پنج غول بانکی آمریکا و بریتانیا به مشارکت ناخواسته در پولشویی برای تهران متهم شدهاند
دفتر مرکزی بانک جیپی مورگان چِیس، یکی از بانکهای متهم به همکاری ناخواسته با حکومت ایران، در نیویورک
روزنامه تلگراف گزارش داد که پنج بانک بزرگ و چندملیتی آمریکایی و بریتانیایی به «مشارکت ناخواسته» در پولشویی به نفع جمهوری اسلامی و پردازش نقل و انتقالهایی متهم شدهاند که ممکن است با یک «شبکه پیچیده دور زدن تحریمها» مرتبط باشد.
این روزنامه در گزارشی که شنبه ۲۹ فروردین منتشر شد، نوشت که یک قاضی آمریکایی به دو بانک بریتانیایی اِچاِسبیسی و استاندارد چارتر، همچنین به سه بانک آمریکایی جیپی مورگان چِیس، سیتی و نیویورک مِلون، دستور داده است که سوابق خود را برای بررسی ارائه کنند.
به گزارش روزنامه تلگراف، دفتر موسسه مالی «کویت فایننس هاوس» در ترکیه که به نام «کویت تُرک» شناخته میشود، از شرکتهای پوششی برای پنهان کردن ارتباطش با جمهوری اسلامی استفاده کرده و از طریق پنج بانک یادشده تراکنشهای دلاری انجام داده است.
به نوشته این روزنامه بریتانیایی، در اسناد ارائهشده به دادگاه ادعا شده است که یک تراکنش ۵ میلیون و ۷۰۰ هزار دلاری از سوی کویت تُرک پردازش شده و شرکت ملی نفت ایران، شرکتی که در فهرست تحریمهای آمریکا، اتحادیه اروپا و بریتانیا قرار دارد، از این تراکنش سود برده است.
بخش دیگری از اسناد ارائهشده به دادگاه فدرال ناحیه جنوبی نیویورک نشان میدهد که کویت تُرک بهتازگی پرداختهای یورویی مربوط به تجهیزاتی را به نفع قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا و شرکت پتروشیمی اروند پردازش کرده است، که احتمال میرود با سلاحهای هستهای و موشکهای بالستیک ارتباط داشته باشند. هر دو نهاد اقتصادی نامبُرده از سوی آمریکا تحریم شدهاند.
افزون بر اینها، در اسناد دادگاه آمده است که تراکنشهای انجامشده از سوی کویت تُرک برای خرید «پرههای فن و یک فن محوری بزرگ» هزینه شده است. همه این تجهیزات در ساخت «سیلوهای زیرزمینی موشکهای بالستیک» استفاده میشوند و به نوشته تلگراف «ممکن است با پرونده هستهای و موشک های بالستیک» جمهوری اسلامی مرتبط باشد.
در بخشی از این سند آمده است: «قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا یکی از بازوهای اصلی سپاه پاسداران است و بهطور غیرمستقیم به تامین مالی حماس، حزبالله و صنعت هستهای و موشکی بالستیک ایران شناخته میشود. این، یک طرح پیچیده پولشویی است که شامل پرداختهای [حکومت] ایران به نهادهای متعلق به کویت، از جمله به دلار آمریکا، میشود. این شواهد نشان میدهد که سوابق برای پنهان کردن تراکنشهای تحریمشده دستکاری شدهاند.»
مقررات آمریکا در قبال تحریمهای اقتصادی علیه جمهوری اسلامی در روزهای گذشته شدت گرفته است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، ۲۶ فروردین اعلام کرد کشورها و نهادهایی که نفت ایران را خریداری کنند یا منابع مالی [حکومت] ایران را در بانکهای خود نگه دارند، در معرض تحریمهای ثانویه قرار خواهند گرفت.
بسنت همچنین از ارسال نامه به دو بانک چینی خبر داد و گفت واشینگتن به آنها هشدار داده است که در صورت اثبات انتقال پول ایران از طریق حسابهایشان، با تحریم مواجه خواهند شد.
در بخش دیگری از این تحولات، وزیر خزانهداری آمریکا اعلام کرد که واشینگتن از کشورهای خلیج فارس خواسته است داراییهای مرتبط با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و اعضای حاکمیت ایران را مسدود کنند.
