• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

نشریه اسرائیلی: به‌خوبی می‌دانیم آتش‌بس برای تروریست‌ها معنایی ندارد

۲۹ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)

در حالی که آتش‌بس اخیر میان اسرائیل و لبنان به‌عنوان نشانه‌ای از کاهش تنش معرفی شده، تحلیل منتشر شده در یک نشریه اسرائیلی آن را اقدامی موقت و حتی خطرناک توصیف می‌کند که می‌تواند به تقویت طرف‌های درگیر برای دور بعدی جنگ منجر شود.

در یادداشت منتشر شده در اسرائیل‌نشنال‌نیوز، به قلم چایا ای. گراس، تاکید شده که آتش‌بس برای گروه‌های تروریست مسلح نه‌تنها به معنای پایان درگیری نیست، بلکه فرصتی برای تجدید قوا و آماده‌سازی برای مراحل بعدی محسوب می‌شود.

این یادداشت با اشاره به بازگشت نیروهای نظامی اسرائیل از جبهه‌ها، می‌نویسد که اگرچه آتش‌بس به ظاهر خبر مثبتی است، اما بسیاری از نظامیان با آسیب‌های جسمی و روحی بازمی‌گردند و خانواده قربانیان نیز همچنان با پیامدهای جنگ مواجه‌اند؛ واقعیتی که مفهوم آتش‌بس را برای آنان زیر سوال می‌برد.

در ادامه، نویسنده با طرح این پرسش که چه کسانی درباره چنین تصمیم‌هایی تصمیم‌گیری می‌کنند، از نبود نقش مستقیم افکار عمومی در این روند انتقاد کرده و تاکید می‌کند که جامعه اسرائیل به‌خوبی می‌داند چنین آتش‌بس‌هایی معمولاً پایدار نیستند.

در این تحلیل همچنین آمده است که تجربه‌های گذشته نشان داده درگیری‌ها به‌طور چرخه‌ای ادامه می‌یابد و دشمنان اسرائیل به‌دلیل ماهیت ایدئولوژیک خود، به‌راحتی از تقابل دست نمی‌کشند.

نویسنده با اشاره به نقش دونالد ترامپ در اعلام این آتش‌بس، آن را نشانه‌ای از نفوذ تعیین‌کننده واشینگتن در تصمیم‌گیری‌های امنیتی اسرائیل دانسته و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا اسرائیل همچنان قادر به تصمیم‌گیری مستقل در چنین مسائل راهبردی است یا خیر.

نویسنده با تاکید بر اینکه «هیچ اسرائیلی جدی‌ای فکر نمی‌کند این آتش‌بس منطقی باشد» نوشت: «به نظر می‌رسد این یک امتیاز به «دوست خوب‌مان» ترامپ است. به‌نظر من او این آتش‌بس را حتی پیش از نخست‌وزیر ما اعلام کرد؛ و همین نشان می‌دهد چه کسی تصمیم‌گیر اصلی است.»

در بخش دیگری از این تحلیل، به وضعیت لبنان و نقش حزب‌الله اشاره شده و این پرسش مطرح شده که آیا توافق‌های فعلی می‌تواند به تغییرات واقعی در معادلات امنیتی منجر شود یا صرفاً مقدمه‌ای برای بازگشت به تنش است.

این یادداشت همچنین به ابعاد گسترده‌تر منطقه‌ای و بین‌المللی جنگ پرداخته و آن را بخشی از تقابل میان محورهایی چون [حکومت] ایران، چین و روسیه در برابر آمریکا و متحدانش توصیف می‌کند.

نویسنده با تکرار این پرسش که «این جنگ چگونه با پیروزی پایان می‌یابد؟» نوشت: «واضح است که حکومت ایران باید سقوط کند و این هرگز از طریق مذاکره اتفاق نخواهد افتاد.»

نویسنده می‌گوید یا مردم ایران قیام می‌کنند - که با توجه به سرکوب‌ها بعید است - یا آمریکا و اسرائیل با تخریب زیرساخت‌ها [حکومت] ایران را وادار به تسلیم می‌کنند، که با توجه به نگاه «جنگ مقدس» در حاکمیت [ایران]، این سناریو نیز چندان محتمل نیست.

