روایت متناقض تهران و واشینگتن؛ کنترل تنگه هرمز دست کیست؟
کشتیها در تنگه هرمز در نزدیکی ساحل بندرعباس، ۲۲ می ۲۰۲۶
در ادامه مناقشه تهران و واشینگتن بر سر کنترل تنگه هرمز، مقامهای دو کشور روایتهای متضادی ارائه کردند. یک روز پس از آنکه دونالد ترامپ گفت ایالات متحده «کنترل کامل» این آبراه را در دست دارد، مقامهای جمهوری اسلامی اعلام کردند هیچ شناوری بدون اجازه تهران نمیتواند از آن عبور کند.
حسین طائب، رییس سازمان بسیج، پنجشنبه ۲۲ مرداد در دیدار با احمد خاتمی، عضو مجلس خبرگان و امام جمعه تهران، اعلام کرد: «تنگه هرمز تحت مدیریت و کنترل جمهوری اسلامی قرار دارد و کشور ما در کمال امنیت به مسیر خودش ادامه میدهد.»
طائب گفت آمریکاییها پس از مشاهده قدرت انقلاب اسلامی در مراسم تشییع جنازه علی خامنهای، بار دیگر در تنگه هرمز جنگی به راه انداختند و به دنبال «تعرض جدیدی» بودند، اما با وجود اینکه میگویند جمهوری اسلامی نیروی هوایی و دریایی ندارد، بار دیگر شکست خوردند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، چهارشنبه ۲۱ مرداد در شبکه تروثسوشال نوشت آمریکا «کنترل کامل» تنگه هرمز را در اختیار دارد و آن را حفظ خواهد کرد. او محاصره دریایی آمریکا را «دیوار فولادین» خواند و نوشت حکومت ایران نمیتواند در برابر آن کاری انجام دهد.
در همین حال پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز پنجشنبه گفت ارتش آمریکا قادر است محاصره دریایی بنادر جمهوری اسلامی را تا هر زمان که نیاز باشد حفظ کند.
هگست در گفتوگو با خبرنگاران تاکید کرد که نیروی دریایی آمریکا میتواند این محاصره را به طور نامحدود ادامه دهد.
بهگفته وزیر دفاع آمریکا، واشینگتن با چرخشی کردن حضور ناوهای جنگی خود در منطقه، این کارزار نظامی را مدیریت میکند.
او افزود که ارتش ایالات متحده روند جابهجایی و جایگزینی کشتیهای جنگی را همانند گذشته ادامه خواهد داد تا فشار بر بنادر جمهوری اسلامی حفظ شود.
در حالی که تهران و واشینگتن هر دو میگویند کنترل تنگه هرمز را در دست دارند، دادههای رهگیری کشتیها نشان میدهد تردد از این آبراه به کمتر از یکدهم سطح پیش از جنگ کاهش یافته است.
خبرگزاری رویترز چهارشنبه ۲۱ مرداد به نقل از دادههای دادههای گروه بورس لندن (الاسایجی) گزارش داد سهشنبه ۲۰ مرداد ۱۱ کشتی از تنگه عبور کردند، در حالی که پیش از جنگ روزانه حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ کشتی از این مسیر میگذشتند.
دادههای کپلر، شرکت تحلیل دادههای بازار کالاها و حملونقل دریایی، نیز شمار شناورهای ردیابیشده در همان روز را هشت فروند نشان میداد.
قرارگاه خاتمالانبیا: عبور بدون مجوز ممکن نیست
قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا، فرماندهی مشترک نظامی جمهوری اسلامی، پنجشنبه سخنان آمریکا درباره عبور عادی شناورها از تنگه هرمز را «کذب و دروغ» خواند و اعلام کرد این تنگه «تحت مدیریت کامل و کنترل جمهوری اسلامی ایران» است.
سخنگوی این قرارگاه در بیانیهای افزود هیچ کشتی تجاری یا نفتکش بدون مجوز و نظارت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی امکان عبور امن از تنگه هرمز را ندارد.
در ادامه این بیانیه، آمریکا عامل «شرارت و ناامنی» در منطقه خوانده شد. قرارگاه خاتمالانبیا همچنین اعلام کرد تحرکات نیروهای آمریکایی و اسرائیلی در منطقه را زیر نظر دارد و تهدید کرد به هرگونه اقدام نظامی، در هر سطح، «پاسخ کوبندهتر و شدیدتر از قبل» خواهد داد.
رسول سناییراد، معاون سیاسی دفتر عقیدتیـسیاسی فرمانده کل قوا، نیز به خبرگزاری فارس گفت بازگشایی تنگه هرمز موضوعی نیست که آمریکا بتواند یکجانبه درباره آن تصمیم بگیرد و افزود اگر طرف مقابل به تعهداتش عمل نکند، «اتفاقی در این زمینه رخ نخواهد داد».
