ناوهای جنگی آمریکا برای نخستینبار از زمان آغاز جنگ ایران از تنگه هرمز عبور کردند
ارتش ایالات متحده اعلام کرد که «در حال فراهمسازی شرایط» برای پاکسازی مینها در تنگه هرمز است و دو ناو جنگی آمریکایی از این آبراه کلیدی عبور کردهاند. این نخستین بار از زمان آغاز جنگ است که ناوهای جنگی آمریکا از تنگه هرمز عبور میکنند.
ناوهای جنگی آمریکا برای نخستینبار از زمان آغاز جنگ ایران از تنگه هرمز عبور کردند | ایران اینترنشنال
عبور ناوهای جنگی آمریکا از تنگه هرمز همزمان با عالیترین سطح مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا از انقلاب سال ۱۳۵۷ صورت گرفت. دو طرف در مذاکراتی که در اسلامآباد، پایتخت پاکستان، جریان دارد در پی یافتن راهی برای پایان دادن به جنگ هستند اما اختلافهای جدی موجب شده ه این مذاکرات شکننده توصیف شود.
فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، در پیامی در شبکه ایکس اعلام کرد ناوهای یواساس فرانک پیترسون و یواساس مایکل مورفی از تنگه هرمز عبور کردهاند.
دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، در بیانیهای گفت: «امروز فرآیند ایجاد یک مسیر جدید را آغاز کردیم و بهزودی این مسیر ایمن را با صنعت کشتیرانی به اشتراک خواهیم گذاشت تا جریان آزاد تجارت تشویق شود.»
او گفت این عملیات بخشی از «ماموریتی گستردهتر برای اطمینان از پاکسازی کامل تنگه از مینهای دریایی است که پیشتر از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کار گذاشته شدهاند.»
خبرگزاریهای فارس و تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، روز شنبه ۲۲ فروردین، عبور ناوهای آمریکایی از تنگه هرمز را تکذیب و اعلام کردند که یک ناوشکن هنگامی که قصد عبور از تنگه را داشت، با واکنش نیروهای مسلح جمهوری اسلامی مواجه شد و مسیر خود را ادامه نداد.
بر اساس این گزارش، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، پس از هشدار به فرمانده ناوشکن، این اقدام را به تیم مذاکرهکننده تهران در اسلامآباد گزارش دادند و با انتقال موضوع به مذاکرهکنندگان آمریکایی، توقف ناوشکن بدون درگیری نظامی انجام شد.
با این حال، یک مقام آمریکایی که نامش اعلام نشد، به آکسیوس گفت که ایالات متحده هیچگونه هشداری در اینباره دریافت نکرده است.
وبسایت آکسیوس بهنقل از منبع خود نوشت این عملیات بر آزادی ناوبری در آبهای بینالمللی تمرکز داشت و در جریان آن، ناوهای نیروی دریایی آمریکا از شرق به سمت غرب حرکت کردند وارد خلیج فارس شدند و سپس از طریق تنگه هرمز به دریای عرب بازگشتند.
ساعتی پیش از بیانیه فرماندهی مرکزی ایالات متحده، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در شبکه اجتماعی تروث سوشیال نوشت که ارتش ایالات متحده روند پاکسازی تنگه هرمز را آغاز کرده و تمام شناورهای مینگذار ایران غرق شدهاند.
او افزود که «هر ۲۸ قایق مینگذار ایران در قعر دریا قرار دارند.»
ترامپ بارها گفته است که نیروهای آمریکایی نیروی دریایی و هوایی جمهوری اسلامی را نابود و برنامههای موشکهای بالستیک و هستهای آن را بهشدت تضعیف کردهاند.
با این حال، ترس از حملات ایران به کشتیرانی در هفتههای اخیر عملا تنگه هرمز، یکی از گذرگاههای حیاتی تامین نفت جهان، را مسدود کرده است. محدود شدن این تنگه بازارهای جهانی انرژی را مختل کرده است.
قیمت بنزین در آمریکا افزایش یافته، هرچند بیشتر نفتی که از این آبراه عبور میکند به ایالات متحده نمیرسد.
