واشینگتنپست: سه سناریو پیشروی ترامپ در قبال ایران؛ از سقوط رژیم تا تشدید تنش
ستوننویس روزنامه واشینگتنپست میگوید دولت ترامپ پس از شکست مذاکرات اسلامآباد، سه مسیر احتمالی را دنبال میکند: فروپاشی حکومت ایران، تغییر رفتار از درون یا ورود به چرخهای تازه از تقابل نظامی.
به نوشته دیوید ایگناتیوس در واشینگتنپست، تحولات پس از شکست مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا در اسلامآباد نه لزوماً به معنای بازگشت فوری به جنگ، بلکه نشانه ورود به مرحلهای از «فشار اقتصادی حداکثری» با اهداف سیاسی و راهبردی است.
ستوننویس واشینگتنپست با استناد به گفتوگو با منابع نزدیک به مذاکرات مینویسد که تصمیم دونالد ترامپ برای محاصره تنگه هرمز بیش از آنکه اقدامی نظامی باشد، یک تاکتیک فشار است. به گفته او، ترامپ تمایلی به گسترش جنگ ندارد و بهخوبی از هزینهها و ریسکهای بالای درگیریهای طولانیمدت آگاه است.
سه سناریوی محتمل به گفته مقامهای دولت آمریکا که این تحلیلگر به آنها اشاره میکند، واشینگتن سه سناریوی اصلی را در برابر خود میبیند:
نخست، احتمال سقوط حکومت ایران؛ سناریویی که به باور برخی مقامها، پس از پایان بمبارانها محتملتر از دوران جنگ فعال است.
دوم، ظهور رهبری جدید یا تغییر در رفتار ساختاری نظام، بهگونهای که چهرههایی مانند محمدباقر قالیباف مسیر متفاوتی را در پیش بگیرند و آنچه تیم ترامپ «پل طلایی» به سوی آیندهای جدید مینامد، بپذیرند.
و سوم، تلاش جریانهای تندرو، بهویژه در سپاه پاسداران، برای شکستن محاصره یا تشدید حملات، با هدف گرفتن امتیازات بیشتر از آمریکا.
نویسنده هشدار میدهد که سناریوی سوم میتواند آمریکا را به همان درگیری نظامی گستردهای بکشاند که ترامپ در پی اجتناب از آن است.
محاصره بهعنوان ابزار فشار، نه جنگ این تحلیلگر تاکید میکند که محاصره تنگه هرمز باید در چارچوب یک استراتژی اقتصادی درک شود. به گفته او، هدف ترامپ قرار دادن ایرانِ تضعیفشده در یک «فشار خفهکننده» اقتصادی است تا رهبران آن ناچار به پذیرش یک توافق جامع شوند.
نویسنده این رویکرد را با استعارهای توصیف میکند: فشاری مانند یک قفل خفهکننده در مبارزات UFC، که طرف مقابل را به تسلیم وادار میکند.
به نوشته او، کاخ سفید به این جمعبندی رسیده که تشدید نظامی، بهویژه حمله زمینی، میتواند آمریکا را وارد یک باتلاق پرهزینه کند، در حالی که جنگهای خاورمیانه بهراحتی آغاز میشوند اما بهسختی پایان مییابند.
«توافق تیفانی»؛ پیشنهاد بزرگ در برابر امتیاز بزرگ این تحلیلگر مینویسد که ترامپ در کنار فشار اقتصادی، در حال پیشنهاد یک «توافق بزرگ» است - آنچه او از آن بهعنوان «توافق تیفانی» یاد میکند: بستهای گسترده از مشوقهای اقتصادی، از جمله رفع تحریمها، در ازای کنار گذاشتن کامل برنامههای هستهای و موشکی ایران و پایان حمایت از نیروهای نیابتی.
او این رویکرد را بر اساس یک اصل قدیمی توصیف میکند: «اگر نمیتوانی مساله را حل کنی، آن را بزرگتر کن.»
ارزیابی از وضعیت ایران به گفته این تحلیلگر، مقامهای آمریکایی معتقدند [حکومت] ایران پس از هفتهها بمباران در وضعیت فرسودهای قرار دارد و اقتصاد آن عملاً با رکود شدید مواجه شده است. با این حال، تهران همچنان ابزارهای مهمی در اختیار دارد؛ از جمله بقایای برنامه هستهای و توانایی اختلال در کشتیرانی در تنگه هرمز.