در جمع‌بندی، نویسنده تاکید می‌کند که آتش‌بس فعلی بیش از آنکه نشانه پایان جنگ باشد، یک «وقفه موقت» است؛ وقفه‌ای که اگرچه ممکن است برای مدتی کوتاه آرامش ایجاد کند، اما به باور او، جنگ را به پایان نمی‌رساند و احتمالاً تنها زمینه‌ساز دور بعدی درگیری خواهد بود.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

رویترز: مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی از بیم ترور، خواستار اقدامات حفاظتی پاکستان شدند
۱

رویترز: مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی از بیم ترور، خواستار اقدامات حفاظتی پاکستان شدند

۲
روایت شما

حقوق ۷۵ دلاری و هزینه‌های ۳۰۰۰ دلاری در ایران

۳
اختصاصی

حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت

۴
تحلیل

آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟

۵

شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

انتخاب سردبیر

  • حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت
    اختصاصی

    حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت

  • شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

    شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

  • ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

    ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • رییس‌جمهوری لبنان کشته شدن یک سرباز فرانسوی را محکوم کرد، مکرون خواستار بازداشت عاملان شد

    رییس‌جمهوری لبنان کشته شدن یک سرباز فرانسوی را محکوم کرد، مکرون خواستار بازداشت عاملان شد

  • اکسیوس: پست ترامپ درباره «ممنوعیت» حملات به لبنان، نتانیاهو را غافلگیر کرد

    اکسیوس: پست ترامپ درباره «ممنوعیت» حملات به لبنان، نتانیاهو را غافلگیر کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

جلسه امنیتی ترامپ در اتاق وضعیت؛ آکسیوس: ممکن است جنگ در روزهای آینده از سر گرفته شود

۲۹ فروردین ۱۴۰۵، ۱۹:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)

پس از آنکه جمهوری اسلامی شنبه ۲۹ فروردین با حمله به دست‌کم سه کشتی بار دیگر تنگه هرمز را بست، دونالد ترامپ در جلسه‌ای با مشاوران امنیتی خود در اتاق وضعیت کاخ سفید شرکت کرد. وب‌سایت آکسیوس به‌نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد ممکن است جنگ در روزهای آینده از سر گرفته شود.

سپاه پاسداران تنها یک روز پس از آنکه عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی از باز شدن کامل تنگه هرمز خبر داد و دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا اعلام کرد که تنگه هرمز دیگر هرگز بسته نخواهد شد، شنبه ادامه محاصره دریایی بندرهای جنوبی ایران را نقض آتش‌بس خواند و مانع عبور کشتی‌های تجاری و نفت‌کش‌ها از تنگه هرمز شد.

هم توییت عراقچی و هم اظهارات دونالد ترامپ درباره پذیرش شروط آمریکا از سوی جمهوری اسلامی از جمله درباره تعلیق نامحدود غنی‌سازی و انتقال اورانیوم غنی‌شده از ایران به آمریکا واکنش‌های تند طیفی از مقامات جمهوری اسلامی را برانگیخت و سرانجام به بستن مجدد تنگه هرمز انجامید.

  • اختلال در عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز؛ تهران از کنترل سخت‌گیرانه‌تر خبر داد

    اختلال در عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز؛ تهران از کنترل سخت‌گیرانه‌تر خبر داد

شلیک به سوی دو نفت‌کش هندی موجب شد که این کشور سفیر جمهوری اسلامی در دهلی نو را احضار کند. با این حال، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی شنبه با انتشار بیانیه‌ای تاکید کرد: «تا زمانی که دشمن قصد اخلال در عبور و مرور شناورها و اعمال روش‌هایی همچون محاصره دریایی را داشته باشد، جمهوری اسلامی ایران آن را از موارد نقض آتش‌بس قلمداد کرده و از گشایش مشروط و محدود تنگه هرمز جلوگیری خواهد کرد.»

روابط عمومی نیروی دریایی سپاه پاسداران نیز با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد: «صحبت‌های رییس‌جمهور تروریست آمریکا در تنگه هرمز و خلیج فارس هیچ اعتباری ندارد.»

در این بیانیه که شنبه ۲۹ فروردین منتشر شده، آمده است: «روز گذشته با اعلام جمهوری اسلامی ایران مبنی بر مجوز عبور شناورهای غیر نظامی از "کریدور لارک" تعدادی از شناورها با مدیریت و هماهنگی نیروی دریایی سپاه از تنگه هرمز عبور کردند. لکن در پی نقض تعهد شرایط آتش بس، دشمن آمریکایی محاصره دریایی شناورها و بنادر ایرانی را لغو نکرد، لذا از امروز عصر تنگه هرمز تا لغو این محاصره مسدود می گردد.»

دونالد ترامپ شنبه در دفتر بیضی کاخ سفید به خبرنگاران گفت: «آمریکا همچنان با حکومت ایران در حال گفت‌وگو است و تا پایان روز مشخص خواهد شد که آیا طرفین به سمت توافق پیش خواهند رفت یا نه.»

رییس‌جمهوری آمریکا جمعه تاکید کرده بود که توافقی با جمهوری اسلامی در حال نهایی شدن است و ممکن است که این توافق تا دو یا سه روز آینده امضا شود.

