دانشجویان دانشگاه کردستان در حمایت از اعتراضات سراسری فراخوان تجمع دادند

خبرنامه امیرکبیر گزارش داد که جمعی از دانشجویان دانشگاه کردستان، ضمن حمایت از خیزش سراسری مردم ایران، برای روز چهارشنبه فراخوان تجمع دادهاند.

خبرنامه امیرکبیر گزارش داد که جمعی از دانشجویان دانشگاه کردستان، ضمن حمایت از خیزش سراسری مردم ایران، برای روز چهارشنبه فراخوان تجمع دادهاند.
در این فراخوان آمده است:«ما فرزندان کوهستانهای سرسخت و دلاور ایرانزمین، برای حقمان، برای آزادیمان و برای آیندهای عادلانه به میدان خواهیم آمد.»
در بخشی دیگر از فراخوان نیز آمده است:«ما به پا میخیزیم تا پایههای این سیستم فاسد را از بنیاد برچینیم. در برابر ظلم و فساد دیگر سکوت جایز نیست. صدای ما در تمام ایران طنین خواهد انداخت.»






غلامرضا تاجگردون، رییس کمیسیون تلفیق بودجه مجلس شورای اسلامی، اعلام کرد طی هشت ماه در سال جاری، حدود هشت میلیارد دلار، معادل ۳۸ درصد از درآمد حاصل از فروش نفت ایران، به کشور بازنگشته است.
تاجگردون چهارشنبه ۱۰ دی با اشاره به اختلاف چشمگیر میان میزان فروش و وصول درآمدهای نفتی گفت حکومت ایران در هشت ماه حدود ۲۱ میلیارد دلار نفت فروخته، اما تنها ۱۳ میلیارد دلار از این رقم وصول شده است.
او همچنین به کاهش درآمدهای نفتی حکومت در شرایط کنونی پرداخت و افزود: «سهم دولت از درآمدهای نفتی در لایحه بودجه ۱۴۰۵ از ۱۲ میلیارد دلار به هشت میلیارد دلار کاهش یافته است که این موضوع یکی از چالشهای جدی بودجه محسوب میشود.»
در هفتههای اخیر، نرخ صعودی ارزهای خارجی به وخامت اوضاع اقتصادی در ایران انجامیده و در این میان، برخی مقامهای جمهوری اسلامی بازنگشتن ارزهای حاصل از صادرات را یکی از عوامل این بحران عنوان کردهاند.
تشدید مشکلات معیشتی، ناتوانی جمهوری اسلامی در مهار بحران اقتصادی و تاکید مقامهای حکومت بر ادامه برنامههای هستهای و موشکی، به خشم و نارضایتی گسترده مردم ایران انجامیده است.
در همین حال، شهروندان با برگزاری تجمعات اعتراضی در نقاط مختلف کشور، علیه جمهوری اسلامی شعار سر داده و خواستار سرنگونی حکومت شدند.
۱۰ دی، دلار در بازار آزاد ایران با قیمت ۱۳۸ هزار تومان، یورو حدود ۱۶۲ هزار تومان و پوند نزدیک به ۱۸۶ هزار تومان معامله شدند. بهای سکه طلای طرح جدید موسوم به «امامی» نیز به ۱۵۰ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان رسید.
ششم دی، حسینعلی حاجیدلیگانی، نایبرییس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، خبر داد شماری از شرکتهای «تراستی» دخیل در فروش نفت ایران، ارز حاصل از فروش را به کشور بازنگرداندهاند و رقم بدهی آنها به ۶.۷ میلیارد دلار رسیده است.
تراستیها شرکتهای مورد اعتماد جمهوری اسلامی هستند که در نقش واسطه، برای محمولههای نفت تحریمشده ایران خریدار پیدا میکنند. این شرکتها که اغلب در کشورهای ثالث ثبت شدهاند، مسئولیت فروش نفت، دریافت پول و انتقال منابع ارزی را بر عهده دارند.
موضوع عدم بازگشت ارز تنها به پرونده فروش نفت ایران محدود نمانده است.
حسین صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، ۲۲ آذر با استناد به آمارهای صادرات غیرنفتی گفت در هفت سال اخیر، بیش از ۱۱۶ میلیارد دلار ارز حاصل از صادرات به کشور بازنگشته است.
