تهران بار دیگر کشورهای منطقه را تهدید کرد: امنیت بنادر یا برای همه است یا برای هیچکس
ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه مرکزی «خاتمالانبیا»، در واکنش به تصمیم آمریکا برای اعمال محاصره دریایی علیه جمهوری اسلامی، تهدید کرد که در صورت وقوع چنین اتفاقی، امنیت بنادر کشورهای منطقه نیز با مخاطره مواجه خواهد شد.
ذوالفقاری دوشنبه ۲۴ فروردین گفت: «امنیت بنادر در خلیج فارس و دریای عمان یا برای همه است یا برای هیچکس. اگر امنیت بنادر جمهوری اسلامی ایران در آبهای خلیج فارس و دریای عمان تهدید شود، هیچ بندری در خلیج فارس و دریای عمان در امان نخواهد بود.»
او اعمال محاصره دریایی از سوی ایالات متحده را «اقدامی غیرقانونی و مصداق دزدی دریایی» دانست.
تهدید جدید ذوالفقاری علیه کشورهای منطقه در حالی مطرح میشود که جمهوری اسلامی از زمان آغاز مناقشه کنونی، شماری از کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت، اردن، قطر، عراق، عمان و جمهوری آذربایجان را هدف قرار داده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۳ فروردین در واکنش به شکست مذاکرات اسلامآباد گفت نیروی دریایی ایالات متحده «بیدرنگ» محاصره تنگه هرمز را آغاز میکند و ناتو نیز در این عملیات مشارکت خواهد داشت.
او این عملیات را «محاصرهای همهجانبه در سطحی بالاتر از محاصره ونزوئلا» خواند و تاکید کرد اجازه نخواهد داد جمهوری اسلامی از راه فروش نفت درآمد کسب کند.
بنا بر اعلام ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، محاصره دریایی و منع تردد کشتیها به مقصد و از مبدا بنادر ایران از ساعت ۱۷:۳۰ (به وقت تهران) ۲۴ فروردین به اجرا در خواهد آمد.
پیش از دستگیری نیکولاس مادورو، رییسجمهوری مخلوع ونزوئلا، در دیماه ۱۴۰۴، آمریکا با اعمال محاصره دریایی شریانهای درآمد نفتی این کشور را قطع کرد و اقتصاد آن را به فروپاشی کشاند.
تهران: سازوکاری دائمی برای کنترل تنگه هرمز اعمال میکنیم
سخنگوی قرارگاه مرکزی «خاتمالانبیا» در ادامه با تکرار مواضع سایر مقامهای جمهوری اسلامی در روزهای اخیر، بر تسلط حکومت ایران بر تنگه هرمز تاکید کرد.
ذوالفقاری گفت با توجه به «استمرار تهدیدهای دشمن»، جمهوری اسلامی پس از پایان جنگ نیز «با قاطعیت سازوکاری دائمی برای کنترل تنگه هرمز اعمال خواهد کرد».
او افزود «شناورهای وابسته به دشمن» مجاز به عبور از تنگه هرمز نیستند و سایر کشتیها تنها با «رعایت ضوابط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی» میتوانند در این گذرگاه تردد کنند.
۲۳ فروردین، محمدرضا عارف، معاون اول مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، گفت که تهران از مواضع خود از جمله «اقتدار در تنگه هرمز» کوتاه نخواهد آمد.
علیاکبر ولایتی، وزیر امور خارجه اسبق جمهوری اسلامی، نیز گفت که کلید تنگه هرمز «در دستان مقتدر ماست».
روزنامه معاریو ۲۳ فروردین گزارش داد مقامهای ارشد جمهوری اسلامی معتقدند از طریق کنترل تنگه هرمز و تاثیر مستقیم آن بر قیمت جهانی نفت، اهرم فشاری قابل توجه در اختیار دارند.
بر اساس این گزارش، تهران بر این باور است که هرچه نگرانی کشورهای غربی از افزایش بهای انرژی بیشتر شود، احتمال عقبنشینی و تمایل آنها به مصالحه نیز افزایش مییابد.
در هفتههای اخیر، اختلال در تردد شناورها در تنگه هرمز بهدلیل حملات جمهوری اسلامی موجب بر هم خوردن جریان انرژی جهانی و افزایش قیمت نفت شده است.
واکنشهای بینالمللی به بحران تنگه هرمز
مارک هاموند، فرمانده جدید نیروهای دفاعی استرالیا، اعلام کرد در صورت دریافت درخواست، کانبرا از توان اعزام یک ناو جنگی برای مشارکت در تلاشهای تحت رهبری ایالات متحده بهمنظور بازگشایی تنگه هرمز برخوردار است.
پیشتر آنتونی آلبانیزی، نخستوزیر استرالیا، گفته بود این کشور درخواستی از واشینگتن درباره بحران تنگه هرمز دریافت نکرده است.