بسنت به آنها هشدار داد که در صورت شناسایی داراییهای ایران در بانکهای آنها، تحریمها اعمال خواهد شد.
آشکار شدن جزئیات در جریان پروندهای دیگر
به گزارش تلگراف جزئیات این موضوع در جریان پروندهای مرتبط با اختلاف میان یک تاجر زن ایرانی به نام دلارام زوارهای با «کویت فایننس هاوس» و شرکتهای تابعه آن آشکار شد.
در بخشی از این گزارش، دلارام زوارهای بهعنوان «منتقد صریح حکومت ایران» معرفی شده است که سال ۲۰۰۲ «خانوادهاش را به دبی منتقل کرد و از آنجا به مدیریت داراییهای خود در ایران» ادامه داد.
زوارهای مدعی شده که جمهوری اسلامی با ایجاد یک «کارزار حکومتی با انگیزه سیاسی» خانواده و منافع شرکتهای او را هدف گرفته است و کویت فایننس هاوس در «تبانی» با حکومت ایران، تجهیزات متعلق به شرکت نفتی او را به سرقت بردهاند.
او صاحب «انرژی اکسپلوریشن اند دِوِلوپمنت» (ENEXD) است و تجهیزات مورد اشاره به گفته وکلای زوارهای میلیونها دلار ارزش داشتهاند.
در اسناد دادگاه آمده است که کویت فایننس هاوس و شرکتهای تابعهاش از سوی حکومت ایران بابت «پیگیری این انتقامجویی توطئهآمیز» علیه داراییهای زوارهای «پاداشی هنگفت» دریافت کردهاند.
زوارهای در حال آمادهسازی برای طرح یک دعوای جداگانه در دادگاه عالی لندن است و تیم حقوقی او پیشاپیش مجموعهای از نامههای پیش از اقامه دعوا را ارسال کرده است.
معاون اول دادستان ایالات متحده در ناحیه مرکزی کالیفرنیا اعلام کرد که یک شهروند ایرانی به نام شمیم مافی شامگاه شنبه ۲۹ فروردین به اتهام «قاچاق سلاح برای جمهوری اسلامی» دستگیر شد. او به همکاری با حکومت ایران در فروش تسلیحات و مهمات به سودان متهم شده است.
بیل اِسایلی، شمیم مافی را زنی ۴۴ ساله و ساکن محله وودلند هیلز در لسآنجلس معرفی کرد و نوشت: «او شب گذشته (۲۹ فروردین) به اتهام قاچاق سلاح به نمایندگی از دولت ایران بازداشت شد. او به نقض ماده ۱۷۰۵ از عنوان ۵۰ قانون ایالات متحده متهم شده است. این اتهام به میانجیگری در فروش پهپاد، بمب، چاشنی بمب و میلیونها فشنگ ساخت ایران به سودان مربوط میشود.»
او افزود که مافی بعدازظهر دوشنبه ۳۱ فروردین به وقت محلی برای نخستین جلسه رسیدگی به پروندهاش در دادگاه منطقهای ایالات متحده در مرکز شهر لسآنجلس حاضر خواهد شد.
اسایلی تاکید کرد: «این متهم تا زمانی که جرمش در دادگاه اثبات نشده، بیگناه فرض میشود.»
عنوان ۵۰ قانون ایالات متحده بهطور کلی به جنگ و دفاع ملی مربوط میشود و ماده ۱۷۰۵ آن ذیل «اختیارات اقتصادی در شرایط اضطراری بینالمللی» قرار دارد.
به نوشته او مافی شهروند ایران است و سال ۲۰۱۶ اقامت دائم در آمریکا را دریافت کرد.
روزنامه نیویورکپست بر اساس اسناد دادگاه نوشت که شمیم مافی متهم است که از یک شرکت ثبتشده در عمان به نام «اطلس اینترنشنال بیزنس» برای واسطهگری در معاملات تسلیحاتی استفاده کرده؛ معاملاتی که تا حدود یک سال پیش هم ادامه داشته است.
این رسانه درباره جزئیات معاملات نوشت: «در بین معالملههایی که مافی در آنها دست داشت، قراردادی بالغ بر ۷۰ میلیون دلار برای فروش پهپادهای مسلح «مهاجر-۶» وجود دارد.»
