رویترز: محاصره دریایی آمریکا علیه جمهوری اسلامی شامل اقلام غذایی و پزشکی نمیشود
خبرگزاری رویترز گزارش داد ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در اطلاعیهای خطاب به فعالان حملونقل اعلام کرده است که محمولههای بشردوستانه مشمول محاصره دریایی علیه جمهوری اسلامی نخواهند شد.
بر پایه این اطلاعیه که دوشنبه ۲۴ فروردین به دست رویترز رسید، محمولههای بشردوستانه از جمله مواد غذایی، تجهیزات پزشکی و دیگر اقلام ضروری، مشروط به انجام بازرسی، مجاز به عبور خواهند بود.
سنتکام افزود ارتش آمریکا محاصره نظامی را در خلیج عمان و دریای عرب در شرق تنگه هرمز اعمال خواهد کرد.
در ادامه اطلاعیه آمده است محاصره دریایی صرفا به بنادر و پایانههای نفتی ایران محدود نیست و «سراسر خط ساحلی» این کشور را در بر میگیرد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۳ فروردین در واکنش به شکست مذاکرات اسلامآباد گفت نیروی دریایی ایالات متحده «بیدرنگ» محاصره تنگه هرمز را آغاز میکند.
او این عملیات را «محاصرهای همهجانبه در سطحی بالاتر از محاصره ونزوئلا» خواند و تاکید کرد اجازه نخواهد داد جمهوری اسلامی از راه فروش نفت درآمد کسب کند.
منع تردد کشتیها به مقصد و از مبدا بنادر ایران قرار است از ساعت ۱۷:۳۰ (به وقت تهران) ۲۴ فروردین به اجرا درآید.
«عبور کشتیها به مقصد یا از مبدا کشورهایی غیر از ایران مجاز است»
رویترز در ادامه گزارش خود با استناد به اطلاعیه سنتکام نوشت محاصره دریایی علیه جمهوری اسلامی و منع تردد «برای همه کشتیها صرفنظر از پرچم آنها» اعمال خواهد شد.
در این اطلاعیه آمده است: «هر شناوری که بدون مجوز وارد منطقه محاصره شود یا آن را ترک کند، در معرض توقف، تغییر مسیر و توقیف خواهد بود. کشتیهای بیطرف نیز ممکن است برای شناسایی هرگونه محموله ممنوعه، مورد بازرسی و تفتیش قرار گیرند.»
سنتکام در عین حال تاکید کرد عملیات نظامی ایالات متحده عبور کشتیهای بیطرف از تنگه هرمز به مقصد یا از مبدا کشورهایی غیر از ایران را مختل نخواهد کرد.
ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه مرکزی «خاتمالانبیا»، ۲۴ فروردین در واکنش به تصمیم آمریکا برای اعمال محاصره دریایی تهدید کرد امنیت بنادر کشورهای منطقه نیز با مخاطره مواجه خواهد شد.
او گفت: «امنیت بنادر در خلیج فارس و دریای عمان یا برای همه است یا برای هیچکس. اگر امنیت بنادر جمهوری اسلامی ایران در آبهای خلیج فارس و دریای عمان تهدید شود، هیچ بندری در خلیج فارس و دریای عمان در امان نخواهد بود.»
در سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از تصمیم ترامپ برای اعمال محاصره دریایی علیه جمهوری اسلامی حمایت کرد.
یک سخنگوی دولت آلمان نیز محاصره دریایی را «اقدامی برای افزایش فشار» بر تهران دانست و گفت این تصمیم «پایان روند دیپلماتیک را رقم نمیزند».
او اضافه کرد عملیات آمریکا شامل محاصره بنادر ایران میشود، نه تنگه هرمز.
شاهزاده رضا پهلوی در سخنرانی خود در پارلمان سوئد تاکید کرد این مردم ایران هستند که در نهایت سرنوشت کشور را تعیین میکنند و مسیر آینده را رقم میزنند.
شاهزاده رضا پهلوی دوشنبه ۲۴ فروردین گفت: «صرفنظر از نتیجه عملیات نظامی، این نیروهای خارجی نیستند که سرنوشت ایران را تعیین میکنند؛ بلکه مردم ایران هستند که آینده خود را رقم میزنند.»
