ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا: هیچ عجلهای برای جنگ با جمهوری اسلامی ندارم
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دوشنبه ۱۱ آبان اعلام کرد برای ازسرگیری جنگ ایران عجله ندارد و با ادامه فشار اقتصادی، تهران را وادار به پذیرش توافق میکند. او گفت اجازه دستیابی تهران به سلاح هستهای را نخواهد داد و در صورت شکست مذاکرات، گزینه نظامی همچنان روی میز خواهد بود.
سخنان ترامپ در روز دوشنبه پاسخ این پرسش را همچنان در هالهای از ابهام نگه داشت که آیا ادامه فشار اقتصادی و مذاکرات با میانجیگری قطر میتواند فاصله میان خواستههای تهران و واشینگتن را کاهش دهد، یا پایان انتخابات آمریکا زمینه تصمیم تازهای درباره ازسرگیری عملیات نظامی را فراهم خواهد کرد.
ترامپ در گفتوگو با شبکه ۱۲ اسرائیل گفت: «برای هیچ اقدامی عجله ندارم. ما اقتصاد آنها را فلج میکنیم.»
او با اشاره به ادامه مذاکرات گفت که گفتوگوها بهخوبی پیش میرود، اما واشینگتن هنوز اطمینان ندارد چه کسی در جمهوری اسلامی تصمیم نهایی را میگیرد و نمیخواهد بار دیگر در مذاکرات معطل شود.
رییسجمهوری آمریکا گفت رهبران جمهوری اسلامی برخلاف انتظار او، برای دستیابی به توافق احساس فوریت نمیکنند، هرچند بهگفته او اکنون بیش از هر زمان دیگری از آغاز جنگ خواهان توافق هستند.
ترامپ همچنین در گفتوگوی دیگری که دوشنبه ۱۱ آبان در نیویورکپست منتشر شد، تاکید کرد که نمیخواهد جنگ ایران به درگیری طولانیمدتی مانند جنگ ویتنام تبدیل شود.
او با اشاره به کشته شدن ۱۸ نظامی آمریکایی طی ماههای گذشته گفت نیروهای آمریکا ضربات سنگینی به جمهوری اسلامی وارد کردهاند، اما در بخش قابل توجهی از این مدت درگیری مستقیمی نداشتهاند.
ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره تغییر حکومت در ایران نیز گفت که آمریکا عملا دو حکومت جمهوری اسلامی را از میان برده است و در عین حال هشدار داد که اگر مذاکرات نتیجه ندهد، ممکن است واشینگتن ناچار شود «کار را تمام کند».
بر اساس گزارش شبکه ۱۲ اسرائیل، مشاوران ترامپ درباره چگونگی ادامه سیاست آمریکا در قبال حکومت ایران به سه گروه تقسیم شدهاند.
گروه نخست معتقد است واشینگتن باید برای دستیابی به توافق تلاش کند، زیرا حمله نظامی تازه لزوما نتایجی متفاوت از حملات گذشته نخواهد داشت. گروه دوم از ازسرگیری جنگ برای «تمام کردن کار» حمایت میکند و گروه سوم خواستار ادامه محاصره دریایی و فشار اقتصادی بدون ورود فوری به دور تازه جنگ است.
به گزارش این شبکه، بیشتر رهبران کشورهای حاشیه خلیج فارس با رویکرد دیپلماتیک موافقاند. چین و روسیه نیز بر ضرورت ادامه تلاشها برای حل و فصل بحران از طریق گفتوگو و دیپلماسی تاکید کردهاند.
اختلاف بر سر این گزینهها در گفتوگوی تلفنی روز شنبه، ۹ آبان، ترامپ و بنیامین نتانیاهو نیز آشکار شده است. بهگزارش اکسیوس و شبکه ۱۲ اسرائیل، نتانیاهو از ترامپ خواسته است بلافاصله پس از انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در سوم نوامبر، حملات علیه جمهوری اسلامی از سر گرفته شود.
دو منبع آمریکایی و اسرائیلی این گفتوگو را «مستقیم و صریح» توصیف کردهاند. به گفته آنها، نتانیاهو نگران است که توافق احتمالی واشینگتن و تهران به کاهش فشار بر جمهوری اسلامی منجر شود، اما ترامپ ترجیح میدهد فعلا به مذاکرات فرصت بیشتری بدهد و اسرائیل نیز در این روند دخالت نکند.
کاخ سفید و دفتر نخستوزیری اسرائیل درباره جزییات این گزارش اظهارنظر نکردهاند.
همزمان با این تحولات آمریکا برای احتمال ازسرگیری عملیات نظامی نیز آماده میشود و تحرکات نظامی ارتش ایالات متحده در منطقه شتاب بیشتری گرفته است. والاستریت ژورنال و آسوشیتدپرس نیز در روزهای اخیر گزارش دادند که مقامهای آمریکایی به شماری از متحدان منطقهای خود درباره احتمال حملات جدید پس از انتخابات و واکنش تلافیجویانه جمهوری اسلامی هشدار دادهاند.
مذاکرات دوحه؛ ادامه تماسها بدون دستیابی به نتیجهای مشخص
در سوی دیگر، تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ ادامه دارد. مذاکرات مقامهای جمهوری اسلامی با میانجیگران قطری پس از سه روز گفتوگو، یکشنبه بدون دستیابی به توافق نهایی یا حتی نتیجهای مشخص پایان یافت. با این حال دو طرف بر ادامه تبادل پیامها تاکید کردهاند.
خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام مطلع از مذاکرات، گزارش داد که میانجیگران قطری اواخر دوشنبه ۱۱ آبان برای گفتوگو با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، درباره توافق احتمالی میان آمریکا و جمهوری اسلامی به تهران سفر میکنند.
بهگفته این مقام، یکی از موضوعات مورد بحث میان میانجیگران قطری و مقامهای جمهوری اسلامی، «نسخهای از پیشنویس توافق احتمالی تهران و واشینگتن است» که مذاکرات درباره آن از هشت روز پیش ادامه دارد.
به گزارش اکسیوس، میانجیگران قطری در این مدت با جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، و جرد کوشنر در تماس بودهاند. کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز برای پیشبرد این گفتوگوها به دوحه سفر کرده بود.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، دوشنبه گفت تهران پیشنهادهای خود را ارائه کرده و اکنون «توپ در زمین آمریکا است».
بهگفته او، مبنای مذاکرات همچنان طرح هفتمرحلهای جمهوری اسلامی است که زمان اجرای آن از هفت روز به دو روز کاهش یافته است. این طرح از جمله شامل پایان محاصره دریایی آمریکا، بازگشایی تنگه هرمز، کاهش محدودیتهای صادرات نفت ایران و لغو تحریمهای جدید است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز اعلام کرده که رایزنیها از طریق میانجیگران با شدت ادامه دارد، اما دستیابی به نتیجه به تصمیم واشینگتن بستگی دارد.
تاکید دوباره تهران بر مواضع هستهای
با وجود اصرار واشینگتن برای گرفتن امتیازی هستهای، تهران همچنان تاکید میکند که تنها پس از اجرای تعهدات آمریکا و راستیآزمایی آنها، امکان ورود به مذاکرات هستهای وجود خواهد داشت.
