• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

انتقادها به پزشکیان؛ شکاف در اردوگاه اصول‌گرایان آشکارتر شده است؟

بهروز تورانی
بهروز تورانی

روزنامه‌نگار

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۰۷:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)

به نظر می‌رسد بخشی از جریان محافظه‌کار در جمهوری اسلامی در حال فاصله گرفتن از طیف تندرویی است که در هفته‌های اخیر حملات خود را به مسعود پزشکیان و تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای حکومت ایران، تشدید کرده‌اند.

دو چهره شناخته‌شده اصول‌گرا که سال‌ها با نهادهای امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی ارتباط داشته‌اند، به‌طور علنی از کامران غضنفری، نماینده مجلس شورای اسلامی، انتقاد کردند.

غضنفری، پزشکیان را به دور زدن مجتبی خامنه‌ای، رهبر سوم و زیرزمینی جمهوری اسلامی، در جریان آتش‌بس ۱۹ فروردین‌ماه با آمریکا، متهم کرده است.

واکنش‌های اخیر و جنجال پیرامون این اظهارات، از شکافی آشکار در درون جریان اصول‌گرا حکایت دارد. شکافی که همزمان با افزایش چند دسته‌ شدن در اردوگاه محافظه‌کاران، به حاشیه رانده شدن رادیکال‌ترین طیف این جریان را نیز نشان می‌دهد و ممکن است به رییس‌جمهوری که زیر فشار شدید سیاسی قرار دارد، فضای تنفس بیشتری بدهد.

در ویدیویی که هفته گذشته به‌طور گسترده در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، غضنفری خطاب به پزشکیان پرسید: «چرا بدون اجازه خامنه‌ای آتش‌بس را پذیرفتی؟»

او گفت سکوت رهبر جمهوری اسلامی در پیام‌های [کتبی] آن دوره، نشانه نارضایتی از پذیرش آتش‌بس بوده است.

غضنفری همچنین گفت پزشکیان پیش‌تر نیز در جریان جنگ ۱۲ روزه، بدون مجوز علی خامنه‌ای، دیکتاتور وقت ایران، با آتش‌بس موافقت کرده بود.

او استدلال کرد توقف عملیات نظامی باعث شد آمریکا و اسرائیل از «ضربات خردکننده موشک‌ها و پهپادهای ایران» نجات پیدا کنند؛ در شرایطی که به گفته او، «در آستانه شکست» قرار داشتند.

واکنش کم‌سابقه از درون اردوگاه اصول‌گرایان

این اظهارات با انتقاد عباس سلیمی نمین، تحلیلگر محافظه‌کار، در گفت‌وگو با وب‌سایت رویداد۲۴ و همچنین عبدالله گنجی، در یادداشتی در روزنامه جوان، نزدیک به سپاه پاسداران، روبه‌رو شد.

این واکنش‌ها یکی از کم‌سابقه‌ترین موارد انتقاد علنی از یک نماینده تندرو از درون طیف گسترده اصول‌گرایان به شمار می‌رود.

سلیمی نمین هشدار داد «افراط‌گرایی از درون به نظام آسیب می‌زند» و گفت حضور افرادی مانند غضنفری در مجلس شورای اسلامی، افکار عمومی را از ساختار سیاسی دور می‌کند و سطح گفت‌وگوهای سیاسی را پایین می‌آورد.

او همچنین گفت که تندروها با چنین اظهاراتی «بیش از آن که از جایگاه رهبری دفاع کنند، به تضعیف آن کمک می‌کنند».

سلیمی نمین تاکید کرد که «حضور افرادی مانند غضنفری در مجلس یک فاجعه است» و افزود این‌گونه اظهارات «پیش از آن که اتهامی علیه پزشکیان باشد، توهین به رهبری و نیروهای مسلح است».

عبدالله گنجی نیز در یادداشتی با عنوان «غضنفرهای بی‌محابا» موضعی مشابه اتخاذ کرد.

او در عنوان یادداشت خود از واژه عامیانه «غضنفر» استفاده کرد. این اصطلاح در فارسی معمولا به فردی گفته می‌شود که ناخواسته به تیم خود ضربه می‌زند یا به اصطلاح «گل به خودی» می‌زند. کنایه‌ای آشکار به نام خانوادگی این نماینده مجلس.

