جزییات جدید از عملیات موساد برای انفجار دستگاههای ارتباطی و چگونگی نفوذ به حزبالله
واشینگتنپست به ارائه جزییاتی تازه از طرح پیچیده اسرائیل برای خرابکاری در دستگاههای ارتباطی حزبالله و کشتن و مجروح کردن هزاران نفر از نیروهای آن منتشر کرد. اسرائیلیها به مدت ۹ سال مکالمات حزبالله را شنود میکردند و گزینه تبدیل این بیسیمها را به بمب، روی میز داشتند.
مدل جدید پیجرهای آپولو که فروشش دو سال پیش به حزبالله مطرح شد، بهگونهای طراحی شده بود که کاملا با نیازهای گروهی شبهنظامی با شبکه گستردهای از نیروها و سابقه طولانی در رفتار محتاطانه، همخوانی داشت.
پیجر مدل AR924 کمی بزرگتر از حد معمول بود، اما به دلیل ساختار محکم و مقاوم، برای استفاده در شرایط سخت میدان نبرد مناسب به نظر میرسید.
این دستگاه ضد آب، طراحی تایوانی داشت و مجهز به باتری بزرگی بود که میتوانست ماهها بدون نیاز به شارژ کار کند.
مهمتر از همه، این پیجرها به هیچ وجه از سوی سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل قابل ردیابی نبودند.
بنا بر گزارش واشینگتنپست، رهبران حزبالله به حدی از این محصول رضایت داشتند که پنج هزار دستگاه از آن را خریدند و از ماه فوریه آنها را بین نیروهای میانی و پرسنل پشتیبانی خود توزیع کردند.
هیچیک از کاربران نمیدانستند که یک بمب اسرائیلی بهطور ماهرانه در این دستگاهها جاسازی شده است. حتی پس از انفجار هزاران دستگاه در لبنان و سوریه، تنها تعداد کمی به خطرناکترین ویژگی این پیجرها پی بردند.
این ویژگیهای خطرناک، شامل فرآیند دو مرحلهای رمزگشایی بود که تضمین میکرد بیشتر کاربران هنگام انفجار، پیجر را با هر دو دست خود نگه داشته باشند.
به گفته مقامهای اسرائیلی، آمریکایی و خاورمیانهای، زمانی که سرویس اطلاعاتی موساد در تاریخ ۱۷ سپتامبر (۲۷ شهریور) این دستگاهها را از راه دور فعال کرد، حدود سه هزار افسر و عضو حزبالله که اغلب از نیروهای پشتیبانی بودند، کشته یا نقص عضو شدند.
در این انفجارها همچنین تعداد نامعلومی از غیرنظامیان نیز قربانی شدند.
این عملیات جاسوسی بینظیر، یکی از موفقترین و خلاقانهترین نفوذها به دشمن از سوی یک سرویس اطلاعاتی در دوره معاصر محسوب میشود. اما جزییات کلیدی آن از جمله نحوه برنامهریزی، اجرا و جنجالهایی که در درون نهادهای امنیتی اسرائیل و میان متحدانش ایجاد کرد تازه اکنون آشکار شده است.
واشینگتنپست گزارشی بر اساس مصاحبههایی با مقامهای امنیتی ناشناس اسرائیل، عرب و آمریکایی، سیاستمداران و دیپلماتهایی که در جریان این رویدادها بودهاند و همچنین مقامهای لبنانی و افراد نزدیک به حزبالله منتشر کرد.
گزارش واشنگتن پست نشان میدهد که چگونه این حمله نه تنها صفوف رهبری حزبالله را ویران، بلکه اسرائیل را جسورتر کرد تا حسن نصرالله، رهبر ارشد حزبالله را هدف قرار دهد و به خطر وقوع جنگی گستردهتر در خاورمیانه دامن بزند.
طراحی شده بهدست موساد، مونتاژ شده در اسرائیل
به گفته مقامهای اسرائیلی، خاورمیانهای و آمریکایی، ایده عملیات پیجر در سال ۲۰۲۲ شکل گرفت.
بخشهایی از این طرح بیش از یک سال پیش از حمله هفت اکتبر حماس که منطقه را در مسیر جنگ قرار داد، اجرایی شد. در آن زمان، مرز شمالی اسرائیل با لبنان، که پیشتر از جنگ آسیب دیده بود، نسبتا آرام بود.
