یک زن ایرانی به اتهام فروش سلاح برای جمهوری اسلامی در کالیفرنیا دستگیر شد
معاون اول دادستان ایالات متحده در ناحیه مرکزی کالیفرنیا اعلام کرد که یک شهروند ایرانی به نام شمیم مافی شامگاه شنبه ۲۹ فروردین به اتهام «قاچاق سلاح برای جمهوری اسلامی» دستگیر شد. او به همکاری با حکومت ایران در فروش تسلیحات و مهمات به سودان متهم شده است.
بیل اِسایلی، شمیم مافی را زنی ۴۴ ساله و ساکن محله وودلند هیلز در لسآنجلس معرفی کرد و نوشت: «او شب گذشته (۲۹ فروردین) به اتهام قاچاق سلاح به نمایندگی از دولت ایران بازداشت شد. او به نقض ماده ۱۷۰۵ از عنوان ۵۰ قانون ایالات متحده متهم شده است. این اتهام به میانجیگری در فروش پهپاد، بمب، چاشنی بمب و میلیونها فشنگ ساخت ایران به سودان مربوط میشود.»
او افزود که مافی بعدازظهر دوشنبه ۳۱ فروردین به وقت محلی برای نخستین جلسه رسیدگی به پروندهاش در دادگاه منطقهای ایالات متحده در مرکز شهر لسآنجلس حاضر خواهد شد.
اسایلی تاکید کرد: «این متهم تا زمانی که جرمش در دادگاه اثبات نشده، بیگناه فرض میشود.»
عنوان ۵۰ قانون ایالات متحده بهطور کلی به جنگ و دفاع ملی مربوط میشود و ماده ۱۷۰۵ آن ذیل «اختیارات اقتصادی در شرایط اضطراری بینالمللی» قرار دارد.
به نوشته او مافی شهروند ایران است و سال ۲۰۱۶ اقامت دائم در آمریکا را دریافت کرد.
روزنامه نیویورکپست بر اساس اسناد دادگاه نوشت که شمیم مافی متهم است که از یک شرکت ثبتشده در عمان به نام «اطلس اینترنشنال بیزنس» برای واسطهگری در معاملات تسلیحاتی استفاده کرده؛ معاملاتی که تا حدود یک سال پیش هم ادامه داشته است.
این رسانه درباره جزئیات معاملات نوشت: «در بین معالملههایی که مافی در آنها دست داشت، قراردادی بالغ بر ۷۰ میلیون دلار برای فروش پهپادهای مسلح «مهاجر-۶» وجود دارد.»
وزارت دفاع جمهوری اسلامی یکی از طرفین این قرارداد اعلام شده است.
در این گزارش همچنین تاکید شده است که پهپادهای مورد اشاره همراه با ۵۵ هزار چاشنی بمب به سودان منتقل شده و در اختیار وزارت دفاع این کشور قرار گرفته است. درگیریها در سودان از سال ۲۰۲۳ دوباره شدت گرفته است و مقامهای آمریکا نسبت به رویدادی مشابه با کشتار دارفور در فوریه ۲۰۰۳ ابراز نگرانی کردهاند.
تماس تلفنی با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی
نیویورکپست در بخشی از این گزارش به نقل از دادستانی و بر اساس بررسی سوابق مکالمههای تلفنی شمیم مافی نوشته است که او از دسامبر ۲۰۲۲ تا ژوئن ۲۰۲۵ (حوالی آذر ۱۴۰۱ تا تیر ۱۴۰۴) بهطور مستقیم با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در تماس بوده، در حالیکه به گفته دادستانها «مجوز یا صلاحیت قانونی برای نظارت بر چنین معاملات خطرناکی» نداشته است.
