانی مبنی بر تبدیل دولت‌های ضعیف به عمق راهبردی ایران.

سرانجام خرداد ۱۴۰۴، جنگ به داخل ایران رسید.

اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه، مراکز هسته‌ای و نظامی جمهوری اسلامی را هدف قرار داد و سپس آمریکا به مستحکم‌ترین بخش‌های برنامه هسته‌ای حکومت ایران حمله کرد.

سال‌ها، ابهام هسته‌ای سپر دفاعی تهران بود، اما در سال ۱۴۰۴ همان سپر به میدان جنگ تبدیل شد.

در ادامه، فشار خارجی با بحران داخلی پیوند خورد.

اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ نتیجه بحران اقتصادی، سرکوب و مطالبات قدیمی برای تغییر نظم سیاسی بود که حکومت در ۱۸ و ۱۹ دی با کشتار گسترده، خشونت و قطع اینترنت به آن پاسخ داد.

جمهوری اسلامی همچنان توانست سرکوب، زندان و ایجاد رعب را ادامه دهد، اما دیگر قادر نبوده است بخش بزرگی از جامعه را متقاعد کند که آینده‌ای در پیش دارد.

  • خامنه‌ای مُرد؛ پایان دیکتاتوری که یک ملت در آرزوی مرگش بودند

    خامنه‌ای مُرد؛ پایان دیکتاتوری که یک ملت در آرزوی مرگش بودند

مرگ خامنه‌ای و بحران جانشینی

۹ اسفند ۱۴۰۴، جنگ به مهم‌ترین نهاد قدرت در جمهوری اسلامی رسید: رهبری.

علی خامنه‌ای در حملات آمریکا و اسرائیل کشته شد.

برای نظامی که بر پایه ولایت فقیه بنا شده، این فقط مرگ یک رهبر نبود، بلکه شکسته شدن هاله‌ای بود که سال‌ها پیرامون جایگاه رهبری ساخته شده بود.

چند روز بعد، مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان رهبر جدید معرفی شد. انتصابی که قرار بود نشانه تداوم باشد، اما جمهوری اسلامی را کوچک‌تر، بسته‌تر و موروثی‌تر نشان داد.

انقلابی که علیه سلطنت شکل گرفته بود، عالی‌ترین مقام خود را در میانه جنگ، از پدر به پسر منتقل کرد.

جمهوری اسلامی و از دست رفتن «مصونیت»

حکومت ایران همواره بر چهار لایه تکیه داشته است: سرکوب داخلی، انتخابات به‌عنوان پوشش غیرنظامی، شبکه‌های نیابتی منطقه‌ای و در سطح راهبردی، موشک‌ها، ابهام هسته‌ای و تنگه هرمز.

از زمان سقوط بالگرد رئیسی، همه این لایه‌ها آسیب دیده‌اند.

سرکوب به شورش منجر شده، انتخابات بیش از مشروعیت، خلأ را آشکار کرده، عمق منطقه‌ای نفوذپذیر شده، سوریه از دست رفته، حزب‌الله و حماس ضربه خورده‌اند و جایگاه رهبری هاله دست‌نیافتنی بودن خود را از دست داده است.

تنگه هرمز همچنان مهم‌ترین ابزار فشار تهران است، اما همین ابزار، جمهوری اسلامی را در مرکز بحرانی نگه داشته که به‌سادگی قادر به پایان دادن به آن نیست.

این هنوز روایت سقوط کامل جمهوری اسلامی نیست. حکومت همچنان زندان، موشک، فرمانده و تجربه بقا دارد. اما دیگر نمی‌تواند همان داستان گذشته را روایت کند.

دو سال پیش، مرگ رئیسی در زبان «شهادت» و «تداوم» پیچیده شد و حکومت گفت چیزی حیاتی از دست نرفته است، اما آن‌چه بعد از آن رخ داد، نشان داد جمهوری اسلامی تا چه اندازه حاشیه خطای خود را از دست داده است.