او همچنین گفت نیروهای جمهوری اسلامی «دست روی ماشه هستند» و افزود: «ما در جنگ اخیر ایستادیم و به اذن خداوند، در جنگ احتمالی آینده محکمتر و تهاجمیتر خواهیم ایستاد.»
محمد مخبر، دستیار مجتبی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی، نیز پنجشنبه ۲۲ مرداد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «راهبرد قطعی رهبری مبنی بر تهاجمی شدن جنگ در صورت تحقق نیافتن شرایط ایران، بدون شک معادلات قدرت را در جهان دگرگون میکند.»
مخبر گفت آمریکا در محافظت از متحدان خود در خلیج فارس ناتوان بوده است و افزود: «پایدارترین راه نظم جدید در منطقه، اجرای ساز و کار اقتصادیـامنیتی هرمز، مستقل از تضمین نظامی واشینگتن است.»
توافق موقت و تلاش پاکستان برای میانجیگری
محمد اسحاقدار، وزیر امور خارجه پاکستان، پنجشنبه در نشست خبری مشترک با اسپن بارت ایده، وزیر امور خارجه نروژ، گفت او را در جریان تلاشهای دیپلماتیک اسلامآباد برای پیشبرد گفتوگو، کاهش تنش و حلوفصل مسالمتآمیز مناقشه ایران و آمریکا قرار داده است.
او از وزیر امور خارجه نروژ بهدلیل قدردانی از نقش پاکستان بهعنوان میانجیگر در این مناقشه تشکر کرد و گفت دو کشور بر ضرورت یافتن راهحلهای مسالمتآمیز برای مناقشات بینالمللی، با رعایت کامل حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل متحد، توافق کردهاند.
تهران و واشینگتن اواخر خرداد یک یادداشت تفاهم موقت امضا کردند که برقراری آتشبسی دائمی را اعلام میکرد و بر اساس آن تنگه هرمز دستکم به مدت ۶۰ روز به وضعیت پیش از جنگ باز میگشت.
این توافق در میانه برگزاری مراسم تشییع جنازه علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، با حملات سپاه به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز لغو شد. سپاه دلیل شلیک به کشتیها را حرکت آنها بر خلاف «سازوکارهای تعیینشده در توافق» اعلام کرد. پس از آن آمریکا در عملیاتی تلافیجویانه به استانهای جنوبی ایران حمله کرد و هدف این حملات را «کاهش توانایی تهران برای هدف قرار دادن شناورها در خلیج فارس» اعلام کرد.
پس از این تحولات، مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم میان مقامهای جمهوری اسلامی که با میانجیگری پاکستان در جریان بود، متوقف شد. بر اساس آنچه در هفتههای گذشته از سوی طرفین منتشر شده است، به نظر میرسد گفتوگوها میان این دو کشور بهصورت انتقال پیام محدود از طریق عمان و پاکستان ادامه دارد.
وزیر دفاع پاکستان، سهشنبه ۲۰ مرداد بدون ارائه جزییاتی از پیشرفت احتمالی مذاکرات میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی، گفت دو طرف بر سر تنگه هرمز «به نوعی از توافق» نزدیک شدهاند.
او افزود: «نشانههایی که در چند روز گذشته دیده میشود، حاکی از آن است که آمریکا و ایران به نوعی توافق برای برقراری صلح نزدیک شدهاند و تحولات به نفع صلح در حال شکلگیری است.»
خبرگزاری رویترز، یک روز پس از این اظهارات وزیر خارجه پاکستان، به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی گزارش داد هیچ مذاکرهای میان تهران و واشینگتن برای تمدید آتشبس ۶۰ روزه در جریان نیست، زیرا از دید حکومت ایران، توافق آتشبس تاریخ شروع مشخصی نداشته و در نتیجه، چیزی برای تمدید وجود ندارد.
این منبع چهارشنبه ۲۱ مرداد گفت: «صحبتی از تمدید در میان نیست، زیرا از نظر ایران هیچ دورهای آغاز نشده است که بتوان آن را تمدید کرد. ایالات متحده ۴۸ ساعت پس از دستیابی به توافق موقت، آن را نقض کرد و چند روز بعد نیز از آن خارج شد.»
محسن رضایی در شرایطی به دبیری شورای عالی امنیت ملی رسیده که آینده آتشبس و احتمال گسترش دوباره جنگ، از مهمترین مسائل امنیتی پیش روی جمهوری اسلامی است.
رضایی در ماههای اخیر بارها با ادامه آتشبس مخالفت کرده و از حمله به پایگاههای آمریکا و گسترش جغرافیای درگیری سخن گفته است. اما این نخستین بار نیست که او در موقعیتی قرار میگیرد که ادامه یا توقف جنگ، بخشی از مساله تصمیمگیری است.
چهار دهه پیش، رضایی در مقام فرمانده سپاه پاسداران، از ادامه جنگ پس از آزادسازی خرمشهر و ورود نیروهای ایرانی به خاک عراق دفاع کرد. در سالهای بعد نیز در مرکز فرماندهی شماری از پرهزینهترین عملیاتهای جنگ قرار داشت که برخی از این عملیاتها به اهداف اصلی خود نرسیدند و هزاران کشته، مجروح و مفقود بر جا گذاشتند.
