لیلا آفرین، زندانی سیاسی مبتلا به تومور مغزی، با وجود خطر فلجشدن از درمان محروم مانده است
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، لیلا آفرین، زندانی سیاسی که همراه با خواهرش مریم آفرین از ششماه پیش در بند زنان زندان اوین بهسر میبرد، با وجود ابتلا به تومور مغزی، بیماریهای شدید مفصلی و خطر فلج شدن، همچنان از رسیدگی تخصصی پزشکی و درمان مناسب محروم مانده است.
یک منبع آگاه از وضعیت آفرین به ایراناینترنشنال گفت وضعیت جسمی این زندانی ۳۳ ساله بهشدت وخیم شده و او از دردهای شدید مفصلی، لرزشهای مداوم و اختلال در حرکت دستها و پا رنج میبرد.
این منبع آگاه تاکید کرد که آفرین در بسیاری از مواقع تنها با تکیه بر دیوارها و نردههای بند قادر به راه رفتن است و خطر از دست دادن توان حرکتی و فلج شدن جدی است.
به گفته این منبع، پزشک زندان پیشتر بر ضرورت رسیدگی فوری پزشکی به وضعیت این زندانی تاکید کرده بود. اوایل خرداد و پس از اعتراض خانواده و همبندیانش، آفرین به بیمارستان «شهدای تجریش» اعزام شد اما بدون انجام آزمایشهای تخصصی و اقدامات درمانی مورد نیاز به زندان بازگردانده شد.
با وجود ثبت و موجود بودن پرونده پزشکی او در مراجع قضایی و زندان، درخواستهای مکرر برای مرخصی درمانی تاکنون بینتیجه مانده است. همچنین با وجود آنکه زمان استفاده این زندانی از آزادی مشروط فرا رسیده است، پوریا نیری، دادیار ناظر بر زندان، با درخواست آزادی مشروط او مخالفت کرده است.
لیلا آفرین و خواهرش مریم آفرین پیشتر از سوی دادگاه انقلاب تهران در پروندهای با اتهامات سیاسی، هر یک به یک سال حبس محکوم شدند. این دو خواهر ۱۹ آذر ۱۴۰۴ برای اجرای حکم به بند زنان زندان اوین منتقل شدند و اکنون دوران محکومیت خود را سپری میکنند.
پرونده لیلا آفرین در حالی مطرح میشود که در ماههای اخیر گزارشهای دیگری نیز درباره پیامدهای محرومیت درمانی زندانیان در ایران منتشر شده است. فعالان حقوق بشر هشدار میدهند که جمهوری اسلامی از محروم کردن زندانیان سیاسی از درمان بهعنوان ابزاری برای حذف سازمانیافته و تدریجی مخالفانش استفاده میکند.
ایراناینترنشنال دوم خرداد گزارش داد اکبر محمدی، شهروند ۴۰ ساله اهل اصفهان، پس از بازداشت و در پی محروم ماندن از رسیدگی پزشکی در زندان دستگرد اصفهان جان باخت.
منابع آگاه گفته بودند او و برادرش پس از بازداشت در شرایط نامناسب زندان بیمار شدند و با وجود نیاز به درمان، از دسترسی کافی به خدمات پزشکی محروم ماندند.
در سالهای اخیر، گزارشهای متعددی درباره محرومیت زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران از رسیدگی پزشکی، اعزام به مراکز درمانی و دسترسی به درمان تخصصی منتشر شده است؛ وضعیتی که نهادهای حقوق بشری آن را از مصادیق نقض حق سلامت و فشار مضاعف بر زندانیان میدانند.
در هفتههای گذشته نیز گزارشهایی درباره محرومیت شماری از زندانیان سیاسی و عقیدتی از درمان منتشر شده است؛ از جمله درباره مطلب احمدیان، آرشام رضایی، حمیرا شریفی، نهاله شهیدی یزدی، زینب جلالیان، آزاده یعقوبی، سارا سپهری و محشر پرندین.
