رویترز از حملات اعلامنشده عربستان سعودی به ایران در جریان جنگ خبر داد
پس از افشای حملات تلافیجویانه امارات متحده عربی به اهدافی در لاوان و عسلویه، خبرگزاری رویترز گزارش داد که عربستان سعودی نیز در واکنش به حملات جمهوری اسلامی به خاک این کشور در جریان جنگ اخیر، چندین حمله اعلامنشده علیه ایران انجام داده است.
خبرگزاری رویترز سهشنبه ۲۲ اردیبهشت به نقل از دو مقام غربی که در جریان این موضوع قرار گرفتهاند و دو مقام ایرانی نوشت: «عربستان سعودی به تلافی حملاتی علیه این کشور در جریان جنگ ایران، حملات متعددی را علیه اهدافی در ایران اجرا کرد اما این حملات بهصورت عمومی اعلام نشدند.»
دو مقام غربی به این رسانه گفتهاند که حملات نیروی هوایی عربستان سعودی در آخرین روزهای ماه مارس (اوایل فروردین) انجام شد.
به نوشته رویترز این حملات نخستین مورد شناساییشده از حملات مستقیم عربستان علیه جمهوری اسلامی است و نشان میدهد این کشور در دفاع از خود در برابر «رقیب اصلیاش در منطقه» نسبت به گذشته «بسیار جسورتر» شده است.
کشورهای حاشیه خلیج فارس علیه جمهوری اسلامی
پیش از انتشار این گزارش، بلومبرگ به نقل از «افراد آگاه از موضوع» نوشت که امارات متحده عربی در جریان جنگ جاری، بیش از یکبار به اهدافی در خاک ایران حمله کرده است؛ حملاتی که تنها به جزیره لاوان محدود نبود و هماهنگی با اسرائیل در حمله به تاسیسات پتروشیمی عسلویه را نیز شامل میشد.
به گفته یکی از منابع بلومبرگ، امارات یک بار پیش از آتشبس ۲۰ فروردین به ایران حمله کرد و یک بار پس از آن، در هفتم اردیبهشت. این گزارش میگوید یکی از این اقدامات، واکنشی هماهنگشده با اسرائیل به حمله ایران به تاسیسات پتروشیمی «بروج» امارات بود.
بلومبرگ همچنین نوشت که امارات و اسرائیل در حمله ۱۷ اردیبهشت اسرائیل به بزرگترین تاسیسات پتروشیمی ایران در عسلویه، با یکدیگر هماهنگ بودند. این حمله در واکنش به حمله تهران به مجتمع بروج امارات انجام شد.
این منبع همچنین به بلومبرگ گفت حملات تلافیجویانه امارات شامل حمله به یک پالایشگاه ایرانی در جزیره لاوان در خلیج فارس نیز بوده است.
والاستریت ژورنال دوشنبه ۲۱ اردیبهشت در گزارشی تنها از حمله امارات به جزیره لاوان پیش از آغاز آتشبس خبر داده بود. روایت بلومبرگ نشان میدهد دامنه اقدامات امارات گستردهتر بوده و علاوه بر حمله به لاوان، هماهنگی با اسرائیل در حمله به تاسیسات پتروشیمی عسلویه را نیز شامل شده است.
افشای نقش عربستان و امارات در حملات تلافیجویانه علیه جمهوری اسلامی نشان میدهد جنگ اخیر، فراتر از تقابل مستقیم جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، به شکلی گستردهتر و کمتر علنی کشورهای عربی خلیج فارس را نیز درگیر کرده بود.
کاهش تنش پس از حملات
رویترز به نقل از مقامهای ایرانی و غربی نوشت که عربستان سعودی پس از انجام حملات، حکومت ایران را آگاه کرد و پس از آن، رایزنیهای دیپلماتیک فشرده و تهدید ریاض به تلافی بیشتر دو کشور را به تفاهمی برای کاهش تنش رساند.
یکی از مقامهای جمهوری اسلامی در گفتوگو با رویترز دستیابی به این تفاهم میان تهران و ریاض را تایید کرد و گفت هدف از این اقدام، «توقف خصومتها، حفاظت از منافع متقابل و جلوگیری از تشدید تنشها» بوده است.
به نوشته رویترز، تفاهم غیررسمی تهران و ریاض برای کاهش تنش، در هفته منتهی به توافق آتشبس که ۱۹ فروردین اجرایی شد، حاصل شده است. کاخ سفید به درخواست رویترز برای اظهارنظر در این باره پاسخی نداد.
منابع غربی به این رسانه گفتند تا پایان ماه مارس، تماسهای دیپلماتیک و تهدید عربستان سعودی مبنی بر اتخاذ رویکردی تندتر، مشابه امارات متحده عربی، و تلافی بیشتر، به تفاهمی برای کاهش تنش انجامید.
