وزیر خارجه بریتانیا: خواهان نتیجه سریع گفتوگوهای واشینگتن و تهران هستیم


ایوت کوپر، وزیر خارجه بریتانیا، سهشنبه ۱۹ خرداد در جلسه پارلمان این کشور گفت لندن خواهان آن است که گفتوگوهای آمریکا و جمهوری اسلامی هرچه سریعتر به نتیجه برسد و توافقی حاصل شود که تنگه هرمز را به طور کامل و بدون عوارض باز کند.
او با اشاره به حملات اخیر اسرائیل و جمهوری اسلامی افزود در ۴۸ ساعت گذشته بر ضرورت کاهش فوری تنش تاکید شده، زیرا بازگشت به درگیری به نفع هیچکس نیست.
وزیر خارجه بریتانیا همچنین گفت آزادی کشتیرانی برای همه کشورها اهمیت دارد و بریتانیا همراه با فرانسه و دیگر کشورها آماده است پس از دستیابی به توافق، در یک ماموریت دریایی چندجانبه برای پاکسازی مینها و تضمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز مشارکت کند.






پیامهای رسیده از شهرهای مختلف ایران درباره گرانی مواد غذایی، تصویری از عقبگرد تدریجی خانوارها را در هرم نیازهای انسانی نمایش میدهند. شهروندان میگویند سفرههای آنها به سطح بقا و «سیر شدن برای زنده ماندن» تقلیل یافته و «کیفیت، تنوع و ارزش غذایی»، در سبد خریدشان اهمیتی ندارد.
اگر در سالهای گذشته بسیاری از خانوادهها گوشت قرمز و ماهی و حتی مرغ را از سفرههای خود حذف کردهاند، حالا پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند میوه، تخممرغ و لبنیات هم برای بخش بزرگی از مردم، تبدیل به کالای لوکس شدهاند.
بخش بزرگی از جامعه در ماههای گذشته به جای تغذیه متعادل، به «غذای سیرکننده» روی آورده است: ماکارونی، سیبزمینی، پیاز، نان و برنج ساده.
این دقیقا همان کف هرم مازلو است؛ نیازهای فیزیولوژیک پایه برای زنده ماندن، بدون هیچ افق سلامتی، رشد یا امنیت بلندمدت.
شهروندی گفت ماههاست بهدلیل گرانی، بهجای مغازهها، از دستفروشهای هفتگی خرید میکند اما حالا دیگر حتی توان خرید از دستفروش را هم ندارد و فقط مایحتاج اولیه و خیلی ضروری مثل سیبزمینی، گوجهفرنگی و پیاز، آنهم از نوع درجه سه، میخرد.
جمهوری اسلامی بماند، در گورستان آرزوهایمان دفن خواهیم شد
مخاطبی دیگر با اشاره به اینکه او و خانوادهاش بیشتر روزهای هفته نمیتوانند چیزی به جز سیبزمینی، پیاز و عدسی بخورند، گفت: «اگر جمهوری اسلامی بماند، ما در گورستان آرزوهایمان دفن خواهیم شد.»
از اصفهان نیز شهروندی گفت خوراک خانواده در سیبزمینی، ماکارونی یا نان و پنیر خلاصه شده است.
تورم مواد غذایی بر اساس آمارهای رسمی حکومت بارها از ۱۰۰ درصد گذشته و قیمت مرغ و گوشت و اقلام پروتئینی دیگر مانند تخممرغ و لبنیات چند برابر شده، در حالی که قدرت خرید حقوقبگیران به شدت افت کرده است.
بر اساس آمارهای بانک مرکزی از تورم خوراکیها در اردیبهشت، تورم نقطه به نقطه شیر، پنیر و تخممرغ نسبت به اردیبهشت سال گذشته، ۱۶۱ درصد، روغنها و چربیها ۲۶۷ درصد و انواع گوشت ۱۷۶ درصد بوده است.
بر اساس گزارشهای شهروندی، هر کیلوگرم گوشت گوسفندی در خرداد امسال با قیمت حدود دو میلیون و ۲۰۰ هزار تومان و هر کیلوگرم گوشت گوساله با قیمت حدود یک و نیم میلیون تومان عرضه میشود.
