• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

حق، امتیاز و جامعه: تحلیلی روان‌شناختی از عادی‌سازی محرومیت

صبا آلاله

روان‌تحلیل‌گر اجتماعی

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)

شاید در نگاه اول، موضوع حقوق شهروندی، آزادی‌های فردی یا دسترسی به امکانات اجتماعی، مساله‌ای روشن به نظر برسد. اما اگر به تجربه سال‌های گذشته نگاه کنیم، می‌توان رد یک الگوی تکرارشونده را در بخش‌های مختلف زندگی اجتماعی مشاهده کرد.

در این الگو، آنچه از حقوق شهروندی ماست و باید بخشی طبیعی، پایدار و بدیهی از زندگی روزمره باشد، ابتدا سلب یا محدود می‌شود و سپس بازگرداندن کنترل‌شده همان حق، به‌عنوان نشانه‌ای از گشایش، مدارا یا بهبود شرایط عرضه می‌شود.

شاید بسیاری از ما، بدون آنکه نام مشخصی برای آن داشته باشیم، سال‌هاست با تجربه‌ای مشترک زندگی کرده‌ایم؛ تجربه محدود شدن حقوقی که باید به‌صورت طبیعی و پایدار از آنها برخوردار می‌بودیم و سپس احساس رضایت از بازگرداندن محدود و موقت همان حقوقی که اساسا نباید از دسترس شهروندان خارج می‌شدند.

این الگو البته پدیده‌ای تصادفی نیست؛ چرا که در بسیاری از ساختارهای استبدادی، حقوق شهروندی نه به‌عنوان اموری پایدار و تضمین‌شده، بلکه به‌عنوان امتیازاتی وابسته به اراده قدرت تعریف می‌شوند.

در چنین الگویی، محدودیت هدف نهایی نیست؛ بلکه ابزاری برای شکل‌دهی به رابطه‌ای است که در آن، جامعه به‌تدریج به جای مطالبه حق، به بازگشت محدود همان حقوق سلب‌شده رضایت می‌دهد و آن را به‌مثابه امتیاز یا گشایشی از سوی قدرت تجربه می‌کند.

در چنین فرایندی، به‌تدریج ادراک اجتماعی از مفهوم حق تغییر می‌کند. جامعه آرام‌آرام از مطالبه‌گری برای برخورداری از حقوق پایدار فاصله می‌گیرد و به سطحی از رضایت نسبت به بازگشت‌های محدود و موقت سوق داده می‌شود؛ بازگشت‌هایی که اغلب نه به معنای رفع مسئله، بلکه صرفا به معنای کاهش بخشی از محرومیت پیشین هستند.

این الگوی تکرارشونده بررسی می‌کند که چگونه تداوم آن می‌تواند به نوعی شرطی‌سازی روانی در سطح جمعی منجر شود؛ فرایندی که در آن حس حق‌مندی به‌تدریج فرسایش می‌یابد و جامعه، به‌جای تجربه حقوق به‌عنوان اموری پایدار و غیرقابل سلب، در چرخه‌ای از محرومیت، انتظار و بازگشت محدود همان حقوق قرار می‌گیرد.

معیشت؛ عادی سازی حداقل ها

شاید یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این الگو را بتوان در حوزه اقتصاد و معیشت مشاهده کرد؛ حوزه‌ای که در آن با فرآیندی تدریجی از عادی‌سازی کمبود و کاهش سطح انتظارات اجتماعی مواجه هستیم.

در این روند، به‌جای تمرکز بر حل ریشه‌ای مشکلاتی مانند تورم و کاهش قدرت خرید، سیاست‌ها به سمت سازگار کردن جامعه با شرایط موجود سوق پیدا کرده‌اند. در سال‌های گذشته، مفاهیمی مانند قناعت، صرفه‌جویی و تحمل، به‌طور مداوم تکرار شده‌اند تا تمرکز از چرایی بحران به چگونگی کنار آمدن با آن منتقل شود و بار روانی آن بر دوش زندگی روزمره افراد قرار گیرد.

تداوم این وضعیت، تغییر مهمی در روان جمعی ایجاد می‌کند؛ جامعه به‌تدریج خود را با کاهش مداوم استانداردهای زندگی هماهنگ می‌سازد، بقا جای رفاه را می‌گیرد و آنچه زمانی بخشی عادی از زندگی طبقه متوسط بود، کم‌کم از دسترس خارج می‌شود.

در این میان، هر زمان فشارهای اقتصادی تشدید شده، انواع یارانه‌ها یا بسته‌های حمایتی محدود ارائه شده‌اند؛ اقداماتی که اگرچه تناسبی با میزان کاهش قدرت خرید ندارند، اما در سطح عمومی به‌عنوان نشانه‌ای از مدیریت وضعیت بازنمایی می‌شوند.

در نتیجه، جامعه به‌جای مقایسه وضعیت خود با یک سطح مطلوب از رفاه، آن را با شرایط بحرانی‌تر پیشین می‌سنجد. به همین دلیل، حتی بازگشت جزئی بخشی از قدرت خرید نیز می‌تواند به‌طور موقت احساس کمتر بد شدن شرایط را ایجاد کند.

به این ترتیب، معیار ارزیابی زندگی تغییر می‌کند؛ در چنین چارچوبی، جلوگیری از سقوط بیشتر، به‌جای بهبود واقعی، به‌عنوان موفقیت درک می‌شود و رابطه‌ای روانی با کمبود شکل می‌گیرد؛ رابطه‌ای که در آن استانداردهای زندگی پایین می‌آیند و تصور جامعه از حقِ برخورداری از یک زندگی بهتر، به‌تدریج دستخوش فرسایش می‌شود.

حجاب و آزادی های اجتماعی

اگر در حوزه اقتصاد با عادی‌سازی کمبود و کاهش تدریجی سطح رفاه مواجه بودیم، در حوزه حجاب و آزادی‌های اجتماعی با شکل دیگری از همان الگو روبه‌رو هستیم؛ الگویی که این بار نه بر معیشت، بلکه بر بدن، سبک زندگی و حق انتخاب افراد متمرکز است. در اینجا نیز مساله نحوه تبدیل یک حق فردی به امری مشروط، تعلیق‌پذیر و وابسته به اراده قدرت است.

