آیا پیروزی دموکراتها جنگ ترامپ با حکومت ایران را تشدید میکند؟

پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا و به دست گرفتن کنترل هر دو مجلس کنگره، امکان نظارت بیشتر بر جنگ دونالد ترامپ با حکومت ایران را فراهم کرده است.

پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا و به دست گرفتن کنترل هر دو مجلس کنگره، امکان نظارت بیشتر بر جنگ دونالد ترامپ با حکومت ایران را فراهم کرده است.
با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند این شکست انتخاباتی ممکن است رییسجمهوری آمریکا را به گسترش عملیات نظامی پیش از آغاز به کار کنگره جدید در ژانویه ترغیب کند.
پیروزی دموکراتها مخالفان جنگ را در موقعیت قدرتمندتری برای بررسی هزینههای نظامی، تحقیق درباره تصمیمهای دولت و تصویب قوانین محدودکننده اختیارات رییسجمهوری قرار میدهد.
با این حال، تا ۱۳ دی که نمایندگان و سناتورهای جدید کار خود را آغاز میکنند، ترامپ فرصت دارد اهداف نظامی خود را بدون نظارت کنگره جدید دنبال کند.
این احتمال که شکست انتخاباتی به تشدید عملیات نظامی منجر شود، در ارزیابی کارشناسان سیاست خارجی و تحلیلگرانی مطرح شده است که با ایراناینترنشنال گفتوگو کردند.
فرشته پزشک، کارشناس روابط بینالملل، با اشاره به نتیجه انتخابات گفت: «میتوان انتظار داشت آقای ترامپ برای اینکه بتواند هم قدرت خود را نشان دهد و هم بر روایت رسانهها تاثیر بگذارد، حملهای نظامی و شدید، شاید شدیدتر از آنچه در صورت حفظ کنترل کنگره انجام میداد، ترتیب دهد.»
پزشک افزود کنگره جدید ممکن است در تامین بودجه جنگ تاخیر ایجاد کند یا موانعی پیش روی دولت قرار دهد، اما این محدودیتها لزوما نمیتوانند مانع تصمیم ترامپ برای انجام عملیات نظامی شوند.
ترامپ پس از شکست جمهوریخواهان، تاثیر اقتصادی جنگ ایران بر رایدهندگان را پذیرفت، اما این برداشت را که آمریکاییها با اصل عملیات نظامی مخالف بودهاند، رد کرد.
او در مصاحبه با فاکسنیوز گفت: «فکر نمیکنم مساله جنگ باشد. فکر میکنم مساله قیمت بنزین است. مردم با کاری که من در قبال ایران انجام میدهم موافقاند، اما احتمالا حاضر نبودند پیامد کوتاهمدت آن، یعنی پرداخت پول بیشتر برای بنزین، را تحمل کنند.»
رییسجمهوری آمریکا همچنین در گفتوگو با پولیتیکو از سیاست خود در قبال جمهوری اسلامی دفاع کرد و افزود: «کاملا متقاعد شدهام که تصمیم من درباره ایران، در راستای منافع بلندمدت کشورمان و حتی جهان، کاملا درست بوده و همچنان درست است.»
آیا شکست انتخاباتی به حمله گستردهتر منجر میشود؟
باربارا اسلاوین، پژوهشگر ارشد مرکز استیمسون، ۱۱ آبان در تحلیلی نوشت دولت ترامپ پیش از انتخابات میاندورهای در حال آمادهسازی یک عملیات نظامی بزرگ علیه جمهوری اسلامی بوده و نتیجه انتخابات میتواند انگیزه رییسجمهوری برای اجرای آن پیش از آغاز به کار کنگره جدید را افزایش دهد.
اسلاوین بازگشایی تنگه هرمز و دستیابی به ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران را از اهداف احتمالی این عملیات دانست.
او در عین حال هشدار داد حملات تازه میتواند متحدان آمریکا در خلیج فارس را در معرض اقدامات تلافیجویانه بیشتر جمهوری اسلامی قرار دهد، به افزایش هزینه انرژی بینجامد و بدون تحقق اهداف واشینگتن، به تخریب گسترده منجر شود.
تشدید عملیات نظامی همچنین ممکن است فرصتی در اختیار ترامپ قرار دهد تا پیش از افزایش اختیارات نظارتی دموکراتها، برای دستیابی به نتیجهای تعیینکننده تلاش کند.
امید معماریان، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با ایراناینترنشنال تاکید کرد محاسبات ترامپ با روسای جمهوری پیشین آمریکا تفاوت دارد.
معماریان گفت: «آقای ترامپ یک رییسجمهور غیرمتعارف است که سود و زیان دستگاه محاسباتیاش با سیاستمدارهای دیگر و روسای جمهور سابق خیلی متفاوت است.»
به باور معماریان، ترامپ برخلاف سیاستمداران متعارف، لزوما پیامد تصمیمهایش برای آینده حزب جمهوریخواه را در اولویت قرار نمیدهد.
او ممکن است از فرصت باقیمانده تا ژانویه برای اجرای عملیاتی شدید بهره ببرد، تواناییهای نظامی یا هستهای ایران را تضعیف کند، اعلام پیروزی کند و سپس بهدنبال مذاکره یا کاهش هزینههای جنگ برود.
معماریان درباره تاثیر نتیجه انتخابات بر احتمال حمله افزود: «به نظر من، [نتیجه انتخابات] احتمال حمله را ممکن است بیشتر هم کرده باشد.»
او معتقد است کنترل دموکراتها بر کنگره، مدیریت جنگ را از طریق تحقیقات، جلسات استماع و بررسی تصمیمهای نظامی برای دولت دشوارتر خواهد کرد.
چنین شرایطی ممکن است انگیزه ترامپ را برای دستیابی سریعتر به نتیجه افزایش دهد، نه اینکه لزوما او را از گزینه نظامی منصرف کند.
این احتمال یک نمونه تاریخی نیز دارد. پس از شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای سال ۲۰۰۶، جورج دبلیو بوش، رییسجمهوری وقت آمریکا، با وجود افزایش مخالفت عمومی با جنگ عراق، در سال بعد شمار نیروهای آمریکایی مستقر در این کشور را افزایش داد.
این سابقه به معنای تکرار همان تصمیم از سوی ترامپ نیست، اما نشان میدهد شکست انتخاباتی لزوما به کاهش فوری عملیات نظامی منجر نمیشود.
دموکراتها تا چه اندازه میتوانند ترامپ را محدود کنند؟
کنترل کنگره اختیارات مهم قانونگذاری و بودجهای در اختیار دموکراتها قرار میدهد، اما رییسجمهوری همچنان فرمانده کل نیروهای مسلح آمریکا باقی میماند.
کنگره میتواند درباره عملکرد دولت تحقیق کند، بودجه را محدود سازد و قوانینی برای کنترل عملیات نظامی تصویب کند.