مسعود رسولی، دبیر انجمن صنعت بستهبندی گوشت و مواد پروتئینی، ابتدای خرداد گفت بازار تقاضای گوشت قرمز نسبت به سال گذشته حدود ۵۰ درصد کاهش یافته است.
خانوادههای زیادی نیز به ایراناینترنشنال گفتند پروتئین حیوانی را بهطور کامل از سبد غذایی خود حذف کردهاند، در حالی که حذف طولانیمدت مواد پروتئینی، منجر به سوءتغذیه گسترده، بهویژه در کودکان و نوجوانان میشود.
پزشکان هشدار میدهند کوچک شدن سبد مصرفی خانوار و تغییر الگوی مصرف به سمت اقلام ارزانتر و کمکیفیتتر، افزایش کمخونی، ضعف ایمنی و مشکلات بلندمدت را در پی دارد.
با این حال در ماههای اخیر، تامین غذای کم کیفیت، ساده و حداقلی هم برای بسیاری از خانوادهها دشوار شده است.
یک ماه نان و پنیر، همقیمت حقوق یک کارگر
شماری از شهروندان اشاره کردند قیمت یک پنیر صبحانه عادی در برندهای مختلف حدود ۲۰۰ هزار تومان شده است.
مخاطبی گفت: «خیلی روزها ناهار و شام ما در نان و پنیر خلاصه میشود. اما حتی اگر بخواهی صرفا با نان سنگک و پنیر هم سر کنی، باید ماهی ۱۵ میلیون تومان خرج کنی.»
پایه حقوق کارگری برای سال جاری حدود ۱۶ میلیون تومان است.
قیمت یک جعبه چای حدود یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومان، تخممرغ دانهای ۲۵ هزار تومان، کره کیلویی یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان، ماهی یک میلیون تومان، مرغ دستکم ۵۰۰ هزار تومان، روغن یکلیتری بالای یک میلیون و ماست ۲.۵ کیلویی حدود ۵۰۰ هزار تومان است.
شهروندان در پیامهای خود تاکید کردند با حقوقی که برای بسیاری به زور به ۲۰ میلیون تومان میرسد، به «درماندگی برای تامین خوراک بدون پروتئین برای زنده ماندن» رسیدهاند.
پیامها همچنین از پدیدهای نگرانکنندهتر خبر میدهند: حذف تدریجی «غذا» و جایگزینی آن با «پر کردن شکم».
شهروندی از تبریز گفت به جای گوشت، عصاره آن را میخرد تا فقط طعم گوشت را در خورشت قورمهسبزی احساس کند.
مادری از دهلران نیز گفت ماههاست فرزندانش گوشت نخوردهاند و حتی خرید مرغ هم برایشان ممکن نیست.
برخی دیگر از فروش وسایل خانه برای تامین هزینه خوراک خبر دادند.
مخاطبی گفت: «آنقدر از سر و ته خرجها زدهایم که دیگر چیزی وسط سفرهمان نمانده. یک هفته است درست غذا نخوردهام. دیگر کمکم نمیتوانیم سه وعده غذایی را تهیه کنیم.»
در سالهای گذشته شماری از مقامهای جمهوری اسلامی در واکنش به گسترش فقر در پی چهار دهه سوءمدیریت، فساد ساختاری و سیاست خارجی ماجراجویانه حکومت، مردم را به «مقاومت» و «صرفهجویی» دعوت کردهاند.
با این سیاستها، منابع کشور به جای سرمایهگذاری در تولید و کشاورزی، صرف ماجراجوییهای منطقهای و حفظ نهادهای رانتی شده است. حالا مردم نه فقط «غذا»، بلکه امید به زندگی بهتر را هم زیر سایه جمهوری اسلامی از دست دادهاند.
ایوت کوپر، وزیر خارجه بریتانیا، سهشنبه ۱۹ خرداد، در جلسه پارلمان این کشور حملات حزبالله به اسرائیل، از جمله علیه شهرهای شمالی این کشور، را محکوم کرد و همچنین خواستار اجرای آتشبس از سوی دو طرف شد.