دولت ژاپن اعلام کرد عملیات نظامی آمریکا برای محاصره دریایی جمهوری اسلامی را بهدقت زیر نظر دارد.
مینورو کیهارا، دبیر ارشد کابینه ژاپن، گفت از دیدگاه توکیو، کاهش ملموس تنشها از جمله تضمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز و دستیابی هرچه سریعتر به یک توافق نهایی از مسیر دیپلماسی، در اولویت قرار دارد.
او در پاسخ به پرسشی درباره احتمال اعزام نیروهای ژاپنی برای پاکسازی مینها در این آبراه افزود: «در حال حاضر هیچ تصمیمی در این زمینه اتخاذ نشده است.»
شامگاه ۲۳ فروردین، شبکه سیبیاس نیوز به نقل از یک مقام ارشد ناتو گزارش داد بریتانیا هدایت «برنامهریزیها» برای ائتلافی متشکل از بیش از ۴۰ کشور را بر عهده دارد تا بحران تنگه هرمز را حلوفصل کند.
او بدون ارائه جزییات درباره نحوه اجرای این طرح افزود: «در حال بررسی این هستند که چه اقداماتی انجام دهند و چه زمانی آن را عملی کنند؛ از جمله استقرار پیشاپیش تجهیزات و نیروها از همین حالا.»
هدف این ائتلاف بازگشایی تنگه هرمز و حفاظت از آزادی کشتیرانی در منطقه است و اکثر کشورهای حاضر در آن از اعضای ناتو به شمار میروند.
محاصره دریایی تنگه هرمز توسط ایالات متحده میتواند روزانه حدود ۲۷۶ میلیون دلار از محل کاهش صادرات به اقتصاد ایران آسیب بزند و همزمان ۱۵۹ میلیون دلار در روز واردات را مختل کند؛ در مجموع، این به معنای ۴۳۵ میلیون دلار خسارت اقتصادی روزانه یا حدود ۱۳ میلیارد دلار در ماه است.
بیش از ۹۰ درصد از تجارت سالانه ۱۰۹.۷ میلیارد دلاری ایران از طریق خلیج فارس انجام میشود. نفت و گاز حدود ۸۰ درصد درآمد صادراتی دولت و ۲۳.۷ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد. تنها جزیره خارک سالانه حدود ۵۳ میلیارد دلار درآمد ایجاد میکند - یا همانطور که پیشتر به مجله تایم گفته بودم، حدود «۷۸ میلیارد دلار درآمد انرژی در سال».
نفت خام ایران حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز نفت صادر میکرد و با قیمتهای زمان جنگ (حدود ۸۷ دلار برای هر بشکه) روزانه حدود ۱۳۹ میلیون دلار درآمد داشت. هرچند به دلیل تحریمهای بانکی، بخش اندکی از این درآمد به کشور بازمیگشت. محاصره، این درآمد را عملاً یکشبه به صفر میرساند. جزیره خارک که ۹۲ درصد صادرات نفت را مدیریت میکند، در عمق خلیج فارس قرار دارد و جایگزین عملی ندارد. یعنی روزانه ۱۳۹ میلیون دلار از دست میرود.
پتروشیمی ایران در ۹ ماه سال ۲۰۲۴/۲۰۲۵ حدود ۱۹.۷ میلیارد دلار صادرات پتروشیمی داشته؛ یعنی حدود ۵۴ میلیون دلار در روز. تقریباً تمام این صادرات از بنادر عسلویه، امام خمینی و شهید رجایی انجام میشود که همگی در محدوده محاصره قرار دارند. هیچ مسیر زمینی قادر به جابهجایی این حجم نیست. یعنی ۵۴ میلیون دلار دیگر در روز از دست میرود.
صادرات غیرنفتی تجارت غیرنفتی ایران در سال ۲۰۲۵ به ۵۱.۷ میلیارد دلار رسید. پس از کسر پتروشیمی، حدود ۸۸ میلیون دلار در روز کالا (مانند مواد معدنی و فلزات) از طریق بنادر خلیج فارس صادر میشود. حدود ۹۰ درصد این میزان متوقف خواهد شد؛ یعنی حدود ۷۹ میلیون دلار دیگر در روز از بین میرود.
بنادر بیش از ۹۰ درصد تجارت دریایی ایران از تنگه هرمز عبور میکند. بندر شهید رجایی (بندرعباس) بهتنهایی ۵۳ درصد عملیات بارگیری را انجام میدهد. بندر امام خمینی ۵۸ درصد واردات کالاهای اساسی را مدیریت میکند. بنادر بوشهر نیز سال گذشته ۵۷ میلیون تن کالا جابهجا کردند. همگی در عمق خلیج فارس قرار دارند.
گزینههای جایگزین؟ گزینههای ایران خارج از تنگه هرمز بسیار محدود است. بندر جاسک که بهعنوان مسیر جایگزین مطرح شده، تنها با بخشی از ظرفیت طراحیشده خود (یک میلیون بشکه در روز) کار میکند؛ از ۲۰ مخزن برنامهریزیشده، فقط ۱۰ مورد ساخته شده و ظرفیت واقعی آن حدود ۷۰ هزار بشکه در روز است.