با این حال او شنبه به خبرنگاران گفت: «ایران کمی بازیگوشی کرد... آنها می‌خواستند دوباره تنگه را ببندند، ولی نمی‌توانند از ما باج بگیرند.»

  • شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

    شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

ترامپ پس از گفت‌وگو با خبرنگاران، در جلسه‌ای در اتاق وضعیت کاخ سفید به بررسی بحران جدید پیرامون تنگه هرمز و مذاکرات با جمهوری اسلامی پرداخت.

آکسیوس به‌نقل از یک مقام آمریکایی گفت این جلسه با حضور جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهوری که انتظار می‌رود در دور بعدی مذاکرات با جمهوری اسلامی شرکت کند، مارکو روبیو وزیر امور خارجه، پیت هگست وزیر جنگ، اسکات بسنت وزیر خزانه‌داری، استیو ویتکاف نماینده ویژه ترامپ، دن کین رییس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده، جان رتکلیف رییس سازمان سیا و سوزی وایلز رییس کارکنان کاخ سفید، برگزار شد.

یک مقام ارشد آمریکایی نیز به آکسیوس گفت اگر به‌زودی پیشرفتی حاصل نشود، جنگ ممکن است در روزهای آینده از سر گرفته شود.

آکسیوس به‌نقل از مقام‌های آمریکایی که نامشان را اعلام نکرده افزود که دونالد ترامپ در جریان سفر اخیر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان به تهران دست‌کم یک بار با منیر و طرف ایرانی به‌صورت تلفنی گفت‌وگو کرده است.

  • ترامپ: اورانیوم ایران را می‌گیریم، پولی جابه‌جا نمی‌شود و تنگه هرمز دیگر بسته نخواهد شد

    ترامپ: اورانیوم ایران را می‌گیریم، پولی جابه‌جا نمی‌شود و تنگه هرمز دیگر بسته نخواهد شد

شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در بیانیه روز شنبه خود اعلام کرد: «در روزهای اخیر با حضور فرمانده ارتش پاکستان در تهران به‌عنوان واسطه و طرف میانجی مذاکرات، پیشنهادات جدیدی از سوی آمریکایی‌ها مطرح شده که جمهوری اسلامی ایران در حال بررسی آنها است و هنوز پاسخی به آنها داده نشده است.»

در این بیانیه به اظهارات ترامپ مبنی بر تعلیق نامحدود غنی‌سازی و انتقال اورانیوم غنی‌شده از ایران به آمریکا هیچ اشاره‌ای نشده اما گفته شده است که هیات مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی «سر سوزنی سازش و عقب‌نشینی و مسامحه نخواهد کرد».

آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟

۲۹ فروردین ۱۴۰۵، ۱۶:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

فشار خارجی، شکاف در هسته قدرت و سرخوردگی بدنه ایدئولوژیک، جمهوری اسلامی را به نقطه‌ای رسانده که هر عقب‌نشینی برای بقا می‌تواند به ریزش بیشتر منجر شود؛ وضعیتی که ممکن است محمدباقر قالیباف را ناخواسته به «گورباچف» این نظام بدل کند.

در اوج جنبش موسوم به اصلاحات در نیمه دوم دهه هفتاد خورشیدی، زمانی که محمد خاتمی دم از «گفت‌وگوی تمدن‌ها»، «فضای باز سیاسی» و «جامعه مدنی» می‌زد، گروه‌های مختلفی او را «گورباچف ایران» می‌خواندند.

برخی مانند حسین شریعتمداری و حسن عباسی برای کوبیدن خاتمی این لقب را به وی داده بودند؛ و برخی جریان‌های مخالف حکومت در آن زمان نیز از روی امید به اینکه او بتواند کاری را که آنها در آن زمان قادر به انجامش نبودند، یعنی ساقط کردن رژیم تسریع کند، به این ریسمان چنگ می‌زدند.

بخش بزرگی از جامعه لیبرال غرب هم که بازتاب تفکراتش در رسانه‌هایی چون نیویورک‌تایمز، تایم و بی‌بی‌سی دیده می‌شد، از آنجا که وجود جمهوری اسلامی را به‌عنوان واقعیتی تغییرناپذیر پذیرفته بودند، به‌دنبال راهی بودند که این واقعیت را با چهره‌ای مثل او قابل‌هضم کنند.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟

۲۹ فروردین ۱۴۰۵، ۱۶:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
اشکان صفایی

فشار خارجی، شکاف در هسته قدرت و سرخوردگی بدنه ایدئولوژیک، جمهوری اسلامی را به نقطه‌ای رسانده که هر عقب‌نشینی برای بقا می‌تواند به ریزش بیشتر منجر شود؛ وضعیتی که ممکن است محمدباقر قالیباف را ناخواسته به «گورباچف» این نظام بدل کند.