بقایی در نشست خبری روز دوشنبه هرگونه گفتوگو درباره انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی جمهوری اسلامی به خارج از کشور را رد کرد. او همچنین بر ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران تاکید کرد و گفت تهران همچنان عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای است و به تعهدات خود در این چارچوب پایبند خواهد ماند.
سخنگوی وزارت امور خارجه در عین حال با اشاره به کشته شدن علی خامنهای در حملات آمریکا و اسرائیل گفت بحث درباره تغییر دکترین هستهای جمهوری اسلامی موضوعی واقعی است و نباید صرفاً یک بحث داخلی تلقی شود.
این موضعگیریها در شرایطی مطرح میشود که واشینگتن خواستار محدودیتهای اساسی بر ظرفیت غنیسازی جمهوری اسلامی است و ترامپ بار دیگر دستیابی تهران به سلاح هستهای را خط قرمز آمریکا اعلام کرده است.
ابهام درباره ساختار تصمیمگیری در تهران
موضوع دیگری که بر مذاکرات سایه انداخته، ابهام درباره ساختار تصمیمگیری در جمهوری اسلامی است. ترامپ در مصاحبههای دوشنبه خود با شبکه ۱۲ اسرائیل و نیویورکپست بار دیگر به این ابهام اشاره کرد.
اظهارنظرهای مقامهای جمهوری اسلامی نیز بر این ابهامات افزوده است.
در حالی که جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، با ارسال نامهای به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، عملا او را بهعنوان فرد تصمیمگیر یا کسی بهرسمیت شناخته که قادر به ایجاد اجماع در سطح رهبری جمهوری اسلامی است.
اظهارنظرهای اخیر محسن رضایی و گفتوگوی تلفنی او با ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه نیز این گمان را تقویت کرده است که در حال حاضر، و بهویژه در غیاب مجتبی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی، او دست بالا را در ساختار قدرت در تهران پیدا کرده است.
اسماعیل بقایی دوشنبه درباره نامه اخیر جیدی ونس به محسن رضایی، گفت درباره اینکه جواب این نامه به چه شکلی باشد خود دبیر شورای عالی امنیت ملی تصمیم میگیرد.
با وجود این او تاکید کرد که ترکیب هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی تغییر نکرده و محمدباقر قالیباف همچنان مذاکرهکننده تهران است.
همزمان مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، نیز از نقش و اختیارات دولت خود برای تصمیمگیری و پیشبرد مذاکرات سخن گفت.
پزشکیان دوشنبه ۱۱ آبان اعلام کرد که مجتبی خامنهای اختیاراتی در زمینه گفتوگوها به دولت داده است. او درباره جزییات این اختیارات و نقش خود در این زمینه توضیحی نداد.
محسن رضایی، دبیر شورای عالیامنیت ملی جمهوری اسلامی دوشنبه ۱۱ آبان تلفنی با ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، گفتوگو کرد و همزمان علی باقری کنی، معاون او، در پکن با وزیر امور خارجه چین دیدار کرد. همزمان با سفر باقری کنی، مشاور امنیت ملی عربستان سعودی نیز به پکن رفته است.
در حالی که گزارشها از بهنتیجه نرسیدن مذاکرات تهران و دوحه خبر میدهند، مقامهای جمهوری اسلامی بر ادامه گفتوگوها و دیپلماسی در عین آمادگی برای جنگ تاکید کردهاند.
شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی دوشنبه بدون ارایه جزییات اعلام کرد که در گفتوگوی تلفنی رضایی با پوتین، دو طرف درباره تحولات منطقهای و جهانی، بهویژه وضعیت غرب آسیا، رایزنی و بر ادامه همکاریهای راهبردی جمهوری اسلامی و روسیه «در چارچوب نقشه راه تعیینشده از سوی رهبران دو کشور» تاکید کردند.
ساعتی پیش از انتشار خبر این گفتوگوی تلفنی، وزارت امور خارجه روسیه اعلام کرد گزارشها درباره احتمال حمله جدید به ایران موجب «نگرانی شدید» است.
این وزارتخانه افزود مسکو خواستار افزایش تلاشهای دیپلماتیک برای عادیسازی اوضاع در منطقه شده است.
دیدار وزیر امور خارجه چین با نمایندگانی از تهران و ریاض
در همین حال، وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، دوشنبه ۱۱ آبان در دیدار علی باقری کنی، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در پکن، گفت طرفهای درگیر در مناقشه خاورمیانه باید به جای توسل دوباره به سلاح، بر راهحلهای سیاسی تمرکز کنند.
به گزارش شینهوا، وانگ گفت گفتوگو و مذاکره راه حل مناقشات خاورمیانه است و چین از ایران در حفاظت از حاکمیت و امنیت خود حمایت میکند.
بهگزارش رسانههای حکومتی در ایران، علی باقری کنی در این دیدار چین را قدرتی مسئول در جامعه بینالمللی، شریک راهبردی جمهوری اسلامی و بازیگری کلیدی در برقراری صلح و ثبات منطقه دانست و گفت: «ما از تلاشهای جمهوری خلق چین و بهویژه ابتکار شی جینپینگ برای ایجاد ساختار امنیتی جدید در منطقه استقبال میکنیم.»
پیشتر الحدث گزارش داده بود پیشنهادی که میانجیگران در حال بررسی آن هستند، خواستار تلاش برای جلب موافقت جمهوری اسلامی با برگزاری دوری از مذاکرات مستقیم با آمریکا و بررسی ایجاد سازوکاری بینالمللی برای تضمین اجرای تعهدات است؛ سازوکاری که میتواند شامل ایفای نقش چین به عنوان کشور تضمینکننده باشد.
وزیر امور خارجه چین دوشنبه همچنین با مساعد العیبان، مشاور امنیت ملی عربستان سعودی، در پکن دیدار و گفتوگو کرد.
بهگزارش وزارت امور خارجه چین، وانگ یی در این دیدار نیز تاکید کرد همه طرف بتوانند از طریق مذاکره به درگیریها در منطقه پایان دهند.
او هشدار داد که منطقه خلیج فارس بار دیگر در «مقطعی حساس میان جنگ و صلح» قرار گرفته است.
وزیر امور خارجه چین در عین حال تاکید کرد که همه طرفها باید برای حفاظت از امنیت انرژی و مسیرهای کشتیرانی منطقه تلاش کنند.
مشاور امنیت ملی عربستان سعودی در این دیدار پیام ویژه محمد بن سلمان، ولیعهد این کشور به شی جینگپین، رییسجمهوری چین را به وانگ یی تحویل داد.
بهگزارش خبرگزاری رسمی عربستان سعودی پیام محمد بن سلمان بر روابط دوجانبه، راههای توسعه این روابط و موضوعات مورد علاقه مشترک دو کشور متمرکز است.
خبرگزاری شینهوا هم گزارش داد که وزیر خارجه چین در دیدار با مشاور امنیت ملی عربستان اعلام کرد که پکن آماده است با همکاری ریاض، پیشرفتهای تازهای در روابط دوجانبه دو کشور به دست آورد.