او افزود: «رسانهها از آتشبس میگویند، اما میان حکومت جمهوری اسلامی و مردم هیچ آتشبسی برقرار نبوده است. هر روز در خیابانها ایستهای بازرسی برپاست و مردم را تهدید میکنند و میکشند.»
شاهزاده رضا پهلوی جنبش اعتراضی مردم ایران را «انقلابی علیه انقلاب ۱۳۵۷» خواند و خاطرنشان کرد حکومت هر گونه مشروعیت خود را از دست داده است.
ایالات متحده و جمهوری اسلامی بامداد ۱۹ فروردین بر سر برقراری آتشبس موقت به توافق رسیدند.
با این حال، پس از شکست مذاکرات اسلامآباد، تنشها بار دیگر بالا گرفته و دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از اعمال محاصره دریایی علیه حکومت ایران خبر داده است.
هشدار درباره ادامه سرکوبها در ایران
شاهزاده رضا پهلوی در سخنرانی خود در پارلمان سوئد، با اشاره به ادامه سیاستهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی علیه مردم ایران گفت: «حکومت صداهای مخالف را خاموش میکند، اینترنت را میبندد و به روی مردم غیرمسلح شلیک میکند. هزینه سرکوب فاجعهبار بوده و حکومت مردان و زنان را قتلعام کرده است.»
او با اشاره به کشتار معترضان در جریان انقلاب ملی ایرانیان افزود: «حکومت بیش از ۴۰ هزار نفر را در دو شب قتلعام کرد و به بیمارستانها و خانهها رفت و مردم معترض را کشت.»
شاهزاده رضا پهلوی هشدار داد جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری به سقوط نزدیک شده و مردم ایران «نسخه بازآراییشده» آن را نخواهند پذیرفت.
او تاکید کرد: «خواست مردم ایران تغییر زندانبان نیست، بلکه آزادی است.»
این اظهارات در شرایطی مطرح شد که ترامپ در روزهای اخیر بارها با اشاره به کشته شدن شماری از مقامهای ارشد جمهوری اسلامی اعلام کرده در عمل نوعی «تغییر رژیم» در ایران رخ داده است.
در سوی دیگر، شهروندان و فعالان حقوق بشر، به حضور چهرههایی چون محمدباقر قالیباف، احمد وحیدی، غلامحسین محسنی اژهای و احمدرضا رادان در راس ساختار قدرت اشاره و کارنامه آنان را در نقض حقوق شهروندان یادآوری کردند.
انتقاد از رویکرد کشورهای اروپایی
شاهزاده رضا پهلوی در ادامه مواضع کشورهای اروپایی را در قبال جمهوری اسلامی مورد انتقاد قرار داد: «اروپا شتابزده با حکومتی که مردم خود را میکشد و از دولتهای اروپایی اخاذی میکند، مماشات میکند. اروپا باید از حقوق بشر دفاع کند.»
او گفت مردم ایران برای به ثمر نشستن انقلاب، جان خود را به خطر میاندازند و تنها از جامعه جهانی میخواهند به مقامهای سرکوبگر جمهوری اسلامی «مشروعیت، قدرت و سرپناه» ندهند.
شاهزاده رضا پهلوی همچنین به سیاست خارجی بیثباتکننده حکومت ایران اشاره کرد و افزود: «جمهوری اسلامی از زمان تاسیس خود بهعنوان یک دولت عادی رفتار نکرده و با صادر کردن نیروهای نیابتی از بیروت تا بغداد و صنعا به ایفای نقش پرداخته است.»
او یادآور شد: «جمهوری اسلامی در جنگ روسیه علیه اوکراین تنها نظارهگر نیست، بلکه به روسیه کمک نظامی میکند و این اقدام تهدیدی علیه اروپاست. تا زمانی که حکومت جمهوری اسلامی بر سر کار باشد، جهان در امنیت نخواهد بود.»
بر اساس گزارشها، یکی از شروط ایالات متحده در مذاکرات اسلامآباد، قطع حمایت تهران از حزبالله و حوثیهای یمن بوده است. جمهوری اسلامی این موضوع را نپذیرفته است.
تامین مالی و تسلیحاتی گروههای نیابتی در منطقه در شرایطی ادامه دارد که مردم ایران در سالهای اخیر با مشکلات متعدد اقتصادی، از جمله تورم افسارگسیخته، افزایش نرخ ارز و بیکاری، دستبهگریبان بودهاند.