در اوج جنبش موسوم به اصلاحات در نیمه دوم دهه هفتاد خورشیدی، زمانی که محمد خاتمی دم از «گفت‌وگوی تمدن‌ها»، «فضای باز سیاسی» و «جامعه مدنی» می‌زد، گروه‌های مختلفی او را «گورباچف ایران» می‌خواندند.

برخی مانند حسین شریعتمداری و حسن عباسی برای کوبیدن خاتمی این لقب را به وی داده بودند؛ و برخی جریان‌های مخالف حکومت در آن زمان نیز از روی امید به اینکه او بتواند کاری را که آنها در آن زمان قادر به انجامش نبودند، یعنی ساقط کردن رژیم تسریع کند، به این ریسمان چنگ می‌زدند.

بخش بزرگی از جامعه لیبرال غرب هم که بازتاب تفکراتش در رسانه‌هایی چون نیویورک‌تایمز، تایم و بی‌بی‌سی دیده می‌شد، از آنجا که وجود جمهوری اسلامی را به‌عنوان واقعیتی تغییرناپذیر پذیرفته بودند، به‌دنبال راهی بودند که این واقعیت را با چهره‌ای مثل او قابل‌هضم کنند.

  • قالیباف، پل قدرت در جمهوری اسلامی پس از خامنه‌ای؟

    قالیباف، پل قدرت در جمهوری اسلامی پس از خامنه‌ای؟

اما نکته جالب اینجا بود که شخص خاتمی و نزدیکانش نه تنها هیچ‌گاه این نقش را نپذیرفتند، بلکه بارها تاکید کردند که "اصلاحاتشان" به‌منظور تقویت نظام است. امروز با نگاهی تاریخی می‌توان دریافت که ساختار آن زمان حکومت، اصولا اجازه مبدل شدن فردی به گورباچف را نمی‌داد؛ چرا که علی خامنه‌ای در مقام ولی‌فقیه، هم ترمز اصلاحات را در دست داشت و هم مانع از انتحار یا ناامیدی جناح رقیب می‌شد.

در بعد اجتماعی نیز، ایران در نیمه دوم دهه هفتاد هنوز آمادگی تغییر کامل حکومت را نداشت. بخش بزرگی از مردم هنوز به شکلی از اصلاحات امید داشتند. نسل انقلابیون ۵۷ هنوز زنده و امیدوار بود و تمام ابزارهای تبلیغاتی نیز، همچون ابزارهای قدرت، در دست حکومت بود؛ حال چه این جناح حکومت و چه جناح متقابل.

امروز اما، حدود سه دهه پس از آن دوران، همه‌چیز تغییر کرده است. جمهوری اسلامی در سه سال گذشته چندین بار هدف حملات مستقیم خارجی قرار گرفته؛ نسلی جدید و ناباور به کلیت نظام به میدان آمده که در اعتراضات ۱۰۰ روز پیش (با وجود کشته شدن بیش از ۴۰ هزار تن) حکومت را لرزاند؛ و از همه مهم‌تر، علی خامنه‌ای به‌عنوان عمود خیمه نظام از صحنه حذف شده است. جانشین او نیز حتی طبق قوانین خودِ رژیم، مشروعیت و نفوذ کلام پدرش را برای جلوگیری از فروپاشی در زمان شکاف‌های عمیق ندارد.

دقیقا همین‌جاست که فرد یا افرادی ممکن است ناخواسته «گورباچف ایران» شوند و اکنون این فرد می‌تواند محمدباقر قالیباف باشد.

او در چهلم علی خامنه‌ای به اسلام‌آباد رفت و با معاون رییس‌جمهوری کشوری (آمریکا) دیدار کرد که در کشتن رهبر پیشین نظام نقش داشت.

شواهد نیز نشان می‌دهد که بقایای حکومت ممکن است برای ماندن در قدرت، حاضر به دادن امتیازاتی شوند که تیر خلاص به پایه‌های ایدئولوژیک ۴۷ ساله نظام است.

  • سردار دکتر خلبان محمدباقر قالیباف، مدیر فاسدی که ارزان می‌فروشد و گران می‌سازد

    سردار دکتر خلبان محمدباقر قالیباف، مدیر فاسدی که ارزان می‌فروشد و گران می‌سازد

آنچه ترامپ در همین مرحله نخست دنبال می‌کند تحویل اورانیوم غنی‌شده، توقف دائمی غنی‌سازی و خلع سلاح حزب‌الله، به معنای پایان ماهیت جمهوری اسلامی است. اما انتخاب این گزینه، تبعاتی ناخواسته دارد: سرخوردگی بدنه ایدئولوژیک.