دلایل رد لایحه بودجه
رییس کمیسیون تلفیق در ادامه سخنان خود، برخی دلایل رد شدن لایحه بودجه ۱۴۰۵ را «عدم تناسب افزایش حقوق کارکنان دولت با نرخ تورم»، «نگرانی از افزایش خط فقر» و «نبود شفافیت در منابع حاصل از فروش نفت» عنوان کرد.
تاجگردون گفت: «جمعبندی کمیسیون و اکثریت نمایندگان این است که افزایش حقوقها قطعا بالاتر از ۲۰ درصد خواهد بود. افزایش حقوق بهصورت پلکانی معکوس انجام میشود تا حقوقبگیران با دریافتی پایین، درصد افزایش بیشتری داشته باشند.»
او از مخالفت نمایندگان با افزایش دو درصدی مالیات بر ارزش افزوده خبر داد و افزود این طرح بهدلیل «آثار تورمی و فشار مضاعف بر زنجیره تولید و مصرف» رد شده و حتی افزایش یک درصدی آن نیز مورد موافقت نمایندگان قرار نگرفته است.
تاجگردون بر لزوم ساماندهی معافیتهای مالیاتی تاکید کرد و ادامه داد: «برخی اشخاص حقوقی و شرکتهای بزرگ معافیتهای بسیار بالایی دارند که میتوان بخشی از آن را تعدیل کرد و منابع حاصل را صرف حمایت از معیشت مردم کرد.»
مژده شمسایی، همسر بهرام بیضایی، با انتشار یادداشتی خبر داد که پیکر این کارگردان برجسته در آمریکا به خاک سپرده خواهد شد. او در یادداشت خود نوشت: «پیکر بیصدای بیضایی فقط مطلوب کسانیست که مسبّب خروج او از ایران بودهاند. بهرام بیضایی هر کجا باشد، آنجا ایران است.»
شمسایی همچنین خواستار انتشار آثار توقیفشده و کمتر دیدهشده بیضایی شد و نوشت: «مطالبه ملی باید انتشار کتابها و نمایشهای او باشد.»
او از دوستداران بیضایی خواست درختی به یاد او در نقاط مختلف ایران بکارند تا سمبل ایستادگی و سرسبزی او باشد.
بهرام بیضایی پنجم دیماه در سن ۸۷ سالگی در آمریکا درگذشت.
میثم ظهوریان، دبیر کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، اذعان کرد در ساختار حاکمیت، تلاشی برای «مبارزه سیستمی و منسجم» با فساد دیده نمیشود و متخلفان اقتصادی بدون پیگرد به فعالیتهای خود ادامه میدهند.
ظهوریان چهارشنبه ۱۰ دی گفت در مقطع کنونی، شمار زیادی از پروندههای فساد، بهویژه در حوزههای اقتصادی و غذایی، با «ابهامات فراوانی» روبهرو هستند و پاسخ شفافی به پرسشهای افکار عمومی داده نمیشود.
او افزود: «اکبر طبری با ۳۰ سال حکم قطعی آزاد شده. مالک متخلف بانک آینده راستراست راه میرود و به ریش مردم میخندد و بابک زنجانی به بانک مرکزی فشار میآورد.»
این نماینده مجلس ادامه داد: «مشخص نیست فرار متهمان اصلی برخی پروندهها در چه فرآیندی اتفاق افتاده ... ابهامات متعددی نیز درباره متخلفان پرونده هلدینگ یاس و سایر پروندههای مشابه وجود دارد.»
طبری، معاون سابق قوه قضاییه جمهوری اسلامی، پیشتر به اتهام فساد اقتصادی به حبس محکوم شد. اتهامات طبری شامل دریافت رشوه، پولشویی و اعمال نفوذ غیرقانونی در پروندههای مختلف بود.
علی انصاری، بنیانگذار بانک آینده و مالک ایرانمال، از دیگر متهمان پروندههای گسترده فساد در کشور به شمار میرود که نام او در پی اعلام زیان انباشته ۵۵۰ هزار میلیارد تومانی بانک آینده و انحلال آن در آبانماه، بار دیگر در افکار عمومی مطرح شد.