عکسی از شمیم مافی که در حساب شخصیاش در فیسبوک منتشر کرده بود
به نوشته نیویورکپست، بررسی سوابق مافی نشان داده است که حکومت ایران در سال ۲۰۲۰ املاکی را که او از پدرش به ارث برده بود، مصادره کرده، سپس وزارت اطلاعات به او دستور داده بود با راهاندازی کسبوکاری در آمریکا، این املاک را از دولت ایران بازخرید کند. دادستانها مدعیاند ایران پیشنهاد داده بود هزینههای اولیه راهاندازی این کسبوکار را پرداخت میکند.
این در حالی است که مافی در بازپرسیهای اولیه چنین درخواستی از سوی جمهوری اسلامی را رد کرده و گفته است که حکومت ایران هرگز از او نخواسته بود که در آمریکا فعالیتی برای تهران انجام دهد.
کارزار شناسایی همکاران و وابستگان جمهوری اسلامی در آمریکا
در هفتههای گذشته کارزار شناسایی و اخراج ایرانیان وابسته به جمهوری اسلامی در آمریکا با شدت بیشتری دنبال میشود.
وزارت امنیت داخلی آمریکا ۲۷ فروردین پس از اعلام خبر دستگیری یوسف عزیزی، شهروند ایرانی، به ایراناینترنشنال گفت که اون به ارائه اطلاعات نادرست و پنهانکاری در مدارک مهاجرتی خود متهم است. به گفته این نهاد، عزیزی در فرم درخواست ویزا در سال ۲۰۱۳ اطلاعات خلاف واقع ارائه داده و عضویت در سازمان بسیج را انکار کرده بود.
وزارت امور خارجه ایالات متحده ۲۲ فروردین از بازداشت عیسی هاشمی، فرزند معصومه ابتکار، رییس پیشین سازمان محیط زیست جمهوری اسلامی، و سیدمحمد هاشمی، از چهرههای پشت پرده در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی، خبر داد.
در این گزارش آمده بود که عیسی هاشمی و همسرش، مریم طهماسبی، سال ۲۰۱۴ با ویزای تحصیلی به آمریکا آمده بودند و اکنون اقامت دائم آنها لغو شده است.
این وزارتخانه ۱۵ فروردین اعلام کرده بود که حمیده سلیمانی افشار، دختر خواهر یا برادر قاسم سلیمانی، فرمانده کشتهشده نیروی قدس سپاه، و فرزند او که در آمریکا اقامت داشتند، پس از لغو اقامت دائم، بهدست ماموران فدرال بازداشت شدند. همسر او نیز از ورود به ایالات متحده منع شد.
الیعزر ماروم، فرمانده پیشین نیروی دریایی اسرائیل، اعلام کرد اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی مبنی بر کنترل تنگه هرمز، با برتری نظامی آمریکا در این منطقه به چالش کشیده شده است.
به گزارش روزنامه اورشلیمپست در یکشنبه ۳۰ فروردین، ماروم گفت در چشماندازی کلیتر، جمهوری اسلامی بیش از گذشته خود را در تنگنا میبیند و از تحرک محدودی در بنادر ایران برخوردار است.
او گزارشها درباره عبور کشتیهای جمهوری اسلامی از تنگه هرمز بدون مجوز آمریکا را «داستانهای غیرقابل باور» دانست و افزود: «راهکار ترامپ برای بستن تنگهها بهخوبی نتیجه داده است. ایران در وضعیت خفگی قرار گرفته و عملا هیچگونه ورود یا خروجی از بنادرش انجام نمیشود.»
او ادامه داد واشینگتن توانسته است کنترل موثری بر حوزه دریایی اعمال کند و از این برتری بهعنوان ابزاری برای افزایش فشار بر تهران بهره ببرد.
به گفته فرمانده پیشین نیروی دریایی اسرائیل، آمریکا آگاه است که جمهوری اسلامی برای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده در جنگ و تامین نیازهای شهروندان به منابع مالی فوری نیاز دارد و این شرایط تهران را بیش از پیش دشوار کرده است.
ارتش آمریکا محاصره دریایی بندرهای جنوبی ایران را از ۲۴ فروردین آغاز کرد.