او گفت حزبالله که به گفته او با تحریک جمهوری اسلامی اقدام میکند، لبنان را به سوی جنگی میکشاند که برخلاف منافع مردم و دولت این کشور است و باید این حملات خطرناک را متوقف و خلع سلاح شود.
وزیر خارجه بریتانیا همچنین تاکید کرد آتشبس با میانجیگری آمریکا در لبنان باید از سوی همه طرفها به طور جدی رعایت شود.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، لیلا آفرین، زندانی سیاسی که همراه با خواهرش مریم آفرین از ششماه پیش در بند زنان زندان اوین بهسر میبرد، با وجود ابتلا به تومور مغزی، بیماریهای شدید مفصلی و خطر فلج شدن، همچنان از رسیدگی تخصصی پزشکی و درمان مناسب محروم مانده است.
یک منبع آگاه از وضعیت آفرین به ایراناینترنشنال گفت وضعیت جسمی این زندانی ۳۳ ساله بهشدت وخیم شده و او از دردهای شدید مفصلی، لرزشهای مداوم و اختلال در حرکت دستها و پا رنج میبرد.
این منبع آگاه تاکید کرد که آفرین در بسیاری از مواقع تنها با تکیه بر دیوارها و نردههای بند قادر به راه رفتن است و خطر از دست دادن توان حرکتی و فلج شدن جدی است.
به گفته این منبع، پزشک زندان پیشتر بر ضرورت رسیدگی فوری پزشکی به وضعیت این زندانی تاکید کرده بود. اوایل خرداد و پس از اعتراض خانواده و همبندیانش، آفرین به بیمارستان «شهدای تجریش» اعزام شد اما بدون انجام آزمایشهای تخصصی و اقدامات درمانی مورد نیاز به زندان بازگردانده شد.
با وجود ثبت و موجود بودن پرونده پزشکی او در مراجع قضایی و زندان، درخواستهای مکرر برای مرخصی درمانی تاکنون بینتیجه مانده است. همچنین با وجود آنکه زمان استفاده این زندانی از آزادی مشروط فرا رسیده است، پوریا نیری، دادیار ناظر بر زندان، با درخواست آزادی مشروط او مخالفت کرده است.
لیلا آفرین و خواهرش مریم آفرین پیشتر از سوی دادگاه انقلاب تهران در پروندهای با اتهامات سیاسی، هر یک به یک سال حبس محکوم شدند. این دو خواهر ۱۹ آذر ۱۴۰۴ برای اجرای حکم به بند زنان زندان اوین منتقل شدند و اکنون دوران محکومیت خود را سپری میکنند.
پرونده لیلا آفرین در حالی مطرح میشود که در ماههای اخیر گزارشهای دیگری نیز درباره پیامدهای محرومیت درمانی زندانیان در ایران منتشر شده است. فعالان حقوق بشر هشدار میدهند که جمهوری اسلامی از محروم کردن زندانیان سیاسی از درمان بهعنوان ابزاری برای حذف سازمانیافته و تدریجی مخالفانش استفاده میکند.
ایراناینترنشنال دوم خرداد گزارش داد اکبر محمدی، شهروند ۴۰ ساله اهل اصفهان، پس از بازداشت و در پی محروم ماندن از رسیدگی پزشکی در زندان دستگرد اصفهان جان باخت.
منابع آگاه گفته بودند او و برادرش پس از بازداشت در شرایط نامناسب زندان بیمار شدند و با وجود نیاز به درمان، از دسترسی کافی به خدمات پزشکی محروم ماندند.
در سالهای اخیر، گزارشهای متعددی درباره محرومیت زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران از رسیدگی پزشکی، اعزام به مراکز درمانی و دسترسی به درمان تخصصی منتشر شده است؛ وضعیتی که نهادهای حقوق بشری آن را از مصادیق نقض حق سلامت و فشار مضاعف بر زندانیان میدانند.
در هفتههای گذشته نیز گزارشهایی درباره محرومیت شماری از زندانیان سیاسی و عقیدتی از درمان منتشر شده است؛ از جمله درباره مطلب احمدیان، آرشام رضایی، حمیرا شریفی، نهاله شهیدی یزدی، زینب جلالیان، آزاده یعقوبی، سارا سپهری و محشر پرندین.