جمهوری اسلامی و عربستان سعودی، در اسفند ۱۴۰۱ با میانجیگری چین توافق کردند روابط دیپلماتیک خود را پس از هفت سال قطع ارتباط، در سطح سفیر از سر بگیرند.
کاهش مراحل پیشنهادی تهران از هفت روز به دو روز
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، دوشنبه ۱۱ آبان در گفتوگو با ایرنا اعلام کرد که جمهوری اسلامی برای هر دو سناریو دیپلماسی و اقدام نظامی بیش از گذشته آمادگی دارد. او هشدار داد که اگر آمریکا بار دیگر دست به اقدام نظامی بزند، با نتیجهای بدتر از گذشته روبهرو خواهد شد.
عراقچی با اشاره به مذاکرات غیرمستقیم تهران و واشینگتن افزود که با توجه به حساسیت شرایط کنونی، رایزنیها فشردهتر شده و قطر و پاکستان بهعنوان میانجی نقش فعالی در این مذاکرات ایفا میکنند.
او گفت بازگشایی تنگه هرمز به پذیرش شروط جمهوری اسلامی بستگی دارد و در صورت پذیرش این شروط، تنگه باز خواهد شد و مذاکرات از سر گرفته میشود.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نیز دوشنبه در نشستی خبری گفت گفتوگوها ادامه دارد و موضوعات بسیار پیچیده است. گذر زمان بر پیچیدگیها افزوده و تبادل پیامها کماکان ادامه دارد.
او افزود: «تهران ابتکار هفت روزه را مطرح کرده است و دیدگاههای طرف مقابل را شنیده، ملاحظات رد و بدل شده و کماکان پیشنهاد ما درباره این روند دیپلماتیک وجود دارد، توپ در زمین آمریکاست و مطالبات ما شفاف بیان شده است.»
دونالد ترامپ این طرح را که ۳۱ شهریور از سوی عباس عراقچی در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد و دیدار با میانجیگران قطری ارایه شد، رد کرده است.
بقایی درباره طرح دو روزه و مذاکرات جمهوری اسلامی و میانجیگران قطری در روزهای اخیر گفت :« مبنای مذاکرات همان طرح هفت روزه ایران است و فشرده شده و امکان آن طی دو روز وجود دارد. این نشان دهنده حسن نیت تهران است و همه اینها به آمریکا بستگی دارد.»
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی همچنین درباره پاسخ به نامه جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، گفت درباره اینکه جواب این نامه به چه شکلی باشد خود دبیر شورای عالی امنیت ملی تصمیم میگیرد.
بقایی همچنین درباره ترکیب هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی گفت که هیچ تغییری در این زمینه رخ نداده است و مذاکرهکننده ارشد جمهوری اسلامی همچنان محمدباقر قالیباف است.
همزمان مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، دوشنبه ۱۱ آبان اعلام کرد که مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، اختیاراتی در زمینه گفتوگوها به دولت داده است. او درباره جزییات این اختیارات و نقش خود در این زمینه توضیحی نداد.
دونالد ترامپ نیز دوشنبه ۱۱ آبان در گفتوگو با پادکست «فورس وان» گفت: «ما دو حکومت آنها را از بین بردهایم. بنابراین به نوعی آن را تغییر دادهایم اما هنوز باید کسی باشد که با او صحبت کنید.»
او درباره مذاکرات نیز گفت: «ما با آنها مدارا کردهایم، چون کارشان را تمام نکردهایم، میخواهند مذاکره کنند اما مدام حرف میزنند و نهایتا در مقطعی مجبور میشویم تکلیف را روشن کنیم.»
ترامپ در عین حال بار دیگر تاکید کرد که جمهوری اسلامی رو به افول است و تهران نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند.
تاسیسات تولید گاز طبیعی مایع (الانجی) قطرانرژی در شهر صنعتی راسلفان قطر
قطر همزمان با میانجیگری میان تهران و واشینگتن، برای خرید گاز طبیعی مایع از آمریکا قراردادهای بلندمدت میبندد تا در صورت اختلال دوباره در تنگه هرمز، بخشی از درآمد صادراتی خود را حفظ کند.
وابستگی قطر به تنگه هرمز، صنعت گاز این کشور را در برابر اختلال طولانیمدت در کشتیرانی آسیبپذیر کرده است. برای شرکت دولتی قطرانرژی، خرید گاز تولیدشده در بیرون از خلیج فارس راهی است تا در صورت توقف صادرات قطر، از محل فروش محمولههای دیگر درآمد کسب کند.
قراردادهای تازه از سال ۱۴۰۸ یا پس از آن اجرا میشوند. این قراردادها میتوانند از زیانهای آینده بکاهند، اما نه تاسیسات آسیبدیده قطر را به مدار تولید بازمیگردانند و نه مسیر صادراتی آن را باز میکنند.
آسیبپذیری قطر جمعه هشتم آبان آشکارتر شد؛ روزی که یک کشتی حامل گاز طبیعی مایع قطر در خلیج فارس هدف «اجسام ناشناس» قرار گرفت و میانجیهای قطری در تهران برای دستیابی به توافقی میان جمهوری اسلامی و آمریکا مذاکره میکردند.
شرکت ناقلات، مالک کشتی «المعیده»، اعلام کرد این شناور شامگاه جمعه هدف قرار گرفت. خدمه آسیب ندیدند، آلودگی زیستمحیطی گزارش نشد و کشتی همچنان عملیاتی بود.
دوحه حمله را «اقدامی خطرناک علیه کشتیرانی و عرضه جهانی انرژی» خواند و گفت تحقیق برای شناسایی عاملان ادامه دارد.
قطر بهویژه در برابر اختلال در تنگه هرمز آسیبپذیر است. گاز طبیعی مایع نیمی از درآمد ارزی صادراتی این کشور را تامین میکند و محمولههایی که از خلیج فارس خارج میشوند باید از این آبراه عبور کنند.
برخلاف برخی صادرکنندگان نفت منطقه، قطر خط لولهای ندارد که بتواند جای مسیر دریایی صادرات گاز را بگیرد.
صادرات نفت این کشور در سال گذشته روزانه تنها ۵۳۰ هزار بشکه بود؛ بنابراین درآمد ارزی قطر بهشدت به گاز وابسته است.
بر اساس آمار رسمی دولت قطر، این کشور سال گذشته ۷۹ میلیون تن گاز طبیعی مایع صادر کرد؛ حجمی معادل ۱۷ درصد مصرف جهانی.
افزون بر آن، ۲۰ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی، معادل حدود ۱۵ میلیون تن، از طریق خط لوله دلفین به امارات متحده عربی و عمان رسید.
گاز طبیعی مایع نزدیک به ۸۴ درصد کل صادرات گاز قطر را تشکیل میداد.
این کشور از اسفند ۱۴۰۴ برای نزدیک به سه ماه صادرات گاز طبیعی مایع را تقریبا متوقف کرد و انتقال محمولهها از خرداد ۱۴۰۵ به تدریج از سر گرفته شدند. با این حال، دادههای شرکت کپلر نشان میدهد قطر در سه ماهه سوم سال فقط ۴.۵۸ میلیون تن صادر کرد؛ کمتر از یکچهارم حجم صادرات در دوره مشابه سال پیش.