هرچند عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، ۲۸ فروردین از بازگشایی تنگه هرمز بهدنبال برقراری آتشبس در لبنان خبر داده بود، سپاه پاسداران ۲۹ فروردین اعلام کرد بهدلیل تداوم محاصره دریایی بندرهای ایران، بار دیگر این گذرگاه را مسدود میکند.
فرمانده پیشین نیروی دریایی اسرائیل در ادامه سخنان خود اعلام کرد آمریکا در بحران تنگه هرمز «بیش از آنچه تصور میشود»، با چین هماهنگ است.
ماروم با اشاره به افزایش بهای نفت و گاز در پی مناقشه خاورمیانه گفت «سازوکارهای جایگزین» در حوزه انرژی توانستهاند تاثیرات منفی اختلالهای منطقهای بر بازار جهانی سوخت را کاهش دهند.
او تاکید کرد عدم افزایش شدید قیمت نفت نشان میدهد عرضه همچنان در سطحی قابلقبول قرار دارد، حتی اگر روند حملونقل همچنان با چالشهایی همراه باشد: «بهنظر من، مشکل سوخت کاملا برطرف شده است، چون چین نیازهای خود را از روسیه تامین خواهد کرد.»
به گفته این مقام پیشین اسرائیلی، در کوتاهمدت، بیشترین آسیب از اختلالهای دریایی متوجه قطر و ایران خواهد بود؛ در مقابل، آمریکا و روسیه در موقعیتی قرار دارند که میتوانند از افزایش صادرات انرژی بهرهمند شوند.
آتشبس دوهفتهای میان تهران و واشینگتن دوم اردیبهشت به پایان میرسد و هنوز چشمانداز روشنی از مذاکرات دو طرف در مسیر دستیابی به توافق وجود ندارد.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، ۲۹ فروردین اعلام کرد تهران و واشینگتن همچنان بر سر چند موضوع هستهای و تنگه هرمز اختلاف نظر دارند.
در سوی دیگر، یک مقام ارشد اسرائیلی گفت آتشبس با جمهوری اسلامی «بسیار شکننده» است و این کشور برای بازگشت به جنگ در صورت شکست مذاکرات تهران و واشینگتن آمادگی دارد.
تفاهمات پشتپرده آمریکا و حوثیها؟
فرمانده پیشین نیروی دریایی اسرائیل در ادامه به رویکرد حوثیهای یمن در مناقشه کنونی پرداخت و گفت تحولات «پشتپرده» احتمالا در کاهش سطح تهدیدات این گروه نیابتی جمهوری اسلامی نقش داشتهاند.
ماروم افزود روشن نیست چه «تفاهمهایی» میان ایالات متحده و حوثیها شکل گرفته است، اما نشانهها حاکی از آن است که این گروه در دور اخیر درگیریها با «خویشتنداری» عمل کرده است.
به گفته او، حوثیها در حدی اقدام کردهاند که رضایت جمهوری اسلامی تامین شود، اما از برداشتن گامهای گستردهتری که ممکن بود مورد انتظار تهران باشد، خودداری کردهاند؛ از همین رو، بستن تنگه بابالمندب از سوی حوثیها در شرایط کنونی دور از انتظار به نظر میرسد.
این اظهارات در حالی مطرح میشوند که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی در روزهای اخیر تهدید کردهاند که در صورت تشدید تنشها، بستن تنگه بابالمندب در دستور کار قرار خواهد گرفت.
رسانهها در ایران ۳۰ فروردین به نقل از حسین العزی، از مقامهای ارشد حوثی، نوشتند اگر این گروه تصمیم به بستن بابالمندب بگیرد، «انس و جن هم نخواهند توانست آن را باز کنند».
خبرگزاریهای فارس و تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، ۲۷ فروردین به نقل از «یکی از فرماندهان مقاومت» گزارش دادند برای تمامی شناورهای تجاری و نظامی در تنگه بابالمندب «هشداری جدی و بیسابقه» صادر شده است.