نقش مذاکرات و چهرههای جدید این تحلیل همچنین به مذاکرات اسلامآباد اشاره میکند که با هدایت جیدی ونس، معاون اول ترامپ و حضور [محمدباقر] قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی برگزار شد. به نوشته ایگناتیوس، قالیباف در این مذاکرات بهعنوان مذاکرهکنندهای حرفهای ظاهر شد و حتی بهعنوان یکی از «گزینههای بالقوه برای رهبری آینده ایران» مورد توجه قرار گرفت.
در عین حال، او هشدار میدهد که چنین برداشتهایی ممکن است بیش از حد خوشبینانه باشد و یادآور ارزیابیهای اشتباه گذشته آمریکا در عراق و افغانستان است.
ریسک استراتژی ترامپ ستوننویس واشینگتنپست در نهایت تاکید میکند که استراتژی کنونی ترامپ - ترکیب فشار اقتصادی شدید و ارائه یک توافق بزرگ - با ریسکهای جدی همراه است. اگر [حکومت] ایران بهجای عقبنشینی، به تشدید تقابل روی آورد، آمریکا ممکن است ناخواسته وارد چرخهای از درگیری فزاینده شود.
با این حال، او مینویسد که تصاویر مذاکرات اسلامآباد - گفتوگوی طولانی میان مقامهای ارشد دو طرف - نشان میدهد که با وجود همه تنشها، مسیر دیپلماسی همچنان بهطور کامل بسته نشده است.
به باور نویسنده این تحلیل دولت ترامپ در تلاش است با ترکیب فشار اقتصادی و پیشنهاد یک توافق گسترده، [حکومت] ایران را در برابر یک انتخاب راهبردی قرار دهد؛ انتخابی میان تغییر مسیر یا ورود به مرحلهای جدید از تقابل.
یک ژنرال سابق ناتو میگوید حضور ناوهای آمریکا و متحدانش در تنگه هرمز بیش از آنکه نشانه ورود به جنگ باشد، بخشی از «جنگ مواضع» و نمایش قدرت برای تحمیل موقعیت در مذاکرات است.
ژان-پل پالومروس، از فرماندهان پیشین نیروی هوایی فرانسه و ناتو، در گفتوگو با شبکه فرانس۲۴، این تحولات را نه آغاز یک جنگ جدید، بلکه بخشی از یک بازی استراتژیک توصیف کرد.
پالومروس توضیح داد که استقرار شناورهای نظامی آمریکا میتواند با هدف تثبیت حضور این کشور در تنگه هرمز انجام شده باشد؛ اقدامی که پیش از هر تصمیم عملی درباره محاصره کامل صورت میگیرد.
او گفت: «این کشتیها احتمالاً برای این در منطقه هستند که نشان دهند آمریکا آماده است بخشی از کنترل تنگه هرمز را در دست بگیرد و جایگاه خود را تثبیت کند.»
به باور پالومروس، این نوع آرایش نظامی حامل پیامی روشن برای [حکومت] ایران است: «حضور ما در این آبراه مشروع است و در صورت هرگونه درگیری، مسئولیت آن بر عهده طرف مقابل خواهد بود.»
مقامهای آمریکایی میگویند کاخ سفید همزمان با اجرای محاصره دریایی، در حال بررسی ازسرگیری حملات محدود به ایران است؛ اقدامی که بهعنوان ابزاری برای شکستن بنبست دیپلماتیک مطرح شده است.
به گزارش والاستریت ژورنال، دونالد ترامپ و مشاورانش پس از شکست مذاکرات اخیر با جمهوری اسلامی در پاکستان، در حال بررسی مجموعهای از گزینههای نظامی و اقتصادی هستند که در راس آنها، ازسرگیری حملات محدود در کنار محاصره دریایی تنگه هرمز قرار دارد.
به گفته مقامها و منابع آگاه، این گزینهها روز یکشنبه، ساعاتی پس از فروپاشی مذاکرات، در دستور کار ترامپ قرار گرفت. در عین حال، گزینه آغاز یک کارزار بمباران تمامعیار نیز مطرح شده، اما به دلیل نگرانی از بیثباتی منطقه و تمایل ترامپ به پرهیز از جنگهای طولانی، احتمال اجرای آن کمتر ارزیابی میشود.
ترکیب فشار نظامی و دیپلماتیک مقامهای آمریکایی میگویند یکی از سناریوهای محتمل، اجرای یک محاصره موقت در تنگه هرمز همراه با فشار بر متحدان برای بر عهده گرفتن ماموریتهای بلندمدت اسکورت دریایی در آینده است.