گنجی یادآور شد بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی، تصمیم‌گیری درباره جنگ، صلح و تحولات راهبردی، در اختیار رهبر جمهوری اسلامی و شورای عالی امنیت ملی است و رییس‌جمهوری به تنهایی چنین اختیاراتی ندارد.

او رفتار غضنفری را «بیشتر یک آسیب‌شناسی روانی تا نقد سیاسی» توصیف کرد و او را متهم کرد که از تریبون مجلس برای متهم کردن مخالفان با برچسب‌هایی مانند «جاسوس»، «بهائی» یا «سکولار» استفاده می‌کند.

گنجی همچنین از «جوانان و نخبگان انقلابی» خواست سکوت خود را بشکنند و در برابر افرادی که به گفته او، «مردم را از انقلاب دور می‌کنند»، موضع بگیرند.

او درباره اظهارات غضنفری نوشت: «این حرف‌ها آن‌قدر زشت، غیرمنطقی، توهین‌آمیز و افتراگونه بود که ابتدا تصور کردم محصول هوش مصنوعی است.»

نگرانی از تندروهایی که به جای دفاع کردن، آسیب می‌زنند

این هر دو چهره اصول‌گرا، حملات توطئه‌محور غضنفری علیه پزشکیان را به‌طور صریح محکوم کردند و گفتند اگرچه او مدعی «دفاع از انقلاب و رهبری» است، اما منطق مطرح شده از سوی او در نهایت این پیام را منتقل می‌کند که رییس‌جمهوری می‌تواند به‌راحتی در موضوعاتی مانند حمله به اسرائیل یا پذیرش آتش‌بس، رهبر جمهوری اسلامی را دور بزند.

آنان همچنین هشدار دادند که چنین رفتارهایی را «نباید با روحیه انقلابی یا وفاداری به نظام اشتباه گرفت».

این موضع‌گیری‌ها بار دیگر یکی از تنش‌های ساختاری در سیاست داخلی جمهوری اسلامی را آشکار کرده است: چگونگی مدیریت یک رییس‌جمهوری میانه‌رو یا اصلاح‌طلب در ساختاری که عمده مراکز قدرت آن در اختیار محافظه‌کاران است.

پزشکیان با شعار اجماع‌سازی، تعامل مستقیم با غرب برای کاهش تحریم‌ها و کاهش تنش‌های داخلی، رییس‌جمهور شد.

انتقادهای اخیر از غضنفری نشان می‌دهد بخشی از اصول‌گرایان نزدیک به ساختار قدرت، معتقدند برای حفظ کارکرد نظام، رییس‌جمهوری باید «حداقلی از مشروعیت و اختیار سیاسی» را حفظ کند.

از این منظر، حمله به رییس‌جمهوری بر سر تصمیم‌های کلان امنیتی، می‌تواند تعادل و هماهنگی مورد نظر حاکمیت را بر هم بزند.

این که چهره‌های شناخته‌شده محافظه‌کار به‌صورت علنی یک نماینده تندرو را مورد انتقاد قرار داده‌اند، نشان می‌دهد دست‌کم در شرایط کنونی، بخشی از حاکمیت، ثبات سیاسی را بر خلوص ایدئولوژیک و فشار بیشتر از سوی رادیکال‌ترین نیروهای همسو با خود، ترجیح می‌دهد.

پربازدیدترین‌ها

پزشکیان به دلیل «تسلط کامل فرماندهان سپاه بر اداره کشور» استعفا کرد
۱
اختصاصی

پزشکیان به دلیل «تسلط کامل فرماندهان سپاه بر اداره کشور» استعفا کرد

۲

هشدار کارشناسان درباره کاهش مصرف لبنیات و خطر گسترش سوءتغذیه و پوکی استخوان در ایران

۳

زهرا شهباز طبری، زندانی سیاسی، بار دیگر به اعدام محکوم شد

۴

وداع آخر زیر سایه تورم؛ هزینه خاکسپاری در تهران تا ۵۰ درصد افزایش یافت

۵

خواهر جاویدنام احمد خسروانی: گفتند قدش از قبر بلندتر است، باید پاهایش را بشکنیم

انتخاب سردبیر

  • کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت
    تحلیل

    کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

  • جمهوری اسلامی مهرداد محمدی‌نیا و  اشکان مالکی، از معترضان دی‌ماه، را اعدام کرد

    جمهوری اسلامی مهرداد محمدی‌نیا و اشکان مالکی، از معترضان دی‌ماه، را اعدام کرد

  • پزشکیان به دلیل «تسلط کامل فرماندهان سپاه بر اداره کشور» استعفا کرد
    اختصاصی