وزارت دفاع جمهوری اسلامی یکی از طرفین این قرارداد اعلام شده است.
در این گزارش همچنین تاکید شده است که پهپادهای مورد اشاره همراه با ۵۵ هزار چاشنی بمب به سودان منتقل شده و در اختیار وزارت دفاع این کشور قرار گرفته است. درگیریها در سودان از سال ۲۰۲۳ دوباره شدت گرفته است و مقامهای آمریکا نسبت به رویدادی مشابه با کشتار دارفور در فوریه ۲۰۰۳ ابراز نگرانی کردهاند.
تماس تلفنی با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی
نیویورکپست در بخشی از این گزارش به نقل از دادستانی و بر اساس بررسی سوابق مکالمههای تلفنی شمیم مافی نوشته است که او از دسامبر ۲۰۲۲ تا ژوئن ۲۰۲۵ (حوالی آذر ۱۴۰۱ تا تیر ۱۴۰۴) بهطور مستقیم با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در تماس بوده، در حالیکه به گفته دادستانها «مجوز یا صلاحیت قانونی برای نظارت بر چنین معاملات خطرناکی» نداشته است.
عکسی از شمیم مافی که در حساب شخصیاش در فیسبوک منتشر کرده بود
به نوشته نیویورکپست، بررسی سوابق مافی نشان داده است که حکومت ایران در سال ۲۰۲۰ املاکی را که او از پدرش به ارث برده بود، مصادره کرده، سپس وزارت اطلاعات به او دستور داده بود با راهاندازی کسبوکاری در آمریکا، این املاک را از دولت ایران بازخرید کند. دادستانها مدعیاند ایران پیشنهاد داده بود هزینههای اولیه راهاندازی این کسبوکار را پرداخت میکند.
این در حالی است که مافی در بازپرسیهای اولیه چنین درخواستی از سوی جمهوری اسلامی را رد کرده و گفته است که حکومت ایران هرگز از او نخواسته بود که در آمریکا فعالیتی برای تهران انجام دهد.
کارزار شناسایی همکاران و وابستگان جمهوری اسلامی در آمریکا
در هفتههای گذشته کارزار شناسایی و اخراج ایرانیان وابسته به جمهوری اسلامی در آمریکا با شدت بیشتری دنبال میشود.
وزارت امنیت داخلی آمریکا ۲۷ فروردین پس از اعلام خبر دستگیری یوسف عزیزی، شهروند ایرانی، به ایراناینترنشنال گفت که اون به ارائه اطلاعات نادرست و پنهانکاری در مدارک مهاجرتی خود متهم است. به گفته این نهاد، عزیزی در فرم درخواست ویزا در سال ۲۰۱۳ اطلاعات خلاف واقع ارائه داده و عضویت در سازمان بسیج را انکار کرده بود.
وزارت امور خارجه ایالات متحده ۲۲ فروردین از بازداشت عیسی هاشمی، فرزند معصومه ابتکار، رییس پیشین سازمان محیط زیست جمهوری اسلامی، و سیدمحمد هاشمی، از چهرههای پشت پرده در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی، خبر داد.
در این گزارش آمده بود که عیسی هاشمی و همسرش، مریم طهماسبی، سال ۲۰۱۴ با ویزای تحصیلی به آمریکا آمده بودند و اکنون اقامت دائم آنها لغو شده است.
این وزارتخانه ۱۵ فروردین اعلام کرده بود که حمیده سلیمانی افشار، دختر خواهر یا برادر قاسم سلیمانی، فرمانده کشتهشده نیروی قدس سپاه، و فرزند او که در آمریکا اقامت داشتند، پس از لغو اقامت دائم، بهدست ماموران فدرال بازداشت شدند. همسر او نیز از ورود به ایالات متحده منع شد.
کاخ سفید در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره ترکیب هیات مذاکرهکننده آمریکا برای دور دوم مذاکرات اسلامآباد، اعلام کرد که جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، همراه با استیو ویتکاف و جرد کوشنر، فرستادگان ویژه رییسجمهوری، در این مذاکرات شرکت خواهند کرد.
در ساعات گذشته، اخبار ضد و نقیضی درباره حضور جیدی ونس در مذاکراتی که به گفته رییسجمهوری ایالات متحده قرار است سهشنبه و احتمالا چهارشنبه در اسلامآباد برگزار شود منتشر شد.