محرومیت از درمان در زندانهای جمهوری اسلامی بارها به ابزاری برای فرسودن زندانیان سیاسی، عقیدتی و مدنی تبدیل شده است؛ ابزاری که گاه جان زندانی را میگیرد و گاه او را با آسیبهای جبرانناپذیر رها میکند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با انتشار بیانیهای اعلام کرد از تجمعات دانشآموزان «شجاع و آگاه» در نقاط مختلف ایران در اعتراض به سیاستهای آموزشی جمهوری اسلامی حمایت میکند.
در این بیانیه که سهشنبه ۱۹ خرداد در هفته صد و بیست و چهارم کارزار منتشر شد، آمده است: «دانشآموزان آگاه برای دفاع از حقوق خود در شهرهای مختلف به خیابان آمدند تا نشان دهند از سیاستهای حاکمیتی در عرصه آموزش که در تضاد آشکار با عدالت آموزشی است، به تنگ آمدهاند.»
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ابراز اطمینان کرد آینده ایران با وجود چنین افراد پرشوری، بدون شک درخشان خواهد بود.
در روزهای گذشته، دانشآموزان در دستکم ۲۰استان ایران از جمله تهران، خراسان رضوی، اصفهان، قم، یزد و لرستان، در اعتراض به تاثیر قطعی معدل پایههای یازدهم و دوازدهم در کنکور ۱۴۰۵ و شیوه برگزاری امتحانات نهایی دست به تجمع زدند.
در سوی دیگر، عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی، ۱۶ خرداد از تاثیر سوابق تحصیلی پایههای یازدهم و دوازدهم در کنکور سال جاری دفاع کرد و گفت اعضای این شورا بر سر این موضوع «اجماع» دارند.
خسروپناه افزود: «اغلب این معترضان مافیای کنکور هستند.»
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ادامه بیانیه خود، با انتقاد از تشدید سیاستهای سرکوب و ارعاب در ایران، جمهوری اسلامی را «حکومت اعدامی» خواند و نسبت به افزایش صدور و اجرای احکام اعدام هشدار داد.
در این بیانیه آمده است: «حکومت اعدامی از ابتدای خرداد تاکنون دستکم ۴۹ تن را به دار آویخته است و در ادامه موج ارعاب و سرکوب خود، حکم اعدام زندانی سیاسی، یعقوب درخشان، در زندان لاکان رشت را مجددا تایید کرده و برای زندانیان سیاسی دیگر یاسین شهبخش، حسن مصلاوی و علی کمالی حکم اعدام صادر کرده است.»
این کارزار افزود فرشاد اعتمادیفر، علیرضا مرداسی، مسعود جامعی و رضا عبدالی، چهار زندانی سیاسی محبوس در زندان شیبان اهواز، در معرض اجرای قریبالوقوع حکم اعدام قرار دارند و جان آنان با خطر جدی روبهرو است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همچنین حق بنیادین زندگی را «سرچشمه همه حقوق انسانی» و حفاظت از آن را «نشانه بلوغ، برابری، آزادی و انسانیت هر جامعه» توصیف کرد و از همه مردم خواست اعتراض خود را به صدور و اجرای احکام ظالمانه و غیرانسانی اعدام «به شدیدترین وجه ممکن» نشان دهند.
این کارزار تاکید کرد: «آزادی و عدالت حق هر انسانی است و عدالت واقعی نه از مسیر مرگ و سلب حق حیات، بلکه از مسیر احترام به حقوق بشر به دست میآید. در نتیجه، برای به دست آوردن آن از دست حاکمان ستمکار و مستبد باید مبارزه و مقاومت کرد.»
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ۱۲ خرداد هشدار داده بود جمهوری اسلامی میکوشد برای توجیه سیاستهای سرکوبگرانه خود و کشتار شهروندان، هرگونه اعتراض مردمی را به کشورهای خارجی منتسب کند.
در هفتههای اخیر، جمهوری اسلامی موج جدیدی از سرکوب شهروندان را از طریق احضارها و بازداشتهای گسترده، صدور احکام سنگین حبس و افزایش چشمگیر اجرای حکم اعدام به راه انداخته است.
کنشگران بر این باورند که جمهوری اسلامی بهویژه پس از درگیری نظامی اخیر قصد دارد با ایجاد فضای رعب و وحشت، مانع از فوران دوباره خشم عمومی علیه بحرانهای فزاینده معیشتی و سیاسی شود.