رویترز نوشت که هرچند یک مقام ارشد وزارت امور خارجه عربستان این پرسش را که آیا توافقی برای کاهش تنش با ایران حاصل شده است یا نه، بیپاسخ گذاشت، اما گفت: «ما بر موضع ثابت عربستان سعودی در حمایت از کاهش تنش، خویشتنداری و کاستن از تنشها در راستای ثبات، امنیت و شکوفایی منطقه و مردم آن تاکید میکنیم.»
بررسی الگوی حملات، کاهش تنش میان تهران و ریاض را تایید میکند
رویترز با بررسی بیانیههای وزارت دفاع عربستان نوشته است که شمار حملات پهپادی و موشکی علیه این کشور در هفته منتهی به ۱۱ فروردین بیش از ۱۰۵ مورد بود اما یک هفته پس از آن، یعنی در فاصله بین ۱۲ تا ۱۷ فروردین (دو روز پیش از شروع رسمی و عملی آتشبس) به ۲۵ مورد کاهش یافت.
در این گزارش بر اساس ارزیابی منابع غربی آمده است که منشاء پرتابههای شلیکشده به عربستان سعودی در روزهای منتهی به آتشبس، عراق بود. این نشان میدهد که تهران حملات مستقیم را محدود کرده بود، در حالی که گروههای متحدش همچنان به فعالیت علیه عربستان ادامه میدادند.
عربستان سعودی ۲۳ فروردین سفیر عراق را احضار کرد تا به حملاتی که از خاک عراق انجام شده بود، اعتراض کند. با وجود این، تماسهای عربستان و جمهوری اسلامی حتی پس از آغاز آتشبس گستردهتر میان تهران و واشینگتن نیز ادامه یافت. وزارت دفاع عربستان گزارش داد که در روزهای ۱۸ و ۱۹ فروردین، ۳۱ پهپاد و ۱۶ موشک به سوی این پادشاهی شلیک شد.
والاستریت ژورنال اواخر فروردین در گزارشی تحلیلی نوشت که شبهنظامیان عراقی تحت حمایت تهران، با پرتاب دهها پهپاد به سمت عربستان سعودی و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، «جنگی پنهان» را در دل نبرد بزرگتر منطقه رقم زدهاند.
این رسانه نوشت که حملات شبهنظامیان عراقی تحت حمایت جمهوری اسلامی به کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس، این تولیدکنندگان بزرگ نفت جهان را بیش از هر زمان دیگری به مرز درگیری آشکار با بغداد سوق داده است.
مقامات سعودی در ارزیابیهای خود برآورد کردند که نیمی از حدود ۱۰۰۰ حمله پهپادی انجامشده به این کشور، شامل هدف قرار دادن پالایشگاه حساس «ینبع» در دریای سرخ و میادین نفتی در استان شرقی عربستان، از درون خاک عراق انجام شده بود.
این موج از حملات، ریاض را به بررسی گزینه تلافی علیه ایران و عراق واداشت. همزمان، پاکستان برای اطمینان دادن به عربستان سعودی، جنگندههایی به این کشور اعزام کرد و با شدت گرفتن تلاشهای دیپلماتیک، خواستار خویشتنداری شد.
وزیر جنگ آمریکا در جلسه بررسی بودجه نظامی دولت در کنگره این کشور، به وجود برنامههایی برای برای خروج نیروها از خاورمیانه اشاره و همزمان تاکید کرد که پنتاگون برای «تشدید درگیری یا جابهجایی تجهیزات» هم برنامهریزی کرده است، اما گام بعدی ماموریت را در این جلسه فاش نخواهد کرد.
پیت هگست در جلسهای که صبح سهشنبه ۲۲ اردیبهشت برگزار شد، از صحبت درباره گامهای بعدی ارتش ایالات متحده در قبال حکومت ایران پرهیز کرد و به نمایندگان گفت: «در عین حال که برای تشدید احتمالی اوضاع برنامهریزی کردهایم، برای عقبنشینی احتمالی و جابهجایی داراییهای خود در منطقه نیز برنامه داریم اما با توجه به اهمیت موضوع این ماموریت نظامی گام بعدی را در چنین جلسهای فاش نخواهم کرد.»
آتشبس و پروژه آزادی
هگست در پاسخ به پرسشهای قانونگذاران درباره آتشبس میان آمریکا و اسرائیل با حکومت ایران، برقراری آتشبس را «آشکار» خواند و افزود: «آتشبس یعنی آتش متوقف میشود. میدانیم که این اتفاق افتاده است، در حالی که مذاکرات جریان دارد.»
هگست همچنین در پاسخ به پرسشی درباره پروژه آزادی برای هدایت کشتیهای تجاری در خلیج فارس گفت: «هر زمان که فرمانده کل قوا از ما بخواهد، میتواند دوباره آغاز شود.»