صادرات در شهریور به ۱.۶ میلیون تن رسید؛ بیشترین رقم ماهانه از آغاز جنگ ایران، اما همچنان کمتر از یکچهارم میانگین پیش از جنگ.
حدود یکسوم این محمولهها به کویت رفت و در خلیج فارس ماند.
آسیب به زیرساختها نیز چشمگیر بوده است.
حملههای موشکی جمهوری اسلامی در اسفند ۱۴۰۴ واحدهای مایعسازی گاز، موسوم به «قطار» (شماره ۴ و ۶) را در راسلفان هدف گرفت. در پی این حملهها، ظرفیت سالانه تولید ۱۲.۸ میلیون تن گاز از مدار خارج شد؛ حدود ۱۷ درصد ظرفیت قطر پیش از جنگ.
سعد الکعبی، وزیر انرژی قطر و مدیرعامل قطرانرژی، ابتدا زمان تعمیر این واحدها را سه تا پنج سال برآورد کرد.
او در مصاحبهای با خبرگزاری رویترز در هفتم آبان، گفت تعمیرات حدود سه سال طول میکشد.
شرکت ایتالیایی ادیسون اعلام کرد قطرانرژی اجرای بند فورس ماژور درباره تحویل محمولهها را تا پایان آذر تمدید کرده است.
قطر به دلایل تجاری و فنی، احداث خط لولهای برای دور زدن تنگه هرمز را منتفی دانسته است.
الکعبی در شهریور گفت انتقال گاز به ساحلی دیگر مستلزم ساخت تاسیسات تازه مایعسازی است و زیرساختهایی را تکرار میکند که قطر همین حالا در حال ساخت آنهاست.
او همچنین هشدار داد خطوط لوله و تاسیسات وابسته به آنها نیز ممکن است هدف حمله قرار گیرند.
خرید گاز آمریکا راهی برای جبران درآمد از دست رفته
سرمایهگذاری قطر در خارج از کشور پیش از جنگ آغاز شده بود؛ اما قراردادهای تازه خرید گاز بخشی از برنامه این کشور برای حفظ درآمد در برابر اختلالهای احتمالی آینده در کشتیرانی است.
نخستین منبع عمده گاز قطر در خارج از خلیج فارس، پروژه گلدنپس در تگزاس است. قطرانرژی ۷۰ درصد این پروژه را در اختیار دارد و سهم باقیمانده متعلق به اکسونموبیل است. تولید گاز مایع در این پروژه از ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ آغاز شد.
ظرفیت نهایی گلدنپس سالانه ۱۸ میلیون تن است. پس از راهاندازی کامل، سهم قطرانرژی معادل ۱۲.۶ میلیون تن در سال خواهد بود. ظرفیت قطار نخست این پروژه حدود شش میلیون تن در سال است که ۴.۲ میلیون تن آن به سهم قطرانرژی تعلق میگیرد.
بخش دوم برنامه، خرید بلندمدت از تولیدکنندگان آمریکایی است. قطرانرژی در ۳۰ مهر دو قرارداد با شرکت چنیر انرژی امضا کرد تا سالانه مجموعا چهار میلیون تن گاز بخرد؛ نیمی از پایانه سابینپس در لوئیزیانا و نیم دیگر از پایانه کورپوسکریستی در تگزاس.
تحویل محمولهها از اوایل دهه ۱۴۱۰ آغاز میشود و تا حدود سال ۱۴۳۳ ادامه خواهد داشت. خرید یک میلیون تن از سهم سالانه پایانه سابینپس به تصمیم نهایی سرمایهگذاری برای توسعه آن پایانه بستگی دارد.
یک هفته بعد، قطرانرژی قراردادی ۲۰ ساله برای خرید حداکثر سه میلیون تن گاز در سال از پروژه گاز طبیعی مایع لوئیزیانای شرکت وودساید امضا کرد.
قطرانرژی انتظار دارد تحویل محمولهها از سال ۱۴۰۸ یا پس از آن آغاز شود و با راهاندازی واحدهای تولیدی تازه افزایش یابد.
این دو قرارداد روی هم امکان خرید سالانه حداکثر هفت میلیون تن گاز را برای قطرانرژی فراهم میکنند.
قیمت خرید از چنیر به شاخص هنریهاب آمریکا، بهعلاوه هزینهای ثابت، وابسته است.
طبق قراردادهای هر دو شرکت، تحویل محمولهها در مبدا انجام میشود و قطرانرژی مسئولیت حملونقل را بر عهده میگیرد.
قیمت پایینتر گاز آمریکا میتواند امکان فروش سودآور در اروپا و آسیا را فراهم کند؛ هرچند میزان سود به هزینه مایعسازی، حملونقل و قیمت بازار مقصد بستگی دارد.
الکعبی به رویترز گفت هدف از این خریدها، کسب درآمد در زمان اختلال احتمالی آینده در تنگه هرمز است.
او هشدار داد محمولههای آمریکا نمیتوانند به آسانی جای قراردادهای بلندمدت کنونی را بگیرند؛ قراردادهایی که پایانه صادراتی و مقصد تحویل مشخص دارند.
قطر همچنین با شرکت ونتیجِر گلوبال مذاکره میکند.
الکعبی گفته است انتظار دارد قطرانرژی تا پایان سال ۱۴۰۵ قراردادهای دیگری با دورههای ۲۰ تا ۲۵ ساله با تولیدکنندگان آمریکایی و دیگر کشورها امضا کند.
صنعت گاز ایران نیز تحت فشار است، اما این کشور برای جبران خسارتها از راه سرمایهگذاری خارجی و پروژههای برونمرزی، گزینههای بسیار کمتری دارد.
شرکت ملی گاز ایران اعلام کرده است حملههای اسفند ۱۴۰۴ در چهار پالایشگاه گاز، روزانه حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت تولید را از مدار خارج کرد. از آن زمان تاکنون، حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب از این ظرفیت بازگشته است. در نتیجه، روزانه حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب ظرفیت تولید همچنان از دسترس خارج است؛ رقمی معادل حدود ۱۶ درصد تولید روزانه سال گذشته.
ایران پیش از جنگ نیز در ماههای سرد با کمبود گاز روبهرو بود. شرکت ملی گاز هشدار داده است که زمستان امسال ممکن است حدود ۱۱ استان با مشکل تامین گاز مواجه شوند.
بهدنبال آسیب دیدن ظرفیت پالایش گاز، شرکت ملی گاز زمان بازسازی پالایشگاههای آسیبدیده را دستکم دو سال برآورد کرده است.
توان مالی تهران برای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده محدود است و امکان حضور شرکتهای خارجی در پروژههای انرژی ایران تقریبا وجود ندارد. این در حالی است که قطر منابع مالی بیشتری برای تعمیر واحدهای آسیبدیده گاز مایع و سرمایهگذاری در خارج کشور دارد.
