هشدار اسرائیل به آمریکا: جمهوری اسلامی برنامه موشکی را رها نمیکند
شبکه ۱۲ اسرائیل گزارش داد مقامهای امنیتی اسرائیل به ایالات متحده هشدار دادهاند که ایران ممکن است در موضوع هستهای انعطاف محدودی نشان دهد، اما در حوزه توان موشکی و شبکه نیروهای نیابتی منطقهای عقبنشینی نخواهد کرد.
بر اساس این گزارش، ایال زمیر، رییس ستاد ارتش اسرائیل، آخر هفته گذشته سفری کوتاه به واشینگتن داشته و در دیدار با مقامهای ارشد نظامی آمریکا، اطلاعاتی درباره تلاش جمهوری اسلامی برای بازسازی برنامه موشکهای بالستیک ارائه کرده است. همچنین مقامهای امنیتی اسرائیل به ایالات متحده هشدار دادهاند به سمت آنچه «توافق بد» با ایران میخوانند حرکت نکند و تاکید کردهاند تهران میکوشد با امتیازدهیهای تاکتیکی، واشینگتن را فریب دهد. به گفته مقامهای دفاعی اسرائیل، آنها سه شرط را برای هر توافق قابل قبول مطرح کردهاند: نداشتن برنامه هستهای، نداشتن موشکهای بالستیک و پایان حمایت از نیروهای نیابتی. مقامهای اسرائیلی افزودهاند با وجود افزایش فشار نظامی، هرگونه تلاش برای سرنگونی حکومت ایران به نیرویی بسیار گستردهتر از آرایش کنونی نیاز دارد.
ایراناینترنشنال به سندی محرمانه از معاونت راهبردی ریاست جمهوری دست یافته که نشان میدهد جمهوری اسلامی تنها چند هفته پس از جنگ ۱۲ روزه، به بحرانیبودن وضعیت کشور، زیر خط فقر بودن ۲۶ میلیون نفر از شهروندان، فرسایش شدید مشروعیت و خطر اعتراضات مردمی گسترده اذعان کرده است.
این سند راهبردی که ۲۷ مرداد سال جاری با عنوان «بسته راهبردی مدیریت بحران جهت تداوم خدمات به مردم و حفظ تابآوری اجتماعی» و با طبقهبندی «محرمانه» به وزرا و معاونان آنها ابلاغ شده است.
در حالی که تریبونها از اقتدار میگفتند، این سند از وجود ۲۶ میلیون ایرانی زیر خط فقر، گرفتاری مسئولان در توهمات خودساخته و نیاز فوری به مذاکره مستقیم با آمریکا برای بقا پرده برمیدارد.
در این سند هراسی عمیق از فروپاشی که در نهایت خونبارترین دوران را برای مردم ایران در دیماه رقم زد، دیده میشود. ترسی که قتل مردم را در خیابان با حداکثر توان برای حفظ حکومتی که خود به پایان خط رسیده بود، رقم زد.
چگونه میتوان باقی ماند؟
چند هفته پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، زمانی که مقامهای جمهوری اسلامی در سخنرانیها از «پیروزی»، «بازدارندگی» و «اقتدار» سخن میگفتند، این سندی محرمانه روایت کاملا متفاوتی از وضعیت کشور ارائه میداد: روایتی از بحران، فرسایش مشروعیت، نارضایتی عمومی و نگرانی عمیق از فروپاشی کارکردی حکومت.
محرمانهبودن این سند نشان میدهد که حکومت نگران پیامدهای علنیشدن این ارزیابی از وضعیت کشور بوده و در حالی که رسانههای رسمی مشغول تثبیت روایت پیروزی بودند، دولت در داخل ساختار اجرایی خود درباره «ناآرامیهای گسترده»، «جنگ روانی»، «تهدید زیرساختهای حیاتی» و «لزوم فرماندهی واحد برای مدیریت بحران» هشدار داده است.