سقوط بالگرد آغاز این زنجیره نبود؛ هفتم اکتبر ساعت‌ها را به حرکت انداخته بود. اما مرگ رئیسی تصویر این دوران شد: مه، دید محدود، کاروانی که ارتباطش را از دست داده و حکومتی که همچنان اصرار دارد مسیر پیش رو روشن است.

دو سال بعد، جمهوری اسلامی هنوز در همان مه حرکت می‌کند.

پرسش دیگر این نیست که آیا حکومت ایران می‌تواند از بحران دیگری جان سالم به در ببرد یا نه. این نظام بحران‌های زیادی را پشت سر گذاشته است. سوال این است که آیا می‌تواند بدون چیزهایی که بقای آن را ممکن می‌کردند دوام بیاورد: فاصله امن، ترس، جانشینی، پناهگاه و این باور که زمان به سودش حرکت می‌کند ...

وزیران دارایی گروه ۷ بر ضرورت بازگشایی تنگه هرمز تاکید کردند

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۳:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

وزیران دارایی و روسای بانک‌های مرکزی کشورهای عضو گروه ۷ که در پاریس گرد هم آمدند، در بیانیه‌ای درباره اقتصاد جهانی درباره پیامدهای اقتصادی «درگیری جاری در خاورمیانه» هشدار دادند و بر ضرورت بازگشایی تنگه هرمز تاکید کردند.

این بیانیه که سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت در پایان دومین و آخرین روز این نشست منتشر شد، می‌گوید: «بازگشت سریع عبور و مرور آزاد و امن از تنگه هرمز و دستیابی به راه‌حلی پایدار برای درگیری، ضروری است.»

وزیران دارایی و روسای بانک‌های مرکزی کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، بریتانیا و ایالات متحده در بخش دیگری از این بیانیه اعلام کردند که فشار بر زنجیره‌های تامین انرژی، غذا و کود، به‌ویژه کشورهای آسیب‌پذیر را تحت تاثیر قرار داده است.

این مقام‌ها روزهای دوشنبه و سه‌شنبه، ۲۸ و ۲۹ اردیبهشت در پاریس گرد هم آمدند و در پایان دومین روز دو بیانیه صادر کردند. بیانیه اصلی بر مساله اوکراین، امنیت اقتصادی، مواد معدنی حیاتی، تجارت الکترونیک، مالیات بین‌المللی، جرائم مالی، هوش مصنوعی، ثبات مالی و همکاری‌های توسعه‌ای تمرکز داشت. بیانیه دوم، با عنوان «اقتصاد جهانی، که نسبت به بیانیه اصلی کوتاه‌تر بود، پس از مشورت و تبادل نظر با کشورهای شریک، از جمله برزیل، هند، کنیا و کُره جنوبی منتشر شد.

امضاکنندگان بیانیه با تاکید بر اینکه به حفظ ثبات بازارهای انرژی پایبند هستند، از تمامی کشورها خواستند از اعمال محدودیت‌های خودسرانه بر صادرات خودداری کنند.

در بخشی از بیانیه اصلی این نشست آمده است: «دارایی‌های روسیه در حوزه‌های قضایی ما تا زمانی که روسیه به جنگ پایان ندهد و غرامت نپردازد، بی‌حرکت باقی خواهد ماند.»

این بیانیه می‌افزاید: «ناترازی گسترده و مداوم حساب جاری جهانی می‌تواند تنش‌های تجاری را تشدید کند.»

گفت‌وگو با وزیران دارایی گروه ۷ درباره تهدیدات تهران

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، پس از نشست مالی گروه هفت، کنفرانسی با عنوان مقابله با تامین مالی تروریسم برگزار کرد و بحث‌های طرح شده در نشست دو روزه گروه هفت را «سازنده» خواند.

او افزود یکی از بحث‌های مهم این جلسات «تهدیدهای تروریستی» جمهوری اسلامی از محورهای نشست‌ها بود.