با این حال، ترامپ میتواند چنین قوانینی را وتو کند و لغو وتوی او به رای دوسوم اعضای هر دو مجلس نیاز دارد.
جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا، در مصاحبه با دویچهوله گفت: «حتی اگر دموکراتها در هر دو مجلس اکثریت داشته باشند، نفوذ آنها به ابزارهای قانونگذاری و سیاسی کنگره محدود خواهد بود.»
دموکراتها پیش از این نیز تلاش کردهاند از اختیارات مالی کنگره برای مخالفت با جنگ استفاده کنند.
تیم کین، سناتور دموکراتی که بارها عملیات نظامی ترامپ بدون مجوز کنگره را به چالش کشیده است، در ماه اوت وعده داد تلاشهایش را برای قطع بودجه جنگ ادامه دهد.
کین در بیانیهای رسمی گفت: «به هر کاری که از دستم برمیآید، برای قطع بودجه جنگی ادامه خواهم داد که در تاریخ بهعنوان یکی از احمقانهترین فجایع سیاست خارجی آمریکا ثبت خواهد شد.»
برخی دیگر از دموکراتها، از جمله کریس کونز، میان تامین دوباره ذخایر تسلیحاتی ارتش آمریکا و تامین بودجه عملیاتی که عملا جنگ را طولانیتر میکند، تفاوت قائل شدهاند.
با این حال، اگر ترامپ پیش از ژانویه دستور حملهای گسترده صادر کند، محدود کردن بودجه ممکن است از نظر سیاسی دشوارتر شود.
مراد ویسی، تحلیلگر سیاسی، گفت دموکراتها ممکن است پس از آغاز به کار کنگره جدید، با جنگی روبهرو شوند که ترامپ پیش از آن آغاز کرده است.
ویسی اضافه کرد: «حتی اگر دموکراتها مخالف جنگ باشند، اگر ترامپ جنگ را آغاز کند و در دوره ریاستجمهوری خود به پایان برساند، موضوع متفاوت است. اما اگر جنگ را به پایان نرساند، دموکراتها ناچار خواهند بود با آن بهعنوان جنگ ایالات متحده روبهرو شوند.»
به این ترتیب، مخالفت با جنگ لزوما به معنای آمادگی برای قطع منابع مورد نیاز نیروهای آمریکایی مستقر در میدان نبرد نخواهد بود.
آیا ترامپ بهدنبال سرنگونی جمهوری اسلامی خواهد رفت؟
هدف احتمالی عملیات نظامی تازه، یکی از موضوعاتی است که تحلیلگران درباره آن دیدگاههای متفاوتی دارند.
ویسی معتقد است ترامپ ممکن است ادامه دوران ریاستجمهوری خود را فرصتی برای ثبت یک میراث تاریخی بداند؛ میراثی که حتی میتواند شامل اقدام نظامی موثر در سرنگونی جمهوری اسلامی باشد.
ویسی گفت: «به نظر من، ترامپ میتواند این میراث سیاسی را نیز از خود به جا بگذارد که به سرنگونی جمهوری اسلامی کمک کرده باشد. نمیخواهم بگویم حتما این کار را انجام میدهد، اما با توجه به شخصیت ترامپ، چنین اقدامی دور از انتظار نیست و ۶۰ روز هم فرصت دارد.»
او این احتمال را با آنچه تغییر سیاست اسرائیل به سمت سرنگونی جمهوری اسلامی توصیف میکند، مرتبط دانست و افزود اگر ترامپ تصور کند یک عملیات گستردهتر میتواند دستاوردی تعیینکننده برایش داشته باشد، ممکن است از آن حمایت کند.
به باور ویسی، تمایل ترامپ به ثبت دستاوردهای شخصی میتواند در تصمیم او موثر باشد، بهویژه اگر احساس کند یک عملیات نظامی میتواند به تغییر ساختار قدرت در ایران منجر شود.
در مقابل، فرشته پزشک میان وادار کردن جمهوری اسلامی به پذیرش خواستههای آمریکا و تلاش آگاهانه برای سرنگونی آن تفاوت قائل است.
پزشک گفت: «ما هنوز شواهدی نمیبینیم که نشان دهد آقای ترامپ در حال انجام اقداماتی است که بتوان از آنها نتیجه گرفت احتمالا قصد دارد به سمت سرنگونی جمهوری اسلامی حرکت کند، نه اینکه صرفا آن را وادار به تسلیم کند.»
به ارزیابی او، ترامپ بیشتر به رویکردی شبیه الگوی ونزوئلا تمایل دارد تا مداخلهای مشابه عراق که مستلزم پذیرش مسئولیت طولانیمدت آمریکا برای بازسازی ساختار سیاسی یک کشور باشد.
پزشک همچنین این پرسش را مطرح کرد که آیا واشینگتن برنامه روشنی برای جایگزینی نهادهای حاکم بر ایران دارد یا نه.
آیا جمهوری اسلامی نتیجه انتخابات را اشتباه تفسیر میکند؟
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، نتیجه انتخابات را نشانه مخالفت مردم آمریکا با جنگ دانست و به واشینگتن درباره نادیده گرفتن آنچه خواست رایدهندگان آمریکایی خواند، هشدار داد.
قالیباف چهارشنبه ۱۳ آبان در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «مردم آمریکا به جنگ نه گفتند و ما هم با آنها موافقیم.»
او در ادامه نوشت: «اگر دولت آمریکا خواست مردمش را نادیده بگیرد و به خواستههای حامیان مالی و باجگیران بینالمللی تن دهد، پاسخ منفی ما به جنگ برای آمریکا به کابوس تبدیل خواهد شد.»
این موضعگیری، برداشت قالیباف از نتیجه انتخابات را با هشداری درباره پیامدهای ادامه عملیات نظامی آمریکا ترکیب میکند.
با این حال، تغییر ترکیب کنگره لزوما به معنای تغییر اهداف راهبردی واشینگتن نیست.
امیر حمیدی، متخصص امنیت ملی مستقر در واشینگتن، در گفتوگو با ایراناینترنشنال هشدار داد مقامهای جمهوری اسلامی نباید اختلافات سیاسی در آمریکا را نشانه تضعیف قدرت این کشور تلقی کنند.
حمیدی گفت: «رییسجمهور ترامپ ممکن است اکثریت کنگره را از دست بدهد، اما قدرت ریاست جمهوری را از دست نداده و شکست انتخاباتی یک حزب، شکست قدرت ملی آمریکا نیست.»
او گفت اشتباه گرفتن این دو موضوع میتواند هزینه یک خطای محاسباتی راهبردی را برای جمهوری اسلامی بسیار سنگین کند.
به گفته حمیدی، رییسجمهوری آمریکا همچنان فرمانده کل نیروهای مسلح است و اختیارات مهمی در دیپلماسی و مدیریت بحران دارد.