موضوع پوشش از نخستین سال‌های پس از انقلاب تاکنون، یکی از اصلی‌ترین عرصه‌های مداخله رسمی و از مهم‌ترین نقاط کشمکش میان قدرت و جامعه بوده است.

آنچه این حوزه را به نمونه‌ای بارز از الگوی مورد بحث تبدیل می‌کند، تکرار یک چرخه مشخص است: افزایش فشار، شکل‌گیری مقاومت اجتماعی، کاهش نسبی بخشی از فشار، و سپس تجربه همان کاهش محدود به‌عنوان نوعی گشایش. در نتیجه، جامعه به‌جای برخورداری از آزادی به‌عنوان یک حق پایدار، درگیر دوره‌های متناوب فشار و تنفس‌های کوتاه‌مدت می‌شود.

در نهایت، تکرار این چرخه ادراک جامعه از مفهوم آزادی را تغییر می‌دهد؛ زمانی که یک حق بارها محدود و سپس بخشی از آن بازگردانده می‌شود، معیار ارزیابی از برخورداری پایدار از آزادی به میزان کاهش فشار نسبت به گذشته سقوط می‌کند.

به این ترتیب، حقوق فردی از یک حق طبیعی به امری مشروط و قابل تعلیق تبدیل می‌شود که جامعه را در نوسان دائمی میان فشار و بازگشت‌های موقت معلق نگه می‌دارد.

فرهنگ و هنر؛ کنترل و بازگرداندن

در حوزه فرهنگ و هنر نیز با یکی دیگر از نمودهای همین الگوی تکرارشونده مواجه هستیم؛ الگویی که در آن، تولید و مشارکت فرهنگی نه به‌عنوان یک حق بدیهی، بلکه به‌عنوان امری مدیریت‌شده، محدود و وابسته به مجوز تجربه می‌شود.

در اینجا مساله در کنار سانسور و محدودیت‌های پراکنده، شکل‌گیری یک ساختار پایدار از اجازه‌مندی است؛ ساختاری که در آن امکان فرهنگی نه بر پایه حق شهروندی، بلکه بر اساس صدور یا عدم صدور مجوز تعریف می‌شود.

در سال‌های گذشته، سینما، کتاب، موسیقی و تئاتر همواره از مسیرهای طولانی بررسی، اصلاح یا توقیف عبور کرده‌اند. نکته مهم‌تر، مرحله بعدی این الگوست؛ جایی که پس از دوره‌هایی از انسداد، بخشی از فضا به‌صورت گزینشی باز می‌شود.

در چنین شرایطی، بازگشت محدود برخی آثار یا صدور مجوز برای گروهی از هنرمندان، در سطح جامعه به‌عنوان نشانه‌ای از گشایش یا دستاورد فرهنگی تلقی می‌شود.

تکرار الگوی محدودیت و بازگشت کنترل‌شده، به‌تدریج معیارهای ذهنی مخاطب را تغییر می‌دهد؛ به‌طوری که معیار ارزیابی دیگر آزادی فرهنگی کامل نیست، بلکه میزان کاهش محدودیت نسبت به گذشته می‌شود.

همین جابه‌جایی، به عادی‌سازی یک وضعیت ناپایدار کمک می‌کند تا فرهنگ و هنر نیز به یکی از میدان‌های اصلی تبدیل شود که در آن، حقِ دسترسی به فرهنگ جای خود را به یک امتیاز مشروط و قابل تنظیم می‌دهد.

اینترنت؛ قطع حق ارتباط و بازگرداندن کنترل شده

در امتداد همین الگوی تکرارشونده، حوزه اینترنت و ارتباطات شاید ملموس‌ترین نمونه‌ای باشد که می‌توان در آن دگرگونی مفهوم حق را مشاهده کرد. اینترنت امروز به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره تبدیل شده و دسترسی پایدار به آن، برای بسیاری از شهروندان به ضرورتی اجتماعی، آموزشی و اقتصادی بدل شده است.

با این حال، در سال‌های اخیر، تجربه جامعه از اینترنت با فیلترینگ گسترده، کاهش سرعت و قطعی‌های مقطعی گره خورده است. اما بخش مهم‌تر این الگو زمانی آشکار می‌شود که پس از دوره‌های محدودیت، بخشی از دسترسی‌ها به‌صورت کنترل‌شده بازمی‌گردد.

در چنین شرایطی، رفع نسبی محدودیت‌ها به‌عنوان نوعی گشایش تلقی می‌شود، در حالی که در عمل تنها بخشی از وضعیت پیشین بازگردانده شده است.

تکرار چرخه محدودیت، اختلال و بازگشت نسبی به‌تدریج معیارهای ارزیابی را تغییر می‌دهد. به‌جای مطالبه دسترسی پایدار و بدون اختلال، توجه جامعه بر این متمرکز می‌شود که آیا وضعیت نسبت به گذشته کمتر محدود شده است یا نه.

نتیجه این فرایند، نوعی سازگاری با ناپایداری است؛ وضعیتی که در آن ثبات جای خود را به نوسان می‌دهد و یک حق زیرساختی، به امری مشروط و موقت تبدیل می‌شود.

صورت بندی

در نهایت، آنچه در این مسیر بررسی شد صرفا مجموعه‌ای از موضوعات پراکنده نبود، بلکه تلاشی برای فهم الگویی تکرارشونده در رابطه میان قدرت و جامعه بود؛ الگویی که در آن حقوق شهروندی، به‌جای آنکه به‌عنوان اموری پایدار و غیرقابل‌تعلیق تجربه شوند، در چرخه‌ای از محدودسازی، تعلیق و بازگردانی کنترل‌شده قرار می‌گیرند.

در این چرخه، حق به‌تدریج جای خود را به امتیاز می‌دهد و بازگشت بخشی از همان حق سلب‌شده نیز می‌تواند به‌عنوان نوعی گشایش یا امری قابل قدردانی تجربه شود.