فاکسنیوز دوشنبه ۲۱ اردیبهشت به نقل از دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، نوشت که اکنون در حال بررسی تمدید پروژه آزادی است، اما این بار هدایت کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، بخشی از یک عملیات نظامی گستردهتر خواهد بود.
کمیتههای فرعی مجلس نمایندگان و سنا که بر هزینههای دفاعی نظارت دارند، پیش از تصویب بودجه نظامی جلساتی برگزار میکنند که در آن به جزئیات برنامههای پنتاگون پرداخته میشود. جلسه سهشنبه، دومین جلسه برای بررسی بودجه نظامی سال مالی ۲۰۲۷ بود. در این جلسه هگست از جزئیات طرحی دفاع کرد که خواستار اختصاص رقم تاریخی ۱.۵ تریلیون دلار است.
جولز هرست، بازرس مالی پنتاگون، نیز در این جلسه حضور داشت. او به نمایندگان گفت که برآوردهای جدید وزارت جنگ آمریکا نشان میدهد هزینه عملیات «خشم حماسی» به «حدود ۲۹ میلیارد دلار» رسیده است.
به گفته او این برآورد از رقم ۲۵ میلیارد دلاری که نزدیک به دو هفته پیش به قانونگذاران ارائه کرده بود، بیشتر شده است.
هرست دلیل این افزایش را «بهروزرسانی هزینههای تعمیر و جایگزینی تجهیزات و هزینههای عمومی عملیاتی» عنوان کرد.
هگست در نخستین جلسه بودجه که ۹ اردیبهشت برگزار شد، از اعلام رقم دقیق هزینه جنگ ایران طفره رفته بود.
کمبود مهمات
یکی از موضوعات مطرح شده در این جلسه، کاهش ذخایر مهمات ایالات متحده به دلیل دو جنگ پیاپی علیه حکومت ایران بود؛ موضوعی که هگست آن را رد کرد.
او در پاسخ به قانونگذارانی که میگفتند ارتش آمریکا در جایگزین کردن بمبها و موشکهایی که در جنگ با ایران مصرف کرده با مشکل روبهروست، گفت که پنتاگون به وضعیت آگاه است و وضعیت آنطور که بازنمایی میشود نیست.
هگست گفت: «مساله مهمات به شکلی غیرسازنده، بیش از حد بزرگنمایی شده است. ما دقیقا میدانیم چه میزان مهمات در اختیار داریم و برای نیازهای خود، ذخایر کافی داریم.»
مارک کلی، سناتور دموکرات، یکشنبه به شبکه خبری سیبیاِس وضعیت انبارها مهمات آمریکا و استفاده از مهمات را «تکاندهنده» خواند. این نظر، واکنش شدید هگست را در شبکههای اجتماعی به دنبال داشت. او نوشت: «کلی در تلویزیون درباره یک جلسه توجیهی محرمانه پنتاگون که دریافت کرده بود، وراجی میکرد؛ آن هم به شکلی نادرست و احمقانه.»
او گفت به صنایع دفاعی گفته شده است که «بیشتر و سریعتر تولید کنند»، و در عین حال ظرفیت ناکافی مجتمعهای صنعتی-نظامی را ناشی از دولتهای پیشین و کمکهای آمریکا به اوکراین در جنگ با روسیه دانست.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشت که در این بخش، وزیر جنگ آمریکا لحن ملایمتری نسبت به جلسات پیشین در کنگره داشت، کمتر از نمایندگان انتقاد کرد و توضیحات بیشتری درباره تلاشهای دولت برای توسعه زیرساختهای صنعتی ارتش ارائه داد.
حضور پیشین هگست در کنگره با جدال لفظی میان او و نمایندگانِ مخالف جنگ ایران همراه بود. او در پاسخ به نمایندگان منتقد دولت که این جنگ را «باتلاق» توصیف کرده بودند، آنها را افرادی «بیمسئولیت» خوانده بود.
نگرانی دوحزبی درباره بودجه نظامی و تامین مالی جنگ ایران
کن کالوِرت، رییس جمهوریخواه کمیته فرعی از ایالت کالیفرنیا، و بِتی مَککالم، عضو ارشد دموکرات از ایالت مینهسوتا، جلسه را با ابراز نگرانی دوحزبی درباره درخواستهای بودجهای پنتاگون، بهویژه درباره تامین مالی جنگ ایران آغاز کردند.
آنها بار دیگر از دولت درخواستند جزئیات بیشتری درباره هزینههای جنگ و نحوه هزینهکرد هرگونه افزایش بودجه ارائه کند.