به بیان دیگر، این سند پاسخی اضطراری به یک سوال اساسی بوده است: اگر وضعیت موجود ادامه یابد، حکومت چگونه میتواند صرفا «باقی بماند»؟
محتوای این سند نشان میدهد که برخلاف روایت رسمی، دولت جمهوری اسلامی جنگ ۱۲ روزه را نه یک پیروزی، بلکه نقطه شروع یک «جنگ ترکیبی» میدانست که بنیانهای مشروعیت و تابآوری ملی را هدف قرار داده، به اعتماد عمومی آسیب شدید زده و جامعه را وارد وضعیت شکنندهای کرده است.
یکی از تکاندهندهترین بخشهای این سند که خط بطلانی بر تمام ادعاهای اقتصادی دولت میکشد، اعتراف صریح به وضعیت انفجاری فقر در کشور است.
در حالی که حکومت تلاش میکرد وضعیت را عادی جلوه دهد، در صفحه ۱۲ این سند محرمانه صراحتا به وجود «۲۶میلیون نفر زیر خط فقر» اعتراف شده است.
سند هشدار میدهد که این جمعیت عظیم، «تابآوری محدودی در برابر شوکهای اقتصادی دارند» و هرگونه فشار جدید میتواند به «تعمیق فقر» و ناپایداری اجتماعی منجر شود.
این اعتراف نشان میدهد حاکمیت دقیقا میدانست که جامعه به انبار باروتی تبدیل شده که با کوچکترین جرقهای منفجر خواهد شد؛ جرقهای که در دیماه زده شد.
جنگ ۱۲ روزه و بحران مشروعیت
در مقدمه این بسته راهبردی، بحران نه بهعنوان یک «رویداد مقطعی»، بلکه بهعنوان وضعیتی «ممتد، چندلایه و مزمن» توصیف شده است. سند تصریح میکند که جامعه ایران پس از جنگ در وضعیتی قرار گرفته که هر شوک سیاسی، اقتصادی یا امنیتی میتواند به سرعت به یک بحران فراگیر تبدیل شود و «کارکردهای عادی دولت و جامعه را مختل کند».
دولت جمهوری اسلامی به این جمعبندی رسیده بود که جنگ ۱۲ روزه نهتنها به بازسازی اقتدار منجر نشده، بلکه شکاف میان حکومت و جامعه را عمیقتر کرده است.
سند بهصراحت از «فرسایش سرمایه اجتماعی»، «کاهش اعتماد عمومی» و «افزایش نارضایتی اجتماعی» سخن میگوید. مفاهیمی که در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی معمولا با احتیاط و پرهیز به کار میروند.
این اعتراف ضمنی، موید یک واقعیت سیاسی است: بخش قابل توجهی از جامعه ایران پس از جنگ به این نتیجه رسیده که جمهوری اسلامی نه آنقدر که ادعا میکند قدرتمند است و نه توان تامین امنیت، رفاه و آیندهای قابل روشنی را دارد.
بنبست حکمرانی و اعتراف به «توهم مقامات»
در بخش آسیبشناسی، سند پرده از واقعیتی برمیدارد که شاید برای اولین بار در یک سند رسمی جمهوری اسلامی با این صراحت بیان شده است: وابستگی سیستم به دروغگویی و اطلاعات نادرست.
این گزارش محرمانه تائید میکند که نظام تصمیمگیری کشور دچار اختلال شده و مسئولان عالیرتبه گرفتار «زندان ادراکی خودساخته» شدهاند.
سند افشا میکند که «ارائه اطلاعات نادقیق یا اغراقشده به مقامات عالیرتبه» باعث شده تصمیمگیریها بر اساس توهمات شکل بگیرد.