هرچند نظارت کنگره بر عملیات نظامی و هزینههای جنگ ممکن است با پیروزی دموکراتها افزایش یابد، این تحول لزوما به معنای کاهش قدرت بازدارندگی آمریکا نیست.
حمیدی همچنین تاکید کرد توانایی آمریکا تنها به شخص رییسجمهوری وابسته نیست، بلکه بر نهادهای قانونی، قدرت نظامی، اقتصاد و شبکه گسترده متحدان این کشور تکیه دارد.
فرصتی محدود تا ژانویه
پیروزی دموکراتها ممکن است جدول زمانی سیاسی جنگ ایران را تغییر داده باشد، بیآنکه کنترل فوری آن را از دست ترامپ خارج کرده باشد.
تا زمان آغاز به کار کنگره جدید، ترامپ همچنان اختیار اتخاذ تصمیمهای نظامی را دارد؛ تصمیمهایی که میتوانند مسیر جنگ را حتی پس از پایان دوره انتقالی تحت تاثیر قرار دهند.
یک حمله گسترده در این فاصله ممکن است قانونگذاران تازهوارد را در برابر تصمیمهای انجامشده و تعهدات نظامی دشوار برای بازگشت قرار دهد.
نتیجه انتخابات برای جمهوری اسلامی نیز پرسشی مهم ایجاد کرده است: آیا اختلافات سیاسی داخلی آمریکا به خویشتنداری واشینگتن منجر خواهد شد یا نزدیک شدن موعد آغاز به کار کنگره جدید میتواند انگیزه اقدام نظامی بیشتر را افزایش دهد؟
از این منظر، هفتههای پیش رو ممکن است بیش از ترکیب جدید قدرت در کنگره بر مسیر جنگ تاثیر بگذارند.
انتخاباتی که قرار بود جهت سیاست آمریکا را تغییر دهد، میتواند پیش از آنکه نمایندگان تازهمنتخب امکان اثرگذاری عملی بر جنگ را پیدا کنند، با چرخشی تعیینکننده در آن همراه شود.
مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در بیانیهای به مناسبت سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران، هرگونه «امتیاز دادن» به واشینگتن را رد کرد و درباره امید بستن به تغییرات حزبی در ایالات متحده هشدار داد.
این بیانیه چهارشنبه ۱۳ آبان همزمان با مذاکرات تهران و واشینگتن و یک روز پس از انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا منتشر شد؛ رقابتی که در آن دموکراتها اکثریت هر دو مجلس نمایندگان و سنا را به دست آوردند.
خامنهای نوشت: «اگر هنوز کسانی هستند که اندک امیدی به تغییر رفتار یا جابهجاییهای حزبی و جناحی در نظام سلطه دارند و یا تصور میکنند با امتیاز دادن به آمریکا میتوانند او را از دشمنی با ملت ایران منصرف کنند، سخت در اشتباهاند.»
رهبر دیده نشده جمهوری اسلامی افزود «کمترین گرایش تسلیمآمیز» در برابر ایالات متحده، این کشور را به سوی «زیادهخواهی بیشتر و جنگها و جسارتهای بعدی» سوق خواهد داد.
او با تکرار تهدیدهای پیشین خود هشدار داد حمله دوباره به حکومت ایران با پاسخی «بسیار وسیعتر» روبهرو خواهد شد.
پیشتر در ۱۲ آبان، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، پاسخ آمریکا به خواستههای حکومت ایران را «قانعکننده» ندانست و بازگشایی تنگه هرمز را منوط به تحقق شروط تهران کرد.
این مواضع در شرایطی مطرح میشود که چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن در هالهای از ابهام قرار دارد و گمانهزنیها درباره احتمال ازسرگیری کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی بالا گرفته است.
انتقاد از مواضع کشورهای منطقه
رهبر جمهوری اسلامی در ادامه بیانیه خود، بدون نام بردن از کشورهای عربی منطقه، حکومتهای همپیمان ایالات متحده را «دستنشانده» خواند و همکاری آنها با واشینگتن را هدف انتقاد قرار داد.
خامنهای نوشت تحولات خلیج فارس و تنگه هرمز «افسانه شکستناپذیری آمریکا» را باطل کرده و «بیوفایی و عجز قدرتهای بزرگ در دفاع از حکومتهای دستنشاندهشان» را آشکار ساخته است.
او افزود مردم آمریکا و «حکومتهای دستنشانده» هزینههای «محاسبات غلط و توهمات استکباری» را میپردازند.
مقامهای جمهوری اسلامی در حالی بر شدت لفاظیهای تهدیدآمیز خود افزودهاند که تداوم تحریمها و تشدید بحران معیشتی، توان اقتصادی مردم ایران را تحلیل برده و سفرههای آنان را هر روز کوچکتر کرده است.
همزمان، بلاتکلیفی درباره آینده نیز فشار روانی سنگینی بر جامعه وارد آورده است. با این حال، مقامهای حکومت همچنان بر ادامه سیاست خارجی خود، بهویژه رویارویی با آمریکا و اسرائیل، پافشاری میکنند.
علیرضا آقایوسفی، رییس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، سوم آبان درباره نزدیک شدن جامعه ایران به وضعیت اضطراری در حوزه سلامت روان و آسیبهای اجتماعی هشدار داد و اعلام کرد بلاتکلیفی ناشی از شرایط «نه جنگ و نه صلح» فشار شدیدی بر مردم وارد میکند.
مجتبی خامنهای ۵۷ ساله، پس از کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، در آغاز کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴، بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی منصوب شد.
او از آن زمان، در هیچ مراسم یا مکان عمومی حاضر نشده و هیچ پیام صوتی یا تصویری منتشر نکرده است. پیامهای منتسب به او تنها بهصورت مکتوب منتشر میشوند.
از اتهامزنی به حکومت پهلوی تا ستایش گروههای نیابتی
خامنهای واشینگتن را به تلاش برای «غارت داراییهای ملت ایران» در دوران پهلوی متهم کرد و نوشت مقامهای آمریکایی «با تاسیس ساواک و مسلط ساختن فضای سنگین امنیتی بر جامعه، دست حکومت جائر آن زمان را برای اقدام به سرکوب هر حرکت معترضانهای بازتر کردند».
او در راستای سخنان دیگر مقامهای جمهوری اسلامی که پس از دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه به هویت ملی و تاریخ ایران متوسل شدهاند، ایالات متحده را به تلاش برای «نابودی تمدن اصیل و کهن ایران» و «فروپاشی نظام» متهم کرد.
خامنهای در حالی از «فضای سنگین امنیتی» دوران پهلوی سخن میگوید که جمهوری اسلامی از زمان استقرار خود در سال ۵۷، بارها اعتراضات مردمی را با کشتار و سرکوب گسترده پاسخ داده است.