این تفاوتها نشان نمیدهند تهران تا چه زمانی میتواند اختلال در کشتیرانی را ادامه دهد؛ اما قطر گزینههای تجاری بیشتری برای مدیریت پیامدهای آن دارد.
سهم قطرانرژی از پروژه گلدنپس پس از راهاندازی هر سه قطار، ظرفیت سالانه ۱۲.۶ میلیون تن خواهد بود. قراردادهای چنیر و وودساید نیز امکان خرید سالانه حداکثر هفت میلیون تن دیگر را فراهم میکنند.
این حجم به تدریج در دسترس قرار میگیرد و در مقایسه با ظرفیت سالانه ۷۷ میلیون تنی قطر پیش از جنگ و برنامه این کشور برای افزایش ظرفیت به ۱۴۲ میلیون تن تا سال ۱۴۰۸ یا ۱۴۰۹، همچنان محدود است.
فروش گاز خریداریشده از خارج میتواند بخشی از زیان مالی ناشی از اختلال را جبران کند، اما بازسازی تاسیسات تولیدی قطر و باز ماندن مسیر عبور از تنگه هرمز همچنان برای از سرگیری صادرات خود این کشور ضروری است.
گزارشها درباره تلاش جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، برای دیدار با محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در ایران، این پرسش را پیش میکشد که واشینگتن تا چه اندازه مردی را میشناسد که ممکن است روبهرویش قرار بگیرد؟
محسن رضایی بیش از چهار دهه در جایگاههای قدرت حضور داشته است. این جایگاهها به او امکان دادهاند تصمیمهایی بگیرد که هزینههای انسانی و اقتصادی سنگینی برای ایرانیان داشتهاند. او و متحدانش در جمهوری اسلامی همزمان تا حد زیادی از پیامدهای این تصمیمها دور ماندهاند.
شناخت کارنامه رضایی و شیوهای که هزینه دیپلماسی را میسنجد، برای فهم اینکه چگونه با واشینگتن مذاکره میکند، چه اندازه فشار را تحمل میکند و چه چیزی ممکن است او را به مصالحه وادارد، ضروری است.
محاسبه در دوران جنگ
ریشه شیوه محاسبه او به سال ۱۳۶۰ بازمیگردد؛ زمانی که روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، رضایی ۲۷ ساله را به فرماندهی سپاه پاسداران منصوب کرد. سپاه پاسداران در آن زمان نهادی تازهتاسیس بود و در آن، تعهد انقلابی و آمادگی برای فداکاری، گاه بر داوری حرفهای نظامی اولویت داشت.
رضایی در چنین فضایی پیشرفت کرد و به شکلگیری فرهنگ فرماندهیای کمک کرد که تلفات سنگین را بهای پذیرفتنیِ پیگیری هدفهای ایدئولوژیک یا جناحی میدانست و میداند.
این رابطه دوطرفه بوده است: نهاد به فرماندهانی پاداش داده که حاضر بودند هزینههای سنگین را بپذیرند و آن فرماندهان نیز سامانهای را حفظ کردهاند که در آن، پیامدهای سیاسی این هزینهها به ندرت گریبان تصمیمگیرندگان را گرفته است.
این نگاه پس از بازپسگیری خرمشهر در سال ۱۳۶۱ اهمیت بیشتری یافت؛ زمانی که عراق پیشنهاد مذاکره داد.
رضایی، در مقام فرمانده سپاه پاسداران، از جمله کسانی بود که خواهان ورود نیروهای ایرانی به خاک عراق و ادامه جنگ شد. جنگی که با حمله صدام حسین به ایران آغاز شده بود، شش سال دیگر ادامه یافت؛ برای دستیابی به هدفهایی فراتر از توان ایران.
در عملیات رمضان، در تیر ۱۳۶۱، نیروهای ایرانی بارها به مواضع مستحکم عراق در نزدیکی بصره حمله کردند.
آنتونی کوردزمن و آبراهام واگنر، دو پژوهشگر نظامی، برآورد کردهاند در این عملیات ۲۰ تا ۳۰ هزار نیروی ایرانی کشته یا بهشدت زخمی شدند. با این حال، برخی رهبران ایران در آن زمان، فرسوده کردن عراق را نشانه پیشرفت میدانستند.
یکی از عموهای من در عملیات رمضان کشته شد و عموی دیگرم در حملههایی جان باخت که رضایی پس از بازپسگیری خرمشهر از آنها حمایت کرده بود. در این محاسبه، شکست در میدان جنگ به سرمایهگذاری برای پیروزی احتمالی در آینده تبدیل میشد؛ پیروزیای که هرگز به دست نیامد.
نیروهای ایرانی از نظر تاکتیکی پیشرفت کردند.
پژوهشی از دانشگاه دفاع ملی آمریکا به حمله موفق ایران به شبهجزیره فاو در سال ۱۳۶۴ اشاره میکند، اما این پیشرفتها بهندرت فرماندهان ایرانی را به بازنگری در پاسخ این پرسش واداشت که آیا هدفهای جنگ ارزش آن همه رنج انسانی و خسارت مادی را داشت یا نه.
در نتیجه، خطاهای راهبردی ادامه یافت؛ حتی وقتی شیوههای جنگیدن تغییر میکرد.
سوم دی ۱۳۶۵، عملیات کربلای ۴ با وجود هشدارها درباره آگاهی نیروهای عراقی از حمله و فاش شدن طرح آن آغاز شد. هزاران نفر، که بیشترشان جوانان ایرانی بودند، کشته، زخمی یا مفقود شدند. رضایی چند دهه بعد این عملیات را «فریب»ی برای آمادهسازی عملیات کربلای ۵ خواند؛ اما بعدتر پذیرفت که کربلای ۴ در آغاز قرار بود حملهای اصلی باشد.
این نمونه، جلوهای دیگر از عادتی خطرناک در میان تصمیمگیرندگان ایرانی بود: شکست در میدان جنگ میتوانست سرمایهگذاری برای پیروزی آینده تلقی شود، حتی وقتی احتمال آن پیروزی کمتر میشد.
در ادامه جنگ، نیروهای ایرانی به عملیات در مسیر بصره ادامه دادند.
پژوهشی از دانشگاه دفاع ملی آمریکا در سال ۱۳۸۸، بر پایه مصاحبه با رعد حمدانی، فرمانده پیشین گارد جمهوری عراق، نبردهای آن سال را با نبرد رود سُم در جنگ جهانی اول مقایسه کرد؛ نبردی که به تلفات سنگین و آتش توپخانه گستردهاش شهرت دارد.
پژوهشگران نتیجه گرفتند که تکرار حملهها نشان میداد ایران از شکستهای پیشین درس نگرفته است. به ارزیابی آنها، در سالهای پایانی جنگ، رهبران سیاسی و نظامی ایران برای ترغیب سربازانی که تلفات سنگین داده بودند و دستاوردی نداشتند، با مشکل روبهرو شده بودند.
خواستههای رضایی در سال پایانی جنگ، عمق مشکل در شیوه فرماندهی او را آشکار کرد. او برای بازسازی توان تهاجمی ایران طی پنج سال، به ۳۵۰ تیپ پیادهنظام، دو هزار و ۵۰۰ تانک و ۳۰۰ هواپیمای جنگی نیاز داشت. این پیشنهادها در حالی مطرح شد که دولت میرحسین موسوی هشدار میداد دیگر توان تامین هزینههای جنگ را ندارد.