بندر چابهار تنها ۸.۵ میلیون تن در سال ظرفیت دارد. پنج بندر دریای خزر رویهم ۱۱ میلیون تن جابهجا میکنند، در حالی که حجم تجارت از طریق خلیج فارس بیش از ۲۲۰ میلیون تن است.
واردات ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۸ میلیارد دلار واردات داشته؛ یعنی روزانه ۱۵۹ میلیون دلار. محاصره، ورود مواد اولیه صنعتی، ماشینآلات و کالاهای مصرفی را مختل میکند. تورم مواد غذایی تا فوریه ۲۰۲۶ به ۱۰۵ درصد رسیده و قیمت برنج هفت برابر شده است. این وضعیت تحت محاصره بهطور چشمگیری بدتر خواهد شد. البته احتمالاً امکان تخلیه محمولههای بشردوستانه فراهم میشود.
عامل حیاتی: ذخیرهسازی نفت ایران حدود ۵۰ تا ۵۵ میلیون بشکه ظرفیت ذخیرهسازی نفت در خشکی دارد که حدود ۶۰ درصد آن پر است. ظرفیت خالی حدود ۲۰ میلیون بشکه است. با تولید مازاد ۱.۵ میلیون بشکه در روز که معمولاً صادر میشود، این ظرفیت در حدود ۱۳ روز پر خواهد شد. پس از آن، ایران ناچار به بستن چاههای نفتی خواهد شد.
این موضوع بسیار مهم است، چون وقتی چاههای نفتی قدیمی بسته میشوند، آب از پایین به داخل مخزن نفوذ میکند (پدیدهای به نام «water coning»). در این حالت، بخشی از نفت برای همیشه در میان منافذ سنگی محبوس میشود و دیگر قابل استخراج نیست. میدانهای نفتی ایران همین حالا سالانه ۵ تا ۸ درصد افت تولید دارند. تعطیلی اجباری چاهها میتواند بهطور دائمی ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار بشکه در روز از ظرفیت تولید را از بین ببرد—معادل ۹ تا ۱۵ میلیارد دلار درآمد سالانه که برای همیشه از دست خواهد رفت.
شتابدهنده سقوط ارز ارزش ریال از ۴۲ هزار به ۱.۵ میلیون در برابر هر دلار سقوط کرده است. بانکها برداشت روزانه را به حدود ۱۸ تا ۳۰ دلار محدود کردهاند. نرخ تورم کلی به ۴۷.۵ درصد رسیده است. حذف کامل درآمدهای ارزی در اثر محاصره، ریال را به سمت ابرتورم غیرقابل کنترل سوق خواهد داد. دولت حتی بزرگترین اسکناس تاریخ خود (۱۰ میلیون ریالی) را منتشر کرده که ارزشی حدود ۷ دلار دارد.
جمعبندی محاصره دریایی روزانه حدود ۴۳۵ میلیون دلار به اقتصاد ایران آسیب میزند. ظرفیت ذخیرهسازی نفت در ۱۳ روز پر شده و به تعطیلی چاهها و آسیب دائمی مخازن منجر میشود. ارزش ریال به سمت فروپاشی کامل پیش میرود و گزینههای جایگزین ایران خارج از تنگه هرمز کمتر از ۱۰ درصد ظرفیت فعلی را پوشش میدهند. در چنین شرایطی، ادامه مقاومت اقتصادی برای [حکومت] ایران عملاً غیرممکن خواهد شد.
ستوننویس روزنامه واشینگتنپست میگوید دولت ترامپ پس از شکست مذاکرات اسلامآباد، سه مسیر احتمالی را دنبال میکند: فروپاشی حکومت ایران، تغییر رفتار از درون یا ورود به چرخهای تازه از تقابل نظامی.
به نوشته دیوید ایگناتیوس در واشینگتنپست، تحولات پس از شکست مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا در اسلامآباد نه لزوماً به معنای بازگشت فوری به جنگ، بلکه نشانه ورود به مرحلهای از «فشار اقتصادی حداکثری» با اهداف سیاسی و راهبردی است.
ستوننویس واشینگتنپست با استناد به گفتوگو با منابع نزدیک به مذاکرات مینویسد که تصمیم دونالد ترامپ برای محاصره تنگه هرمز بیش از آنکه اقدامی نظامی باشد، یک تاکتیک فشار است. به گفته او، ترامپ تمایلی به گسترش جنگ ندارد و بهخوبی از هزینهها و ریسکهای بالای درگیریهای طولانیمدت آگاه است.
