خواستههای جمهوری اسلامی در مذاکرات با آمریکا خشم کاخ سفید را برانگیخته است
وبسایت اسرائیل نشنالنیوز گزارش داد جمهوری اسلامی در پاسخ به مذاکرات جاری با آمریکا، فهرستی گسترده از مطالبات را مطرح کرده که به گفته منابع رسانهای، با واکنش تند دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، روبهرو شده است.
بر اساس این گزارش که به نقل از شبکه لبنانی المیادین منتشر شده، [حکومت] ایران خواستار پایان فوری جنگ، تضمین آتشبس در لبنان، لغو کامل تحریمهای آمریکا، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و ازسرگیری بدون محدودیت صادرات نفت ایران شده است.
این گزارش میگوید تهران آتشبس در لبنان را «خط قرمز» توصیف کرده و در عین حال خواهان کنترل تنگه هرمز شده است؛ مطالبهای که از آن بهعنوان مهمترین و جنجالیترین شرط [حکومت] ایران یاد شده است.
گزارشها حاکی است این مطالبات خشم کاخ سفید را برانگیخته و ترامپ در واکنش هشدار داده است: «ایران دیگر نخواهد خندید.»
در همین حال، منابعی که با نیویورکتایمز گفتوگو کردهاند، گفتهاند با وجود تشدید لحن دو طرف، تهران و واشینگتن همچنان در حال بررسی یک توافق موقت هستند.
بر اساس چارچوبی که در حال بررسی است، آتشبس فعلی برای ۳۰ روز تمدید خواهد شد و [حکومت] ایران نیز در این مدت محاصره تنگه هرمز را متوقف میکند تا مذاکرات فشرده برای دستیابی به توافقی گستردهتر ادامه یابد.
به نوشته این گزارش، تماسها میان حکومت ایران و آمریکا بهصورت مکتوب و با میانجیگری پاکستان انجام میشود.
با این حال، والاستریت ژورنال گزارش داده اختلافات مهمی همچنان پابرجاست؛ بهویژه درباره ذخایر اورانیوم غنیشده ایران. منابع آگاه گفتهاند تهران درخواست آمریکا برای کاهش شدید ذخایر اورانیوم غنیشده را نپذیرفته است.
بر اساس این گزارش، [حکومت] ایران پیشنهاد داده بخشی از اورانیوم غنیشده خود را رقیق و باقیمانده را به یک کشور ثالث منتقل کند. در مقابل، تهران خواستار تضمینهایی شده که اگر مذاکرات شکست بخورد یا آمریکا بعدا از توافق خارج شود، این مواد هستهای به ایران بازگردانده شود.
شبکه العربیه نیز گزارش داد جمهوری اسلامی آینده ذخایر اورانیوم غنیشده خود را به موفقیت مذاکرات گره زده و تنها در صورت دستیابی به توافق نهایی حاضر به انتقال این مواد به خارج از کشور خواهد بود.
بر اساس این گزارش، انتقال اورانیوم نیازمند زمان و اقدامات اعتمادساز است و احتمال انتقال آن به کشوری غیر از آمریکا زیاد ارزیابی میشود.
گزارشها همچنین تاکید میکنند [حکومت] ایران با برچیدن هیچیک از تاسیسات هستهای خود موافقت نکرده و تنها آمادگی دارد درباره افزایش نظارتهای سازمان بینالمللی انرژی اتمی بر برنامه هستهایاش گفتوگو کند.
العربیه همچنین گزارش داده مقامهای ایرانی در ازای بازگشایی تنگه هرمز، خواستار پایان جنگ و تضمین تداوم آرامش شدهاند.
بر اساس ارزیابی مذاکرهکنندگان که در این گزارشها منعکس شده، همچنان فرصت قابل توجهی برای دستیابی به تفاهمی وجود دارد که هم به جنگ پایان دهد و هم مسیر تردد کشتیها در تنگه هرمز را بازگشایی کند.
به گفته منابع مطلع، مذاکرات همچنان ادامه دارد و ارزیابیها درباره امکان دستیابی به پیشرفت در گفتوگوها رو به افزایش است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت پاسخ جمهوری اسلامی به پیشنهاد واشینگتن برای آغاز مذاکرات صلح و پایان دادن به جنگ را رد کرد و آن را «کاملا غیرقابل قبول» خواند.