رضایی فهرست تسلیحاتی را که برای پیروزی لازم میدانست ارائه کرد، اما محاسبهای مشابه درباره هزینه انسانی ادامه جنگ در میان نگذاشت.
روحالله خمینی آتشبس را پذیرفت و رضایی تا سال ۱۳۷۶ فرمانده سپاه پاسداران ماند.
پس از جنگ، رضایی به جایگاهها و امتیازهای تازهای رسید اما ذهنیتی که هزینههای سنگین را به دیگران تحمیل میکرد، با او به عرصه سیاست آمد. او از سال ۱۳۷۶ تا ۱۴۰۰ دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بود و نفوذش از حوزه نظامی فراتر رفت.
رضایی در انتخابات ریاستجمهوری سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۲ و ۱۴۰۰ شکست خورد، اما این شکستها دسترسی او را به مقامهای ارشد جمهوری اسلامی از بین نبرد.
پژوهشی از «تهران بیورو» او را مالک وبسایت خبری تابناک معرفی کرده است. رضایی حالا داراییها و شبکههایی برای حفظ کردن داشتههایش دارد؛ در حالی که همچنان فداکاری دیگران را بهایی پذیرفتنی برای پیشبرد هدفهای سیاسی میداند.
واکنش او به مخالفتهای پسرش نیز نشان داد وفاداری سیاسی میتواند بر پیوند خانوادگی غلبه کند. احمد رضایی آشکارا از جمهوری اسلامی انتقاد کرد و از ایران رفت. پدرش او را محکوم کرد و گفت اگر به ایران بازگردد، با او مانند هر مخالف دیگری رفتار خواهد شد. احمد در میانه دهه ۱۳۸۰ به ایران بازگشت و تحت پیگرد قرار نگرفت؛ اما بعدتر بار دیگر کشور را ترک کرد.
احمد رضایی در سال ۱۳۹۰ در دُبی مرده پیدا شد. پلیس مرگ او را خودکشی احتمالی اعلام کرد، هرچند پرسشهایی درباره آن باقی ماند. واکنش علنی محسن رضایی به مخالفت پسرش نشان داد پیوندهای خانوادگی نیز در برابر جایگاهش در نظمی سیاسی که تمام عمر حرفهای خود را صرف ساختنش کرده، جایگاهی ندارد.
در سیاست اقتصادی زمان صلح نیز همین تحملِ هزینههایی که شهروندان ایرانی میپردازند، نمود دیگری پیدا کرد. همکاران پیشین کارزارهای انتخاباتی رضایی به من گفتند او ایدهای را مطرح کرد که بعدتر به «اقتصاد مقاومتی» علی خامنهای تبدیل شد.
رضایی از سوم شهریور ۱۴۰۰ تا ۲۱ خرداد ۱۴۰۲ معاون اقتصادی دولت ابراهیم رئیسی بود. او در این دوره، در شرایط تورم و کاهش قدرت خرید مردم، در سیاستگذاری اقتصادی نقش داشت. بار دیگر مردم عادی هزینه «مقاومت» را پرداختند، در حالی که رضایی جایگاه و نفوذ خود را حفظ کرد.
مهدی نصیری، سردبیر پیشین روزنامه کیهان و نماینده علی خامنهای، در گفتوگو با من اعلام کرد رضایی در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ خواهان سهمی از قرارداد حدود دو میلیارد یورویی خرید خودروهای برقی تهران از چین بوده است؛ قراردادی که در دوره شهرداری علیرضا زاکانی بسته شد.
نصیری درباره مبنای ادعایش توضیح بیشتری نداد.
یاشار سلطانی، روزنامهنگار تحقیقی، جداگانه گزارش داد که این قرارداد بدون طی روال معمول مناقصه بسته شده و واسطههایی در آن نقش داشتهاند که نحوه انتخاب و توان مالیشان روشن نبوده است.
گزارش سلطانی نامی از رضایی نبرده است.
در مرداد ۱۴۰۵، رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی شد و بار دیگر به تصمیمگیری درباره جنگ و دیپلماسی بازگشت.
این شورا به ریاست مسعود پزشکیان، سیاستهای امنیتی و خارجی جمهوری اسلامی را هماهنگ میکند.
رضایی دههها ارتباط خود با سپاه پاسداران را به این جایگاه آورده است؛ همراه با همان ذهنیتی که مسیر فعالیتهای پیشین او را شکل داده بود.
اظهارات اخیر رضایی نشان میدهد این ذهنیت تا چه اندازه پابرجاست.
او در گفتوگویی پذیرفت محاصره طولانی ایران از سوی آمریکا به خانوادههای ایرانی و سرمایهگذاری آسیب میزند، اما گفت که «درد اقتصادی و فروپاشی راهبردی یکی نیستند».
چهار دهه پس از جنگ ایران و عراق، او همچنان میان رنج مردم عادی و توان حاکمان برای ادامه رویاروییهای پرهزینه تفاوت میگذارد.
با این حال، رضایی دلیلی هم دارد که از دستاوردهای خودش محافظت کند.
رابرت پیپ، پژوهشگر علوم سیاسی، در پژوهشی شناختهشده نشان داد که حتی تروریسم انتحاری هم میتواند بر پایه محاسبات راهبردی شکل بگیرد.
تعهد ایدئولوژیک، محاسبه راهبردی را ناممکن نمیکند.
کارنامه رضایی از تحمل بالا در برابر خسارتهایی حکایت دارد که ایرانیان میپردازند؛ اما آستانه تحمل او ممکن است هنگامی پایینتر بیاید که بقای خودش، ثروتش و نهادهای پشتیبان قدرتش به خطر بیفتد.
پیامدها برای واشینگتن
فشاری که عمدتا بر خانوادههای ایرانی تحمیل شود، شاید انگیزه رهبران جمهوری اسلامی را تغییر ندهد. آنها مدتهاست پیامد تصمیمهایشان را به مردم منتقل میکنند. فاصله رضایی از پسرش احمد نیز نشان میدهد پیوند خانوادگی لزوما نمیتواند مانع تصمیمها شود.
محاسبه زمانی تغییر میکند که رهبران خودشان با هزینههایی روبهرو شوند که دیگر نتوانند به دیگران منتقل کنند؛ بهخصوص اگر نهادها و شبکههایی که قدرتشان به آنها متکی است، مستقیما تهدید شوند.
این موضوع شاید توضیح دهد چرا محمدباقر قالیباف، رییس مجلس و از فرماندهان پیشین سپاه پاسداران، در خرداد ۱۴۰۵ با ونس در سوئیس دیدار کرد؛ چند ماه پس از حملههای آمریکا و اسرائیل که علی خامنهای و شماری از فرماندهان سپاه پاسداران را کشت.
تهدیدی معتبر میتواند تهران را به میز مذاکره بکشاند، اما ماندگاری توافق مساله دیگری است.