رضایی سالها بعد درباره بعضی از همان تصمیمها بازنگری کرد و گفت اگر امکان بازگشت به آن مقاطع را داشت، تصمیم دیگری میگرفت.
اکنون که او بار دیگر به یکی از مهمترین اتاقهای تصمیمگیری امنیتی جمهوری اسلامی بازگشته، کارنامه آن تصمیمها و هزینههایشان میتواند نشان دهد که چرا سابقه فرماندهی دبیر تازه شورای عالی امنیت ملی، در شرایط کنونی اهمیت دارد.
یکی از مهمترین تصمیمهای جنگ ایران و عراق پس از آزادسازی خرمشهر در خرداد ۱۳۶۱ گرفته شد: توقف در مرز یا ادامه جنگ در خاک عراق.
روایت مقامهای وقت و اظهارات خود رضایی نشان میدهد فرمانده وقت سپاه پاسداران از مدافعان ادامه عملیات و ورود نیروهای ایرانی به عراق بوده است.
سالها بعد، رضایی در این تصمیم بازنگری کرد و گفت نیروهای ایران نباید بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر وارد خاک عراق میشدند.
نخستین عملیات بزرگ ایران پس از عبور از مرز، عملیات رمضان بود؛ عملیاتی برای پیشروی در شرق بصره که به هدف اصلی خود نرسید.
بر اساس سند قرارگاه مرکزی کربلا، این عملیات یکهزار و ۵۸۰ کشته، ۱۰ هزار و ۲۰۵ مجروح و دو هزار و ۱۰۳ مفقود و اسیر برای ایران بر جا گذاشت.
این نخستین عملیات از مجموعه نبردهایی بود که تصمیمهای فرماندهی در آنها، سالها بعد نیز مورد بحث و بازنگری قرار گرفت.
عملیاتی که رضایی گفت باید متوقف میشد
چند ماه بعد، عملیات والفجر مقدماتی آغاز شد. رضایی بهعنوان فرمانده سپاه پاسداران در طراحی و هدایت عملیات نقشی محوری داشت.
عملیات به اهداف اصلی خود نرسید و بر اساس آمار مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ۵۰۱ کشته، هفت هزار و ۳۱۳ مجروح و سه هزار و ۱۱۶ مفقود بر جا گذاشت.
رضایی سالها بعد درباره این عملیات گفت اگر به آن مقطع بازمیگشت، پس از مرحله نخست دستور توقف آن را صادر میکرد.
به این ترتیب، در فاصلهای کمتر از یک سال پس از آزادسازی خرمشهر، دو عملیات بزرگ در خاک عراق بدون دستیابی به اهداف اصلی پایان یافته بود؛ در حالی که فرمانده وقت سپاه پاسداران بعدها، هم درباره اصل ورود سریع به خاک عراق و هم درباره ادامه یکی از این عملیاتها تشکیک کرد.
کربلای چهار؛ عملیات لو رفته
چهار سال بعد، رضایی در مرکز تصمیمگیری یکی دیگر از مناقشهبرانگیزترین عملیاتهای جنگ قرار گرفت.
کربلای چهار در دی ۱۳۶۵ با هدف شکستن خطوط دفاعی عراق و نزدیک شدن به بصره آغاز شد، اما تنها چند ساعت بعد متوقف شد.
روایتهای منتشرشده از فرماندهان دو طرف نشان میدهد نیروهای عراقی پیشاپیش برای مقابله با حمله آماده بودند.
گفتههای فرماندهان ایرانی حاکی از آن است که نشانههایی از هوشیاری عراق پیش از آغاز یا در مراحل نخست عملیات در اختیار فرماندهی قرار گرفته بود.
بر اساس آماری که اکبر هاشمی رفسنجانی از وضعیت عملیات ثبت کرده، حدود هزار نفر کشته، سه هزار و ۹۰۰ نفر مفقود و حدود ۱۱ هزار نفر مجروح شدند.
سالها بعد، رضایی کربلای چهار را در چارچوب فریب عراق برای عملیات بعدی توصیف کرد؛ روایتی که با اعتراض خانوادههای کشتهشدگان و انتقاد برخی فرماندهان جنگ روبهرو شد.
او بعدتر توضیح داد کربلای چهار در ابتدا بهعنوان عملیات اصلی آغاز شده بود و پس از توقف، از نتیجه آن برای فریب عراق استفاده شد.
دو هفته بعد؛ کربلای پنج
تنها دو هفته پس از کربلای چهار، عملیات کربلای پنج در محور شلمچه آغاز شد.
نیروهای ایرانی بخشی از خطوط مستحکم عراق را شکستند و تا نزدیکی بصره پیشروی کردند، اما هدف راهبردی نهایی، یعنی محاصره موثر بصره، محقق نشد.