سه سناریوی محتمل به گفته مقامهای دولت آمریکا که این تحلیلگر به آنها اشاره میکند، واشینگتن سه سناریوی اصلی را در برابر خود میبیند:
نخست، احتمال سقوط حکومت ایران؛ سناریویی که به باور برخی مقامها، پس از پایان بمبارانها محتملتر از دوران جنگ فعال است.
دوم، ظهور رهبری جدید یا تغییر در رفتار ساختاری نظام، بهگونهای که چهرههایی مانند محمدباقر قالیباف مسیر متفاوتی را در پیش بگیرند و آنچه تیم ترامپ «پل طلایی» به سوی آیندهای جدید مینامد، بپذیرند.
و سوم، تلاش جریانهای تندرو، بهویژه در سپاه پاسداران، برای شکستن محاصره یا تشدید حملات، با هدف گرفتن امتیازات بیشتر از آمریکا.
نویسنده هشدار میدهد که سناریوی سوم میتواند آمریکا را به همان درگیری نظامی گستردهای بکشاند که ترامپ در پی اجتناب از آن است.
محاصره بهعنوان ابزار فشار، نه جنگ این تحلیلگر تاکید میکند که محاصره تنگه هرمز باید در چارچوب یک استراتژی اقتصادی درک شود. به گفته او، هدف ترامپ قرار دادن ایرانِ تضعیفشده در یک «فشار خفهکننده» اقتصادی است تا رهبران آن ناچار به پذیرش یک توافق جامع شوند.
نویسنده این رویکرد را با استعارهای توصیف میکند: فشاری مانند یک قفل خفهکننده در مبارزات UFC، که طرف مقابل را به تسلیم وادار میکند.
به نوشته او، کاخ سفید به این جمعبندی رسیده که تشدید نظامی، بهویژه حمله زمینی، میتواند آمریکا را وارد یک باتلاق پرهزینه کند، در حالی که جنگهای خاورمیانه بهراحتی آغاز میشوند اما بهسختی پایان مییابند.
«توافق تیفانی»؛ پیشنهاد بزرگ در برابر امتیاز بزرگ این تحلیلگر مینویسد که ترامپ در کنار فشار اقتصادی، در حال پیشنهاد یک «توافق بزرگ» است - آنچه او از آن بهعنوان «توافق تیفانی» یاد میکند: بستهای گسترده از مشوقهای اقتصادی، از جمله رفع تحریمها، در ازای کنار گذاشتن کامل برنامههای هستهای و موشکی ایران و پایان حمایت از نیروهای نیابتی.
او این رویکرد را بر اساس یک اصل قدیمی توصیف میکند: «اگر نمیتوانی مساله را حل کنی، آن را بزرگتر کن.»
ارزیابی از وضعیت ایران به گفته این تحلیلگر، مقامهای آمریکایی معتقدند [حکومت] ایران پس از هفتهها بمباران در وضعیت فرسودهای قرار دارد و اقتصاد آن عملاً با رکود شدید مواجه شده است. با این حال، تهران همچنان ابزارهای مهمی در اختیار دارد؛ از جمله بقایای برنامه هستهای و توانایی اختلال در کشتیرانی در تنگه هرمز.
نقش مذاکرات و چهرههای جدید این تحلیل همچنین به مذاکرات اسلامآباد اشاره میکند که با هدایت جیدی ونس، معاون اول ترامپ و حضور [محمدباقر] قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی برگزار شد. به نوشته ایگناتیوس، قالیباف در این مذاکرات بهعنوان مذاکرهکنندهای حرفهای ظاهر شد و حتی بهعنوان یکی از «گزینههای بالقوه برای رهبری آینده ایران» مورد توجه قرار گرفت.
در عین حال، او هشدار میدهد که چنین برداشتهایی ممکن است بیش از حد خوشبینانه باشد و یادآور ارزیابیهای اشتباه گذشته آمریکا در عراق و افغانستان است.
ریسک استراتژی ترامپ ستوننویس واشینگتنپست در نهایت تاکید میکند که استراتژی کنونی ترامپ - ترکیب فشار اقتصادی شدید و ارائه یک توافق بزرگ - با ریسکهای جدی همراه است. اگر [حکومت] ایران بهجای عقبنشینی، به تشدید تقابل روی آورد، آمریکا ممکن است ناخواسته وارد چرخهای از درگیری فزاینده شود.
با این حال، او مینویسد که تصاویر مذاکرات اسلامآباد - گفتوگوی طولانی میان مقامهای ارشد دو طرف - نشان میدهد که با وجود همه تنشها، مسیر دیپلماسی همچنان بهطور کامل بسته نشده است.
به باور نویسنده این تحلیل دولت ترامپ در تلاش است با ترکیب فشار اقتصادی و پیشنهاد یک توافق گسترده، [حکومت] ایران را در برابر یک انتخاب راهبردی قرار دهد؛ انتخابی میان تغییر مسیر یا ورود به مرحلهای جدید از تقابل.