اما شاید مهم‌ترین بخش این فرایند، نه خودِ محدودیت، بلکه عادی‌سازی آن باشد. جامعه در طول سال‌ها آموخته است که قناعت و تحمل را بر مطالبه رفاه پایدار ترجیح دهد، محدودیت‌های اجتماعی را در قالب قانون یا سنت بپذیرد، نظارت بر فرهنگ و هنر را امری طبیعی تلقی کند و دسترسی به اینترنت و ارتباطات را حقی مشروط و وابسته به شرایط بداند.

تکرار این وضعیت، نوعی شرطی‌سازی روانی را به همراه دارد؛ فرایندی که در آن سطح انتظارات کاهش می‌یابد، حس حق‌مندی فرسوده می‌شود و سازگاری با ناپایداری، جای مطالبه‌گری برای حقوق پایدار را می‌گیرد.

با این حال، به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر نشانه‌هایی از تغییر در این الگو مشاهده می‌شود. واکنش‌های گسترده کاربران پس از بازگشت محدود اینترنت، نمونه‌ای از این تغییر است.

اگر در گذشته بازگرداندن بخشی از حقوق محدودشده می‌توانست احساس رضایت یا قدردانی ایجاد کند، امروز در بسیاری از واکنش‌ها پرسش اصلی چیز دیگری است: چرا باید برای بازگشت چیزی که اساسا حق ماست خوشحال باشیم؟

این جابه‌جایی صرفا یک نارضایتی مقطعی نیست، بلکه می‌تواند نشانه بازگشت تدریجی جامعه از منطق امتیاز به زبان حق باشد. اگر چنین تغییری در حال شکل‌گیری باشد، به این معناست که سازوکار روانی مبتنی بر عادی‌سازی محرومیت، کاهش انتظارات و رضایت از حداقل‌ها، دیگر کارایی گذشته را ندارد و بخشی از جامعه، به‌جای تمرکز بر آنچه بازگردانده شده، خودِ فرایند سلب و بازگردانی را به موضوع نقد تبدیل کرده است.

در نهایت، آرامشی که از بازگشت‌های محدود حاصل می‌شود، لزوماً نشانه رضایت واقعی نیست، بلکه بیشتر نوعی سازگاری اجباری با شرایط ناپایدار است. در لایه‌های زیرین این سازگاری نیز نوعی خشم انباشته، فرسودگی روانی و بی‌اعتمادی مزمن شکل می‌گیرد؛ وضعیتی که ممکن است در مقاطع مختلف، خود را در قالب واکنش‌های اعتراضی، نارضایتی‌های گسترده یا کناره‌گیری اجتماعی نشان دهد.

از همین رو، مساله اصلی این مقاله نه صرفا اینترنت، حجاب، اقتصاد یا فرهنگ، بلکه چگونگی تبدیل حق به امتیاز و پیامدهای روانی و اجتماعی آن است؛ فرایندی که به نظر می‌رسد امروز بیش از هر زمان دیگری با پرسش و تردید جامعه روبه‌رو شده است.

پربازدیدترین‌ها

آکسیوس: ترامپ در گفت‌وگوی تلفنی خطاب به نتانیاهو فریاد زد «تو دیوانه‌ای لعنتی»
۱

آکسیوس: ترامپ در گفت‌وگوی تلفنی خطاب به نتانیاهو فریاد زد «تو دیوانه‌ای لعنتی»

۲

فرمانده بازداشت‌شده کتائب حزب‌الله در دادگاه نیویورک با رد اتهامات خود: ما در جنگ هستیم

۳

بی‌بی‌سی: حملات جمهوری اسلامی به ۲۰ سایت نظامی آمریکا در منطقه آسیب زده است

۴

فهرست پرابهام قلعه‌نویی؛ دو نفر از سه بازیکن ارزشمند فوتبال ایران به تیم ملی دعوت نشدند

۵

ترامپ پس از تماس با نتانیاهو از توقف اعزام نیروهای اسرائیلی به بیروت خبر داد

  • کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

    کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

انتخاب سردبیر

  • فرهنگستان ایران؛ یک قرن پالایش زبان فارسی
    تحلیل

    فرهنگستان ایران؛ یک قرن پالایش زبان فارسی

  • جنگ ایران موجب افزایش پروازهای عبوری و رشد درآمد حریم هوایی سوریه شد

    جنگ ایران موجب افزایش پروازهای عبوری و رشد درآمد حریم هوایی سوریه شد

  • لوازم برقی و الکترونیکی در ۵ ماه دست‌کم ۱۵۰ درصد گران‌تر شده‌اند
    روایت شما

    لوازم برقی و الکترونیکی در ۵ ماه دست‌کم ۱۵۰ درصد گران‌تر شده‌اند

  • وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد
    تحلیل

    وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد

  • کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت
    تحلیل

    کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

  • جمهوری اسلامی مهرداد محمدی‌نیا و  اشکان مالکی، از معترضان دی‌ماه، را اعدام کرد

    جمهوری اسلامی مهرداد محمدی‌نیا و اشکان مالکی، از معترضان دی‌ماه، را اعدام کرد

  • اینترنت، معیشت و میلیاردها دلار زیان؛ روایت ۸۸ روز خاموشی

    اینترنت، معیشت و میلیاردها دلار زیان؛ روایت ۸۸ روز خاموشی

  • وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد

    وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد

  • پیام مخاطبان: اینترنت باز نشده؛ این «فیلترنت» است

    پیام مخاطبان: اینترنت باز نشده؛ این «فیلترنت» است

  • نوروز و روان جمعی: بازسازی امید و هویت در دل بحران

    نوروز و روان جمعی: بازسازی امید و هویت در دل بحران

  • اینترنت، نابرابری و کنترل روانی در وضعیت بحران

    اینترنت، نابرابری و کنترل روانی در وضعیت بحران

•
•
•

مطالب بیشتر

آمریکا نوبیتکس و سه صرافی رمزارز ایرانی دیگر را تحریم کرد

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)
آمریکا نوبیتکس و سه صرافی رمزارز ایرانی دیگر را تحریم کرد
100%

ایالات متحده تحریم‌هایی را علیه چهار صرافی ایرانی ارزهای دیجیتال از جمله نوبیتکس، و همچنین چهار شهروند ایرانی مرتبط با آنها وضع و اعلام کرد که جمهوری اسلامی از فناوری رمزارز در دور زدن تحریم‌ها استفاده می‌کند.