ترامپ شنبه همچنین نوشت: «تعداد عظیمی از نفتکشهای کاملا خالی، برخی از بزرگترینهای جهان، همین حالا در حال حرکت به سمت ایالات متحده هستند تا بهترین و شیرینترین نفت و گاز جهان را بارگیری کنند.»
او افزود: «ما از مجموع دو اقتصاد بزرگ نفتی بعدی، نفتی بیشتر و با کیفیت بالاتر داریم.»
در حالی که پاکستان میزبان مذاکرات هیاتهای جمهوری اسلامی و آمریکا برای پایان دادن به جنگ ایران است، وزارت دفاع عربستان شنبه ۲۲ فروردین اعلام کرد که پاکستان در چارچوب پیمان دفاعی خود با این کشور، جنگندهها و دیگر نیروهای نظامی خود را به عربستان اعزام کرده است.
وزارت دفاع عربستان در بیانیهای گفت جنگندههای پاکستانی و هواپیماهای پشتیبانی در پایگاه هوایی ملک عبدالعزیز در استان شرقی این کشور مستقر شدهاند.
اعلام این خبر در شرایطی صورت گرفت که دیدار جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا و رییس هیات مذاکرهکننده آمریکا در اسلامآباد، در بالاترین سطح دیدار مقامات جمهوری اسلامی و آمریکا، در حضور عاصم منیر رییس ستاد ارتش پاکستان، در حال مذاکره با محمد باقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی و رییس هیات جمهوری اسلامی در این مذاکرات، بود.
در بیانیه وزارت دفاع عربستان سعودی آمده است که هدف از این اعزام، تقویت همکاری دفاعی مشترک و حمایت از امنیت و ثبات منطقهای و بینالمللی است.
در همین حال رویترز بهنقل از سه منبع، از جمله یک مقام ارشد دولت پاکستان، گزارش داد که این هواپیماها پس از حملات جمهوری اسلامی به زیرساختهای کلیدی انرژی و کشته شدن یک شهروند سعودی، اعزام شدند.
این مقام پاکستانی که نخواست نامش فاش شود، گفت این نیروها «برای حمله به کسی در آنجا حضور ندارند».
به گفته این سه منبع، حمله روز دوشنبه جمهوری اسلامی به مجتمع عظیم پتروشیمی الجبیل در عربستان، این نگرانی را در پاکستان ایجاد کرده بود که ممکن است ریاض دست به تلافی بزند؛ امری که میتوانست مذاکرات صلح را به خطر بیندازد.
این منابع افزودند هدف از استقرار نیروهای پاکستانی، اطمینانبخشی به ریاض است که اسلامآباد در برابر هرگونه حمله بیشتر از پادشاهی سعودی دفاع خواهد کرد.
دفتر رسانهای دولت عربستان و ارتش پاکستان به درخواستها برای اظهارنظر پاسخ ندادند.
همکاری امنیتی چند دههای
ریاض و اسلامآباد در سپتامبر ۲۰۲۵ یک پیمان دفاعی متقابل امضا کردند که بر اساس آن، هرگونه حمله به یکی از دو کشور بهعنوان حمله به هر دو تلقی میشود؛ توافقی که بهطور قابل توجهی یک همکاری امنیتی چند دههای را تقویت کرد.
پاکستان از دیرباز از پادشاهی سعودی از جمله از طریق آموزش و اعزام نیروهای مشورتی حمایت نظامی کرده و در مقابل عربستان نیز بارها در دورههای فشار اقتصادی از پاکستان حمایت مالی کرده است.
یک منبع آگاه گفت محمد الجدعان، وزیر دارایی عربستان، جمعه ۲۰ فروردین، یک روز پیش از شروع مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا، برای نشان دادن حمایت اقتصادی از پاکستان به این کشور سفر کرد.
در سال ۲۰۱۸، ریاض یک بسته حمایتی شش میلیارد دلاری برای کمک به پاکستان اختصاص داد و اعلام کرد که این این بسته سپرده سه میلیارد دلاری در بانک مرکزی و تامین سه میلیارد دلار نفت بهصورت پرداخت بعدی است.
