ایران ممکن است بتواند بخش بزرگی از زیرساختهای انرژی آسیبدیده در جنگ را بدون استفاده از فناوریهای جدید غربی ترمیم کند. اما اینکه آیا میتواند صنعتی مدرن و قابلاتکا در حوزه انرژی بازسازی کند، پرسش دیگری است.
حملات پیاپی آمریکا و اسرائیل به تاسیسات ذخیرهسازی نفت، پالایشگاههای گاز و زیرساختهای پتروشیمی ایران آسیب وارد کرده است.
مهندسان ایرانی با حمایت تامینکنندگان چینی و روسی ممکن است بتوانند بخش قابلتوجهی از ظرفیت آسیبدیده را احیا کنند اما تحریمها، محدودیت سرمایهگذاری، فرسودگی تجهیزات و تهدید حملات بیشتر، چشمانداز بهبود پایدار این صنعت را پیچیده کرده است.
تحلیل تصاویر ماهوارهای «رصدخانه منازعات و محیط زیست» (CEOBS) پس از حملات ۱۴ ژوئن ۲۰۲۵، انهدام چهار مخزن ذخیرهسازی در انبار نفت شهران تهران را تایید کرد.
همین تحلیل، خسارتهای واردشده به فاز ۱۴ پارس جنوبی را نیز ثبت کرد؛ جایی که رسانههای دولتی ایران از توقف موقت تولید روزانه ۱۲ میلیون مترمکعب گاز خبر داده بودند.
به گزارش رصدخانه منازعات و محیط زیست، حملات بعدی در مارس ۲۰۲۶ به تاسیسات ذخیرهسازی نفت در شهران، اقدسیه و کرج و همچنین مجموعه پالایشگاه تهران آسیب وارد کرد.
آژانس بینالمللی انرژی نیز پس از حملات به عسلویه، آسیبدیدگی تاسیسات فرآورش گاز پارس جنوبی را شناسایی کرد.
زیرساختهای پتروشیمی نیز متحمل خسارتهای بیشتری شدند. نشریه تخصصی صنعت پتروشیمی «آیسیآیاس» (ICIS) گزارش داد که حملات ۴ آوریل تاسیسات تامین خدمات جانبی فجر ۱ و فجر ۲ در ماهشهر را هدف قرار داد و مجتمع بندر امام نیز تا حدی آسیب دید.
تاسیسات فجر خدمات زیربنایی ضروری را برای دیگر واحدهای صنعتی تامین میکنند؛ بنابراین آسیب به این تاسیسات میتواند تولید را در محدودهای بسیار فراتر از محلهای مستقیما هدف قرارگرفته مختل کند.
چالشهای پیش رو
گزارشهایی نیز از آغاز روند احیای ظرفیتها منتشر شده است. رویترز در ۲۳ سپتامبر به نقل از یک مقام ایرانی گزارش داد که نیمی از ظرفیت آسیبدیده پارس جنوبی احیا شده است، هرچند امکان تایید مستقل این موضوع همچنان محدود بود.
ایران از توان مهندسی داخلی قابلتوجهی برخوردار است. پیمانکاران داخلی با وجود تحریمها توسعه میدانهای نفت و گاز را ادامه دادهاند و مهندسان شرکت مپنا نیز از آزمایشهای موفق توربینهای سنگین ارتقایافته خبر دادهاند.
اما ترمیم خسارتهای فیزیکی ناشی از جنگ تنها یکی از چالشهای صنعتی است که پیش از این نیز با سالها کمبود سرمایهگذاری و محدودیت دسترسی به فناوریهای تخصصی دستوپنجه نرم میکرد.
با افزایش عمر مخازن گازی، کاهش فشار میتواند تولید را پایین بیاورد، مگر آنکه تجهیزات اضافی برای تقویت فشار نصب شود. بنابراین حفظ سطح تولید حتی در تاسیساتی که از حملات نظامی در امان ماندهاند نیز به سرمایهگذاری نیاز دارد.
این مشکل بهویژه در پارس جنوبی، میدان عظیم گازی مشترک ایران و قطر، حاد است.
بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، خروج شرکای خارجی برنامههای نصب تجهیزات تقویت فشار در بخش فراساحلی فاز ۱۱ پارس جنوبی را مختل کرده است.
این شکاف در حوزه گاز طبیعی مایعشده (الانجی) حتی آشکارتر است.
ایران مدتهاست بهدنبال توسعه صادرات گاز طبیعی مایعشده بوده است، اما بهگفته اداره اطلاعات انرژی آمریکا، محدودیتهای دسترسی به فناوری ناشی از تحریمها به توقف این برنامهها کمک کرده است.
بازسازی تجهیزات آسیبدیده فرآورش گاز میتواند به احیای عرضه داخلی کمک کند. با این حال، چنین اقدامی بهخودیخود یک صنعت رقابتی صادرات الانجی ایجاد نخواهد کرد؛ صنعتی که به فناوری تخصصی مایعسازی گاز، تامین مالی، ترتیبات حملونقل دریایی و مشتریان بلندمدت نیاز دارد.
آیا مسکو و پکن به کمک میآیند؟
چین و روسیه گزینههای بالقوهای برای جایگزینی تامینکنندگان غربی به شمار میروند، اما نمیتوان فرض را بر این گذاشت که هر یک از این دو کشور حاضر یا قادر به تامین مالی و بازسازی صنعت انرژی ایران در مقیاس موردنیاز خواهد بود.