ویکتور اوربان، رهبر ملیگرای مجارستان، پس از ۱۶ سال حضور در قدرت در انتخابات سراسری شکست خورد؛ نتیجهای که میتواند معادلات اتحادیه اروپا، روابط با روسیه و حتی سیاست آمریکا در قبال اروپا را تحت تاثیر قرار دهد.
به گزارش رویترز، ویکتور اوربان، چهره شاخص جریانهای محافظهکار در اروپا، در انتخابات روز یکشنبه ۲۳ فروردین از حزب نوظهور راستمیانه «تیسا» شکست خورد و قدرت را به پیتر مادیار واگذار کرد.
این انتخابات که با مشارکت بیسابقه حدود ۷۹ درصدی برگزار شد، بهعنوان یک نقطه عطف در سیاست معاصر مجارستان توصیف شده است. نتیجه آن، اکثریتی قاطع را در پارلمان ۱۹۹ کرسی این کشور در اختیار حزب تیسا قرار داد؛ بهطوری که این حزب با کسب حدود ۱۳۸ کرسی، حتی به حد نصاب لازم برای اصلاحات اساسی در ساختار حقوقی و سیاسی کشور دست یافته است.
پایان یک مدل «دموکراسی غیرلیبرال» اوربان ۶۲ ساله که طی سالهای گذشته از سوی متحدانش در اروپا و ایالات متحده بهعنوان معمار مدل «دموکراسی غیرلیبرال» شناخته میشد، در داخل کشور با کاهش محبوبیت مواجه شده بود.
پیتر مادیار
رأیدهندگان، نارضایتی خود را از رکود اقتصادی، انزوای بینالمللی و تمرکز ثروت در دست گروهی محدود از نزدیکان قدرت نشان دادند؛ عواملی که در نهایت به شکست سنگین او انجامید.
اوربان پس از اعلام نتایج گفت: «نتیجه انتخابات برای ما دردناک است، اما روشن است.» گزارشها حاکی از آن است که برخی از هواداران او هنگام تماشای سخنرانیاش اشک ریختند.
«پس گرفتن کشور»؛ پیام پیروزی اپوزیسیون در مقابل، مادیار ۴۵ ساله در میان جمعیت بزرگی از حامیان خود در مرکز بوداپست اعلام پیروزی کرد و گفت: «ما موفق شدیم. تیسا و مجارستان این انتخابات را بردند.»
او افزود: «با هم نظام اوربان را جایگزین کردیم و کشورمان را پس گرفتیم.»
مادیار کارزار انتخاباتی خود را بهعنوان انتخابی میان «شرق و غرب» تعریف کرده و هشدار داده بود که ادامه مسیر اوربان، مجارستان را از جریان اصلی اروپا دور خواهد کرد. در مقابل، اوربان مدعی شده بود که پیروزی اپوزیسیون، کشور را به سوی جنگی ناخواسته با روسیه سوق خواهد داد؛ ادعایی که رقیبش آن را رد کرد.
پیامدهای منطقهای و بینالمللی به نوشته رویترز، شکست اوربان فراتر از مرزهای مجارستان پیامدهایی قابل توجه دارد. بسیاری از رهبران اروپایی امیدوارند با پایان نقش تقابلی بوداپست در اتحادیه اروپا، مسیر تصمیمگیریهای کلان هموارتر شود.
از جمله این موارد، احتمال تصویب یک بسته وام ۹۰ میلیارد یورویی برای اوکراین است که پیشتر به دلیل مخالفت دولت اوربان متوقف شده بود.
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، پیروزی ماگیار را تبریک گفت و بر همکاری برای تقویت اروپا و حفظ صلح و امنیت تاکید کرد.
همزمان، احتمال آزادسازی منابع مالی اتحادیه اروپا برای مجارستان - که به دلیل نگرانیها درباره تضعیف استانداردهای دموکراتیک مسدود شده بود - افزایش یافته است.
اورزولا فوندرلاین، رییس کمیسیون اروپا نیز در واکنش به نتایج اولیه گفت: «مجارستان اروپا را انتخاب کرده است. اروپا همواره مجارستان را انتخاب کرده است.»
ضربه به محور روسیه و راستگرایان غرب به نوشته رویترز، اوربان در سالهای اخیر بهعنوان نزدیکترین متحد ولادیمیر پوتین در اتحادیه اروپا شناخته میشد و روابط نزدیکی نیز با دونالد ترامپ و جریانهای راستگرای غرب داشت.
او از حمایت آشکار دولت ترامپ برخوردار بود و جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، تنها چند روز پیش از انتخابات به بوداپست سفر کرده بود.
با این حال، گزارشهایی درباره همکاری دولت اوربان با مسکو در حوزههای دیپلماتیک و سیاسی، فضای انتخاباتی را علیه او تغییر داد؛ اتهاماتی که او رد کرده بود.
با شکست او، روسیه یکی از مهمترین متحدان خود در اتحادیه اروپا را از دست میدهد و این تحول میتواند بر توازن قوا در داخل اروپا و روابط غرب با مسکو تاثیرگذار باشد.