انصاری که از چهرههای نزدیک به مجتبی خامنهای، پسر رهبر جمهوری اسلامی است، دوم آبان در واکنش به انحلال این بانک، بدون اشاره به بدهیهای کلان آن، فعالیت این نهاد مالی را «مجاهدت» خواند و از «وجدان آسوده و قلب مطمئن» خود نوشت.
ظهوریان: زنجانی میکوشد برای تسویه بدهی از رمزارزهای نامعتبر استفاده کند
دبیر کمیسیون اقتصادی مجلس در ادامه اظهارات خود به پرونده بابک زنجانی پرداخت و گفت او از طریق دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به بانک مرکزی فشار میآورد تا «رمزارزهای نامعتبرش را بهعنوان تسویه بدهیاش بپذیرد».
ظهوریان با انتقاد از نحوه برخورد با عوامل پروندههای فساد در کشور اضافه کرد: «به چه نحوی فرار متهمان اصلی پرونده چای دبش انجام شده است و چه توضیحاتی به مردم داده شده؟»
به گفته این نماینده مجلس، یکی از مسئولان قضایی بهتازگی خواستار در نظر گرفتن «ملاحظات مربوط به سرمایهگذار و سرمایهگذاری» در جریان مبارزه با فساد شده، که این رویکرد «محل تامل» است.
ظهوریان ادامه داد: «چرا میان مبارزه با فساد و سرمایهگذاری دوگانهسازی میشود؟ اتفاقا مهمترین عامل تسهیلکننده فضای سرمایهگذاری سالم، مقابله قاطع با فساد است. فساد مانع اصلی سرمایهگذاری است، نه مبارزه با آن.»
زنجانی محکوم بزرگترین پرونده فساد نفتی در تاریخ ایران است. رسانهها در ایران شهریورماه گزارش دادند او با وجود بدهی حدود دو میلیارد یورویی به شرکت ملی نفت ایران، با وثیقهگذاری رمزارزی فاقد اعتبار، مجددا از وزارت نفت خرید کرده است.
بر اساس گزارشها، او از سوی علی خامنهای عفو شده و بار دیگر به فعالیتهای اقتصادی بازگشته است.
افشای تخلف گسترده در زمینه واردات چای، موسوم به پرونده «چای دبش»، در آذر ۱۴۰۲ از دیگر موارد فساد بود که افکار عمومی در ایران را بهشدت تحت تاثیر قرار داد.
روزنامه شرق در آن زمان گزارش داد شرکت چای دبش تنها برای واردات و بستهبندی چای، حدود ۳.۴ میلیارد دلار دریافت کرده است.
اسفند سال گذشته، جواد ساداتینژاد، وزیر پیشین کشاورزی و رضا فاطمی امين، وزیر پیشین صنعت، معدن و تجارت در دولت ابراهیم رئیسی، در این پرونده مجرم شناخته شدند.
در پی ادامه اعتراضات مردمی در ایران، شماری از مقامها، سیاستمداران، نهادهای بینالمللی و چهرههای سیاسی و مدنی در خارج و داخل کشور به این تحولات واکنش نشان دادهاند.
در سطح بینالمللی، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در آغاز دیدار خود با بنیامین نتانیاهو، با اشاره به دور جدید اعتراضات در تهران و برخی شهرهای دیگر ایران گفت: «آنها مشکلات زیادی دارند. تورم شدیدی دارند. اقتصادشان فروپاشیده است. اقتصاد وضعیت خوبی ندارد. میدانم مردم چندان راضی نیستند. اما فراموش نکنید، هر بار که اعتراضی رخ میدهد یا گروهی، کوچک یا بزرگ، شکل میگیرد، شروع به تیراندازی به مردم میکنند.»
او افزود در دیدار با نتانیاهو «من قرار نیست درباره سرنگونی یک حکومت صحبت کنم.»
ترامپ همچنین تاکید کرد: «میدانید، مردم را میکشند. من سالهاست این را دیدهام. نارضایتی بسیار گسترده است. ۱۰۰ هزار نفر، ۲۰۰ هزار نفر جمع میشوند، اما ناگهان تیراندازی شروع میشود و آن گروه خیلی سریع متفرق میشود. من سالها این رفتار را زیر نظر داشتهام. آنها آدمهای بیرحم، بسیار بیرحمی هستند.»