این در حالی است که به نوشته خبرگزاری رویترز همزمان نشانههایی از کاهش محدود تنش در تنگه هرمز دیده شد و دو کشتی موفق شدند از این آبراه عبور کنند.
ترامپ در پیامی در شبکه تروث سوشال نوشت: «من تازه پاسخِ بهاصطلاح “نمایندگان” ایران را خواندم. از آن خوشم نمیآید - کاملاً غیرقابل قبول است.» او جزئیات بیشتری درباره محتوای پاسخ تهران ارائه نکرد.
رسانههای حکومتی در ایران گزارش دادند پاسخ جمهوری اسلامی بر پایان جنگ «در همه جبههها»، بهویژه لبنان، و همچنین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز متمرکز بوده است.
بر اساس این گزارشها، تهران خواستار پایان فوری جنگ، توقف محاصره دریایی آمریکا، تضمین عدم حمله مجدد به ایران و لغو تحریمها - از جمله ممنوعیت فروش نفت ایران - شده است.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی، نیز نوشت پیشنهاد حکومت ایران شامل پایان درگیریها در همه جبههها و توقف محاصره دریایی آمریکا بوده است.
در همین حال، روزنامه والاستریت ژورنال به نقل از منابعی ناشناس گزارش داد [حکومت] ایران پیشنهاد کرده بخشی از اورانیوم غنیشده خود را رقیق و بخش باقیمانده را به یک کشور ثالث منتقل کند.
رویترز نوشت پاکستان، که در هفتههای اخیر نقش میانجی را میان تهران و واشینگتن ایفا کرده، پاسخ ایران را به آمریکا منتقل کرده است.
این تحولات در حالی رخ میدهد که با وجود آتشبسی که حدود یک ماه از آغاز آن میگذرد، تنشها در منطقه همچنان ادامه دارد و پهپادهای متخاصم روز یکشنبه بر فراز چند کشور حوزه خلیج فارس مشاهده شدند.
با این حال، کشتی حامل گاز طبیعی مایع «الخرائطیات» متعلق به شرکت قطرانرژی با امنیت از تنگه هرمز عبور کرد و به سمت بندر قاسم پاکستان در حرکت بود.
بر اساس دادههای شرکت تحلیلی کپلر، این نخستین کشتی قطری حامل الانجی بود که از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران در ۹ اسفند موفق به عبور از تنگه شد.
منابع مطلع گفتند حکومت ایران برای اعتمادسازی با پاکستان و قطر - دو کشور میانجی - با عبور این کشتی موافقت کرده است.
علاوه بر آن، یک کشتی باری با پرچم پاناما نیز که پیشتر تلاش ناموفقی برای عبور از تنگه داشت، روز یکشنبه از مسیر تعیینشده توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی عبور کرد.
فشار بر ترامپ پیش از سفر به چین رویترز گزارش داد در آستانه سفر ترامپ به چین، فشارها بر دولت آمریکا برای پایان دادن به جنگ افزایش یافته است؛ جنگی که بحران جهانی انرژی را تشدید کرده و تهدیدی برای اقتصاد جهان به شمار میرود.
حکومت ایران در هفتههای گذشته عبور بسیاری از کشتیهای غیرایرانی از تنگه هرمز را محدود کرده است؛ آبراهی که پیش از جنگ حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکرد.
ترامپ یکشنبه درباره وضعیت جنگ گفت: «آنها شکست خوردهاند، اما این به معنای پایان کارشان نیست.»
در همین حال، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، تاکید کرد جنگ پایان نیافته و هنوز «کارهای بیشتری» برای حذف اورانیوم غنیشده ایران، برچیدن تاسیسات غنیسازی و مقابله با توان موشکی و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی باقی مانده است.
او در گفتوگو با برنامه «۶۰ دقیقه» شبکه سیبیاس گفت بهترین راه برای حذف اورانیوم غنیشده، دیپلماسی است، هرچند استفاده از زور را نیز رد نکرد.
از سوی دیگر، مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی ایران، در پیامی در شبکههای اجتماعی نوشت جمهوری اسلامی «هرگز در برابر دشمن سر خم نخواهد کرد» و «با قدرت از منافع ملی دفاع خواهد کرد.»
ادامه تهدیدها در خلیج فارس رویترز نوشت با وجود تلاشهای دیپلماتیک، تهدید علیه مسیرهای دریایی و اقتصاد منطقه همچنان پابرجاست.