این اعترافها تصویر حکومتی را ترسیم میکند که در بنبست کامل گرفتار شده است. حکومتی که نه تنها مردم به آن اعتماد ندارند، بلکه در درون خودش هم به دروغ وابسته شده و همه به هم دروغ میگویند چون دوست دارند برای نمایش موفقیت دروغ بشنوند.
در همین بخش آسیبشناسی همچنین به ضعفهایی اشاره شده که عملا تصویر یک حکومت گرفتار در بنبست را ترسیم میکند: تاخیر در تصمیمگیری، چندگانگی در مراکز فرماندهی، ناتوانی در اقناع افکار عمومی، و غلبه نگاه امنیتی بر رویکردهای اجتماعی در همه سطوح تصمیمگیری.
این اعترافها نشان میدهد که جمهوری اسلامی خود نیز میدانست توان پاسخگویی موثر به مطالبات جامعه را ندارد و سازوکارهای حکمرانیاش فرسوده شدهاند.
از همین رو، در صفحه بیستم سند، بخش جمعبندی و توصیههای نهایی، تاکید میشود که کشور وارد مرحله «بحرانهای توامان و مزمن» شده و مدیریت این وضعیت «صرفا با ابزارهای امنیتی ممکن نیست».
بخشهای امنیتی این سند از صریحترین قسمتهای آن است. جمهوری اسلامی در این بخشها، ناآرامی داخلی را صرفا یک اعتراض مدنی نمیبیند، بلکه آن را بخشی از «جنگ ترکیبی» دشمن تفسیر میکند و ناآرامی داخلی را در کنار تهدید خارجی قرار داده و از آن بهعنوان یک خطر همسطح یاد کرده است.
وقتی حاکمیت شهروند معترض و ناراضی را نه مردم، بلکه تهدید امنیتی و «سرباز جنگ ترکیبی دشمن» تعریف میکند، مجوز سرکوب خونین او را صادر کرده است.
سند بهروشنی از «احتمال بروز ناآرامیهای گسترده» و «گسلهای روانی و امنیتی» سخن میگوید. نکته قابلتوجه آن است که سند توصیه میکند در مواجهه با این تهدیدات، باید «سناریوهای بدبینانه» آماده شود.
در کنار آن، تاکید شده که زیرساختهای حیاتی کشور ، از انرژی و آب گرفته تا شبکه بانکی در برابر اختلال آسیبپذیر هستند و باید برای سناریوهای قطع خدمات آماده شد.
نکته قابلتوجه آن است که سند توصیه میکند در مواجهه با اعتراضات، استفاده از ابزارهای قهری باید «حداقلی و هدفمند» باشد و حکومت بهجای اتکا صرف به سرکوب، به مدیریت اجتماعی بحران روی بیاورد.
توصیهای که هرچند در سرکوب دیماه به طور کلی نادیده گرفته شد، به طور واضح نشاندهنده آگاهی حکومت از هزینههای سنگین سرکوب و ناتوانی آن در کنترل پیامدهای اجتماعی خشونت است.
پیشنهاد مذاکره با آمریکا
در حالی که در تریبونهای عمومی شعارهای ضدآمریکایی گوش فلک را کر میکند، این سند نشان میدهد که نظام در خفا برای بقای خود به دنبال راه چارهای در واشینگتن بوده است.
در صفحه ۲۲ سند، ذیل اقدامات سیاسی و امنیتی، صراحتا توصیه شده است که برای عبور از بحران، «گفتوگوی مستقیم و بیپرده با ایالات متحده در چارچوب منافع ملی»انجام شود.
این پارادوکس آشکار نشان میدهد که حاکمیت تا چه حد از فروپاشی میترسیده که حاضر بوده اصلیترین شعار ایدئولوژیک خود را در پشت درهای بسته قربانی کند تا چند روزی بیشتر دوام بیاورد.
شکست فیلترینگ و وحشت از رسانهها
بخش دیگری از سند اعتراف به شکست سیاست فیلترینگ در زمان بحران است.
