
مراقبت روانی جمعی در شرایط سرکوب و بحران
پیش از آنکه درباره مراقبتهای روانی جمعی حرف بزنیم، لازم است یک واقعیت مهم را صادقانه بگوییم: انجام این کار برای بسیاری از ما آسان نیست.

پیش از آنکه درباره مراقبتهای روانی جمعی حرف بزنیم، لازم است یک واقعیت مهم را صادقانه بگوییم: انجام این کار برای بسیاری از ما آسان نیست.

قتل حکومتی امیرحسین محمدزاده، بازیکن ۱۸ سالهی تیم فوتبال جوانان دلوارافراز تهران که در جریان اعتراضات منطقه افسریه با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب کشته شد، بار دیگر پرده از یکی از فریبکارانهترین استراتژیهای بقای قدرت برداشت.
اظهارات اخیر عباس عراقچی در فاکسنیوز مبنی بر اینکه «هیچ برنامهای برای اعدام معترضان وجود ندارد» و همزمان سخنان دونالد ترامپ که گفت به او «اطمینان دادهاند کشتار معترضان متوقف شده و هیچ معترضی اعدام نخواهد شد»، در ظاهر گزارههایی تنشزدا هستند.
این یادداشت به بررسی امکان مداخله نظامی بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد برای جلوگیری از کشتار گسترده و جنایات علیه بشریت از منظر حقوق بین الملل میپردازد.

انقلاب ملی ایرانیان که ۱۷ روز پیش آغاز شده، با سرکوب سازمانیافته و مرگبار جمهوری اسلامی مواجه شد. گزارش ایراناینترنشنال از کشتهشدن دستکم ۱۲ هزار نفر طی دو روز حکایت دارد و شبکه سیبیاس نوشته شمار جانباختگان ممکن است به ۲۰ هزار نفر برسد. جهان در برابر این جنایت چه خواهد کرد؟

بازی امروز میان استقلال و فولاد هرمزگان در حالی برگزار شد که جمهوری اسلامی دستکم ۱۲ هزار ایرانی را به قتل رسانده است. این حجم از قتلعام جوانان وطن، دوران حاضر را به خونبارترین و خشونتبارترین فصل در تاریخ مدرن ایران تبدیل کرده است.

در تاریخ اندیشه سیاسی و اجتماعی، کمتر مفهومی به اندازه «بیطرفی» چنین چهرهای آراسته و در عین حال چنین کارکردی مخرب داشته است.

سیستم پروپاگاندای جمهوری اسلامی ایران و در رأس آن صداوسیما، با تمام توان برای مقابله با انقلاب ملی ایرانیان به میدان آمده است.

قطع اینترنت بهدست جمهوری اسلامی یک استراتژی حسابشده برای کنترل ذهنیت عمومی و سرکوب اعتراضات است. این اقدام با هدف ایزوله کردن معترضان و مدیریت روایتهای سیاسی انجام میشود.

در حالی که عربستان سعودی با میزبانی از ستارگان بارسلونا و رئال مادرید، ثبات و رفاه خود را به رخ جهان میکشد، ایران تحت سلطه جمهوری اسلامی روزها تاریکی را سپری میکند.

قطع کامل اینترنت، تحویل برنامهریزیشده جنازه مردمان به جان آمده، مطالبه پول تیر و خانوادههای سرگردان، نشانه یک سرکوب معمولی نیست. آنچه در ایران میگذرد، پروژهای آگاهانه برای کشتن، ترساندن و فروپاشاندن روان جمعی جامعه است؛ جنایتی که به نقطه بیبازگشت رسیده است.

در سیزدهمین روز اعتراضات سراسری، هنگامی که خیابانها دیگر تنها صحنه رویارویی نیستند، جمهوری اسلامی نشانهای آشکار از عمیقترین هراس خود بروز داده است: تردید در وفاداری نیروهای مسلح.

آنچه در کاراکاس رخ داد فقط دستگیری یک دیکتاتور نبود؛ یک پیام بود. پیامی برای همه حکومتهایی که فکر میکنند با نفت، سرکوب و شعار ضدآمریکایی میشود تا ابد دوام آورد.

پس از تحولات اخیر ونزوئلا، این پرسش جدیتر از گذشته مطرح شده است که آیا میتوان الگوی مشابهی را در ایران پیاده کرد؟ یعنی بدون فروپاشی کامل نظام، راس قدرت تغییر کند، چهرهای جدید با ظاهری معتدلتر روی کار بیاید و جهان نیز با این نسخه جدید جمهوری اسلامی کنار بیاید.

همزمان با ادامه اعتراضات سراسری در ایران برای دومین هفته پیاپی، تشدید لحن دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، علیه حکومت جمهوری اسلامی، توجه گسترده اندیشکدهها، نهادهای سیاسی و رسانههای بینالمللی را به وضعیت ایران جلب کرده است.

جمهوری اسلامی در حال بازتعریف معادله اقتصاد ایران است. معادلهای که حذف یک طرفه سهم جامعه از منابع ملی و رفع یک طرفه تعهدات دولت را به مردم ایران تحمیل میکند.

هر زمستان، مصرف گاز طبیعی در ایران به رکوردهایی بیسابقه میرسد؛ بهطوریکه در روزهای سرد، مصرف روزانه گاز از ۷۵۰ میلیون مترمکعب فراتر میرود.

کشته شدن قاسم سلیمانی در دیماه ۱۳۹۸ فقط حذف فیزیکی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران نبود؛ این رویداد، ضربهای ساختاری به مهمترین بازوی برونمرزی جمهوری اسلامی وارد کرد.

همزمان با گسترش اعتراضات در ایران و تشدید نارضایتیهای عمومی از وضعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، رسانههای اسرائیلی گزارشهایی از تسریع آمادهسازی نظامی این کشور برای یک رویارویی چندجبههای با جمهوری اسلامی منتشر کردهاند.

حکایت رابطه جمهوری اسلامی با بهرام بیضائی چیزی نیست جز چند دهه آزار و اذیت مدام بهشکلی که میتوان گفت هیچ فیلمسازی به اندازه بیضائی از این حکومت آزار ندید.

حتی اگر هنوز زود باشد که درباره مسیر نهایی اعتراضات سه روز اخیر در ایران قضاوت قطعی کنیم، یک پرسش واقعی در تحلیل سیاسی امروز وجود دارد: زنان کجا هستند؟ آیا به این موج خواهند پیوست؟ اگر کمرنگتر به نظر میرسند، چرا؟ و اگر فضای سرکوب تداوم یابد، نقش زنان چگونه میتواند تغییر کند؟

اعتراضهای ایران وارد روز سوم خود شدند و توانستند بهسرعت از تهران به شهرهای دیگر گسترش پیدا کنند و جنبشهای مدنی و صنفی دیگر را هم با هم همراه کنند؛ از جمله دانشجویان را که سهشنبه تظاهرات متعددی در حمایت از اعتراضها انجام دادند.