رضایی در مقام فرمانده سپاه پاسداران، از طراحان و فرماندهان اصلی عملیات بود.
کربلای پنج به یکی از پرهزینهترین نبردهای جنگ تبدیل شد.
یک آمار تفصیلی منتسب به مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، تنها برای یگانهای سپاه پاسداران از هفت هزار و ۶۵۱ کشته، ۵۳ هزار و ۲۹۹ مجروح و سه هزار و ۵۲۹ مفقود سخن میگوید.
بخشی از مواضعی که نیروهای ایران با این هزینه در محور شلمچه به دست آوردند، کمتر از یک سال و نیم بعد در حمله ارتش عراق از دست رفت.
رمضان، والفجر مقدماتی، کربلای چهار و کربلای پنج، عملیاتهایی با شرایط و نتایج متفاوت بودند و نمیتوان تمام تلفات آنها را به تصمیم یک فرمانده نسبت داد. اما در همه آنها یک عامل مشترک وجود داشت: رضایی در مقام فرمانده سپاه پاسداران در مرکز ساختار طراحی و فرماندهی جنگ قرار داشت.
اهمیت این سابقه اکنون بیش از آنکه به ارزیابی دوباره جنگ چهار دهه قبل مربوط باشد، به مواضعی بازمیگردد که رضایی درباره جنگ امروز مطرح میکند.
از بازنگری در گذشته تا مخالفت با آتشبس امروز
رضایی در ماههای اخیر بارها مواضعی در حمایت از ادامه یا گسترش درگیری مطرح کرده است.
او در اظهار نظری در بهمن ماه گفت اگر جنگ آغاز شود، «دیگر آتشبسی در کار نخواهد بود» و در بهار تصریح کرد: «به هیچ وجه موافق ادامه آتشبس نیستم.»
سناریوهای مطرحشده از سوی او تنها به ادامه جنگ محدود نبوده است.
رضایی از گسترش حملات به کشورهای منطقه سخن گفته و ورود زمینی نیروهای آمریکا را فرصتی برای گرفتن هزاران گروگان و مطالبه یک میلیارد دلار در برابر هر نفر توصیف کرده است.
او در گفتوگو با سیانان نیز هشدار داد ادامه جنگ یا محاصره میتواند جغرافیای درگیری را به اقیانوس هند، بابالمندب، دریای سرخ و مدیترانه بکشاند و کشورهای بیشتری را که در کنار آمریکا قرار گیرند، در معرض حمله قرار دهد.
این سخنان اکنون وزن متفاوتی دارند. رضایی دیگر تنها فرمانده سابقی نیست که درباره جنگ اظهارنظر میکند؛ او دبیر شورای عالی امنیت ملی است. نهادی که در تصمیمسازی درباره مهمترین مسائل دفاعی و امنیتی جمهوری اسلامی نقش دارد.
دوباره در اتاق تصمیم
چهار دهه پیش، یکی از مهمترین پرسشهای پیش روی فرماندهان جمهوری اسلامی این بود که پس از آزادی خرمشهر، جنگ متوقف شود یا به خاک عراق کشیده شود. رضایی از ادامه جنگ دفاع کرد و ایران برای هشت سال درگیر جنگ ماند.
اکنون جغرافیای بحران از بصره و شلمچه به تنگه هرمز و بابالمندب رسیده و پرسش ادامه یا توقف جنگ بار دیگر مطرح است.
رضایی دوباره در اتاق تصمیم نشسته است؛ این بار با تجربه تصمیمهایی که هزینه آنها ثبت شده، تردیدهایی که از زبان خود او بیان شده و مواضعی که بار دیگر از پایان آتشبس و گسترش میدان جنگ میگویند.
محمدرضا کنعانی، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان مازندران، اعلام کرد تراز آب دریای خزر سالانه حدود ۱۰ تا ۲۰ سانتیمتر کاهش مییابد و این پهنه آبی اکنون به پایینترین تراز خود در حدود ۲۰۰ سال اخیر رسیده است.
کنعانی پنجشنبه ۲۲ مرداد در گفتوگو با خبرنگاران، تغییرات اقلیمی، افزایش دما و تشدید تبخیر را از عوامل اصلی بیلان منفی آب خزر دانست و گفت طی دو دهه گذشته دمای آب خزر حدود ۱.۵ درجه افزایش یافته و میزان تبخیر نیز ۱۰ تا ۱۵ درصد بیشتر شده است.
او هشدار داد ادامه این روند افزون بر پیامدهای زیستمحیطی میتواند معیشت جوامع محلی، زیرساختهای ساحلی و زیستبومهای وابسته به خزر، از جمله تالابها، را با مخاطرات جدی مواجه کند.
به گفته کنعانی، حدود ۲۵ درصد آب خزر از بارشها و ۷۵ درصد آن از رودخانهها تامین میشود.