امارات متحده عربی روز یکشنبه اعلام کرد دو پهپاد که از ایران به پرواز درآمده بودند رهگیری کرده است. قطر نیز حمله پهپادی به یک کشتی باری در آبهای خود را محکوم کرد و کویت از مقابله پدافند هواییاش با پهپادهای متخاصم خبر داد.
در روزهای اخیر، شدیدترین درگیریها از زمان آغاز آتشبس در اطراف تنگه هرمز رخ داده است و گزارشهایی از درگیریهای پراکنده میان نیروهای ایرانی و شناورهای آمریکایی منتشر شده است.
در جنوب لبنان نیز، با وجود آتشبسی که ۲۷ فروردین با میانجیگری آمریکا اعلام شد، درگیریها میان اسرائیل و حزبالله ادامه دارد.
در همین حال، کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه حکومت ایران، هشدار داد هرگونه استقرار ناوهای بریتانیایی، فرانسوی یا دیگر کشورها در اطراف تنگه هرمز با عنوان «حفاظت از کشتیرانی» به منزله تشدید تنش خواهد بود و با پاسخ نظامی ایران روبهرو میشود.
در مقابل، امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، گفت پاریس آماده کمک به ماموریت بینالمللی برای امنیت کشتیرانی است، اما «هرگز استقرار نظامی برای بازگشایی هرمز را مدنظر نداشته است.»
یک اندیشکده مستقر در دوحه با تحلیل وضعیت کنونی در خاورمیانه، نوشت که جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی گذار جهان به نظمی نوین را شتاب بخشیده، اما عامل ایجاد آن نبوده است؛ نظمی «بیرهبر و هنوز بدون قواعد روشن» که در آن امنیت فراتر از قدرت صرف نظامی تعریف میشود.
شورای خاورمیانه در امور جهانی (Middle East Council on Global Affairs) در تحلیلی که یکشنبه ۲۰ اردیبهشت منتشر شد، نوشت: «این جنگ نه یک بحران منطقهای گذرا یا رویارویی میان قدرتهای رقیب در عرصهای محدود، بلکهلحظهای محوری در تاریخ سیاسی معاصر است.»
خالد الجابر، متخصص ارتباطات سیاسی و امور خاورمیانه و مدیر اجرایی این اندیشکده، در این تحلیل افزوده که جهان اکنون وارد مرحلهای از گذار تاریخی شده است؛ گذاری از یک نظام بینالمللی با مرزهای شناختهشده به سوی نظامی جهانی جدید که نه ویژگیهای آن روشن است و نه قواعدش.
با این حال، او تاکید میکند که این جنگ تنها عامل دگرگونی در نظم جهانی نیست بلکه روندهایی را که پیشتر آغاز شده بودند شتاب داده و آشکار کرده است.
به باور الجابر، نظم جهانی دچار فروپاشی کامل نمیشود، بلکه این دگرگونی بهتدریج به وضعیتی منجر خواهد شد که میتوان آن را «ثبات ناپایدار» یا «تعادل شکننده» توصیف کرد.
در بخشی از این تحلیل درباره نظم چندقطبی آمده است: «جهان نه به سوی آشوب فراگیر هابزی میرود که در آن قواعد بهکلی غایب باشند، و نه در حال بازگشت به نظمی تکقطبی به رهبری یک قدرت هژمونیک واحد است، آنچه بهتدریج در حال شکلگیری است، نظمی رقابتی و چندقطبی است که در آن قدرتهای بزرگ نفوذ و مسئولیتها را میان خود تقسیم میکنند، بیآنکه هیچیک توان تحمیل هژمونی کامل یا تدوین قواعدی الزامآور برای همه را داشته باشد.»
بر این اساس، در چارچوب این نظم تازه، ائتلافها منعطفتر، کمثباتتر و عملگرایانهتر میشوند، و بازدارندگی به دلیل تکثر و درهمتنیدگی منابع تهدید، پرهزینهتر و محاسبه آن دشوارتر میشود. در نتیجه، نظم جدید ناگزیر سیال و متغیر خواهد بود و همین امر پیشبینی پیامدهای آن یا ترسیم مسیرش را دشوار میکند.