بسنت از متحدان واشینگتن خواست اقدام علیه شبکه‌های مالی حکومت ایران را تشدید کنند؛ از جمله با تحریم تامین‌کنندگان مالی، افشای شرکت‌های پوششی، بستن شعب بانکی و مقابله با شبکه‌های بانکی سایه جمهوری اسلامی.

وزیر خزانه‌داری آمریکا ۲۸ اردیبهشت گفته بود از وزیران دارایی گروه ۷ خواهد خواست نظام تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی را دنبال کنند تا از تامین مالی «ماشین جنگی» حکومت ایران جلوگیری شود.

حضور دیگر کشورها در نشست گروه هفت

سه‌شنبه نمایندگانی از کشورهای دیگر، از جمله برخی کشورهای حوزه خلیج فارس، برزیل و کنیا نیز به نمایندگان گروه هفت پیوستند.

رولان لسکور، وزیر دارایی فرانسه، به خبرنگاران گفت: «ما بر سر این موضوع توافق داریم که صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی باید برای کشورهایی که بیش از همه در برابر تاثیر مناقشه خاورمیانه آسیب‌پذیرند، نقش فعال‌تری ایفا کنند و مطمئن شوند که به آنها کمک می‌شود.»

او افزود کمبود کود شیمیایی تاثیر ویژه‌ای بر زنجیره تامین خواهد داشت.

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، دوشنبه گفت پس از آن‌که تهران یک طرح صلح به واشینگتن فرستاد، حمله برنامه‌ریزی‌شده علیه ایران را متوقف کرده است و اکنون «احتمال بسیار خوبی» برای دستیابی به توافقی وجود دارد که برنامه هسته‌ای ایران را محدود کند.

اما دیگر کشورهای گروه هفت از این موضوع ناخشنودند که واشینگتن و اسرائیل، بدون توجه کافی به پیامدهای اقتصادی حملات علیه ایران و خطر قابل پیش‌بینی بسته‌شدن تنگه هرمز، این حملات را آغاز کردند.

  • گروه هفت: سرکوب اعتراضات ادامه یابد، اقدامات بیشتری علیه تهران اعمال می‌کنیم

    گروه هفت: سرکوب اعتراضات ادامه یابد، اقدامات بیشتری علیه تهران اعمال می‌کنیم

لسکور گفت مقام‌هایی از قطر و امارات متحده عربی در نشست پاریس حضور داشتند تا درباره بحران در خلیج گفت‌وگو کنند.

سوریه و اوکراین نیز در بخش‌هایی از گفت‌وگوها شرکت کردند. این موضوع نشان‌دهنده تاکید گروه هفت بر تثبیت کشورهایی است که برای امنیت منطقه‌ای و جهانی محوری تلقی می‌شوند.

مقام‌هایی از برزیل، هند و کره جنوبی نیز در این نشست حضور داشتند. این اقدام در راستای گسترش شراکت‌های بین‌المللی در زمانی صورت گرفت که ائتلاف‌های سنتی بیش از پیش زیر سوال رفته‌اند.

۴۰ روز مادری؛ مراقبت انسانی، نمایش عاطفه و پرسش‌های اخلاقی

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۳:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

روایت زنی جوان که برای مدتی کوتاه سرپرستی یک نوزاد را بر عهده داشت، به یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان تبدیل شد. روایتی که با لحنی احساسی و الهام‌بخش منتشر شد، خیلی زود به موجی از نقدهای اخلاقی، روانشناختی و سیاسی دامن زد.

ماجرا از انتشار روایت‌های سارا کنعانی، فعال فضای مجازی، درباره حضور موقت یک نوزاد در خانه‌اش آغاز شد. او در اینستاگرام و ایکس از تجربه «مادری موقت» نوشت. تجربه‌ای که در قالب طرح «میزبان» سازمان بهزیستی انجام شد.