چین یکی از خریداران عمده نفت ایران است و میتواند تجهیزات، خدمات مهندسی و منابع مالی پروژهها را تامین کند. با این حال، خرید نفت خام با تخفیف لزوما به معنای تمایل به اجرای پروژههای زیرساختی پرهزینه و بلندمدت نیست.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا خروج شرکت ملی نفت چین (CNPC) از فاز ۱۱ پارس جنوبی پس از اعمال مجدد تحریمهای آمریکا را مستند کرده است. شرکتهای چینی که اجرای پروژههای جدید را بررسی میکنند، همچنان باید امنیت دریافت پرداختها، دسترسی به تجهیزات و بازدهی سرمایهگذاری در مقایسه با فرصتهای موجود در دیگر مناطق را ارزیابی کنند.
کمکهای روسیه نیز با محدودیتهای مشابهی روبهروست.
تفاهمنامه ۴۰ میلیارد دلاری که در سال ۲۰۲۲ میان گازپروم و شرکت ملی نفت ایران امضا شد، انتظاراتی را درباره مشارکت گسترده روسیه ایجاد کرد. اما مرکز پژوهشهای کنگره آمریکا درباره منابع مالی روسیه و میزان منفعت تجاری این کشور از گسترش صادرات گاز ایران تردیدهایی مطرح کرده است.
بازسازی نه به ارزش مالی تفاهمنامهها، بلکه به تامین مالی قطعی، تحویل تجهیزات و بازگشت تاسیسات به مدار بهرهبرداری بستگی دارد.
تخریب، بازسازی و تکرار دوباره
تحریمها و محدودیتهای پرداختهای بینالمللی، دسترسی ایران به سرمایه خارجی و تجهیزات وارداتی را محدود میکنند و اختلال در صادرات نفت نیز درآمدهای در دسترس برای بازسازی را بیش از پیش کاهش میدهد.
حتی در مواردی که ایران از منابع مالی و توان فنی لازم برای بازسازی برخوردار باشد، احتمال ازسرگیری حملات نظامی مانع دیگری ایجاد میکند.
اگرچه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، درباره ازسرگیری حملات ابراز تردید کرده است، بنا بر گزارشها، برنامهریزان نظامی آمریکا و اسرائیل حملات بیشتری به تاسیسات پتروشیمی ایران را بررسی کردهاند.
احتمال حملات دوباره، بازسازی بلندمدت را دشوارتر میکند. شرکتها ممکن است تمایلی به تامین مالی پروژهها، عرضه تجهیزات تخصصی یا اعزام کارکنان به تأسیساتی نداشته باشند که احتمال دارد بار دیگر هدف حمله قرار گیرند.
این وضعیت تعیین اولویتهای بازسازی را بهویژه مهم میسازد. احیای تاسیسات تصفیه و فرآورش گاز و تاسیسات خدمات زیربنایی مشترک صنعتی ممکن است چندین واحد پاییندستی را دوباره وارد مدار تولید کند؛ در حالی که تعمیر یک تاسیسات صادراتی مجزا، در صورت تداوم اختلال در ارتباطات تامین خوراک آن، ممکن است منافع محدودی داشته باشد.
زمانبندی احیای ظرفیتها نیز تفاوتهای قابلتوجهی خواهد داشت. برخی واحدهای آسیبدیده در صورت دسترسی به تجهیزات ممکن است ظرف چند هفته یا چند ماه فعالیت خود را از سر بگیرند، در حالی که جایگزینی تجهیزات اصلی و ارتقای فناوری ممکن است سالها طول بکشد.
مهندسان ایرانی و شرکای چینی و روسی آنها ممکن است بتوانند بخش بزرگی از زیرساختهای آسیبدیده را احیا کنند.
اما بدون سرمایهگذاری مستمر، دسترسی به فناوریهای تخصصی و حفاظت در برابر حملات بیشتر، تهران در معرض این خطر قرار دارد که بهجای دستیابی به احیای پایدار، در چرخهای از تخریب و بازسازی گرفتار شود.
دادستان مرکز استان چهارمحال و بختیاری از صدور کیفرخواست برای مدیر مدرسه غیردولتی «صعود» در شهرکرد و دیگر افراد مرتبط با انتشار ویدیویی از رقص در این مدرسه بهدلیل «جریحهدار شدن عفت عمومی» خبر داد.
نصرالدین صالحی، دادستان مرکز استان چهارمحال و بختیاری، چهارشنبه ۱۳ آبان اعلام کرد پس از بررسی اتهامات و تکمیل تحقیقات در دادسرای شهرکرد، کیفرخواست متهمان صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه ارسال شده است.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گزارش داد این پرونده پس از انتشار ویدیویی در صفحه رسمی دبیرستان غیردولتی «صعود» و بازتاب آن در فضای مجازی تشکیل شد.
در این ویدیو صحنههایی از رقص افراد و ورقهای بازی دیده میشود و فارس ورقهای بازی را «مرتبط با قمار» توصیف کرده است.
این خبرگزاری همچنین نوشت که پس از انتشار ویدیو، آموزشوپرورش چهارمحال و بختیاری موضوع را در شورای نظارت بر مدارس غیردولتی بررسی کرد و مدیرکل این نهاد نیز از برخورد قانونی با افراد مرتبط خبر داد.
در گزارش منتشر شده در فارس به تعداد دقیق متهمان، هویت دیگر افراد مرتبط با پرونده و عناوین اتهامی آنها اشاره نشده است.
در همین حال، اسناد و اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند وزارت آموزشوپرورش در دستورالعملی تازه، مدارس را موظف کرده است زمینه حضور حداکثری دانشآموزان را در تجمعات حکومتی فراهم کنند.
