بر اساس گزارشها، سالن تئاتر «لبخند» در شهر تهران، پلمب شد.
این مجموعه با صدور اطلاعیهای در صفحه مجازی خود اعلام کرد که اجرای نمایشهای آن تا اطلاع ثانوی امکانپذیر نخواهد بود.
این مجموعه ۲۵ و ۲۶ مهر و در دو روز نخست جشنواره تئاتر تجربه، میزبان اجراهای این رویداد دانشجویی بود.
با اینحال بعد از دو روز، اجرای نمایشهای جشنواره در این مجموعه متوقف شد.
مجموعه تئاتر «لبخند» این روزها میزبان هشت اثر نمایشی از جمله «منظومه پیامبر بدیها»، نوشته و کار محمد مساوات، بود.
در ادامه محاکمه سه ایرانی متهم به جاسوسی و برنامهریزی برای آسیبرساندن به خبرنگاران ایراناینترنشنال، پیامهایی مطرح شد که مصطفی سپهوند در آنها گفته بود اگر پرونده قضاییاش در ایران حل شود، به نشانیهای دادهشده میرود و خبرنگار را میبیند.
سپهوند پنجشنبه ۳۰ مهر، در ادامه سومین هفته محاکمه سه ایرانی در دادگاه سلطنتی وولویچ لندن، در جایگاه شهود به پرسشهای تایرون اسمیت، وکیل مدافع خود، پاسخ داد. بخشهایی از جلسه به ارتباط او با نوید، رفتوآمد به نشانیهای افراد هدف و پیامهایی درباره پول و پرونده قضاییاش در ایران اختصاص داشت.
سپهوند، فرهاد جوادیمنش و شاپور قلعهعلیخانی نوری اتهامهای خود را رد کردهاند. دادستانی میگوید آنها برای دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی اطلاعات جمعآوری کردهاند تا زمینه اعمال خشونت شدید علیه افراد هدف، از جمله مجتبی پورمحسن و کامبیز حسینی، روزنامهنگاران ایراناینترنشنال، فراهم شود.
فعالیت نوید در سفارت و درخواست پول برای گذرنامه
اسمیت در بررسی پیام ۱۳ فروردین ۱۴۰۴ سپهوند به نوید، از او پرسید چرا گفته بود منتظر تماس است و فردی را نزد او میفرستد.
سپهوند توضیح داد نوید در برابر دریافت ۸۰۰ پوند ترتیب صدور گذرنامه خارج از نوبت را به او میداد. به گفته او، فرد متقاضی میخواسته ۳۰۰ پوند بپردازد، اما نوید گفته بود نمیتواند به او کمک کند.
او در بخش دیگری از اظهاراتش گفت نوید بهصورت داوطلبانه در سفارت جمهوری اسلامی کار میکرده است. سپهوند در توضیح این موضوع مدعی شد یک فرد مسیحی نمیتواند مستقیما برای سفارت کار کند.
اسمیت پرسید چرا سپهوند با کسی همکاری میکرد که بنا بر روایت خودش، به او آسیب رسانده بود. سپهوند پاسخ داد: «چون نمیخواهم به خودم یا خانوادهام آسیب بزند.»
سپهوند همچنین گفت پدر نوید از چهرههای بلندپایه در ایران است و اعضای خانوادهاش برای حکومت کار میکنند. او مدعی شد نوید اطلاعات زیادی درباره زندگیاش در لندن داشته و همین موضوع باعث ترس او شده بود.
سپهوند در جلسه روز قبل گفته بود در سفارت با نوید امامی دیدار کرده و او را خبرچین سپاه و تامینکننده نشانیها معرفی کرده بود. او در همان جلسه گفته بود اطلاعات مربوط به نوید را امین در اختیارش گذاشته است.
اسمیت درباره پیام هشتم فروردین سپهوند به نوید پرسید که در آن گفته بود برای دیدنش به سفارت میرود. سپهوند گفت میخواسته نشان دهد رابطه دوستانهای با او دارد.
وکیل مدافع همچنین درباره فرستادن آگهی یک مرسدسبنز مدل ۲۰۲۴ برای نوید پرسید. سپهوند گفت نوید به او گفته بود ۴۰ هزار پوند هدیه گرفته و میخواهد خودرو بخرد. او توضیح داد به دلیل آشناییاش با خودرو، پذیرفته بود به نوید کمک کند.
به گفته سپهوند، او نوید را به «حمید کارز» در منچستر معرفی کرده بود و نوید یک جاگوار مدل ۲۰۱۷ با شش هزار پوند پیشپرداخت نقدی و اقساط ماهانه ۶۵۰ پوند از او خریده بود.
اسمیت بار دیگر پرسید چرا با وجود ترسی که از نوید توصیف میکند، به او کمک کرده است. سپهوند گفت میخواسته رابطهشان دوستانه بماند تا نوید به او یا خانوادهاش آسیب نزند.
اشاره به روزنامهنگاری در ترکیه
در بررسی پیامی به قربانی درباره حلوفصل موضوع فرد دیگری، سپهوند گفت با یک روزنامهنگار در ترکیه نیز همان کار را میکردند.
او سپس گفت به فرد مورد اشاره کمک کرده، برای رفتن همسر و فرزندان او به ترکیه کمک کرده است و خود آن فرد به هلند رفته است.