در این میان، رودخانه ولگا مهمترین منبع تغذیه دریای خزر است و به تنهایی حدود ۸۰ درصد آب ورودی آن را تامین میکند.
پیشتر نیز شینا انصاری، رییس سازمان حفاظت محیط زیست، به مناسبت ۲۱ مرداد، روز ملی دریای خزر، اعلام کرد تراز آب خزر طی یک دهه گذشته حدود ۲ تا ۲.۵ متر کاهش یافته و این پدیده به یکی از بزرگترین چالشهای زیستمحیطی منطقه تبدیل شده است.
او تغییرات اقلیمی و کاهش آب ورودی رودخانهها را از عوامل این بحران برشمرد و هشدار داد در صورت نبود همکاری جمعی برای مهار آن، پیامدهای گستردهای متوجه اکوسیستم خزر، بنادر، معیشت جوامع ساحلی و ساکنان منطقه خواهد شد.
نام دریای خزر و سهم ایران از آن در روزهای اخیر بار دیگر در کانون توجه افکار عمومی و رسانهها قرار گرفته است.
حسینعلی حاجیدلیگانی، نایبرییس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی، ۱۹ مرداد از «عجله» دولت جمهوری اسلامی برای تصویب کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر انتقاد کرد و گفت این اقدام عملا سهم ایران را از ۲۰ تا ۲۵ درصد به ۳.۵ تا پنج درصد کاهش میدهد.
گسترش آلودگیها، تهدیدی جدی برای زیستبوم خزر
خبرگزاری ایسنا ۲۱ مرداد گزارش داد تشدید آلودگیها، کاهش ذخایر آبزیان، تخریب زیستگاهها و افت تراز آب، آینده دریای خزر را به خطر انداخته است؛ پهنهای آبی که هم نقشی حیاتی در اقتصاد و معیشت جوامع ساحلی دارد و هم زیستگاه گونههای منحصر به فرد است.
تورج صادقی، رییس اداره حفاظت از زیستبوم دریایی ادارهکل محیط زیست استان گیلان، در گفتوگو با ایسنا، ورود فاضلابهای شهری و صنعتی، تخلیه پسماندها، نشت فرآوردههای نفتی، مصرف بیرویه کودها و سموم شیمیایی در کشاورزی و صید غیرمجاز را از مهمترین عوامل تخریب محیط زیست خزر دانست.
او گفت بسیاری از شهرهای حاشیه خزر فاقد سامانه تصفیه فاضلاب شهریاند و رودخانهها نیز سالانه هزاران تن پسماند و فاضلاب خانگی، صنعتی و نفتی را وارد دریا میکنند.
صادقی هشدار داد ورود این آلایندهها کیفیت آب را کاهش میدهد، تعادل اکولوژیکی را بر هم میزند، زیستگاههای طبیعی را تخریب میکند و به افزایش تلفات آبزیان و پرندگان میانجامد.
به گفته او، دریای خزر زیستگاه گونههایی همچون ماهیان خاویاری، فوک خزری و پرندگان مهاجر است، اما گسترش آلودگیهای زیستمحیطی در دهههای اخیر پایداری این اکوسیستم منحصربهفرد را به خطر انداخته است.
بحران خزر تنها یکی از پیامدهای سیاستگذاری ناکارآمد جمهوری اسلامی، فساد ساختاری، بیتوجهی نهادینه و کمبود بودجه در حوزه محیط زیست است.
روزنامه اورشلیمپست گزارش داد علی الزیدی، نخستوزیر عراق، در تلاش برای خلع سلاح گروههای نیابتی جمهوری اسلامی است، اما تهران میکوشد با مداخله در این روند، مانع تحقق این هدف شود یا دستکم آن را به تعویق بیندازد.
بر اساس این گزارش که پنجشنبه ۲۲ مرداد منتشر شد، زیدی بهعنوان فرمانده کل نیروهای مسلح عراق، تنها چند ماه پس از آغاز دوره نخستوزیریاش با «بزرگترین آزمون» خود روبهرو شده است.
او هنگام معرفی برای تصدی مقام نخستوزیری چهرهای نسبتا ناشناخته بود، اما توانست حمایت اکثر جریانهای سیاسی عراق، از جمله احزاب قدرتمند شیعه عضو «چارچوب هماهنگی»، را به دست آورد. رهبران کُرد نیز از نخستوزیری او حمایت کردند.
واشینگتن هم از روی کار آمدن زیدی پشتیبانی کرد و اکنون از دولت عراق میخواهد شبهنظامیان مورد حمایت جمهوری اسلامی را مهار کند.
زیدی ۲۳ تیر در دیدار با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در کاخ سفید تاکید کرد بر اساس برنامه دولت عراق، سلاح باید منحصرا در اختیار حکومت باشد و این موضوع «یک اصل اساسی و تصمیمی قطعی است، نه یک گزینه».
گزارشها از آغاز روند تصویب قانونی تازه برای خلع سلاح شبهنظامیان یا دستکم واگذاری سلاحهای آنها به دولت عراق حکایت دارند.