محرومیت از درمان در زندانهای جمهوری اسلامی بارها به ابزاری برای فرسودن زندانیان سیاسی، عقیدتی و مدنی تبدیل شده است؛ ابزاری که گاه جان زندانی را میگیرد و گاه او را با آسیبهای جبرانناپذیر رها میکند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با انتشار بیانیهای اعلام کرد از تجمعات دانشآموزان «شجاع و آگاه» در نقاط مختلف ایران در اعتراض به سیاستهای آموزشی جمهوری اسلامی حمایت میکند.
در این بیانیه که سهشنبه ۱۹ خرداد در هفته صد و بیست و چهارم کارزار منتشر شد، آمده است: «دانشآموزان آگاه برای دفاع از حقوق خود در شهرهای مختلف به خیابان آمدند تا نشان دهند از سیاستهای حاکمیتی در عرصه آموزش که در تضاد آشکار با عدالت آموزشی است، به تنگ آمدهاند.»
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ابراز اطمینان کرد آینده ایران با وجود چنین افراد پرشوری، بدون شک درخشان خواهد بود.
در روزهای گذشته، دانشآموزان در دستکم ۲۰ استان ایران از جمله تهران، خراسان رضوی، اصفهان، قم، یزد و لرستان، در اعتراض به تاثیر قطعی معدل پایههای یازدهم و دوازدهم در کنکور ۱۴۰۵ و شیوه برگزاری امتحانات نهایی دست به تجمع زدند.
در سوی دیگر، عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی، ۱۶ خرداد از تاثیر سوابق تحصیلی پایههای یازدهم و دوازدهم در کنکور سال جاری دفاع کرد و گفت اعضای این شورا بر سر این موضوع «اجماع» دارند.
خسروپناه افزود: «اغلب این معترضان مافیای کنکور هستند.»
حفاظت از حق حیات نشانه بلوغ جامعه است
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ادامه بیانیه خود، با انتقاد از تشدید سیاستهای سرکوب و ارعاب در ایران، جمهوری اسلامی را «حکومت اعدامی» خواند و نسبت به افزایش صدور و اجرای احکام اعدام هشدار داد.
در این بیانیه آمده است: «حکومت اعدامی از ابتدای خرداد تاکنون دستکم ۴۹ تن را به دار آویخته است و در ادامه موج ارعاب و سرکوب خود، حکم اعدام زندانی سیاسی، یعقوب درخشان، در زندان لاکان رشت را مجددا تایید کرده و برای زندانیان سیاسی دیگر یاسین شهبخش، حسن مصلاوی و علی کمالی حکم اعدام صادر کرده است.»
این کارزار افزود فرشاد اعتمادیفر، علیرضا مرداسی، مسعود جامعی و رضا عبدالی، چهار زندانی سیاسی محبوس در زندان شیبان اهواز، در معرض اجرای قریبالوقوع حکم اعدام قرار دارند و جان آنان با خطر جدی روبهرو است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همچنین حق بنیادین زندگی را «سرچشمه همه حقوق انسانی» و حفاظت از آن را «نشانه بلوغ، برابری، آزادی و انسانیت هر جامعه» توصیف کرد و از همه مردم خواست اعتراض خود را به صدور و اجرای احکام ظالمانه و غیرانسانی اعدام «به شدیدترین وجه ممکن» نشان دهند.
این کارزار تاکید کرد: «آزادی و عدالت حق هر انسانی است و عدالت واقعی نه از مسیر مرگ و سلب حق حیات، بلکه از مسیر احترام به حقوق بشر به دست میآید. در نتیجه، برای به دست آوردن آن از دست حاکمان ستمکار و مستبد باید مبارزه و مقاومت کرد.»
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ۱۲ خرداد هشدار داده بود جمهوری اسلامی میکوشد برای توجیه سیاستهای سرکوبگرانه خود و کشتار شهروندان، هرگونه اعتراض مردمی را به کشورهای خارجی منتسب کند.
در هفتههای اخیر، جمهوری اسلامی موج جدیدی از سرکوب شهروندان را از طریق احضارها و بازداشتهای گسترده، صدور احکام سنگین حبس و افزایش چشمگیر اجرای حکم اعدام به راه انداخته است.
