اینترنت طبقاتی؛ سفرهای که برای همه پهن نیست

مرتضی پس از دو ماه توانست چند دقیقهای آنلاین شود و در گروه دوستان قدیمیش بنویسد: «سلام رفقا، فیلترشکنی که کار کند سراغ دارید؟ برای ورود به اکانت سمعکم گرفتار شدهام. نمیتوانم آپدیتش کنم.»

مرتضی پس از دو ماه توانست چند دقیقهای آنلاین شود و در گروه دوستان قدیمیش بنویسد: «سلام رفقا، فیلترشکنی که کار کند سراغ دارید؟ برای ورود به اکانت سمعکم گرفتار شدهام. نمیتوانم آپدیتش کنم.»
همین پیام کوتاه، شاید روشنترین تصویر از بحران فعلی ارتباطات در ایران باشد که نشان میدهد، مساله فراتر از دسترسی به اینستاگرام یا فقط چند سایت خبری است. اینترنت سالهاست به ستون زندگی مردم تبدیل شده و از آن برای کار، آموزش، حملونقل، بانکداری و حتی تندرستی و درمان بهره میبرند.
خاموشی اخیر که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شده و تاکنون ادامه دارد، طولانیترین خاموشی ملی در جهان است و ابعاد مختلفی از زندگی شهروندان را تحت تاثیر قرار داده است.
متا، شرکت آمریکایی مالک واتساپ، فیسبوک و اینستاگرام، اخیرا در گزارش رسمی خود اعلام کرد، میانگین کاربران روزانه گروه اپهایش در سهماهه اول امسال، از ۳.۵۸ میلیارد به ۳.۵۶ میلیارد رسیده و یکی از دلایل این اُفت، اختلالات اینترنت در ایران بوده است. این یعنی خاموشی اینترنت در این کشور چنان گسترده بوده که رد زخمش بر نمودار مصرف غولهای فناوری جهان هم بر جای مانده است.
اینترنت چرا قطع شد؟
در دوران جنگ، قطعی آب و برق و اینترنت به خاطر حملات دشمن به مواضع خودی، چیز عجیبی نیست اما اینبار خود حکومت است که آمر و عامل خاموشی است و مهمتر از آن، روایتی است که همزمان برای توجیهش ساخته و پرداخته میکند. در این روایت آنچه رخ داده نه قطع اینترنت، بلکه محدود شدن سکوهای بیگانه بوده به خاطر شرایط جنگی.
رسول جلیلی، عضو شورای عالی فضای مجازی، میگوید وقتی رسانهها از قطعی «اینترنت» حرف میزنند، در واقع منظورشان اینستاگرام و تلگرام است. او بلافاصله همین سکوها را همرده با جنگندهها و موشکهای آمریکایی مینامد.
این تشبیه به خوبی نشاندهنده نگاه حاکمیت به اینترنت است. فضایی که در آن پلتفرمهای جهانی نه ابزار ارتباط، بلکه تهدیدی علیه حکمرانی تلقی میشوند.
در بیرون از ایران هم همین منطق، با زبانی نرمتر بازتولید میشود. محمد مرندی، کارشناس نزدیک به حکومت، در واکنش به گزارش الجزیره درباره خاموشی اینترنت استدلال میکند که چون بعضی اپها و سرویسهای داخلی هنوز کار میکنند، استفاده از عبارت خاموشی نادرست است.
اینترنت بنابر تعریف، یک شبکه جهانیِ از شبکههاست. از نظر فنی، فیلترینگ یعنی بستن یا محدود کردن سرویسها و وبسایتهایی مشخص از این شبکه. این یعنی مسدودسازی بر مبنای فهرست سیاه کار میکند. اما خاموشی اخیر فراتر از فیلتر چند پلتفرم مثل ایکس و اینستاگرام است. چیزی که در حال حاضر با آن روبهروییم، دسترسی طبقاتی بر پایه فهرست سفید است. پدیده که با نام «اینترنت پرو» عرضه میشود.