فرصت اصلاحات و انتظارات داخلی پیروزی قاطع حزب تیسا، این امکان را برای دولت جدید فراهم میکند که اصلاحات عمیقی در ساختار سیاسی و اقتصادی کشور انجام دهد؛ از جمله مقابله با فساد و بازنگری در اصلاحات قانون اساسی دوران اوربان.
به نوشته رویترز، در میان شهروندان نیز امید به تغییر محسوس است. یک شرکتکننده ۲۴ ساله در مراسم جشن پیروزی گفت: «احساس میکنم این اولین و شاید آخرین فرصت ما در مدت طولانی برای تغییر واقعی سیستم است.»
نتیجه انتخابات مجارستان نهتنها به یک دوره طولانی از حکمرانی پایان داد، بلکه میتواند آغاز مرحلهای جدید در سیاست داخلی این کشور و نقش آن در معادلات اروپا و جهان باشد.
مقامهای آمریکایی میگویند کاخ سفید همزمان با اجرای محاصره دریایی، در حال بررسی ازسرگیری حملات محدود به ایران است؛ اقدامی که بهعنوان ابزاری برای شکستن بنبست دیپلماتیک مطرح شده است.
به گزارش والاستریت ژورنال، دونالد ترامپ و مشاورانش پس از شکست مذاکرات اخیر با جمهوری اسلامی در پاکستان، در حال بررسی مجموعهای از گزینههای نظامی و اقتصادی هستند که در راس آنها، ازسرگیری حملات محدود در کنار محاصره دریایی تنگه هرمز قرار دارد.
به گفته مقامها و منابع آگاه، این گزینهها روز یکشنبه، ساعاتی پس از فروپاشی مذاکرات، در دستور کار ترامپ قرار گرفت. در عین حال، گزینه آغاز یک کارزار بمباران تمامعیار نیز مطرح شده، اما به دلیل نگرانی از بیثباتی منطقه و تمایل ترامپ به پرهیز از جنگهای طولانی، احتمال اجرای آن کمتر ارزیابی میشود.
ترکیب فشار نظامی و دیپلماتیک مقامهای آمریکایی میگویند یکی از سناریوهای محتمل، اجرای یک محاصره موقت در تنگه هرمز همراه با فشار بر متحدان برای بر عهده گرفتن ماموریتهای بلندمدت اسکورت دریایی در آینده است.
ترامپ روز یکشنبه را در اقامتگاه خود در دورال فلوریدا سپری کرد و در کنار تماس با شبکه فاکسنیوز، با مشاورانش درباره گزینههای پیشرو رایزنی کرد. به گفته دستیارانش، او همچنان به امکان دستیابی به راهحل دیپلماتیک خوشبین است، حتی در حالی که همزمان تهدید به محاصره و حمله به زیرساختهای ایران را مطرح کرده است.
ترامپ در گفتوگو با فاکسنیوز با اشاره به «موفقیت حداکثری ارتش آمریکا در کارزار نظامی خود علیه ایران»، بار دیگر تهدید خود برای نابودی سراسر ایران ظرف ۲۴ ساعت را تکرار کرد.
او در شرح موفقیتهای نظامی آمریکا گفت: «عملا چیز زیادی باقی نمانده. تنها چیزی که مانده پلها، تاسیسات آبشیرینکُن و نیروگاههای تولید برقشان است که هدف قرار دادنش بسیار ویرانگر خواهد بود. من واقعا دوست ندارم [زیرساختهای] آب را هدف قرار دهم. اما هدف قرار دادن همهشان خیلی آسان است و میتوانیم همهشان را از کار بیندازیم، طوری که تا ۱۰ سال نتوانند برق داشته باشند چون ساختن چنین نیروگاههایی از صفر ۱۰ سال طول میکشد.»
ترامپ همچنین تاکید کرد که هنوز چند کارخانه تولید موشک دیگر در ایران دستنخورده مانده است که آمریکا تمام آنها را میشناسد و بهزودی آنها را هم هدف قرار خواهد داد.
کاخ سفید: همه گزینهها روی میز است کاخ سفید از ارائه جزئیات درباره تصمیمات آتی [آمریکا] خودداری کرده است. اولیویا ولز، سخنگوی کاخ سفید، اعلام کرد: «رییسجمهوری پیش از این دستور محاصره دریایی تنگه هرمز را صادر کرده و به باجخواهی ایران پایان داده است و هوشمندانه تمام گزینههای اضافی را روی میز نگه میدارد.»
او افزود که هرگونه گمانهزنی درباره اقدام بعدی ترامپ، فاقد قطعیت است.
امید به بازگشت به مذاکرات در حالی که تنشها افزایش یافته، ترامپ گفته است ایران تمایل دارد به میز مذاکره بازگردد. یک مقام نزدیک به تیم مذاکرهکننده آمریکا نیز گفته که پیشنهاد واشینگتن همچنان پابرجاست.