دفتر سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، همزمان با مذاکرات آتشبس تهران و واشینگتن در اسلامآباد، پایتخت پاکستان، اعلام کرد که گرین کارت عیسی هاشمی، فرزند معصومه ابتکار، و همسر و فرزند او را لغو کرده و این سه تن هم اکنون در بازداشت به سرمیبرند.
دفتر سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، شنبه ۲۲ فروردین با انتشار بیانیهای اعلام کرد که عیسی هاشمی، مریم طهماسبی و پسر آنها از سوی ماموران فدرال دستگیر شدهاند و در حال حاضر در بازداشت اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (ICE) به سرمیبرند و روند اخراج آنها از آمریکا در حال پیگیری است.
هاشمی، طهماسبی و پسرشان در سال ۲۰۱۴ و با ویزاهایی که در دوره ریاستجمهوری باراک اوباما صادر شده بود وارد ایالات متحده شدند.
بهگفته وزارت امور خارجه آمریکا، در ژوئن ۲۰۱۶، تنها چند ماه پس از آنکه سپاه پاسداران دو شناور نیروی دریایی آمریکا را توقیف و ۱۰ ملوان آمریکایی را بازداشت کرد، دولت اوباما از طریق «برنامه ویزای مهاجرتی تنوع» برای هر سه نفر آنها اقامت دائم صادر کرد. صدور ویزاهای جدید در این برنامه در دولت ترامپ متوقف شده است.
در بیانیه دفتر سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفته شده است: «ابتکار بهدلیل نقش محوریاش در تولید و هدایت تبلیغات به نفع اسلامگرایان تندروِ دخیل در بحران گروگانگیری ایران، شهرتی منفی پیدا کرد. او بهعنوان سخنگوی اصلی و واسطه رسانهای گروگانگیران، روایتهایی تبلیغاتی طراحی و منتشر میکرد که بهطور گمراهکننده، از «رفتار انسانی» با گروگانها حکایت داشت. در همین چارچوب، مصاحبههایی ترتیب داده میشد که در آنها گروگانهای آمریکایی تحت فشار مجبور بودند وضعیت خود را مناسب توصیف کنند در حالی که بسیاری از آنها در سلول انفرادی نگهداری میشدند، چشمبند داشتند، با کمبود غذا مواجه بودند و تحت انواع فشارهای جسمی و روانی، از جمله ضربوجرح و حتی اجرای صوریِ اعدام قرار داشتند.»
روزنامه نیویورکتایمز دوشنبه ۱۷ فروردین در گزارشی نوشت عیسی هاشمی در حالی که سرسختانه از محکوم کردن نقش مادرش در گروگانگیری سال ۱۳۵۸ پرهیز میکند، در لسآنجلس زندگی مجللی دارد و به فرزندان ثروتمندان کالیفرنیا روانشناسی درس میدهد.
این روزنامه افزود که «گروهی از فعالان مدنی و سازماندهندگان کارزارهای جمعآوری امضا» از دولت آمریکا خواستهاند عیسی هاشمی، فرزند ۴۳ ساله ابتکار را که «سرسختانه او از محکوم کردن گذشته تکاندهنده مادرش امتناع میکند» مورد تحقیق قرار دهند و از آمریکا اخراج کنند.
به نوشته نیویورکپست هاشمی دوشنبه هنگام خروج از «باشگاه مجللی که در آن ورزش میکند» پرسش یک خبرنگار درباره پیشینه مادرش را «با بیاعتنایی» بیپاسخ گذاشت و از صحبت خودداری کرد.
معصومه ابتکار در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران بهدست «دانشجویان پیرو خط امام» عضو این گروه بود و از آنجا که پس از سالها درس خواندن در ایالات متحده به زبان انگلیسی تسلط داشت، طی ۴۴۴ روز گروگانگیری بهعنوان سخنگوی این گروه فعالیت میکرد.
او در اظهارنظری مشهور، در پاسخ به یک خبرنگار خارجی که از او پرسید آیا حاضری اسلحه به دست بگیری و گروگانهای آمریکایی را بکُشی؟ پاسخ داد: «بله».