شماری از دانشآموزان از تهدید به کسر نمره و برخورد انضباطی در صورت شرکت نکردن در این برنامهها خبر دادهاند.
دادگستری چهارمحال و بختیاری ۲۵ شهریور از تشکیل پرونده کیفری برای مدیر مدرسه «صعود» و دیگر افراد مرتبط خبر داد و اعلام کرد رسیدگی به موضوع در شعبه بازپرسی دادسرای شهرکرد در جریان است.
ارشاد شاهقلی، مدیر روابط عمومی آموزشوپرورش چهارمحال و بختیاری، ۲۲ شهریور اعلام کرده بود که به گفته مدیر مدرسه، ویدیوی منتشر شده مربوط به یک دورهمی خانوادگی در فضای مدرسه بوده و به اشتباه در صفحه رسمی آن نشر و پس از مدت کوتاهی حذف شده است.
برخورد با مدیران مدارس در پی انتشار ویدیوهایی از رقص و پایکوبی دانشآموزان و معلمان، پیش از این نیز سابقه داشته است.
مهر ۱۴۰۲، پس از انتشار ویدیویی از پخش ترانه «دافی» و پایکوبی دانشآموزان در مدرسهای دخترانه در کرمان، رضا رضایی، مدیرکل آموزشوپرورش استان کرمان، از برکناری مدیر مدرسه و معرفی او به هیات تخلفات اداری خبر داد.
خرداد ۱۳۹۸ نیز پس از انتشار ویدیویی از رقص کُردی دانشآموزان دختر و معلمان یک مدرسه غیردولتی در مهاباد، مقامهای قضایی و مسئولان آموزشوپرورش این شهر از برکناری مدیر مدرسه، تجدیدنظر در گزینش معلمان و احتمال لغو مجوز مدرسه خبر دادند.
رییس انجمن متخصصان بیماریهای عفونی کشور از افزایش همزمان ابتلا به کرونا و آنفلوآنزا در ایران خبر داد و گفت سهم نمونههای مثبت کووید ۱۹ به حدود ۱۷ تا ۱۸ درصد رسیده و حدود ۵۰ درصد موارد ابتلا به این بیماری مربوط به کودکان زیر ۱۵ سال است.
آمیتیس رمضانی، عضو هیات علمی انستیتو پاستور ایران و رییس انجمن متخصصان بیماریهای عفونی کشور، چهارشنبه ۱۳ آبان در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا اعلام کرد موارد ابتلا به عفونتهای تنفسی با سرد شدن هوا افزایش یافته است.
او گفت روند ابتلا به کووید ۱۹ از بهار سال جاری صعودی بوده و بر اساس پایش نمونههای بیماران سرپایی و بستری، این روند همچنان ادامه دارد.
به گفته رمضانی، برخلاف بسیاری از کشورها که افزایش ابتلا به آنفلوآنزا با روند صعودی کرونا همراه نیست، در ایران موارد ابتلا به هر دو بیماری همزمان افزایش یافته است.
او همچنین گفت موارد مثبت آنفلوآنزا نسبت به مدت مشابه سال گذشته بیشتر شده و در حال حاضر، ویروس آنفلوآنزای نوع بی، غالب است؛ هرچند میزان شیوع آن هنوز نسبتا پایین است.
افزایش همزمان بیماریهای تنفسی در شرایطی رخ میدهد که بحران دارو و فشارهای اقتصادی، دسترسی شهروندان را به خدمات درمانی دشوار کرده است.
شماری از شهروندان ۱۲ آبان در پیامهایی به ایراناینترنشنال از ناتوانی مالی برای تهیه دارو و اقلام ضروری در شرایط اضطراری خبر دادند.
علائم طولانیمدت و ابتلای مجدد به کرونا
رییس انجمن متخصصان بیماریهای عفونی کشور گفت بیماران مبتلا به عفونتهای تنفسی معمولا علائم شدیدتر و طولانیتری دارند و ممکن است تا دو یا سه هفته درگیر بیماری بمانند.
او توضیح داد سرماخوردگی معمولی اغلب با آبریزش و گرفتگی بینی همراه است و طی سه تا چهار روز بهبود مییابد، اما کووید ۱۹ میتواند با تب و لرز، سردرد، بیحالی و درد شکم همراه باشد.
به گفته رمضانی، اختلال بویایی و چشایی در مبتلایان به کرونا نسبت به گذشته کمتر مشاهده میشود و علائم این بیماری اغلب به آنفلوآنزا شباهت دارد.
او تاکید کرد سویههای کنونی کرونا همچنان از زیرشاخههای قبلی امیکرون، از جمله XFG و RV.1، هستند و جهشهای تدریجی ویروس میتوانند اثربخشی پادتنهای ناشی از ابتلاهای قبلی یا واکسیناسیون را کاهش دهند.
رمضانی گفت موارد ابتلای مجدد به کووید ۱۹ افزایش یافته، اما شدت بیماری رشد قابل توجهی نداشته است.
او با اشاره به آسیبپذیری کودکان زیر ۱۵ سال، بر ضرورت اقدامات پیشگیرانه در مدارس تاکید کرد.
قباد مرادی، رییس مرکز مدیریت بیماریهای واگیر وزارت بهداشت، ۲۹ شهریور درباره احتمال آغاز موج تازه آنفلوآنزا هشدار داد و بر ضرورت رعایت اقدامات پیشگیرانه، بهویژه در مدارس، تاکید کرد.
او ۱۵ شهریور نیز از عبور موارد ابتلا به کرونا از آستانه هشدار پایین و افزایش مبتلایان به آنفلوآنزا خبر داده بود.
پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا و به دست گرفتن کنترل هر دو مجلس کنگره، امکان نظارت بیشتر بر جنگ دونالد ترامپ با حکومت ایران را فراهم کرده است.
با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند این شکست انتخاباتی ممکن است رییسجمهوری آمریکا را به گسترش عملیات نظامی پیش از آغاز به کار کنگره جدید در ژانویه ترغیب کند.
پیروزی دموکراتها مخالفان جنگ را در موقعیت قدرتمندتری برای بررسی هزینههای نظامی، تحقیق درباره تصمیمهای دولت و تصویب قوانین محدودکننده اختیارات رییسجمهوری قرار میدهد.
با این حال، تا ۱۳ دی که نمایندگان و سناتورهای جدید کار خود را آغاز میکنند، ترامپ فرصت دارد اهداف نظامی خود را بدون نظارت کنگره جدید دنبال کند.
این احتمال که شکست انتخاباتی به تشدید عملیات نظامی منجر شود، در ارزیابی کارشناسان سیاست خارجی و تحلیلگرانی مطرح شده است که با ایراناینترنشنال گفتوگو کردند.
فرشته پزشک، کارشناس روابط بینالملل، با اشاره به نتیجه انتخابات گفت: «میتوان انتظار داشت آقای ترامپ برای اینکه بتواند هم قدرت خود را نشان دهد و هم بر روایت رسانهها تاثیر بگذارد، حملهای نظامی و شدید، شاید شدیدتر از آنچه در صورت حفظ کنترل کنگره انجام میداد، ترتیب دهد.»
پزشک افزود کنگره جدید ممکن است در تامین بودجه جنگ تاخیر ایجاد کند یا موانعی پیش روی دولت قرار دهد، اما این محدودیتها لزوما نمیتوانند مانع تصمیم ترامپ برای انجام عملیات نظامی شوند.
ترامپ پس از شکست جمهوریخواهان، تاثیر اقتصادی جنگ ایران بر رایدهندگان را پذیرفت، اما این برداشت را که آمریکاییها با اصل عملیات نظامی مخالف بودهاند، رد کرد.
او در مصاحبه با فاکسنیوز گفت: «فکر نمیکنم مساله جنگ باشد. فکر میکنم مساله قیمت بنزین است. مردم با کاری که من در قبال ایران انجام میدهم موافقاند، اما احتمالا حاضر نبودند پیامد کوتاهمدت آن، یعنی پرداخت پول بیشتر برای بنزین، را تحمل کنند.»
رییسجمهوری آمریکا همچنین در گفتوگو با پولیتیکو از سیاست خود در قبال جمهوری اسلامی دفاع کرد و افزود: «کاملا متقاعد شدهام که تصمیم من درباره ایران، در راستای منافع بلندمدت کشورمان و حتی جهان، کاملا درست بوده و همچنان درست است.»
آیا شکست انتخاباتی به حمله گستردهتر منجر میشود؟
باربارا اسلاوین، پژوهشگر ارشد مرکز استیمسون، ۱۱ آبان در تحلیلی نوشت دولت ترامپ پیش از انتخابات میاندورهای در حال آمادهسازی یک عملیات نظامی بزرگ علیه جمهوری اسلامی بوده و نتیجه انتخابات میتواند انگیزه رییسجمهوری برای اجرای آن پیش از آغاز به کار کنگره جدید را افزایش دهد.
اسلاوین بازگشایی تنگه هرمز و دستیابی به ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران را از اهداف احتمالی این عملیات دانست.
او در عین حال هشدار داد حملات تازه میتواند متحدان آمریکا در خلیج فارس را در معرض اقدامات تلافیجویانه بیشتر جمهوری اسلامی قرار دهد، به افزایش هزینه انرژی بینجامد و بدون تحقق اهداف واشینگتن، به تخریب گسترده منجر شود.
تشدید عملیات نظامی همچنین ممکن است فرصتی در اختیار ترامپ قرار دهد تا پیش از افزایش اختیارات نظارتی دموکراتها، برای دستیابی به نتیجهای تعیینکننده تلاش کند.
امید معماریان، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با ایراناینترنشنال تاکید کرد محاسبات ترامپ با روسای جمهوری پیشین آمریکا تفاوت دارد.
معماریان گفت: «آقای ترامپ یک رییسجمهور غیرمتعارف است که سود و زیان دستگاه محاسباتیاش با سیاستمدارهای دیگر و روسای جمهور سابق خیلی متفاوت است.»
به باور معماریان، ترامپ برخلاف سیاستمداران متعارف، لزوما پیامد تصمیمهایش برای آینده حزب جمهوریخواه را در اولویت قرار نمیدهد.
او ممکن است از فرصت باقیمانده تا ژانویه برای اجرای عملیاتی شدید بهره ببرد، تواناییهای نظامی یا هستهای ایران را تضعیف کند، اعلام پیروزی کند و سپس بهدنبال مذاکره یا کاهش هزینههای جنگ برود.
معماریان درباره تاثیر نتیجه انتخابات بر احتمال حمله افزود: «به نظر من، [نتیجه انتخابات] احتمال حمله را ممکن است بیشتر هم کرده باشد.»
او معتقد است کنترل دموکراتها بر کنگره، مدیریت جنگ را از طریق تحقیقات، جلسات استماع و بررسی تصمیمهای نظامی برای دولت دشوارتر خواهد کرد.
چنین شرایطی ممکن است انگیزه ترامپ را برای دستیابی سریعتر به نتیجه افزایش دهد، نه اینکه لزوما او را از گزینه نظامی منصرف کند.