تنگه بابالمندب محل عبور حدود ۱۲ درصد از تجارت جهانی است. این گذرگاه در جنوبیترین نقطه شبهجزیره عربستان قرار دارد و برای کشتیهایی که از طریق دریای سرخ به سوی کانال سوئز حرکت میکنند، از اهمیت حیاتی برخوردار است.
در حالی که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران با هدف مهار برنامه هستهای این کشور آغاز شد، تحلیلها نشان میدهد تهران ممکن است با یک ابزار بازدارنده متفاوت و مؤثرتر از این درگیری خارج شود: کنترل تنگه هرمز.
به گزارش نیویورکتایمز، حکومت ایران با بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی خود و تسلط بر این گذرگاه حیاتی - که حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور میکند - توانسته فشار اقتصادی قابلتوجهی بر بازارهای جهانی وارد کند و همزمان معادلات نظامی آمریکا و اسرائیل را به چالش بکشد.
این گزارش تاکید میکند که با وجود آسیبهای گسترده به ساختار رهبری، ناوگان دریایی و زیرساختهای موشکی ایران در جریان جنگ، توانایی این کشور برای کنترل تنگه هرمز همچنان دستنخورده باقی مانده است. در نتیجه، تهران ممکن است از این درگیری با الگویی جدید برای مهار دشمنان خود - حتی اگر برنامه هستهایاش محدود شود - خارج شود.
دنی سیترینوویچ، مقام پیشین اطلاعاتی اسرائیل، در اینباره میگوید: «اکنون همه میدانند که در هر درگیری آینده، بستن تنگه اولین گزینه [حکومت] ایران خواهد بود. شما نمیتوانید بر جغرافیا غلبه کنید.»
در روزهای اخیر، پیامهای متناقضی درباره وضعیت این آبراه منتشر شده است. دونالد ترامپ اعلام کرده بود تنگه «کاملاً باز» است و وزیر امور خارجه حکومت ایران نیز موضعی مشابه اتخاذ کرد، اما اندکی بعد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که تنگه همچنان بسته است. موضوعی که نشانهای از اختلاف دیدگاه میان نهادهای مختلف در ایران در بحبوحه مذاکرات برداشت شد.
این گزارش همچنین به توانمندیهای نظامی باقیمانده حکومت ایران اشاره میکند. بر اساس برآوردهای اطلاعاتی آمریکا، [حکومت] ایران هنوز حدود ۴۰ درصد از پهپادهای تهاجمی و بیش از ۶۰ درصد از سامانههای پرتاب موشکی خود را در اختیار دارد؛ ظرفیتی که برای تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز کافی ارزیابی میشود.
کارشناسان میگویند حتی احتمال وجود مینهای دریایی میتواند کشتیها را از عبور منصرف کند، اما [حکومت] ایران ابزارهای پیشرفتهتری مانند پهپادها و موشکهای کوتاهبرد در اختیار دارد که کنترل دقیقتری بر تردد دریایی فراهم میکند.
در واکنش به این وضعیت، آمریکا محاصره دریایی بنادر ایران را اجرا کرده است. این اقدام، به گفته گزارش، تاثیر قابلتوجهی بر اقتصاد ایران گذاشته، چرا که حدود ۹۰ درصد از تجارت این کشور از طریق دریا انجام میشود - معادل حدود ۳۴۰ میلیون دلار در روز - و این جریان در روزهای اخیر بهشدت کاهش یافته است.
با این حال، [حکومت] ایران این محاصره را اقدامی جنگی تلقی کرده و تهدید به پاسخ داده است، هرچند تاکنون از اقدام مستقیم خودداری کرده است. همزمان، آمریکا نیز در طول آتشبس تلاش نکرده کنترل ایران بر تنگه را کاهش دهد؛ موضوعی که به نوشته نیویورکتایمز نشانهای از احتیاط دو طرف برای جلوگیری از تشدید تنشها است.
