
معماری فریب؛ سیستم پروپاگاندای جمهوری اسلامی چگونه کار میکند؟
سیستم پروپاگاندای جمهوری اسلامی ایران و در رأس آن صداوسیما، با تمام توان برای مقابله با انقلاب ملی ایرانیان به میدان آمده است.

سیستم پروپاگاندای جمهوری اسلامی ایران و در رأس آن صداوسیما، با تمام توان برای مقابله با انقلاب ملی ایرانیان به میدان آمده است.

قطع اینترنت بهدست جمهوری اسلامی یک استراتژی حسابشده برای کنترل ذهنیت عمومی و سرکوب اعتراضات است. این اقدام با هدف ایزوله کردن معترضان و مدیریت روایتهای سیاسی انجام میشود.
در حالی که عربستان سعودی با میزبانی از ستارگان بارسلونا و رئال مادرید، ثبات و رفاه خود را به رخ جهان میکشد، ایران تحت سلطه جمهوری اسلامی روزها تاریکی را سپری میکند.
قطع کامل اینترنت، تحویل برنامهریزیشده جنازه مردمان به جان آمده، مطالبه پول تیر و خانوادههای سرگردان، نشانه یک سرکوب معمولی نیست. آنچه در ایران میگذرد، پروژهای آگاهانه برای کشتن، ترساندن و فروپاشاندن روان جمعی جامعه است؛ جنایتی که به نقطه بیبازگشت رسیده است.

در سیزدهمین روز اعتراضات سراسری، هنگامی که خیابانها دیگر تنها صحنه رویارویی نیستند، جمهوری اسلامی نشانهای آشکار از عمیقترین هراس خود بروز داده است: تردید در وفاداری نیروهای مسلح.

آنچه در کاراکاس رخ داد فقط دستگیری یک دیکتاتور نبود؛ یک پیام بود. پیامی برای همه حکومتهایی که فکر میکنند با نفت، سرکوب و شعار ضدآمریکایی میشود تا ابد دوام آورد.

پس از تحولات اخیر ونزوئلا، این پرسش جدیتر از گذشته مطرح شده است که آیا میتوان الگوی مشابهی را در ایران پیاده کرد؟ یعنی بدون فروپاشی کامل نظام، راس قدرت تغییر کند، چهرهای جدید با ظاهری معتدلتر روی کار بیاید و جهان نیز با این نسخه جدید جمهوری اسلامی کنار بیاید.

همزمان با ادامه اعتراضات سراسری در ایران برای دومین هفته پیاپی، تشدید لحن دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، علیه حکومت جمهوری اسلامی، توجه گسترده اندیشکدهها، نهادهای سیاسی و رسانههای بینالمللی را به وضعیت ایران جلب کرده است.

جمهوری اسلامی در حال بازتعریف معادله اقتصاد ایران است. معادلهای که حذف یک طرفه سهم جامعه از منابع ملی و رفع یک طرفه تعهدات دولت را به مردم ایران تحمیل میکند.

هر زمستان، مصرف گاز طبیعی در ایران به رکوردهایی بیسابقه میرسد؛ بهطوریکه در روزهای سرد، مصرف روزانه گاز از ۷۵۰ میلیون مترمکعب فراتر میرود.

کشته شدن قاسم سلیمانی در دیماه ۱۳۹۸ فقط حذف فیزیکی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران نبود؛ این رویداد، ضربهای ساختاری به مهمترین بازوی برونمرزی جمهوری اسلامی وارد کرد.

همزمان با گسترش اعتراضات در ایران و تشدید نارضایتیهای عمومی از وضعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، رسانههای اسرائیلی گزارشهایی از تسریع آمادهسازی نظامی این کشور برای یک رویارویی چندجبههای با جمهوری اسلامی منتشر کردهاند.

حکایت رابطه جمهوری اسلامی با بهرام بیضائی چیزی نیست جز چند دهه آزار و اذیت مدام بهشکلی که میتوان گفت هیچ فیلمسازی به اندازه بیضائی از این حکومت آزار ندید.

حتی اگر هنوز زود باشد که درباره مسیر نهایی اعتراضات سه روز اخیر در ایران قضاوت قطعی کنیم، یک پرسش واقعی در تحلیل سیاسی امروز وجود دارد: زنان کجا هستند؟ آیا به این موج خواهند پیوست؟ اگر کمرنگتر به نظر میرسند، چرا؟ و اگر فضای سرکوب تداوم یابد، نقش زنان چگونه میتواند تغییر کند؟

اعتراضهای ایران وارد روز سوم خود شدند و توانستند بهسرعت از تهران به شهرهای دیگر گسترش پیدا کنند و جنبشهای مدنی و صنفی دیگر را هم با هم همراه کنند؛ از جمله دانشجویان را که سهشنبه تظاهرات متعددی در حمایت از اعتراضها انجام دادند.

اعتراضات دیماه ۱۳۹۶ نقطهای تعیینکننده در تاریخ جمهوری اسلامی بود؛ نه صرفا بهعنوان یک اعتراض اقتصادی، بلکه بهعنوان نخستین خیزش سراسری که آشکارا کل نظام سیاسی را هدف قرار داد.

جمهوری اسلامی سالها کوشید این تصویر را تثبیت کند که ترکیب سهگانه «توان هستهای»، «قدرت موشکی» و شبکه نیروهای «مقاومت»، میتواند سپری بازدارنده ایجاد کند؛ سپری که نهتنها هزینه حمله نظامی به ایران را بالا ببرد، بلکه اساساً فکر چنین حملهای را از دستور کار «دشمنان» خارج سازد.

بهرام بیضایی، نه صرفا یک نام در سینما و هنرهای نمایشی ایران، که یک «نهاد فرهنگی» تکنفره است. او را میتوان جدا از کارگردان، نویسنده یا پژوهشگر، فرهنگبانی خواند که در جستوجوی هویت ایرانی و زبان فارسی، به بازخوانی گذشته میپرداخت و در تاریخ و فرهنگ کاوش میکرد.

بهرام بیضایی با ۱۰ فیلم بلند، ۴ فیلم کوتاه، اجرای چندین نمایش بر صحنه و انتشار بیش از ۷۰ کتاب یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین چهرههای هنری ۶۰ سال اخیر ایران بود. بیراه نیست اگر او را بزرگترین چهره فرهنگی ایرانی در چند دهه اخیر بنامیم؛ روشنفکری که «نه» گفت و سر فرود نیاورد.

در گذشته، دفاع از تحریم و تقدیس رنج ناشی از آن، ورد زبانِ واعظان ایدئولوژیکی بود که اقتصاد نمیفهمیدند. امروز، همصدایی چهرههای اجرایی و دیپلماتیک با این گفتمان، قطعه گمشده پازل اقتصاد سیاسی ایران را تکمیل میکند.

توصیف بند زنان زندان اوین بهعنوان «هتل» از سوی فائزه هاشمی، تنها یک اظهارنظر شخصی نیست؛ این تعبیر، در تعارض با گزارشها و تجربه زیسته زندانیان، به مسالهای مهم در روایت عمومی زندان و وضعیت حقوق بشر در ایران تبدیل شد.

پس از گذشت یک ماه از آتشسوزی گسترده در جنگلهای هیرکانی، خطر جدی دیگری این جنگلهای گسترده با قدمت میلیونها سال را تهدید میکند.