کالورت گفت: «کمیته فرعی باید بداند منابعی که در این بودجه درخواست شدهاند، چگونه به بهبود واقعی و قابل اندازهگیری در توان جنگی تبدیل میشوند.» او افزود که درباره این درخواست «بهطور جدی نگران» است.
مککالم نیز یادآور شد که قانونگذاران «چندین بار درخواست کردهاند بهروزرسانی کاملی درباره سطح مهمات ارائه شود، اما چنین گزارشی ارائه نشده است.»
وزارت کشور کویت اعلام کرد که چهار فرد «وابسته به سپاه پاسداران» را پس از آنکه تلاش کردند از طریق آبهای خلیج فارس وارد این کشور شوند، بازداشت کرده است.
این وزارتخانه سهشنبه ۲۲ اردیبهشت در بیانیهای اعلام کرد که یک عضو نیروهای مسلح کویت در درگیری با افرادی که از آنها با عنوان «نفوذیهای سپاه پاسداران» نام برده، زخمی شده است.
همزمان وزارت امور خارجه این کشور در بیانیهای اقدام «یک گروه مسلح» از عناصر سپاه پاسداران را بهشدت محکوم کرد و نوشت که این افراد با هدف «انجام اقدامات خصمانه علیه دولت کویت به جزیره بوبیان» نفوذ کرده بودند.
در این بیانیه آمده است: «دولت کویت از جمهوری اسلامی ایران میخواهد بیدرنگ و بدون هیچ قید و شرطی به اقدامات خصمانه و غیرقانونی خود که امنیت و ثبات منطقه را تهدید کرده و تلاشهای منطقهای و بینالمللی برای کاهش تنش را تضعیف میکند، پایان دهد.»
این وزارتخانه همچنین تاکید کرد که دولت این کشور «همواره و بهطور ثابت به اصول حسن همجواری پایبند بوده و مخالف استفاده از سرزمین و حریم هوایی خود برای انجام هرگونه اقدام خصمانه علیه هر کشوری است.»
در ادامه این بیانیه آمده است: «اقدامات خصمانه جمهوری اسلامی ایران تجاوزی آشکار به حاکمیت دولت کویت، نقض فاحش حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل متحد، و نیز چالشی آشکار در برابر اراده جامعه بینالمللی و قطعنامه شماره ۲۸۱۷ شورای امنیت در سال ۲۰۲۶ است.»
قطعنامه ۲۸۱۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد که ۱۱ مارس ۲۰۲۶، برابر با ۲۰ اسفند ۱۴۰۴، با ۱۳ رای موافق و دو رای ممتنع روسیه و چین تصویب شد، حملات موشکی و پهپادی حکومت ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس و اردن را بهشدت محکوم کرد.
این قطعنامه که به پیشنهاد بحرین و با حمایت کمسابقه بیش از ۱۳۰ کشور تدوین شده بود، این حملات را نقض قوانین بینالمللی و تهدیدی جدی علیه صلح و امنیت بینالمللی دانست.
حمله پهپادی به کویت
در روزهای اخیر یک حمله پهپادی به کویت، واکنش گسترده کشورهای عربی را برانگیخت.
وزارت خارجه اردن ۲۰ اردیبهشت با انتشار بیانیهای این حمله را محکوم کرد و آن را «نقض آشکار قوانین بینالمللی و منشور سازمان ملل» و «تجاوز به حاکمیت کویت» دانست.
اردن و تعدادی از کشورهای عربی منطقه تاکید کردند در کنار کویت ایستادهاند و از هر اقدامی که این کشور برای حفظ حاکمیت، امنیت و سلامت شهروندان و ساکنانش انجام دهد، حمایت میکنند.
سیانان گزارش داد یک شبکه پنهان نفتی در چین سالهاست میلیاردها دلار به اقتصاد ایران تزریق کرده و اکنون نیز همزمان با تشدید فشارهای آمریکا، به بقای مالی جمهوری اسلامی کمک میکند.
در استان شاندونگ چین و مناطق پیرامونی آن، بنادر، خطوط انتقال و پالایشگاههای موسوم به «تیپات» نقش کلیدی در این چرخه ایفا میکنند.
این پالایشگاههای کوچک و مستقل که با مجوز دولت چین فعالیت دارند، بهصورت غیرعلنی نفت خام تحریمشده ایران را به فرآوردههایی مانند بنزین، گازوئیل و محصولات پتروشیمی تبدیل میکنند تا نیاز دومین اقتصاد بزرگ جهان تامین شود.
سیانان با اشاره به سفر قریبالوقوع دونالد ترامپ به چین نوشت همزمان با تشدید تنشها بر سر تجارت نفت ایران، پکن در موقعیتی پیچیده قرار گرفته است؛ از یک سو به دنبال برقراری رابطهای باثبات با واشینگتن است و از سوی دیگر، همکاریهای اقتصادی و دیپلماتیک نزدیک خود با تهران را ادامه میدهد.