    پزشکیان به دلیل «تسلط کامل فرماندهان سپاه بر اداره کشور» استعفا کرد

  • چین چگونه در تامین مواد سوخت موشک‌های بالستیک به سپاه کمک می‌کند
    اختصاصی

    چین چگونه در تامین مواد سوخت موشک‌های بالستیک به سپاه کمک می‌کند

  • کرونا، کشتار، جنگ؛ «ما از نوجوانی چیزی نفهمیدیم»
    روایت شما

    کرونا، کشتار، جنگ؛ «ما از نوجوانی چیزی نفهمیدیم»

  • هشدار کارشناسان درباره کاهش مصرف لبنیات و خطر گسترش سوءتغذیه و پوکی استخوان در ایران

    هشدار کارشناسان درباره کاهش مصرف لبنیات و خطر گسترش سوءتغذیه و پوکی استخوان در ایران

  • کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

    کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

  • پزشکیان به دلیل «تسلط کامل فرماندهان سپاه بر اداره کشور» استعفا کرد

    پزشکیان به دلیل «تسلط کامل فرماندهان سپاه بر اداره کشور» استعفا کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

اندیشکده سیاست راهبردی استرالیا: تهران به جای پیروزی متعارف، در‌پی بی‌ثباتی پایدار است

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۰۳:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)
اندیشکده سیاست راهبردی استرالیا: تهران به جای پیروزی متعارف، در‌پی بی‌ثباتی پایدار است
100%

اندیشکده سیاست راهبردی استرالیا در مقاله‌ای نوشت جمهوری اسلامی به دنبال پیروزی نظامی متعارف نیست، بلکه در پی حفظ وضعیتی از بی‌ثباتی پایدار است که بیشترین اهرم فشار سیاسی و راهبردی را برای آن فراهم کند.

این مطلب هشدار داد جمهوری اسلامی از ادامه تنش به‌عنوان ابزاری برای مذاکره، افزایش اهرم فشار، حفظ نفوذ منطقه‌ای و سرکوب مخالفت‌های داخلی استفاده می‌کند.

این مقاله افزود درگیری‌های خارجی برای جمهوری اسلامی علاوه بر بازدارندگی خارجی، ابزاری برای تحکیم قدرت در داخل کشور است و به حکومت امکان می‌دهد مخالفت‌های داخلی را سرکوب کند، مشکلات اقتصادی را به فشارهای خارجی نسبت دهد و فضای سیاسی را بیش از پیش امنیتی نگه دارد.

این مطلب افزود صلح بدون دستاورد ملموس می‌تواند حکومت را در معرض پرسشگری داخلی قرار دهد، در حالی که ادامه یک درگیری کنترل‌شده چنین فشاری را کاهش می‌دهد.

به گفته این اندیشکده، همین رویکرد موجب شده است که مقابله هماهنگ‌تر جامعه بین‌المللی با «مقاصد خصمانه جمهوری اسلامی»، بیش از پیش ضروری به نظر برسد.

ادامه برخوردهای امنیتی و قضایی با معلمان و فعالان صنفی معلمان

۱۱ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۴۰ (‎+۱ گرینویچ)
ادامه برخوردهای امنیتی و قضایی با معلمان و فعالان صنفی معلمان
100%
عکس، آرشیوی است

گزارش‌‌ها از ایران حاکی از ادامه برخوردهای امنیتی و قضایی با معلمان و فعالان صنفی معلمان در چند شهر از سوی جمهوری اسلامی است.

کانال چالش صنفی معلمان ایران دوشنبه ۱۱ خرداد از احضار نریمان فرهادی، از اعضای کانون صنفی فرهنگیان خوزستان، به دادسرای اهواز خبر داد و نوشت که او با دریافت ابلاغیه‌ای الکترونیکی به شعبه ۲۲ بازپرسی دادسرای ویژه جرایم رایانه‌ای احضار شده است.