بازتعریف امنیت
بخشی از این تحلیل به بازتعریف مفهوم امنیت اختصاص دارد. الجابر نوشته است که جنگ جاری نشان داد که امنیت ملی دیگر فقط به به قدرت نظامی، ارتش و بازدارندگی هستهای محدود نیست. امروز کشوری امنتر است که بتواند زنجیرههای تامین، زیرساختهای دیجیتال، دادهها، انرژی، فناوریهای حیاتی، نیمهرساناها و ظرفیت هوش مصنوعی خود را حفظ و تقویت کند.
در این نگاه تازه، کارخانههای راهبردی، شرکتهای فناوری، آزمایشگاههای پیشرفته و شبکههای دیجیتال به اندازه ارتش در قدرت و بازدارندگی کشورها نقش دارند. بنابراین ممکن است کشوری با ارتش کوچکتر، اگر در فناوری یا امنیت اقتصادی برتری داشته باشد، نفوذی بیش از یک قدرت نظامی بزرگتر پیدا کند.
نشانههای پایان قطعیت راهبردی و پایان اتحاد غرب برای حل بحرانهای بزرگ
این مقاله همچنین جنگ ایران را پایان یک مرحله تاریخی میداند؛ مرحلهای که که در آن جهان به رهبری غرب و ثبات نظم آتلانتیک اعتماد داشت و «قطعیت راهبردی» مهمترین شاخص آن بود.
به باور الجابر این دوران به پایان رسیده است و آمریکا و اروپا دیگر مثل گذشته قادر نیستند بحرانهای بزرگ را بهطور هماهنگ مدیریت کنند و شکاف میان ادعای رهبری غرب و توان واقعی آن آشکار شده است.
اروپا بیش از همه با این وضعیت روبهرو شده، چون امنیت خود را برای دههها بر تضمینهای آمریکا بنا کرده بود؛ اما حالا با آمریکایی روبهروست که بیشتر درگیر رقابت با چین و اولویتهای اقیانوس آرام است. به همین دلیل، بحث درباره استقلال راهبردی و توان دفاعی مستقل اروپا جدیتر شده است.
در عین حال، چین و قدرتهای آسیایی هم با وجود وابستگی شدید به انرژی خلیج فارس، نتوانستهاند جای خالی رهبری غرب را پر کنند یا طرحی جدی برای حفظ ثبات منطقه ارائه دهند.
در بخشی از این تحلیل میخوانیم: «همه قدرتهای بزرگ، از نظر اقتصادی و راهبردی، از بحران آسیب میبینند، اما هیچیک اراده سیاسی، توان عملیاتی یا مشروعیت بینالمللی لازم برای رهبری واکنشی قاطع و هماهنگ در سطح بینالمللی را ندارد. این یعنی آنچه جهان با آن روبهروست، بحران قدرت به معنای کمبود توانمندیها نیست؛ بلکه بحران رهبری جهانی در تبدیل توانمندیهای موجود به اقدام موثر بینالمللی است. نهادهای سنتی بینالمللی، مانند شورای امنیت سازمان ملل، برای دستیابی به اجماع درباره این مناقشه با مشکل روبهرو شدهاند، در حالی که ائتلافها بیش از پیش پراکنده و چندپاره به نظر میرسند.»
دوراهی پیش روی کشورهای خلیج فارس
بخش دیگری از این تحلیل تصویری از آنچه پیش روی کشورهای خلیج فارس قرار دارد، ارائه میدهد. به باور الجابر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، بهعنوان تامینکنندگان حیاتی انرژی در جهان و بازیگران محوری در موازنه قدرت جهانی، در مرکز این دگرگونی قرار دارند و وزنی یافتهاند که بسیار فراتر از ابعاد جغرافیایی و جمعیت آنهاست.
او نوشته است که بحران اخیر نشان داد این مزیت جغرافیایی و راهبردی به یک «بار راهبردی» و نقطهای آسیبپذیر تبدیل میشود. تهدید تنگه هرمز یا اختلال در کشتیرانی دیگر فقط مسئلهای منطقهای نیست، بلکه مستقیما اقتصاد جهانی، قیمت انرژی، بیمه دریایی و حملونقل بینالمللی را تحت تاثیر قرار میدهد.
به عبارت دیگر، موقعیت کشورهای خلیج فارس هم اهرم قدرت است و هم منبع خطر: به این کشورها قدرت چانهزنی بیشتری میدهد، اما همزمان مسئولیتها و خطراتی استثنایی را نیز بر دوش آنها میگذارد.