این احتمال یک نمونه تاریخی نیز دارد. پس از شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای سال ۲۰۰۶، جورج دبلیو بوش، رییسجمهوری وقت آمریکا، با وجود افزایش مخالفت عمومی با جنگ عراق، در سال بعد شمار نیروهای آمریکایی مستقر در این کشور را افزایش داد.
این سابقه به معنای تکرار همان تصمیم از سوی ترامپ نیست، اما نشان میدهد شکست انتخاباتی لزوما به کاهش فوری عملیات نظامی منجر نمیشود.
دموکراتها تا چه اندازه میتوانند ترامپ را محدود کنند؟
کنترل کنگره اختیارات مهم قانونگذاری و بودجهای در اختیار دموکراتها قرار میدهد، اما رییسجمهوری همچنان فرمانده کل نیروهای مسلح آمریکا باقی میماند.
کنگره میتواند درباره عملکرد دولت تحقیق کند، بودجه را محدود سازد و قوانینی برای کنترل عملیات نظامی تصویب کند.
با این حال، ترامپ میتواند چنین قوانینی را وتو کند و لغو وتوی او به رای دوسوم اعضای هر دو مجلس نیاز دارد.
جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا، در مصاحبه با دویچهوله گفت: «حتی اگر دموکراتها در هر دو مجلس اکثریت داشته باشند، نفوذ آنها به ابزارهای قانونگذاری و سیاسی کنگره محدود خواهد بود.»
دموکراتها پیش از این نیز تلاش کردهاند از اختیارات مالی کنگره برای مخالفت با جنگ استفاده کنند.
تیم کین، سناتور دموکراتی که بارها عملیات نظامی ترامپ بدون مجوز کنگره را به چالش کشیده است، در ماه اوت وعده داد تلاشهایش را برای قطع بودجه جنگ ادامه دهد.
کین در بیانیهای رسمی گفت: «به هر کاری که از دستم برمیآید، برای قطع بودجه جنگی ادامه خواهم داد که در تاریخ بهعنوان یکی از احمقانهترین فجایع سیاست خارجی آمریکا ثبت خواهد شد.»
برخی دیگر از دموکراتها، از جمله کریس کونز، میان تامین دوباره ذخایر تسلیحاتی ارتش آمریکا و تامین بودجه عملیاتی که عملا جنگ را طولانیتر میکند، تفاوت قائل شدهاند.
با این حال، اگر ترامپ پیش از ژانویه دستور حملهای گسترده صادر کند، محدود کردن بودجه ممکن است از نظر سیاسی دشوارتر شود.
مراد ویسی، تحلیلگر سیاسی، گفت دموکراتها ممکن است پس از آغاز به کار کنگره جدید، با جنگی روبهرو شوند که ترامپ پیش از آن آغاز کرده است.
ویسی اضافه کرد: «حتی اگر دموکراتها مخالف جنگ باشند، اگر ترامپ جنگ را آغاز کند و در دوره ریاستجمهوری خود به پایان برساند، موضوع متفاوت است. اما اگر جنگ را به پایان نرساند، دموکراتها ناچار خواهند بود با آن بهعنوان جنگ ایالات متحده روبهرو شوند.»
به این ترتیب، مخالفت با جنگ لزوما به معنای آمادگی برای قطع منابع مورد نیاز نیروهای آمریکایی مستقر در میدان نبرد نخواهد بود.
آیا ترامپ بهدنبال سرنگونی جمهوری اسلامی خواهد رفت؟
هدف احتمالی عملیات نظامی تازه، یکی از موضوعاتی است که تحلیلگران درباره آن دیدگاههای متفاوتی دارند.
ویسی معتقد است ترامپ ممکن است ادامه دوران ریاستجمهوری خود را فرصتی برای ثبت یک میراث تاریخی بداند؛ میراثی که حتی میتواند شامل اقدام نظامی موثر در سرنگونی جمهوری اسلامی باشد.
ویسی گفت: «به نظر من، ترامپ میتواند این میراث سیاسی را نیز از خود به جا بگذارد که به سرنگونی جمهوری اسلامی کمک کرده باشد. نمیخواهم بگویم حتما این کار را انجام میدهد، اما با توجه به شخصیت ترامپ، چنین اقدامی دور از انتظار نیست و ۶۰ روز هم فرصت دارد.»
او این احتمال را با آنچه تغییر سیاست اسرائیل به سمت سرنگونی جمهوری اسلامی توصیف میکند، مرتبط دانست و افزود اگر ترامپ تصور کند یک عملیات گستردهتر میتواند دستاوردی تعیینکننده برایش داشته باشد، ممکن است از آن حمایت کند.
به باور ویسی، تمایل ترامپ به ثبت دستاوردهای شخصی میتواند در تصمیم او موثر باشد، بهویژه اگر احساس کند یک عملیات نظامی میتواند به تغییر ساختار قدرت در ایران منجر شود.
در مقابل، فرشته پزشک میان وادار کردن جمهوری اسلامی به پذیرش خواستههای آمریکا و تلاش آگاهانه برای سرنگونی آن تفاوت قائل است.
پزشک گفت: «ما هنوز شواهدی نمیبینیم که نشان دهد آقای ترامپ در حال انجام اقداماتی است که بتوان از آنها نتیجه گرفت احتمالا قصد دارد به سمت سرنگونی جمهوری اسلامی حرکت کند، نه اینکه صرفا آن را وادار به تسلیم کند.»
به ارزیابی او، ترامپ بیشتر به رویکردی شبیه الگوی ونزوئلا تمایل دارد تا مداخلهای مشابه عراق که مستلزم پذیرش مسئولیت طولانیمدت آمریکا برای بازسازی ساختار سیاسی یک کشور باشد.