به نوشته اورشلیمپست، بغداد در این زمینه میکوشد مسیری مشابه روند خلع سلاح حزبالله در لبنان و گروههای مسلح در غزه در چارچوب «هیات صلح» در پیش بگیرد.
این در حالی است که تلاشها برای خلع سلاح حزبالله و حماس تاکنون بینتیجه مانده است.
خروج نیروهای آمریکایی و ضربالاجل خلع سلاح نیابتیها
زیدی ۲۱ مرداد از مرکز عملیات فرماندهی پدافند هوایی عراق بازدید کرد. دولت عراق در بیانیهای اعلام کرد این بازدید با هدف ارزیابی روند آمادهسازی برای مرحله پیش رو و بررسی توان عملیاتی یگانهای مختلف انجام گرفت.
بر اساس بیانیه دولت عراق، این اقدامات بخشی از روند اجرای توافق بغداد و واشینگتن برای پایان دادن به ماموریت ائتلاف بینالمللی و تکمیل خروج نیروهای آن از عراق تا ۳۰ سپتامبر (هشتم مهر) است.
دولت عراق تاکید کرد خروج نیروهای ائتلاف، ضرورت تقویت توانمندیهای نیروهای مسلح و سامانههای پدافند هوایی این کشور را برای حفاظت از حریم هوایی و حاکمیت ملی دوچندان میکند.
زیدی همان روز با برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در بغداد دیدار کرد و به گزارش رسانههای عراقی، دو طرف بر «توافق کامل و نهایی» برای پایان دادن به ماموریت نظامی ائتلاف بینالمللی تاکید کردند.
همزمان با برنامه خروج کامل نیروهای آمریکایی، ۳۰ سپتامبر بهعنوان مهلت خلع سلاح گروههای نیابتی تعیین شده است.
اورشلیمپست در ادامه نوشت جمهوری اسلامی این هفته اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، را برای رایزنی با سیاستمداران عراقی راهی بغداد کرد.
تحلیلگران هدف از این سفر را تلاش برای حفظ گروههای نیابتی جمهوری اسلامی و جلب حمایت سیاسی از آنها عنوان کردهاند.
به گزارش اورشلیمپست، قاآنی احتمالا خواستار تعویق ضربالاجل ۳۰ سپتامبر شده یا دستکم کوشیده است قانون انحصار سلاح در دست دولت به اندازهای مبهم تدوین شود که گروههای وابسته به تهران بتوانند تسلیحات خود را حفظ کنند.
در همین حال، حرکت حزبالله نجباء که در فهرست گروههای تروریستی آمریکا قرار دارد، اعلام کرد سلاحهای خود را تحویل نخواهد داد.
اصرار دولت بر کنترل تسلیحات در خاک عراق
زیدی بارها تاکید کرده است اجازه نخواهد داد از خاک یا حریم هوایی عراق بهعنوان سکویی برای حمله به کشورهای همسایه استفاده شود.
او پس از حملات اخیر شبهنظامیان از خاک عراق به عربستان سعودی بار دیگر بر این موضع تاکید کرد. در پی این حملات، هیاتهایی از بغداد و ریاض سرگرم رایزنی درباره راههای مهار این تهدید و جلوگیری از تکرار آن هستند.
شبکه الحره گزارش داد زیدی بر برخورد با هر گروهی که پس از پایان مهلت تعیینشده سلاحهای خود را تحویل ندهد، اصرار دارد.
در اقلیم کردستان عراق نیز که از آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، تاکنون حدود هزار بار هدف حملات جمهوری اسلامی و شبهنظامیان وابسته به آن قرار گرفته، از ابتکار دولت عراق در خصوص خلع سلاح نیابتیها استقبال شده است.
اورشلیمپست نوشت شبهنظامیان مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق، محصول چند دهه سیاست تهران برای پرورش نیروهای نیابتی مسلح در خارج از مرزهای ایران هستند و ریشههای شکلگیری آنها به دهه ۱۹۸۰ میلادی بازمیگردد.
در دوران جنگ ایران و عراق، شماری از مخالفان شیعه عراقی از حکومت صدام حسین گریختند و به ایران پناه بردند.
سپاه پاسداران، بهویژه نیروی قدس، این تبعیدیان را آموزش داد و سازماندهی کرد. بسیاری از آنان بعدها به رهبران بانفوذ سیاسی و نظامی عراق تبدیل شدند.
گروههایی مانند سازمان بدر در همان دوره شکل گرفتند، در حالی که گروههای دیگری از جمله کتائب حزبالله، عصائب اهلالحق و حرکت حزبالله نجباء پس از حمله سال ۲۰۰۳ آمریکا به عراق تاسیس شدند.
ظهور داعش در سال ۲۰۱۴ موقعیت این شبهنظامیان را دگرگون کرد. پس از فتوای آیتالله علی سیستانی، بسیاری از گروههای شبهنظامی به حشد شعبی پیوستند و در کنار نیروهای امنیتی عراق و ائتلاف به رهبری آمریکا، با داعش جنگیدند.