کنشگران بر این باورند که جمهوری اسلامی بهویژه پس از درگیری نظامی اخیر قصد دارد با ایجاد فضای رعب و وحشت، مانع از فوران دوباره خشم عمومی علیه بحرانهای فزاینده معیشتی و سیاسی شود.
اعتصاب غذا در ۵۶ زندان
اعضای «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صد و بیست و چهارم فعالیت خود، در اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی در ۵۶ زندان ایران دست به اعتصاب غذا زدند.
زندانهای مشارکتکننده در این حرکت اعتراضی عبارتند از:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان اراک، زندان اردبیل، زندان ارومیه، زندان ازبرم لاهیجان، زندان اسدآباد اصفهان، زندان اهر، زندان ایلام، زندان بانه، زندان برازجان، زندان بروجرد، زندان بوکان، زندان بهبهان، زندان بم، زندان تبریز، زندان تهران بزرگ، زندان طبس، زندان چوبیندر قزوین، زندان حویق تالش، زندان خرمآباد، زندان خورین ورامین، زندان خوی، زندان دستگرد اصفهان، زندان دهدشت، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان رامهرمز، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان زاهدان (بند زنان و مردان)، زندان سبزوار، زندان سقز، زندان سلماس، زندان سنندج، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان شیبان اهواز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فردیس کرج، زندان فیروزآباد فارس، زندان قائمشهر، زندان قرچک، زندان قزلحصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان کامیاران، زندان کهنوج، زندان گرگان، زندان گنبدکاووس، زندان لنگرود قم، زندان مریوان، زندان مهاباد، زندان مرکزی بیرجند، زندان مرکزی کرج، زندان مشهد، زندان میاندوآب، زندان نقده، زندان نظام شیراز، زندان یاسوج، زندان یزد (بند زنان و مردان).
امیر صدیقی، رییس فدراسیون ووشو، روایت خود را از حواشی مسابقات انتخابی تیم ملی زنان و اتفاقات رخداده در دفتر کارش تشریح کرد.
به گفته او، پس از شکست و حذف سهیلا منصوریان، دو خواهر دیگر او، الهه و شهربانو منصوریان، وارد دفتر ریاست فدراسیون شدند. صدیقی گفت: «الهه و شهربانو منصوریان با هتک حرمت، فریاد، استفاده از الفاظ ناشایست و پس از شکستن دوربین مداربسته و قفل در اتاق ریاست، وارد اتاق من شدند و به من حمله فیزیکی کردند. این دو خواهر با هتک حرمت به تصاویر کشتهشدگان جنگ ایران و عراق، قاب عکس روحالله خمینی و قاب وانیکاد، پس از حمله فیزیکی، چاقویی را که به گفته من از قبل همراه خود داشتند، در دست گرفتند. آنها پس از آنکه موفق نشدند سناریوی خود را عملی کنند، الهه منصوریان اقدام به خودزنی کرد و شروع به فریاد زدن کرد.»
رییس فدراسیون ووشو با تاکید بر پیگیری قضایی این پرونده افزود: «توهین لفظی و تهدید کارکنان فدراسیون به هیچ وجه قابل اغماض نیست. فدراسیون ووشو ضمن محکوم کردن این رفتارها، موضوع را از طریق مراجع قانونی و قضایی پیگیری خواهد کرد. دیگر دوران بزندررو تمام شده است. مستنداتی در اختیار فدراسیون ووشو قرار دارد که در صورت انتشار، برای این افراد تبعات بیشتری به همراه خواهد داشت.»
او همچنین مدعی شد تصاویر دوربینهای مداربسته فدراسیون، درگیری خواهران منصوریان با مسئولان، تخریب تجهیزات و ورود به دفتر ریاست را نشان میدهد.
در مقابل، شهربانو منصوریان با انتشار تصویری از دست زخمی خواهرش در اینستاگرام، روایت متفاوتی ارائه کرده و مدعی شده است که رییس فدراسیون با یک چاقوی میوهخوری به الهه منصوریان حمله کرده و او را راهی بیمارستان کرده است.