در میان حدود شش گروه شبهنظامی تحت حمایت جمهوری اسلامی که سلاحهای خود را به سمت اسرائیل نشانه گرفتهاند، حزبالله با اختلاف، از همه قویتر است.
مقامهای اسرائیلی با نگرانی فزایندهای نظارهگر بودند که چگونه این گروه لبنانی، سلاحهای جدیدی به زرادخانهای اضافه میکند که پیشتر با دهها هزار موشک هدایتشونده دقیق قادر به هدف قرار دادن شهرهای اسرائیل بود.
سرویس اطلاعاتی اسرائیل (موساد) که وظیفه مقابله با تهدیدات خارجی علیه این کشور را بر عهده دارد، سالها تلاش کرده بود تا با نظارت الکترونیکی و عوامل انسانی، به حزبالله نفوذ کند.
به مرور زمان، رهبران حزبالله متوجه شدند که این گروه نسبت به نظارت و هکهای اسرائیل آسیبپذیر است و از این بابت نگران شدند. چراکه حتی تلفنهای همراه معمولی نیز میتوانستند به دستگاههای شنود و ردیابی تحت کنترل اسرائیل تبدیل شوند.
به گفته مقامها، ایده ایجاد یک نوع «اسب تروای ارتباطی» از این نگرانی متولد شد.
حزبالله به دنبال شبکههای الکترونیکی غیرقابل هک برای ارسال پیامهای خود بود و موساد با ارائه دو ترفند، این گروه شبهنظامی را به خرید دستگاههایی سوق داد که به نظر برای این کار ایدهآل بودند: تجهیزاتی که موساد طراحی کرده و در اسرائیل ساخته بود.
بخش اول این طرح، شامل بیسیمهای تلهگذاری شده بود که موساد تقریبا یک دهه پیش و در سال ۲۰۱۵ آنها را وارد لبنان کرد.
این رادیوهای دوطرفه سیار، دارای بستههای باتری بزرگ، مواد منفجره مخفی و سیستمی برای انتقال پیامها بودند که به اسرائیل امکان دسترسی کامل به ارتباطات حزبالله را میدادند.
به گفته منابع واشینگتنپست، اسرائیلیها به مدت ۹ سال به شنود مکالمات حزبالله بسنده کردند و در عین حال گزینه تبدیل این بیسیمها را به بمب، برای بحرانهای آینده محفوظ نگه داشتند.
طنز تلخ ماجرا این بود که حزبالله در نهایت بهطور غیرمستقیم، خودش هزینه خرید بمبهای کوچکی را به اسرائیلیها پرداخت که ماهها بعد، بسیاری از نیروهایش را کشت یا زخمی کرد.
از آنجا که رهبران حزبالله به احتمال خرابکاری حساس بودند، پیجرها نمیتوانستند به اسرائیل، آمریکا یا هر متحد دیگر اسرائیل ارتباطی داشته باشند.
بنابراین در سال ۲۰۲۳، حزبالله درخواستهایی برای خرید عمده پیجرهایی با برند آپولو دریافت کرد که محصولی شناختهشده با توزیع جهانی و بدون هیچگونه ارتباط مشهودی با منافع اسرائیلی یا یهودی بود.
به گفته منابع واشینگتنپست، شرکت تایوانی از این طرح بیخبر بود.
پیشنهاد فروش پیجرها از سوی یک مقام بازاریابی ارائه شد که حزبالله به او اعتماد داشت و با آپولو مرتبط بود.
این مقام بازاریابی، زنی بود که بهعنوان نماینده فروش سابق شرکت تایوانی در خاورمیانه فعالیت میکرد و منابع واشینگتنپست از افشای هویت و ملیت او خودداری کردند.
این زن پیشتر شرکت خود را تاسیس و مجوز فروش خطی از پیجرها را با برند آپولو کسب کرده بود.
او در سال ۲۰۲۳ پیشنهاد خرید یکی از محصولات شرکتش یعنی مدل AR924 را به حزبالله ارائه داد که محکم و قابلاعتماد بود.
یک مقام اسرائیلی که از جزییات عملیات مطلع بود، گفت: «او کسی بود که با حزبالله در تماس بود و به آنها توضیح داد که چرا پیجری با باتری بزرگتر از مدل اصلی بهتر است.»
این مقام افزود: «یکی از نقاط قوت اصلی AR924 این بود که میشد آن را با یک کابل شارژ کرد و باتریهایش عمر طولانیتری داشتند.»