راجر ویکر، سناتور جمهوریخواه آمریکا نیز در واکنش به این اعتراضات گفت: «ایرانیان امروز در واکنش به ویرانی اقتصادی که رهبری حامی تروریسم جمهوری اسلامی بر کشور تحمیل کرده، به خیابانها آمدهاند.»
او افزود: «از مبارزه مردم ایران برای رسیدن به یک حکمرانی خردمندانه که منافع مردم را به جای تروریستهای اسلامگرا در اولویت قرار دهد، حمایت میکنم. ایرانیان باید از استبدادی که جامعه شکوفای آنها را ویران کرده است، رها شوند.»
کاترین شکدم، پژوهشگر یهودی بریتانیایی-فرانسوی، در شبکه ایکس از اعتراضات مردم ایران حمایت کرد و نوشت: «تنها نیستید. میلیونها نفر در سراسر جهان با تحسین و دلسوزی شاهد ایستادگی شما در برابر رژیمی هستند که دههها تلاش کرده روح انسانی را با ترس و سرکوب بشکند. با این حال، شما همچنان ایستادهاید.»
او همچنین تاکید کرد: «جهان بارها از رنج شما چشمپوشی کرده و مبارزهتان را تنها یک داستان دور دانسته، اما این حقیقت ندارد. این یک آزمون اخلاقی برای همه کسانی است که ادعای باور به آزادی و کرامت انسانی دارند.»
نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین اسرائیل، شامگاه دوشنبه هشتم دیماه در پیامی ویدیویی خطاب به مردم ایران گفت: «به پا خیزید.»
او افزود: «مردم ایران گذشتهای پرافتخار دارند و میتوانند آیندهای حتی پرافتخارتر داشته باشند. آن آینده به تکتک شما بستگی دارد.»
بنت ادامه داد: «خطاب به همه مردان و زنان شجاعی که اکنون در سراسر کشور خود به پا خاستهاید، همه ملتهای جهان آزاد در کنار شما و در کنار مبارزه عادلانهتان ایستادهاند. تغییر ممکن است. خاورمیانهای بهتر وجود خواهد داشت.»
وزارت امور خارجه آمریکا نیز در صفحه فارسی خود در شبکه ایکس نوشت: «با کاهش ارزش پول ایران به پایینترین سطح تاریخی خود در برابر دلار آمریکا، صدها تن از مردم در بازار بزرگ تهران تجمع کردند تا به وخامت شرایط اقتصادی اعتراض کنند.»
در این پست آمده است: «با وجود خشونت و حضور سنگین نیروهای امنیتی، ایرانیان شجاع همچنان صدایشان را بلند کرده و اعتراض چشمگیری از خود نشان میدهند.»
وزارت امور خارجه آمریکا تاکید کرد: «رژیم جمهوری اسلامی باید به حقوق بنیادین مردم ایران احترام بگذارد و به خواستههای مشروع آنان پاسخ دهد، نه اینکه صدای آنان را خاموش کند. ایالات متحده آمریکا از تلاش مردم ایران برای شنیده شدن صدایشان حمایت میکند.»
وزارت خارجه آمریکا همچنین در بیانیهای دیگر که در سومین روز اعتراضات صادر کرد نوشت: «آینده ایران از آن جوانان است.»
صفحه فارسی وزارت خارجه آمریکا در رسانه اجتماعی ایکس افزود: «دانشجویان دانشگاهها در سراسر ایران حقوق اساسی خود را مطالبه میکنند، حتی در حالیکه نیروهای امنیتی مرتبا با ارعاب و خشونت با آنها برخورد میکنند.»
در این بیانیه آمده: «این دانشجویان نماینده برخی از تحصیلکردهترین و بااستعدادترین افراد کشور هستند، اما به دلیل سیاستهای شکستخورده رژیم جمهوری اسلامی و بیتوجهی آنها به حقوق اساسی شهروندان، از فرصت ساختن یک زندگی خوب محروم شدهاند.»