وزارت خزانه‌داری آمریکا سه‌شنبه ۱۲ خرداد با انتشار اطلاعیه‌ای در وب‌سایت خود، شش فرد و چهار صرافی را در حوزه خدمات مالی و رمزارز جمهوری اسلامی تحریم کرد.

وزارت خزانه‌داری آمریکا نوبیتکس، بیت‌پین، رمزینکس، والکس، چهار شرکت فعال در حوزه خدمات مالی و رمزارز را به فهرست تحریم‌ها اضافه کرد. محمد آقامیر، محمدعلی آقامیر، علی خویی و امیرحسین راد مرتبط با صرافی رمزارز نوبیتکس نیز تحریم شدند.

بر اساس این گزارش، وزارت خزانه‌داری آمریکا همچنین دو فرد از جمهوری دموکراتیک کنگو را نیز در فهرست این تحریم‌ها قرار داده است.

  • نوبیتکس، یک استارت‌آپ ساده یا محلی برای دور زدن تحریم‌ها با مدیر تحریم‌شده؟

    نوبیتکس، یک استارت‌آپ ساده یا محلی برای دور زدن تحریم‌ها با مدیر تحریم‌شده؟

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، درباره تحریم‌های جدید این کشور علیه جمهوری اسلامی گفت: «در حالی که اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد است، حکومت تصمیم گرفته فناوری دارایی‌های دیجیتال را برای دستورکار فاسد خود به کار بگیرد، از جمله برای دور زدن تحریم‌ها و انتقال ثروت از کشور.»

وزارت خزانه‌داری آمریکا در بیانیه خود درباره تحریم صرافی نوبیتکس اعلام کرد که این صرافی «حمایت قابل توجهی» به جمهوری اسلامی ارائه داده و تعداد «قابل توجهی» از تراکنش‌های دیجیتال مرتبط با سپاه و بانک مرکزی ایران را تسهیل کرده است.

همچنین در بیانیه وزارت خزانه‌داری آمریکا آمده است: «پس از آغاز عملیات نظامی آمریکا در ایران، نوبیتکس نقش مهمی در حفاظت و جابه‌جایی دارایی‌ها و انتقال وجوه از ایران ایفا کرد تا ثروت حکومت را حتی با وجود قطعی اینترنت محفوظ نگه دارد.»

در اردیبهشت‌ماه، خبرگزاری رویترز در گزارشی تحقیقی به عملکرد صرافی رمزارزی «نوبیتکس»، به‌عنوان بزرگ‌ترین پلتفرم کریپتو در ایران پرداخت و نوشت این صرافی که به یکی از ابزارهای کلیدی در دور زدن تحریم‌های بین‌المللی تبدیل شده، متعلق به فرزندان محمد باقر خرازی است.

100%

ایران‌اینترنشنال، پیش از این در پنجم شهریور ۱۴۰۴ در گزارشی اختصاصی خبر داده بود اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد در جریان هک صرافی «نوبیتکس»، مهاجمان توانستند دارایی‌های شبکه وابسته به جمهوری‌اسلامی را از دارایی مشتریان عادی متمایز کنند. هکرها می‌گویند نوبیتکس تحریم را دور می‌زد، اما مدیران شرکت می‌گویند این یک شرکت استارت‌آپی است.

۲۸ خرداد، در حالی که جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و جمهوری‌اسلامی در جریان بود، گروه «گنجشک‌ درنده» که به اسرائیل منسوب است، از هک صرافی نوبیتکس خبر داد.

پیش از آن، برخی مشتریان این صرافی گزارش کرده بودند پیام‌هایی در پیام‌رسان‌هایی مانند اپلیکیشن‌های معاملات و تلگرام دریافت کردند که در آن، به آنها هشدار داده شده بود دارایی خود را از صرافی نوبیتکس خارج کنند.

به‌نوشته رویترز، این شرکت در سال ۲۰۱۸ از سوی دو برادر، علی و محمد خرازی، تاسیس شد؛ افرادی که به یکی از بانفوذترین خانواده‌های جمهوری اسلامی تعلق دارند اما برای فعالیت‌های خود از نام خانوادگی جایگزین «آقامیر» استفاده کرده‌اند.

فارین افرز: جمهوری اسلامی منازعه را کارآمدتر از دیپلماسی می‌داند

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

فارین افرز نوشت حتی در صورت دستیابی تهران و واشینگتن به توافق نیز آنها همچنان درگیر منازعه‌ای گسترده‌تر باقی خواهند ماند، زیرا همچنان تا حل اختلاف‌های اصلی فاصله زیادی دارند و جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده که در شرایط کنونی منازعه برایش کارآمدتر از دیپلماسی است.

مجله آمریکایی فارین افرز در تحلیلی که سه‌شنبه ۱۲ خرداد منتشر شد نوشت حتی اگر تهران و واشینگتن به توافقی هم برسند، همچنان درگیر منازعه‌ای گسترده‌تر خواهند ماند و به تبادل حملات لفظی و شاید حملات نظامی ادامه خواهند داد.

محمد آیت‌اللهی‌تبار، تحلیلگر مسائل ایران و دانشیار روابط بین‌الملل در دانشگاه تگزاس، در این مقاله نوشت تداوم منازعه تهران و واشینگتن دو علت اصلی دارد: نخست، پابرجا ماندن اختلاف‌های بنیادین میان دو طرف و بعید بودن حل‌وفصل آنها در آینده نزدیک.

در توضیح این دلیل آمده است: «واشینگتن همچنان از تهران می‌خواهد برنامه غنی‌سازی هسته‌ای خود را به‌طور کامل برچیند، همه اورانیوم غنی‌شده را تحویل دهد، به حمایت از متحدان منطقه‌ای خود پایان دهد و تنگه هرمز را بازگشایی کند. با این حال، ایران بارها از چشم‌پوشی از غنی‌سازی خودداری کرده است. ایران می‌گوید احتمالا تنها پس از آن حاضر خواهد شد باقی خواسته‌های واشینگتن را بررسی کند که ایالات متحده کنترل حکومت ایران بر تنگه هرمز را به رسمیت بشناسد، خسارت‌های جنگی ایران را جبران کند، به جنگ اسرائیل در لبنان پایان دهد و دارایی‌های مسدودشده ایران را آزاد کند.»