اعدام زندانیان سیاسی و معترضان، یکی از ابزارهای سرکوبگرانه حکومت است. در تازهترین مورد، جمهوری اسلامی ۱۲ آبان امیرحسین ملکی و امیرحسین ابراهیمی، دو تن از معترضان خیزش دیماه، را اعدام کرد.
خامنهای همچنین از «حماسهسازیهای» جبهه مقاومت «از فلسطین و لبنان تا عراق و یمن» تمجید کرد و آن را نشانه «وحدت ساحات جبهه حق» دانست.
«جبهه مقاومت» عنوانی است که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی برای گروههای مسلح مورد حمایت تهران، از جمله حماس، حزبالله لبنان، حشد شعبی عراق و حوثیهای یمن، به کار میبرند.
مقامهای حکومت ایران در ماههای اخیر بارها بر تداوم حمایت از گروههای نیابتی تاکید کردهاند.
رویترز ۱۵ مهر گزارش داد حزبالله بهتازگی ۲۰۰ میلیون دلار از جمهوری اسلامی دریافت کرده است. این خبرگزاری چهارم آبان نوشت حزبالله با کمک مالی حکومت ایران برای جنگ احتمالی تازه با اسرائیل آماده میشود.
ادامه کمکهای مالی و تسلیحاتی به گروههای نیابتی در سالهای گذشته با اعتراض گسترده ایرانیان روبهرو بوده است؛ آن هم در شرایطی که بحران معیشت، تورم و بیکاری، گذران زندگی را برای آنان دشوارتر کرده است.
پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا، واکنشهای متفاوتی در میان مخاطبان ایراناینترنشنال برانگیخت. برخی از تعلل دونالد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی و بلاتکلیفی طولانی او گفتند. گروهی دیگر معتقدند تغییر اکثریت کنگره به معنای پایان اختیار او برای اقدام نظامی نیست.
در انتخابات ۱۲ آبان، دموکراتها پس از دو سال، کنترل مجلس نمایندگان و سنا را از جمهوریخواهان پس گرفتند.
این انتخابات اختیارات ریاستجمهوری ترامپ را در دو سال باقی مانده حضورش در کاخ سفید تغییر نمیدهد اما بر تصمیمگیریها و اقدامات او بیتاثیر نخواهد بود.
یکی از مخاطبان خطاب به مقامهای جمهوری اسلامی نوشت: «خوشحالی زودهنگام نداشته باشید. یک ترامپ عصبانی برای شما بسیار مهلکتر از یک ترامپ خوشحال است.»
هشدار به خوشحالی «زودهنگام» جمهوری اسلامی
در حالی که مقامات و حامیان جمهوری اسلامی در تلاشند تا این نتایج را به عنوان یک پیروزی برای خود و نشانهای از شکست سیاستهای دولت ترامپ تفسیر کنند، نگاهی به پیامهای شهروندان نشان میدهد دیدگاه مردم ایران بسیار متفاوت، همراه با نگرانیهای عمیق است.
بسیاری از مخاطبان این خوشحالی را «زودهنگام» و ناشی از درک نادرست از ساختار قدرت در آمریکا خواندند.
یک کاربر نوشت: «مقامهای جمهوری اسلامی طوری دارند رجز میخوانند که انگار نمیدانند ترامپ هنوز دو سال دیگر بر سر کار است. و حتی همین زمان برای اتمام کار کافی است.»
شهروند دیگری اشاره کرد انتخابات کنگره الزاما تاثیر مستقیمی در حمله به جمهوری اسلامی ندارد؛ چون ترامپ میتواند با وتو کردن مخالفتها در کنگره، کماکان عملیات نظامی را اجرا کند.
دوره کنگره جدید از سوم ژانویه ۲۰۲۷ آغاز میشود. ترامپ گفته بود در صورت پیروزی دموکراتها، ممکن است آنقدر از حق وتوی مصوبات کنگره استفاده کند که به «آقای وتو» تبدیل شود.
ایراناینترنشنال پیشتر در گزارشی درباره پیامدهای انتخابات توضیح داد که اکثریت دموکراتها میتواند نظارت بر دولت و محدودیتهای بودجهای جنگ را افزایش دهد، اما عبور از وتوی رییسجمهوری به رای دو-سوم اعضای حاضر و رایدهنده در هر دو مجلس نیاز دارد.
انتقاد از سیاستهای مماشاتگرایانه ترامپ
بخش قابل توجهی از پیامها حاوی انتقاد از عملکرد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی است.
برخی بر این باورند که ترامپ با اتخاذ سیاستهای نامشخص میان مذاکره، فشار اقتصادی و اقدام نظامی، نتوانست به وعدههای خود عمل کند و فرصت پایان دادن به جنگ و تغییر حکومت ایران را از بین برد.
شهروندی نوشت: «ترامپ آنقدر این وضعیت بلاتکلیف را ادامه داد و یک روز از جنگ و روز دیگر از مذاکره گفت که فرصت سرنگونی جمهوری اسلامی را از دست داد و موقعیتی را که میتوانست برایش پیروزی باشد، به شکست تبدیل کرد.»
مخاطب دیگری گفت ترامپ با این همه «مماشات»، فقط به جمهوری اسلامی فرصت داد وقتکشی کند، پشت دیپلماسی پنهان شود و از حملات اسرائیل در امان بماند.
برخی این رویکرد را با عباراتی مانند «بازی موش و گربه» و «استراتژی یکی به نعل و یکی به میخ» توصیف کردند.
ترامپ ۱۱ آبان، در آستانه انتخابات میاندورهای، اعلام کرد برای ازسرگیری جنگ عجله ندارد و میخواهد با ادامه فشار اقتصادی، تهران را به پذیرش توافق وادار کند.
او تاکید کرد در صورت شکست مذاکرات، گزینه نظامی همچنان روی میز خواهد بود.
یکی از مخاطبان در واکنش به این رویکرد گفت ترامپ تصور میکند فشار اقتصادی، مردم ایران را به خیابانها میکشاند، در حالی که شهروندان علاوه بر مشکلات معیشتی، با سرکوب مسلحانه مواجه هستند.
شهروندی، ترامپ را مسئول از دست رفتن فرصت ادامه حملات پس از کشته شدن علی خامنهای دانست و کاربر دیگری گفت رییسجمهوری آمریکا با جلوگیری از ادامه عملیات اسرائیل، روند سرنگونی را متوقف کرد.
برخی شهروندان با اشاره به ادامه اعدامها، فشارهای اقتصادی و تهدید زیرساختهای حیاتی ایران، سیاست ترامپ را ناکارآمد توصیف کردند.
آیا پیروزی دموکراتها دست ترامپ را میبندد؟
در میان نگرانیها از این تعلیق طولانی، پیامهایی نیز وجود دارند که با استناد به نمونههای تاریخی، نشان میدهند کنترل کنگره از سوی دموکراتها لزوما مانع از اقدامات نظامی و فشارهای دولت ترامپ بر تهران نخواهد شد.