کوین دونگان، فرمانده پیشین ناوگان آمریکا در خاورمیانه، میگوید: «ممکن است هر دو کشور فرصتی واقعی برای مذاکره ببینند و نخواهند در این مقطع تنش را افزایش دهند.»
این گزارش همچنین یادآور میشود که حکومت ایران در دهه ۱۹۸۰ نیز تلاش کرده بود با مینگذاری تنگه را مسدود کند، اما اکنون با بهرهگیری از فناوریهای جدید، توانایی بسیار موثرتری برای اعمال فشار بر تردد دریایی دارد.
برآوردها نشان میدهد حکومت ایران میتواند تا ۷۰ درصد از زرادخانه موشکی خود را بازیابی کند و همچنان ظرفیت کافی برای مختل کردن کشتیرانی را حفظ کرده است.
تحلیل نیویورکتایمز تاکید میکند که حتی در صورت اعمال محدودیتهای هستهای، حکومت ایران با تکیه بر کنترل تنگه هرمز ممکن است یک ابزار بازدارنده پایدار در اختیار داشته باشد؛ ابزاری که نهتنها بر معادلات نظامی، بلکه بر اقتصاد جهانی نیز تاثیر مستقیم میگذارد.
هفتهنامه بریتانیایی اسپکتیتور، در مقالهای به قلم داگلاس موری، سردبیر همکار این نشریه، مقایسه «بمباران حکومت انقلابی در ایران با جنگ عراق» را اشتباه دانست و تاکید کرد که این مقایسهها به جنگ اشتباهی ارجاع میدهند.
موری در این مقاله نوشت در سال ۱۹۸۱ حملهای به عراق صورت گرفت که شباهت بیشتری به آن چیزی دارد که دونالد ترامپ در ایران بهدنبال آن است. این ماجرا به سال ۱۹۷۶ بازمیگردد، زمانی که دولت ژاک شیراک در فرانسه یک رآکتور هستهای به عراق فروخت؛ معاملهای که فرانسویها همواره از انتقاد جدی درباره آن گریختهاند. فرانسه این رآکتور را با قیمتی دو برابر نرخ معمول به عراق فروخت. با این حال، یکی از اعضای تیم هستهای عراق بعدها گفت: «ما خوشحال بودیم که پولش را بدهیم؛ بالاخره چه کسی حاضر بود به ما رآکتور هستهای بفروشد؟»
پس از به قدرت رسیدن صدام حسین، او منابع گستردهای را به سایت هستهای اوسیراک اختصاص داد تا در رقابت برای دستیابی به «بمب عربی» پیشگام شود. این سایت با سامانههای پدافند هوایی محافظت میشد و تا سال ۱۹۸۱ به هدف خود نزدیک شده بود. به همین دلیل، در ۷ ژوئن ۱۹۸۱، دولت مناخیم بگین در اسرائیل تصمیم گرفت با اعزام جنگندهها این رآکتور را نابود کند. هشت فروند اف-۱۶ نیروی هوایی اسرائیل در زمان صرف غذا - زمانی که مواضع پدافندی خالی بود - حمله کردند و در کمتر از دو دقیقه رآکتور را نابود کردند.
طبیعتاً واکنشهای بینالمللی فوری بود. دولتها و رسانهها این اقدام را «غیرقابل توجیه» و فریبکارانه توصیف کردند. سازمان ملل جلسات متعددی برای محکوم کردن اسرائیل برگزار کرد و حتی دولت آمریکا نیز آن را محکوم کرد. اما پس از حمله صدام به کویت در سال ۱۹۹۰، اهمیت این اقدام روشنتر شد. اگر عراق در آن زمان سلاح هستهای داشت، نهتنها جنگ ایران و عراق به شکل متفاوتی رقم میخورد، بلکه احتمالاً هیچ ائتلاف بینالمللی جرأت بیرون راندن نیروهای عراقی از کویت را نداشت. وزیر دفاع آمریکا بعدها به اسرائیلیها گفت: «با نابود کردن اوسیراک، کار ما را در عملیات طوفان صحرا آسانتر کردید.»