اعتصاب غذا در ۵۶ زندان
اعضای «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صد و بیست و چهارم فعالیت خود، در اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی در ۵۶ زندان ایران دست به اعتصاب غذا زدند.
زندانهای مشارکتکننده در این حرکت اعتراضی عبارتند از:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان اراک، زندان اردبیل، زندان ارومیه، زندان ازبرم لاهیجان، زندان اسدآباد اصفهان، زندان اهر، زندان ایلام، زندان بانه، زندان برازجان، زندان بروجرد، زندان بوکان، زندان بهبهان، زندان بم، زندان تبریز، زندان تهران بزرگ، زندان طبس، زندان چوبیندر قزوین، زندان حویق تالش، زندان خرمآباد، زندان خورین ورامین، زندان خوی، زندان دستگرد اصفهان، زندان دهدشت، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان رامهرمز، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان زاهدان (بند زنان و مردان)، زندان سبزوار، زندان سقز، زندان سلماس، زندان سنندج، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان شیبان اهواز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فردیس کرج، زندان فیروزآباد فارس، زندان قائمشهر، زندان قرچک، زندان قزلحصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان کامیاران، زندان کهنوج، زندان گرگان، زندان گنبدکاووس، زندان لنگرود قم، زندان مریوان، زندان مهاباد، زندان مرکزی بیرجند، زندان مرکزی کرج، زندان مشهد، زندان میاندوآب، زندان نقده، زندان نظام شیراز، زندان یاسوج، زندان یزد (بند زنان و مردان).
ایراناینترنشنال با آغاز «کارزار کشف حقیقت در بیمارستان الغدیر»، هویت ۲۵ تن از جانباختگانی را که در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه به این بیمارستان منتقل شده بودند، شناسایی کرد.
بنا بر روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال، بهدلیل حجم بالای پیکرها، شماری از جانباختگان در حیاط پشتی و انبارهای بیمارستان رها شده بودند و خانوادهها ساعتها و حتی روزها در جستوجوی آنان بودند.
هر یک از این جانباختگان روایت و سرگذشتی متفاوت دارند، اما نقطه مشترک همه آنها کشته شدن با گلوله جنگی در مناطق شرقی تهران است.
برخی از این افراد در همان محل تیراندازی جان خود را از دست دادند و شماری دیگر در حالی به بیمارستان منتقل شدند که هنوز زنده بودند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، تعدادی از مجروحان پس از انتقال به بیمارستان الغدیر، به دست نیروهای امنیتی از همراهان و خانوادههایشان جدا شدند.
به گفته منابع آگاه، در مواردی به افرادی که مجروحان را به بیمارستان رسانده بودند، اجازه ورود داده نشد و روز بعد خانوادهها پیکر همان افراد را در حیاط پشتی یا انبارهای بیمارستان پیدا کردند.
شاهدان و خانوادهها گفتند برخی مجروحان در حالی جان باختند که برای ساعتها در محوطه بیمارستان یا فضاهای خارج از بخشهای درمانی، رها شده بودند.
این در حالی است که روایتهای متعدد بر تلاش کادر درمان برای امدادرسانی به مجروحان تاکید دارد.
طبق روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال، خانوادههای جانباختگان پس از مراجعه برای شناسایی و تحویل پیکر، با فشارهای شدید امنیتی مواجه شدند.
برخی خانوادهها از تاخیر چندروزه در تحویل پیکر، الزام به امضای تعهدنامه و درخواست مبالغ سنگین برای صدور مجوز دفن خبر دادند.
سلیمان پرهیزکار؛ انتقال شبانه از تهران به الموت
سلیمان پرهیزکار، رزمیکار و بوکسور ۳۶ ساله اهل الموت قزوین، شامگاه ۱۸ دیماه در جریان اعتراضها در محله نارمک تهران هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت.
بر اساس اطلاعات دریافتی، دوستان سلیمان پس از اصابت گلوله، او را به بیمارستان الغدیر منتقل کردند.
خانواده او که در الموت قزوین بودند، صبح ۱۹ دیماه از کشته شدنش مطلع شدند.