حضور این گروهها در میدان نبرد برای آنها در میان بخشی از جامعه عراق مشروعیت ایجاد کرد و به ادغام رسمیشان در ساختار امنیتی این کشور انجامید.
با این حال، شماری از قدرتمندترین گروهها زنجیره فرماندهی مستقل، روابط نزدیک با جمهوری اسلامی و شبکههای سیاسی و اقتصادی ویژه خود را حفظ کردند.
پس از شکست داعش، بسیاری از این شبهنظامیان نفوذ خود را گسترش دادند. آنها حملات موشکی و پهپادی علیه نیروهای آمریکایی و ائتلاف انجام دادند، مراکز دیپلماتیک را هدف گرفتند، به اقلیم کردستان عراق حمله کردند و مخالفان سیاسی و کنشگران مدنی را تهدید کردند یا ربودند.
ایالات متحده شماری از آنها را در فهرست «سازمانهای تروریستی خارجی» یا «تروریستهای جهانی ویژه» قرار داده است. کتائب حزبالله، عصائب اهلالحق، حرکت حزبالله نجباء و کتائب امام علی از جمله این گروهها هستند.
یک مقام اتاق بازرگانی با اشاره به ادامه محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران هشدار داد کریدورهای زمینی به هیچ وجه ظرفیت جایگزینی مسیرهای دریایی را ندارند و برونرفت از بحران تنها از طریق مذاکره و کاهش تنشهای نظامی امکانپذیر است.
داوود رنگی، نایبرییس کمیسیون مدیریت واردات اتاق بازرگانی، پنجشنبه ۲۲ مرداد در مصاحبه با پایگاه خبری اقتصادنیوز گفت مقامهای جمهوری اسلامی نباید روی کریدورهای زمینی حساب باز کنند، زیرا این مسیرها هم بهشدت تحت تاثیر سیاستهای دولتهای همسایه قرار دارند و هم فاقد ظرفیت لازم برای حمل و ترخیص حجم بالایی از کالا هستند.
رنگی افزود دولتهای همسایه «با یک دستور میتوانند مرز را ببندند که این دستور لزوما نباید سیاسی یا نظامی باشد و میتواند به بهانه مسائل قرنطینه و دامپزشکی باشد که تاکنون دیدهایم».
به گفته این مقام اتاق بازرگانی، سالانه حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ کشتی حامل کالاهای اساسی وارد ایران میشوند که جایگزینی هر یک از آنها به حدود ۲۵۰۰ کامیون نیاز دارد و شمار کامیونهای مورد نیاز را به رقمی «وحشتناک» میرساند.
او ادامه داد: «بسیج کردن این تعداد کامیون برای ما دور از ذهن است و در صورت بسیج کردن نیز هزینههای حمل بهشدت بالا میرود.»
طی هفتههای گذشته، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به تنشها در منطقه دامن زده است.
در سوی دیگر، ایالات متحده پس از فروپاشی آتشبس، فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را از طریق اعمال محاصره دریایی افزایش داده است.
همزمان با ادامه تنشها، چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن بر سر بازگشایی تنگه هرمز در هالهای از ابهام قرار دارد و گمانهزنیها درباره احتمال گسترش دامنه و شدت درگیریها در منطقه بالا گرفته است.
مذاکره تنها راه پایان محاصره دریایی
نایبرییس کمیسیون مدیریت واردات اتاق بازرگانی در ادامه سخنان خود، مذاکره و کاهش تنشهای نظامی را تنها راه لغو محاصره دریایی و ازسرگیری ورود کالاهای اساسی به کشور دانست و تاکید کرد تکیه بر مسیرهای زمینی با توجه به چالشهای فراوان موجود عملی نیست، زیرا «ضرر سنگینی» برای واردکنندگان به همراه خواهد داشت.
رنگی گفت: «در حجم کوچک شاید بشود مثلا سالی یک میلیون تن بار از مسیر ترکیه یا پاکستان وارد کرد، اما ۲۳ میلیون تن و حتی نصف آن به هیچ وجه متصور نیست.»
او همچنین به پیامدهای محاصره دریایی برای صادرات ایران اشاره کرد و افزود این وضعیت بهویژه حمل کالاهای کانتینری را دشوارتر میکند.
به گفته این مقام اتاق بازرگانی، کشتیهای حامل کالاهای فلهای آسانتر اجازه عبور مییابند، اما تفکیک کانتینرها در کشتیهای کانتینری عملا امکانپذیر نیست.
رنگی ادامه داد: «ما در مسیر جنوبی، بندرعباس و چابهار، بهشدت آسیبپذیر هستیم، اما در کریدورهای شمالی و غربی، فضا برای صادرات بسیار بهتر از واردات است.»