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

فارین افرز: جمهوری اسلامی منازعه را کارآمدتر از دیپلماسی می‌داند

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۱۹:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)
فارین افرز: جمهوری اسلامی منازعه را کارآمدتر از دیپلماسی می‌داند
100%

فارین افرز نوشت حتی در صورت دستیابی تهران و واشینگتن به توافق نیز آنها همچنان درگیر منازعه‌ای گسترده‌تر باقی خواهند ماند، زیرا همچنان تا حل اختلاف‌های اصلی فاصله زیادی دارند و جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده که در شرایط کنونی منازعه برایش کارآمدتر از دیپلماسی است.

مجله آمریکایی فارین افرز در تحلیلی که سه‌شنبه ۱۲ خرداد منتشر شد نوشت حتی اگر تهران و واشینگتن به توافقی هم برسند، همچنان درگیر منازعه‌ای گسترده‌تر خواهند ماند و به تبادل حملات لفظی و شاید حملات نظامی ادامه خواهند داد.

محمد آیت‌اللهی‌تبار، تحلیلگر مسائل ایران و دانشیار روابط بین‌الملل در دانشگاه تگزاس، در این مقاله نوشت تداوم منازعه تهران و واشینگتن دو علت اصلی دارد: نخست، پابرجا ماندن اختلاف‌های بنیادین میان دو طرف و بعید بودن حل‌وفصل آنها در آینده نزدیک.

در توضیح این دلیل آمده است: «واشینگتن همچنان از تهران می‌خواهد برنامه غنی‌سازی هسته‌ای خود را به‌طور کامل برچیند، همه اورانیوم غنی‌شده را تحویل دهد، به حمایت از متحدان منطقه‌ای خود پایان دهد و تنگه هرمز را بازگشایی کند. با این حال، ایران بارها از چشم‌پوشی از غنی‌سازی خودداری کرده است. ایران می‌گوید احتمالا تنها پس از آن حاضر خواهد شد باقی خواسته‌های واشینگتن را بررسی کند که ایالات متحده کنترل حکومت ایران بر تنگه هرمز را به رسمیت بشناسد، خسارت‌های جنگی ایران را جبران کند، به جنگ اسرائیل در لبنان پایان دهد و دارایی‌های مسدودشده ایران را آزاد کند.»

  • وال‌استریت ژورنال: آمریکا عمان را برای قطع رابطه با تهران تحت فشار گذاشته است

    وال‌استریت ژورنال: آمریکا عمان را برای قطع رابطه با تهران تحت فشار گذاشته است

نویسنده دلیل دوم تداوم درگیری را «ترجیح منازعه بر دیپلماسی» از نگاه جمهوری اسلامی می‌داند و می‌نویسد تهران جنگ را ابزاری برای افزایش قدرت بین‌المللی خود تلقی می‌کند؛ از جمله با حمله به کشورهای عربیِ میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا و ایجاد شکاف میان واشینگتن و شرکای آن در خلیج فارس.

در بخشی از این مقاله آمده است: «به نظر می‌رسد جنگ به تهران کمک می‌کند قدرت بین‌المللی خود را افزایش دهد. ایران با حمله به کشورهای عربی میزبان پایگاه‌های آمریکایی موفق شده است میان مقام‌های آمریکایی و شرکای آن‌ها در خلیج فارس، که به‌شدت خواهان یک توافق پایدار هستند، شکاف ایجاد کند. با بستن تنگه هرمز نیز مجموعه‌ای از کشورهای سراسر جهان را وادار کرده است قدرتش را به رسمیت بشناسند و بر سر سرنوشت کشتی‌های خود مذاکره کنند. در همین حال، توافق‌های پیشین با ایالات متحده همواره از هم فروپاشیده‌اند.»

نویسنده در پایان نتیجه گرفته است که راهبرد جمهوری اسلامی، بر خلاف آنچه اغلب تصور می‌شود، صرفا دوام آوردن در برابر حملات آمریکا و دنبال کردنِ راهبردهای حل مناقشه نیست، بلکه می‌خواهد شیوه برخورد ایالات متحده، متحدان آمریکا و در واقع جهان گسترده‌تر با تهران را به‌طور بنیادین تغییر دهد و به «قطبی در یک نظم چندقطبی بدل شود».

فارین افرز، نشریه تخصصی اندیشکده «شورای روابط خارجی آمریکا» و از رسانه‌های اثرگذار در حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل در ایالات متحده است. این مجله گرچه رسانه‌ای حزبی به شمار نمی‌رود، اما معمولا بازتاب‌دهنده نگاه جریان اصلی و نخبگان سیاست خارجی آمریکا به تحولات جهانی است.

عصائب اهل الحق، از گروه‌های نیابتی تهران، از تصمیم خود برای ادغام در ارتش عراق خبر داد

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۱۶:۵۴ (‎+۱ گرینویچ)
عصائب اهل الحق، از گروه‌های نیابتی تهران، از تصمیم خود برای ادغام در ارتش عراق خبر داد
100%
قیس خزعلی، رهبر گروه مسلح عصائب اهل الحق

گروه شیعه «عصائب اهل الحق»، از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق، با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد ارتباط تشکیلاتی خود را با حشد الشعبی، دیگر گروه نزدیک به تهران، قطع می‌کند و سلاح‌های خود را به دولت عراق تحویل خواهد داد.

بر اساس بیانیه رهبری این گروه به ریاست قیس خزعلی که سه‌شنبه ۱۲ خرداد منتشر شد، عصائب اهل الحق در چارچوب سیاست «حصر سلاح در اختیار دولت» قصد دارد تحت فرماندهی کل نیروهای مسلح عراق فعالیت کند.

در این بیانیه همچنین آمده است که یک کمیته مرکزی برای پیگیری روند اجرایی این تصمیم تشکیل شده است.

ماموریت این کمیته شامل سرشماری کامل نیروها، تهیه فهرستی از تمامی سلاح‌ها و تجهیزات لجستیکی و همچنین تکمیل روند قطع ارتباط با حشد الشعبی و ادغام در ساختارهای امنیتی دولت عراق خواهد بود.