رسانه‌های حکومتی در ایران، از جمله خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) و روزنامه همشهری، این روایت را با ادبیاتی احساسی و تصویری بازنشر کردند. تصاویری از خانه، آغوش، گریه هنگام جدایی و توصیف‌هایی از «۴۰ روز مادری».

تصاویر بدون حجاب کنعانی در ایرنا منتشر شد و کاربران مدتی بعد خبر از دسترس خارج شدن این خبرگزاری را منتشر کردند.

اما آنچه ابتدا برای بخشی از کاربران تصویری انسانی از مراقبت از کودک بی‌سرپرست به نظر می‌رسید، برای گروهی دیگر به پرسشی جدی درباره مرز میان حمایت از کودک و تبدیل کودک به «محتوا» بدل شد.

طرح «میزبان» چیست؟

بر اساس توضیحات رسمی سازمان بهزیستی، طرح «میزبان» از سال ۱۴۰۲ آغاز شده و هدف آن کاهش اقامت کودکان در مراکز شبانه‌روزی و سپردن موقت آن‌ها به خانواده‌ها یا افراد واجد شرایط است.

این طرح با فرزندخواندگی تفاوت دارد. در فرزندخواندگی، روند قضایی و حقوقی بلندمدت طی می‌شود و سرپرستی دائمی است، اما در طرح میزبان، کودک برای مدتی محدود به خانواده یا فردی سپرده می‌شود و همچنان تحت نظارت بهزیستی باقی می‌ماند.

بهزیستی می‌گوید متقاضیان باید از نظر سلامت روان، وضعیت مالی، امنیت محیط و توان مراقبتی ارزیابی شوند و مددکاران نیز روند را پیگیری می‌کنند.

در بسیاری از کشورهای جهان نیز مدل‌هایی مشابه وجود دارد. نظام‌های فاستر کر «foster care» یا مراقبت جایگزین خانوادگی، سال‌هاست به عنوان جانشینی برای نگهداری کودکان در مراکز جمعی شناخته می‌شوند.

پژوهش‌های بین‌المللی نیز عموما نشان می‌دهند رشد عاطفی کودکان در محیط خانوادگی، حتی موقت، از رشد در محیط‌های نهادی بهتر است؛ به‌ویژه برای نوزادان و کودکان خردسال. بنابراین اصل ایده «مراقبت خانوادگی موقت» ذاتا نه عجیب است و نه غیرمعمول.

از مراقبت تا «روایت»

حاشیه‌ها زمانی شدت گرفت که مشخص شد روایت این تجربه، تنها در حد اطلاع‌رسانی باقی نمانده و به یک پروژه گسترده تولید محتوا تبدیل شده است.

تصاویر کودک، روایت‌های احساسی، ویدیوهای روزمره و متن‌هایی درباره دلبستگی عاطفی میان زن جوان و نوزاد، به شکل مستمر در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد.

در یکی از نوشته‌ها نیز اشاره شده بود که او به موسسه وعده داده درباره این طرح تولید محتوا خواهد کرد.

همین نکته، برای بسیاری از منتقدان، ماجرا را از «کمک انسانی» به «استفاده رسانه‌ای از کودک» تبدیل کرد.

در نقدهای مطرح‌شده، یک سوال مدام تکرار می‌شود: آیا کودکی که هنوز حتی توان تشخیص هویت خود را ندارد، باید به بخشی از برند شخصی، روایت احساسی یا کمپین تبلیغاتی تبدیل شود؟

این نکته آنجا حساس‌تر می‌شود که کنعانی در نوشته‌های خود خبر از شناسایی مادر بیولوژیک کودک می‌دهد و ضمن قضاوت اخلاقی درباره او، این نگرانی را ایجاد می‌کند که همچنان این اطلاعات که برای مادر موقت فاش شده، در آینده در اختیار کودک هم قرار بگیرد.