ترامپ روز یکشنبه را در اقامتگاه خود در دورال فلوریدا سپری کرد و در کنار تماس با شبکه فاکسنیوز، با مشاورانش درباره گزینههای پیشرو رایزنی کرد. به گفته دستیارانش، او همچنان به امکان دستیابی به راهحل دیپلماتیک خوشبین است، حتی در حالی که همزمان تهدید به محاصره و حمله به زیرساختهای ایران را مطرح کرده است.
ترامپ در گفتوگو با فاکسنیوز با اشاره به «موفقیت حداکثری ارتش آمریکا در کارزار نظامی خود علیه ایران»، بار دیگر تهدید خود برای نابودی سراسر ایران ظرف ۲۴ ساعت را تکرار کرد.
او در شرح موفقیتهای نظامی آمریکا گفت: «عملا چیز زیادی باقی نمانده. تنها چیزی که مانده پلها، تاسیسات آبشیرینکُن و نیروگاههای تولید برقشان است که هدف قرار دادنش بسیار ویرانگر خواهد بود. من واقعا دوست ندارم [زیرساختهای] آب را هدف قرار دهم. اما هدف قرار دادن همهشان خیلی آسان است و میتوانیم همهشان را از کار بیندازیم، طوری که تا ۱۰ سال نتوانند برق داشته باشند چون ساختن چنین نیروگاههایی از صفر ۱۰ سال طول میکشد.»
ترامپ همچنین تاکید کرد که هنوز چند کارخانه تولید موشک دیگر در ایران دستنخورده مانده است که آمریکا تمام آنها را میشناسد و بهزودی آنها را هم هدف قرار خواهد داد.
کاخ سفید: همه گزینهها روی میز است کاخ سفید از ارائه جزئیات درباره تصمیمات آتی [آمریکا] خودداری کرده است. اولیویا ولز، سخنگوی کاخ سفید، اعلام کرد: «رییسجمهوری پیش از این دستور محاصره دریایی تنگه هرمز را صادر کرده و به باجخواهی ایران پایان داده است و هوشمندانه تمام گزینههای اضافی را روی میز نگه میدارد.»
او افزود که هرگونه گمانهزنی درباره اقدام بعدی ترامپ، فاقد قطعیت است.
امید به بازگشت به مذاکرات در حالی که تنشها افزایش یافته، ترامپ گفته است ایران تمایل دارد به میز مذاکره بازگردد. یک مقام نزدیک به تیم مذاکرهکننده آمریکا نیز گفته که پیشنهاد واشینگتن همچنان پابرجاست.
در سوی دیگر، رضا امیری مقدم، از اعضای ارشد هیات ایرانی، مذاکرات اسلامآباد را «آغاز یک فرایند» توصیف کرده و نوشته است که در صورت تقویت اعتماد و اراده، میتوان به چارچوبی پایدار دست یافت.
خطوط قرمز واشینگتن به گفته مقامهای آمریکایی، شروط اصلی ترامپ برای هر توافق احتمالی شامل موارد زیر است:
بازگشایی کامل تنگه هرمز بدون دریافت عوارض
توقف کامل غنیسازی اورانیوم و برچیدن تاسیسات آن
تحویل ذخایر اورانیوم با غنای بالا
پذیرش یک چارچوب امنیتی گسترده با مشارکت متحدان منطقهای
قطع حمایت از گروههای نیابتی مانند حزبالله و حوثیها
مذاکرات اسلامآباد که با هدایت جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا انجام شد، پس از مخالفت جمهوری اسلامی با کنار گذاشتن برنامه هستهای، به بنبست رسید.
ریسکهای گزینههای پیشرو به نوشته والاستریتژورنال، مقامها هشدار میدهند که هر مسیر انتخابی با خطرات قابل توجهی همراه است. ازسرگیری جنگ گسترده میتواند منابع نظامی آمریکا را تحلیل برده و با واکنش منفی افکار عمومی داخلی روبرو شود. در مقابل، کاهش فشار نظامی نیز ممکن است بهعنوان یک پیروزی برای تهران تلقی شود.
محاصره دریایی؛ «کمهزینهترین گزینه»؟ به نوشته والاستریتژورنال، برخی تحلیلگران محاصره دریایی را بهترین یا کمهزینهترین گزینه موجود میدانند. با توجه به اینکه حدود نیمی از درآمد دولت ایران از نفت و گاز تامین میشود، قطع صادرات نفت میتواند فشار اقتصادی قابل توجهی ایجاد کند.