پزشک همچنین این پرسش را مطرح کرد که آیا واشینگتن برنامه روشنی برای جایگزینی نهادهای حاکم بر ایران دارد یا نه.
آیا جمهوری اسلامی نتیجه انتخابات را اشتباه تفسیر میکند؟
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، نتیجه انتخابات را نشانه مخالفت مردم آمریکا با جنگ دانست و به واشینگتن درباره نادیده گرفتن آنچه خواست رایدهندگان آمریکایی خواند، هشدار داد.
قالیباف چهارشنبه ۱۳ آبان در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «مردم آمریکا به جنگ نه گفتند و ما هم با آنها موافقیم.»
او در ادامه نوشت: «اگر دولت آمریکا خواست مردمش را نادیده بگیرد و به خواستههای حامیان مالی و باجگیران بینالمللی تن دهد، پاسخ منفی ما به جنگ برای آمریکا به کابوس تبدیل خواهد شد.»
این موضعگیری، برداشت قالیباف از نتیجه انتخابات را با هشداری درباره پیامدهای ادامه عملیات نظامی آمریکا ترکیب میکند.
با این حال، تغییر ترکیب کنگره لزوما به معنای تغییر اهداف راهبردی واشینگتن نیست.
امیر حمیدی، متخصص امنیت ملی مستقر در واشینگتن، در گفتوگو با ایراناینترنشنال هشدار داد مقامهای جمهوری اسلامی نباید اختلافات سیاسی در آمریکا را نشانه تضعیف قدرت این کشور تلقی کنند.
حمیدی گفت: «رییسجمهور ترامپ ممکن است اکثریت کنگره را از دست بدهد، اما قدرت ریاست جمهوری را از دست نداده و شکست انتخاباتی یک حزب، شکست قدرت ملی آمریکا نیست.»
او گفت اشتباه گرفتن این دو موضوع میتواند هزینه یک خطای محاسباتی راهبردی را برای جمهوری اسلامی بسیار سنگین کند.
به گفته حمیدی، رییسجمهوری آمریکا همچنان فرمانده کل نیروهای مسلح است و اختیارات مهمی در دیپلماسی و مدیریت بحران دارد.
هرچند نظارت کنگره بر عملیات نظامی و هزینههای جنگ ممکن است با پیروزی دموکراتها افزایش یابد، این تحول لزوما به معنای کاهش قدرت بازدارندگی آمریکا نیست.
حمیدی همچنین تاکید کرد توانایی آمریکا تنها به شخص رییسجمهوری وابسته نیست، بلکه بر نهادهای قانونی، قدرت نظامی، اقتصاد و شبکه گسترده متحدان این کشور تکیه دارد.
پیروزی دموکراتها ممکن است جدول زمانی سیاسی جنگ ایران را تغییر داده باشد، بیآنکه کنترل فوری آن را از دست ترامپ خارج کرده باشد.
تا زمان آغاز به کار کنگره جدید، ترامپ همچنان اختیار اتخاذ تصمیمهای نظامی را دارد؛ تصمیمهایی که میتوانند مسیر جنگ را حتی پس از پایان دوره انتقالی تحت تاثیر قرار دهند.
یک حمله گسترده در این فاصله ممکن است قانونگذاران تازهوارد را در برابر تصمیمهای انجامشده و تعهدات نظامی دشوار برای بازگشت قرار دهد.
نتیجه انتخابات برای جمهوری اسلامی نیز پرسشی مهم ایجاد کرده است: آیا اختلافات سیاسی داخلی آمریکا به خویشتنداری واشینگتن منجر خواهد شد یا نزدیک شدن موعد آغاز به کار کنگره جدید میتواند انگیزه اقدام نظامی بیشتر را افزایش دهد؟
از این منظر، هفتههای پیش رو ممکن است بیش از ترکیب جدید قدرت در کنگره بر مسیر جنگ تاثیر بگذارند.
انتخاباتی که قرار بود جهت سیاست آمریکا را تغییر دهد، میتواند پیش از آنکه نمایندگان تازهمنتخب امکان اثرگذاری عملی بر جنگ را پیدا کنند، با چرخشی تعیینکننده در آن همراه شود.
مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در بیانیهای به مناسبت سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران، هرگونه «امتیاز دادن» به واشینگتن را رد کرد و درباره امید بستن به تغییرات حزبی در ایالات متحده هشدار داد.
این بیانیه چهارشنبه ۱۳ آبان همزمان با مذاکرات تهران و واشینگتن و یک روز پس از انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا منتشر شد؛ رقابتی که در آن دموکراتها اکثریت هر دو مجلس نمایندگان و سنا را به دست آوردند.
خامنهای نوشت: «اگر هنوز کسانی هستند که اندک امیدی به تغییر رفتار یا جابهجاییهای حزبی و جناحی در نظام سلطه دارند و یا تصور میکنند با امتیاز دادن به آمریکا میتوانند او را از دشمنی با ملت ایران منصرف کنند، سخت در اشتباهاند.»
رهبر دیده نشده جمهوری اسلامی افزود «کمترین گرایش تسلیمآمیز» در برابر ایالات متحده، این کشور را به سوی «زیادهخواهی بیشتر و جنگها و جسارتهای بعدی» سوق خواهد داد.
او با تکرار تهدیدهای پیشین خود هشدار داد حمله دوباره به حکومت ایران با پاسخی «بسیار وسیعتر» روبهرو خواهد شد.