با عقبنشینی تهدید، انگیزههایی که دههها رویارویی را ممکن کردهاند میتوانند بازگردند و توافق را در معرض نقض قرار دهند.
هر توافق پایداری به راستیآزمایی و پیامدهای روشن و قابل اجرا برای نقض تعهدات نیاز دارد؛ حتی پس از آنکه تهدید فوری از میان رفته باشد.
برای واشینگتن، معنای این کارنامه آن است که تهدید باید محاسبه تصمیمگیرندگان در تهران را تغییر دهد. فشاری که رهبران بتوانند هزینهاش را به مردم منتقل کنند، بارها کافی نبوده است.
برای رسیدن به توافقی پایدار، تصمیمگیرندگان حکومت باید بدانند رویارویی دوباره پیامدهایی ماندگار برای خودشان خواهد داشت؛ پیامدهایی که پس از رفع خطر فوری نیز پابرجا بماند.
رسانههای حکومتی در ایران با اشتیاق این ادعا را تکرار میکنند که سیاستمداران ایرانی مذاکرهکنندگانی سرسخت هستند. بخش بزرگی از این سرسختی از آنجا میآید که میتوانند از جان و دارایی دیگران هزینه کنند و رویارویی را طولانی کنند، بیآنکه خودشان پیامدهایش را بپردازند.
کارنامه رضایی نشان میدهد کسی که تصمیم میگیرد و هزینهاش را دیگران میپردازند، در چانهزنی امتیاز بزرگی دارد. کسی که با جان و دارایی دیگران مذاکره میکند، میتواند مذاکرهکنندهای سرسخت باشد.
ژنرال دن کین، رییس ستادکل ارتش آمریکا و پیت هگست، وزیر جنگ دولت ترامپ - عکس آرشیوی
کاخ سفید در پاسخ به گزارش آتلانتیک درباره نارضایتی ترامپ از مشاوران نظامیاش، بر «اعتماد کامل» او به پیت هگست و دن کین تاکید کرد. پنتاگون نیز ادعای ارائه تصویری بیش از اندازه خوشبینانه از «جنگ ایران» به رییسجمهوری را رد کرد.
به گزارش آتلانتیک، دونالد ترامپ همزمان با بررسی ازسرگیری حملات به ایران، عملکرد مشاوران ارشد نظامی خود را زیر سوال برده و به دنبال مقصر طولانیشدن جنگ و پیامدهای آن برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای است.
آتلانتیک در گزارشی که اول نوامبر، برابر با ۹ آبان، منتشر شده، به نقل از دو مشاور نزدیک به ترامپ در خارج از دولت، نوشته است که او از اطرافیانش درباره عملکرد پیت هگست، وزیر جنگ، و ژنرال دن کین، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح، پرسوجو کرده است. این دو از مشاوران اصلی ترامپ در جنگ ایران بودهاند و در آغاز درگیریها، در اظهارات عمومی خود تصویری خوشبینانه از چشمانداز آن ارائه میکردند.
به نوشته این نشریه، مساله برای ترامپ اکنون دو وجه دارد: چه کسی مسئول جنگی است که برخلاف اطمینان مشاورانش، پیش از انتخابات میاندورهای پایان نیافته؛ و آیا همان مشاوران میتوانند این بار طرحی ارائه کنند که به نتیجه مطلوب او برسد؟
گزینههای تازه روی میز ترامپ قرار گرفتهاند بر اساس گزارش آتلانتیک، هگست و کین هفته گذشته در کاخ سفید مجموعهای از گزینهها را به ترامپ و معاونش، جیدی ونس، ارائه کردند که هدفشان فراهمکردن شرایط اعلام پیروزی بود. دریاسالار برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، نیز در همان هفته در کاخ سفید حضور داشت.
مقامهای کنونی و پیشین دفاعی آشنا با طرحها به این نشریه گفتهاند گزینهها شامل حملاتی چندساعته، چندروزه یا چندهفتهای است. ادامه محاصره دریایی آمریکا در تنگه هرمز همراه با حفظ تهدید نظامی، یا کنارکشیدن از درگیری، از دیگر انتخابهای مطرحشده است.
در یکی از سناریوها، حملات طولانیتر ابتدا مواضع و سامانههای دفاعی ایران و سپس نیروهای ایرانی اطراف تنگه هرمز را هدف میگیرد. حمله به زیرساختها نیز مطرح است. سناریوی دیگری، عملیاتی چندروزه علیه برنامه هستهای ایران را در نظر دارد.
حامیان ازسرگیری حملات معتقدند فشار اقتصادی در حال اثرگذاری است و اقدام نظامی بیشتر میتواند تهران را به مذاکره وادار کند. با این حال، آتلانتیک تاکید میکند که حتی حملات ویرانگر نیز لزوما حکومت ایران را به امتیازدادن وادار نخواهد کرد و ممکن است به واکنش تلافیجویانه و گسترش درگیری منجر شود.
منابع این نشریه گفتهاند دور تازه حملات ممکن است اندکی پس از انتخابات میاندورهای روز سهشنبه آغاز شود، اما ترامپ هنوز دستور آن را صادر نکرده است.
اختلاف بر سر روایت جنگ بالا گرفته است برخی نزدیکان ترامپ به آتلانتیک گفتهاند هگست برای راضی نگهداشتن رییسجمهوری، وضعیت جنگ را بیش از اندازه مثبت توصیف میکند. یکی از مشاوران خارج از دولت گفته است: «هگست خوب بلد است همان چیزی را به رییسجمهوری بگوید که دوست دارد بشنود.»
پنتاگون این ادعا را رد کرده است. شان پارنل، سخنگوی وزارت جنگ، گفته هگست همواره تصویر کامل وضعیت عملیاتی را در اختیار رییسجمهوری و مقامهای ارشد کاخ سفید قرار میدهد.
کاخ سفید نیز از هر دو مقام حمایت کرده است. آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، در پاسخ به آتلانتیک گفته ترامپ و مقامهای کاخ سفید به هگست و کین «اعتماد کامل» دارند و هر دو با ماموریت رییسجمهوری همسو هستند.
در همین حال، برکناری سپهبد برت سیلویا، مدیر برنامهریزی ستاد مشترک، بر تنشهای پنتاگون افزوده است. مقامهای زیرمجموعه هگست گفتهاند سیلویا در آزمونهای دروغسنجی مرتبط با تحقیق درباره افشای اطلاعات برای رسانهها رد شده بود. سیلویا درباره این ادعاها اظهارنظر نکرده و آتلانتیک نیز نتوانسته با او تماس بگیرد.
برخی مقامهای پنتاگون به این نشریه گفتهاند گمان میکنند هگست در شرایطی که ترامپ مشغول ارزیابی پیامدهای جنگ است، در پی تضعیف جایگاه ستاد مشترک بوده است. این برداشت در حالی مطرح شده که به گزارش آتلانتیک، هگست تاکنون بیش از ۲۴ ژنرال و دریاسالار را برکنار کرده یا به کنارهگیری واداشته است.