متیو کرونیگ، مقام پیشین پنتاگون، گفت: «این استراتژی در مورد ونزوئلا کارآمد بوده و میتواند فشار واقعی بر ایران ایجاد کند و آنها را با انتخابهای دشوار مواجه سازد.»
خطرات اجرای محاصره با این حال، به نوشته این روزنامه، این گزینه نیز بدون هزینه نیست. به گفته مقامها، [حکومت] ایران در برابر دههها تحریم و حتی حملات نظامی اخیر همچنان مقاومت کرده است. علاوه بر این، حضور ناوهای آمریکایی در نزدیکی سواحل ایران آنها را در معرض حملات موشکی و پهپادی قرار میدهد؛ حملاتی که میتواند زمان واکنش را به حداقل برساند.
طبق گزارش والاستریت ژورنال کاخ سفید در نقطهای حساس میان تشدید فشار نظامی و تلاش برای حفظ مسیر دیپلماتیک قرار گرفته است؛ جایی که هر تصمیم میتواند پیامدهای گستردهای برای منطقه و بازارهای جهانی داشته باشد.
فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد از دوشنبه ۲۴ فروردین، ساعت ۱۷:۳۰ به وقت تهران اجرای محاصره دریایی علیه تردد کشتیها به مقصد و مبدا بنادر ایران آغاز میشود؛ اقدامی که همزمان با تهدیدهای دونالد ترامپ برای گسترش فشار بر تهران صورت میگیرد.
بر اساس این بیانیه، این محاصره بدون هیچ تبعیضی علیه کشتیهای تمامی کشورها که وارد بنادر و مناطق ساحلی ایران میشوند یا از آن خارج میشوند اعمال خواهد شد. این اقدام شامل تمامی بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان میشود.
سنتکام در عین حال تاکید کرد که آزادی ناوبری برای کشتیهایی که از تنگه هرمز به مقصد یا از مبدأ بنادر غیرایرانی در حال عبور هستند، مختل نخواهد شد.
در این اطلاعیه آمده است که جزئیات بیشتر پیش از اجرای این طرح از طریق اطلاعیه رسمی به دریانوردان اعلام خواهد شد و از تمامی کشتیها خواسته شده هنگام عبور از دریای عمان و ورودیهای تنگه هرمز، اطلاعیههای دریانوردی را دنبال کرده و از طریق کانال ۱۶ با نیروهای دریایی آمریکا در تماس باشند.
پیش از این رییسجمهوری آمریکا در نخستین اظهارنظر علنی خود پس از ناکام ماندن مذاکرات اسلامآباد گفت که نیروی دریایی آمریکا «بیدرنگ» محاصره تنگه هرمز را آغاز میکند و ناتو نیز در این عملیات مشارکت خواهد داشت. همزمان، پاکستان از تلاش برای برگزاری دور دیگری از گفتوگوها میان تهران و واشینگتن خبر داد.
ترامپ یکشنبه ۲۳ فروردین در شبکه اجتماعی تروث سوشال از اقدام نیروی دریایی آمریکا برای آغاز فوری مینروبی و محاصره تنگه هرمز خبر داده بود. او دقایقی بعد در مصاحبه با شبکه خبری فاکسنیوز اعلام کرد که این اقدام با همکاری ناتو و کشورهای همپیمان آمریکا در خلیج فارس انجام خواهد شد و آن را «محاصرهای همهجانبه، در سطحی بالاتر از محاصره ونزوئلا» توصیف کرد.
ترامپ تاکید کرده بود که هدف اصلی این اقدام جلوگیری از فروش نفت ایران به کشورهایی است که به گفته او «تهران ترجیح میدهد» و از این طریق کسب درآمد میکند.
او همچنین پیشبینی کرد که مقامهای جمهوری اسلامی به میز مذاکرات بازخواهند گشت و گفت: «من به تیمام گفتم همهچیز را میخواهم؛ نه ۹۰ درصد، نه ۹۵ درصد، همهچیز.»
در همین زمینه، سرپرست وزارت دادگستری آمریکا نیز در پیامی در شبکه ایکس گفت: «وزارت دادگستری با قاطعیت هر کسی که نفت تحریمشده ایران را خریداری یا به فروش برساند، تحت پیگرد قانونی قرار خواهد داد.» تاد بلانش، معاون دادستان کل است که اکنون به طور موقت سرپرستی وزارت دادگستری را بر عهده دارد. او افزود که وزارت دادگستری بهطور کامل از رییسجمهوری ایالات متحده و ارتش آمریکا حمایت میکند.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که مقامهای جمهوری اسلامی پس از پایان مذاکرات اسلامآباد، بر مواضع خود درباره ادامه غنیسازی و اعمال کنترل بر تنگه هرمز تاکید کردهاند. همزمان، وزیر خارجه پاکستان از تلاش برای ادامه میانجیگری و برگزاری دور جدید مذاکرات خبر داده است.
