
معنا و پیامد شکافها در قدرت؛ چه کسی در جمهوری اسلامی تصمیم میگیرد؟
مهمترین پرسش در تهران شاید همان پرسشی باشد که دادن پاسخی قاطع به آن چندان امکان نداشته باشد: چه کسی در جمهوری اسلامی تصمیم میگیرد؟

مهمترین پرسش در تهران شاید همان پرسشی باشد که دادن پاسخی قاطع به آن چندان امکان نداشته باشد: چه کسی در جمهوری اسلامی تصمیم میگیرد؟

با احتساب افزایش حداقل دستمزد پایه، قدرت خرید کارگر ایرانی در بهار سال نو به ۹۲ دلار سقوط کرده است. در صورت ادامه این روند، ارزش ماهانه دستمزد به ۸۳ دلار با فرض دلار ۲۰۰ هزار تومانی، و ۶۶ دلار با فرض دلار ۲۵۰ هزار تومانی خواهد رسید.
روز معلم در ایران، امسال نه نشانی از شادی دارد و نه مجالی برای بزرگداشت. در حالی که این روز باید یادآور شأن آگاهی و آموزش باشد، جمهوری اسلامی با تداوم سیاستهای نادرست، کام معلمان و جامعه را بیش از پیش تلخ کرده است.
بازار مسکن ایران میان سه سناریو حرکت میکند: صلح پایدار، نه جنگ نه صلح، و بازگشت درگیری. هر مسیر میتواند جهت قیمت اسمی، ارزش واقعی دارایی و فشار اجاره بر خانوارها را به شکلی متفاوت تغییر دهد و تصمیمگیری را برای مالکان، سرمایهگذاران و مستاجران دشوارتر کند.

امارات متحده عربی در اقدامی غافلگیرکننده اعلام کرد که از سازمان کشورهای صادرکننده نفت، اوپک کناره خواهد گرفت. اقدامی که بهگفته کارشناسان میتواند بازارهای جهانی را برای همیشه تغییر دهد و تاثیری بلندمدت بر اقتصاد کشورهای نفتی از جمله ایران بگذارد.

مصلای خمینی در قلب شهر تهران، عمارتی نیمهتمام در نظامی است که همواره نیمهتمام اندیشید، نیمهکاره رها کرد و نیمهکاره در حال فروپاشی است.

پس از جنگی ۴۰ روزه، تهران و واشینگتن پشت میز مذاکره نشستند. مذاکرات ۲۱ ساعته اسلامآباد با حضور بلندپایهترین مقامات دو کشور برگزار شد و بیهیچ توافقی پایان یافت. یک روز پس از فروپاشی نشست، آمریکا محاصره دریایی تنگه هرمز را اعلام کرد و تهران گفت در فضای تهدید، پشت میز نمینشیند.

مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال، با دفاع تمامقد از حضور اعضای تیم ملی فوتبال در تجمعات حکومتی، آن را یک «سنت حسنه» نامیده و گفته است بازیکنان با «میل و رغبت شخصی» در این برنامهها شرکت میکنند.

بورس تهران پس از شصت روز تعطیلی در آستانهی بازگشایی مرحلهای قرار گرفته است. اما مدل اعلامشده از سوی سازمان بورس، چند ایراد اساسی دارد و سرنوشت بازار، کماکان به مسیر مذاکرات با آمریکا گره خورده است.

دی ماه ۱۴۰۴ نشان داد که در ایران مردمانی وجود دارند که از زندگی کنونی و آیندهشان بیش از سکوت میترسند. در سالهای گذشته نارضایتی معیشتی و از بین رفتن امید به اصلاح به قدری گسترده شده که میلیونها ایرانی از سیاست جمهوری اسلامی احساس بیگانگی کردهاند.

فشار خارجی، شکاف در هسته قدرت و سرخوردگی بدنه ایدئولوژیک، جمهوری اسلامی را به نقطهای رسانده که هر عقبنشینی برای بقا میتواند به ریزش بیشتر منجر شود؛ وضعیتی که ممکن است محمدباقر قالیباف را ناخواسته به «گورباچف» این نظام بدل کند.

اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در ایران، از یک جرقه اقتصادی به یکی از گستردهترین و خونینترین موجهای اعتراضی سالهای اخیر تبدیل شد؛ رخدادی که با کشتاری بیسابقه، قطع ارتباطات و سرکوبی چند لایه همراه بود و همچنان آمار دقیق قربانیان آن محل مناقشه است.

محاصره دریایی تنگه هرمز توسط ایالات متحده میتواند روزانه حدود ۲۷۶ میلیون دلار از محل کاهش صادرات به اقتصاد ایران آسیب بزند و همزمان ۱۵۹ میلیون دلار در روز واردات را مختل کند؛ در مجموع، این به معنای ۴۳۵ میلیون دلار خسارت اقتصادی روزانه یا حدود ۱۳ میلیارد دلار در ماه است.

در سال ۱۳۹۸ وقتی خبرنگار بخش انرژی در رویترز بودم، شروع به تحقیق روی سوالی کردم که دههها بر بازار جهانی سایه انداخته بود: اگر تنگه هرمز بسته شود، چه خواهد شد؟

در بامداد ۸ آوریل، آتشبسی میان آمریکا و جمهوری اسلامی اعلام شد که هیچیک از طرفین آن را «توافق» نمینامند و این نشان میدهد که آتشبس بر بستری از ابهام بنا شده است.

تنها چند ساعت پس از اعلام آتشبس موقت میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، نشانههای شکنندگی این توافق بیش از پیش آشکار شده است.

گزارش اختصاصی اخیر ایراناینترنشنال مبنی بر اختلاف شدید پزشکیان و فرماندهان سپاه پاسداران از تعمیق بیسابقه شکاف در رأس هرم قدرت، پرده از واقعیتی برمیدارد که خروجی آن یک کودتای ساختاری برای یکدستسازی قدرت در آستانه انتقال کامل جانشینی از دیکتاتور کشته شده ایران به فرزندش است.

صبح شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ جنگ دوم آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی آغاز شد. دونالد ترامپ ششم فروردین گفت انتظار دارد عملیات ۴ تا ۶ هفته طول بکشد و اکنون این جنگ در هفته پنجم است. چه چیزی در پایان این عملیات در پیش خواهد بود؟

بخش پتروشیمی در ایران اکنون آشکارا در معرض تهدید قرار گرفته است. موضوعی که نشاندهنده تشدید قابل توجه درگیریهاست و احتمال بروز پیامدهای اقتصادی گسترده را برای کشور و حتی منطقه، به دنبال دارد.

تخریب میراث فرهنگی و زیرساختهای حیاتی، عریانترین و بیپردهترین چهره جنگ است؛ ویرانیای که نهفقط گذشته یک ملت، بلکه حال و آیندهاش را به آتش میکشد.

مذاکره راهی برای تعیین پیروز میدان جنگ است. واشینگتن میکوشد برتری هوایی خود را به زبان توافق ترجمه کند و تهران میخواهد نشان دهد بدون به رسمیت شناختن اقتدارش در تنگه هرمز، پایانی برای جنگ نیست.

خیابان برای حکومت بر سر کار آمده پس از انقلاب ۵۷، همواره صحنه بازسازی اقتدار، تولید مشروعیت و تقسیم مردم به «وفادار» و «دشمن» بوده است. این روند، اکنون نیز با قدرت در حال پیگیری است تا جایی که از طرفداران، سپری انسانی ساخته است.