مایک پمپئو، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا، نیز در شبکه ایکس نوشت: «تعجبی ندارد که مردم ایران برای اعتراض به اقتصاد در حال فروپاشی به خیابانها آمدهاند. حکومت ایران با افراطگرایی و فساد، کشوری را که میتوانست پویا و شکوفا باشد، ویران کرده است.»
او افزود: «مردم ایران شایسته حکومتی پاسخگو هستند که نماینده آنها و در خدمت منافع آنان باشد، نه منافع ملاها و نزدیکان و وابستگانشان.»
مایک فلین، مشاور پیشین امنیت ملی دونالد ترامپ، در شبکه ایکس با بازنشر پیام شاهزاده رضا پهلوی نوشت: «برای مردم ایران دعا کنید. مردمی که سالها زیر سایه ترس و حاکمیت سرکوبگر و استبدادی آیتاللهها زندگی کردهاند. زمان آن فرا رسیده که قیام کنند و کشورشان را بازپس گیرند.»
او جمهوری اسلامی را «دشمن سهمگینی» دانست که «نزدیک به ۴۰ سال است با آمریکا و متحدین آن، بهطور اخص اسرائیل، در جنگ است و ریشه این جدال در طبیعت جمهوری اسلامی نهفته است.»
مسعود قرهخانی، رییس پارلمان نروژ، با انتشار پیامی در شبکههای اجتماعی حمایت خود را از اعتراضات مردم ایران اعلام کرد و با انتشار تصویری از برخورد نیروهای امنیتی با معترضان نوشت: «در مبارزه با دیکتاتوری، قدرت واقعی همواره در دستان مردم است.»
کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا نیز طی بیانیهای اعلام کرد: «سرکوب وحشیانه تهران علیه مردم خودش وحشتناک است. مردم ایران لیاقت بهتر از این رژیم بیعرضه و فاسد را دارند که پیوسته منافع شخصی را بر نیازهای شهروندان خود اولویت میدهد. ما در کنار ایرانیان و حق آنها برای انتخاب مسیری بهتر ایستادهایم.»
جو ویلسون، سناتور جمهوریخواه آمریکا، در حمایت از مردم ایران گفت: «من از معترضان ایران که بر ارزشگذاری و پاسداشت میراث بزرگ پارسی خود تاکید دارند حمایت میکنم. سوریه نمادی است از اینکه حتی یک دیکتاتوری ۵۴ ساله هم میتواند ناچار به فرار به مسکو شود.»
همچنین برد شرمن، نماینده کالیفرنیا در کنگره آمریکا، گفت: «بار دیگر، مردم ایران برای اعتراض به حکومتی خشن که منابع و جان مردم ایران را برای پیشبرد جنگهای نیابتی پایانناپذیر در سراسر منطقه به تاراج برده است، به خیابانها آمدهاند.»
او افزود: «امروز و همواره، من در کنار مردم ایران ایستادهام؛ مردمی که خواهان دموکراسی و حکومتی پاسخگو در برابر شهروندان ایران هستند.»
گیلا گملیل وزیر نوآوری علم و فناوری اسرائیل روز دوشنبه تصویری سلفی از خود در شبکه ایکس منتشر کرد که در آن کلاهی با شعار «ایران را دوباره باشکوه کنیم» بر سر داشت. او در این پست به حساب کاربری شاهزاده رضا پهلوی اشاره کرد.
واکنش فعالان مدنی و سیاسی ایران
داریوش اقبالی، خواننده ایرانی، با انتشار تصویری از یک معترض در تهران که در مقابل نیروهای امنیتی موتورسوار جمهوری اسلامی به تنهایی در خیابان نشسته بود، شهروندان را به ادامه مقاومت و مبارزه فراخواند و بخشی از ترانه خود را منتشر کرد.
در داخل ایران، مصطفی تاجزاده، فعال سیاسی زندانی، در نامهای از زندان اوین نوشت که وضعیت کنونی ناشی از سیاستهای اشتباه حاکم است و مسیر کنونی به بنبست میرسد.
او تاکید کرد که رهبر جمهوری اسلامی بیشترین نقش را در اداره کشور دارد و نوشت: «علتالعلل مشکلات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، بینالمللی و حتی زیستمحیطی این یا آن دولت و مجلس نیست بلکه ساختار انسدادآفرین ولایت مطلقه فقیه و سیاستهای ایرانسوز و مردمگداز آقای خامنهای است.»