به گفته منابع واشینگتنپست، در نهایت تولید واقعی این دستگاهها برونسپاری شد و مقام بازاریابی هیچ اطلاعی از این عملیات نداشت و نمیدانست که پیجرها تحت نظارت موساد در اسرائیل مونتاژ میشوند.
پیجرهای موساد، هر یک با وزنی کمتر از سه اونس (حدود ۸۵ گرم) شامل ویژگی منحصر به فردی بودند: بستهای باتری که مقدار کمی از یک ماده منفجره قوی را در خود پنهان کرده بود.
در یک شاهکار مهندسی، قطعات و اجزای بمب به قدری با دقت پنهان شدند که عملا غیرقابل شناسایی بودند؛ حتی اگر دستگاه باز میشد.
مقامهای اسرائیلی معتقدند که حزبالله برخی از این پیجرها را باز کرده و ممکن است حتی آنها را با اشعه ایکس بررسی کرده باشد.
دسترسی از راه دور موساد به این دستگاهها نیز غیرقابل مشاهده بود.
یک سیگنال الکترونیکی از این سرویس اطلاعاتی میتوانست انفجار هزاران دستگاه را بهطور همزمان فعال کند. اما برای تضمین حداکثر آسیب، این انفجار همچنین میتوانست با استفاده از یک فرآیند ویژه دو مرحلهای فعال شود که برای مشاهده پیامهای رمزنگاریشده لازم بود.
به گفته یکی از منابع واشینگتنپست، «برای خواندن پیام، باید دو دکمه را فشار میدادید» که این در عمل، به معنای استفاده از هر دو دست بود.
این مقام گفت در انفجار ناشی از این دستگاهها، کاربران بهطور قطع هر دو دست خود را مجروح میکردند و بنابراین دیگر «نمیتوانستند بجنگند».
بیخبری مقامهای اسرائیلی از انفجارها تا آخرین روزها
بیشتر مقامهای ارشد اسرائیل تا تاریخ ۱۲ سپتامبر (۲۲ شهریور) از این قابلیتها مطلع نبودند.
به گفته مقامهای اسرائیلی، این همان روزی است که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، مشاوران اطلاعاتی خود را برای برگزاری جلسهای به منظور بررسی اقدامات احتمالی علیه حزبالله فراخواند.
به گفته مقامهای آگاه از این رویداد، طبق خلاصهای از جلسه که چند هفته بعد منتشر شد، مسئولان موساد نخستین تحلیلها و گزارشهای خود را درباره یکی از مخفیترین عملیاتهای این سازمان ارائه دادند.
تا آن زمان، اسرائیلیها پیجرهای تلهگذاریشده را در دستها و جیبهای هزاران نفر از اعضای حزبالله قرار داده بودند.
مقامهای اطلاعاتی همچنین درباره یک نگرانی دیرینه صحبت کردند: با تشدید بحران در جنوب لبنان، خطر فاش شدن این مواد منفجره افزایش یافته بود و سالها برنامهریزی دقیق و فریب میتوانست به سرعت و بینتیجه، از بین برود.
به گفته منابع واشینگتنپست، در سراسر دستگاه امنیتی اسرائیل، بحث شدیدی به وجود آمد و همه، از جمله نتانیاهو، متوجه شدند که هزاران پیجر در معرض انفجار، میتوانند آسیبهای جبرانناپذیری به حزبالله وارد کنند.
آنها به این فکر کردند که این انفجارها همچنین ممکن است منجر به پاسخ شدیدی شوند؛ از جمله حمله تلافیجویانه موشکی گسترده رهبران باقیمانده حزبالله و احتمال پیوستن ایران به این درگیری.
یک مقام اسرائیلی گفت: «واضح بود که برخی خطرات وجود دارد و برخی، از جمله مقامهای ارشد ارتش اسرائیل، درحالیکه عملیات علیه حماس در غزه ادامه داشت، درباره احتمال تشدید کامل تنش با حزبالله هشدار داده بودند. اما دیگران، بهویژه موساد، فرصتی را برای برهم زدن وضع موجود با "چیزی شدیدتر" میدیدند.»
به گفته مقامات آمریکایی ایالات متحده بهعنوان نزدیکترین متحد اسرائیل، از پیجرهای تلهگذاریشده یا بحثهای داخلی در مورد اینکه آیا باید آنها را فعال کنند، مطلع نشده بود.