در آستانه این سفر، وزارت خزانهداری آمریکا ۱۲ فرد و نهاد را به اتهام نقشآفرینی در تسهیل فروش و انتقال نفت ایران به چین تحریم کرد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، بهتازگی چین را متهم کرده است که با خرید انرژی از ایران، به تامین مالی «شبکههای تروریستی» جمهوری اسلامی کمک میکند.
۲۱ اردیبهشت، روزنامه فایننشالتایمز گزارش داد ترامپ در سفر به پکن خواستار کاهش حمایت چین از حکومت ایران خواهد شد.
تشدید فشارهای آمریکا بر شرکتهای چینی
ایالات متحده حدود یک سال پیش، شرکت «هِبِی شینهای» چین را به خرید محمولههای نفتی مرتبط با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی متهم کرد. واشینگتن همچنین اعلام کرد این شرکت صدها میلیون دلار نفت خام را از طریق نفتکشهای موسوم به «ناوگان سایه» وارد کرده است.
«هِبِی شینهای» اکنون به فهرست رو به گسترش تحریمهای آمریکا علیه شرکتهای فعال در تجارت نفت ایران اضافه شده است.
از سال گذشته تاکنون، چهار پالایشگاه دیگر در چین نیز در فهرست تحریمهای واشینگتن قرار گرفتهاند؛ تاسیساتی که اغلب در یک منطقه ساحلی و قطب مهم انرژی چین، در فاصلهای نزدیک به یکدیگر قرار دارند.
صنعت پالایش نفت در استان شاندونگ که دههها پیش با تکیه بر میدانهای نفتی شِنگلی در دلتای رود زرد شکل گرفت، اکنون به واردات گسترده نفت خام وابسته شده و حدود ۲۰ درصد از نفت مصرفی چین را فرآوری میکند.
به گفته تحلیلگران، بخش قابلتوجهی از نفت خام وارداتی این صنعت را محمولههای تحت تحریم تشکیل میدهد.
اریکا داونز، پژوهشگر ارشد مرکز سیاست جهانی انرژی در دانشگاه کلمبیا، گفت: «اینها پالایشگاههای کوچکی هستند که با حاشیه سود اندک فعالیت میکنند. تخفیفهایی که طی سالهای گذشته برای خرید نفت خام ونزوئلا، روسیه و ایران دریافت کردهاند، به بقای آنها کمک کرده است.»
با این حال، تحریمهای آمریکا تنها به شرکتهای کوچک چینی محدود نمیشوند. واشینگتن پیشتر شرکت پتروشیمی «هنگلی» را تحریم کرد، پالایشگاهی بسیار بزرگتر در شهر بندری دالیان. این اقدام نشان میدهد ایالات متحده آماده است بازیگران بزرگتر این صنعت را نیز هدف قرار دهد.
چین در آمار رسمی گمرکی خود واردات نفت خام ایران را ثبت نمیکند و منشا این محمولهها نیز در مسیر تجارت پنهان میشود.
با این حال، پکن تحریمهای آمریکا را به رسمیت نمیشناسد و به شرکتهای داخلی دستور داده است از تبعیت از تحریمهای واشینگتن علیه پالایشگاهها خودداری کنند.
سیانان در ادامه نوشت ساختار صنعت نفت چین به شرکتهای مستقل و پالایشگاههای موسوم به «تیپات» اجازه میدهد ریسک خرید نفت تحریمی را بپذیرند و با وجود تحریمهای آمریکا، به فعالیتهای عمدتا داخلی خود ادامه دهند.
این در حالی است که به گفته داونز، شرکتهای بزرگ دولتی انرژی چین بهدلیل پیوند گسترده با نظام مالی بینالمللی، عموما از تحریمها تبعیت میکنند.
با تداوم بحران جهانی نفت ناشی از جنگ ایران، نقش پالایشگاههای مستقل چین در تامین امنیت انرژی این کشور پررنگتر شده است. این روند در شرایطی شدت گرفته که آمریکا با اعمال محاصره دریایی، در تلاش است از خروج نفتکشهای حامل نفت ایران جلوگیری کند.
نفت ایران که بخش عمده آن در پالایشگاههای مستقل چین فرآوری میشود، پیش از آغاز جنگ اخیر، حدود ۱۳ درصد از واردات دریایی نفت چین را تشکیل میداد.
به گفته مویو شو، تحلیلگر ارشد بازار نفت خام در موسسه کپلر، ارزش این واردات در سال گذشته میلادی احتمالا به حدود ۳۲.۵ میلیارد دلار رسید که پس از کسر هزینهها، حدود دوسوم آن نصیب جمهوری اسلامی شد.
