قرار است دونالد ترامپ در نخستین سفر یک رییسجمهوری آمریکا به چین در نزدیک به یک دهه گذشته، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت وارد پکن شود. شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، میزبان ترامپ خواهد بود. این سفر در سایه «جنگ ایران» و بحران تنگه هرمز، جنگ تعرفهها و تنش بر سر تایوان، انجام میشود.
ترامپ سالهاست تمرکز ویژهای بر چین دارد. او که دستکم از اوایل دهه ۲۰۱۰ استدلال میکرد پکن از طریق تجارت «در حال سوءاستفاده» از ایالات متحده است، در دوره نخست ریاستجمهوری خود جنگ تجاری گستردهای را آغاز کرد، بر صدها میلیارد دلار از واردات چین تعرفه وضع کرد و نهادهای دولتی آمریکا را به سمت برخورد با پکن بهعنوان یک «رقیب راهبردی» سوق داد.
این دوره با تشدید مکرر تعرفهها و شکلگیری چارچوبی وسیعتر از «رقابت» در حوزههای نظامی، فناوری و اقتصادی همراه بود.
در دوره دوم ریاستجمهوری او، روابط دو کشور میان تقابل و همکاری تاکتیکی در نوسان بوده است. ترامپ دوباره فشار تعرفهای را آغاز کرد و در مقطعی برخی تعرفهها را تا ۱۴۰ درصد افزایش داد. اقدامی که با واکنش تلافیجویانه چین روبهرو شد.
هنگامی که این سیاست نتوانست امتیازهای عمدهای از پکن بگیرد، ترامپ لحن خود را تغییر داد و بر شراکت «جی۲» (Group of Two) تاکید کرد، شخصا به تمجید از شی پرداخت و در نشست اکتبر ۲۰۲۵ در بوسان با یک آتشبس یکساله در جنگ تجاری موافقت کرد.
در این مرحله، او نگرانیهای مربوط به حقوق بشر در سینکیانگ، هنگکنگ و تبت را کماهمیت جلوه داد و در عین حال، با وجود تایید فروش تسلیحات به تایوان، لحن خود را درباره این جزیره نیز تعدیل کرد تا از تحریک بیش از حد پکن جلوگیری کند.
سفر روسایجمهوری آمریکا به چین
سفر روسایجمهوری آمریکا به چین از دهه ۱۹۷۰ به یکی از ابزارهای مهم دیپلماتیک تبدیل شده است.
سفر ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۲ نمونه کلاسیک این روند به شمار میرود. رویدادی که به احیای روابط دو کشور پس از دههها خصومت دوران جنگ سرد کمک کرد و به صدور «بیانیه شانگهای» انجامید.
جرالد فورد در سال ۱۹۷۵ به چین رفت و تعهدات آمریکا در چارچوب آن توافق را تایید کرد.
پس از برقراری کامل روابط دیپلماتیک در سال ۱۹۷۹، روسایجمهوری بعدی آمریکا از سفر به چین برای مدیریت همکاریها و بحرانها استفاده کردند.
رونالد ریگان در سال ۱۹۸۴ راهی چین شد و ضمن امضای بیانیهای دیگر، بر توسعه روابطی «سازنده» تاکید کرد؛ هرچند همچنان از کمونیسم انتقاد میکرد.
جورج اچ دبلیو بوش در سال ۱۹۸۹ به چین سفر کرد و بر سیاست «چین واحد» تاکید داشت.
بیل کلینتون در سفر سال ۱۹۹۸ خود، در سخنرانیهایی در شهرهای مختلف چین از جمله پکن، بر تعامل، تجارت و حقوق بشر تمرکز کرد.
جورج بوش پسر و باراک اوباما چندین بار به چین سفر کردند. سفرهایی که اغلب با موضوعات اقتصادی، گفتوگوهای امنیتی و رویدادهای مهمی مانند المپیک ۲۰۰۸ پکن و نشست آپک ۲۰۱۴ پیوند داشت.
خود ترامپ نیز در سال ۲۰۱۷ به چین رفت. زمانی که روابط دو کشور هنوز نسبتا دوستانه بود و تمرکز اصلی بر مذاکرات تجاری و تشریفات گسترده میزبانی از سوی شی جینپینگ قرار داشت.
چرا ترامپ به چین سفر میکند؟
سفر کنونی ترامپ نخستین سفر یک رییسجمهوری آمریکا به چین در نزدیک به یک دهه گذشته است و اندکی پس از آتشبس تعرفهای سال ۲۰۲۵ انجام میشود.
در حوزه اقتصاد و تجارت، ترامپ بهدنبال افزایش خرید کالاهای آمریکایی از سوی چین، از جمله سویا و احتمالا محصولات با ارزش افزوده بالا مانند موتور هواپیما، و همچنین دسترسی شفافتر شرکتهای آمریکایی، بهویژه در بخش مالی و خدمات مرتبط با فناوری، به بازار چین است.
در حوزه فناوری و تحریمها، دو طرف بر سر کنترل نیمهرساناها، تراشههای هوش مصنوعی و محدودیتهای صادراتی درگیر چالش هستند.
