
اشغال جنوب لبنان؛ برنامه بلندمدت ارتش اسرائیل برای مقابله با حزبالله چیست؟
آیا اسرائیل واقعا برای استقرار طولانیمدت تا رودخانه لیتانی آماده است یا سیاست فعلی تنها تاکتیکی موقت برای اعمال فشار کوتاهمدت بر حزبالله محسوب میشود؟

آیا اسرائیل واقعا برای استقرار طولانیمدت تا رودخانه لیتانی آماده است یا سیاست فعلی تنها تاکتیکی موقت برای اعمال فشار کوتاهمدت بر حزبالله محسوب میشود؟

جامعه ایران یکی از پیچیدهترین و متناقضترین دورههای تاریخی خود را تجربه میکند؛ دورهای که در آن شادی، سوگ و امید بهطور همزمان در هم تنیده شدهاند و تصویری کمسابقه از وضعیت اجتماعی و سیاسی کشور را شکل دادهاند.
به استناد روایتهای رسانهای، اگر طرف حساب دونالد ترامپ با جمهوری اسلامی محمدباقر قالیباف باشد که «هدیهای شگفتانگیز» به رییسجمهوری آمریکا پیشکش کرده، به فرض توافق باید در انتظار معاهدهای شبیه گلستان و ترکمانچای بود؛ فردی که کارنامهای سیاه در ارزانفروشی و گران ساختن دارد.
نظامهای اقتدارگرا معمولا دو بار سقوط میکنند: نخست روانی، زمانی که ترس مردم میریزد و سپس سیاسی؛ زمانی که دارندگان اسلحه دچار تردید میشوند. تحولات اخیر در ایران کمتر شبیه یک بحران واحد است و بیشتر به یک الگوی کلاسیک فروپاشی میماند که با سرعت در حال پیشروی است.

اقدام علنی و بیپروای جمهوری اسلامی برای حذف نام علی دایی از بلواری در تهران از سوی سخنگوی شورای شهر، پردهبرداری رسمی از استیصال سیستمی است که در برابر اعتبار مردمی و جایگاه اجتماعی، سلاحی جز پاک کردن ندارد.

گزارشهایی مبنی بر اینکه ایالات متحده همراه با پیشنهاد برگزاری گفتوگوهای سطح بالا، در حال بررسی رییس مجلس شورای اسلامی بهعنوان یک کانال احتمالی برای مذاکره است، سوال مهمی را مطرح کرده است: آیا واشینگتن در حال سنجش این است که قدرت واقعی در ایران در دست چه کسی است؟

نشستی از مقامهای ارشد جمهوری اسلامی که در ۹ اسفند هدف حمله هوایی اسرائیل قرار گرفت، ممکن است به تصمیمگیری نهایی حکومت ایران درباره ساخت سلاح هستهای مرتبط بوده باشد.

نوروز و نو شدن سال همیشه، حتی در خوشترین سالها هم با ترکیبی از سور و سوگ همراه بوده است. یاد رفتگان بخش عمده ای از مراسم آغاز سال تازه است.

«جنگ ایران به زودی پایان مییابد» این جملهای است که دونالد ترامپ، ریيسجمهوری آمریکا در یک هفته گذشته بارها تکرار کرده است اما پایان جنگ، فراتر از اراده یک طرف، به معماری پیچیدهای از متغیرهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی گره خورده است.

در یک سال عادی، این روزها روزنامههای ایران پر بودند از گزارشها و مطالبی در ستایش نوروز. اما با شعلهور شدن آتش حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در سراسر ایران، صفحههای اول روزنامهها اکنون بهجای آن، با تیترهایی درباره امنیت و بقا پر شدهاند.

یادداشت زیر را مراد ویسی، تحلیلگر ارشد ایراناینترنشنال، ۲۵ اسفند ۱۴۰۳، یک سال پیش از کشتهشدن علی خامنهای، دیکتاتور تهران، در حمله آمریکا و اسرائیل به «بیت رهبری»، نوشته است. دشمن سرسخت آیینهای کهن ایرانی گرچه اکنون مرده، اما هنوز در گور نخفته است.