تاجزاده مطمئنترین شیوه گذر از بحرانها را تشکیل مجلس موسسان، تغییر قانون اساسی مطابق نظر ملت و برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه دانست.
ابوالفضل قدیانی، فعال سیاسی زندانی، همزمان با سومین روز دور جدید اعتراضات در ایران در بیانیهای وضعیت کنونی کشور را «نزدیک به فروپاشی» توصیف کرد و کرد و هشدار داد که تداوم وضع موجود، مسیر گذار کمهزینه و خشونتپرهیز را هر روز دشوارتر میکند
او نوشت که علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، با «نصیحت و درخواست» از قدرت کنار نمیرود.
قدیانی تاکید کرد که به باورش حکومت جمهوری اسلامی به رهبری خامنهای در همه حوزهها از جمله اقتصاد، فرهنگ و سیاست داخلی و خارجی به بنبست رسیده و امکان هرگونه اصلاح، حتی اصلاحات محدود، سالهاست مسدود شده است.
او برگزاری رفراندوم برای تغییر نظام و تشکیل مجلس موسسان برای تدوین قانون اساسی جدید را تنها مسیر باقیمانده دانست، اما تصریح کرد که تحقق چنین روندی با ادامه تسلط خامنهای بر ارکان قدرت ممکن نیست.
قدیانی در بخش دیگری از این بیانیه با تاکید بر لزوم اعتراضات مسالمتآمیز خیابانی نوشت که چشمپوشی آگاهانه از این ابزار، حتی از سوی جریانهای سیاسی منتقد، پیامدهای سنگینی خواهد داشت و هشدار داد که در صورت عدم ایفای نقش تاریخی از سوی جامعه، تاریخ درباره این دوره «بیرحمانه قضاوت خواهد کرد».
گوهر عشقی، مادر دادخواه ستار بهشتی، در پیامهای ویدیویی جداگانه در اینستاگرام و شبکه ایکس از مردم خواست «دست در دست هم» بگذارند و بر ضرورت اتحاد تاکید کرد و گفت که هر کس نمیتواند به خیابان برود، به اعتصاب بپیوندند.
او اضافه کرد: «گرانی بیداد میکند. آب نیست. برق نیست. همهچیز گران شده است. مردم دیگر واقعا فقیر شدهاند.»
عشقی خطاب به مردم ایران گفت: «مردم، مرگ یک بار، شیون یک بار؛ بیایید متحد شویم. اگر متحد نشویم تکبهتک کشته خواهیم شد.»
او همچنین در متن همراه این ویدیو نوشت: «اگر امروز دست در دست هم نگذاریم، فردا هر کداممان تنها در طوفان خواهیم بود. با هم باشیم؛ صدایمان یکی و امیدمان زنده. اتحاد، تنها راه نجات ماست! جمهوری اسلامی باید برود.»
امیر رئیسیان، وکیل دادگستری، با انتشار تصویری از یک پیامک هشدارآمیز منتسب به «سازمان اطلاعات سپاه پاسداران» در شبکه ایکس نوشت وقتی هیچ راهی برای تغییر دموکراتیک باقی نمانده است، اعتراض به سیاست، اقتصاد و مدیریت کشور حق مردم است و تاکید کرد: «اینها تجمعات غیرقانونی نیست.»
عادل فردوسیپور، مجری و تهیهکننده ورزشی، در برنامه زنده فوتبال ۳۶۰ گفت: «حق مردم صبور ما این وضعیت دردناک معیشتی نیست. زندگی آنقدر برای این مردم سخت شده که در تامین حداقل نیازهای انسانیشان دچار مشکل شدهاند.»
توماج صالحی، خواننده رپ ایرانی و زندانی سیاسی پیشین، در ویدیویی با اشاره به افزایش لحظهای قیمت سکه طلا از ۱۵۷ میلیون تومان به ۱۷۰ میلیون تومان گفت این جهش در چند ساعت رخ داده است.