سند توصیه میکند که برای کنترل روایت و جلوگیری از باختن عرصه افکار عمومی، باید در زمان بحران « رفع فیلترینگ و «رفع انسداد پلتفرمهای ارتباطی کلیدی» در دستور کار قرار گیرد.
این یعنی طراحان «اینترنت ملی» و فیلترینگ نیز میدانستند که در لحظه خطر، ابزارهای سانسورشان ناکارآمد است و مردم برای شنیدن واقعیت به رسانههای دیگر پناه میبرند.
در صفحه بیستم سند، بخش جمعبندی و توصیههای نهایی، تاکید شده که کشور وارد مرحله «بحرانهای توامان و مزمن» شده و مدیریت این وضعیت «صرفا با ابزارهای امنیتی ممکن نیست».
این سند محرمانه ۳۵ صفحهای نشان میدهد حکومت برخلاف ادعاهای علنی، بهخوبی میدانست که پس از جنگ ۱۲ روزه توان بازسازی اعتماد عمومی یا حمایت واقعی از جامعه را ندارد و در بنبستی گرفتار شده که خروج از آن نه با شعار ممکن است و نه با اصلاحات روبنایی.
در چنین شرایطی، اعتراضات مردمی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، برای حاکمیتی که خود را در آستانه فروپاشی میدید، نه یک چالش عادی بلکه تهدیدی وجودی تلقی شد.
به این ترتیب، آنچه در خیابانها رخ داد، نه واکنشی ناگهانی بلکه برایند آمادگی حساب شده حاکمیتی بود که یقین دارد شکاف جامعه با حکومت در حدی است که برای بقا به هر قیمت باید مقابل مردم بدون سلاح بایستد.
نتیجه این نگاه، بهکارگیری خشونتی بیسابقه بود؛ کشتار دستکم سیوشش هزار و پانصد نفر، با دستور مستقیم علی خامنهای، برای حفظ نظامی که خود در اسناد محرمانهاش به ناتوانیاش اذعان کرده است.
ژنرال جک کین، معاون پیشین رییس ستاد کل ارتش آمریکا هشدار داد که اکنون زمان مذاکره نیست و هر توافق تازهای تنها به معنای تمدید حیات جمهوری اسلامی است.
ژنرال کین، در گفتوگویی با فاکسنیوز تاکید کرد حکومت جمهوری اسلامی از نظر سیاسی، اقتصادی و نظامی ضعیفتر از هر زمان در چهار دهه گذشته است و شرایط کنونی یک فرصت تاریخی برای تضعیف ساختار قدرت در ایران به شمار میرود.
او با اشاره به مواضع متحدان عرب آمریکا گفت میان اظهارات علنی آنها درباره کاهش تنش و ارزیابیهای پشت پرده تفاوت جدی وجود دارد و برخی دولتهای عربی نگراناند که در صورت عدم اقدام آمریکا، جمهوری اسلامی قویتر شود.
به گفته کین، مذاکرات هستهای در گذشته تنها در صورت توقف غنیسازی، برنامه موشکی و حمایت از نیروهای نیابتی معنا داشت و در شرایط فعلی هر توافق تازهای صرفا «طناب نجات» برای حکومت است.
ژنرال کین با اشاره به انقلاب ملی ایران گفت معترضان خواهان تغییرات سیاسی و معیشتیاند و سرکوب خونین نشان میدهد بقای حکومت به خطر افتاده است. او افزود فشار نظامی هدفمند و بهرهگیری از ضعف ساختاری جمهوری اسلامی میتواند معادلات منطقهای را برای دههها تغییر دهد.
مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین ایالات متحده به کانال ۱۳اسرائیل درباره مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی گفت: «من هیچ بختی برای یک توافق واقعی نمیبینم.»