دونالد ترامپ در گفتوگویی که عصر یکشنبه با فاکسنیوز داشت تنها به نام کوشنر و ویتکاف اشاره کرد. پس از آن، رسانههای مختلف از جمله سیانان به نقل از مقامهای کاخ سفید و شبکه خبری اِیبیسی به نقل از نماینده آمریکا در سازمان ملل نوشتند که ونس نیز در این مذاکرات حضور خواهد داشت.
سپس، جاناتان کارل، خبرنگار ارشد اِیبیسی در واشینگتن، در پستی در شبکه اجتماعی ایکس، به نقل از دونالد ترامپ حضور جیدی ونس در مذاکرات پیشِ رو در اسلامآباد را رد کرد.
کارل نوشت: «رییسجمهور ترامپ همین الان به من گفت که ونس به اسلام آباد نخواهد رفت. او گفت مساله امنیتی است، سرویس مخفی نمیتواند این کار را با اطلاع ۲۴ ساعته انجام دهد. این فقط بهخاطر امنیت است. جیدی عالی است.»
او بلافاصله در بهروزرسانی دیگری به نقل از یک مقام ارشد نوشت که ونس در راه اسلامآباد است و هدایت تیم مذاکرهکننده آمریکا را بر عهده دارد.
الیعزر ماروم، فرمانده پیشین نیروی دریایی اسرائیل، اعلام کرد اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی مبنی بر کنترل تنگه هرمز، با برتری نظامی آمریکا در این منطقه به چالش کشیده شده است.
به گزارش روزنامه اورشلیمپست در یکشنبه ۳۰ فروردین، ماروم گفت در چشماندازی کلیتر، جمهوری اسلامی بیش از گذشته خود را در تنگنا میبیند و از تحرک محدودی در بنادر ایران برخوردار است.
او گزارشها درباره عبور کشتیهای جمهوری اسلامی از تنگه هرمز بدون مجوز آمریکا را «داستانهای غیرقابل باور» دانست و افزود: «راهکار ترامپ برای بستن تنگهها بهخوبی نتیجه داده است. ایران در وضعیت خفگی قرار گرفته و عملا هیچگونه ورود یا خروجی از بنادرش انجام نمیشود.»
او ادامه داد واشینگتن توانسته است کنترل موثری بر حوزه دریایی اعمال کند و از این برتری بهعنوان ابزاری برای افزایش فشار بر تهران بهره ببرد.
به گفته فرمانده پیشین نیروی دریایی اسرائیل، آمریکا آگاه است که جمهوری اسلامی برای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده در جنگ و تامین نیازهای شهروندان به منابع مالی فوری نیاز دارد و این شرایط تهران را بیش از پیش دشوار کرده است.
ارتش آمریکا محاصره دریایی بندرهای جنوبی ایران را از ۲۴ فروردین آغاز کرد.
هرچند عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، ۲۸ فروردین از بازگشایی تنگه هرمز بهدنبال برقراری آتشبس در لبنان خبر داده بود، سپاه پاسداران ۲۹ فروردین اعلام کرد بهدلیل تداوم محاصره دریایی بندرهای ایران، بار دیگر این گذرگاه را مسدود میکند.
فرمانده پیشین نیروی دریایی اسرائیل در ادامه سخنان خود اعلام کرد آمریکا در بحران تنگه هرمز «بیش از آنچه تصور میشود»، با چین هماهنگ است.
ماروم با اشاره به افزایش بهای نفت و گاز در پی مناقشه خاورمیانه گفت «سازوکارهای جایگزین» در حوزه انرژی توانستهاند تاثیرات منفی اختلالهای منطقهای بر بازار جهانی سوخت را کاهش دهند.
او تاکید کرد عدم افزایش شدید قیمت نفت نشان میدهد عرضه همچنان در سطحی قابلقبول قرار دارد، حتی اگر روند حملونقل همچنان با چالشهایی همراه باشد: «بهنظر من، مشکل سوخت کاملا برطرف شده است، چون چین نیازهای خود را از روسیه تامین خواهد کرد.»
