
«نسل» کشی و قتل عام امید؛ چهره واقعی آمار کشتهشدگان انقلاب ملی ایرانیان
دیماه ۱۴۰۴ که خیابانهای ایران صحنه اعتراضات گسترده شد، هنوز هیچکس نمیدانست ابعاد خشونتی که در حال وقوع است تا کجا پیش خواهد رفت.

دیماه ۱۴۰۴ که خیابانهای ایران صحنه اعتراضات گسترده شد، هنوز هیچکس نمیدانست ابعاد خشونتی که در حال وقوع است تا کجا پیش خواهد رفت.

کشتاری که ماه گذشته (دی ماه) سراسر ایران را درنوردید، خاطرات سال ۱۳۶۷ را برای ایرانیان زنده کرد. سالی که جمهوری اسلامی هزاران زندانی سیاسی را در سکوت حذف کرد، و برادرم، بیژن، نیز در میان آنان بود.
جوامع، همچون افراد، حافظه دارند؛ حافظهای که تنها از رویدادهای رسمی و ثبتشده شکل نگرفته، بلکه از تجربههای زیسته، احساسات سرکوبشده، سوگهای ناتمام و ترسهای ماندگار نیز ساخته میشود.
در زمستانی که خیابانهای ایران به صحنه ایستادگی بدل شد و شمار کشتهشدگان از هر موج اعتراضی پیشین فراتر رفت، ایران دیگر در حاشیه خبرها نماند.

هفت ماه پس از جنگ ۱۲ روزه، اظهارات جانشین قرارگاه امنیتی ثارالله درباره نمونهای از خبرسازی در آن روزها، تصویری بزرگتر از یک خطا را به ما نشان میدهد.

فوتبالیستهای عزیز! فوتبال در ایران هیچگاه فقط یک ورزش نبوده است؛ نبض جامعه بوده، جامعهای که امروز عزادار است و درد و غم دارد.

از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به اینسو، نشانههای فزایندهای وجود دارد که ایالات متحده به یک جمعبندی راهبردی تازه درباره نظم امنیتی و سیاسی غرب آسیا رسیده است.

آنچه جمهوری اسلامی در مواجهه با اعتراضات سراسری سالهای اخیر به کار گرفته، تنها مجموعهای از ابزارهای سرکوب نیست. ما با تغییر در منطق اعمال قدرت مواجه شدهایم. تغییری که در آن تحقیر، نه پیامد ناخواسته خشونت، بلکه جزو آگاهانه و مرکزی سیاست حکمرانی شده است.

نرخ دلار، فریاد گوشخراش واقعیت جاری در ایران است؛ واقعیتی که با گلوله و گاز اشکآور سرکوب، و با حکم و دستور ممنوع شده است. اکنون دلار در بازار آزاد به ۱۶۰ هزار تومان رسیده و در اقتصاد بحرانزده ایران، به نمادی از ناکارآمدی ریال تبدیل شده است.

در دنیای فوتبال حرفهای، جایی که قراردادهای میلیاردی اغلب زبانها را به کام میکشاند، ایستادن سمت مردم هزینه دارد؛ هزینهای که روزبه سینکی، کاپیتان و سنگربان پیشین استقلال اهواز، گلگهر و پارس جنوبی جم، با آگاهی کامل آن را پذیرا شد.

تاریخ جمهوری اسلامی از بدو تاسیس با خشونت آمیخته بوده است، اما وقایع ۱۸ تا ۲۰ دیماه ۱۴۰۴، فراتر از یک تکرار تاریخی، نقطه اوج این چرخه و یک دگردیسی ماهوی در ساختار قدرت و رابطه آن با خشونت بود.

سوگواری همواره ابزاری برای بازتولید نظم جامعه زندگان تلقی شده است. آیینهای جمعی از جمله عزاداری، لحظاتی هستند که جامعه با رجوع به نمادهای مشترک، انسجام خود را ترمیم میکند.

در روزهای ملتهب اعتراضات، نام «سپهر» با نجوایی استخوانسوز در فضای مجازی طنینانداز شد: «سپهر بابا کجایی؟»؛ فریادی که از گلو پدری مستأصل در حیاط سرد و بیروح کهریزک برمیخاست.

فریادهای تغییرخواهی سیاسی که این روزها در خیابانهای ایران بلند شده، در راهروهای استراتژیک آنکارا نه بهعنوان «ندای آزادیخواهی»، بلکه بهعنوان یک «نگرانی ژئوپولیتیک» فهمیده شده است.

دقیقه ۷۲ بازی استقلال و تراکتور، لحظاتی پس از گل مردود آبیها ، صحنهای به ثبت رسید که درد و غم این روزها را چند برابر کرد؛ روزهایی که هنوز نمیدانیم دقیقاً چند نفر از ما جان باختهاند و چند پیکر بیجان همچنان در سردخانهها منتظر شناسایی هستند.

چرا باید جمهوری اسلامی از نیروهای مزدور خارجی برای سرکوب استفاده کند؟ ۶۰۰ هزار نیروی مسلح جمهوری اسلامی که در مقایسه با کشورهای دیگر، نسبت به جمعیت و وسعت ایران بسیار بالاست، در صورت وفاداری برای سرکوب کفایت میکردند. آیا در سکوت، بیاعتمادی رخ داده است؟

پیش از آنکه درباره مراقبتهای روانی جمعی حرف بزنیم، لازم است یک واقعیت مهم را صادقانه بگوییم: انجام این کار برای بسیاری از ما آسان نیست.

قتل حکومتی امیرحسین محمدزاده، بازیکن ۱۸ سالهی تیم فوتبال جوانان دلوارافراز تهران که در جریان اعتراضات منطقه افسریه با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب کشته شد، بار دیگر پرده از یکی از فریبکارانهترین استراتژیهای بقای قدرت برداشت.

اظهارات اخیر عباس عراقچی در فاکسنیوز مبنی بر اینکه «هیچ برنامهای برای اعدام معترضان وجود ندارد» و همزمان سخنان دونالد ترامپ که گفت به او «اطمینان دادهاند کشتار معترضان متوقف شده و هیچ معترضی اعدام نخواهد شد»، در ظاهر گزارههایی تنشزدا هستند.

این یادداشت به بررسی امکان مداخله نظامی بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد برای جلوگیری از کشتار گسترده و جنایات علیه بشریت از منظر حقوق بین الملل میپردازد.

انقلاب ملی ایرانیان که ۱۷ روز پیش آغاز شده، با سرکوب سازمانیافته و مرگبار جمهوری اسلامی مواجه شد. گزارش ایراناینترنشنال از کشتهشدن دستکم ۱۲ هزار نفر طی دو روز حکایت دارد و شبکه سیبیاس نوشته شمار جانباختگان ممکن است به ۲۰ هزار نفر برسد. جهان در برابر این جنایت چه خواهد کرد؟

بازی امروز میان استقلال و فولاد هرمزگان در حالی برگزار شد که جمهوری اسلامی دستکم ۱۲ هزار ایرانی را به قتل رسانده است. این حجم از قتلعام جوانان وطن، دوران حاضر را به خونبارترین و خشونتبارترین فصل در تاریخ مدرن ایران تبدیل کرده است.