این مقاله در نهایت نتیجه گرفته است که مشاهده آنچه در خاورمیانه میگذرد به ما میگوید مهمتر از اینکه چه کسی پیروز این جنگ خواهد بود، چگونگی تغییر قواعد قدرت در جهان است و اینکه نظم نوین بر پایه چه معیارها و اصولی بنا خواهد شد.
الجابر تاکید میکند در نظم نوظهور، دیگر یک مرکز روشن و مسلط وجود ندارد. نفوذ کشورها بیش از آنکه به اندازه ارتش یا جایگاه تاریخی آنها وابسته باشد، به توانشان در سازگاری با تحولات، بازتنظیم ائتلافها، تنوعبخشی به شراکتها و سرمایهگذاری در امنیت اقتصادی، فناورانه، انرژی و دیجیتال بستگی دارد و در این بازآرایی، کشورهایی موفقتر خواهند بود که زودتر تغییرات ساختاری را تشخیص دهند، وابستگیهای خود را کاهش دهند و برای نظم سیال و نامطمئن آینده آماده شوند.
آتشبس شکننده میان آمریکا و جمهوری اسلامی بار دیگر عصر یکشنبه ۲۰ اردیبهشت با آتشسوزی ناشی از انفجار یک پهپاد در سواحل قطر و ورود پهپادهایی به حریم هوایی امارات متحده عربی و قطر به آزمون گذاشته شد. همزمان، تهران اعلام کرد پاسخ خود به پیشنهاد آمریکا را به پاکستان ارائه کرده است.
رسانههای رسمی جمهوری اسلامی عصر یکشنبه اعلام کردند که پاسخ ارائهشده تهران به پاکستان که میانجیگری این دور از مذاکرات را بر عهده دارد بر پایان دادن به جنگ «در همه جبههها، بهویژه لبنان» متمرکز است و بر «تضمین امنیت کشتیرانی» نیز تاکید دارد.
ساعتی پیش از اعلام این خبر، وزارت دفاع امارات متحده عربی از سرنگون کردن دو پهپاد در حریم هوایی این کشور خبر دادند و جمهوری اسلامی را مسئول این حملات اعلام کردند. آنها همچنین گفتند که این حملات خسارت جانی به دنبال نداشت.
پیش از آن، سرتیپ سعود عبدالعزیز العتیبی، سخنگوی وزارت دفاع کویت، از ورود «پهپادهای متخاصم» به حریم هوایی این کشور در بامداد یکشنبه ۲۰ اردیبهشت خبر داده و گفته بود که نیروهای دفاعی «بر اساس رویههای تعیینشده» واکنش نشان دادند. این وزارتخانه اعلام نکرد که پهپادها از کجا به سوی این کشور فرستاده شده بود.
در همین حال، وزارت دفاع قطر اعلام کرد یک کشتی تجاری که از ابوظبی به سوی بندری در جنوب این کشور در حرکت بود، هدف یک پهپاد قرار گرفت و دچار «آتشسوزی کوچکی» شد. این حریق نیز بدون خسارت جانی خاموش شد.
طبق اعلام مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا، وابسته به نیروی دریایی این کشور، این حمله در فاصله ۲۳ مایل دریایی در شمالشرق دوحه، پایتخت قطر، رخ داده است. این مرکز جزئیاتی درباره مالک یا مبداء کشتی ارائه نکرد و هیچ طرفی نیز مسئولیت حمله را بر عهده نگرفت.
تبادل آتش میان نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه، جمهوری اسلامی و کشورهای حاشیه خلیجفارس، بهویژه امارات، در روزهای گذشته ادامه داشت و نگرانیها بابت آتشبس را افزایش داد. با این حال، ایالات متحده همچنان معتقد است آتشبس پابرجاست و این حملات در حدی نیست که بتوان آتشبس را خاتمهیافته دانست.
محتوای سند تفاهم پیشنهادی آمریکا در این دور از مذاکرات بهطور دقیق روشن نیست. مقامهای جمهوری اسلامی در روزهای گذشته درباره محتوای طرح مورد بررسی گفته بودند که دو کشور در حال کار روی یک توافق کوتاهمدت هستند که جنگ را به مدت ۳۰ روز متوقف میکند و به محاصره تنگه هرمز، یک مسیر کلیدی حمل و نقل نفت و گاز در خلیج فارس از سوی حکومت ایران، پایان میدهد. به گفته آنها ایالات متحده و ایران سعی خواهند کرد در طول این آرامش یک ماهه به یک توافق جامع برسند.