شاهزاده پهلوی: اگر انقلاب اسلامی رقم نمیخورد، ایران به کره جنوبی خاورمیانه بدل میشد
شاهزاده رضا پهلوی در ادامه گفت اگر انقلاب اسلامی به وقوع نمیپیوست، ایران به کره جنوبی خاورمیانه تبدیل میشد، اما اکنون بهدلیل سیاستهای حکومت در حال تبدیل شدن به کره شمالی است.
او افزود: «ما بهدنبال این هستیم که معایب گذشته را کنار بگذاریم و محاسن آن را در آینده به کار بگیریم.»
شاهزاده رضا پهلوی تاکید کرد: «ما برای دوران پس از جمهوری اسلامی برنامههای فراوانی داریم تا بتوانیم یک گذار باثبات را به مرحله عمل برسانیم.»
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که مقامهای بانک مرکزی جمهوری اسلامی به دولت هشدار دادهاند در صورت تداوم شرایط کنونی، نرخ تورم به ۱۸۰ درصد خواهد رسید و دو میلیون نفر به شمار بیکاران کشور اضافه خواهد شد.
بر اساس این اطلاعات که دوشنبه ۲۴ فروردین در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفت، بانک مرکزی به دولت اعلام کرده وضعیت اقتصادی کشور در پی جنگ «بسیار وخیم» است و «حتی در صورت بازگشت به شرایط عادی»، بازسازی اقتصاد در ایران ۱۲ سال طول خواهد کشید.
منابع آگاه گفتند عبدالناصر همتی، رییس کل بانک مرکزی، به مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، تاکید کرده برای بهبود شرایط اقتصادی کشور، دستیابی به توافق با آمریکا و رفع محدودیتهای اینترنتی، ضروری است.
بر پایه این گزارش، بانک مرکزی همچنین درباره خطر بیکاری دو میلیون نفر بهدلیل خسارات واردشده به زیرساختهای تولیدی در جریان جنگ هشدار داده است.
همتی یکی از اعضای هیات جمهوری اسلامی در مذاکرات اخیر با آمریکا در اسلامآباد بود. این دور از گفتوگوها پس از ۲۱ ساعت بدون دستیابی به نتیجه پایان یافت.
منابع آگاه افزودند: «نزدیکان پزشکیان بهشدت نگران وضعیت اقتصادی ایران هستند و بیم آن دارند که در صورت رسیدن کشور به وضعیت ورشکستگی، مقامات نظام او را مسئول بدانند.»
پیشتر در هشتم فروردین، ایراناینترنشنال از گسترش بیسابقه شکاف در راس هرم قدرت در جمهوری اسلامی خبر داد و گزارش کرد که این موضوع به رویارویی آشکار پزشکیان و فرماندهان ارشد سپاه پاسداران، از جمله احمد وحیدی و علی عبداللهی، منجر شده است.
پافشاری جمهوری اسلامی بر تداوم برنامه هستهای و اعمال کنترل بر تنگه هرمز که در نهایت به شکست مذاکرات اسلامآباد انجامید، بر شدت بحران منطقهای افزوده است.
هرچند تشدید تنشها در تنگه هرمز به رشد بهای نفت در بازارهای جهانی و افزایش فشارها بر اقتصاد بینالمللی منجر شده، اما پیامدهای این وضعیت اقتصاد ایران را نیز بهشدت تحت تاثیر قرار داده است.
در روزهای اخیر، شهروندان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال، از افزایش چشمگیر قیمتها، کمبود دارو، بیکاری، کاهش قدرت خرید و حتی «قسطی شدن غذا» خبر دادهاند.
به گفته آنان، تعطیلی کسبوکارهای اینترنتی و بلاتکلیفی در حوزه آموزش نیز بر نگرانیها در شرایط کنونی افزوده است.
اقتصاد جهان؛ قیمت نفت برنت از ۱۰۲ دلار در هر بشکه فراتر رفت
خبرگزاری رویترز گزارش داد بهدنبال شکست مذاکرات اسلامآباد و تصمیم آمریکا بر اعمال محاصره دریایی علیه جمهوری اسلامی، قیمت نفت در بازارهای جهانی افزایش یافته است.