به گفته این مقام پیشین اسرائیلی، در کوتاهمدت، بیشترین آسیب از اختلالهای دریایی متوجه قطر و ایران خواهد بود؛ در مقابل، آمریکا و روسیه در موقعیتی قرار دارند که میتوانند از افزایش صادرات انرژی بهرهمند شوند.
آتشبس دوهفتهای میان تهران و واشینگتن دوم اردیبهشت به پایان میرسد و هنوز چشمانداز روشنی از مذاکرات دو طرف در مسیر دستیابی به توافق وجود ندارد.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، ۲۹ فروردین اعلام کرد تهران و واشینگتن همچنان بر سر چند موضوع هستهای و تنگه هرمز اختلاف نظر دارند.
در سوی دیگر، یک مقام ارشد اسرائیلی گفت آتشبس با جمهوری اسلامی «بسیار شکننده» است و این کشور برای بازگشت به جنگ در صورت شکست مذاکرات تهران و واشینگتن آمادگی دارد.
تفاهمات پشتپرده آمریکا و حوثیها؟
فرمانده پیشین نیروی دریایی اسرائیل در ادامه به رویکرد حوثیهای یمن در مناقشه کنونی پرداخت و گفت تحولات «پشتپرده» احتمالا در کاهش سطح تهدیدات این گروه نیابتی جمهوری اسلامی نقش داشتهاند.
ماروم افزود روشن نیست چه «تفاهمهایی» میان ایالات متحده و حوثیها شکل گرفته است، اما نشانهها حاکی از آن است که این گروه در دور اخیر درگیریها با «خویشتنداری» عمل کرده است.
به گفته او، حوثیها در حدی اقدام کردهاند که رضایت جمهوری اسلامی تامین شود، اما از برداشتن گامهای گستردهتری که ممکن بود مورد انتظار تهران باشد، خودداری کردهاند؛ از همین رو، بستن تنگه بابالمندب از سوی حوثیها در شرایط کنونی دور از انتظار به نظر میرسد.
این اظهارات در حالی مطرح میشوند که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی در روزهای اخیر تهدید کردهاند که در صورت تشدید تنشها، بستن تنگه بابالمندب در دستور کار قرار خواهد گرفت.
رسانهها در ایران ۳۰ فروردین به نقل از حسین العزی، از مقامهای ارشد حوثی، نوشتند اگر این گروه تصمیم به بستن بابالمندب بگیرد، «انس و جن هم نخواهند توانست آن را باز کنند».
خبرگزاریهای فارس و تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، ۲۷ فروردین به نقل از «یکی از فرماندهان مقاومت» گزارش دادند برای تمامی شناورهای تجاری و نظامی در تنگه بابالمندب «هشداری جدی و بیسابقه» صادر شده است.
تنگه بابالمندب محل عبور حدود ۱۲ درصد از تجارت جهانی است. این گذرگاه در جنوبیترین نقطه شبهجزیره عربستان قرار دارد و برای کشتیهایی که از طریق دریای سرخ به سوی کانال سوئز حرکت میکنند، از اهمیت حیاتی برخوردار است.
شهادتهای نادری از داخل غزه که به دست روزنامه دیلیمیل رسیده، نشان میدهد اعضای حماس زنان، بهویژه بیوهها و زنان مطلقهای، را که برای دریافت کمک به نهادهای خیریه مراجعه میکنند مورد باجگیری و سوءاستفاده قرار میدهند.
به گفته منابع، «از آسیبپذیری آنها سوءاستفاده میشود و این وضعیت هر روز بدتر میشود.»
در حالی که توجه جهانی بر جنگ علیه حکومت ایران و پیامدهای منطقهای آن متمرکز شده، روایتهای نگرانکنندهای از نوار غزه در حال انتشار است که تصویری متفاوت از واقعیت جاری در این منطقه ارائه میدهد. ساکنان بهتدریج سکوت خود را میشکنند و از الگویی تکرارشونده از اخاذی و سوءاستفاده جنسی توسط حماس سخن میگویند؛ گروهی که از زمان آتشبس با اسرائیل همچنان با اقتداری سختگیرانه بر این منطقه حکومت میکند و زنان آسیبپذیر - بهویژه بیوهها و مطلقههایی که برای تامین غذا و کمکهای اولیه تلاش میکنند - را هدف قرار میدهد.