در بسیاری از نظام‌های مراقبت کودک در جهان، انتشار تصاویر و اطلاعات کودکان تحت سرپرستی موقت، محدود یا ممنوع است. دلیل این حساسیت، تنها حفظ حریم خصوصی نیست، بلکه جلوگیری از شکل‌گیری «روابط نمایشی» و جلوگیری از آسیب‌های بعدی برای کودک است.

کودک بی‌سرپرست از آسیب‌پذیرترین گروه‌های اجتماعی محسوب می‌شود. او نه امکان رضایت دارد، نه قدرت تصمیم‌گیری، نه توان کنترل اینکه تصاویر و داستان زندگی‌اش تا سال‌ها در اینترنت باقی نماند.

منتقدان می‌گویند حتی اگر نیت فرد خیرخواهانه بوده باشد، باز هم کودک نباید به ابزار تولید احساسات عمومی تبدیل شود.

عکس از مرضیه موسوی، ایرنا
100%
عکس از مرضیه موسوی، ایرنا

پرسش روانشناختی؛ دلبستگی و جدایی

بخش مهم دیگری از انتقادها، جنبه روانشناختی ماجراست.

روانشناسی رشد تاکید می‌کند که نوزادان در ماه‌های نخست زندگی، پیوندهای عاطفی عمیقی با مراقبان خود شکل می‌دهند. ثبات، تداوم حضور و امنیت عاطفی، از عناصر کلیدی رشد سالم کودک محسوب می‌شود.

در نتیجه، برخی منتقدان می‌پرسند: اگر قرار است کودک تنها برای چند هفته یا چند ماه وارد خانه‌ای شود و سپس جدا شود، این دلبستگی و جدایی چه اثری بر او می‌گذارد؟

البته پاسخ متخصصان در این زمینه یکسان نیست. بسیاری از پژوهشگران معتقدند مراقبت خانوادگی موقت، اگر حرفه‌ای، پایدار و همراه با نظارت تخصصی باشد، همچنان از اقامت طولانی در شیرخوارگاه بهتر است. اما در عین حال تاکید می‌کنند که این فرآیند باید با آموزش دقیق مراقبان، آمادگی برای جدایی، و مدیریت تخصصی انتقال کودک همراه باشد.

مشکل اینجاست که در ایران امروز، اطلاعات روشنی درباره کیفیت نظارت، آموزش مراقبان و استانداردهای اجرایی این طرح وجود ندارد و همین ابهام، نگرانی‌ها را بیشتر کرده است.

مساله «مادر مجرد»

بخشی از توجه رسانه‌ای به این پرونده، به مجرد بودن کنعانی مربوط است.

در قوانین ایران، زنان مجرد بالای ۳۰ سال امکان سرپرستی دائم دختران را دارند، اما همچنان محدودیت‌های متعددی در این زمینه وجود دارد و اولویت اصلی با زوج‌هاست. در نتیجه، رسانه‌های رسمی تلاش کردند این روایت را به عنوان نمونه‌ای از «امکان مادری زنان مجرد» نیز برجسته کنند.

برای بخشی از جامعه، این موضوع مثبت و مترقی به نظر می‌رسد. نشانه‌ای از شکستن برخی کلیشه‌های سنتی درباره خانواده. اما همزمان، منتقدان می‌گویند همین «استثنایی» و «رسانه‌ای» شدن، باعث شد کودک عملا به مرکز یک روایت نمادین درباره زنانگی، مادری و احساسات عمومی تبدیل شود.

آیا پای سیاست و جنگ در میان است؟

یکی از مهم‌ترین دلایل حساسیت نسبت به این پرونده، نحوه قاب‌بندی رسانه‌های حکومتی است.

در گزارش‌های منتشرشده، بارها به جنگ، ناامنی، بحران و «نیاز جامعه به مهر» اشاره شده است.

برخی کاربران معتقدند رسانه‌های رسمی تلاش کرده‌اند از این داستان، روایتی ایدئولوژیک بسازند. روایتی درباره «خانواده»، «فداکاری زن ایرانی» و «مقاومت عاطفی جامعه».