تلاش دیپلماتیک نیز ادامه دارد در کنار بررسی گزینههای نظامی، تلاش برای بازگرداندن حکومت ایران به مذاکرات نیز در جریان است. در گزارش آتلانتیک به نامهنگاری یکشنبه گذشته ونس با محسن رضایی، که این نشریه از او بهعنوان «مسئول ارشد امنیتی ایران» نام برده، نیز اشاره شده است.
به نوشته آتلانتیک، ونس در این نامه تاکید کرده که برنامه هستهای ایران باید از ابتدا در دستور کار باشد، اما مشخص نکرده تهران در مقابل چه امتیازی دریافت خواهد کرد. میانجیهای بینالمللی نیز برای برگزاری نشستی در روزهای پایانی هفته، تقریبا همزمان با موعد احتمالی تصمیم ترامپ درباره عملیات نظامی، تلاش کردهاند.
حملات تازه با خطرهای نظامی و اقتصادی همراه است آتلانتیک چند مانع مهم را در برابر طرحهای تازه برمیشمارد: کاهش بیشتر ذخایر مهمات آمریکا، احتمال افزایش قیمت نفت، خطر تلفات غیرنظامی و احتمال تشدید درگیری در پی پاسخ حکومت ایران.
این نشریه همچنین مینویسد به نظر نمیرسد گزینههای نظامی مطرحشده، تهدید نیروهای نیابتی حکومت ایران در منطقه، بهویژه حوثیهای یمن، را برطرف کند؛ در حالی که از میان برداشتن این نیروها یکی از اهداف اعلامشده ترامپ برای جنگ بوده است.
برخی قانونگذاران نیز پس از اطلاع از بخشهایی از طرحها، مخالفت خود را ابراز کردهاند. کریس مورفی، سناتور دموکرات، هشدار داده است که این گزینهها میتواند به تشدید ویرانگر درگیری و تضعیف پایبندی آمریکا به حاکمیت قانون منجر شود.
به روایت آتلانتیک، نگرانی از نتایج انتخابات میاندورهای بر تصمیمگیریهای ترامپ سایه انداخته است. با این حال، این نشریه یادآوری میکند که شکست انتخاباتی لزوما به کاهش عملیات نظامی منجر نمیشود: جورج دبلیو. بوش پس از شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای ۲۰۰۶، وزیر دفاع خود را کنار گذاشت، اما دو ماه بعد دستور افزایش گسترده نیروهای آمریکایی در عراق را صادر کرد.
وبسایت اکسیوس به نقل از منابع آمریکایی و اسرائیلی گزارش داد بنیامین نتانیاهو برای حمله به ایران بلافاصله پس از انتخابات میاندورهای آمریکا به دونالد ترامپ فشار میآورد، اما ترامپ اکنون ترجیح میدهد به مذاکرات فرصت بیشتری بدهد. این رویکرد موجب نگرانی نتانیاهو شده است.
اکسیوس یکشنبه ۱۰ آبان گزارش داد دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، شنبه ۹ آبان تلفنی درباره مذاکرات واشینگتن با جمهوری اسلامی و زمان ازسرگیری حملات نظامی گفتوگو کردند.
یک منبع اسرائیلی این گفتوگو را «دشوار» توصیف کرد و یک منبع آمریکایی گفت این گفتوگو «صریح» بوده است.
اکسیوس نوشت کاخ سفید و دفتر نخستوزیری اسرائیل از اظهارنظر درباره این تماس خودداری کردند.
انتخابات میاندورهای آمریکا سهشنبه ۱۲ آبان برگزار میشود و رایدهندگان درباره ترکیب جدید مجلس نمایندگان و بخشی از کرسیهای مجلس سنا تصمیم خواهند گرفت.
والاستریت ژورنال بامداد یکشنبه گزارش داد ترامپ و نتانیاهو صبح شنبه ۹ آبان، در حالی که آمریکا برای احتمال ازسرگیری حملات به جمهوری اسلامی آماده میشد، تلفنی گفتوگو کردند، اما جزییاتی از محتوای این تماس منتشر نکرد.
ادامه تلاشهای دیپلماتیک همزمان با آمادگی برای حمله احتمالی
اکسیوس نوشت ترامپ همزمان دو مسیر را دنبال میکند؛ تلاش برای دستیابی به توافقی برای ازسرگیری مذاکرات صلح و آمادگی برای احتمال ازسرگیری عملیات نظامی گسترده پس از انتخابات میاندورهای آمریکا.
ترامپ پیش از عملیات «چکش نیمهشب» در خرداد ۱۴۰۴ و عملیات «خشم حماسی» در اسفند ۱۴۰۴ نیز همین رویکرد دوگانه را دنبال کرده بود.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، هفته گذشته نامهای به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، درباره احتمال ازسرگیری مذاکرات فرستاد.
به نوشته اکسیوس، این نامه بالاترین سطح تماس واشینگتن با تهران در چند ماه گذشته بود.
رضایی شامگاه شنبه ۹ آبان در گفتوگو با صداوسیمای جمهوری اسلامی اعلام کرد نامه ونس را مطالعه کرده، اما هنوز پاسخی به آن نداده است.
او گفت لحن نامه «کاملا تغییر کرده» و این تغییر را نشانه تثبیت «پیروزی و اقتدار» جمهوری اسلامی دانست. رضایی افزود از آنجا که طرف آمریکایی محتوای نامه را علنی نکرده، او نیز فعلا جزییاتی درباره آن بیان نمیکند.
ترامپ هشتم آبان در جمع خبرنگاران گفت مذاکرات با جمهوری اسلامی «خوب پیش میرود» و «عجله چندانی» ندارد، اما مقامهای جمهوری اسلامی «چندان قابل اعتماد نیستند» و پس از توافق «زیر آن میزنند».
او همچنین گفت آمریکا هنوز باید درباره یک یا دو سایت هستهای در ایران اقدام کند و با اشاره به سایت مشکوک هستهای «کوه کلنگ گزلا» افزود: «میتوانیم این کار را در ۱۰ دقیقه انجام دهیم. برای آن برنامه داریم و میتوانیم خیلی سریع به آن رسیدگی کنیم.»
میانجیگری قطر برای ازسرگیری مذاکرات
مذاکرات مقامهای جمهوری اسلامی و میانجیهای قطری یکشنبه ۱۰ آبان برای سومین روز پیاپی در دوحه ادامه یافت.
هدف این رایزنیها دستیابی به توافقی برای پایان جنگ و فراهم کردن زمینه ازسرگیری مذاکرات میان تهران و واشینگتن است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، یکشنبه ۱۰ آبان اعلام کرد رایزنیها با میانجیهای قطری درباره طرح دو روزه تنگه هرمز ادامه دارد، اما هنوز نتیجه قطعی حاصل نشده و دستیابی به توافق به پاسخ طرف مقابل به پرسشهای تهران بستگی دارد.
او تاکید کرد هیچ دیداری با هیات آمریکایی انجام نشده و برنامهای نیز برای چنین دیداری وجود نداشته است. عراقچی افزود: «ما تلاش خود را در این مسیر انجام میدهیم و امیدواریم عقلانیت در طرف مقابل وجود داشته باشد تا دیپلماسی را به مسیرهای دیگر ترجیح دهد.»