به گفته منابع مطلع، پیکر سلیمان در یکی از فضاهای پشت بیمارستان الغدیر رها شده بود و خانواده پس از پیگیریهای فراوان، پیکر او را تحویل گرفتند.
پدر و برادر او همان شب پیکر سلیمان را از تهران به قزوین و سپس به الموت منتقل کردند.
او بهصورت شبانه و تحت تدابیر امنیتی در زادگاهش در الموت به خاک سپرده شد.
ادامه کارزار برای ثبت حقیقت
کارزار مردمی بیمارستان الغدیر همچنان ادامه دارد.
ایراناینترنشنال در حال بررسی اسناد، تصاویر، ویدیوها و روایتهای شاهدان و خانوادههاست تا هویت دیگر جانباختگان و مجروحانی را که ۱۸ و ۱۹ دیماه به این بیمارستان منتقل شدند، شناسایی و روایت آنان را ثبت کند.
این کارزار تلاشی است برای مستندسازی سرنوشت افرادی که خانوادههایشان همچنان در جستوجوی حقیقت درباره آخرین ساعات زندگی آنها هستند.
یک کارشناس هشدار داد شمار زیادی از موارد کودکآزاری و سوءاستفاده از کودکان در ایران بهدلیل پنهان ماندن در محیط خانواده و گزارش نشدن در مراکز درمانی، هرگز ثبت رسمی نمیشود و به همین دلیل، آمار دقیقی از این آسیبها وجود ندارد.
مهدیه صالحی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران و فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان، سهشنبه ۱۹ خرداد در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا، بر ضرورت ارتقای هوشیاری عمومی در مواجهه با معضل کودکآزاری تاکید کرد.
صالحی گفت: «آمار دقیقی از کودکآزاری در ایران نداریم و بسیاری از این سوءاستفادهها بهعنوان یک راز در خانوادهها باقی میمانند. در بیمارستانها نیز بسیاری از مسائل بهدلیل عدم افشا باقی میمانند. بهعنوان مثال، گاهی پزشکان احساس میکنند که نیازی به گزارش دادن نیست.»
او افزود برخی کودکان با آثار کبودی، سوختگی یا شکستگیهای متعدد به بیمارستان مراجعه میکنند، اما گاهی بهدلیل «کتمان والدین» و همچنین ناتوانی کودک در ارائه اطلاعات کافی، تشخیص موارد کودکآزاری دشوار و زمانبر است.
به گفته این روانپزشک، «مبهم بودن قوانین» از دلایلی است که موجب میشود پزشکان از اعلام موارد مشکوک به کودکآزاری، حتی در صورت وجود ظن جدی، صرفنظر کنند.
این اظهارات در حالی مطرح شد که در روزهای اخیر، انتشار خبر آزار و اذیت دو دختر ۷ و ۱۵ ساله در سنندج افکار عمومی را جریحهدار کرده و ضرورت تقویت حمایتهای قانونی و اجتماعی از کودکان را در کانون توجه قرار داده است.
۱۸ خرداد، محمد جباری، دادستان عمومی و انقلاب استان کردستان، از بازداشت نامادری این دو دختر خبر داد و اعلام کرد پدر این کودکان نیز به دستور مقام قضایی دستگیر و صلاحیت سرپرستی فرزندانش از او سلب شده است.
مادر این کودکان پیشتر در مصاحبه با روزنامه جامجم گفته بود: «دو بار درخواست حضانت کردم، دو سه بار خواستم با بچهها ملاقات موقت داشته باشم، اما [موافقت] نشد.»
کودکآزاری در جامعه ما کم نیست
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران در ادامه مصاحبه خود با ایلنا گفت در بیمارستان محل فعالیتش تقریبا هر یک تا دو ماه با مواردی از کودکآزاری و سوءاستفاده از کودکان روبهرو میشوند که در برخی از آنها، والدین یا اقوام نزدیک کودک، عامل آزار هستند.
صالحی افزود کودکآزاری اشکال مختلفی از جمله جسمی، جنسی، عاطفی همچون تحقیرهای مکرر و محرومسازی از حقوق اساسی مانند تحصیل دارد که هر یک میتواند آسیبهای جدی بر کودکان بر جای بگذارد.