بر اساس این ابلاغیه، اتهامات فرهادی «توهین به مقدسات»، «تبلیغ علیه نظام» و «برهم زدن امنیت کشور» ذکر شده و به این فعال صنفی معلمان پنج روز مهلت داده شده است تا جهت دفاع از خود در دادسرا حاضر شود و در غیر این صورت، حکم جلب او صادر خواهد شد.

همچنین بر اساس این گزارش، ممنوعیت از کار صلاح حاجی‌میرزایی، معلم و فعال صنفی فرهنگیان، در سنندج، تمدید شده است.

کانال چالش صنفی معلمان اشاره کرد که حاجی‌میرزایی طی سال‌های اخیر «بارها هدف فشارهای امنیتی، قضایی و اداری قرار گرفته و احضار، تهدید، بازجویی، بازداشت، تشکیل پرونده قضایی، کسر و قطع حقوق، اخراج، انفصال از خدمت و دیگر اشکال برخورد را تجربه کرده است.»

  • نظام آموزشی جمهوری اسلامی، میدان بحران، سرکوب و نابرابری

    نظام آموزشی جمهوری اسلامی، میدان بحران، سرکوب و نابرابری

حکم ادامه ممنوعیت از کار این معلم در هفته معلم صادر شده بود که به‌دلیل قطع اینترنت به‌تازگی به دست این کانال صنفی رسیده است.

کانال چالش صنفی معلمان ایران در خبر دیگری به‌نقل از نزدیکان فروغ خسروی، معلم پیمانی اهل بهبهان و شاغل در آموزش و پرورش آغاجاری نوشت که کارگزینی این اداره در تماسی تلفنی به او اعلام کرده که حکم «لغو پیمان» (اخراج و فسخ یک‌طرفه قرارداد استخدام) وی صادر شده است.

در متن این حکم که در نیمه اردیبهشت صادر شده، آمده است که این تصمیم با استناد به نامه مستقیم «هسته گزینش آموزش و پرورش استان خوزستان» اتخاذ شده است.

این معلم پیش‌تر نیز به زندان محکوم شده بود که این حکم قضایی در حال حاضر به حالت تعلیق درآمده است. او همچنین در بخش رسیدگی به تخلفات اداری نیز، به‌دلیل فعالیت در فضای مجازی و ابراز عقیده، به چهار ماه انفصال موقت از خدمت محکوم شده بود که رأی قطعی اداری آن در ۱۷ دی سال گذشته صادر شد.

این گزارش می‌گوید‌ موج لغو قرارداد و اخراج گسترده معلمان در اواخر اسفند سال گذشته، به دستور مستقیم یکی از نهادهای امنیتی صورت گرفته است و روند ابلاغ تلفنی آن به بسیاری از معلمان دیگر نیز همچنان ادامه دارد.

ادامه بازداشت زوج فرهنگی و دانشگاهی

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران گزارش داد که علیرضا شایگان (علی‌آبادی)، دبیر بازنشسته، فعال صنفی و مدرس خیریه‌های کودکان بی‌سرپرست، و همسرش فرزانه فرهبد، کارمند دانشگاه حکیم سبزواری و فعال حوزه زنان، از ۲۵ فروردین تاکنون در بازداشت به سر می‌برند.

این زوج در پی اتهاماتی در ارتباط با «حضور در سطح شهر در شب نهم اسفند ۱۴۰۴» بازداشت شده‌اند. در این میان، خانواده و نزدیکان این زوج اعلام کرده‌اند که تاکنون اطلاعات روشنی درباره روند رسیدگی به پرونده و وضعیت حقوقی آنان در دسترس نیست.

شورا اشاره کرد به دلیل تعطیلی زندان سبزوار با هدف «انجام اقدامات ایمنی و امنیتی»، این دو نفر به زندان تربت حیدریه منتقل شده‌اند. در این ارتباط، خانواده‌های این زوج می‌گویند که فاصله میان دو شهر، مشکلات و دشواری‌های بیشتری را برای ملاقات و پیگیری وضعیت آن‌ها ایجاد کرده است.

در همین ارتباط نیز حدود ۶۰ روز از بازداشت عبدالرضا امانی‌فر، عضو این تشکل و بازرس شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران، می‌گذرد و به گفته کانون صنفی معلمان استان بوشهر، همچنان در بلاتکلیفی به‌سر می‌برد و اتهامات او مشخص نیست.