در حالی که هنوز توافق رسمی اعلام نشده، کوچک‌ترین نشانه‌های عقب‌نشینی حکومت، با موجی از خشم در میان نیروهای ارزشی روبرو شده است. واکنش تند حساب‌های هواداران سعید جلیلی و رائفی‌پور در شبکه اجتماعی اکس و متهم کردن مسئولان به «فتنه» و «کودتا»، نشان‌دهنده لرزه در ستون‌های نظام است.

وقتی حساب هواداران جلیلی می‌نویسد «اگر اینها دستور رهبری است، ویدئو آن را منتشر کنید»، یعنی اعتماد بدنه به مرکزیت قدرت از بین رفته است.

100%


حساب موسوم به هواداران سعید جلیلی، همچون حساب هواداران رائفی‌پور، تنها ساعاتی پس از انتشار این توییت بسته شد.

نمونه‌ای از سرخوردگی بدنه ایدئولوژیک حکومت را نیز می‌توان در این توییت دید:

100%


اینجاست که درس تاریخ شوروی تکرار می‌شود. سیاست‌های گلاسنوست (شفافیت) و پرسترویکا (بازسازی اقتصادی) در شش سال پایانی شوروی، «امپراتوری شر» را از ایده‌های اولیه کمونیسم دور کرد.

وقتی شفافیت باعث شد بدنه حزب ببیند رهبران در ویلاهای مجلل (داچا) زندگی می‌کنند در حالی که مردم در صف نان هستند، ایمان آنها فرو ریخت. زمانی که نقطه نهایی فروپاشی رسید، بدنه به شدت ایدئولوژیک که می‌دید آنچه از حکومت مانده ارتباطی با آرمان‌ها ندارد، حاضر به دفاع از آن نشد و «امپراتوری شر» در چشم بر هم زدنی فرو ریخت.

امروز هم اگر باقی‌مانده رژیم از «حق غنی‌سازی» و حزب‌الله لبنان بگذرد، دیگر تضمینی نیست که بدنه ایدئولوژیکش حاضر شود در خیابان‌ها از آن دفاع کند و دست به کشتاری مشابه دی‌ماه گذشته بزند.

بدون علی خامنه‌ای که بتواند این عقب‌نشینی را «نرمش قهرمانانه» بنامد، قالیباف و همراهانش در تلاش برای حفظ بقا، ناخواسته به گورباچف‌های ایران مبدل خواهند شد. این، نه یک پیش‌گویی است و نه به معنای حمایت از قالیباف. این متن تنها تحلیلی است از آنچه در ایران می‌گذرد و آنچه ممکن است بر اساس یک نمونه تاریخی رخ دهد.

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴؛ از خیزش سراسری تا سرکوب چندلایه

۲۹ فروردین ۱۴۰۵، ۱۵:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران، از یک جرقه اقتصادی به یکی از گسترده‌ترین و خونین‌ترین موج‌های اعتراضی سال‌های اخیر تبدیل شد؛ رخدادی که با کشتاری بی‌سابقه، قطع ارتباطات و سرکوبی چند لایه همراه بود و همچنان آمار دقیق قربانیان آن محل مناقشه است.

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ را نمی‌توان در چارچوب ساده «یک موج اعتراضی دیگر» فهمید. این رخداد، در فاصله‌ای کوتاه، از یک اعتراض اقتصادی به یک بحران سراسری و سپس به یکی از شدیدترین سرکوب‌های ثبت‌شده در جمهوری اسلامی تبدیل شد.

آنچه این اعتراضات را از موج‌های پیشین از دی ۱۳۹۶ تا آبان ۱۳۹۸ و خیزش ۱۴۰۱ متمایز می‌کند، نه فقط دامنه و سرعت گسترش، بلکه هم‌زمانی سه پدیده است: بسیج گسترده اجتماعی، کشتار متمرکز در بازه‌ای بسیار کوتاه، و تلاش سازمان‌یافته برای پنهان‌سازی ابعاد آن.

از اعتراض معیشتی تا انفجار سیاسی

اعتراضات از اواخر آذر و اوایل دی ۱۴۰۴، در واکنش به فشارهای اقتصادی، افزایش قیمت‌ها و فرسایش شدید قدرت خرید آغاز شد. اما این اعتراضات به‌سرعت از سطح مطالبات اقتصادی عبور کرد و به اعتراضاتی با ماهیت سیاسی تبدیل شد. شعارها، در فاصله‌ای کوتاه، از نقد وضعیت معیشتی به نفی کلیت ساختار قدرت تغییر کرد.