ریاست این کمیته به الحاج جواد الطليباوی، از فرماندهان ارشد عصائب اهل الحق، واگذار شده است.

  • آیا شبه‌نظامیان وابسته به جمهوری اسلامی در عراق واقعا آماده تحویل سلاح‌هایشان هستند؟

    آیا شبه‌نظامیان وابسته به جمهوری اسلامی در عراق واقعا آماده تحویل سلاح‌هایشان هستند؟

در ماه‌های اخیر، آمریکا فشارها بر دولت عراق را برای محدود کردن نفوذ گروه‌های مسلح تحت حمایت جمهوری اسلامی در این کشور شدت بخشیده است.

۲۳ اردیبهشت، شاخون عبدالله، رییس فراکسیون حزب دموکرات کردستان عراق، در گفت‌وگوی اختصاصی با ایران‌اینترنشنال اعلام کرد علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق، توصیه‌های واشینگتن را درباره دور نگه ‌داشتن گروه‌های مسلح از دولت خود جدی گرفته است.

تاکید بر انحصار سلاح در دست دولت

عصائب اهل الحق در ادامه بیانیه خود اعلام کرد تصمیم اخیر این گروه در چارچوب «رهنمودهای مرجعیت شیعه» در عراق، مواضع سیاسی ائتلاف «چارچوب هماهنگی» و همچنین تعهدات پیشین خزعلی مبنی بر انحصار سلاح در دست دولت اتخاذ شده است.

عصائب اهل الحق که یکی از بانفوذترین گروه‌های وابسته به حشد شعبی به شمار می‌رود، از سوی آمریکا به‌عنوان سازمانی «تروریستی» شناخته می‌شود.

حشد الشعبی ائتلافی از گروه‌های مسلح در عراق است که در سال ۲۰۱۴ برای مقابله با تهدیدهای داعش شکل گرفت.

  • فرمانده بازداشت‌شده کتائب حزب‌الله در دادگاه نیویورک با رد اتهامات خود: ما در جنگ هستیم

    فرمانده بازداشت‌شده کتائب حزب‌الله در دادگاه نیویورک با رد اتهامات خود: ما در جنگ هستیم

جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر به تامین مالی و تسلیحاتی شبه‌نظامیان عراقی پرداخته و از این نیروها برای کشتار شهروندان در جریان اعتراضات دی‌ماه در ایران استفاده کرده است.

گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی در عراق همچنین از زمان آغاز جنگ اخیر در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حملاتی را علیه چند کشور منطقه انجام داده‌اند.

تغییر بنیادین در چشم‌انداز امنیتی عراق؟

پایگاه خبری کردستان۲۴ نوشت تصمیم عصائب اهل الحق برای تغییر راهبرد خود و فاصله گرفتن از فعالیت‌های شبه‌نظامی می‌تواند چشم‌انداز امنیتی عراق را «به‌طور بنیادین» دگرگون کند.

بر اساس این گزارش، تحول اخیر در پی «همگرایی ناگهانی و فشرده نیروهای سیاسی در بغداد برای مهار بازیگران مسلح» خارج از چارچوب رسمی دولت انجام شده است.

عصائب اهل الحق دومین گروه مسلح عراقی است که به‌صورت رسمی از تحویل سلاح و پایبندی به دولت عراق خبر می‌دهد.

پیش‌تر در ششم خرداد، گروه «سرايا السلام» وابسته به مقتدی صدر تصمیم مشابهی اتخاذ کرده بود.

فرهنگستان ایران؛ یک قرن پالایش زبان فارسی

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۱۴:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
امید کشتکار
فرهنگستان ایران؛ یک قرن پالایش زبان فارسی
100%

آن‌چه بر زبان فارسی در دوران افول قاجار و به قدرت رسیدن پهلوی گذشت، نمونه‌ای است از تلاش یک زبان کهن برای رویارویی با جهان تازه‌ای که به آن هجوم آورده بود. در این نبرد نابرابر، «فرهنگستان ایران» با ادیبان و نامدارانی که بنیانگذارش بودند، نقشی کلیدی داشت.

فرهنگستان ایران ۱۲ خرداد در حالی وارد دهمین دهه‌ حیات خود شد که به عنوان نهادی دولتی، نقشی غیر قابل انکار در پالایش زبان فارسی و آن‌چه ما امروز می‌نویسیم و می‌گوییم، داشته است.

انقلاب صنعتی و ورود زبان‌های خارجی

پس از ۱۵۰ سال آشوب و جنگ در ایران، فتحعلی‌شاه قاجار در سال ۱۱۷۶ خورشیدی به سلطنت رسید. دورانی که بازگشت به عصر طلایی دربار ایرانی بود.

در دوران فتحعلی‌شاه بسیاری از سنت‌های قدیمی، پرزروق‌وبرق و پیچیده‌ دربار احیا شد. این تکلف درباری به ادبیات هم راه یافت و در تمام سلسله‌ قاجار ادامه یافت. حتی وقتی ناصرالدین‌شاه به‌قدرت رسید و تلاش کرد نمادهای مدرن را وارد شهر و جامعه کند، این زبان ادبی کهنه، تغییر نیافت.

دوران پادشاهی ناصرالدین‌شاه همزمان با دهه‌ پایانی انقلاب صنعتی اول و آغاز انقلاب صنعتی دوم بود.

انقلاب اول که با تکنولوژی‌های نوظهوری مانند ماشین بخار آغاز شد، تغییرات عظیمی به صنایع و همچنین زندگی عمومی مردم داد.

انقلاب دوم با تولید برق و تکنولوژی‌های حمل‌ونقل، بیش از پیش زندگی انسان معاصر را دگرگون کرد.

دوران ناصرالدین‌شاه و پادشاهان پس از او آمیخته با مظاهر این فن‌آوری‌های جدید بود.

در فاصله‌ چند دهه تعداد زیادی از کلمات زبان‌های دیگر وارد زبان فارسی شدند؛ زبانی که پیش از آن با سیل کلمات عربی برخی از واژه‌های تاریخی خود را از دست داده بود. کلماتی از زبان‌های فرانسوی، انگلیسی، روسی و آلمانی بدون آن‌که معادل‌سازی شوند در گفتار روزانه، روزنامه‌ها، کتاب‌ها و نامه‌ها استفاده می‌شدند.