برخی از این شهادتها که دیلیمیل از طریق پلتفرم رسانهای عربی «جسور نیوز» به دست آورده، به دخالت افرادی مرتبط با حماس و در برخی موارد تلاش برای سرپوش گذاشتن بر این موارد اشاره دارد. این وضعیت در بستر فروپاشی ساختارهای مدنی، تشدید بحران انسانی و افزایش نگرانکننده پدیدههایی چون ازدواج کودکان و بارداریهای نوجوانان رخ میدهد. در چنین شرایطی، ترس و وابستگی باعث شده بسیاری از قربانیان صدایی نداشته باشند. گروههای حقوق بشری در غزه میگویند تا ۶۰ هزار زن در معرض خطر هستند.
در یکی از این روایتها، یک ساکن غزه که بهصورت ناشناس صحبت کرده، از مشاهده تجاوز گروهی به یک زن بیوه آواره در داخل چادری توسط اعضای حماس خبر داده و گفته به او هشدار داده شده که در اینباره سکوت کند. او گفت: «همسر یکی از دوستانمان با ما تماس گرفت. او از یکی از فرماندهان گردانهای قسام درخواست کمک کرده بود، اما او از وضعیتش سوءاستفاده کرد.» او افزود: «رفتارش شرمآور بود. ما موضوع را بررسی کردیم و او را در چادری در منطقه غرابلی یافتیم، جایی که چند عضو قسام از او سوءاستفاده میکردند. موضوع را به مسئولان اطلاع دادیم اما به ما گفته شد باید سکوت کنیم.»
ساکن دیگری گفت که مورد مشابهی برای همسایهاش رخ داده که گفته میشود توسط اعضای یک نهاد خیریه وابسته به حماس باجگیری شده است. به گفته او «از او خواسته بودند در ازای یک بسته غذایی یا کوپن کمک یا ۱۰۰ شِکِل، تنفروشی کند.»
مردی که خود را عضو شاخه نظامی حماس معرفی کرده نیز تایید کرده که چنین سوءاستفادههایی زنان بیوه را هدف قرار میدهد. او گفت این موضوع را گزارش داده اما به او دستور داده شده سکوت کند. او افزود: «به آنها گفتیم این کار توهین به شرافت ماست»، و گفت از شدت خشم چادر را پاره کرده است.
«عبدالله» (نام مستعار)، روزنامهنگار جسورنیوز که این شهادتها را ثبت کرده، از مخفیگاه خود به دیلیمیل گفت: «متاسفانه موارد بسیار زیادی وجود دارد و بسیار گسترده است. در هر منطقه زنان زیادی مورد سوءاستفاده قرار میگیرند، بهویژه بیوهها و مطلقهها، چون نه پشتیبانی دارند و نه درآمد. از آسیبپذیری آنها سوءاستفاده میشود و این وضعیت هر روز بدتر میشود.»
«نور» (نام مستعار)، مادر مطلقه چهار فرزند که آواره شده، نیز با ترس و بهصورت تلفنی تجربه خود را شرح داده است. او گفت پس از مراجعه به یک موسسه خیریه اسلامی برای دریافت کمک، فردی که ظاهری مذهبی داشته، ابتدا وعده کمک داده اما سپس او را تحت فشار جنسی قرار داده است. او گفت: «وقتی شمارهام را گرفت، فکر کردم کمک خواهد کرد. اما بعد خواست شب با او تماس تصویری داشته باشم. از همان ابتدا حرفهایش آزاردهنده بود. من خیلی جوانتر از او هستم. به او اعتماد کردم چون سنش مثل پدرم بود، اما مستقیم مزاحم من شد.» نور افزود وقتی تهدید کرده که او را افشا میکند، آن فرد گفته: «نمیتوانی من را افشا کنی؛ من اینجا دولت هستم.»
نور این وضعیت را بخشی از الگویی گستردهتر دانست که در آن زنان آسیبپذیر به دلیل نبود حمایت و وابستگی به کمکها هدف قرار میگیرند: «آنها از نیاز زنان سوءاستفاده میکنند، اما زنان از ترس سکوت میکنند.»