پیش‌تر هم کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران گزارش داده بود که ماموران امنیتی وابسته به اطلاعات سپاه پاسداران با حضور در منزل محمود بهشتی‌لنگرودی، عضو این شورا و هیات‌مدیره کانون صنفی معلمان تهران، ضمن تفتیش محل و ضبط برخی وسایل ارتباطی و شخصی، از او خواستند برای ارائه توضیحات خود را به «دفتر پیگیری» در لنگرود معرفی کند.

فعالان و تشکل‌های صنفی معلمان در سالیان گذشته بارها هدف برخوردهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی قرار داشته‌اند. این سیاست همواره از سوی اتحادیه‌های بین‌المللی کارگری و معلمان در جهان محکوم شده است.

کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

۱۱ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

جمهوری اسلامی سال‌هاست با تکرار برخی واژه‌ها سعی دارد گفتمان غالب ایجاد کند. این روش نظامی است که به‌جای تغییر سیاست، واژه‌ها را عوض می‌کند، اما در عمل واژه را از معنا تهی می‌کند. «تاب‌آوری»، جدیدترین واژه‌ای است که در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی طنین‌انداز شده است.

«تاب‌آوری» در ماه‌های اخیر، به واژه‌ محوری گفتمان رسمی نظام بدل شده است. رییس دولت از «تاب‌آوری ملی» می‌گوید و آن را به همراهی مردم گره می‌زند. وزارت نیرو از مردم می‌خواهد در ساعات اوج مصرف، لوازم برقی پرمصرف را خاموش کنند تا «تاب‌آوری شبکه‌ برق» حفظ شود. رسانه‌های نزدیک به سپاه، خاموش کردن حتی یک لامپ خانگی را به این تاب‌آوری پیوند می‌دهند. خبرگزاری‌های دولتی، صرفه‌جویی در سوخت، آب، نان و کاغذ را «کلید تاب‌آوری در جنگ اقتصادی» می‌خوانند. وزیر اقتصاد از «تاب‌آوری اقتصادی خانوار» سخن می‌گوید. سازمان بهزیستی به مقوله‌ «تاب‌آوری روانی مردم در شرایط جنگ فرسایشی» وارد شده و آموزش‌هایی برای مادران و کودکان طراحی کرده تا «در مقابل تنش‌های ناشی از بحران» مقاوم بمانند. وزارت بهداشت از «تاب‌آوری نظام سلامت» در برابر کمبود دارو می‌گوید. انگار با یک کمپین جدید در ساخت واژه مواجه هستیم.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

دانشجویان متحد: دانشجوی معترض به تقلب خضریان از خوابگاه محروم شد

۱۱ خرداد ۱۴۰۵، ۱۹:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)
دانشجویان متحد: دانشجوی معترض به تقلب خضریان از خوابگاه محروم شد
100%

«دانشجویان متحد» به نقل از کانال «علامه آزاد»، گزارش داده علی خضریان، نماینده مجلس و دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی، در آزمون جامع دکتری پاییز ۱۴۰۳ با وجود تحویل برگه‌ای که گفته می‌شود بدون پاسخ بوده، پذیرفته شده است.

بر اساس این گزارش، پذیرش او با ضوابط آموزشی آزمون جامع دکتری سازگار نبوده و تاکنون توضیح رسمی در این‌باره ارائه نشده است.

دانشجویان متحد نوشت جواد شقاقی، دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی، در اعتراض به تخلف آموزشی علی خضریان و همکاری گروه علوم سیاسی دانشگاه با این رفتار، به سوالات آزمون جامع دکتری پاسخ نداد. گروه علوم سیاسی در واکنش، اعتراض این دانشجو را وارد ندانسته و او را از تحصیل محروم کرد.

بر اساس این گزارش، گروه علوم سیاسی در واکنش به این اعتراض، گفته که گروه صلاح دانسته از خضریان سوالی نپرسد و به برگه سفید او نمره بدهد.

دانشجویان متحد اضافه کرد شقاقی که تا دوره پیش از جنگ در خوابگاه دانشگاه علامه طباطبایی اقامت داشت به تازگی برای پیگیری وضعیت تحصیلی خود به خوابگاه مراجعه کرد اما با ممانعت حراست برای ورود مواجه شد و مجبور شد چند شب را در مقابل درب خوابگاه بخوابد.

کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

۱۱ خرداد ۱۴۰۵، ۱۹:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
حسین ذوقی
کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت
100%

جمهوری اسلامی سال‌هاست با تکرار برخی واژه‌ها سعی دارد گفتمان غالب ایجاد کند. این روش نظامی است که به‌جای تغییر سیاست، واژه‌ها را عوض می‌کند، اما در عمل واژه را از معنا تهی می‌کند. «تاب‌آوری»، جدیدترین واژه‌ای است که در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی طنین‌انداز شده است.

«تاب‌آوری» در ماه‌های اخیر، به واژه‌ محوری گفتمان رسمی نظام بدل شده است. رییس دولت از «تاب‌آوری ملی» می‌گوید و آن را به همراهی مردم گره می‌زند. وزارت نیرو از مردم می‌خواهد در ساعات اوج مصرف، لوازم برقی پرمصرف را خاموش کنند تا «تاب‌آوری شبکه‌ برق» حفظ شود. رسانه‌های نزدیک به سپاه، خاموش کردن حتی یک لامپ خانگی را به این تاب‌آوری پیوند می‌دهند. خبرگزاری‌های دولتی، صرفه‌جویی در سوخت، آب، نان و کاغذ را «کلید تاب‌آوری در جنگ اقتصادی» می‌خوانند. وزیر اقتصاد از «تاب‌آوری اقتصادی خانوار» سخن می‌گوید. سازمان بهزیستی به مقوله‌ «تاب‌آوری روانی مردم در شرایط جنگ فرسایشی» وارد شده و آموزش‌هایی برای مادران و کودکان طراحی کرده تا «در مقابل تنش‌های ناشی از بحران» مقاوم بمانند. وزارت بهداشت از «تاب‌آوری نظام سلامت» در برابر کمبود دارو می‌گوید. انگار با یک کمپین جدید در ساخت واژه مواجه هستیم.

از ریاضت به تاب‌آوری

تاب‌آوری، کلمه‌ای علمی به‌نظر می‌رسد؛ یک راه حل جدید برای رهایی از یک بحران موقت! اما در باطن، یک درخواست قدیمی است: این مردم هستند که باید مقاومت کنند. وقتی حکومت در اداره شبکه‌ برق ناتوان است، مردم باید بیشتر رعایت کنند. وقتی دارو نیست، مردم باید مقاوم باشند. وقتی اقتصاد در حال فروپاشی است، مردم باید ریاضت بکشند. تاب‌آوری، نام شیکی است برای انتقال هزینه‌ی حکومت‌داری از دولت به مردم.

تا چند سال پیش، نظام برای همین جنس درخواست، کلمات دیگری داشت: مقاومت در جنگ تحمیلی، مقاومت در برابر غرب، اقتصاد مقاومتی، محور مقاومت، جبهه‌ مقاومت.

اما مردم ایران، دیگر خریدار این گفتمان ریاضتی-مقاومتی نیستند. در سال‌های اخیر، به‌ویژه بعد از دی ۱۳۹۶ و اعتراض‌های گسترده اقتصادی، مخالفت مشخص خود را با گفتمان مقاومتِ حکومت اعلام کردند.

شعارهایی مانند «نه غزه، نه لبنان»، «گرانی، تورم، بلای جان مردم» یا «مردم درگیر فقرند، اونها به فکر رای‌اند» مخالفت مستقیم مردم با گفتمان ایدئولوژی مقاومت بود؛ چه محور مقاومت، چه مقاومت اقتصادی مد نظر رهبر پیشین نظام جمهوری اسلامی.

نظام اما، نمی‌توانست از این واژه دست بکشد؛ هویتش بر مقاومت بنا شده بود. مقاومتْ یک سیاست گفتمانی بود برای سرپوش گذاشتن بر تمام ضعف‌های تاکتیکی‌اش در اداره کشور. پس راه‌حل تازه بنا کرد: واژه‌ای شیک و به‌ظاهر علمی برگزید و مقاومت تبدیل شد به تاب‌آوری! تاب‌آوری، وام‌گرفته از ادبیات تخصصی است، بی‌طرف و دور از سوگیری‌های منتسب به جمهوری اسلامی است، در ادبیات نهادهای بین‌المللی شنیده می‌شود و مهم‌تر از همه، از معنای فعالانه‌ ایدئولوژی مقاومت دور است. مقاومت یعنی ایستادگی و تقابل؛ تاب‌آوری یعنی تحمل و بردباری.