او اضافه کرد: «آنها ممکن است در مورد برخی مسائل توافق کنند ولی به طور کلی پیش از این هر گونه توافقی را نقض کردهاند. من هیچ فرصتی که امکان یک توافق را فراهم کند و امنیت و رفاه را به منطقه بیاورد و برای مردم آمریکا هم خوب باشد، نمیبینم.»
به گفته پمپئو آمریکا با هر ابزاری که دارد باید فشار بیشتری بر حکومت ایران وارد کند، چرا که تا وقتی آیت الله بر سر کار است هیچ راهی وجود ندارد که بتوان از معترضان جوان ایرانی که بزرگترین ریسک را به جان خریدند و به خیابان آمدند حفاظت کرد و امنیت آمریکایی ها را تامین کرد.
او با اشاره به تضعیف شدید جمهوری اسلامی و متحدانش، گفت که وضعیت کنونی را یک موقعیت تاریخی برای تغییر رژیم در ایران میداند.
همزمان با ادامه گمانهزنیها درباره احتمال ازسرگیری مذاکرات میان تهران و واشینگتن، ژنرال جک کین، معاون پیشین رییس ستاد کل ارتش آمریکا، هشدار داد که اکنون زمان مذاکره نیست و هر توافق تازهای تنها به معنای تمدید حیات جمهوری اسلامی است.
ژنرال جک کین یکشنبه ۱۲ بهمن در گفتوگویی تلویزیونی با فاکسنیوز به مواضع دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، درباره مذاکره با جمهوری اسلامی و واکنش متحدان عرب آمریکا در خلیج فارس پرداخت و تاکید کرد حکومت اسلامی، از نظر سیاسی، اقتصادی و نظامی، ضعیفتر از هر زمان دیگری در چهار دهه گذشته است و اکنون فرصتی تاریخی برای تضعیف ساختار قدرت در ایران است.
ژنرال کین در ابتدای سخنان خود به مواضع کشورهای عربی همپیمان آمریکا اشاره کرد و گفت میان آنچه این کشورها در عرصه عمومی اعلام میکنند و آنچه در پشت پرده انجام میدهند تفاوت جدی وجود دارد.
به گفته او، برخی دولتهای عربی در ظاهر خواهان کاهش تنش هستند، اما در محافل خصوصی میپذیرند که اگر ایالات متحده اقدامی انجام ندهد، جمهوری اسلامی ممکن است از وضعیت کنونی قویتر بیرون بیاید.
او تاکید کرد که اظهارات علنی این کشورها باید «با احتیاط» تفسیر شود، زیرا برخی اقدامات عملی آنها نشان میدهد نگرانی عمیقی نسبت به آینده نفوذ منطقهای تهران دارند.
در همین رابطه وبسایت اکسیوس ۱۱ بهمن گزارش داد شاهزاده خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی، در یک جلسه خصوصی در واشینگتن هشدار داد اگر دونالد ترامپ تهدیدهای خود علیه ایران را عملی نکند، جمهوری اسلامی ممکن است از این وضعیت «قویتر» و «جسورتر» خارج شود.
به نوشته اکسیوس، او تاکید کرد عقبنشینی آمریکا پس از هفتهها تهدید نظامی پیام ضعف ارسال میکند و میتواند به تقویت موقعیت حکومت ایران بینجامد.
مقایسه ترامپ با روسایجمهوری پیشین آمریکا
کین با مرور سیاست روسایجمهوری پیشین آمریکا در قبال ایران گفت از زمان استقرار جمهوری اسلامی در دهه ۱۹۸۰، هفت رییسجمهوری آمریکا با این حکومت مواجه بودهاند، اما در مقاطعی که شهروندان آمریکایی کشته شدند، هیچ واکنش جدی نشان ندادند. به طور روشن اوباما و بایدن ضعیفترین برخورد را با این حکومت داشتند.
او افزود: «همه آنها شاهد بودند که رژیم ایران توانایی خود را برای سلطه بر منطقه افزایش میدهد، از نیروهای نیابتی حمایت میکند و در مسیر تضعیف و نابودی اسرائیل حرکت میکند.»