محمد باقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، که ریاست هیات جمهوری اسلامی در مذاکرات اسلامآباد را بر عهده داشت، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که مسدود کردن تنگه هرمز منجر به افزایش قیمت بنزین در ایالات متحده خواهد شد. او تصویری از آخرین قیمت بنزین در پمپ بنزینهای اطراف کاخ سفید منتشر کرد و نوشت: «از قیمت فعلی بنزین لذت ببرید. با آنچه بهنام محاصره گفته میشود، بهزودی دلتان برای بنزین ۴ تا ۵ دلاری تنگ خواهد شد.»
پرونده هستهای؛ محور اصلی اختلاف ترامپ بار دیگر تاکید کرد که [حکومت] ایران هرگز به سلاح هستهای دست نخواهد یافت و این موضوع را اصلیترین مانع در مذاکرات دانست. او گفت که «۹۵ درصد نگرانیهای» آمریکا به این موضوع مربوط است.
پیشتر گزارشهایی از جمله از سوی رسانهها به نقل از مقامهای پاکستانی حاکی از آن بود که عقبنشینی [حکومت] ایران از برنامه هستهای، محور اصلی طرح پیشنهادی ۱۵ مادهای آمریکا بوده و بازگشایی تنگه هرمز نیز از دیگر محورهای کلیدی این طرح به شمار میرود.
جزئیات محاصره و پیامدهای آن ترامپ در اظهارات خود، کنترل عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز را بخشی از این راهبرد دانسته و گفته بود کشتیهایی که به ایران «عوارض غیرقانونی» پرداخت کرده باشند، در آبهای بینالمللی متوقف خواهند شد.
او همچنین از آغاز عملیات مینروبی خبر داد و گفت ایران مینهایی در تنگه هرمز کار گذاشته است. به گفته او، آمریکا و متحدانش از جمله بریتانیا در حال اعزام تجهیزات مینروب به منطقه هستند.
ترامپ افزود که با پایان این بحران، قیمت جهانی نفت و گاز در نهایت کاهش خواهد یافت.
گزینههای پیشرو در همین حال، تحلیلها حاکی از آن است که در صورت شکست کامل مذاکرات، واشینگتن دو گزینه اصلی را دنبال میکند: ازسرگیری حملات نظامی یا اجرای راهبرد محاصره دریایی، مشابه آنچه پیشتر علیه ونزوئلا به کار گرفته شد.
ترامپ همچنین با اشاره به توان نظامی آمریکا، بار دیگر تهدید کرد که در صورت لزوم میتواند زیرساختهای حیاتی ایران را هدف قرار دهد و گفت که برخی تاسیسات کلیدی، از جمله زیرساختهای انرژی، همچنان در تیررس قرار دارند.
او افزود که چندین مرکز تولید موشک در ایران هنوز هدف قرار نگرفتهاند و آمریکا از موقعیت آنها آگاه است.
ژنرال پیشین ناتو میگوید حضور ناوهای آمریکا و متحدانش در تنگه هرمز بیش از آنکه نشانه ورود به جنگ باشد، بخشی از «جنگ مواضع» و نمایش قدرت برای تحمیل موقعیت در مذاکرات است.
در حالی که تنشها پیرامون تنگه هرمز افزایش یافته و ایالات متحده از آغاز محاصره دریایی سخن گفته است، ژان-پل پالومروس، از فرماندهان پیشین نیروی هوایی فرانسه و ناتو، در گفتوگو با شبکه فرانس۲۴، این تحولات را نه آغاز یک جنگ جدید، بلکه بخشی از یک بازی استراتژیک توصیف کرد.
پالومروس با اشاره به حضور شناورهای نظامی آمریکا در منطقه، از جمله ناوشکنهای هدایتشونده، تاکید کرد که این تحرکات را نباید بهعنوان نشانهای از اقدام نظامی تهاجمی تلقی کرد. به گفته او، «آنچه اکنون میبینیم، بیش از هر چیز یک بازی است؛ نه جنگی آشکار، بلکه نوعی جنگ مواضع.»
نمایش قدرت برای «حضور در نقشه» او توضیح داد که استقرار این نیروها میتواند با هدف تثبیت حضور آمریکا در تنگه هرمز انجام شده باشد؛ اقدامی که پیش از هر تصمیم عملی درباره محاصره کامل صورت میگیرد.