موری میگوید اشاره به این تاریخ از آن جهت مهم است که امروز بسیاری درباره گرفتار شدن آمریکا در ایران، مشابه عراق پس از ۲۰۰۳، هشدار میدهند. این روایت بهویژه پس از تجربه افغانستان و عراق در بخشهایی از آمریکا تقویت شده است. در دوره باراک اوباما، دولت آمریکا برای پرهیز از اعزام نیروهای زمینی، بیشتر به استفاده از پهپادها روی آورد.
با ظهور ترامپ، همین احتیاط در جناح راست آمریکا نیز دیده شد. او از آغاز کارزار انتخاباتی خود تاکید داشت که آمریکا نباید در «جنگهای احمقانه» خاورمیانه گرفتار شود و بارها از سیاستمداران مداخلهگر، از جمله جورج بوش و جان مککین، انتقاد کرد.
به نوشته موری با این حال، ترامپ دکترین خاص خود را شکل داد. ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰ نمونهای از این رویکرد بود که نشان داد میتوان بدون ورود به جنگی گسترده، ضربه موثری به دشمن وارد کرد. همچنین عملیات نظامی در کاراکاس که به بازداشت نیکولاس مادورو انجامید، بهعنوان نمونهای دیگر از این استراتژی مطرح میشود.
به نوشته موری، با وجود انتقادها، هدف اصلی ترامپ از ابتدا روشن بوده است: «ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد.» بهویژه آنکه به گفته او، مقامهای ایرانی در مذاکرات اعلام کرده بودند تنها چند هفته با «گریز هستهای» فاصله دارند. تفاوت با اوسیراک نیز در این است که ایران تاسیسات خود را پراکنده کرده و همین باعث طولانیتر شدن عملیات شده است.
موری اذعان میکند که ترامپ در ابتدا از مردم ایران خواست علیه حکومت قیام کنند، اما سرکوبهای گسترده، این سناریو را کمرنگ کرده است. با این حال، به گفته او، ترامپ قصد اعزام نیروهای زمینی را ندارد. در نگاه او، سقوط حکومت ایران هدف حداکثری است، اما هدف حداقلی - و واقعیتر - این است که ایران در آینده قابل پیشبینی توانایی دستیابی به سلاح هستهای نداشته باشد.
نویسنده در پایان میگوید بسیاری از تحلیلگران وانمود میکنند که اهداف ترامپ مبهم است، اما به باور او اینگونه نیست. هدف این جنگ بازتولید الگوی مداخله در عراق است؛ اما نه جنگ ۲۰۰۳، بلکه عملیات سال ۱۹۸۱ علیه رآکتور اوسیراک.
در فاصلهای کمتر از یک روز، روایتها درباره وضعیت تنگه هرمز بهطور چشمگیری تغییر کرد؛ از اعلام «بازگشایی کامل» تا تهدید دوباره به انسداد، در حالی که اختلافات میان تهران و واشینگتن همچنان پابرجاست و آینده آتشبس در هالهای از ابهام قرار دارد.
به گزارش سیانان، روز جمعه ۲۸ فروردین دونالد ترامپ با استقبال از اعلام [حکومت] ایران مبنی بر باز بودن تنگه هرمز، این اقدام را نشانهای مثبت دانست. همزمان، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده بود که عبور کشتیها از این آبراه از سر گرفته میشود، هرچند تاکید داشت که این تردد «تحت هماهنگی ایران» انجام خواهد شد.
این خبر در همان ساعات اولیه تاثیر قابلتوجهی بر بازار انرژی گذاشت و قیمت نفت خام حدود ۱۰ درصد کاهش یافت. با این حال، این وضعیت دوام چندانی نداشت و بهسرعت با ابهام و انتقاد مواجه شد؛ از جمله رسانههای نزدیک به حاکمیت در ایران نسبت به نبود شفافیت در جزئیات این تصمیم واکنش نشان دادند.