این روانپزشک هشدار داد: «برخلاف آنچه ممکن است تصور کنیم، این مسائل در جامعه ما کم نیستند و فقط برخی از آنها مشخص میشوند و موارد شدیدتر نمایان میشوند .... همه ما باید آگاه باشیم که سوءاستفاده از کودکان واقعا اتفاق میافتد.»
صالحی نقش موثر اورژانس اجتماعی در مقابله با کودکآزاری را مورد تمجید قرار داد و در عین حال اذعان کرد: «متاسفانه به لحاظ قانونی، چالشهای زیادی در زمینه حمایت از کودکان داریم.»
منتقدان میگویند جمهوری اسلامی در سالهای اخیر نه تنها در تدوین و اجرای سیاستهای پایدار برای حمایت از کودکان ناکام بوده، بلکه در موارد فراوانی سیاست سرکوب را در قبال فعالان حقوق کودک در پیش گرفته است.
همچنین استفاده ابزاری جمهوری اسلامی از کودکان در تجمعات حکومتی و ایستهای بازرسی انتقادات گستردهای را به دنبال داشته است.
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، آمنه بیرقداری کِرهرودی، زندانی سیاسی، در زندان وکیل آباد مشهد دچار حمله عصبی شده و شرایط او وخیم است. همسر آمنه بیرقداری پس از آخرین بازداشت او در اردیبهشت ۱۴۰۵ دچار سکته مغزی شد که این وضعیت فشار روانی بر این زندانی را تشدید کرده است.
آمنه بیرقداری ۶۱ ساله و مادر چهار فرزند است و همسرش علی انبایی فریمانی نیز معلم بازنشسته و مجروح شیمیایی جنگ ایران و عراق ساله است.
این زندانی سیاسی به چهار سال حبس تعلیقی و یک سال حبس تعزیری محکوم شده که هشت ماه آن اجرایی است. او از سال ۸۸ سابقه فعالیت سیاسی دارد و پیش از این در سال ۱۳۹۶ به اتهام اخلال در امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی بازداشت و ۲۱۰ روز در زندان وکیلآباد مشهد در حبس بود.
در شب ۱۷ دیماه ۱۴۰۳ماموران انتظامی و اطلاعات سپاه با حکم دادستان به خانه آمنه بیرقداری در فریمان یورش بردند و او را به اتهام لیدری اعتراضات با خشونت و ضربوشتم به همراه پسرش، ایمان انبایی فریمانی (مبتلا به سرطان مغر استخوان) و یک دخترش بازداشت کردند. دختر آمنه بیرقداری همان شب آزاد شد اما او و پسرش ایمان به بازداشتگاه اطلاعات سپاه در مشهد منتقل شدند و تحت شکنجه روحی و جسمی قرار گرفتند. این مادر و پسر پس از مدتی به زندان وکیلآباد مشهد منتقل شدند، اما به مدت ۷۰ روز اجازه ملاقات یا تماس تلفنی با خانواده را نداشتند.
در اوایل سال ۱۴۰۴، آمنه بیرقداری با وثیقه ۴ میلیارد تومانی و مدتی بعد پسرش با وثیقه مشابه و پرداخت ۱۰۰ میلیون تومان پول نقد آزاد شدند، اما «دادستان قناد» به هر دو هشدار داده بود اگر از فریمان نروند، وثیقه آنها لغو میشود.
در ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، دادستان قناد پس از اینکه متوجه شد آمنه بیرقداری از فریمان خارج نشده است، او را بازداشت کرد. همسرش علی انبایی فریمانی پس از بازداشت آمنه دچار سکته مغزی شد و از آن زمان در کما به سر میبرد و در بیمارستان قائم مشهد بستری است.
پس از به کما رفتن علی انبایی فریمانی، به آمنه بیرقداری تنها ۳ روز مرخصی از زندان داده شد و این زندانی پس از بازگشت به زندان به دلیل فشارهای عصبی در وضعیت وخیمی به سر میبرد.