پالومروس گفت: «این کشتیها احتمالاً برای این در منطقه هستند که نشان دهند آمریکا آماده است بخشی از کنترل تنگه هرمز را در دست بگیرد و جایگاه خود را تثبیت کند.»
به باور او، این نوع آرایش نظامی حامل پیامی روشن برای [حکومت] ایران است: «حضور ما در این آبراه مشروع است و در صورت هرگونه درگیری، مسئولیت آن بر عهده طرف مقابل خواهد بود.»
«بازی پوکر» بر سر تنگه هرمز فرمانده پیشین ناتو در بخش دیگری از این گفتوگو، تهدید دونالد ترامپ به اعمال محاصره دریایی را «آخرین کارت» در یک بازی پوکر توصیف کرد.
به گفته او، واشینگتن در تلاش است بدون ورود به جنگی تمامعیار، دست بالا را در تنگه هرمز به دست آورد و از این طریق، سطح فشار در مذاکرات با [حکومت] ایران را افزایش دهد.
او افزود: «ترامپ نمیخواهد به جنگ کامل بازگردد و در عین حال آماده یک نبرد مستقیم بر سر هرمز هم نیست. بنابراین با تهدید به محاصره، سطح تنش را بالا میبرد.»
دامنهای فراتر از تنگه هرمز پالومروس همچنین هشدار داد که طرحهای مطرحشده از سوی آمریکا ممکن است محدود به تنگه هرمز نباشد و ابعادی گستردهتر در آبهای بینالمللی پیدا کند؛ موضوعی که میتواند کشورهایی مانند چین و هند را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
به گفته او، چنین سناریویی میتواند واکنش قدرتهای آسیایی را برانگیزد و آنها را به فشار بر ایران سوق دهد. بخشی از همان بازی پیچیدهای که او از آن بهعنوان «بازی بسیار حساس» یاد کرد.
نقش ناتو؛ «آزمون فشار» برای متحدان در همین حال، اظهارات اخیر ترامپ درباره احتمال مشارکت ناتو در پاکسازی تنگه هرمز نیز با تردیدهایی همراه است. پالومروس تاکید کرد که این منطقه اساساً در حوزه مسئولیت ناتو قرار ندارد و مشارکت احتمالی، در صورت وقوع، از سوی برخی کشورهای عضو خواهد بود، نه کل این ائتلاف.
او این موضع ترامپ را نوعی «آزمون فشار» برای متحدان ناتو توصیف کرد. تلاشی از سوی ترامپ که به گفته پالومروس برای سنجش میزان همراهی آنها در یک بحران خارج از چارچوب رسمی این ائتلاف مطرح شده است.
پالومروس گفت: «ترامپ در واقع متحدان را در معرض یک تست قرار داده و انتظار دارد واکنش نشان دهند.» به گفته او، این رویکرد با هدف کشاندن برخی کشورها به یک ائتلاف عملی در هرمز و واداشتن آنها به انتخاب موضع صورت میگیرد.
او به موضع امانوئل مکرون اشاره کرد که از آمادگی برای تشکیل ائتلافی جهت حفظ امنیت تنگه هرمز سخن گفته است، اما در عین حال تاکید کرد که هدف اصلی چنین اقداماتی، بیش از پاکسازی مینها، «اعلام حضور» و تثبیت موقعیت در منطقه است.
به باور این ژنرال پیشین نیروی هوایی فرانسه و ناتو، تحرکات نظامی اخیر در تنگه هرمز را باید نه در چارچوب یک درگیری قریبالوقوع، بلکه بهعنوان بخشی از یک رقابت استراتژیک برای تغییر موازنه قدرت، سنجش اتحادهای بینالمللی و تاثیرگذاری بر روند مذاکرات تحلیل کرد.
روزنامه تایمز از به کار بردن یک فنآوری «فوقمحرمانه» جدید در یافتن خلبان آمریکایی در ایران خبر داد که توانست از روی صدای ضربان قلب، این نیروی آمریکایی را در ارتفاعات ایران پیدا کند. در این گزارش به احتمال استفاده از نرمافزار پگاسوس برای فریب فرماندهان سپاه نیز اشاره شده است.
این روزنامه بریتانیایی در گزارشی که جمعه ۲۱ فروردین منتشر شد، نوشت که آمریکا با استفاده از یک دستگاه حسگر مغناطیسی آیندهنگر که «گوست مِرمِر» نامیده میشود ضربان قلب سرهنگ گمشده نیروی هوایی این کشور را در گسترهای به طول ۴۰ مایل (بیش از ۶۴ کیلومتر) شناسایی کند.