برخی شهروندان در همین زمینه به تاریخ ارجاع دادهاند؛ یک کاربر فهرستی از جنگهای آمریکا را ارائه کرد که در زمان تسلط حزب مخالف بر کنگره ادامه یافته است.
تداوم جنگ ویتنام و گسترش آن به کامبوج در دوره ریچارد نیکسون، جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ و دوره جورج بوش پدر، عملیات نظامی علیه داعش و عملیات لیبی در دوره باراک اوباما، از جمله این موارد هستند.
جنگهای افغانستان و عراق در دوره جورج بوش پسر نیز نمونههایی از این مثال هستند.
از سال ۲۰۰۷ تا پایان ریاستجمهوری بوش در سال ۲۰۰۹، هر دو مجلس در اختیار دموکراتها بود اما جنگها ادامه یافتند.
درگذشت حمید علیدوستی، پدر ترانه علیدوستی، و حملاتی که همزمان با مراسم تشییع و خاکسپاری او متوجه این بازیگر شد، بار دیگر یکی از تاریکترین وجوه فضای مجازی را به نمایش گذاشت: سایبربولی و خشونتی که بخشی از کاربران دیگر در آن هیچ مرز اخلاقی و انسانیای نمیشناسند.
تلخ است که حتی لحظات سوگواری یک انسان نیز از حملات کسانی که اختلاف سیاسی را به خصومت شخصی تبدیل کردهاند، در امان نیست.
ترانه علیدوستی، فارغ از هر موضع سیاسی و دیدگاهی که ممکن است با آن موافق یا مخالف باشیم، در این لحظه پیش از هر چیز دختری است که پدرش را از دست داده است.
آیا برای درک این واقعیت باید با تمام مواضع سیاسی او موافق باشیم؟
در فرهنگ ایرانی، احترام به خانواده و بازماندگان کسی که عزیزی از دست داده، همواره بخشی از قواعد ابتدایی همزیستی اجتماعی بوده است؛ هرچند این حرمت همیشه و در مورد همه رعایت نشده، بهویژه وقتی پای وابستگان به ساختار قدرت یا مخالفان حکومت در میان بوده است.
با اینحال، اختلاف سیاسی نباید بهانهای برای عبور از ابتداییترین مرزهای انسانی باشد.
این حملات محدود به ترانه علیدوستی نیست و طی سالهای اخیر، افراد متعددی از طیفهای سیاسی و اجتماعی مختلف هدف توهین، تهدید و تخریب قرار گرفتهاند.
مساله دیگر صرفا اختلاف نظر نیست؛ شکلگیری فرهنگی است که در آن فحاشی و آزار روانی به ابزاری برای وادار کردن دیگران به سکوت یا همسویی تبدیل میشود.
سایبربولی؛ فراتر از چند کامنت توهینآمیز
افراد در برابر آزار اینترنتی واکنش یکسانی ندارند. بهطور تقریبی میتوان سه نوع واکنش را در میان قربانیان مشاهده کرد: گروهی که چندان تحت تاثیر قرار نمیگیرند. گروهی که آسیب میبینند، اما با کمک تواناییهای فردی و حمایت اطرافیان آثار آن را مدیریت میکنند و گروهی که فشار حملات بهتدریج زندگی شخصی، اجتماعی یا حرفهای آنان را مختل میکند.
برای گروه سوم، آزار مستمر و گروهی ممکن است به انزوا، افسردگی و بحرانهای جدی سلامت روان منجر شود و در موارد شدید، خطر خودآسیبرسانی را افزایش دهد. بنابراین، چیزی که برای یک کاربر چند کلمه در یک صفحه نمایش است، ممکن است برای فرد دیگری بخشی از فشاری فرساینده و مداوم باشد.
این مساله در جامعهای مانند ایران که سالها با سرکوب، بحرانهای سیاسی، فشار اقتصادی، جنگ و ترومای جمعی روبهرو بوده، اهمیت بیشتری دارد. جامعهای با این حجم از خشم و آسیب، بیش از هر زمان دیگری به همدلی و بازسازی اعتماد اجتماعی نیاز دارد؛ نه اینکه شهروندان خشم و ناامیدی خود را به سمت یکدیگر تخلیه کنند.
در بخشی از فضای مجازی، بهخصوص شبکه ایکس، موجی از برچسبزنی سیاسی، اتهامزنی بدون سند، فحاشی جنسیتزده و حتی تهدید به تجاوز و قتل به چشم میخورد. بدون دادههای معتبر نمیتوان ادعا کرد کاربران خارج از کشور بیش از کاربران داخل ایران در این رفتارها نقش دارند؛ اما شدت برخی برخوردها در این فضاها قابل تامل است.
همچنین نسبت دادن قطعی این حملات به یک جریان سیاسی مشخص یا یک عملیات سازمانیافته، بدون شواهد کافی، درست نیست و باید میان رفتار فردی کاربران، حملات هماهنگ و عملیات احتمالی سازمانیافته، تفاوت گذاشت.
جمهوری اسلامی و دیگر جریانهای سیاسی نیز ممکن است از فضای دوقطبی و تخریب متقابل بهرهبرداری کنند، اما نکته اساسی این است که سایبربولی به هیچ گروه سیاسی خاصی تعلق ندارد و هر کسی، با هر عقیدهای، ممکن است قربانی آن شود.
ناشناس بودن به معنای بیمسئولیتی نیست
بخشی از مشکل به این تصور برمیگردد که اینترنت فضایی بدون مسئولیت است.
برخی کاربران تصور میکنند پشت صفحه نمایش میتوان هر چیزی گفت و هیچ پیامدی متوجه آنها نخواهد شد؛ در حالی که ناشناس بودن یا استفاده از حساب کاربری مستعار، مسئولیت اخلاقی و در مواردی مسئولیت قانونی را از بین نمیبرد.
البته هر انتقاد یا توهینی الزاما جرم نیست؛ اما تهدید جدی، آزار مستمر، تعقیب اینترنتی و انتشار غیرمجاز اطلاعات خصوصی، بسته به قوانین کشورها و شرایط پرونده، میتوانند قابل پیگرد باشند.
تجربه اروپا؛ قانون در کنار حمایت و آموزش
در بسیاری از کشورهای اروپایی، مقابله با آزار اینترنتی فقط به توصیه اخلاقی محدود نمیشود و مجموعهای از مسیرهای قانونی، حمایتی و آموزشی برای قربانیان وجود دارد.
این ساز و کارها کامل نیستند و تضمین نمیکنند که هر شکایتی به نتیجه برسد، اما دستکم راههایی برای درخواست کمک فراهم میکنند.