کارزار اخراج مقامهای جمهوری اسلامی و فرزندانشان
در یک سال گذشته، بهویژه پس از اعتراضهای ۱۸ و ۱۹ دی و کشتار گسترده مردم ایران، کارزار شناسایی و اخراج بستگان مقامهای جمهوری اسلامی در ایالات متحده با جدیت بیشتری از سوی دولت آمریکا دنبال میشود.
در تازهترین رویداد مرتبط، وزارت امور خارجه آمریکا، شنبه ۱۵ فروردین با انتشار بیانیهای اعلام کرد که دختر خواهر یا برادر قاسم سلیمانی، فرمانده کشته شده نیروی قدس سپاه، و فرزند او که در آمریکا اقامت داشتند، پس از لغو اقامت دائم، بهدست ماموران فدرال بازداشت شدهاند و همسر او نیز از ورود به ایالات متحده منع شده است.
در این بیانیه، حمیده سلیمانی افشار «از حامیان صریح رژیم تمامیتخواه و تروریستی ایران» معرفی و به فعالیتهای او برای «تبلیغ برای رژیم ایران، شادی بابت حملات علیه سربازان و تاسیسات نظامی آمریکایی در خاورمیانه، تمجید از رهبر جدید ایران، به کار بردن لفظ "شیطان بزرگ" در مورد آمریکا و حمایت بیقیدوشرط از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» اشاره شد.
این وزارتخانه ۹ بهمن ۱۴۰۴ نیز در بیانیهای اعلام کرد: «همزمان با مبارزه مردم ایران برای دست یافتن به حقوق اولیه خود، ایالات متحده برای لغو امتیاز حضور مقامهای ارشد جمهوری اسلامی و خانوادههای آنها در خاک آمریکا اقدام کرده است.»
پس از اعتراضهای ۱۸ و ۱۹ دی اقامت فاطمه لاریجانی در آمریکا و اشتغال او در «انستیتو سرطان وینشیپ» وابسته به دانشگاه ایموری در آتلانتا نیز خبرساز شده بود. گروهی از ایرانیان مقیم آتلانتا ۲۹ دی در برابر این موسسه تجمع کردند و خواستار پاسخگویی مسئولان این موسسه درباره استخدام او شدند.
طبق بیانیه اخیر وزارت امور خارجه آمریکا اقامت فاطمه لاریجانی نیز لغو و از آمریکا اخراج شده است. این وزارتخانه اعلام کرد که او و همسرش از ورود مجدد به آمریکا در آینده منع شدهاند.
دولت ترامپ تاکید کرده است که هرگز اجازه نخواهد داد ایالات متحده به محل اقامت افرادی تبدیل شود که با رژیمهای ضدآمریکایی و حامی تروریسم ارتباط دارند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، همزمان با آغاز مذاکرات تهران و واشینگتن در اسلامآباد اعلام کرد که تعداد زیادی از نفتکشهای خالی در حال حرکت به سمت ایالات متحده هستند تا نفت و گاز بارگیری کنند.
ترامپ شنبه ۲۲ فروردین در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «تعداد عظیمی از نفتکشهای کاملا خالی، برخی از بزرگترینهای جهان، همین حالا در حال حرکت به سمت ایالات متحده هستند تا بهترین و شیرینترین نفت و گاز جهان را بارگیری کنند.»
او افزود: «ما نفت بیشتری از مجموع دو اقتصاد بزرگ نفتی بعدی داریم و با کیفیت بالاتر.»
این پیام ترامپ در حالی منتشر شد که مقامات ارشد آمریکا و جمهوری اسلامی شنبه در اسلامآباد با میانجیگری پاکستان دیدار میکنند.
ترامپ گفته است که جمهوری اسلامی نباید از نفتکشهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند عوارض دریافت کند.
در هفتههای اخیر، اختلال در تردد شناورها در تنگه هرمز بهدلیل حملات جمهوری اسلامی موجب برهم خوردن جریان انرژی جهانی و افزایش قیمت نفت شده است.
ایالات متحده و جمهوری اسلامی بامداد ۱۹ فروردین بر سر برقراری آتشبس موقت به توافق رسیدند و بر اساس گزارشها، بازگشایی تنگه هرمز یکی از شروط اصلی کاخ سفید برای توقف حملات به ایران بوده است.