در واقع، منتقدان می‌گویند حکومت در شرایطی که جامعه ایران با بحران‌های سنگین اقتصادی، مهاجرت، فرسایش اجتماعی و بی‌اعتمادی روبه‌روست، به روایت‌های احساسی و انسانی نیاز دارد. روایت‌هایی که بتوانند تصویری نرم‌تر و عاطفی‌تر از ساختار رسمی ارائه دهند.

سندی وجود ندارد که نشان دهد خود این زن با انگیزه سیاسی وارد ماجرا شده اما آنچه قابل مشاهده است، بیشتر «استفاده سیاسی و رسانه‌ای از روایت» است.

اشاره کنعانی در یک پست در شبکه اجتماعی ایکس به اینکه «عکس پروفایل بسیاری از مامان‌ها در گروه، تصاویر رهبران جمهوری اسلامی بوده»، نشان می‌دهد کودکان به‌طور سازمان‌یافته بیشتر به خانواده‌های حکومتی سپرده می‌شوند و یک واقعیت مهم را آشکار می‌کند: شبکه‌های مراقبت، خیریه و سرپرستی کودک در ایران به‌شدت با فضاهای مذهبی و نزدیک به حکومت همپوشانی دارند.

در ساختاری که «صلاحیت اخلاقی» اغلب با نشانه‌های ایدئولوژیک سنجیده می‌شود، طبیعی است که افراد مذهبی یا وابسته به شبکه‌های ارزشی، حضور پررنگ‌تری در چنین طرح‌هایی داشته باشند. موضوعی که ماجرا را از یک بحث صرفا مربوط به حقوق کودک، به مساله‌ای درباره قدرت فرهنگی، مشروعیت اخلاقی و انحصار روایت «مادری خوب» در جمهوری اسلامی تبدیل می‌کند.

همچنین رسانه‌های حکومتی با وجود سیاست‌های سختگیرانه درباره حجاب، تصاویر بدون حجاب کنعانی را به‌طور گسترده منتشر کردند. موضوعی که نشان می‌دهد وقتی یک روایت عاطفی و «خانواده‌محور» برای تولید تصویر انسانی از نظام مفید باشد، محدودیت‌های ایدئولوژیک می‌توانند کنار گذاشته شوند.

به همین دلیل، منتقدان این ماجرا را صرفا یک تجربه فردی نمی‌بینند، بلکه آن را نمونه‌ای از استفاده تبلیغاتی از کودک، احساسات و تصویر زن در رسانه رسمی می‌دانند.

عکس از مرضیه موسوی، ایرنا
100%
عکس از مرضیه موسوی، ایرنا

مرز باریک میان خیرخواهی و نمایش

شاید مهم‌ترین نکته این پرونده این باشد: در عصر شبکه‌های اجتماعی، مرز میان تجربه شخصی، فعالیت اجتماعی، برند فردی و تولید محتوا بسیار باریک شده است.

امروز حتی کنش‌های خیرخواهانه نیز اغلب در قالب تصویر، روایت، استوری و ویدیو بازنمایی می‌شوند. همین مساله باعث شده بسیاری از فعالیت‌های انسانی، همزمان هم واقعی باشند و هم نمایشی.

در ماجرای «۴۰ روز مادری» نیز احتمالا هر دو وجه همزمان وجود دارد؛ هم میل واقعی به مراقبت و تجربه مادری، و هم تبدیل آن به یک روایت عمومی، احساسی و سیاسی.

اما وقتی پای کودک بی‌سرپرست در میان باشد، حساسیت اخلاقی باید چند برابر شود. کودک نمی‌تواند تصمیم بگیرد که آیا می‌خواهد داستان زندگی‌اش بخشی از فضای مجازی باشد یا نه. نمی‌تواند تشخیص دهد که میلیون‌ها نفر درباره تصویر و رابطه عاطفی او بحث خواهند کرد. و نمی‌تواند از خودش در برابر موج احساسات، قضاوت‌ها و بهره‌برداری‌های رسانه‌ای دفاع کند.