در بریتانیا، تهدید و آزار مستمر اینترنتی، بسته به شرایط، ممکن است تحت قوانین مربوط به harassment یا ارتباطات مخرب بررسی شود.
پلیس متروپولیتن راهنمای مشخصی درباره آزار در شبکههای اجتماعی منتشر کرده است.
افراد همچنین میتوانند از طریق پلیس، خدمات حمایتی مانند The Cyber Helpline و در مسائل مرتبط با محیط کار از طریق مدیر، واحد منابع انسانی یا نهاد Acas کمک بگیرند.
قانون Online Safety Act 2023 نیز برای پلتفرمهای مشمول، تعهداتی در زمینه ایمنی کاربران و مقابله با محتوای غیرقانونی ایجاد کرده است.
در آلمان، بسته به نوع رفتار، موادی از قانون کیفری درباره توهین، افترا، تهدید و تعقیب مستمر میتوانند کاربرد داشته باشند.
سامانههای پلیس آنلاین (Onlinewache) در ایالتهای مختلف امکان ثبت برخی گزارشها و شکایتها را فراهم میکنند. پلیس همچنین بر حفظ مستندات و مراجعه به مراجع رسمی در موارد جدی تاکید دارد.
نهادهایی مانند JUUUPORT و klicksafe نیز در زمینه آموزش و پیشگیری فعالیت میکنند.
در فرانسه، سرویس ۳۰۱۸ بهصورت رایگان و محرمانه، هفت روز هفته از ساعت ۹ تا ۲۳، به کودکان و نوجوانان قربانی آزار دیجیتال کمک میکند.
وبسایت رسمی Service-Public نیز درباره نحوه گزارش آزار اینترنتی، مراجعه به پلیس یا دادستانی و درخواست حذف محتوای غیرقانونی، راهنمایی ارائه میدهد.
سامانه PHAROS هم برای گزارش برخی محتواهای غیرقانونی در اینترنت در نظر گرفته شده است.
این نمونهها نشان میدهند مقابله با سایبربولی به ترکیبی از قانون، پلیس، حمایت روانی و حقوقی، آموزش عمومی و مسئولیت پلتفرمها، نیاز دارد.
یکی از مشکلات جامعه ایرانی، چه در داخل و چه در خارج کشور، ناآگاهی از همین مسیرهای حمایتی است. بسیاری نمیدانند چگونه مستندات آزار را حفظ کنند، به کجا مراجعه کنند یا چطور از امکانات محل کار، دانشگاه و کشور محل اقامتشان کمک بگیرند.
اطلاعرسانی رسانهها و انجمنهای ایرانی درباره این حقوق میتواند بخشی از این خلأ را جبران کند.
اختلاف سیاسی، مجوز حذف انسانیت نیست
پرسش اصلی این است: چرا بخشی از خشم سیاسی جامعه بهجای آن که متوجه ساختار قدرت و عاملان سرکوب شود، به سمت افرادی میرود که ممکن است خودشان نیز قربانی همان ساختار باشند؟
جمهوری اسلامی سالها جامعه را با دوگانه «با ما» و «بر ما» تقسیم کرده است. آیا قرار است مخالفان این حکومت نیز همان منطق را در روابط اجتماعی خود بازتولید کنند؟ آیا میتوان مدعی دفاع از آزادی، دموکراسی و حقوق بشر بود، اما برای کسانی که با ما همنظر نیستند، حق برخورداری از کرامت انسانی قائل نشد؟
همبستگی اجتماعی به معنای یکسان فکر کردن نیست و ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که بتوانیم در کنار کسی بایستیم که با او اختلاف نظر داریم، اما حقوق انسانیاش در حال نقض شدن است.
مسئولیت این وضعیت فقط بر عهده مهاجمان نیست. تماشاگران نیز در شکلگیری فرهنگ فضای مجازی نقش دارند. لازم نیست برای محکوم کردن آزار یک فرد، از تمام مواضع سیاسی او دفاع کنیم. گاهی کافی است بهجای بازنشر تصاویر حاوی فحاشی و تهدید، خود رفتار را محکوم کنیم و از قربانی، حمایت انسانی نشان دهیم.
بازنشر مکرر محتوای آزارگرانه، حتی با نیت انتقاد، ممکن است دامنه انتشار آن را بیشتر کند.
جامعه ایرانی امروز بیش از هر زمان دیگری به بازسازی اعتماد و همبستگی نیاز دارد. باید پیش از آن که فضای اجتماعی ما از وضعیت خاکستری به سیاهی مطلق برسد، در برابر فرهنگ تخریب و ارعاب، فارغ از اینکه عاملان آن به کدام طیف سیاسی تعلق دارند، مرزبندی کنیم.
هیچ عقیده و هدف سیاسیای نمیتواند توجیهی برای تهدید، تحقیر و آزار انسانها باشد.
نباید به لمپنهای فضای مجازی، از هر جریان و گرایشی که باشند، اجازه دهیم گفتوگو را به میدان عربدهکشی و تخریب تبدیل کنند.
قرار نیست همه مثل هم فکر کنیم. قرار نیست همه یکدیگر را تایید کنیم. اما باید بر سر یک اصل توافق داشته باشیم: هیچکس حق ندارد به بهانه اختلاف سیاسی، کرامت انسانی دیگری را لگدمال کند.
اگر قرار است فردای ایران متفاوت از امروز باشد، این تفاوت باید از همین امروز و از رفتار خود ما آغاز شود.
شکست نامزدهای مورد حمایت دونالد ترامپ در چهار رقابت سرنوشتساز سنا، کنترل این مجلس را به دموکراتها سپرد و انتقادها از نقش رییسجمهوری آمریکا در انتخاب نامزدهای جمهوریخواه و توانایی او برای جلب آرای عمومی را برانگیخت.
خبرگزاری رویترز چهارشنبه ۱۳ آبان در گزارشی، از دست رفتن اکثریت جمهوریخواهان در سنا را بهای انتخابهای شخصی ترامپ توصیف کرد.
ترامپ از شهروندان آمریکایی خواسته بود در انتخابات میاندورهای چنان رای دهند که گویی نام خود او نیز در برگه رای است. با این حال، حمایت او نتوانست نامزدهای منتخبش را به پیروزی برساند.
نامزدهای مورد حمایت او در کارولینای جنوبی، کارولینای شمالی، تگزاس و میشیگان همگی شکست خوردند؛ نتیجهای که به نوشته رویترز، «محدودیتهای قدرت سیاسی» ترامپ را آشکار کرد.
بر اساس این گزارش، ترامپ بیش از یک دهه حزب جمهوریخواه را حول جنبش «ماگا» بازسازی کرده، بر رقابتهای مقدماتی تاثیر گذاشته و محافظهکارانی را که به باورش وفاداری کافی نداشتند یا با دیدگاههایش همسو نبودند، کنار زده است.