پیشتر رییسجمهوری آمریکا تاکید کرده که تنگه هرمز «بهزودی باز خواهد شد».
همچنین کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، اعلام کرد در تماس با رییسجمهوری ایالات متحده، درباره مسائل نظامی و لجستیکی مرتبط با عبور کشتیها از تنگه هرمز گفتوگو کرده است.
روزنامه والاستریت ژورنال پیشتر گزارش داد جمهوری اسلامی از نفتکشها میخواهد برای عبور از تنگه هرمز، به ازای هر بشکه نفت یک دلار عوارض ترانزیت پرداخت کنند و این مبلغ را بهصورت ارز دیجیتال بپردازند تا به این ترتیب، تحریمها و ردیابیها را دور بزند.
اختلال در عبور کشتیها از تنگه هرمز موجب افزایش درآمدهای نفتی روسیه شده است.
پیشتر خبرگزاری رویترز گزارش داد در پی بحران نفت و گاز ناشی از جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، درآمد دولت روسیه از محل مالیات نفتی در ماه آوریل دو برابر میشود و به حدود ۹ میلیارد دلار خواهد رسید.
رویترز پنجشنبه ۲۰ فروردین نوشت محاسبات این خبرگزاری از «سود بادآورده» روسیه از تحولات بازار جهانی انرژی در پی جنگ ایران حکایت دارد.
به گفته سه منبع نزدیک به حلقه داخلی قدرت در جمهوری اسلامی، مجتبی خامنهای، رهبر جدید حکومت ایران، همچنان در حال مداوای جراحات شدید صورت و پا است که در حمله هوایی آغاز جنگ - حملهای که به کشته شدن پدرش انجامید - متحمل شد.
این منابع به رویترز گفتند صورت خامنهای در حمله به مجموعه محل اقامت رهبر جمهوری اسلامی در مرکز تهران دچار آسیب جدی شده و او همچنین از ناحیه یک یا هر دو پا بهشدت مجروح شده است.
با این حال، به گفته این منابع که بهدلیل حساسیت موضوع نخواستند نامشان فاش شود، خامنهای ۵۶ ساله در حال بهبود است و از نظر ذهنی همچنان هوشیار باقی مانده است.
دو تن از آنها گفتند او از طریق ارتباط صوتی در نشستهای مقامات ارشد شرکت میکند و در تصمیمگیری درباره مسائل مهم، از جمله جنگ و مذاکرات با واشینگتن، نقش دارد.
پرسش درباره اینکه آیا وضعیت جسمی خامنهای به او امکان اداره امور کشور را میدهد یا نه، در شرایطی مطرح است که جمهوری اسلامی با یکی از بحرانیترین مقاطع خود در دهههای اخیر روبهروست و مذاکرات حساسی را با ایالات متحده در اسلامآباد، پایتخت پاکستان، آغاز کرده است.
روایت این منابع نزدیک به حلقه قدرت، جزییترین توصیف را از وضعیت رهبر جدید جمهوری اسلامی در هفتههای اخیر ارائه میدهد، اما رویترز نتوانسته است این اطلاعات را بهطور مستقل تایید کند.
محل اقامت، وضعیت جسمی و میزان توانایی مجتبی خامنهای برای اداره کشور همچنان تا حد زیادی در هالهای از ابهام است، چرا که از زمان حمله هوایی و انتصاب او بهعنوان جانشین پدرش، هیچ تصویر، ویدیو یا فایل صوتیای از او منتشر نشده است.
نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل به پرسشهای رویترز درباره میزان جراحات خامنهای یا دلیل عدم انتشار تصویر یا پیام صوتی از او، پاسخ نداده است.
جزییات حمله و سکوت رسمی تهران
خامنهای ۹ اسفند، همزمان با نخستین روز جنگی که با حمله آمریکا و اسرائیل آغاز شد، در عملیاتی که به کشته شدن پدرش، رهبر جمهوری اسلامی از سال ۱۳۶۸، انجامید، زخمی شد.
در این حمله، همسر، باجناق و خواهرزن او نیز در میان دیگر اعضای خانوادهاش، کشته شدند.
تاکنون هیچ بیانیه رسمیای از سوی تهران درباره میزان جراحات خامنهای منتشر نشده است.