به گفته کین، تنها استثنا در این میان، سیاستهای ترامپ بود که با کشته شدن قاسم سلیمانی و ضربه به برنامه هستهای جمهوری اسلامی همراه شد؛ اقدامی که به باور او، در چارچوب جنگ ۱۲روزه، برنامه هستهای جمهوری اسلامی را ماهها عقب انداخت.
ژنرال کین گفت مذاکرات هستهای در سالهای گذشته، بهویژه پنج سال قبل، میتوانست منطقی باشد، مشروط بر آنکه سه محور اساسی توقف کامل غنیسازی اورانیوم، محدودیت جدی برنامه موشکی و قطع حمایت از نیروهای نیابتی در منطقه را در برمیگرفت.
به گفته او، اگر چنین توافقی در آن زمان حاصل میشد، میتوانست زمینهای برای ارزیابی رفتار آینده تهران فراهم کند. اما در شرایط کنونی، هر توافق تازهای تنها به معنای تمدید حیات جمهوری اسلامی است.
او تاکید کرد: «امروز توافق با جمهوری اسلامی یعنی پرتاب یک طناب نجات برای رژیم.»
انقلاب ملی ایرانیان و «فرصت تاریخی»
کین بخش مهمی از سخنان خود را به انقلاب ملی ایران اختصاص داد و گفت معترضان اهمیتی به توافق هستهای نمیدهند و مطالبات آنها اساسا سیاسی و معیشتی است.
او افزود بر اساس برآوردهای موجود، دهها هزار نفر در جریان سرکوب اعتراضات کشته شدهاند و در برخی ارزیابیها این رقم ممکن است به حدود ۳۰ هزار نفر برسد. به گفته او، این سطح از خشونت نشان میدهد که بقای رژیم بهطور جدی به خطر افتاده و همین وضعیت، یک «فرصت تاریخی» ایجاد کرده است.
کین گفت این فرصت میتواند از طریق یک اقدام نظامی هدفمند به شرایطی منجر شود که رژیم در مسیر فروپاشی قرار گیرد.
او افزود اسرائیل نیز به همین دلیل بهدنبال اقدامی قاطع است.
در بخش دیگری از مصاحبه، مجری فاکسنیوز به نگرانیها درباره واکنش احتمالی جمهوری اسلامی در صورت حمله نظامی اشاره کرد و پرسید آیا این واکنش میتواند به خارج از خاورمیانه، حتی اروپا یا خاک آمریکا، گسترش یابد یا نه.
کین در پاسخ گفت آمریکا نیروها و تجهیزات خود را به دو دلیل به منطقه منتقل کرد.
او توضیح داد هدف نخست، تقویت توان دفاعی برای مقابله با تلافی احتمالی است و در این چارچوب، سامانههای پدافند هوایی دریایی، زمینی و هوایی در منطقه مستقر شدهاند و هدف دوم افزایش توان تهاجمی برای هدف قرار دادن زیرساختهای نظامی و موشکی و همچنین شبکه صادرات نفت جمهوری اسلامی است؛ شبکهای که به گفته کین، بهشدت به چین وابسته است.
او افزود تمرکز اصلی بر مقابله با موشکهای بالستیک و کوتاهبرد خواهد بود؛ تسلیحاتی که میتوانند پایگاههای آمریکا و اسرائیل را هدف قرار دهند.
ژنرال کین در جمعبندی سخنان خود تاکید کرد تصور شکلگیری یک جنگ منطقهای گسترده یا گسترش درگیری به خارج از خاورمیانه با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد.
او گفت: «این رژیم تنها سایهای از گذشته خود است. هنوز توان موشکی دارد، اما بخش زیادی از تهدیدهایش مبتنی بر لفاظی است، نه توان واقعی.»