رویترز افزود او بارها چهرههای وفادار و همسو با خود را به سیاستمداران باسابقهای که در ایالتهایشان پشتوانه سیاسی قوی و سابقه پیروزی در انتخابات داشتند، ترجیح داد.
ناکامی جمهوریخواهان با استقبال مقامها و رسانههای حکومت ایران روبهرو شده است. محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «مردم آمریکا به جنگ نه گفتند و ما هم با آنها موافقیم.»
غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه، نیز در ایکس نوشت: «ترامپ هم در جنگ شکست خورد و هم در سیاست. قطعا شکستهای بیشتری بر او تحمیل میکنیم.»
این اظهارات در حالی مطرح میشوند که گمانهزنیها درباره مذاکرات تهران و واشینگتن و چشمانداز جنگ ایران بالا گرفته است.
شکست در سنگرهای جمهوریخواهان
یکی از غافلگیرکنندهترین نتایج در کارولینای جنوبی رقم خورد؛ ایالتی که از سال ۱۹۹۸ سناتور دموکراتی انتخاب نکرده بود و ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ با اختلاف ۱۸ واحد درصد در آن پیروز شده بود.
دارلین گراهام، خواهر لیندزی گراهام، سناتور فقید جمهوریخواه، با حمایت ترامپ وارد رقابت شد، ولی کرسی را به آنی اندروز، نامزد دموکرات، واگذار کرد.
در کارولینای شمالی نیز مایکل واتلی، از مسئولان پیشین کارزارهای انتخاباتی جمهوریخواهان، با اختلافی چشمگیر از روی کوپر، فرماندار پیشین دموکرات این ایالت، شکست خورد.
در تگزاس، ترامپ با مداخله در انتخابات مقدماتی پرتنش جمهوریخواهان، از کن پکستون، دادستان کل ایالت که با رسواییهای متعددی روبهرو بود، در برابر سناتور جان کورنین حمایت کرد.
این در حالی است که برخی جمهوریخواهان کورنین را گزینهای مطمئنتر برای انتخابات اصلی میدانستند.
سرانجام جیمز تالاریکو، نامزد دموکرات، بهآسانی پیروز شد و کرسیای را به دست آورد که حزبش از سال ۱۹۸۸ در تصاحب آن ناکام مانده بود.
در میشیگان، مایک راجرز، نماینده پیشین مجلس نمایندگان و گزینه مورد حمایت ترامپ، رقابت را به عبدل السید واگذار کرد؛ دموکراتی که نخستین عضو مسلمان سنای آمریکا خواهد بود.
افت محبوبیت ترامپ و دفاع کاخ سفید
بر اساس یافتههای نظرسنجیهای رویترز/ایپسوس، محبوبیت ترامپ در آستانه انتخابات حتی از روزهای پس از حمله ژانویه ۲۰۲۱ به کنگره آمریکا پایینتر بود.
این موضوع به نگرانی جمهوریخواهان درباره تبدیل شدن ترامپ به مانعی بر سر راه موفقیت حزبی دامن زد که خود آن را حول محور شخص و دیدگاههایش بازسازی کرده است.
داگ هی، استراتژیست باسابقه جمهوریخواه، با اشاره به نارضایتی رایدهندگان از گرانی ناشی از تعرفهها و جنگ ایران گفت: «این زلزلهای است که ترامپ به پا کرده است.»
او افزود: «ترامپ تمام سال را صرف گفتن این کرد که چه چیزهایی برای خودش مهم است، نه برای رایدهندگان.»
در سوی دیگر، یکی از مقامهای کاخ سفید از عملکرد رییسجمهوری آمریکا دفاع کرد و گفت ترامپ در مسیر جلب حمایت از بسیاری از نامزدها، بهتر از خود آنان عمل کرده است.
یک مقام ارشد کاخ سفید نیز خبر داد دولت از شش هفته پیش نظرسنجیهایی در اختیار داشت که شکست جمهوریخواهان در هر دو مجلس کنگره را پیشبینی میکرد و ترامپ برای افزایش بخت پیروزی حزب، کارزاری یکماهه در سراسر کشور به راه انداخت.
این دو مقام دولت ترامپ خواستند هویتشان مخفی بماند.
ترامپ بامداد ۱۳ آبان اذعان کرد جنگ ایران در شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نقش داشته است.
او گفت شهروندان آمریکا احتمالا نتوانستند پیامدهای کوتاهمدت کارزار نظامی علیه حکومت ایران را بپذیرند.
افزایش قیمت سوخت طی ماههای اخیر در پی مناقشه خاورمیانه و جنگ اوکراین، جمهوریخواهان را با فشار زیادی مواجه کرده است.
انتقاد از هزینه مداخله در انتخابات مقدماتی
توماس کان، استاد دانشگاه امریکن، مداخله ترامپ در تگزاس را عامل از دست رفتن «یک کرسی مطمئن» برای جمهوریخواهان دانست و گفت با نامزدی کورنین، حزب بهآسانی پیروز میشد.
او کارولینای شمالی را نمونه دیگری از پیامدهای مداخله ترامپ دانست. تام تیلیس، سناتور جمهوریخواه این ایالت، با کاهش بودجه برنامه بیمه درمانی «مدیکید» در لایحه مالیاتی و هزینهای ترامپ مخالفت کرده بود.
ترامپ در واکنش تهدید کرد در انتخابات مقدماتی از رقیب او حمایت میکند. تیلیس پس از این اختلاف علنی تصمیم گرفت برای انتخاب مجدد نامزد نشود.
کان افزود: «او عملا آن کرسی را به دموکراتها واگذار کرد. اگر تیلیس برای انتخاب مجدد نامزد میشد، روی کوپر وارد رقابت نمیشد.»
پت مککروری، فرماندار پیشین جمهوریخواه کارولینای شمالی، نیز مداخلههای ترامپ را عامل شکاف در حزب دانست و رویارویی او با دو نماینده جمهوریخواه کارولینای جنوبی را نمونهای از صرف سرمایه سیاسی علیه همحزبیها توصیف کرد.
مککروری گفت: «بزرگترین نقطه قوت ترامپ این بود که زبان مردم طبقه کارگر را میفهمید و میتوانست با آنها ارتباط برقرار کند. او این توانایی را از دست داده است. به صلاح کشور است که دوباره آن را به دست آورد.»
پس از پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا، بازارهای سهام جهان میان صعود و نزول در نوسان بودند و سرمایهگذاران پیامدهای احتمالی افزایش مالیاتها، وضع مقررات سختگیرانهتر و نظارت بیشتر بر شرکتهای هوش مصنوعی و رمزارز را سنجیدند.
خبرگزاری رویترز چهارشنبه ۱۳ آبان نوشت تسلط دموکراتها بر سنا و مجلس نمایندگان، احتمال بنبست قانونگذاری میان کنگره و دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، را افزایش داده است.