با این حال، یک گوینده اخبار در صداوسیمای جمهوری اسلامی، پس از اعلام رهبری او، از اصطلاح «جانباز» برای توصیف وضعیتش استفاده کرد. این اصطلاح در ایران معمولا برای افرادی بهکار میرود که در جنگ، مجروح شدهاند.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، شهردار سابق تهران، فرمانده نیروی انتظامی و یکی از فرماندهان جنگ در دوران جوانی، به بازیگر مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی بدل شده است. او اکنون ریاست هیات مذاکره حکومت ایران را بر عهده دارد تا در اسلامآباد، آتشبس شکننده را تثبیت کند.
تصور کنید: قالیباف، همان مردی که دهه ۶۰ در جبهههای جنگ ایران و عراق فرماندهی میکرد، حالا در بهار ۱۴۰۵ در راس هیات ایرانی قدم به اسلامآباد میگذارد. هدف؟ مذاکره برای تثبیت و تمدید آتشبس با آمریکا در میانه جنگ.
او دیگر فقط «رییس مجلس شورای اسلامی» یا «شهردار سابق تهران» نیست: در خلأ ناشی از کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور ایران، در ۹ اسفند ۱۴۰۴ و وضعیت مبهم مجتبی خامنهای، پسر او، که به عنوان رهبر جدید معرفی شده اما هنوز در انظار عمومی ظاهر نشده، قالیباف به یکی از چهرههای محوری ساختار جدید قدرت تبدیل شده است.
از طرقبه مشهد تا قلب سپاه پاسداران؛ ریشههای یک سیاستمدار امنیتی
قالیباف متولد اول شهریور ۱۳۴۰ در طرقبه مشهد، از نسل فرماندهان جوانی بود که جنگ ایران و عراق آنها را ساخت. او از بسیج به سپاه پاسداران رفت، فرمانده «تیپ ۲۱ امام رضا» و سپس «لشکر ۵ نصر خراسان» شد، در عملیاتهای مهم مانند آزادسازی خرمشهر نقش داشت و بعدها در فاصله سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۹ فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران را بر عهده گرفت.
گفته میشود او «خلبان ماهری» با گواهینامه پرواز ایرباس بود و بعد از جنگ، تجربه نظامیاش را به مدیریت امنیتی تبدیل کرد.
قالیباف در سال ۱۳۷۹ فرمانده کل نیروی انتظامی شد.
این راه و مسیر «دوگانه» نظامی/امنیتی، کلید فهم امروز قالیباف است. او که خود را یک مدیر اجرایی قابل و یک نظامی تمامعیار میشناسد، پلی میان سپاه پاسداران، دفتر رهبری و نهادهای انتخابی بوده است.
این پل حالا و بعد از کشته شدن خامنهای و بازآرایی قدرت و نقشآفرینی سپاه پاسداران بهعنوان صدای غالب، نقشی کلیدی پیدا کرده است.
سرکوب داخلی، فساد در شهرداری و باقی اتهامات؛ کارنامه پر تضاد قالیباف
سال ۱۳۷۸، قالیباف یکی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران بود که در سرکوب اعتراضات دانشجویی نقشی برجسته و «گازانبری» ایفا کرد.
گازانبری اصطلاحی بود که حسن روحانی، رییسجمهوری سابق، در مناظرههای انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۲ در توضیح مواجهه قالیباف با واقعه کوی دانشگاه در تیر سال ۷۸ و دستگیر کردن دانشجویان معترض به کار برد.
او امضاکننده نامه تهدیدآمیز فرماندهان سپاه پاسداران به محمد خاتمی، رییسجمهوری وقت، نیز بود و فایل صوتی منتسب به او نشاندهنده افتخارش از نقش مستقیم در برخورد خیابانی با معترضان است.
در فاصله سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴ او فرماندهی نیروی انتظامی را بر عهده داشت و به تقویت رویکردهای امنیتی در مدیریت اعتراضات شهری پرداخت.