قراردادهای آتی نفت برنت، ۲۴ فروردین با رشدی هفت درصدی به ۱۰۲ دلار در هر بشکه رسید.
این رقم حاکی از آن است که از زمان آغاز جنگ و بسته شدن تنگه هرمز، بهای نفت جهشی ۴۰ درصدی را تجربه کرده است.
قراردادهای آتی توافقهای خرید یا فروش دارایی در آینده - با قیمتی مشخص - هستند که جهت بازار را نشان میدهند.
شاخص استاکس ۶۰۰ اروپا ۰.۸ درصد کاهش یافت و قراردادهای آتی شاخص اساندپی ۵۰۰ نیز ۰.۶ درصد افت کردند.
استاکس ۶۰۰ عملکرد ۶۰۰ شرکت بزرگ، متوسط و کوچک از ۱۷ کشور اروپایی را دنبال میکند و معیاری برای سنجش وضعیت بازار سهام است.
اساندپی ۵۰۰ هم شاخص سنجش عملکرد ۵۰۰ شرکت بزرگ بورس آمریکا است و وضعیت کلی بازار سهام این کشور را نشان میدهد.
مایکل براون، کارشناس شرکت خدمات مالی «پِپِراِستون»، در همین رابطه گفت: «با آغاز هفته، بازارها به شکلی قابل پیشبینی وارد فاز ریسکگریزی شدهاند، زیرا معاملهگران بار دیگر سناریوی افزایش تنشها را مدنظر قرار دادهاند.»
به گفته او، در دیگر بازارها نیز نشانههایی از افت به چشم میخورد؛ قراردادهای آتی سهام در اروپا و آمریکای شمالی در محدوده منفی قرار دارند، طلا مسیر نزولی در پیش گرفته و اوراق قرضه دولتی نیز تحت فشار هستند.
براون در عین حال خاطرنشان کرد دامنه این تحرکات در مجموع چندان چشمگیر نیست.
ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه مرکزی «خاتمالانبیا»، در واکنش به تصمیم آمریکا برای اعمال محاصره دریایی علیه جمهوری اسلامی، تهدید کرد که در صورت وقوع چنین اتفاقی، امنیت بنادر کشورهای منطقه نیز با مخاطره مواجه خواهد شد.
ذوالفقاری دوشنبه ۲۴ فروردین گفت: «امنیت بنادر در خلیج فارس و دریای عمان یا برای همه است یا برای هیچکس. اگر امنیت بنادر جمهوری اسلامی ایران در آبهای خلیج فارس و دریای عمان تهدید شود، هیچ بندری در خلیج فارس و دریای عمان در امان نخواهد بود.»
او اعمال محاصره دریایی از سوی ایالات متحده را «اقدامی غیرقانونی و مصداق دزدی دریایی» دانست.
تهدید جدید ذوالفقاری علیه کشورهای منطقه در حالی مطرح میشود که جمهوری اسلامی از زمان آغاز مناقشه کنونی، شماری از کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت، اردن، قطر، عراق، عمان و جمهوری آذربایجان را هدف قرار داده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۳ فروردین در واکنش به شکست مذاکرات اسلامآباد گفت نیروی دریایی ایالات متحده «بیدرنگ» محاصره تنگه هرمز را آغاز میکند و ناتو نیز در این عملیات مشارکت خواهد داشت.
او این عملیات را «محاصرهای همهجانبه در سطحی بالاتر از محاصره ونزوئلا» خواند و تاکید کرد اجازه نخواهد داد جمهوری اسلامی از راه فروش نفت درآمد کسب کند.
بنا بر اعلام ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، محاصره دریایی و منع تردد کشتیها به مقصد و از مبدا بنادر ایران از ساعت ۱۷:۳۰ (به وقت تهران) ۲۴ فروردین به اجرا در خواهد آمد.
پیش از دستگیری نیکولاس مادورو، رییسجمهوری مخلوع ونزوئلا، در دیماه ۱۴۰۴، آمریکا با اعمال محاصره دریایی شریانهای درآمد نفتی این کشور را قطع کرد و اقتصاد آن را به فروپاشی کشاند.