در همین حال، ترامپ تاکید کرد که محاصره بنادر ایران از سوی آمریکا همچنان «با تمام قدرت» ادامه خواهد یافت تا زمانی که توافق نهایی با تهران حاصل شود.
تنها ۲۴ ساعت بعد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که در واکنش به ادامه این محاصره، بار دیگر تنگه هرمز را مسدود کرده است. در بیانیه این نهاد نظامی آمده است که نزدیک شدن به تنگه میتواند بهعنوان «همکاری با دشمن» تلقی شود و هر شناوری که از این دستور سرپیچی کند، هدف قرار خواهد گرفت.
سیانان گزارش میدهد که پس از امید کوتاهمدت به بازگشایی این مسیر حیاتی - که یکی از پرترددترین آبراههای جهان محسوب میشود - اکنون روشن است که دو طرف بر سر مسائل کلیدی همچنان فاصله زیادی دارند و تنها نقطه مشترک احتمالی، آمادگی برای ادامه گفتوگوها است.
در ادامه تنشها، نیروهای نظامی حکومت ایران اعلام کردند که عبور کشتیهای تجاری تا زمان ادامه محاصره آمریکا بهشدت محدود خواهد بود. در همین راستا، گزارشهایی از تیراندازی به دو کشتی در نزدیکی سواحل عمان منتشر شده که به گفته منابع، توسط قایقهای ایرانی انجام شده است.
در تحولی دیگر، بیانیهای منسوب به مجتبی خامنهای حاکی از آمادگی نیروهای دریایی ایران برای وارد کردن «شکستهای جدید» به دشمنان بود. او از زمان انتخاب بهعنوان جانشین رهبر پیشین، در انظار عمومی ظاهر نشده است.
در مقابل، ترامپ بار دیگر تاکید کرد که مذاکرات «بهخوبی پیش میرود»، اما هشدار داد که آمریکا در برابر «باجخواهی» تسلیم نخواهد شد. شورای عالی امنیت ملی حکومت ایران نیز اعلام کرده که در حال بررسی پیشنهادهای جدید آمریکا است، اما هنوز پاسخی ارائه نکرده است.
با وجود این تحرکات، اختلافات اساسی از جمله درباره برنامه هستهای ایران، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده و شرایط عبور از تنگه هرمز همچنان پابرجاست.
تنها سه روز تا پایان مهلت آتشبس باقی مانده و ترامپ گفته هنوز مشخص نیست که آیا این آتشبس تمدید خواهد شد یا خیر. او هشدار داده که در صورت عدم تمدید، محاصره ادامه یافته و «بمبارانها از سر گرفته خواهد شد.»
در ایران نیز نشانهای از عقبنشینی دیده نمیشود. یک فرمانده ارشد نظامی اعلام کرده که در صورت ازسرگیری جنگ، از موشکهای جدید استفاده خواهد شد و [حکومت] ایران توانایی ایجاد اختلال در بازار انرژی را دارد، هرچند تاکنون «با صبر» عمل کرده است.
در همین حال، اگرچه منابع ایرانی از احتمال برگزاری دور جدید مذاکرات در هفته آینده خبر دادهاند، آمریکا هنوز این موضوع را بهطور رسمی تایید نکرده است. با این حال، حضور مقامهای ارشد نظامی و امنیتی آمریکا در کاخ سفید نشان میدهد که رایزنیها در پشت صحنه ادامه دارد.
گزارش سیانان نشان میدهد که وضعیت تنگه هرمز - بهعنوان یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان - در کوتاهترین زمان میان بازگشایی و انسداد در نوسان بوده و همچنان به یکی از اصلیترین نقاط تنش در مناقشه حکومت ایران و آمریکا تبدیل شده است.
در حالی که آتشبس اخیر میان اسرائیل و لبنان بهعنوان نشانهای از کاهش تنش معرفی شده، تحلیل منتشر شده در یک نشریه اسرائیلی آن را اقدامی موقت و حتی خطرناک توصیف میکند که میتواند به تقویت طرفهای درگیر برای دور بعدی جنگ منجر شود.