در بین سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۶، قالیباف برای سه دوره متوالی شهردار تهران بود. اجرای پروژههای عمرانی بزرگ مثل ساخت بزرگراههای متعدد از او تصویر یک «مدیر جهادی» ساخت، اما تاثیر مخرب این اقدامات بر محیط زیست در کنار اتهامات فساد، رانت، تمرکز بر شمال شهر و سوءاستفاده از داراییهای عمومی نیز همراهش بود.
ماجرای سفر خانواده او به ترکیه برای خرید سیسمونی در سال ۱۴۰۱ که به «سیسمونیگیت» معروف شد، موج این انتقادها را زنده کرد.
قالیباف چهار بار نامزد انتخابات ریاستجمهوری شد و در این چهار بار، رتبههای مختلفی کسب کرد: در۱۳۸۴ چهارم شد، در ۱۳۹۲ دوم شد، در ۱۳۹۶ کنار رفت و در ۱۴۰۳ کمتر از ۱۴ درصد آرا را کسب کرد.
او با این نامزد شدنها جاهطلبیاش را نشان داد، اما پایگاه اجتماعی مستقل نساخت. در عوض، با تکیه بر شبکههای درونسپاهی، از سال ۱۳۹۹ رییس مجلس شورای اسلامی شد.
در حافظه جمعی بخش زیادی از جامعه ایران، او همچنان یک «چهره امنیتی» است، نه تکنوکراتی معتدل.
کارنامه قالیباف، آینهای از الگوی تکرارشونده در جمهوری اسلامی
کارنامه کامل قالیباف از فرماندهی در جنگ و نیروی هوایی سپاه پاسداران، تا فرماندهی نیروی انتظامی، مدیریت قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا، ۱۲ سال شهرداری تهران، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام و اکنون ریاست مجلس شورای اسلامی، بازتاب یک الگوی تکراری در حکومت ایران است: تبدیل سرمایه نظامی و امنیتی به نفوذ سیاسی و اقتصادی، با ترکیبی از ادعای کارآمدی اجرایی و حفظ اقتدار سخت.
او نمونه کلاسیک «سیاستمدار امنیتی» است که قدرت را از میدان جنگ به نهادهای رسمی منتقل کرده، اما هرگز از ریشههای امنیتیاش فاصله نگرفته.
همین الگو باعث شده است در بحران جنگ اخیر و خلأ رهبری، او به یکی از معدود چهرههای قابل اتکا برای هماهنگی داخلی و نمایندگی خارجی تبدیل شود.
چرا قالیباف حالا «ستاره» است؟
به دنبال کشته شدن خامنهای و حذف بسیاری از مقامات ارشد جمهوری اسلامی بهدست آمریکا و اسرائیل، در خلأ پیش آمده، قالیباف به یک «واسطه قابل اعتماد» تبدیل شده است. او حالا نماینده سمت امنیتی-سیاسی جمهوری اسلامی در میز مذاکره است، نه فقط یک دیپلمات مثل عباس عراقچی.
هیات ایرانی به ریاست او، همراه وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، علیاکبر احمدیان، رییس قرارگاه پیشرفت طرحهای ملی و عبدالناصر همتی، رییس کل بانک مرکزی، برای مذاکره با نمایندگان آمریکا، وارد اسلامآباد شده است.
قالیباف تاکید کرده تجربه گذشته با آمریکا «پر از نقض تعهد» بوده، و گفته است: «حسننیت داریم، اعتماد نداریم.»
عملگرا یا تندرو؟
برخی رسانههای غربی، قالیباف را «قابل معامله» میدانند چون سبک مدیریتی بالا به پایین و ادعای کارآمدی دارد. اما واقعیت پیچیدهتر است: قالیباف یک چهره درونساختاری تمامعیار است. نه اصلاحطلب است، نه منتقد بنیادین نظام. او پلی میان عملگرایان سپاهی و بنیادگرایان است.
قالیباف نماد «تداوم جمهوری اسلامی با تغییر ظاهری» است. در غیاب رهبر کاریزماتیک، او مدیر بحران و هماهنگکننده و یکی از ستونهای نظم جدید به شمار میرود.
کارنامه قالیباف نشان میدهد چگونه جمهوری اسلامی نسل جنگ را با همان ابزارهای امنیتی و سیاسی، به مدیران بحران تبدیل کرد.