تهران: سازوکاری دائمی برای کنترل تنگه هرمز اعمال میکنیم
سخنگوی قرارگاه مرکزی «خاتمالانبیا» در ادامه با تکرار مواضع سایر مقامهای جمهوری اسلامی در روزهای اخیر، بر تسلط حکومت ایران بر تنگه هرمز تاکید کرد.
ذوالفقاری گفت با توجه به «استمرار تهدیدهای دشمن»، جمهوری اسلامی پس از پایان جنگ نیز «با قاطعیت سازوکاری دائمی برای کنترل تنگه هرمز اعمال خواهد کرد».
او افزود «شناورهای وابسته به دشمن» مجاز به عبور از تنگه هرمز نیستند و سایر کشتیها تنها با «رعایت ضوابط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی» میتوانند در این گذرگاه تردد کنند.
۲۳ فروردین، محمدرضا عارف، معاون اول مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، گفت که تهران از مواضع خود از جمله «اقتدار در تنگه هرمز» کوتاه نخواهد آمد.
علیاکبر ولایتی، وزیر امور خارجه اسبق جمهوری اسلامی، نیز گفت که کلید تنگه هرمز «در دستان مقتدر ماست».
روزنامه معاریو ۲۳ فروردین گزارش داد مقامهای ارشد جمهوری اسلامی معتقدند از طریق کنترل تنگه هرمز و تاثیر مستقیم آن بر قیمت جهانی نفت، اهرم فشاری قابل توجه در اختیار دارند.
بر اساس این گزارش، تهران بر این باور است که هرچه نگرانی کشورهای غربی از افزایش بهای انرژی بیشتر شود، احتمال عقبنشینی و تمایل آنها به مصالحه نیز افزایش مییابد.
در هفتههای اخیر، اختلال در تردد شناورها در تنگه هرمز بهدلیل حملات جمهوری اسلامی موجب بر هم خوردن جریان انرژی جهانی و افزایش قیمت نفت شده است.
واکنشهای بینالمللی به بحران تنگه هرمز
مارک هاموند، فرمانده جدید نیروهای دفاعی استرالیا، اعلام کرد در صورت دریافت درخواست، کانبرا از توان اعزام یک ناو جنگی برای مشارکت در تلاشهای تحت رهبری ایالات متحده بهمنظور بازگشایی تنگه هرمز برخوردار است.
پیشتر آنتونی آلبانیزی، نخستوزیر استرالیا، گفته بود این کشور درخواستی از واشینگتن درباره بحران تنگه هرمز دریافت نکرده است.
دولت ژاپن اعلام کرد عملیات نظامی آمریکا برای محاصره دریایی جمهوری اسلامی را بهدقت زیر نظر دارد.
مینورو کیهارا، دبیر ارشد کابینه ژاپن، گفت از دیدگاه توکیو، کاهش ملموس تنشها از جمله تضمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز و دستیابی هرچه سریعتر به یک توافق نهایی از مسیر دیپلماسی، در اولویت قرار دارد.
او در پاسخ به پرسشی درباره احتمال اعزام نیروهای ژاپنی برای پاکسازی مینها در این آبراه افزود: «در حال حاضر هیچ تصمیمی در این زمینه اتخاذ نشده است.»
شامگاه ۲۳ فروردین، شبکه سیبیاس نیوز به نقل از یک مقام ارشد ناتو گزارش داد بریتانیا هدایت «برنامهریزیها» برای ائتلافی متشکل از بیش از ۴۰ کشور را بر عهده دارد تا بحران تنگه هرمز را حلوفصل کند.
او بدون ارائه جزییات درباره نحوه اجرای این طرح افزود: «در حال بررسی این هستند که چه اقداماتی انجام دهند و چه زمانی آن را عملی کنند؛ از جمله استقرار پیشاپیش تجهیزات و نیروها از همین حالا.»
هدف این ائتلاف بازگشایی تنگه هرمز و حفاظت از آزادی کشتیرانی در منطقه است و اکثر کشورهای حاضر در آن از اعضای ناتو به شمار میروند.
محاصره دریایی تنگه هرمز توسط ایالات متحده میتواند روزانه حدود ۲۷۶ میلیون دلار از محل کاهش صادرات به اقتصاد ایران آسیب بزند و همزمان ۱۵۹ میلیون دلار در روز واردات را مختل کند؛ در مجموع، این به معنای ۴۳۵ میلیون دلار خسارت اقتصادی روزانه یا حدود ۱۳ میلیارد دلار در ماه است.