پیشتر در ۱۲ آبان، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، پاسخ آمریکا به خواستههای حکومت ایران را «قانعکننده» ندانست و بازگشایی تنگه هرمز را منوط به تحقق شروط تهران کرد.
این مواضع در شرایطی مطرح میشود که چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن در هالهای از ابهام قرار دارد و گمانهزنیها درباره احتمال ازسرگیری کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی بالا گرفته است.
انتقاد از مواضع کشورهای منطقه
رهبر جمهوری اسلامی در ادامه بیانیه خود، بدون نام بردن از کشورهای عربی منطقه، حکومتهای همپیمان ایالات متحده را «دستنشانده» خواند و همکاری آنها با واشینگتن را هدف انتقاد قرار داد.
خامنهای نوشت تحولات خلیج فارس و تنگه هرمز «افسانه شکستناپذیری آمریکا» را باطل کرده و «بیوفایی و عجز قدرتهای بزرگ در دفاع از حکومتهای دستنشاندهشان» را آشکار ساخته است.
او افزود مردم آمریکا و «حکومتهای دستنشانده» هزینههای «محاسبات غلط و توهمات استکباری» را میپردازند.
مقامهای جمهوری اسلامی در حالی بر شدت لفاظیهای تهدیدآمیز خود افزودهاند که تداوم تحریمها و تشدید بحران معیشتی، توان اقتصادی مردم ایران را تحلیل برده و سفرههای آنان را هر روز کوچکتر کرده است.
همزمان، بلاتکلیفی درباره آینده نیز فشار روانی سنگینی بر جامعه وارد آورده است. با این حال، مقامهای حکومت همچنان بر ادامه سیاست خارجی خود، بهویژه رویارویی با آمریکا و اسرائیل، پافشاری میکنند.
علیرضا آقایوسفی، رییس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، سوم آبان درباره نزدیک شدن جامعه ایران به وضعیت اضطراری در حوزه سلامت روان و آسیبهای اجتماعی هشدار داد و اعلام کرد بلاتکلیفی ناشی از شرایط «نه جنگ و نه صلح» فشار شدیدی بر مردم وارد میکند.
مجتبی خامنهای ۵۷ ساله، پس از کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، در آغاز کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴، بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی منصوب شد.
او از آن زمان، در هیچ مراسم یا مکان عمومی حاضر نشده و هیچ پیام صوتی یا تصویری منتشر نکرده است. پیامهای منتسب به او تنها بهصورت مکتوب منتشر میشوند.
از اتهامزنی به حکومت پهلوی تا ستایش گروههای نیابتی
خامنهای واشینگتن را به تلاش برای «غارت داراییهای ملت ایران» در دوران پهلوی متهم کرد و نوشت مقامهای آمریکایی «با تاسیس ساواک و مسلط ساختن فضای سنگین امنیتی بر جامعه، دست حکومت جائر آن زمان را برای اقدام به سرکوب هر حرکت معترضانهای بازتر کردند».
او در راستای سخنان دیگر مقامهای جمهوری اسلامی که پس از دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه به هویت ملی و تاریخ ایران متوسل شدهاند، ایالات متحده را به تلاش برای «نابودی تمدن اصیل و کهن ایران» و «فروپاشی نظام» متهم کرد.
خامنهای در حالی از «فضای سنگین امنیتی» دوران پهلوی سخن میگوید که جمهوری اسلامی از زمان استقرار خود در سال ۵۷، بارها اعتراضات مردمی را با کشتار و سرکوب گسترده پاسخ داده است.
اعدام زندانیان سیاسی و معترضان، یکی از ابزارهای سرکوبگرانه حکومت است. در تازهترین مورد، جمهوری اسلامی ۱۲ آبان امیرحسین ملکی و امیرحسین ابراهیمی، دو تن از معترضان خیزش دیماه، را اعدام کرد.
خامنهای همچنین از «حماسهسازیهای» جبهه مقاومت «از فلسطین و لبنان تا عراق و یمن» تمجید کرد و آن را نشانه «وحدت ساحات جبهه حق» دانست.
«جبهه مقاومت» عنوانی است که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی برای گروههای مسلح مورد حمایت تهران، از جمله حماس، حزبالله لبنان، حشد شعبی عراق و حوثیهای یمن، به کار میبرند.
مقامهای حکومت ایران در ماههای اخیر بارها بر تداوم حمایت از گروههای نیابتی تاکید کردهاند.
رویترز ۱۵ مهر گزارش داد حزبالله بهتازگی ۲۰۰ میلیون دلار از جمهوری اسلامی دریافت کرده است. این خبرگزاری چهارم آبان نوشت حزبالله با کمک مالی حکومت ایران برای جنگ احتمالی تازه با اسرائیل آماده میشود.
ادامه کمکهای مالی و تسلیحاتی به گروههای نیابتی در سالهای گذشته با اعتراض گسترده ایرانیان روبهرو بوده است؛ آن هم در شرایطی که بحران معیشت، تورم و بیکاری، گذران زندگی را برای آنان دشوارتر کرده است.
پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا، واکنشهای متفاوتی در میان مخاطبان ایراناینترنشنال برانگیخت. برخی از تعلل دونالد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی و بلاتکلیفی طولانی او گفتند. گروهی دیگر معتقدند تغییر اکثریت کنگره به معنای پایان اختیار او برای اقدام نظامی نیست.
در انتخابات ۱۲ آبان، دموکراتها پس از دو سال، کنترل مجلس نمایندگان و سنا را از جمهوریخواهان پس گرفتند.
این انتخابات اختیارات ریاستجمهوری ترامپ را در دو سال باقی مانده حضورش در کاخ سفید تغییر نمیدهد اما بر تصمیمگیریها و اقدامات او بیتاثیر نخواهد بود.