به نظر می‌رسید زبان فارسی یارای مقابله با این هجوم را ندارد. رشته‌های فنی، علوم پزشکی، صنایع نظامی، آموزش و بسیاری دیگر از شاخه‌ها نیاز به واژه‌هایی تازه داشتند که مستقیم از زبان خارجی وارد و استفاده می‌شدند.

100%

دوران رضاشاه و بازسازی ارتش

با آغاز سده‌ جدید، دوران تازه‌ای در ایران آغاز شد.

پس از کودتای سوم اسفند، ایران وارد عصری جدید می‌شد. وقتی رضاخان سردارسپه به نخست‌وزیری رسید، نوآوری در بسیاری از جنبه‌های حکومت‌داری شروع شد.

از نخستین اقدامات رضاخان پس از کودتا، تشکیل ارتش یک‌پارچه‌ ملی بود. در دوران او ارتش نوسازی شد و بخش‌های دیگری از جمله نیروی هوایی به آن افزوده شد.

تغییر ارتش سنتی قاجاری به ارتشی مدرن، نیازمند صنایع نظامی جدید، تسلیحات مدرن و ساختاری نوین بود. لغات و اصطلاحات سابق هم دیگر جوابگوی این مدرن‌سازی نبودند.

نخستین انجمن‌های واژه‌گزینی

سال ۱۳۰۳ خورشیدی انجمنی برای وضع واژه‌های جدید نظامی تشکیل شد. در این انجمن نمایندگانی از وزارت‌خانه‌های جنگ، معارف و صنایع مستظرفه حضور داشتند. کسانی مانند یحیی دولت‌آبادی، غلامحسین رهنما و صدیق اعلم و نظامیانی چون سرتیپ مقتدر، سرلشکر جلایر و سرلشکر غفاری، از آن دسته بودند.

بیش از ۳۰۰ واژه‌ تازه، حاصل کار این انجمن بود.

هشت سال بعد، دکتر صدیق اعلم، انجمن وضع لغات و اصطلاحات علمی را در دارالمعلمین عالی دایر کرد که به تعلیم معلمان اختصاص داشت.

این انجمن تا سال ۱۳۱۹ به‌صورت هفتگی فعالیت داشت و تا ۴۰۰ لغت جدید را برابرسازی کرد.

ملی‌گرایی و ایدئولوژی حاکم

پس از به قدرت رسیدن رضاشاه، ایدئولوژی حاکم تغییر کرد. پهلوی اول و روشن‌فکران همراهش، نوعی از ملی‌گرایی نوین را ترویج می‌کردند. یکی از اصول مهم این ملی‌گرایی جدید، بازگشت به تاریخ ایران خصوصا تاریخ پیش از اسلام بود. بر همین مبنا از شاهان هخامنشی و ساسانی و نمادهای باستانی غبارزدایی شد و شاعرانی مانند ابوالقاسم فردوسی، خیام، سعدی و حافظ، مورد توجه قرار گرفتند.

هم‌زمان گروهی از روشن‌فکران تحصیل‌کرده‌ غرب در دو جهت متفاوت سعی در تغییر در زبان فارسی داشتند. گروهی به‌دنبال تغییر رسم‌الخط فارسی به لاتین بودند و گروهی دیگر با استفاده از نفوذ خود یا رسانه‌ها، شروع به عربی‌زدایی افراطی کردند.

کلمات سره فارسی ساخته یا از متون کهن قرض گرفته شده، در برابر واژه‌های عربی به کار می‌رفتند. بیشتر این واژه‌ها به‌قدری از زبان دور یا بدآهنگ بودند که هرگز استفاده نشدند.

اصلاحات آتاتورک در ترکیه موضع هر دو گروه را تقویت می‌کرد.

در دوران آتاتورک نه تنها رسم‌الخط زبان ترکی به لاتین تغییر کرد، بلکه تصفیه‌ زبان از لغات خارجی آغاز شد.

آکادمی‌های فرانسه و فرهنگستان

سال ۱۳۱۳ وزارت معارف تصمیم گرفت ایده‌ آکادمی‌های فرانسه را در ایران پیاده کند.

انستیتو فرانسه مجموعه‌ای از آکادمی‌ها در شاخه‌های مختلف از جمله زبان، علوم، علوم انسانی و هنر هستند که در سال ۱۷۹۵ تاسیس شده است.

نخستین گام وزارت معارف، تاسیس آکادمی طبی بود. برای معادل آکادمی، کلمه‌ فرهنگستان از زبان پهلوی برگزیده شد که معنای آن مکان فرهنگ است.

هدف از تاسیس فرهنگستان‌ها ترجمه و تالیف کتاب و تحقیق علمی بود، اما فضای افراطی سره‌نویسی، گروهی از ادیبان کهن را نگران کرده بود. یکی از آن‌ها محمدعلی فروغی، نخست‌وزیر وقت بود. فروغی سیاستمداری عالی‌رتبه و نویسنده و ادیبی چیره‌دست بود و آثار متعددی از او در تاریخ و فلسفه و ادبیات منتشر شده است.

فروغی به شاه پیشنهاد داد تا برای مهار جریان متعصب و یک‌دست‌سازی واژه‌گزینی و نجات زبان فارسی از لغات بیگانه، فرهنگستانی تاسیس شود.

رضاشاه ایده‌ او را پذیرفت. از دل این ایده، فرهنگستان ایران متولد شد.

محمدعلی فروغی در کنار رضاشاه پهلوی
100%
محمدعلی فروغی در کنار رضاشاه پهلوی

تاسیس فرهنگستان ایران

اساسنامه‌ فرهنگستان ایران به‌وسیله وزارت معارف تهیه شد. وزیر معارف در آن زمان علی‌اصغر حکمت بود که خود یکی از ادیبان مهم زمان بود.

۲۹ اردیبهشت ۱۳۱۴ فرمان تاسیس فرهنگستان ایران از سوی رضاشاه صادر شد. شنبه ۱۲ خرداد، نخستین جلسه فرهنگستان با حضور ۲۴ عضو پیوسته تشکیل شد. ریاست فرهنگستان در ابتدا برعهده‌ فروغی بود. پس از او، حسن وثوق به ریاست فرهنگستان رسید.