بیش از ۹۰ درصد از تجارت سالانه ۱۰۹.۷ میلیارد دلاری ایران از طریق خلیج فارس انجام میشود. نفت و گاز حدود ۸۰ درصد درآمد صادراتی دولت و ۲۳.۷ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد. تنها جزیره خارک سالانه حدود ۵۳ میلیارد دلار درآمد ایجاد میکند - یا همانطور که پیشتر به مجله تایم گفته بودم، حدود «۷۸ میلیارد دلار درآمد انرژی در سال».
نفت خام ایران حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز نفت صادر میکرد و با قیمتهای زمان جنگ (حدود ۸۷ دلار برای هر بشکه) روزانه حدود ۱۳۹ میلیون دلار درآمد داشت. هرچند به دلیل تحریمهای بانکی، بخش اندکی از این درآمد به کشور بازمیگشت. محاصره، این درآمد را عملاً یکشبه به صفر میرساند. جزیره خارک که ۹۲ درصد صادرات نفت را مدیریت میکند، در عمق خلیج فارس قرار دارد و جایگزین عملی ندارد. یعنی روزانه ۱۳۹ میلیون دلار از دست میرود.
پتروشیمی ایران در ۹ ماه سال ۲۰۲۴/۲۰۲۵ حدود ۱۹.۷ میلیارد دلار صادرات پتروشیمی داشته؛ یعنی حدود ۵۴ میلیون دلار در روز. تقریباً تمام این صادرات از بنادر عسلویه، امام خمینی و شهید رجایی انجام میشود که همگی در محدوده محاصره قرار دارند. هیچ مسیر زمینی قادر به جابهجایی این حجم نیست. یعنی ۵۴ میلیون دلار دیگر در روز از دست میرود.
صادرات غیرنفتی تجارت غیرنفتی ایران در سال ۲۰۲۵ به ۵۱.۷ میلیارد دلار رسید. پس از کسر پتروشیمی، حدود ۸۸ میلیون دلار در روز کالا (مانند مواد معدنی و فلزات) از طریق بنادر خلیج فارس صادر میشود. حدود ۹۰ درصد این میزان متوقف خواهد شد؛ یعنی حدود ۷۹ میلیون دلار دیگر در روز از بین میرود.
بنادر بیش از ۹۰ درصد تجارت دریایی ایران از تنگه هرمز عبور میکند. بندر شهید رجایی (بندرعباس) بهتنهایی ۵۳ درصد عملیات بارگیری را انجام میدهد. بندر امام خمینی ۵۸ درصد واردات کالاهای اساسی را مدیریت میکند. بنادر بوشهر نیز سال گذشته ۵۷ میلیون تن کالا جابهجا کردند. همگی در عمق خلیج فارس قرار دارند.
گزینههای جایگزین؟ گزینههای ایران خارج از تنگه هرمز بسیار محدود است. بندر جاسک که بهعنوان مسیر جایگزین مطرح شده، تنها با بخشی از ظرفیت طراحیشده خود (یک میلیون بشکه در روز) کار میکند؛ از ۲۰ مخزن برنامهریزیشده، فقط ۱۰ مورد ساخته شده و ظرفیت واقعی آن حدود ۷۰ هزار بشکه در روز است.
بندر چابهار تنها ۸.۵ میلیون تن در سال ظرفیت دارد. پنج بندر دریای خزر رویهم ۱۱ میلیون تن جابهجا میکنند، در حالی که حجم تجارت از طریق خلیج فارس بیش از ۲۲۰ میلیون تن است.
واردات ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۸ میلیارد دلار واردات داشته؛ یعنی روزانه ۱۵۹ میلیون دلار. محاصره، ورود مواد اولیه صنعتی، ماشینآلات و کالاهای مصرفی را مختل میکند. تورم مواد غذایی تا فوریه ۲۰۲۶ به ۱۰۵ درصد رسیده و قیمت برنج هفت برابر شده است. این وضعیت تحت محاصره بهطور چشمگیری بدتر خواهد شد. البته احتمالاً امکان تخلیه محمولههای بشردوستانه فراهم میشود.