البته تاب‌آوری، فقط جای مقاومت را نگرفته است؛ کارکرد دومی هم دارد: جایگزینی واژه‌ای دیگر که نظام دیگر جرات گفتنش را نداشت: ریاضت اقتصادی.

آنچه نظام در عمل از مردم می‌خواهد، در ادبیات اقتصادی جهان نام مشخصی دارد: کاهش معیشت، تقلیل خدمات، صرفه‌جویی اجباری، انتقال هزینه از دولت به خانوار. این سیاست، در همه‌جای دنیا، ریاضت است؛ کلمه‌ای که برای مثال در یونان، آرژانتین و اسپانیا اعتراض‌های گسترده ایجاد کرد.

نظام نمی‌تواند این کلمه را به کار ببرد، چون ریاضت آشکارا اعتراف به سیاستی نامحبوب است. حکومت از عنوان صریح واژه ریاضت واهمه داشت، چنانکه برای مثال، علی خامنه‌ای در سخنان خود برای تبیین سیاست‌های اقتصادی در سال ۱۳۹۲ گفت: «ما به مردم نمی‌گوییم ریاضت بکشند؛ این‌جور گاهی بعضی القا می‌کنند. بعد از آنکه سیاست‌های اقتصاد مقاومتی ابلاغ شد، هنوز مرکب آن خشک نشده، یک عده‌ای شروع کردند که اینها دارند مردم را به ریاضت دعوت می‌کنند.»

در همان سخنرانی، خامنه‌ای مفهوم را این‌گونه جلوه می‌دهد: «ما می‌گوییم ریخت و پاش نباشد، مصرف کردن یک حرف است، بد مصرف کردن یک حرف دیگر است.»

نظام همواره سعی می‌کرد این نقد را رد کند که حکومت، با تحمیل ریاضت به مردم و ایجاد وضعیت «شعب ابی‌طالب» می‌خواهد گفتمان مقاومت و به‌طور مشخص محور مقاومتی خود را پیش ببرد؛ تحریم را بپذیریم، مردم در عذاب اقتصادی باشند، به جایش مردم ریاضت بکشند، در کنار آن این رویکرد را داشته باشیم که اگر نقصانی وجود دارد، نه در سیاست‌های کلی نظام، که در نحوه برخورد مردم با آن است که یا تمکین نمی‌کنند یا انحراف ایجاد می‌کنند. راه حل نظام چه بود: سیاست را عوض نمی‌کنیم، واژه را جایگزین می‌کنیم.

حالا نظام با «تاب‌آوری»، همان سیاست را در پوشش روان‌شناختی و اخلاقی پیگیری می‌کند. منظور نظام از تاب‌آوری، همان ریاضت است، همان مقاومت است در لباسی تازه و کمتر تکرارشده.

سیاستِ واژه‌سازی

در این سیاست و الگوی واژه‌سازی، تاب‌آوری نه پدیده‌ای خاص است و نه نخستین نمونه، یک مورد تازه است در زنجیره‌ای که سال‌هاست در گفتمان نظام ادامه دارد. بصیرت به جای تمکین محض از ولایت فقیه، اعتدال به جای اصلاح‌طلبی مورد نظر نظام، عدالت به جای پذیرش مقاومت و وفاق به جای سکوت و پذیرش سرکوب، همه از نمونه‌های دیگر این کارخانه واژه‌سازی است. واژه‌هایی که به لطف سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی، از معنای خود تهی شدند و امروز به کار بردن هر کدام‌شان مردم را به سمت معنای دیگرگون شده آن می‌برد.

این روش اما یک پیامد منفی دیگر هم دارد: در این فرآیند زبان فارسی هم آسیب می‌بیند. اعتدال دیگر اعتدال نیست، بصیرت دیگر بصیرت نیست، مقاومت دیگر مقاومت نیست، و تاب‌آوری، در نقطه‌ای نه‌چندان دور، دیگر تاب‌آوری نخواهد بود.

نظام، با هر کلمه‌ای که سوزانْد، بخشی از زبان مشترکش با مردم را از دست داد. امروز در نقطه‌ای که همه‌ این واژه‌ها سوخته‌اند، دیگر زبان مشترکی میان مردم و نظام جمهوری اسلامی باقی نمانده است.