گزارشی از صندوق جمعیت سازمان ملل نشان میدهد ازدواج کودکان و بارداریهای نوجوانان در غزه بهشدت افزایش یافته است. دادههای پیش از جنگ نشان میداد نرخ ازدواج کودکان از ۲۶ درصد در سال ۲۰۰۹ به ۱۱ درصد در سال ۲۰۲۲ کاهش یافته بود، اما این روند اکنون معکوس شده است. بر اساس این گزارش، تنها در چهار ماه از سال ۲۰۲۵ دستکم ۴۰۰ دختر ۱۴ تا ۱۶ ساله ازدواج کردهاند، هرچند بهدلیل فروپاشی نظام ثبت رسمی، این رقم احتمالاً کمتر از واقعیت است.
یک زن مسن در غزه به جسورنیوز گفت: «واقعاً زنان را فریب میدهند. سازمانهای خیریهای هستند که از زنان سوءاستفاده میکنند. زنانی که برای کمی شکر یا یک دانه برنج درماندهاند.» زن دیگری نیز گفت: «میگویند بیا بسته کمک داریم، اما شرط میگذارند و زنانی که تجربهای ندارند، مورد سوءاستفاده قرار میگیرند.» او افزود که یک نهاد خیریه خاص «از رییس تا دربان» در این رفتارها دخیل است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز در سال ۲۰۲۵ موارد مشابهی را مستند کرده، از جمله مورد زنی ۳۸ ساله که برای تامین غذا برای شش فرزندش به فردی مراجعه کرد اما در نهایت مورد سوءاستفاده قرار گرفت. او گفت برای فرار از وضعیت ناچار به همراهی شده و در نهایت تنها ۱۰۰ شِکِل و مقداری دارو و غذا دریافت کرده، در حالی که وعده شغل هرگز محقق نشد.
حمزه هویدی، نویسنده اهل غزه، گفت: «سوءاستفاده جنسی از زنان اکنون حتی بدتر از دوران جنگ است.» او افزود بسیاری از قربانیان به دلیل انگ اجتماعی و ترس از پیامدها سکوت میکنند: «بیشتر زنان هرگز درباره آن علناً صحبت نمیکنند.»
در همین حال، عبدالله، روزنامهنگار جسورنیوز، حماس را به دستکاری روایتها و پنهانکاری متهم کرد و گفت: «حماس از رسانهها سوءاستفاده کرده، آمارهای اغراقآمیز یا نادرست منتشر کرده و کمکها را منحرف کرده است.» او گفت با وجود تهدید جانی، همچنان به کار خود ادامه میدهد.
احمد فواد الخطیب، مدیر سازمان «ریالاین برای فلسطین»، نیز گفت بسیاری از زنان از ترس حماس سکوت میکنند و هیچ نهاد مرکزی برای مستندسازی این موارد وجود ندارد. او افزود بسیاری از سازمانهای فعال در حوزه زنان نیز به دلیل ترس یا محدودیتها قادر به کمک نیستند.
دیلیمیل گزارش داده که برای دریافت واکنش، با نهاد «زنان سازمان ملل» تماس گرفته اما پاسخی دریافت نکرده است. همچنین دو سازمان حقوق بشری دیگر در غزه مورد پرسش قرار گرفتند که یکی از آنها اعلام کرد از چنین مواردی اطلاع ندارد.
در حالی که بار دیگر موضوع خلع سلاح حزبالله در کانون مذاکرات میان لبنان و اسرائیل قرار گرفته، اختلافنظرها درباره چگونگی اجرای این هدف و همچنین مسائل مرزی، چشمانداز دستیابی به توافقی پایدار را با ابهام مواجه کرده است.
به گزارش هاآرتص، خلع سلاح حزبالله پیشتر نیز در چندین توافق و قطعنامه بینالمللی مطرح شده است؛ از جمله قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۶ و نیز توافق اخیر در سال ۲۰۲۴. با این حال، این هدف هرگز تحقق نیافته و دولت لبنان و ارتش این کشور همچنان فاقد توان لازم برای اجرای آن بدون خطر بروز جنگ داخلی هستند.
در همین حال، اختلافات میان بازیگران خارجی بر سر نحوه برخورد با این موضوع ادامه دارد. یک منبع اسرائیلی به هاآرتص گفته است که اسرائیل انتظار داشته فرانسه با اعزام نیرو بهطور مستقیم به ارتش لبنان در خلع سلاح حزبالله کمک کند، اما کمکهای ارائهشده از سوی پاریس - از جمله حمایت مالی و ارسال خودروهای زرهی - از نظر تلآویو کافی نیست.