عامل حیاتی: ذخیرهسازی نفت ایران حدود ۵۰ تا ۵۵ میلیون بشکه ظرفیت ذخیرهسازی نفت در خشکی دارد که حدود ۶۰ درصد آن پر است. ظرفیت خالی حدود ۲۰ میلیون بشکه است. با تولید مازاد ۱.۵ میلیون بشکه در روز که معمولاً صادر میشود، این ظرفیت در حدود ۱۳ روز پر خواهد شد. پس از آن، ایران ناچار به بستن چاههای نفتی خواهد شد.
این موضوع بسیار مهم است، چون وقتی چاههای نفتی قدیمی بسته میشوند، آب از پایین به داخل مخزن نفوذ میکند (پدیدهای به نام «water coning»). در این حالت، بخشی از نفت برای همیشه در میان منافذ سنگی محبوس میشود و دیگر قابل استخراج نیست. میدانهای نفتی ایران همین حالا سالانه ۵ تا ۸ درصد افت تولید دارند. تعطیلی اجباری چاهها میتواند بهطور دائمی ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار بشکه در روز از ظرفیت تولید را از بین ببرد—معادل ۹ تا ۱۵ میلیارد دلار درآمد سالانه که برای همیشه از دست خواهد رفت.
شتابدهنده سقوط ارز ارزش ریال از ۴۲ هزار به ۱.۵ میلیون در برابر هر دلار سقوط کرده است. بانکها برداشت روزانه را به حدود ۱۸ تا ۳۰ دلار محدود کردهاند. نرخ تورم کلی به ۴۷.۵ درصد رسیده است. حذف کامل درآمدهای ارزی در اثر محاصره، ریال را به سمت ابرتورم غیرقابل کنترل سوق خواهد داد. دولت حتی بزرگترین اسکناس تاریخ خود (۱۰ میلیون ریالی) را منتشر کرده که ارزشی حدود ۷ دلار دارد.
جمعبندی محاصره دریایی روزانه حدود ۴۳۵ میلیون دلار به اقتصاد ایران آسیب میزند. ظرفیت ذخیرهسازی نفت در ۱۳ روز پر شده و به تعطیلی چاهها و آسیب دائمی مخازن منجر میشود. ارزش ریال به سمت فروپاشی کامل پیش میرود و گزینههای جایگزین ایران خارج از تنگه هرمز کمتر از ۱۰ درصد ظرفیت فعلی را پوشش میدهند. در چنین شرایطی، ادامه مقاومت اقتصادی برای [حکومت] ایران عملاً غیرممکن خواهد شد.
ستوننویس روزنامه واشینگتنپست میگوید دولت ترامپ پس از شکست مذاکرات اسلامآباد، سه مسیر احتمالی را دنبال میکند: فروپاشی حکومت ایران، تغییر رفتار از درون یا ورود به چرخهای تازه از تقابل نظامی.
به نوشته دیوید ایگناتیوس در واشینگتنپست، تحولات پس از شکست مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا در اسلامآباد نه لزوماً به معنای بازگشت فوری به جنگ، بلکه نشانه ورود به مرحلهای از «فشار اقتصادی حداکثری» با اهداف سیاسی و راهبردی است.
ستوننویس واشینگتنپست با استناد به گفتوگو با منابع نزدیک به مذاکرات مینویسد که تصمیم دونالد ترامپ برای محاصره تنگه هرمز بیش از آنکه اقدامی نظامی باشد، یک تاکتیک فشار است. به گفته او، ترامپ تمایلی به گسترش جنگ ندارد و بهخوبی از هزینهها و ریسکهای بالای درگیریهای طولانیمدت آگاه است.
سه سناریوی محتمل به گفته مقامهای دولت آمریکا که این تحلیلگر به آنها اشاره میکند، واشینگتن سه سناریوی اصلی را در برابر خود میبیند:
نخست، احتمال سقوط حکومت ایران؛ سناریویی که به باور برخی مقامها، پس از پایان بمبارانها محتملتر از دوران جنگ فعال است.
دوم، ظهور رهبری جدید یا تغییر در رفتار ساختاری نظام، بهگونهای که چهرههایی مانند محمدباقر قالیباف مسیر متفاوتی را در پیش بگیرند و آنچه تیم ترامپ «پل طلایی» به سوی آیندهای جدید مینامد، بپذیرند.