همچنین بیماری سرطان استخوان ایمان انبایی، پسر آمنه که با قید وثیقه آزاد است، پس از تجربه شکنجه و تداوم فشارهای امنیتی تشدید شده است و همه اینها در حالی است که این خانواده بدون حکم رسمی و صرفا با فشار دادستان قناد، تحت نظارت امنیتی و در حصر خانگی هستند.
اندرو جولیانی، رییس کارگروه ویژه کاخ سفید برای جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶، دیدار احتمالی تیمهای فوتبال ایران و آمریکا در مرحله حذفی را رویدادی فوقالعاده و کمنظیر خواند و در عین حال تاکید کرد که به برخی از مقامها و مسئولان تیم ملی ایران در تصمیمی آگاهانه ویزا داده نشده است.
اگر تیمهای آمریکا و ایران هر دو در گروههای خود در رده دوم قرار بگیرند، در مرحله حذفی روز سوم ژوئیه، یعنی یک روز پیش از روز استقلال آمریکا، در شهر دالاس به مصاف یکدیگر خواهند رفت.
حضور کشوری که با کشور میزبان در وضعیت جنگی قرار دارد، اتفاقی بیسابقه در نزدیک به صد سال تاریخ جام جهانی محسوب میشود.
جولیانی دوشنبه ۱۸ خرداد در گفتوگو با شبکه آیتیوی نیوز (ITV News)، گفت تمامی بازیکنان تیم ملی ایران برای ورود به آمریکا ویزا دریافت کردهاند.
او گفت: «بازیکنان یک روز پیش از مسابقه وارد آمریکا خواهند شد و ما میخواهیم مطمئن شویم که تیم در امنیت کامل قرار دارد و فرصت بازی کردن را خواهد داشت.»
جولیانی افزود: «برخی از مقامها و مسئولان ایرانی ویزا دریافت نکردند و این تصمیمی کاملا آگاهانه و مشخص بود.»
فدراسیون فوتبال ایران، آمریکا را به نقض مقررات فیفا متهم کرده است.
تیم ملی ایران آخر هفته گذشته پس از آنکه توانست فیفا را متقاعد کند تا محل اردوی خود را از توسان ایالت آریزونا به مکزیک منتقل کند، وارد این کشور شد..
ایران نخستین بازی خود در مرحله گروهی را روز ۱۵ ژوئن در لسآنجلس مقابل نیوزیلند برگزار خواهد کرد.
جولیانی گفت: «ما میخواهیم این تیم بتواند در مسابقات شرکت کند.»
او افزود:«همچنین میخواهیم ایرانیان مقیم آمریکا نیز بتوانند از حضور تیم ملی خود لذت ببرند و چه کسی میداند که در مراحل بعدی مسابقات چه دیدارهایی ممکن است رقم بخورد.»
جولیانی در پاسخ به این پرسش که آیا شکست احتمالی آتشبس میان جمهوری اسلامی و آمریکا میتواند بر حضور تیم فوتبال ایران در جام جهانی تاثیر بگذارد، گفت: «تنها چیزی که میتوانم بگویم این است که وضعیت بسیار پویا و در حال تغییر است.»
او افزود: «اما رییسجمهوری از ابتدا در این زمینه موضعی ثابت داشته است. این موضوع به سال گذشته بازمیگردد؛ زمانی که او فرمان اجرایی لازم را صادر کرد تا تیم ایران بتواند در مسابقات شرکت کند.»
جولیانی گفت: «هیچ گفتوگویی درباره جلوگیری از حضور تیم ایران در مسابقات صورت نگرفته است و آنچه میتوانم بگویم این است که رییسجمهوری در این زمینه کاملا ثابتقدم بوده است.»
جولیانی که مسئول هماهنگی امنیت تمامی مسابقات جام جهانی در خاک آمریکا است، همچنین گفت که بزرگترین تهدید امنیتی از نگاه مسئولان، حملات پهپادی تروریستی است.
او گفت: «این تهدیدی رو به رشد و نوظهور است. از نخستین روزی که این مسئولیت را بر عهده گرفتم، آن را بسیار جدی گرفتهایم و هر کاری که در توان داشتهایم انجام دادهایم تا آسمان اطراف جام جهانی امن باشد.»