اسرائیل و آمریکا همچنان بر خروج اورانیوم از ایران تاکید دارند
یکی از اصلیترین نقاط اختلاف در مذاکرات، سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران است. آژانس بین المللی انرژی اتمی میگوید ایران بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم دارد که تا خلوص ۶۰ درصد غنیسازی شده است. این سطح از نظر فنی تنها یک گام کوتاه با درجه تسلیحاتی فاصله دارد.
هرچند جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده که سرنوشت این مقدار اورانیوم قابل مذاکره نیست اما آمریکا و اسرائیل همچنان بر انتقال این اورانیوم به خارج از ایران تاکید دارند و آن را بخشی از توافق احتمالی میدانند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، یکشنبه در مصاحبه با شبکه خبری سیبیاِس، بار دیگر بر «خروج اورانیوم غنیشده از ایران» و «برچیده شدن تاسیسات غنیساز» جمهوری اسلامی تاکید کرد و گفت که جنگ علیه حکومت ایران هنوز تمام نشده است.
او خارج شدن اورانیوم ذیل توافق را «بهترین راه» خواند و در پاسخ به این سوال که اگر توافقی حاصل نشود، برنامه اسرائیل درباره اورانیوم با با غنی بالا چیست، گفت: «قرار نیست جدول زمانی مشخصی برای آن ارائه دهم، اما میگویم که این ماموریتی فوقالعاده مهم است.»
بلومبرگ ۱۸ اردیبهشت گزارش داد دولت ترامپ در تلاش برای پایان دادن به جنگ با ایران، تمرکز خود را از مذاکرات دشوار درباره برنامه هستهای و موشکی جمهوری اسلامی به بازگشایی تنگه هرمز منتقل کرده است. بر اساس این گزارش، راهبرد جدید کاخ سفید بر «بازگشایی تنگه هرمز به هر قیمتی» متمرکز شده و مذاکرات پیچیدهتر درباره برنامه هستهای و موشکهای بالستیک حکومت ایران به مراحل بعدی موکول شده است.
با این حال، دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، نیز عصر یکشنبه در گفتوگو با شریل اتکیسون در برنامه رسانهای «فول مِژِر» به موضوع اورانیوم غنیشدهای که اکنون در اختیار جمهوری اسلامی است اشاره کرد و گفت«ما آنجا را تحت نظر داریم و بالاخره به آن دست پیدا میکنیم.»
او افزود: «همهچیز تحت نظر است. اگر کسی به آن محل نزدیک شود، خبردار میشویم و نابودش میکنیم.»
ترامپ، رییسجمهور آمریکا، در بخش دیگری از این مصاحبه در پاسخ به این که آیا جنگ علیه جمهوری اسلامی تمام شده است، گفت: «نه، من این را نگفتم. من گفتم آنها شکست خوردهاند، اما این به معنای پایان کارشان نیست.»
ترامپ افزود: «ما میتوانیم دو هفته دیگر هم وارد عمل شویم و هر هدفی را بزنیم. اهداف مشخصی داشتیم و احتمالا ۷۰ درصد آنها را زدهایم، اما اهداف دیگری هم داریم که ممکن است به آنها حمله کنیم.»
رییسجمهور آمریکا تاکید کرد: «اما حتی اگر این کار را هم نکنیم، سالهای زیادی طول میکشد تا آنها دوباره خود را بازسازی کنند.»
محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی، شنبه ۱۹ اردیبهشت به ایرنا، خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، گفت که نیروهای نظامی برای حفاظت از سایتهای هستهای محل نگهداری این اورانیوم در «آمادگی کامل» قرار دارند.
او بدون اشاره به جزئیات، افزود: «ما این احتمال را در نظر گرفته بودیم که ممکن است [آمریکا و اسرائیل] قصد داشته باشند از طریق عملیات نفوذی یا عملیات هلیبرن آن را سرقت کنند.»
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ماه گذشته به آسوشیتدپرس گفت بخش عمده اورانیوم با غنای بالای ایران احتمالا همچنان در مجموعه هستهای اصفهان قرار دارد.
والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای آمریکایی و ایرانی گزارش داد مجتبی خامنهای پس از جراحت شدید در حملهای هوایی که به کشته شدن همسرش و علی خامنهای انجامید، بیش از دو ماه است در انظار عمومی ظاهر نشده و غیبت او به اختلاف میان حامیان حکومت بر سر مذاکره با آمریکا دامن زده است.
بر اساس این گزارش که یکشنبه ۲۰ اردیبهشت منتشر شد، مقامهای جمهوری اسلامی در حالی برای پایان دادن به جنگ به دنبال توافقاند که رهبر جدیدشان آشکارا از انظار عمومی غایب است و درباره مذاکرات نیز سکوت کرده است.
به نوشته این روزنامه، از زمان حمله هوایی ۹ اسفند تاکنون تنها پیامهایی منتسب به خامنهای و تصاویری از او منتشر شده که به نظر میرسد با هوش مصنوعی تولید یا دستکاری شدهاند؛ از جمله تصویر حساب او در ایکس و بیلبوردهای تبلیغاتی در تهران.
مقامهای جمهوری اسلامی نیز هیچ تصویر تازه یا فایل صوتی از او منتشر نکردهاند و همین موضوع باعث شده برخی شهروندان درباره زنده بودن او پرسشهایی مطرح کنند.
در ادامه این گزارش آمده است غیبت طولانی رهبر جدید جمهوری اسلامی اکنون به مشکلی جدی برای تهران تبدیل شده، زیرا مقامهای حکومت که در جریان جنگ وحدت خود را حفظ کرده بودند، اکنون بر سر میزان امتیازدهی به آمریکا برای رسیدن به توافق دچار اختلاف شدهاند.
ایراناینترنشنال ۱۵ اردیبهشت گزارش داد اطلاعات اختصاصی رسیده نشاندهنده اوجگیری بیسابقه تنش میان دولت و فرماندهان نظامی است و مسعود پزشکیان بهشدت از اقدامات احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، خشمگین است.
ایراناینترنشنال ۱۸ فروردین نیز از تعمیق بیسابقه شکاف در راس هرم قدرت جمهوری اسلامی و تداوم منازعات و رویارویی آشکار پزشکیان با فرماندهان ارشد سپاه خبر داده بود.
آرش عزیزی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه ییل، به والاستریت ژورنال گفت حامیان تندروی حکومت از غیبت طولانی خامنهای نگران شدهاند و مشروعیت مذاکرات را زیر سوال میبرند.
او افزود تندروهای جمهوری اسلامی بهویژه از نقش محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، در مذاکرات ناراضیاند و او را بیش از حد اهل مصالحه میدانند.
بر اساس این گزارش، برخی حامیان تندروی حکومت در شبکههای اجتماعی از خامنهای خواستهاند دستکم یک پیام صوتی منتشر و از مذاکرات حمایت کند.
والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای جمهوری اسلامی نوشت خامنهای بهدلیل «نگرانیهای امنیتی» در انظار عمومی ظاهر نمیشود، زیرا اسرائیل پیش از آتشبس، شماری از مقامهای ارشد جمهوری اسلامی را هدف قرار داد و از پا درآورد و او همچنان در فهرست اهداف اسرائیل قرار دارد.
والاستریت ژورنال همچنین به اظهارات اخیر پزشکیان پرداخت که گفته بود در جلسهای ۲.۵ ساعته با خامنهای شرکت کرده است؛ اظهاراتی که به نوشته این روزنامه، با هدف پاسخ دادن به تردیدها درباره زنده بودن رهبر جمهوری اسلامی مطرح شد.
این در حالی است که بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، خبر دیدار پزشکیان و خامنهای صحت ندارد و چنین دیداری انجام نشده است.
سعید گلکار، پژوهشگر حوزه نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی و استاد دانشگاه تنسی، در مصاحبه با والاستریت ژورنال گفت تهران در حال کار روی توافق است و پزشکیان تلاش میکند مخالفان و حامیان حکومت را قانع کند که خامنهای برای امنیت خود پنهان شده، نه اینکه کشته شده باشد.