اما ماه گذشته و در پی اختلال در صادرات نفت در تنگه هرمز، سهم نفت ایران در واردات دریایی چین به ۱۸ درصد افزایش یافت.
شو افزود: «از نگاه پکن، حفظ جریان باثبات سوخت و تضمین امنیت انرژی اولویت اصلی است. به همین دلیل، دولت چین توجه ویژهای به پالایشگاههای تیپات دارد، چون میداند این پالایشگاهها همچنان قادر به تامین خوراک نفتی خود هستند.»
بر اساس دادههای شرکت تحلیلی ورتکسا، چهار بندر واقع در سواحل دریای زرد در استان شاندونگ چین، به همراه بندر دالیان، طی ماههای مارس و آوریل (نیمه اسفند تا نیمه اردیبهشت) بهطور میانگین روزانه بیش از ۱.۵ میلیون بشکه نفت ایران دریافت کردهاند.
تحلیلگران معتقدند اگرچه پس از اعمال محاصره دریایی آمریکا، واردات نفت ایران اندکی کاهش یافته، اما این موضوع بیشتر ناشی از افزایش قیمتهاست تا کمبود عرضه.
به گفته آنها، دهها میلیون بشکه نفت ایران در شناورهایی که در شرق تنگه هرمز مستقر هستند، بهصورت ذخیره شناور نگهداری میشود.
قرار است دونالد ترامپ در نخستین سفر یک رییسجمهوری آمریکا به چین در نزدیک به یک دهه گذشته، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت وارد پکن شود. شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، میزبان ترامپ خواهد بود. این سفر در سایه «جنگ ایران» و بحران تنگه هرمز، جنگ تعرفهها و تنش بر سر تایوان، انجام میشود.
ترامپ سالهاست تمرکز ویژهای بر چین دارد. او که دستکم از اوایل دهه ۲۰۱۰ استدلال میکرد پکن از طریق تجارت «در حال سوءاستفاده» از ایالات متحده است، در دوره نخست ریاستجمهوری خود جنگ تجاری گستردهای را آغاز کرد، بر صدها میلیارد دلار از واردات چین تعرفه وضع کرد و نهادهای دولتی آمریکا را به سمت برخورد با پکن بهعنوان یک «رقیب راهبردی» سوق داد.
این دوره با تشدید مکرر تعرفهها و شکلگیری چارچوبی وسیعتر از «رقابت» در حوزههای نظامی، فناوری و اقتصادی همراه بود.
در دوره دوم ریاستجمهوری او، روابط دو کشور میان تقابل و همکاری تاکتیکی در نوسان بوده است. ترامپ دوباره فشار تعرفهای را آغاز کرد و در مقطعی برخی تعرفهها را تا ۱۴۰ درصد افزایش داد. اقدامی که با واکنش تلافیجویانه چین روبهرو شد.
هنگامی که این سیاست نتوانست امتیازهای عمدهای از پکن بگیرد، ترامپ لحن خود را تغییر داد و بر شراکت «جی۲» (Group of Two) تاکید کرد، شخصا به تمجید از شی پرداخت و در نشست اکتبر ۲۰۲۵ در بوسان با یک آتشبس یکساله در جنگ تجاری موافقت کرد.
در این مرحله، او نگرانیهای مربوط به حقوق بشر در سینکیانگ، هنگکنگ و تبت را کماهمیت جلوه داد و در عین حال، با وجود تایید فروش تسلیحات به تایوان، لحن خود را درباره این جزیره نیز تعدیل کرد تا از تحریک بیش از حد پکن جلوگیری کند.
سفر روسایجمهوری آمریکا به چین
سفر روسایجمهوری آمریکا به چین از دهه ۱۹۷۰ به یکی از ابزارهای مهم دیپلماتیک تبدیل شده است.
سفر ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۲ نمونه کلاسیک این روند به شمار میرود. رویدادی که به احیای روابط دو کشور پس از دههها خصومت دوران جنگ سرد کمک کرد و به صدور «بیانیه شانگهای» انجامید.
جرالد فورد در سال ۱۹۷۵ به چین رفت و تعهدات آمریکا در چارچوب آن توافق را تایید کرد.
پس از برقراری کامل روابط دیپلماتیک در سال ۱۹۷۹، روسایجمهوری بعدی آمریکا از سفر به چین برای مدیریت همکاریها و بحرانها استفاده کردند.
رونالد ریگان در سال ۱۹۸۴ راهی چین شد و ضمن امضای بیانیهای دیگر، بر توسعه روابطی «سازنده» تاکید کرد؛ هرچند همچنان از کمونیسم انتقاد میکرد.
جورج اچ دبلیو بوش در سال ۱۹۸۹ به چین سفر کرد و بر سیاست «چین واحد» تاکید داشت.