واشینگتن اخیرا اجازه فروش برخی تراشههای هوش مصنوعی انویدیا به چین را صادر کرده، در حالی که پکن تهدید کرده در واکنش به قوانین آمریکا که چین را تهدیدی امنیتی معرفی میکنند، اقدامات متقابل انجام خواهد داد.
دو موضوع بزرگ ژئوپلیتیکی نیز در پسزمینه این سفر قرار دارند. نخست، «جنگ ایران» که بازارهای انرژی و سیاست جهانی را بیثبات کرده و روابط اقتصادی پکن با تهران به چین اهرم نفوذ و منافعی داده که با منافع واشینگتن متفاوت است.
دوم، مساله تایوان که همچنان یکی از نگرانیهای اصلی پکن به شمار میرود. مقامهای چینی خواهان موضعگیری صریحتر آمریکا علیه استقلال تایوان و پیشبینیپذیری بیشتر در زمینه فروش تسلیحات آمریکا هستند. در سوی دیگر، ترامپ پیشتر ارسال یک بسته بزرگ تسلیحاتی به تایوان را به تعویق انداخته است.
تمایل ترامپ به تمجید از رییسجمهوری چین و پرهیز از انتقاد علنی شدید درباره حقوق بشر، هرچند با هدف آرام نگه داشتن فضای این سفر انجام میشود، اما همزمان اهرم فشار آمریکا در حوزه ارزشهای حقوق بشری را نیز کاهش میدهد.
پیامدهای احتمالی این سفر
در کوتاهمدت، این سفر احتمالا به «دستاوردهای» قابل مشاهده اما تغییرات ساختاری محدود منجر خواهد شد.
تحلیلگران انتظار دارند توافقهایی درباره خریدهای جدید چین، برای مثال در حوزه محصولات کشاورزی یا برخی کالاهای صنعتی خاص، اعلام شود و پیشرفتهایی نمادین در زمینه دسترسی به بازار و بیانیههای مشترک درباره همکاری منتشر شود.
چنین توافقهایی میتوانند بازارها را آرام و توقف یکساله تشدید تعرفهها را تقویت کنند. اقدامی که بیثباتی اقتصادی فوری میان دو کشور را کاهش خواهد داد.
در بلندمدت، تاثیر این سفر به آنچه پشت درهای بسته توافق میشود، بستگی دارد. اگر ترامپ در ازای دستاوردهای اقتصادی کوتاهمدت، در موضوعاتی مانند نحوه بیان سیاست آمریکا درباره تایوان، زمانبندی فروش تسلیحات یا محدودیتهای فناوری پیشرفته امتیاز بدهد، پکن ممکن است موقعیت راهبردی خود را تقویت کند، در حالی که واشینگتن تنها به کاهش موقت فشارهای تجاری دست خواهد یافت.
از سوی دیگر، اگر دو طرف به نوعی «رقابت مدیریتشده» پایبند بمانند، یعنی رقابت در فناوری و نفوذ منطقهای را بپذیرند اما از تشدید کنترلنشده تنش جلوگیری کنند، این سفر میتواند به تثبیت روابط دو کشور و کاهش خطر بحران در شرق آسیا، دستکم در کوتاهمدت، کمک کند.
در هر صورت، سفر ترامپ به چین ادامه همان الگویی است که روسایجمهوری پیشین آمریکا نیز دنبال کردهاند: استفاده از سفرهای پرهزینه و نمادین برای ایجاد توازن میان رقابت و همکاری در رابطهای که بسیاری آن را مهمترین رابطه دوجانبه جهان میدانند.
یافتههای یک پژوهش تازه نشان میدهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانههای دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار میگیرند و همین مساله میتواند آنها را در چرخهای از تصمیمهای پرخطر یا زیانبار گرفتار کند.
بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان بهطور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آنها پیوند میدهد.
این فرآیند که «یادگیری تداعیگر» نام دارد، به افراد کمک میکند بر پایه تجربههای قبلی، سریعتر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.
با این حال، پژوهشگران میگویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمیکند.
این تحقیق توضیح میدهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد بهجای کمک به تصمیمگیری بهتر، به تداوم انتخابهای نامطلوب منجر میشود.
نقش نشانهها در تصمیمگیری نادرست
به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانههای محیطی برای تصمیمگیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.
برخی افراد هنگام تصمیمگیری بهشدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابستهاند، در حالی که گروهی دیگر انعطافپذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرکها قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز میکند که معنای این نشانهها دستخوش تغییر میشود.
برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیشتر با پاداش همراه بوده، بهتدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمیتواند این تغییر را بهدرستی ثبت کند.
در افرادی که حساسیت بالایی به نشانهها دارند، مغز در «بهروزرسانی» این آموختهها ناتوان میماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان میدهد.
در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخابهای قبلی را تکرار میکنند.
در این شرایط، نشانههای محیطی بهجای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل میشوند و ترک عادتهای زیانبار را دشوارتر میکنند.
این یافتهها میتواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.
تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.
هدف آنها یافتن پاسخ روشنتری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانههای محیطی میتواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیمگیریهای پرخطر در این گروهها باشد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.