در نهایت، نتانیاهو موافقت کرد که این دستگاهها در زمانی که میتوانند حداکثر آسیب را وارد کنند، فعال شوند.
در هفتههای بعد، موساد شروع به آمادهسازی برای انفجار متوالی پیجرها و بیسیمهایی کرد که آنزمان در حال استفاده بودند.
در این حین، در اورشلیم و تلآویو، بحث در مورد کارزار حزبالله گسترش یافت و به هدفی دیگر با پیامدهای عمیق رسید: خود حسن نصرالله.
ترور حسن نصرالله و اختلافنظر در کابینه اسرائیل
منابع واشینگتنپست گفتند که موساد، سالها از محل حضور حسن نصرالله در لبنان آگاه بوده و به دقت حرکات او را ردیابی میکرد. با این حال، اسرائیلیها دست به اقدام نمیزدند، زیرا مطمئن بودند که ترور نصرالله به جنگ تمامعیار با حزبالله و شاید حتی با ایران منجر خواهد شد.
دیپلماتهای آمریکایی در تلاش بودند تا نصرالله را متقاعد کنند که به یک آتشبس جداگانه با اسرائیل، بدون ارتباط با درگیری در غزه، موافقت کند. به این امید که این توافق به خروج نیروهای حزبالله از پایگاههای جنوبی لبنان منجر شود که امنیت شهروندان اسرائیلی در نزدیکی مرز را تهدید میکرد.
به گفته مقامهای آمریکایی و خاورمیانهای، مقامهای ارشد اسرائیلی با پیشنهاد آتشبس موافق بودند، اما نصرالله از تایید آن خودداری کرد و اصرار داشت که ابتدا باید آتشبس در غزه برقرار شود.
برخی از مقامهای ارشد سیاسی و نظامی اسرائیل همچنان در مورد هدف قرار دادن نصرالله مردد و نگران پیامدهای آن در منطقه بودند.
در تاریخ ۱۷ سپتامبر (۲۷ شهریور) در حالی که بحثها در بالاترین محافل امنیت ملی اسرائیل در مورد حمله به نصرالله ادامه داشت، هزاران پیجر با برند آپولو بهطور همزمان در سراسر لبنان و سوریه به صدا درآمدند یا لرزیدند و جمله کوتاهی به زبان عربی روی صفحه ظاهر شد: «شما یک پیام رمزگذاریشده دریافت کردید».
عملیاتهای حزبالله طبق دستورالعملها برای بررسی پیامهای کدگذاریشده، دو دکمه را فشار دادند.
انفجارهای رخ داده، در خانهها و مغازهها، در خودروها و خیابانها، دستها را تکهتکه کرد و انگشتان افراد را از بین برد.
کمتر از یک دقیقه بعد، هزاران پیجر دیگر نیز صرفنظر از اینکه کاربر دستگاه خود را لمس کرده باشد یا نه، با فرمان از راه دور منفجر شدند.
روز بعد، در ۱۸ سپتامبر (۲۸ شهریور) صدها بیسیم (واکیتاکی) به همان شکل منفجر شدند و کاربران و رهگذران را کشتند یا مجروح کردند.
این اولین ضربه از مجموعه حملاتی بود که قلب یکی از سرسختترین دشمنان اسرائیل را هدف قرار داد.
در حالی که حزبالله تحت فشار شدید قرار گرفته بود، اسرائیل دوباره حمله کرد و با بمبهای دو هزار پوندی به مقرها، انبارهای تسلیحات و مراکز لجستیکی این گروه ضربه وارد کرد.
بزرگترین سری حملات هوایی اسرائیل ۱۰ روز پس از انفجار پیجرها و در شش مهر رخ داد.
این حمله که یک مرکز فرماندهی زیرزمینی در بیروت را هدف قرار داد، به دستور نتانیاهو انجام شد؛ زمانی که او برای سخنرانی در سازمان ملل متحد به نیویورک سفر کرده بود.
نتانیاهو در این سخنرانی خطاب به حزبالله اعلام کرد: «دیگر بس است.»
روز بعد و در هفت مهر حزبالله آنچه را که بیشتر جهان قبلا میدانستند، تایید کرد: نصرالله، رهبر آتشینمزاج و دشمن قسمخورده اسرائیل، کشته شده بود.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.