در ماههای اخیر، ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی در منطقه، تشدید تحریمها و افت چشمگیر ارزش پول ملی، بحران اقتصادی ایران را عمیقتر کرده است.
افزایش شدید تورم و کاهش قدرت خرید نیز فشار بیسابقهای بر معیشت مردم وارد آورده و تامین کالاهای اساسی را برای بخش گستردهای از جامعه دشوار کرده است.
مقامهای کنونی و پیشین آمریکا میگویند سیا اطلاعات اسرائیل درباره تهدید فوری حکومت ایران علیه جان دونالد ترامپ را قانعکننده نمیدانست؛ با این حال، سرویس مخفی برای خروج رییسجمهوری آمریکا از ترکیه عملیاتی پیچیده و پنهانی اجرا کرد.
واشینگتنپست گزارش داد اطلاعات مربوط به طرح ترور ترامپ را دولت اسرائیل در اختیار سیا قرار داده بود، اما تحلیلگران این سازمان درباره اعتبار آن تردید داشتند و ارزیابی خود را به مقامهای دولت منتقل کردند. یک مقام آمریکایی این اطلاعات را «برگرفته از اسرائیل، نه تولیدشده از سوی آمریکا» و دارای «درجه اطمینان پایین» توصیف کرد.
با وجود این تردیدها، مقامهای کاخ سفید و سرویس مخفی تصمیم گرفتند خطری را نپذیرند. ترامپ ۱۷ تیر، هنگام خروج از نشست ناتو در آنکارا، ابتدا سوار یکی از هواپیماهای قدیمی ایرفورس وان شد، اما سپس مخفیانه با یک کامیون حمل غذای فرودگاه از آن خارج شد و به یک هواپیمای نظامی سی-۳۲ای انتقال یافت.
این هواپیمای سوم، ترامپ و شمار محدودی از دستیارانش را با اسکورت جنگندههای اف-۱۶ به پایگاه میلدنهال در بریتانیا برد. همزمان، خبرنگاران و برخی همراهان با ایرفورس وان قدیمی پرواز کردند و تا چند هفته بعد نمیدانستند رییسجمهوری در هواپیما حضور نداشته است.
این تدابیر پس از آن اتخاذ شد که درباره ایمنی هواپیمای جدید بوئینگ ۸-۷۴۷ اهدایی قطر برای انتقال رییسجمهوری از محیطی بالقوه خصمانه نگرانیهایی مطرح شد. سرویس مخفی همچنین از خبرنگاران خواسته بود پرده پنجرههای هواپیما را پایین بکشند تا جابهجایی مخفیانه ترامپ دیده نشود.
یک مقام آمریکایی گفت این عملیات «از سر احتیاط فراوان» انجام شد، زیرا سرویس مخفی در جریان کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ و پس از آن سه بار با موقعیتهایی روبهرو شده بود که میتوانست به ترور ترامپ منجر شود. با این حال، هیچ ارتباط شناختهشدهای میان مظنونان آن موارد و حکومت ایران وجود ندارد.
تهدید حکومت ایران علیه ترامپ و دیگر مقامهای ارشد آمریکایی از زمان کشتهشدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس، در حمله آمریکا در سال ۲۰۲۰، یکی از نگرانیهای امنیتی واشینگتن بوده است. کاخ سفید نیز بدون پاسخ مستقیم به پرسشها درباره اعتبار اطلاعات اسرائیل گفت رییسجمهوری با تهدیدهای متعددی، از جمله از سوی [حکومت] ایران، مواجه بوده و همه تدابیر لازم برای حفاظت از او اتخاذ میشود.
واشینگتنپست همچنین به نقل از مقامهای آمریکایی نوشت برخی در جامعه اطلاعاتی معتقد بودند هشدار اسرائیل ممکن است علاوه بر اطلاعرسانی، با هدف تاثیرگذاری بر تصمیمهای ترامپ و سیاست منطقهای واشینگتن ارائه شده باشد. به گفته این منابع، اسرائیل از نزدیکی روابط ترامپ و رجب طیب اردوغان و گرمتر شدن مناسبات آمریکا و ترکیه نگران است.
بر اساس این گزارش، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، از اطلاعات اسرائیل و طرح فریب سرویس مخفی آگاه بود، اما همچنان سوار ایرفورس وان قدیمی شد؛ هواپیمایی که اگر تهدید واقعی بود، احتمالا میتوانست هدف قرار گیرد. یک مقام دیگر نیز با اشاره به حضور دهها هزار نیروی امنیتی ترکیه در نشست ناتو، جدیبودن تهدید را زیر سوال برد.
ترامپ گفته است تصمیم استفاده از هواپیمای جایگزین را سرویس مخفی گرفته و او از دستورهای این نهاد پیروی کرده است. دموکراتهای کنگره اکنون از دولت خواستهاند درباره اعتبار و امکان راستیآزمایی مستقل اطلاعات اسرائیل و علت اجرای این عملیات کمسابقه توضیحات روشنتری ارائه کند.