در آن سال و سال‌های بعد، استادان برجسته‌ای عضو فرهنگستان ایران بودند. نام‌هایی مانند علامه علی‌اکبر دهخدا، ملک‌الشعرای (محمدتقی) بهار، سعید نفیسی، بدیع‌الزمان فروزانفر، ابوالقاسم غنی، محمد قزوینی و محمود حسابی.

100%

مهم‌ترین وظایف فرهنگستان ایران، واژه‌سازی، پیراستن زبان فارسی و تهیه‌ دستور زبان فارسی بود.

نخستین جلسات فرهنگستان در مدرسه‌ عالی سپهسالار در نزدیکی میدان بهارستان تشکیل شد و بعد به ساختمانی در همان نزدیکی منتقل شد.

بهمن‌ماه ۱۳۱۵ نظامنامه‌ای در فرهنگستان برای واژه‌سازی تنظیم شد و بر اساس آن، روشی برای برابرسازی واژگان تعیین شد که متکی بر استفاده از واژه‌های مانوس فارسی و فارسی-عربی یا واژه‌سازی از ریشه‌‌های فارسی مطابق قواعد قطعی زبان بود. روشی کارآمد برای دوری از تعصب عربی‌زدایی و سره‌آفرینی و در عین‌حال واژه‌گزینی صحیح.

انحلال فرهنگستان اول

فرهنگستان در سال‌های ابتدایی بسیار کارآمد بود. هزاران واژه، نام و اسامی اماکن و اصطلاحات علمی تصویب شد که بسیاری از آن‌ها امروز جزیی جدایی‌ناپذیر از زبان فارسی هستند. کلماتی مانند شهرداری، بیمارستان، زایشگاه، آسایشگاه، کارگر، آتش‌نشانی، آگهی، بازپرس، بازرگانی، خواروبار و جهانگردی، تنها گوشه‌ای از هزاران واژه‌ای هستند که از فرهنگستان ایران به یادگار مانده‌اند.

با تغییر فضای سیاسی در جامعه، فرهنگستان هم دچار رکود شد. رضاشاه در سال ۱۳۱۹ ناراضی از این رکود، فرهنگستان ایران را منحل کرد و سپس فرمان به تاسیس فرهنگستان جدیدی داد.

فرهنگستان دوم کمابیش با همان اساتید و با اضافه‌شدن اعضای جدید به ریاست علی‌اصغر حکمت، وزیر معارف تشکیل شد؛ اما شهریور ۱۳۲۰ در راه بود و با اشغال ایران به‌دست قوای متفقین و سقوط رضاشاه، فرهنگستان برای بیش از دو دهه به اغما رفت.

فرهنگستان زبان ایران

در دهه‌ ۴۰ خورشیدی، محمدرضاشاه پهلوی فرمان تاسیس بنیاد شاهنشاهی فرهنگستان‌های ایران را صادر کرد. یکی از زیرمجموعه‌های این نهاد جدید، فرهنگستان زبان ایران بود که سال ۱۳۴۷ تاسیس شد.

محمد مقدم، استاد سرشناس زبان‌های باستانی و پایه‌گذار گروه‌های آموزشی زبان‌شناسی دانشگاه تهران، ریاست فرهنگستان زبان ایران را به‌عهده داشت و این فرهنگستان تا سال ۱۳۵۷ دایر بود.

امروز این فرهنگستان جای خود را به فرهنگستان زبان و ادب فارسی به ریاست غلامعلی حداد عادل داده است.

میراث فرهنگستان ایران

میراث فرهنگستان ایران در دوران رضاشاه میراثی غنی است. ادیبان عضو فرهنگستان هر کدام درکی عمیق از زبان فارسی داشتند و گواه آن واژه‌هایی است که ساخته شده و امروز در بافت زبان فارسی تنیده شده‌اند.

گرچه فرهنگستان ایران، منتقدانی جدی هم داشت. از جمله صادق هدایت که به‌دلیل دشمنی‌اش با ادبای نسل پیش از خود، جزوه‌ای در نقد مصوبات فرهنگستان منتشر کرد.

با این حال بسیاری از واژه‌هایی که هدایت آن‌ها را مسخره کرده بود، امروز جزیی از زبان فارسی هستند. کلماتی مانند دانشکده، دانشگاه، شهربانی، دادگستری، باشگاه، پرونده، استوار و سروان، از جمله واژه‌هایی هستند که هدایت به آن‌ها نقد داشت.

100%

 پیام به فرهنگستان

فروغی سال ۱۳۱۶ کتابی با عنوان «پیام به فرهنگستان» منتشر کرد که در آن بسیاری از ایده‌های پاکسازی زبان فارسی مطرح شدند. از جمله این‌که چرا بسیاری واژه‌های عربی وارد زبان فارسی شده‌اند و چه راهی برای پالایش زبان بدون آسیب به آن وجود دارد:

آمیختگی زبان به زبان دیگر به‌وجهی عیب است و به‌وجهی عیب نیست. اگر محدود به‌حد ضرورت و قسمی باشد که طبیعت زبان را فاسد نکند، عیب نیست. اما اگر برای عناصر بیگانه، در باز باشد، چنان‌که بی‌حد و شرط و به‌غیر ضرورت داخل شوند و جا را بر مواد زبان اصلی تنگ کنند، خصوصا اگر صیغه‌ها و جمله‌ها و ترکیبات بیگانه بی‌حد و شرط داخل شود، بسیار عیب است و باید از آن دوری جست. این عیب از ۶۰۰-۷۰۰ سال پیش در زبان فارسی خاصه در نثر روی داده و باید آن‌ را مرتفع نمود.

امروز پس از گذشت دهه‌ها از تاسیس فرهنگستان ایران، همچنان ایده‌ فروغی و فروغی‌ها در پاکسازی زبان فارسی در میان روشن‌فکران و نویسندگان و ادیبان وجود دارد. خصوصا در عصری که هر روز کلمه‌ بیگانه‌ تازه‌ای وارد زبان فارسی می‌شود.