او تمرکز قدرت و ثروت در دست گروهی محدود را عامل وضعیت اقتصادی دانست و گفت: «۲۰ هزار آدم دارند این مملکت را میچرخانند، کوچکترین آسیبی به سفرههایشان وارد نمیشود و حتی با بالا رفتن نرخ دلار و سکه پولدارتر و پولدارتر میشوند هر روز و اصلا آخ هم نمیگویند؛ در حالی که این همه مردم دارند زیر فشار اقتصادی له میشوند.»
صالحی افزود: «ایراد از من است، ایراد از ماست که شما اینگونه میتازانید.»
او در متن همراه این ویدیو نوشت: «ایران «فقط با احتساب نفت و گاز» یکی از ثروتمندترین سرزمینهای دنیاست و افزود: «این زندگی حق مردم ایران نیست. حق گرفتنی است.»
این واکنشها در حالی منتشر میشود که اعتراضات مردمی در شهرهای مختلف ایران همچنان ادامه دارد.
حتی اگر هنوز زود باشد که درباره مسیر نهایی اعتراضات سه روز اخیر در ایران قضاوت قطعی کنیم، یک پرسش واقعی در تحلیل سیاسی امروز وجود دارد: زنان کجا هستند؟ آیا به این موج خواهند پیوست؟ اگر کمرنگتر به نظر میرسند، چرا؟ و اگر فضای سرکوب تداوم یابد، نقش زنان چگونه میتواند تغییر کند؟
در اعتراضات ۱۴۰۱، زنان نه فقط «حاضر» بلکه «صورتبندیکننده» معنای اعتراض بودند. بدن زنانه، حجاب، رفتارها و کنشهای اعتراضی نمادین، حضور خیابانی، میدان و تبدیل بدن به صحنه مقاومت، اعتراضات را سیاسی و سمبلیک کرد.
اعتراضهای اخیر ماهیت متفاوتی دارند: بیشتر معیشتی و واکنشی، بدون یک «رخداد محرکِ هویتی و محوری» مشابه قتل مهسا ژینا امینی و بدون آن بُعد وجودی هستند که مستقیم به زندگی، بدن و منزلت زنان گره بخورد.
بنابراین طبیعی است که تا این لحظه، میدان زنانه به همان شکل ۱۴۰۱ تکرار نشده باشد.
در کنار این تفاوت زمینهای، هزینه شخصی برای زنان امروز بیشتر و ملموستر است.
حکومت از ۱۴۰۱ به بعد یک «خط کنترل مستقیم بر بدن زن» ایجاد کرده: گشتهای تماموقت، دوربین، پروندهسازی، حذف خدمات، پیوند دادن برخورد با حجاب به امنیت اقتصادی و اجتماعی.
این یعنی حضور خیابانی برای زن نه فقط خطر بازداشت، بلکه خطر مداخله دائمی در زندگی روزمره او را دارد. برای بسیاری از زنان، بهویژه زنان شاغل، زنان طبقه متوسط شهری، زنان سرپرست خانوار یا دانشجویان وابسته به حمایت مالی خانواده، این هزینهها بسیار واقعی است.
یک عامل کمتر دیدهشده اما مهم این است که به نظر میرسد بخشی از جریانهای حاضر در این اعتراضات، آگاهانه یا ناآگاهانه شعار «زن، زندگی، آزادی» را به حاشیه راندهاند یا تلاش کردهاند میدان معنایی اعتراض را از محور تجربه و مطالبه زنان جدا کنند.
برای بسیاری از زنان، این شعار فقط یک شعار سیاسی نبوده و بیانگر سوژگی آنان، تجربه زیستهشان از تحقیر سیستماتیک و حقِ دیدهشدن بهعنوان فاعلان حرکت اجتماعی بوده است.
اگر این شعار به حاشیه رانده شود، بخشی از زنان احساس میکنند دوباره به «نیروی کمکی» تقلیل داده شدهاند، نه صاحبان اصلی میدان.
این وضعیت میتواند انگیزه مشارکت فوری را کاهش دهد، زیرا زنان نسبت به حرکاتی که صدای آنان را نمایندگی نکند یا روایتشان را به مرکز نیاورد، احتیاط بیشتری دارند. در نتیجه، بازگشت پرقدرت زنان، تا حدی وابسته به آن است که آیا این اعتراضات میتواند دوباره پیوند خود را با شعار «زن، زندگی، آزادی» برقرار کند یا خیر.