اگرچه مخالفت با جنگ بهطور کلی کنشی اخلاقی است، اما من در این یادداشت استدلال میکنم در جنگ فعلی و در میانه ضرورت فلج کردن ساختار سرکوب، اگرچه توام با فاجعه غیرقابل توجیه مرگ غیرنظامیان، شعار بیقیدوشرط «نه به جنگ» بدون پایان یافتن جمهوری اسلامی دیگر شعاری مسئولانه و اخلاقی نیست.

در روزهای اخیر، فراخوان مکرر مقامهای ارشد جمهوری اسلامی، از شعار «خیابان، خیابان، خیابان» محمدباقر قالیباف تا اظهارات یحیی رحیمصفوی مبنی بر برتری حضور مردم بر موشکها، نشاندهنده بازگشت جدی حکومت به استراتژی «بسیج توده» در میانه جنگ است.

روزنامه واشینگتنپست در یادداشتی در پاسخ به این سوال که چه دستاوردی در جنگ به معنای پیروزی بر جمهوری اسلامی خواهد بود از سه نوع پیروزی سخن گفته و نوشته است رییسجمهوری آمریکا میتواند با صبوری رژیم را خلع سلاح کند، آن را سرنگون سازد و کشور را به مردمانش بازگرداند.

در فاصله سه ماه تا سوت آغاز جام جهانی ۲۰۲۶، فوتبال ایران با بزرگترین بحران تاریخ خود روبهرو است. احمد دنیامالی، وزیر ورزش، با اشاره به کشته شدن علی خامنهای در حملات اخیر و شرایط جنگی حاکم، صراحتا اعلام کرد: «شرایط حضور در جام جهانی فوتبال را نداریم.»

صبح ۹ اسفند زمانی که ناقوس جنگ به صدا در آمد، جمهوری اسلامی آتش یک جنگ منطقهای را روشن کرد. ترکیه به عنوان یکی از کشورهای منطقه برای اینکه جنگ روی ندهد از دی ماه وارد میدان شده بود.

بهدنبال حملات سنگین آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی و حذف علی خامنهای، دیکتاتور تهران، حکومت ایران وعده جنگ منطقهای و حمله به همسایگان را عملی کرد. آیا این رویکرد میتواند مانع سقوط نظام ایدئولوژیک ۴۷ ساله حاکم بر ایران شود؟

در روزهای اخیر، با شدت گرفتن بحثها درباره آینده ایران و سناریوهای مختلف پایان حکومت جمهوری اسلامی، یک روایت مشخص در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی تکرار میشود. روایتی که میگوید نتیجه هرگونه درگیری یا فشار خارجی، «کلنگی شدن ایران» خواهد بود.

علی خامنهای به همراه شمار دیگری از سرکردگان ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در حالی در نخستین دقایق حمله اسرائیل و آمریکا در صبح شنبه ۹ اسفند کشته شد که ۹ ماه گذشته را در نهایت زبونی و حقارتی کمتر دیدهشده در میان رهبران یک حکومت مستقر، در مخفیگاهی زیرزمینی گذرانده بود.

یک توافق هستهای احتمالی با جمهوری اسلامی که حتی «غنیسازی نمادین» اورانیوم را حفظ کند، از سوی رقبای آمریکا نه بهعنوان یک دستاورد راهبردی قاطع، بلکه بهمثابه نشانهای از عقبنشینی تعبیر خواهد شد.

پرسش واقعی این نیست که آیا ایالات متحده میتواند توانمندیهای ایران را نابود کند یا نه، بلکه این است که آیا میتواند به جمهوری اسلامی پایان دهد و آنچه را پس از آن رخ میدهد کنترل کند یا خیر.

اعتراضات دانشجویی اسفند ۱۴۰۴ ادامهای پراکنده از نارضایتی عمومی نیست؛ بازگشت دانشگاه به همان جایگاه تاریخیاش است: نخستین فضایی که پس از دورههای سرکوب، دوباره به میدان اعتراض سیاسی تبدیل میشود.