بیل کلینتون در سفر سال ۱۹۹۸ خود، در سخنرانیهایی در شهرهای مختلف چین از جمله پکن، بر تعامل، تجارت و حقوق بشر تمرکز کرد.
جورج بوش پسر و باراک اوباما چندین بار به چین سفر کردند. سفرهایی که اغلب با موضوعات اقتصادی، گفتوگوهای امنیتی و رویدادهای مهمی مانند المپیک ۲۰۰۸ پکن و نشست آپک ۲۰۱۴ پیوند داشت.
خود ترامپ نیز در سال ۲۰۱۷ به چین رفت. زمانی که روابط دو کشور هنوز نسبتا دوستانه بود و تمرکز اصلی بر مذاکرات تجاری و تشریفات گسترده میزبانی از سوی شی جینپینگ قرار داشت.
سفر کنونی ترامپ نخستین سفر یک رییسجمهوری آمریکا به چین در نزدیک به یک دهه گذشته است و اندکی پس از آتشبس تعرفهای سال ۲۰۲۵ انجام میشود.
در حوزه اقتصاد و تجارت، ترامپ بهدنبال افزایش خرید کالاهای آمریکایی از سوی چین، از جمله سویا و احتمالا محصولات با ارزش افزوده بالا مانند موتور هواپیما، و همچنین دسترسی شفافتر شرکتهای آمریکایی، بهویژه در بخش مالی و خدمات مرتبط با فناوری، به بازار چین است.
در حوزه فناوری و تحریمها، دو طرف بر سر کنترل نیمهرساناها، تراشههای هوش مصنوعی و محدودیتهای صادراتی درگیر چالش هستند.
واشینگتن اخیرا اجازه فروش برخی تراشههای هوش مصنوعی انویدیا به چین را صادر کرده، در حالی که پکن تهدید کرده در واکنش به قوانین آمریکا که چین را تهدیدی امنیتی معرفی میکنند، اقدامات متقابل انجام خواهد داد.
دو موضوع بزرگ ژئوپلیتیکی نیز در پسزمینه این سفر قرار دارند. نخست، «جنگ ایران» که بازارهای انرژی و سیاست جهانی را بیثبات کرده و روابط اقتصادی پکن با تهران به چین اهرم نفوذ و منافعی داده که با منافع واشینگتن متفاوت است.
دوم، مساله تایوان که همچنان یکی از نگرانیهای اصلی پکن به شمار میرود. مقامهای چینی خواهان موضعگیری صریحتر آمریکا علیه استقلال تایوان و پیشبینیپذیری بیشتر در زمینه فروش تسلیحات آمریکا هستند. در سوی دیگر، ترامپ پیشتر ارسال یک بسته بزرگ تسلیحاتی به تایوان را به تعویق انداخته است.
تمایل ترامپ به تمجید از رییسجمهوری چین و پرهیز از انتقاد علنی شدید درباره حقوق بشر، هرچند با هدف آرام نگه داشتن فضای این سفر انجام میشود، اما همزمان اهرم فشار آمریکا در حوزه ارزشهای حقوق بشری را نیز کاهش میدهد.
در کوتاهمدت، این سفر احتمالا به «دستاوردهای» قابل مشاهده اما تغییرات ساختاری محدود منجر خواهد شد.
تحلیلگران انتظار دارند توافقهایی درباره خریدهای جدید چین، برای مثال در حوزه محصولات کشاورزی یا برخی کالاهای صنعتی خاص، اعلام شود و پیشرفتهایی نمادین در زمینه دسترسی به بازار و بیانیههای مشترک درباره همکاری منتشر شود.
چنین توافقهایی میتوانند بازارها را آرام و توقف یکساله تشدید تعرفهها را تقویت کنند. اقدامی که بیثباتی اقتصادی فوری میان دو کشور را کاهش خواهد داد.
در بلندمدت، تاثیر این سفر به آنچه پشت درهای بسته توافق میشود، بستگی دارد. اگر ترامپ در ازای دستاوردهای اقتصادی کوتاهمدت، در موضوعاتی مانند نحوه بیان سیاست آمریکا درباره تایوان، زمانبندی فروش تسلیحات یا محدودیتهای فناوری پیشرفته امتیاز بدهد، پکن ممکن است موقعیت راهبردی خود را تقویت کند، در حالی که واشینگتن تنها به کاهش موقت فشارهای تجاری دست خواهد یافت.
از سوی دیگر، اگر دو طرف به نوعی «رقابت مدیریتشده» پایبند بمانند، یعنی رقابت در فناوری و نفوذ منطقهای را بپذیرند اما از تشدید کنترلنشده تنش جلوگیری کنند، این سفر میتواند به تثبیت روابط دو کشور و کاهش خطر بحران در شرق آسیا، دستکم در کوتاهمدت، کمک کند.