  • از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

    از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

ویژگی مهم این مرحله، سرعت گسترش جغرافیایی بود. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد اعتراضات در ده‌ها شهر و در بخش بزرگی از استان‌های کشور شکل گرفت و به‌سرعت از یک نقطه به نقاط دیگر منتقل شد.

برخلاف برخی موج‌های پیشین که دارای کانون‌های مشخص بودند، در اینجا با نوعی انتشار هم‌زمان و چندکانونی مواجهیم؛ الگویی که نشان‌دهنده انباشت نارضایتی در سطوح مختلف جامعه است.

در اوج اعتراضات، گزارش‌هایی از حضور گسترده در خیابان‌ها منتشر شد؛ سطحی از مشارکت که آن را در ردیف بزرگ‌ترین بسیج‌های اجتماعی پس از انقلاب قرار می‌دهد. همین دامنه گسترده، به‌نظر می‌رسد یکی از عوامل تعیین‌کننده در نوع واکنش حکومت بود.

نقطه عطف خونین؛ ۱۸ و ۱۹ دی

تقریبا تمام روایت‌های مستند، بر یک نقطه عطف تاکید دارند: روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴. در این بازه زمانی، سرکوب به شکلی ناگهانی و بسیار شدید وارد فاز تازه‌ای شد. گزارش‌ها و مستندات نشان از وقوع کشتار گسترده در این دو روز دارد؛ کشتاری که می‌توان آن را بزرگ‌ترین سرکوب فشرده در تاریخ جمهوری اسلامی خواند.

  • سرکوب دی‌ماه و محدودیت گسترده بر روزنامه‌نگاران در ایران

    سرکوب دی‌ماه و محدودیت گسترده بر روزنامه‌نگاران در ایران

آنچه این مقطع را متمایز می‌کند، نه فقط تعداد کشته‌شدگان، بلکه تمرکز زمانی آن است. در حالی که در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ یا خیزش ۱۴۰۱، خشونت در طول چند روز یا هفته توزیع شده بود، در دی‌ماه ۱۴۰۴ بخش قابل توجهی از تلفات در یک بازه ۴۸ ساعته رخ داد.

این «فشرده‌سازی خشونت» یک تغییر مهم در الگوی سرکوب محسوب می‌شود؛ رویکردی که هدف آن، شکستن سریع موج اعتراض پیش از تثبیت آن است.

گزارش‌های معتبر بین‌المللی، به‌ویژه عفو بین‌الملل، دیدبان حقوق بشر و روایت‌های پزشکی و میدانی منتشر شده در رسانه‌ها تصویری نسبتا روشن از نوع سلاح‌ها و ابزارهای کشتار در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ ارائه می‌دهند.

بر اساس این منابع، نیروهای امنیتی از گلوله جنگی و سلاح‌های گرم مرگبار به‌صورت گسترده و مستقیم علیه معترضان استفاده کردند؛ از جمله تفنگ‌های تهاجمی، شات‌گان‌ها و حتی در برخی موارد تیربارهای سنگین (مانند DShK) که معمولا در میدان‌های جنگ به کار می‌روند.

همچنین گزارش‌ها به حضور تک‌تیراندازها در نقاط مرتفع و شلیک هدفمند به سر، سینه و اندام‌های حیاتی اشاره دارند؛ الگویی که نشان‌دهنده سیاست «شلیک برای کشتن» است، نه کنترل جمعیت.

  • صدمین روز انقلاب ملی ایرانیان؛ نگاهی به نقش تاریخی ورزشکاران

    صدمین روز انقلاب ملی ایرانیان؛ نگاهی به نقش تاریخی ورزشکاران

در کنار اینها، استفاده از ابزارهای به‌اصطلاح «کم‌کشنده» مانند گلوله‌های ساچمه‌ای و گاز اشک‌آور نیز ثبت شده، اما حتی این سلاح‌ها نیز به‌گفته عفو بین‌الملل به‌طور عامدانه به نقاط حساس بدن شلیک شده‌اند و موجب نابینایی یا آسیب‌های دائمی شده‌اند.

افزون بر این، برخی گزارش‌های میدانی از به‌کارگیری چاقو و خشونت مستقیم فیزیکی از سوی نیروهای لباس‌شخصی سخن می‌گویند.

مجموع این داده‌ها نشان می‌دهد که ابزارهای به‌کاررفته در این سرکوب، از سطح کنترل شورش فراتر رفته و به سطح کاربرد تسلیحات جنگی علیه غیرنظامیان رسیده است.

جنگ آمارها؛ کشتاری که هنوز عدد ندارد

یکی از پیچیده‌ترین ابعاد این اعتراضات، اختلاف شدید در آمار کشته‌شدگان است. خود حکومت رقم رسمی حدود سه هزار کشته را اعلام کرده است.