اینترنت پرو: قاتُق نان یا قاتل جان
خاموشی طولانی اینترنت همزمان با شرایط جنگی، یکی از شدیدترین ضربات را به کسبوکارها وارد کرد. نام اینترنت پرو، از اوایل آتشبس و همزمان با زمزمههایی چون «ساماندهی» و «مدیریت» سکوهای خارجی بر سر زبانها افتاد. طرحی که آن را شورای عالی امنیت ملی (شعام) تصویب و دولت به عنوان راهی موقت برای کاهش فشار بر کسبوکارها معرفی کرد.
این طرح برای گروههای مختلف، دسترسیهای متفاوتی را در نظر میگیرد. یعنی میزان دسترسی را بر پایه احراز هویت و گنجیدن افراد در یک گروه شغلی میگذرد. مثلا در اینترنت پرویی که به یک پزشک داده میشود، اینستاگرام فیلتر و یوتیوب باز است. در حالی که اینترنت پرو یک تاجر، ورود به اینستاگرام را مجاز میداند اما یوتیوب در آن بسته است. شکلی رسمیتر از اینترنت طبقاتی که در آن میزان دسترسی مبتنی است بر هویت، صنف و حضور در فهرست مجاز.
البته در این بین افراد و اصنافی بودند که رنج سانسور را به جان خریدند و به اینترنت طبقاتی تن ندادند. اما چنین افرادی چه راههایی برای اتصال به اینترنت دارند؟
فیلترشکنهایی که در ایران فروخته میشوند، متنوعند. برخی تجاری یا دستسازند، بعضی کانفیگهایی هستند که روی مسیرها و سرورهای خاصی کار میکنند، و دستهای هم ممکن است بر بسترهایی مانند استارلینک سوار شده باشند. اما از دید یک کاربر، همگی یک معنا دارند: خریدن چند گیگ ترافیک برای اندکی دسترسی به اینترنت.
گزارشها نشان میدهد که از آغاز جنگ تا کنون، قیمت فیلترشکنها چندین برابر جهش کرده است. با این حال تشویق و تبلیغ برای خرید اینترنت پرو از یکسو و راهحلهای مبتکرانه عبور از سانسور که عمدتا به رایگان از سوی برنامهنویسان مستقل ارائه میشود، گاهی قیمت فیلترشکنها را در بازار میشکند.
ولی تناقض اینجاست: اگر اینترنت به دلایل امنیتی برای عموم مردم خطرناک است، چرا همان دسترسی برای عدهای دیگر با پول، مجوز یا ارتباط ممکن میشود؟
یاشار سلطانی، روزنامهنگار تحقیقی مستقل در گزارشی، ریشه طرح اینترنت پرو را در همراه اول و منافع اقتصادی آن میبیند و استدلال میکند که در پشت این سازوکار، شبکهای از منافع نزدیک به قدرت قرار دارد و به طور مشخص به ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد تعاون سپاه اشاره میکند.
حتی اگر حلقههای این زنجیره تامین نیازمند بررسی مستقل بیشتری باشد، یک نکته بدیهی است: در کنار خاموشی اینترنت، بازاری هم برای فروش «سطح دسترسی» شکل گرفته. سانسور در این برهه به مدلی برای درآمدزایی تبدیل شده است و کنترل روایت را نیز در دست گرفته است.
اسم بحران فعلی شاید هنوز «خاموشی اینترنت» باشد، اما اثرات جانبی آن، ایجاد شکاف جدیدی در جامعه است که میان متصلها و قطعشدههاست. کسی که پول، مجوز یا دسترسی ویژه ندارد، عملا به علت شکاف دیجیتال از جهان بیرون دور میشود.
جمهوری اسلامی همزمان با محدود کردن اینترنت جهانی، دسترسی را از نو تعریف کرده است: نه بهعنوان یک حق عمومی، بلکه بهعنوان امتیازی که میتوان آن را محدود، قیمتگذاری و میان گروههای مختلف توزیع کرد. اینترنت در ایران به امتیاز، کالا و ابزار کنترل تبدیل شده است و نتیجه اجرای چنین طرحی، نه فقط تبعیض اقتصادی، بلکه معماری کنترل است.