این منبع تاکید کرده که همین مساله باعث شده اسرائیل فرانسه را بازیگری «غیرموثر» در این روند بداند. یخیل لایتر، سفیر اسرائیل در آمریکا، نیز این موضع را بهطور علنی بیان کرده و گفته است که فرانسه تاثیر منفی دارد و باید از روند مذاکرات کنار گذاشته شود.
در مقابل، یک منبع فرانسوی به این روزنامه گفته است که رویکرد پاریس بر تقویت دولت لبنان استوار است تا این کشور خود بتواند ماموریت خلع سلاح را پیش ببرد. به گفته این منبع، هرگونه دخالت نظامی مستقیم خارجی علیه حزبالله میتواند لبنان را بیش از پیش بیثبات کرده و خطر جنگ داخلی را افزایش دهد.
گرههای باز در مذاکرات هاآرتص گزارش میدهد که یکی از پرسشهای اساسی در مذاکرات جاری این است که آیا خلع سلاح حزبالله از طریق یک روند سیاسی داخلی و بدون اجبار نظامی اصلاً امکانپذیر است یا نه.
همچنین، موضوع خروج کامل نیروهای اسرائیلی از لبنان و ارتباط آن با روند خلع سلاح حزبالله، یکی دیگر از محورهای اصلی اختلاف است. بهعبارت دیگر، هنوز مشخص نیست که این دو روند تا چه اندازه به یکدیگر وابسته خواهند بود.
در سند وزارت خارجه آمریکا نیز آمده است که مذاکرات میان لبنان و اسرائیل با هدف حل «تمام مسائل باقیمانده» از جمله تعیین مرز زمینی میان دو کشور ادامه خواهد یافت. این در حالی است که مرز دریایی دو کشور پیشتر در توافقی در سال ۲۰۲۲ مشخص شده بود.
با این حال، تعیین مرز زمینی بهدلیل وجود اختلافات متعدد سرزمینی بسیار پیچیده ارزیابی میشود. بر اساس این گزارش، دستکم ۱۳ نقطه مورد اختلاف در امتداد مرز وجود دارد؛ از «روش هانیکرا» در غرب تا منطقه الجلیل در شرق.
لبنان معتقد است «خط آبی» ترسیمشده توسط سازمان ملل پس از خروج اسرائیل در سال ۲۰۰۰ با مرز تاریخی مطابقت ندارد و به ضرر این کشور است. در مقابل، بیروت خط آتشبس سال ۱۹۴۹ را بهعنوان مرز معتبر مطرح میکند.
از میان این اختلافات، مناطق روش هانیکرا و کیبوتص «میسگاو عام» از اهمیت بیشتری برخوردارند. همچنین بخشهایی از بلندیهای جولان نیز محل مناقشه هستند؛ مناطقی که اسرائیل در جنگ ۱۹۶۷ از سوریه تصرف کرد، اما لبنان بر بخشهایی از آن ادعا دارد.
از جمله مهمترین نقاط مورد اختلاف، بخش شمالی روستای غجر و مزارع شبعا در منطقه کوه دوو است که حزبالله نیز مبارزه خود با اسرائیل را تا حدی بر اساس این مناطق توجیه میکند.
با این حال، هاآرتص تاکید میکند که با توجه به اهمیت راهبردی این مناطق برای اسرائیل، احتمال عقبنشینی تلآویو از آنها پایین است.
در این میان، برخی تحلیلگران احتمال میدهند که توافقی میان لبنان و سوریه بتواند راهحلی موقت ایجاد کند؛ به این صورت که لبنان از ادعاهای خود بر این مناطق به نفع سوریه صرفنظر کند و موضوع به مذاکرات آینده میان اسرائیل و سوریه واگذار شود.
گزارش هاآرتص نشان میدهد که با وجود طرحهای متعدد برای خلع سلاح حزبالله، این هدف همچنان دور از دسترس است و همزمان اختلافات عمیق بر سر مرزها و نقش بازیگران خارجی، روند دستیابی به توافقی جامع را با چالشهای جدی مواجه کرده است.