در مقابل، گزارش‌های منتشرشده در ایران‌اینترنشنال بر پایه منابع مختلف از جمله اسناد داخلی دامنه‌ای بسیار گسترده‌تر را نشان می‌دهد: از برآوردهای اولیه چند هزار نفری تا ارقامی در بازه ۱۲ تا ۲۰ هزار، و حتی گزارش‌هایی که از بیش از ۳۶ هزار کشته سخن می‌گویند.

در کنار این ارقام، گزارش‌هایی نیز وجود دارد که به هزاران کشته‌ای اشاره می‌کنند که هویت آنها ثبت نشده یا هنوز در دست بررسی است. نهادهای بین‌المللی، از جمله گزارشگر ویژه سازمان ملل، نیز با اشاره به محدودیت‌های راستی‌آزمایی، از احتمال بسیار بالاتر بودن تعداد قربانیان نسبت به آمار رسمی سخن گفته‌اند.

این شکاف آماری، صرفا یک اختلاف عددی نیست؛ بلکه خود نشانه‌ای از شرایطی است که در آن، هم‌زمان با سرکوب، تلاش برای کنترل روایت و پنهان‌سازی نیز جریان داشته است.

  • ده‌ها هزار بازداشت‌شده اعتراضات خونین ۱۸ و ۱۹ دی در خطر صدور احکام حبس و اعدام‌اند

    ده‌ها هزار بازداشت‌شده اعتراضات خونین ۱۸ و ۱۹ دی در خطر صدور احکام حبس و اعدام‌اند

سرکوب چند لایه؛ از خیابان تا بیمارستان و گورستان

اگر در اعتراضات قبلی، سرکوب عمدتا به خیابان محدود می‌شد، در دی‌ماه ۱۴۰۴ با یک الگوی چندلایه مواجهیم که حوزه‌های مختلف را در بر می‌گیرد. در خیابان، گزارش‌ها از استفاده گسترده از سلاح گرم و شلیک مستقیم به معترضان حکایت دارد. اما سرکوب به اینجا ختم نشد.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که در جریان سرکوب ۱۷ و ۱۸ دی، نیروهای امنیتی وارد بیمارستان‌ها شدند و مجروحان را بازداشت کردند؛ امری که عملا درمان را به یک خطر امنیتی تبدیل کرد. این اقدام، علاوه بر افزایش تلفات، نشان‌دهنده گسترش دامنه سرکوب به خارج از میدان اعتراض است.

در مرحله بعد، مدیریت اجساد و کنترل مراسم سوگواری نیز به بخشی از سازوکار سرکوب تبدیل شد. پیدا کردن پیکر جانباختگان به یک چالش بزرگ تبدیل شد. نگهداری پیکرها در سوله‌های پزشکی قانونی و تلاش خانواده‌های برای یافتن پیکر عزیزانشان در میان انبوه جانباختگان، از تاثربرانگیزترین تصاویر این دوران بود. در اغلب موارد اجساد با تاخیر یا تحت شرایط خاص به خانواده‌ها تحویل داده شد و در بسیاری موارد نیز دفن‌ها تحت نظارت و محدودیت انجام شد.

این روند، نشان می‌دهد که کنترل پیامدهای اجتماعی کشتار، به اندازه خود سرکوب اهمیت داشته است.

اینترنت؛ ابزار سرکوب و پنهان‌سازی

قطع و محدود سازی اینترنت، در این اعتراضات نقشی کلیدی داشت. اما تفاوت مهم این دوره با ۱۳۹۸ در این بود که قطع ارتباطات، صرفا واکنشی به گسترش اعتراضات نبود، بلکه هم‌زمان با سرکوب و در راستای پنهان‌سازی آن اجرا شد.

این بار این اختلالات برای مدت طولانی‌تری ادامه داشت و به‌صورت مدیریت‌شده اعمال شد؛ به‌گونه‌ای که دسترسی به اطلاعات، ارسال تصاویر و حتی ارتباطات روزمره شهروندان به‌شدت مختل شد. این وضعیت، نه‌تنها کار راستی‌آزمایی را دشوار کرد، بلکه امکان امدادرسانی و ثبت مستقل وقایع را نیز محدود ساخت.

  • ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

    ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

تفاوت واقعی با موج‌های پیشین

در مقایسه با اعتراضات ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱، دی‌ماه ۱۴۰۴ چند تفاوت کلیدی دارد. نخست، هم‌زمانی گستردگی اعتراض و شدت سرکوب است؛ در حالی که در گذشته، معمولا یکی از این دو عامل غالب بود.

دوم، تمرکز زمانی خشونت در بازه‌ای بسیار کوتاه، که نشان‌دهنده تغییر در راهبرد سرکوب است. سوم، گسترش سرکوب به حوزه‌هایی فراتر از خیابان؛ از بیمارستان تا گورستان و فضای اطلاعاتی.