این وضعیت میتواند بر مذاکرات بودجه، هزینههای دفاعی و مقررات حوزههای درمان، بانکداری و فناوری اثر بگذارد.
واکنش اولیه بازارها با افت شدید قراردادهای آتی شاخصهای سهام همراه بود، هرچند با ادامه معاملات، بخشی از این کاهش جبران شد.
سرمایهگذاران اکنون در تلاش هستند دریابند تغییر موازنه قدرت در واشینگتن تا چه اندازه مسیر سیاستهای اقتصادی دولت و فعالیت شرکتها را دگرگون خواهد کرد.
ترامپ بامداد ۱۳ آبان گفت در صورت لزوم، مصوبات دموکراتها را وتو خواهد کرد و از تبدیل شدن به «آقای وتو» استقبال میکند.
نگرانی از کند شدن توسعه هوش مصنوعی
رویترز نوشت یکی از نگرانیهای اصلی بازار، احتمال افزایش نظارت کنگره بر شرکتهای هوش مصنوعی است؛ صنعتی که سرمایهگذاری در آن به رشد اقتصاد آمریکا و رونق بورس کمک کرده است.
مخالفت فزاینده افکار عمومی با مراکز داده میتواند دموکراتها را به بررسی دقیقتر فعالیت این شرکتها سوق دهد.
تحلیلگران احتمال تصویب قوانینی را که به اختلال شدید در روند توسعه این مراکز بینجامد، اندک میدانند، با این حال انتظار دارند کنگره جدید تحقیقات درباره بخش فناوری را در دستور کار قرار دهد.
نتایج انتخابات تگزاس و جورجیا نیز از این منظر اهمیت دارد. در تگزاس، جیمز تالاریکو، نامزد دموکرات، کرسی سنا را به دست آورد و جینا هینوخوسا، دیگر نامزد این حزب، گرگ ابوت، فرماندار جمهوریخواه، را شکست داد.
در جورجیا نیز کیشا لنس باتمز و جان آساف بهترتیب در رقابت فرمانداری و سنا پیروز شدند.
تاپاس استریکلند، استراتژیست ارشد بازار در شرکت مومو استرالیا و نیوزیلند، گفت این دو ایالت حدود یکسوم کل هزینهها و پروژههای مراکز داده هوش مصنوعی را به خود اختصاص میدهند.
به گفته او، احتمال کند شدن توسعه این مراکز جدی است و پیامدهای آن به دیگر بخشهای صنعت سرایت خواهد کرد.
استریکلند افزود: «فکر نمیکنم این وضعیت لزوما قطار هوش مصنوعی را متوقف کند، ولی سرعت آن را کاهش میدهد.»
افت دلار و نگرانی بازار رمزارزها
در بازارهای مالی، قراردادهای آتی شاخص اساندپی ۵۰۰ حدود ۰.۵ درصد و نزدک ۰.۸ درصد کاهش یافتند.
شاخص دلار نیز که ارزش پول آمریکا را در برابر سبدی از شش ارز میسنجد، با افت ۰.۲ درصدی به ۱۰۱.۵۱ رسید که پایینترین سطح در یک ماه گذشته به شمار میرود.
بیتکوین تا ۲.۷۹ درصد سقوط کرد و به ۷۵ هزار و ۶۶۶.۱۱ دلار رسید. اتر هم با افت ۱.۹ درصدی در سطح دو هزار و ۲۴۸.۶۵ دلار معامله شد. هر دو رمزارز در ادامه روز زیان خود را جبران کردند و تقریبا به قیمت پایانی روز قبل بازگشتند.
نیک فرس، مدیر ارشد سرمایهگذاری شرکت ونتیج پوینت در سنگاپور، گفت اگرچه انتظار غالب پیش از انتخابات پیروزی دموکراتها در هر دو مجلس بود، میزان برتری آنها اهمیت دارد.
او خطر اصلی را تشدید مقررات در حوزههای هوش مصنوعی و رمزارز دانست.
پیروزی شرود براون، سیاستمدار دموکرات و منتقد نفوذ صنعت رمزارز در واشینگتن، امید حامیان این بازار را کمرنگ کرد.
او در حالی به سنا بازگشت که کمیته اقدام سیاسی «فیرشیک» با حمایت مالی شرکتهایی مانند کوینبیس و ریپل، ۳۰ میلیون دلار برای شکست او در انتخابات هزینه کرده بود.
بر اساس اظهارنامههای مالیاتی رییسجمهوری آمریکا، درآمد ترامپ از فعالیتهای خانوادهاش در حوزه رمزارز در سال ۲۰۲۵ از ۱.۴ میلیارد دلار فراتر رفت.
اختیارات ترامپ و آینده روابط تجاری
با وجود تغییر ترکیب کنگره، کاخ سفید همچنان برای پیشبرد سیاست خارجی و اعمال تعرفهها بدون تایید قانونگذاران اختیارات گستردهای دارد، هرچند احکام دیوان عالی در اوایل سال جاری میلادی بخشی از این اختیارات را محدود کرده است.
تای هویی، استراتژیست ارشد شرکت مدیریت دارایی جیپی مورگان، گفت ترامپ همچنان میتواند از مسیر تجارت، تعرفهها، سیاست خارجی و مقررات موجود بر بازارها اثر بگذارد.
او افزود حتی با پیروزی گسترده دموکراتها، دستیابی این حزب به اکثریت دوسوم لازم برای عبور از وتوی ترامپ بعید است.
دیراج نیم، اقتصاددان ارشد بانک ایانزد، نیز معتقد است کشورهایی مانند هند که در حال مذاکره تجاری با آمریکا هستند، ممکن است برای ارزیابی پیامدهای انتخابات، رویکرد صبر و انتظار در پیش بگیرند.
برخی سرمایهگذاران هم به ثبات روابط واشینگتن و پکن امیدوارند. شان ویجیان، رییس اجرایی شرکت سرمایهگذاری پیایجی، گفت انتظار ندارد روابط دو کشور بهطور چشمگیری بهتر یا بدتر شود.
بودجه در سایه بنبست سیاسی
اختلاف دولت ترامپ و کنگره میتواند مذاکرات بودجه را به بنبست بکشاند و بر ابهام چشمانداز مالی آمریکا بیفزاید؛ موضوعی که پیشتر نیز قیمت داراییها را متلاطم کرده بود.
به گزارش رویترز، بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله خزانهداری آمریکا با کاهش ۱.۳ واحد پایه به ۴.۹۳۳ درصد رسید.
الکس موریس، بنیانگذار شرکت سرمایهگذاری اف/ام، پیشبینی کرد مسائل مالی دولت در هفتههای آینده توجه بیشتری جلب کند.
او افزود: «صادقانه بگویم، هیچ نامزدی با برنامهای مبتنی بر انضباط مالی وارد رقابت انتخاباتی نشد.»