به نوشته این روزنامه، این فنآوری «پیشرفته، فوق محرمانه و شگفتانگیز» که در شرکت لاکهید مارتین توسعه یافته، بر چیزی موسوم به مغناطیسسنجی کوانتومی متکی است و بهنظر میرسد قوانین شناختهشده فیزیک را نقض میکند.
احتمال استفاده از جاسوسافزار پگاسوس
تایمز در ادامه این گزارش به عملیات پیچیده فریب نیروهای جمهوری اسلامی اشاره کرده و احتمال داده است که دولت آمریکا از جاسوسافزار پگاسوس برای نفوذ به تلفنهای همراه متعدد مقامهای حکومت ایران و فرماندهان سپاه و انتشار گزارشهایی مبنی بر پیدا شدن خلبان استفاده کرده باشد.
تایمز نوشت: «هرچند هیچ جزئیاتی از این کارزار فریب منتشر نشده است، اما گفته میشود سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، از جاسوسافزار «پگاسوس» که در یک شرکت اسرائیلی توسعه یافته، استفاده کرده تا با نفوذ به تلفنهای همراه متعدد رهبران تهران و فرماندهان سپاه، گزارشهایی مبنی بر پیدا شدن خلبان منتشر کند.»
در گزارشهای قبلی درباره این عملیات نجات ذکر شده بود که سیا روز جمعه، بلافاصله پس مطلع شدن از خبر سقوط هواپیما و گم شدن دومین سرنشین هواپیمای سرنگونشده در ایران، یک کارزار فریب طراحی کرد. هدف این کارزار گمراه کردن نیروهای جمهوری اسلامی از طریق پخش این خبر بود که نیروی آمریکایی پیدا شده و در قالب یک کاروان زمینی در حال انتقال برای خروج از کشور است، در حالیکه او هنوز پیدا نشده بود.
واشینگتن امید داشت که نیروهای ایرانی تمرکز خود را از ارتفاعات و محل احتمالی اختفای او بردارند و به جادهها و مسیرهای خروجی معطوف کنند، تا به این ترتیب فرصت کافی برای یافتن و بیرون بردن او از ایران را پیدا کند.
نرمافزار پگاسوس یک ابزار جاسوسی بسیار پیشرفته است که در شرکت اسرائیلی اِناِساو (NSO Group) توسعه یافته و برای نفوذ مخفیانه به گوشیهای هوشمند طراحی شده است.
این نرمافزار میتواند بدون اطلاع کاربر وارد دستگاه تلفن او بشود، به پیامها، تماسها، ایمیلها و حتی دوربین و میکروفون دسترسی پیدا کند و عملا گوشی را به یک ابزار شنود تبدیل کند. پگاسوس همچنین میتواند دادهها را بهصورت نامحسوس استخراج کند و حتی در برخی موارد پیامهایی بفرستد که به نظر میرسد از طرف صاحب گوشی هستند.
ایالات متحده آبان ۱۴۰۰ شرکت سازنده پگاسوس را به یک فهرست سیاه فدرال اضافه کرد تا این شرکت حق استفاده از فناوریهای آمریکایی را نداشته باشد. این اقدام پس از انتشار خبرهایی درباره استفاده دولتهای خارجی از پگاسوس برای هک کردن تلفن همراه مقامها، روزنامهنگاران و فعالان منتشر شد.
زمستان ۱۴۰۳ نیز در پی شکایت شرکت آمریکایی متا از شرکت اِناِساو به دلیل استفاده این شرکت از یک باگ در این پیامرسان برای جاسوسی از کاربران، این شرکت اسرائیلی مقصر شناخته شد.
گوست مِرمِر چیست و چطور کار میکند؟
فناوری پیچیدهای که در گزارش تایمز با عنوان گوست مِرمِر (به معنای زمزمه اشباح) معرفی شده، یک اختراع فوقمحرمانه از نوع «آسمانهای آبی» (blue skies) است که در واحد «اسکانک وُرکس» (Skunk Works) توسعه یافته است.
اسکانک ورکس یک آزمایشگاه مشهور در شرکت لاکهید مارتین و بخش پروژههای ویژه و فوقمحرمانه در این شرکت است که در آن دانشمندان و مهندسان جوان و نخبه، وقت خود را صرف یافتن راهحل برای مفاهیم بهظاهر غیرممکن میکنند.