یکی از مخاطبان خطاب به مقامهای جمهوری اسلامی نوشت: «خوشحالی زودهنگام نداشته باشید. یک ترامپ عصبانی برای شما بسیار مهلکتر از یک ترامپ خوشحال است.»
هشدار به خوشحالی «زودهنگام» جمهوری اسلامی
در حالی که مقامات و حامیان جمهوری اسلامی در تلاشند تا این نتایج را به عنوان یک پیروزی برای خود و نشانهای از شکست سیاستهای دولت ترامپ تفسیر کنند، نگاهی به پیامهای شهروندان نشان میدهد دیدگاه مردم ایران بسیار متفاوت، همراه با نگرانیهای عمیق است.
بسیاری از مخاطبان این خوشحالی را «زودهنگام» و ناشی از درک نادرست از ساختار قدرت در آمریکا خواندند.
یک کاربر نوشت: «مقامهای جمهوری اسلامی طوری دارند رجز میخوانند که انگار نمیدانند ترامپ هنوز دو سال دیگر بر سر کار است. و حتی همین زمان برای اتمام کار کافی است.»
شهروند دیگری اشاره کرد انتخابات کنگره الزاما تاثیر مستقیمی در حمله به جمهوری اسلامی ندارد؛ چون ترامپ میتواند با وتو کردن مخالفتها در کنگره، کماکان عملیات نظامی را اجرا کند.
دوره کنگره جدید از سوم ژانویه ۲۰۲۷ آغاز میشود. ترامپ گفته بود در صورت پیروزی دموکراتها، ممکن است آنقدر از حق وتوی مصوبات کنگره استفاده کند که به «آقای وتو» تبدیل شود.
ایراناینترنشنال پیشتر در گزارشی درباره پیامدهای انتخابات توضیح داد که اکثریت دموکراتها میتواند نظارت بر دولت و محدودیتهای بودجهای جنگ را افزایش دهد، اما عبور از وتوی رییسجمهوری به رای دو-سوم اعضای حاضر و رایدهنده در هر دو مجلس نیاز دارد.
انتقاد از سیاستهای مماشاتگرایانه ترامپ
بخش قابل توجهی از پیامها حاوی انتقاد از عملکرد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی است.
برخی بر این باورند که ترامپ با اتخاذ سیاستهای نامشخص میان مذاکره، فشار اقتصادی و اقدام نظامی، نتوانست به وعدههای خود عمل کند و فرصت پایان دادن به جنگ و تغییر حکومت ایران را از بین برد.
شهروندی نوشت: «ترامپ آنقدر این وضعیت بلاتکلیف را ادامه داد و یک روز از جنگ و روز دیگر از مذاکره گفت که فرصت سرنگونی جمهوری اسلامی را از دست داد و موقعیتی را که میتوانست برایش پیروزی باشد، به شکست تبدیل کرد.»
مخاطب دیگری گفت ترامپ با این همه «مماشات»، فقط به جمهوری اسلامی فرصت داد وقتکشی کند، پشت دیپلماسی پنهان شود و از حملات اسرائیل در امان بماند.
برخی این رویکرد را با عباراتی مانند «بازی موش و گربه» و «استراتژی یکی به نعل و یکی به میخ» توصیف کردند.
ترامپ ۱۱ آبان، در آستانه انتخابات میاندورهای، اعلام کرد برای ازسرگیری جنگ عجله ندارد و میخواهد با ادامه فشار اقتصادی، تهران را به پذیرش توافق وادار کند.
او تاکید کرد در صورت شکست مذاکرات، گزینه نظامی همچنان روی میز خواهد بود.
یکی از مخاطبان در واکنش به این رویکرد گفت ترامپ تصور میکند فشار اقتصادی، مردم ایران را به خیابانها میکشاند، در حالی که شهروندان علاوه بر مشکلات معیشتی، با سرکوب مسلحانه مواجه هستند.
شهروندی، ترامپ را مسئول از دست رفتن فرصت ادامه حملات پس از کشته شدن علی خامنهای دانست و کاربر دیگری گفت رییسجمهوری آمریکا با جلوگیری از ادامه عملیات اسرائیل، روند سرنگونی را متوقف کرد.
برخی شهروندان با اشاره به ادامه اعدامها، فشارهای اقتصادی و تهدید زیرساختهای حیاتی ایران، سیاست ترامپ را ناکارآمد توصیف کردند.
در میان نگرانیها از این تعلیق طولانی، پیامهایی نیز وجود دارند که با استناد به نمونههای تاریخی، نشان میدهند کنترل کنگره از سوی دموکراتها لزوما مانع از اقدامات نظامی و فشارهای دولت ترامپ بر تهران نخواهد شد.
برخی شهروندان در همین زمینه به تاریخ ارجاع دادهاند؛ یک کاربر فهرستی از جنگهای آمریکا را ارائه کرد که در زمان تسلط حزب مخالف بر کنگره ادامه یافته است.
تداوم جنگ ویتنام و گسترش آن به کامبوج در دوره ریچارد نیکسون، جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ و دوره جورج بوش پدر، عملیات نظامی علیه داعش و عملیات لیبی در دوره باراک اوباما، از جمله این موارد هستند.
جنگهای افغانستان و عراق در دوره جورج بوش پسر نیز نمونههایی از این مثال هستند.
از سال ۲۰۰۷ تا پایان ریاستجمهوری بوش در سال ۲۰۰۹، هر دو مجلس در اختیار دموکراتها بود اما جنگها ادامه یافتند.