در هر صورت، سفر ترامپ به چین ادامه همان الگویی است که روسایجمهوری پیشین آمریکا نیز دنبال کردهاند: استفاده از سفرهای پرهزینه و نمادین برای ایجاد توازن میان رقابت و همکاری در رابطهای که بسیاری آن را مهمترین رابطه دوجانبه جهان میدانند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند با تعطیلی کارخانهها، واحدهای تولیدی و کسبوکارهای کوچک، بسیاری از نیروهای فنی متخصص و تحصیلکرده برای تامین هزینههای زندگی به رانندگی در تاکسیهای اینترنتی روی آوردهاند.
در هفتههای اخیر موج گستردهای از اخراج، تعدیل نیرو، بیکارسازی و تغییر اجباری در طیف گستردهای از شغلها شکل گرفته است.
هزاران شهروند از صاحبان فروشگاههای مجازی و حقیقی تا کارکنان پتروشیمی و صنایع فولاد، شغل خود را از دست دادهاند و با از بین رفتن منبع درآمد، ناچار به روی آوردن به مشاغل جایگزین و موقتی شدهاند.
بر اساس گزارشها، رانندگی در تاکسیهای اینترنتی به آخرین راه بقا برای بسیاری از خانوادهها بدل شده است.
یک مخاطب در پیامی نوشت حقوق ۳۰ میلیون تومانی پدر بازنشستهاش پس از۳۰ سال کار کردن، کفاف زندگی را نمیدهد و این پدر سالخورده ناچار است برای کسب درآمد بیشتر از صبح تا شب در اسنپ مسافرکشی کند.
پیشتر نیز پیامهایی به ایراناینترنشنال رسیده بود که نشان میدادند حقوق، سنوات و حق بیمه بازنشستگان بهویژه از سوی تامین اجتماعی، فولاد مبارکه و ذوبآهن، با تاخیر پرداخت میشود.
یک فرد که بهدلیل قطع اینترنت شغلش را از دست داده است، گفت برای پرداخت وامهایش راننده تاکسی اینترنتی شده اما هر بار اسنپ حقوقش را واریز میکند، تمامی آن صرف پرداخت قسط وام میشود و پولی برای خرجی خانواده باقی نمیماند.
زنی ساکن اصفهان نیز در پیامی گفت پس از اخراج از شرکتی که در آن کار میکرد، به رانندگی در اسنپ روی آورده است، اما درآمدش حتی به خرید خوراکی هم نمیرسد.
هر راننده اسنپ، یک نیروی متخصص
موج بیکاری پای نیروهای متخصص و دانشگاهی را هم به تاکسیهای اینترنتی باز کرده است.
پایگاه خبری رویداد۲۴ پیشتر در گزارشی از اشتغال نیروهای فنی خط تولید فولاد مبارکه اصفهان به رانندگی در تاکسیهای اینترنتی پس از حملات اسرائیل و آمریکا به این مجموعه خبر داده بود.
یک زن با اشاره به تحصیلات تکمیلی، مدارک و مهارتهای متعدد خود، گفت سالها برای رشد حرفهای در شغل تخصصیاش زمان سپری کرده، اما با قطع دو ماهه اینترنت کسبوکار آنلاین او تعطیل شده و ناچار است بهعنوان راننده در اسنپ کار کند.
به گفته او، شرکت اسنپ نرخ سفرها را به شدت کاهش داده و درآمد حاصل از مسافرکشی حتی به هزینه کارواش ماشین هم نمیرسد، چه برسد به تعمیر آن.
پیش از این و در سالهای اخیر نیز گزارشهایی درباره اشتغال نیروهای فنی متخصص و فارغالتحصیلان دانشگاهی در شرکتهای تاکسیرانی و مشاغل غیرمرتبط به دلیل نبود بازار کار مناسب منتشر شده بود.
زوجی جوان که یکی از آنها فوقلیسانس برق قدرت و دیگری فوق لیسانس معماری از دانشگاه بهشتی دارد، به ایراناینترنشنال گفتند پس از بیکاری، برای سیر کردن دو فرزند خردسالشان در دو شرکت تاکسیرانی اسنپ و تپسی مشغول به کار شدهاند.
جوانی ۲۶ ساله و دارای مدرک دکتری هم در پیامی نوشت از سر ناچاری و پس از اخراج از محل کارش، اکنون بهعنوان پیک در اسنپفود مشغول است.
همزمان با افزایش شمار رانندگان تاکسیهای اینترنتی، اطلاعات دیگری مبنی بر آغاز موج تعدیل نیرو در زیرمجموعههای اسنپ نیز به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
به گفته کارکنان، این شرکت دهها نفر از نیروهای خود در اسنپ و اسنپفود را طی هفتههای اخیر تعدیل کرده است.