به همین دلیل، حتی کسانی که از اصل «طرح میزبان» دفاع می‌کنند نیز معتقدند باید درباره حدود نمایش عمومی کودکان تحت مراقبت، قوانین و استانداردهای بسیار سختگیرانه‌تری وجود داشته باشد.

در نهایت، این پرونده شاید بیش از آن که درباره یک زن یا یک نوزاد باشد، درباره پرسشی بزرگ‌تر است: در جامعه‌ای که همه‌ چیز به محتوای سیاسی تبدیل می‌شود، آیا هنوز می‌توان میان مراقبت واقعی و نمایش ایدئولوژی، مرزی روشن ترسیم کرد؟

خانواده جاویدنام اجمین مسیحی، تحت فشارهای امنیتی قرار دارند

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، خانواده اجمین (آلفرد) مسیحی، جوان ۲۷ ساله ارمنی که ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات میدان هفت‌حوض تهران با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر کشته شد، پس از خاکسپاری، تحت فشارهای امنیتی قرار دارند.

منابع آگاه به ایران‌اینترنشنال گفتند ماموران حکومتی برای تحویل دادن پیکر این جاویدنام، از خانواده‌اش مبلغ دو میلیارد تومان گرفته‌اند.

پیش‌تر نیز گزارش‌هایی درباره فشار امنیتی بر خانواده جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان، جلوگیری از برگزاری مراسم خاکسپاری و یادبود و حتی تخریب سنگ مزار کشته‌شدگان منتشر شده است.

اجمین مسیحی شامگاه ۱۸ دی‌ماه در میدان هفت‌حوض تهران هدف شلیک مستقیم قرار گرفت.

به گفته شاهدی که هنگام تیراندازی در کنار او حضور داشت، شلیک از سوی نیروهای مستقر روی بام مسجد هفت‌حوض انجام شد و گلوله به گردن او اصابت کرد.

این شاهد گفت اجمین در صف اول معترضان حضور داشت و آخرین شعاری که پیش از اصابت گلوله سر داده بود، «آزادی، آزادی، آزادی» بود.

  • شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد

    شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد

معترضان پس از زخمی شدن اجمین، پیکر او را برای جلوگیری از افتادن به دست نیروهای بسیجی به حیاط خانه‌ای در همان حوالی منتقل کردند.

یک شاهد عینی گفت او همراه با چند مجروح دیگر تا حدود ساعت یک بامداد در آن ساختمان مانده بودند تا شرایط برای انتقال زخمی‌ها امن‌تر شود.

به گفته این منبع، در میان مجروحان، دو نفر از ناحیه پا، یک نوجوان ۱۸ ساله از ناحیه کمر و فرد دیگری از سمت راست بدن هدف گلوله قرار گرفته و ریه‌اش سوراخ شده بود.

بر اساس روایت این شاهد، در تمام مدتی که مجروحان در ساختمان حضور داشتند، نیروهای گارد ویژه در میدان هفت‌حوض با فریاد «ماشاالله، ماشاالله»، «ما دشمن‌های رهبر را کشتیم، ما تروریست‌ها را کشتیم» و شعار «حیدر حیدر» با موتورسیکلت در میدان رفت‌وآمد می‌کردند.

مراسم خاکسپاری اجمین مسیحی در کلیسای حضرت مریم برگزار شد. با این حال، خانواده او تحت فشار مجبور شدند علت مرگ فرزندشان را ابتلا به سرطان اعلام کنند.

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال پیش‌تر با استناد به گزارش‌های محرمانه و میدانی، روایت‌های کادر درمان، شاهدان و خانواده‌های جان‌باختگان گزارش داد در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند ایرانی به دست جمهوری اسلامی کشته شدند.