به‌بیان دیگر، اگر آبان ۱۳۹۸ نماد سرکوب در شرایط قطع اینترنت بود و ۱۴۰۱ نماد تداوم اعتراض در برابر فشار امنیتی، دی‌ماه ۱۴۰۴ را باید نقطه‌ای دانست که در آن، سرکوب به یک سازوکار چندلایه و هم‌زمان در حوزه‌های مختلف تبدیل شد.

رییس‌جمهوری لبنان کشته شدن یک سرباز فرانسوی را محکوم کرد، مکرون خواستار بازداشت عاملان شد

۲۹ فروردین ۱۴۰۵، ۱۳:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

سازمان ملل متحد اعلام کرد که یک نیروی حافظ صلح این سازمان در جنوب لبنان کشته و سه نیروی دیگر زخمی شدند. رییس‌جمهوری فرانسه اعلام کرد یک سرباز فرانسوی در حمله‌ای در جنوب لبنان، در صبح روز جمعه کشته شده است. رییس‌جمهوری لبنان این حملات را محکوم و بر مجازات عاملان تاکید کرده است.

نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در لبنان، یونيفل، روز شنبه اعلام کرد این حادثه پس از آن روی داد ‌که نیروهایش هنگام پاکسازی مهمات منفجرنشده در امتداد یک جاده در روستای جنوبی لبنان هدف آتش سلاح سبک قرار گرفتند.

به گفته یونیفل، دو نفر از صلح‌بانان به‌شدت مجروح شده‌اند.

یونيفيل اعلام کرد ارزیابی‌های اولیه نشان می‌دهد که آتش از سوی عوامل غیردولتی، که گفته می‌شود حزب‌الله هستند، شلیک شده و تحقیقاتی را درباره آنچه «یک حمله عمدی» خوانده، آغاز کرده است.

امانوئل مکرون، رییس‌جمهوری فرانسه، پیش‌تر گفته بود یک سرباز فرانسوی که در نیروی موقت سازمان ملل در لبنان (یونيفيل) خدمت می‌کرد در این حمله کشته شده است.

او گروه مسلح حزب‌اللهِ مورد حمایت جمهوری اسلامی را مسئول دانسته و از مقامات لبنانی خواسته است علیه مسئولان اقدام کنند.

او افزود: «شواهد نشان می‌دهد حزب‌الله مسئول این حمله بوده است.»

مکرون از دولت لبنان خواسته تا عاملان این حمله هر چه سریع‌تر بازداشت شوند.

ارتش لبنان این تیراندازی را محکوم و اعلام کرد تحقیقاتی را آغاز کرده است. همچنین جوزف عون، رییس‌جمهوری لبنان، مراتب تسلیت خود را بابت این حمله ابراز و دستور بررسی فوری صادر کرد. نواف سلام، نخست‌وزیر نیز این حمله را محکوم کرد.

یونيفيل نخستین بار در سال ۱۹۷۸ در لبنان مستقر شد و در طول درگیری‌های پیاپی در این کشور باقی مانده است، از جمله جنگ سال ۲۰۲۴ که طی آن مواضع آن بارها هدف آتش قرار گرفت.

  • ارتش اسرائیل: شلیک به نیروهای یونیفل در جنوب لبنان به‌دلیل «اشتباه در شناسایی» رخ داد

    ارتش اسرائیل: شلیک به نیروهای یونیفل در جنوب لبنان به‌دلیل «اشتباه در شناسایی» رخ داد

در فروردین امسال نیز چند نیروی اندونزیایی یونیفل کشته شدند. همچنین در آبان ۱۴۰۴، نظامیان اسرائیلی به سوی نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد در جنوب لبنان تیراندازی کردند. یونیفل این رویداد را «نقض جدی» توافقات موجود خواند، اما ارتش اسرائیل تاکید کرد این حادثه در پی «اشتباه در شناسایی» رخ داده است.

شورای امنیت سازمان ملل متحد پنج‌شنبه ۶ شهریور (۲۸ اوت ۲۰۲۵) به‌طور اجماعی با تمدید ماموریت نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در لبنان (یونیفل) تا پایان سال ۲۰۲۶ موافقت کرد.

با وجود مخالفت اسرائیل، که این نیرو را در مقابله با حضور و استحکام موقعیت حزب‌الله در جنوب لبنان ناکارآمد می‌داند، ایالات متحده نیز در ابتدا از موضع تل‌آویو حمایت نشان داد. اما در نهایت، واشینگتن نیز به اجماع اعضای شورا پیوست و به تمدید یک‌ساله این ماموریت رای داد.