به گفته او، دستگاههای اطلاعاتی و نظامی آمریکا تمرکز خود را بر ظرفیتهای واقعی جمهوری اسلامی گذاشتهاند، نه بر شعارها و تهدیدهای تبلیغاتی.
بر اساس اظهارات ژنرال کین فشار نظامی و بهرهگیری از ضعف ساختاری جمهوری اسلامی میتواند معادلات منطقهای را برای دههها تغییر دهد؛ مسیری که به باور او، ترامپ آن را یک «فرصت استراتژیک» میبیند و در پی تحقق آن است.
همزمان با استقرار گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه، گزارشهایی از تلاش ترکیه، مصر و قطر برای انجام دیداری بین عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، و استیو ویتکاف، نماینده ویژه رییسجمهوری آمریکا، در آنکارا و نیز انتقال اورانیوم غنیشده ایران به ترکیه منتشر شده است.
وبسایت آکسیوس بهنقل از یک مقام ارشد آمریکایی گزارش داده است که دولت دونالد ترامپ از چند کانال به جمهوری اسلامی پیام داده که برای دیدار و مذاکره بر سر یک توافق احتمالی آمادگی دارد.
این وبسایت همچنین بهنقل از دو منبع منطقهای، نوشت که ترکیه، مصر و قطر در حال تلاش برای هماهنگی برگزاری نشستی میان استیو ویتکاف و عباس عراقچی در پایتخت ترکیه تا اواخر هفته جاری هستند.
یک مقام از یکی از این سه کشور به آکسیوس گفته است: «این روند در جریان است. ما تمام تلاش خود را میکنیم.»
این سه کشور که پیشتر با دولت ترامپ در دستیابی به توافق آتشبس غزه همکاری کرده بودند، اکنون بهدنبال آغاز مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی برای جلوگیری از گسترش جنگ در منطقه هستند.
پیشنهاد انتقال اورانیوم غنیشده به ترکیه
در همین حال، روزنامه واینت گزارش داده است که ترکیه در چارچوب تلاشهای تازه برای میانجیگری میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده، احتمال میزبانی از اورانیوم غنیشده ایران را مطرح کرده است؛ پیشنهادی که یادآور ایدههایی است که در مذاکرات هستهای گذشته نیز مطرح شده بود.
به گزارش منابع مطلع و به نقل از مقامهای ترکیه، آنکارا در حال بررسی طرحی است که بر اساس آن، اورانیوم غنیشده ایران به خاک ترکیه منتقل شود.
یک مقام ارشد ترکیه نیز به روزنامه هاآرتص گفته است آنکارا ممکن است پیشنهاد دهد تمام اورانیوم غنیشده ایران، از جمله حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد، به ترکیه منتقل شود، با این تضمین که این مواد به ایران بازگردانده نشود.
براساس این گزارش، این پیشنهاد در بحبوحه گفتوگوها درباره احتمال آغاز مذاکرات جدید بر سر برنامه هستهای ایران مطرح شده است.
ترکیه پیشتر نیز طرحهای مشابهی ارائه کرده بود. در سال ۲۰۱۰، ترکیه، برزیل و جمهوری اسلامی توافقی امضا کردند که بر اساس آن قرار بود ایران ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۳.۶۷ درصد را به ترکیه منتقل کند و در مقابل، میلههای سوخت هستهای برای اهداف تحقیقاتی دریافت کند. این توافق اما پس از مخالفت اعضای کلیدی آژانس بینالمللی انرژی اتمی کنار گذاشته شد.
در اواخر سال ۲۰۱۵ نیز، در چارچوب توافق هستهای، روسیه حدود ۱۱ هزار کیلوگرم اورانیوم کمغنیشده ایران را تحویل گرفت. در ماههای اخیر، مسکو اعلام کرده در صورت دستیابی به توافقی جدید، آمادگی دارد باقیمانده اورانیوم غنیشده ایران را نیز نگهداری کند.
سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، بار دیگر روز جمعه تاکید کرد مسکو همچنان آماده است در چارچوب هر توافقی در آینده، اورانیوم غنیشده ایران را تحویل بگیرد.
به گفته یک مقام ترکیه، آنکارا معتقد است ممکن است این کشور از نظر واشینگتن گزینهای قابلاعتمادتر از روسیه برای نگهداری این مواد باشد؛ موضوعی که به روابط نزدیک رجب طیب اردوغان با دونالد ترامپ نسبت داده شده است.
جمهوری اسلامی تاکنون بهطور علنی به این پیشنهاد واکنشی نشان نداده است.
مواضع تهران و واشینگتن
بهنوشته آکسیوس، مقامهای کاخ سفید میگویند ترامپ هنوز تصمیم نهایی درباره حمله به جمهوری اسلامی را نگرفته و همچنان راهحل دیپلماتیک را باز میداند. با این حال، به گفته مقامهای آمریکایی، مشخص نیست علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به دیپلماتهایش اجازه خواهد داد به توافقی تن دهند که از نظر واشینگتن قابل قبول باشد.
به گفته منابع آکسیوس، قطر، مصر و ترکیه همزمان با هر دو طرف در تماس هستند و تلاشهای خود را هماهنگ میکنند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در گفتوگویی که یکشنبه ۱۲ بهمن از شبکه سیانان پخش شد، گفت «کشورهای دوست» در حال تلاش برای ایجاد اعتماد میان تهران و واشینگتن هستند. او این تلاشها را «سازنده» توصیف کرد.
عراقچی افزود: «اگر تیم مذاکرهکننده آمریکا همانطور که آقای ترامپ گفته عمل کند و به دنبال یک توافق منصفانه و عادلانه باشد که تضمین کند ایران به سلاح هستهای دست نمییابد، امکان گفتوگوی دیگری وجود دارد.»
دیدارهای منطقهای
محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر قطر، شنبه برای ساعاتی در تهران حضور یافت و با علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و از نزدیکان خامنهای، دیدار کرد. لاریجانی پس از این دیدار در شبکه اجتماعی ایکس نوشت «شکلگیری چارچوب مذاکرات در حال پیشرفت است».
همچنین عبدالفتاح السیسی، رییسجمهوری مصر، شنبه در تماس تلفنی با مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، از او خواست با برگزاری دیدار با مقامهای دولت ترامپ موافقت کند.
یک روز پیش از آن، هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، میزبان وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی بود و با او درباره محل و دستور کار احتمالی نشستی با مقامهای کاخ سفید گفتوگو کرد.
واکنش تهران
با این همه، علی خامنهای یکشنبه در یک سخنرانی بار دیگر مواضعی تند اتخاذ کرد و گفت: «آمریکاییها بدانند که اگر این دفعه جنگی راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود.»
او در سخنرانی خود هیچ اشارهای به مذاکرات نکرد.
ساعاتی بعد دونالد ترامپ، در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره اظهارات علی خامنهای و تهدید او به آغاز «جنگ منطقهای» گفت: «چرا چنین حرفی نزند؟»
او افزود آمریکا بزرگترین مجموعه ناوهای جهان را در فاصله چند روزه از منطقه مستقر کرده است.
ترامپ ابراز امیدواری کرد که توافقی با جمهوری اسلامی حاصل شود، اما همچنین هشدار داد در صورت عدم توافق، «خواهیم دید که آیا او درست میگفت یا نه».
از سوی دیگر ایال زمیر، رییس ستاد ارتش اسرائیل، پس از بازگشت از سفری محرمانه و از پیش اعلامنشده به واشینگتن، با یسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل دیدار و گفتوگو کرد.
او روزهای جمعه و شنبه برای گفتوگو با دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، درباره سناریوهای حمله احتمالی آمریکا به ایران، به واشینگتن سفر کرده بود.