در سوی دیگر، رضا امیری مقدم، از اعضای ارشد هیات ایرانی، مذاکرات اسلامآباد را «آغاز یک فرایند» توصیف کرده و نوشته است که در صورت تقویت اعتماد و اراده، میتوان به چارچوبی پایدار دست یافت.
خطوط قرمز واشینگتن به گفته مقامهای آمریکایی، شروط اصلی ترامپ برای هر توافق احتمالی شامل موارد زیر است:
بازگشایی کامل تنگه هرمز بدون دریافت عوارض
توقف کامل غنیسازی اورانیوم و برچیدن تاسیسات آن
تحویل ذخایر اورانیوم با غنای بالا
پذیرش یک چارچوب امنیتی گسترده با مشارکت متحدان منطقهای
قطع حمایت از گروههای نیابتی مانند حزبالله و حوثیها
مذاکرات اسلامآباد که با هدایت جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا انجام شد، پس از مخالفت جمهوری اسلامی با کنار گذاشتن برنامه هستهای، به بنبست رسید.
ریسکهای گزینههای پیشرو به نوشته والاستریتژورنال، مقامها هشدار میدهند که هر مسیر انتخابی با خطرات قابل توجهی همراه است. ازسرگیری جنگ گسترده میتواند منابع نظامی آمریکا را تحلیل برده و با واکنش منفی افکار عمومی داخلی روبرو شود. در مقابل، کاهش فشار نظامی نیز ممکن است بهعنوان یک پیروزی برای تهران تلقی شود.
محاصره دریایی؛ «کمهزینهترین گزینه»؟ به نوشته والاستریتژورنال، برخی تحلیلگران محاصره دریایی را بهترین یا کمهزینهترین گزینه موجود میدانند. با توجه به اینکه حدود نیمی از درآمد دولت ایران از نفت و گاز تامین میشود، قطع صادرات نفت میتواند فشار اقتصادی قابل توجهی ایجاد کند.
متیو کرونیگ، مقام پیشین پنتاگون، گفت: «این استراتژی در مورد ونزوئلا کارآمد بوده و میتواند فشار واقعی بر ایران ایجاد کند و آنها را با انتخابهای دشوار مواجه سازد.»
خطرات اجرای محاصره با این حال، به نوشته این روزنامه، این گزینه نیز بدون هزینه نیست. به گفته مقامها، [حکومت] ایران در برابر دههها تحریم و حتی حملات نظامی اخیر همچنان مقاومت کرده است. علاوه بر این، حضور ناوهای آمریکایی در نزدیکی سواحل ایران آنها را در معرض حملات موشکی و پهپادی قرار میدهد؛ حملاتی که میتواند زمان واکنش را به حداقل برساند.
طبق گزارش والاستریت ژورنال کاخ سفید در نقطهای حساس میان تشدید فشار نظامی و تلاش برای حفظ مسیر دیپلماتیک قرار گرفته است؛ جایی که هر تصمیم میتواند پیامدهای گستردهای برای منطقه و بازارهای جهانی داشته باشد.
فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد از دوشنبه ۲۴ فروردین، ساعت ۱۷:۳۰ به وقت تهران اجرای محاصره دریایی علیه تردد کشتیها به مقصد و مبدا بنادر ایران آغاز میشود؛ اقدامی که همزمان با تهدیدهای دونالد ترامپ برای گسترش فشار بر تهران صورت میگیرد.
بر اساس این بیانیه، این محاصره بدون هیچ تبعیضی علیه کشتیهای تمامی کشورها که وارد بنادر و مناطق ساحلی ایران میشوند یا از آن خارج میشوند اعمال خواهد شد. این اقدام شامل تمامی بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان میشود.
سنتکام در عین حال تاکید کرد که آزادی ناوبری برای کشتیهایی که از تنگه هرمز به مقصد یا از مبدأ بنادر غیرایرانی در حال عبور هستند، مختل نخواهد شد.
در این اطلاعیه آمده است که جزئیات بیشتر پیش از اجرای این طرح از طریق اطلاعیه رسمی به دریانوردان اعلام خواهد شد و از تمامی کشتیها خواسته شده هنگام عبور از دریای عمان و ورودیهای تنگه هرمز، اطلاعیههای دریانوردی را دنبال کرده و از طریق کانال ۱۶ با نیروهای دریایی آمریکا در تماس باشند.
پیش از این رییسجمهوری آمریکا در نخستین اظهارنظر علنی خود پس از ناکام ماندن مذاکرات اسلامآباد گفت که نیروی دریایی آمریکا «بیدرنگ» محاصره تنگه هرمز را آغاز میکند و ناتو نیز در این عملیات مشارکت خواهد داشت. همزمان، پاکستان از تلاش برای برگزاری دور دیگری از گفتوگوها میان تهران و واشینگتن خبر داد.