آیا این به معنای انفعال زنان است؟
زنان غایب نیستند؛ بلکه الگوی مشارکت ایشان تغییر کرده است. بخشی از کنش زنان امروز از «خیابان» به «زندگی روزمره» منتقل شده: مقاومت در حجاب، مقاومت در فضاهای عمومی، شبکهسازی درونی، روایتگری و تولید معنا در فضای اجتماعی و رسانهای.
کنش زنانه لزوما فقط در خیابان نیست؛ هرچند خیابان پرقدرتترین صحنه سیاست است. از سوی دیگر، زنان تجربهای بسیار نزدیک از هزینه و ضربه سرکوب دارند.
ضربه روانی و جسمی ۱۴۰۱ هنوز تازه است؛ زنان بسیاری زندان، اخراج، پرونده قضایی، محرومیتهای تحصیلی و فشارهای خانوادگی را تجربه کردهاند.
طبیعی است که بخشی از این جامعه اکنون مرحله «ارزیابی دوباره هزینه-فایده» را طی کند و تا زمانی که اعتراضات شکل پایدارتر، گستردهتر یا معنای هویتی روشنتر پیدا نکند، با احتیاط بیشتری با آن برخورد کند.
آیا زنان به این اعتراضات خواهند پیوست؟
پیوستن زنان تابع دو متغیر کلیدی است:
اول «معنای اعتراض». اگر اعتراض به سطحی برسد که دوباره با زندگی، کرامت و بدن زنان پیوند مستقیم پیدا کند؛ مثلا تشدید فشارها بر حجاب، قوانین جدید محدودکننده، یا رخدادی که احساس تحقیر جنسیتی را فراگیر کند، حضور زنان ناگهان میتواند جهشی شود.
زنان در ایران فقط در شرایط «حقخواهی جنسیتی» به میدان نمیآیند؛ اما وقتی اعتراض «احساس بقا» و «احساس منزلت» را لمس کند، موتور محرکه میشوند.
متغیر دوم «احساس کارآمدی» است.اگر اعتراضات بهسرعت سرکوب شود، کوتاه بماند یا پراکنده و بدون چشمانداز به نظر برسد، مشارکت زنان پایینتر میماند. زیرا آنها بیش از هر گروهی هزینه ملموس را تجربه کردهاند.
اما اگر اعتراضات طولانیتر شود، شبکه بسازد، گفتمان نوعی امکان تغییر را ایجاد کند و «متحد شویم» به حس مشترک تبدیل شود، زنان زودتر وارد حلقه مرکزی میشوند.
تاریخ سیاسی ایران نشان داده هر زمان حرکت اجتماعی به مرحله تودهسازی میرسد، زنان جزو نخستین نیروهایی هستند که وزن اجتماعی حرکت را افزایش میدهند.
اگر ارعاب حکومت ادامه پیدا کند چه میشود؟
اگر فضای رعب تثبیت شود، سه سناریو محتمل است.
حضور زنان ممکن است همچنان در خطوط موازی ادامه یابد: هدایت روایتها، سازماندهی غیررسمی، حمایت اجتماعی، مشروعیتبخشی اخلاقی به اعتراض و مقاومت روزمره علیه سیاستهای کنترلگرانه. این حضور دیده نمیشود، اما پایه اجتماعی اعتراض را گرم نگه میدارد.
سرکوب همواره یک اثر جانبی دارد: انباشت خشم. زنان اگرچه موقتا عقب مینشینند، اما اگر فضای حاکم بازتولید تحقیر، فشار بر بدن، کنترل جنسیتی و ناامیدی شود، بازگشت آنها به میدان ممکن است ناگهانی، احساسی و بسیار پرانرژی باشد؛ دقیقا مشابه ۱۴۰۱.
در شرایط رعب پایدار، ممکن است زنان طبقه متوسط شهری بیش از دیگران محتاط بمانند، در حالی که زنان طبقات فرودست، یا جوانترها، یا زنان بدون وابستگی به ساختارهای رسمی، زودتر وارد میدان شوند.
هر چه هست و هر چه باشد، مشارکت آینده زنان لزوما همگن نخواهد بود.