در بخش پایانی گزارش، به اظهارات مظاهر حسینی، مقام دفتر رهبر جمهوری اسلامی، اشاره شده که برای نخستینبار جزییاتی از جراحتهای خامنهای ارائه داده و گفته بود زانو و کمر و پشت گوش او در حمله آسیب دیدهاند، اما او در سلامت کامل قرار دارد.
با این حال، این روزنامه نوشت این توضیحات نتوانسته تردیدها را از بین ببرد و همچنان این تصور وجود دارد که خامنهای برای ایفای نقشی فعال در اداره روزمره کشور بیش از حد بیمار است.
وبسایت واینت در یادداشتی تحلیلی به قلم «سور پلوکر» نوشت تجربه فروپاشی آلمان نازی در سال ۱۹۴۵ میتواند هشداری برای دونالد ترامپ باشد؛ هشداری درباره حکومتهایی که حتی در آستانه شکست نیز حاضر به عقبنشینی نیستند و تا زمانی که شکست به آنها تحمیل نشود، به جنگ ادامه میدهند.
این تحلیل میگوید ساختار رهبری جمهوری اسلامی دچار شکاف میان «واقعگرایان» و «افراطگرایان» شده و بخش تندرو - متشکل از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای امنیتی - مانع هرگونه توافق یا مصالحه با آمریکا شده است.
به نوشته واینت، این جریان تندرو ویژگیهایی شبیه رهبران آلمان نازی در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم از خود نشان میدهد؛ از جمله «گسست از واقعیت، باور به معجزه، بیتفاوتی نسبت به وضعیت واقعی مردم و آمادگی برای قربانی کردن کشور.»
نویسنده در این یادداشت با استناد به کتاب «هشت روز در ماه مه» نوشته فولکر اولریش، توضیح میدهد که حتی در واپسین ساعات حکومت نازی، زمانی که شکست آلمان قطعی شده بود، رهبران این رژیم همچنان مردم را به ادامه جنگ و مقاومت فرا میخواندند.
او یادآوری میکند در آوریل ۱۹۴۵، هواپیماهای آمریکایی بر فراز مونیخ اعلامیههایی پخش کردند و از مردم خواستند علیه حکومت نازی شورش کنند تا مانع خونریزی بیشتر شوند، اما اکثریت شهروندان سکوت کردند و وارد قیام نشدند.
بر اساس این گزارش، تنها گروه کوچکی از مخالفان ضدنازی تلاش کردند کنترل یک ایستگاه رادیویی را در دست بگیرند و مردم را به شورش دعوت کنند، اما این تلاش شکست خورد و بسیاری از آنها توسط نیروهای اساس کشته شدند.
واینت مینویسد حکومت نازی تنها زمانی سقوط کرد که نیروهای ارتش آمریکا بدون مقاومت وارد مونیخ شدند و پس از آن، ناگهان پرچمهای سفید بر ساختمانهای شهر ظاهر شد.
این تحلیل همچنین به سخنان توماس مان، نویسنده مشهور آلمانی، اشاره میکند که پس از پایان جنگ گفته بود اگر مردم آلمان زودتر علیه نازیسم شورش کرده بودند، میتوانستند «آزادی و بازگشت به انسانیت» را جشن بگیرند.
نویسنده یادداشت تاکید میکند اکثریت آلمانیها در آن زمان اعتماد خود به آدولف هیتلر را از دست داده بودند، اما با وجود این سکوت کردند و علیه حکومت اقدام نکردند.
واینت سپس این تجربه تاریخی را با وضعیت کنونی ایران مقایسه میکند و مینویسد ترامپ در هفتههای اخیر پیشنهادهایی «معقول» برای پایان دادن به جنگ به جمهوری اسلامی ارائه کرده، اما جناحهای تندرو در تهران این پیشنهادها را با تحقیر رد کردهاند.
به نوشته این تحلیل، با وجود خسارات سنگین نظامی و اقتصادی، تندروهای جمهوری اسلامی همچنان بر ادامه تقابل تاکید دارند و حاضرند بهای سنگینی را به کشور تحمیل کنند.
پلوکر در پایان هشدار میدهد اگر ترامپ تصمیم بگیرد منتظر بماند تا رهبران جمهوری اسلامی خود از «تعصب و افراطگرایی» فاصله بگیرند، ممکن است در نهایت دریابد این انتظار بیفایده بوده است.
او نتیجه میگیرد: «این همان درس سختی است که تاریخ اروپا در ۸۱ سال پیش به ما میدهد.»