ترامپ یکشنبه ۲۳ فروردین در شبکه اجتماعی تروث سوشال از اقدام نیروی دریایی آمریکا برای آغاز فوری مینروبی و محاصره تنگه هرمز خبر داده بود. او دقایقی بعد در مصاحبه با شبکه خبری فاکسنیوز اعلام کرد که این اقدام با همکاری ناتو و کشورهای همپیمان آمریکا در خلیج فارس انجام خواهد شد و آن را «محاصرهای همهجانبه، در سطحی بالاتر از محاصره ونزوئلا» توصیف کرد.
ترامپ تاکید کرده بود که هدف اصلی این اقدام جلوگیری از فروش نفت ایران به کشورهایی است که به گفته او «تهران ترجیح میدهد» و از این طریق کسب درآمد میکند.
او همچنین پیشبینی کرد که مقامهای جمهوری اسلامی به میز مذاکرات بازخواهند گشت و گفت: «من به تیمام گفتم همهچیز را میخواهم؛ نه ۹۰ درصد، نه ۹۵ درصد، همهچیز.»
در همین زمینه، سرپرست وزارت دادگستری آمریکا نیز در پیامی در شبکه ایکس گفت: «وزارت دادگستری با قاطعیت هر کسی که نفت تحریمشده ایران را خریداری یا به فروش برساند، تحت پیگرد قانونی قرار خواهد داد.» تاد بلانش، معاون دادستان کل است که اکنون به طور موقت سرپرستی وزارت دادگستری را بر عهده دارد. او افزود که وزارت دادگستری بهطور کامل از رییسجمهوری ایالات متحده و ارتش آمریکا حمایت میکند.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که مقامهای جمهوری اسلامی پس از پایان مذاکرات اسلامآباد، بر مواضع خود درباره ادامه غنیسازی و اعمال کنترل بر تنگه هرمز تاکید کردهاند. همزمان، وزیر خارجه پاکستان از تلاش برای ادامه میانجیگری و برگزاری دور جدید مذاکرات خبر داده است.
محمد باقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، که ریاست هیات جمهوری اسلامی در مذاکرات اسلامآباد را بر عهده داشت، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که مسدود کردن تنگه هرمز منجر به افزایش قیمت بنزین در ایالات متحده خواهد شد. او تصویری از آخرین قیمت بنزین در پمپ بنزینهای اطراف کاخ سفید منتشر کرد و نوشت: «از قیمت فعلی بنزین لذت ببرید. با آنچه بهنام محاصره گفته میشود، بهزودی دلتان برای بنزین ۴ تا ۵ دلاری تنگ خواهد شد.»
پرونده هستهای؛ محور اصلی اختلاف ترامپ بار دیگر تاکید کرد که [حکومت] ایران هرگز به سلاح هستهای دست نخواهد یافت و این موضوع را اصلیترین مانع در مذاکرات دانست. او گفت که «۹۵ درصد نگرانیهای» آمریکا به این موضوع مربوط است.
پیشتر گزارشهایی از جمله از سوی رسانهها به نقل از مقامهای پاکستانی حاکی از آن بود که عقبنشینی [حکومت] ایران از برنامه هستهای، محور اصلی طرح پیشنهادی ۱۵ مادهای آمریکا بوده و بازگشایی تنگه هرمز نیز از دیگر محورهای کلیدی این طرح به شمار میرود.
جزئیات محاصره و پیامدهای آن ترامپ در اظهارات خود، کنترل عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز را بخشی از این راهبرد دانسته و گفته بود کشتیهایی که به ایران «عوارض غیرقانونی» پرداخت کرده باشند، در آبهای بینالمللی متوقف خواهند شد.
او همچنین از آغاز عملیات مینروبی خبر داد و گفت ایران مینهایی در تنگه هرمز کار گذاشته است. به گفته او، آمریکا و متحدانش از جمله بریتانیا در حال اعزام تجهیزات مینروب به منطقه هستند.
ترامپ افزود که با پایان این بحران، قیمت جهانی نفت و گاز در نهایت کاهش خواهد یافت.
گزینههای پیشرو در همین حال، تحلیلها حاکی از آن است که در صورت شکست کامل مذاکرات، واشینگتن دو گزینه اصلی را دنبال میکند: ازسرگیری حملات نظامی یا اجرای راهبرد محاصره دریایی، مشابه آنچه پیشتر علیه ونزوئلا به کار گرفته شد.
ترامپ همچنین با اشاره به توان نظامی آمریکا، بار دیگر تهدید کرد که در صورت لزوم میتواند زیرساختهای حیاتی ایران را هدف قرار دهد و گفت که برخی تاسیسات کلیدی، از جمله زیرساختهای انرژی، همچنان در تیررس قرار دارند.
او افزود که چندین مرکز تولید موشک در ایران هنوز هدف قرار نگرفتهاند و آمریکا از موقعیت آنها آگاه است.