و سوم، تلاش جریانهای تندرو، بهویژه در سپاه پاسداران، برای شکستن محاصره یا تشدید حملات، با هدف گرفتن امتیازات بیشتر از آمریکا.
نویسنده هشدار میدهد که سناریوی سوم میتواند آمریکا را به همان درگیری نظامی گستردهای بکشاند که ترامپ در پی اجتناب از آن است.
محاصره بهعنوان ابزار فشار، نه جنگ این تحلیلگر تاکید میکند که محاصره تنگه هرمز باید در چارچوب یک استراتژی اقتصادی درک شود. به گفته او، هدف ترامپ قرار دادن ایرانِ تضعیفشده در یک «فشار خفهکننده» اقتصادی است تا رهبران آن ناچار به پذیرش یک توافق جامع شوند.
نویسنده این رویکرد را با استعارهای توصیف میکند: فشاری مانند یک قفل خفهکننده در مبارزات UFC، که طرف مقابل را به تسلیم وادار میکند.
به نوشته او، کاخ سفید به این جمعبندی رسیده که تشدید نظامی، بهویژه حمله زمینی، میتواند آمریکا را وارد یک باتلاق پرهزینه کند، در حالی که جنگهای خاورمیانه بهراحتی آغاز میشوند اما بهسختی پایان مییابند.
«توافق تیفانی»؛ پیشنهاد بزرگ در برابر امتیاز بزرگ این تحلیلگر مینویسد که ترامپ در کنار فشار اقتصادی، در حال پیشنهاد یک «توافق بزرگ» است - آنچه او از آن بهعنوان «توافق تیفانی» یاد میکند: بستهای گسترده از مشوقهای اقتصادی، از جمله رفع تحریمها، در ازای کنار گذاشتن کامل برنامههای هستهای و موشکی ایران و پایان حمایت از نیروهای نیابتی.
او این رویکرد را بر اساس یک اصل قدیمی توصیف میکند: «اگر نمیتوانی مساله را حل کنی، آن را بزرگتر کن.»
ارزیابی از وضعیت ایران به گفته این تحلیلگر، مقامهای آمریکایی معتقدند [حکومت] ایران پس از هفتهها بمباران در وضعیت فرسودهای قرار دارد و اقتصاد آن عملاً با رکود شدید مواجه شده است. با این حال، تهران همچنان ابزارهای مهمی در اختیار دارد؛ از جمله بقایای برنامه هستهای و توانایی اختلال در کشتیرانی در تنگه هرمز.
نقش مذاکرات و چهرههای جدید این تحلیل همچنین به مذاکرات اسلامآباد اشاره میکند که با هدایت جیدی ونس، معاون اول ترامپ و حضور [محمدباقر] قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی برگزار شد. به نوشته ایگناتیوس، قالیباف در این مذاکرات بهعنوان مذاکرهکنندهای حرفهای ظاهر شد و حتی بهعنوان یکی از «گزینههای بالقوه برای رهبری آینده ایران» مورد توجه قرار گرفت.
در عین حال، او هشدار میدهد که چنین برداشتهایی ممکن است بیش از حد خوشبینانه باشد و یادآور ارزیابیهای اشتباه گذشته آمریکا در عراق و افغانستان است.
ریسک استراتژی ترامپ ستوننویس واشینگتنپست در نهایت تاکید میکند که استراتژی کنونی ترامپ - ترکیب فشار اقتصادی شدید و ارائه یک توافق بزرگ - با ریسکهای جدی همراه است. اگر [حکومت] ایران بهجای عقبنشینی، به تشدید تقابل روی آورد، آمریکا ممکن است ناخواسته وارد چرخهای از درگیری فزاینده شود.
با این حال، او مینویسد که تصاویر مذاکرات اسلامآباد - گفتوگوی طولانی میان مقامهای ارشد دو طرف - نشان میدهد که با وجود همه تنشها، مسیر دیپلماسی همچنان بهطور کامل بسته نشده است.
به باور نویسنده این تحلیل دولت ترامپ در تلاش است با ترکیب فشار اقتصادی و پیشنهاد یک توافق گسترده، [حکومت] ایران را در برابر یک انتخاب راهبردی قرار دهد؛ انتخابی میان تغییر مسیر یا ورود به مرحلهای جدید از تقابل.