به گزارش تایمز، منابع انسانی سیا برای یافتن محل اختفای افسر سیستمهای تسلیحاتی با تکیه بر این فناوری تمام صداهای محیطی دیگر را در سراسر چشمانداز خشک و خالی ایران فیلتر کردند تا موقعیت او را بهطور دقیق پیدا کنند.
این روزنامه با اشاره به صحبتهای جان رتکلیف، مدیر سیا، در نشست رسانهای مرتبط با نجات افسر آمریکایی، ارزیابی کرد که تشبیه این عملیات به «یافتن یک دانه شن در دل بیابان با بهرهگیری از ابزاری که هیچ سرویس اطلاعاتی دیگری در جهان در اختیار ندارد»، نشانهای از بهکارگیری سامانه «گوست مرمر» است.
به گزارش تایمز، وقتی سرانجام این سرهنگ گمشده روی دامنه کوههای پوشیده از بوتهها و درختان برخاست و نیروهای نجات نزدیکتر شدند، ضربان قلب او بهصورت واضح و کامل نمایان شد.
در ادامه گزارش تایمز آمده است: «همان نشانه اندک از حرکت در فاصله ۴۰ مایلی برای تیم نجات کافی بود تا سوار بالگردهای ویژه «اِیاِچ-۶ لیتل بِرد» شوند و به سمت محل اختفاق او حرکت کنند. کماندوها برای پیاده شدن سریع، به نیمکتهای بیرونی متصل به بالگردها بسته شده بودند.»
این روزنامه تاکید میکند که جامعه اطلاعاتی آمریکا درباره این افشاگریها سکوت اختیار کرده است.
تردیدها نسبت به گوست مِرمِر
تایمز تاکید میکند که جامعه اطلاعاتی آمریکا درباره این افشاگریها سکوت اختیار کرده و وجود «گوست مورمور» را نه تایید کردهاند و نه تکذیب، با وجود این، گزارش شده که این «ابزار سیا» بر چیزی موسوم به مغناطیسسنجی کوانتومی متکی است؛ فناوریای که میتواند سیگنالهای قلب انسان را بیابد و با کمک هوش مصنوعی، تمام نویزهای مزاحم دیگر را جدا کند.
زمانی که روزنامه نیویورکپست درباره سیستم عجیب تشخیص ضربان قلب سیا با دونالد ترامپ تماس گرفت، او دقت این دستاورد خارقالعاده را تایید کرد.
ترامپ به نیویورکپست گفت: «این فناوری بسیار مهم بود، سیا فوقالعاده عمل کرد. هیچکس حتی نمیداند این چیست. هیچکس پیشتر دربارهاش چیزی نشنیده بود. ما تجهیزاتی داریم که هیچکس حتی به آن فکر هم نکرده است.»
در بخشی از این گزارش به این نکته اشاره شده که با توجه به حضور گسترده نیروهای سپاه در همان منطقه برای جستوجوی خلبان سرنگونشده، بهیقین ضربانهای قلب متعددی وجود داشته است.
تایمز به نقل از مجله «ساینتیفیک امریکن» که در زمینه پیشرفتهای علمی و فناوری تخصص دارد، به تردیدها درباره فناوری گوست مِرمِر اشاره کرد و نوشت: «حتی با کمک هوش مصنوعی نیز در دههها پژوهش فیزیکی داوریشده هیچ پشتوانهای ندارد. مغناطیسسنجهای کوانتومی واقعی هستند و در تشخیص آریتمیهای قلبی از طریق اندازهگیری میدانهای مغناطیسی تولیدشده توسط عضله قلب، فوقالعاده دقیقاند. اما میدان مغناطیسی قلب ضعیف است.»
جان ویکسوو، استاد مهندسی زیستپزشکی و فیزیک در دانشگاه وندربیلت، نیز به این روزنامه گفت: «در سطح قفسه سینه، جایی که حدود ۱۰ سانتیمتر از منبع فاصله دارید، میدان مغناطیسی فقط بهسختی قابل تشخیص است.»
به بیان دیگر، هرچه فاصله بیشتر شود، سیگنال ضربان قلب بهطور پیوسته ضعیفتر میشود؛ بنابراین تشخیص ضربان قلب سرهنگ گمشده از فاصله ۴۰ مایلی از نظر علمی بسیار بعید به نظر میرسد. با این حال، به نوشته تایمز، تشبیه «یک دانه شن در بیابان» از سوی مدیر سیا ظاهرا این ادعا را تایید میکند.