در یادداشت منتشر شده در اسرائیلنشنالنیوز، به قلم چایا ای. گراس، تاکید شده که آتشبس برای گروههای تروریست مسلح نهتنها به معنای پایان درگیری نیست، بلکه فرصتی برای تجدید قوا و آمادهسازی برای مراحل بعدی محسوب میشود.
این یادداشت با اشاره به بازگشت نیروهای نظامی اسرائیل از جبههها، مینویسد که اگرچه آتشبس به ظاهر خبر مثبتی است، اما بسیاری از نظامیان با آسیبهای جسمی و روحی بازمیگردند و خانواده قربانیان نیز همچنان با پیامدهای جنگ مواجهاند؛ واقعیتی که مفهوم آتشبس را برای آنان زیر سوال میبرد.
در ادامه، نویسنده با طرح این پرسش که چه کسانی درباره چنین تصمیمهایی تصمیمگیری میکنند، از نبود نقش مستقیم افکار عمومی در این روند انتقاد کرده و تاکید میکند که جامعه اسرائیل بهخوبی میداند چنین آتشبسهایی معمولاً پایدار نیستند.
در این تحلیل همچنین آمده است که تجربههای گذشته نشان داده درگیریها بهطور چرخهای ادامه مییابد و دشمنان اسرائیل بهدلیل ماهیت ایدئولوژیک خود، بهراحتی از تقابل دست نمیکشند.
نویسنده با اشاره به نقش دونالد ترامپ در اعلام این آتشبس، آن را نشانهای از نفوذ تعیینکننده واشینگتن در تصمیمگیریهای امنیتی اسرائیل دانسته و این پرسش را مطرح میکند که آیا اسرائیل همچنان قادر به تصمیمگیری مستقل در چنین مسائل راهبردی است یا خیر.
نویسنده با تاکید بر اینکه «هیچ اسرائیلی جدیای فکر نمیکند این آتشبس منطقی باشد» نوشت: «به نظر میرسد این یک امتیاز به «دوست خوبمان» ترامپ است. بهنظر من او این آتشبس را حتی پیش از نخستوزیر ما اعلام کرد؛ و همین نشان میدهد چه کسی تصمیمگیر اصلی است.»
در بخش دیگری از این تحلیل، به وضعیت لبنان و نقش حزبالله اشاره شده و این پرسش مطرح شده که آیا توافقهای فعلی میتواند به تغییرات واقعی در معادلات امنیتی منجر شود یا صرفاً مقدمهای برای بازگشت به تنش است.
این یادداشت همچنین به ابعاد گستردهتر منطقهای و بینالمللی جنگ پرداخته و آن را بخشی از تقابل میان محورهایی چون [حکومت] ایران، چین و روسیه در برابر آمریکا و متحدانش توصیف میکند.
نویسنده با تکرار این پرسش که «این جنگ چگونه با پیروزی پایان مییابد؟» نوشت: «واضح است که حکومت ایران باید سقوط کند و این هرگز از طریق مذاکره اتفاق نخواهد افتاد.»
نویسنده میگوید یا مردم ایران قیام میکنند - که با توجه به سرکوبها بعید است - یا آمریکا و اسرائیل با تخریب زیرساختها [حکومت] ایران را وادار به تسلیم میکنند، که با توجه به نگاه «جنگ مقدس» در حاکمیت [ایران]، این سناریو نیز چندان محتمل نیست.
در جمعبندی، نویسنده تاکید میکند که آتشبس فعلی بیش از آنکه نشانه پایان جنگ باشد، یک «وقفه موقت» است؛ وقفهای که اگرچه ممکن است برای مدتی کوتاه آرامش ایجاد کند، اما به باور او، جنگ را به پایان نمیرساند و احتمالاً تنها زمینهساز دور بعدی درگیری خواهد بود.