تماس نوید و ادعای حضور پلیس
سپهوند در بخش دیگری از اظهاراتش گفت نوید پنجم اردیبهشت ۱۴۰۴ با او تماس گرفته بود.
به روایت سپهوند، نوید گفته بود فردی ۳۰ هزار پوند از او برداشته و از سپهوند خواسته بود برای پسگرفتن پول کمک کند. سپهوند گفت به دلیل ناتوانی جسمی، این درخواست را نپذیرفته بود.
او مدعی شد هنگام تماس، پلیس همراه نوید بوده است. وقتی اسمیت درباره دلیل این برداشت پرسید، سپهوند گفت نوید درباره محل رفتوآمد و کارهایش سوالهای زیادی میپرسیده و تلفن را روی بلندگو گذاشته بود تا صدایش شنیده شود.
سپهوند همچنین مدعی شد دو روز بعد پلیس او را تعقیب کرده و افرادی در راهروی ساختمان، حضور خود را با تعمیر اینترنت توضیح داده بودند. در پاسخ به پرسش اسمیت، او تایید کرد باور داشته است پلیس تعقیبش میکند.
در آغاز جلسه، اسمیت پیامهای سپهوند و مصطفی قربانی درباره نشانیهای افراد هدف و جستوجو در چتجیپیتی را مرور کرد.
سپهوند گفت برای یافتن اطلاعات یک روزنامهنگار از چتجیپیتی پرسیده و مشخصات قربانی را نیز وارد کرده بود تا نتیجه را برای او بفرستد. او گفت قصد داشته نشان دهد اطلاعات نشانیهایی که به او دادهاند اشتباه است.
در یکی از پیامهای هفتم اسفند ۱۴۰۳، سپهوند به قربانی گفته بود چون فرد مشهوری نیست، چتجیپیتی نمیتواند اطلاعاتی درباره او پیدا کند.
اسمیت همچنین جستوجوی اطلاعات پورمحسن را مطرح کرد. در مطالب مرورشده، اطلاعاتی درباره زندگی او آمده بود، اما نشانی خانه و محل کارش ارائه نشده بود. سپهوند گفت این جستوجوها را در فوریه یا مارس انجام داده بود تا نشان دهد پیدا کردن این افراد دشوار است.
وکیل مدافع از او پرسید چرا در پیامهای متعدد تاکید میکرد نشانیها اشتباهاند و آیا معمولا حرفهایش را تا این اندازه تکرار میکند. سپهوند پاسخ منفی داد و گفت اسمیت شیوه کار سپاه را نمیشناسد.
سپهوند در جلسه روز قبل گفته بود نشانیها درست بودهاند، اما در پیامهایش آنها را نادرست جلوه میداده است.
پیامهایی درباره دشواری کار و هزینههای انجامنشده
اسمیت پیامهایی را مرور کرد که سپهوند پس از رفتن به کینگستون برای قربانی فرستاده بود. او در این پیامها گفته بود در محل سه کسبوکار وجود دارد، جایی برای پارک، انتظار یا ایستادن نیست و باید دستکم یک هفته به آنجا رفت. در یکی از پیامها گفته بود: «کار سادهای نیست، پای جان یک نفر در میان است.»
سپهوند در دادگاه گفت محل را امنیتی توصیف کرده بود تا انجام کار را دشوار و خطرناک نشان دهد، در حالی که به گفته خودش، چنین وضع امنیتی وجود نداشت.
اسمیت درباره مطرحکردن هزینه همراهبردن یک هکر پرسید. سپهوند گفت ترتیبی برای آمدن هکر نداده بود و موضوع پول را مطرح کرده بود، چون ناتوانی حاجی در پرداخت، نقطهضعف او بود. به گفته سپهوند، پس از این درخواست به او گفته بودند تنها به محل برود.
در پیام دیگری، سپهوند گفته بود هزار یا دو هزار پوند برای چنین کاری کافی نیست و باید ۲۰ یا ۳۰ هزار پوند پرداخت شود تا اگر گرفتار دردسر شد، دستکم پولی در اختیار داشته باشد.
او در پیامهای نهم اسفند نیز از کرایه خودرو، رفتن به نشانیهای مختلف و تمامشدن هزار و ۲۰۰ پوندی گفته بود که همراه داشته است. اسمیت پرسید آیا واقعا خودرو کرایه کرده و این مبلغ را خرج کرده بود. سپهوند پاسخ منفی داد و گفت میخواسته نشان دهد هزینه کرده است.
در بررسی پیامهای بعدی، اسمیت درباره ادعای خرجکردن بیش از هشت هزار پوند پرسید. سپهوند گفت این مبلغ را خرج نکرده بود.
او بارها توضیح داد اشارههای مکررش به پول برای دشوار جلوهدادن کار بوده است. سپهوند گفت باور نداشته حاجی و سپاه مبلغ کامل ۱۵۰ هزار پوند را به او بپردازند.
در بررسی دادههای تلفنی و تصاویر مربوط به لندنرود، سپهوند گفت ۱۴ اسفند ۱۴۰۳ همراه نوری به کینگستون رفته بود.
اسمیت به تصاویر ثبتشده در تلفن نوری و ارسالشده برای سپهوند اشاره کرد و ویدیویی از ساختمان «اسمیت» در لندنرود به دادگاه نشان داده شد.
سپهوند گفت نوری در خانه او بوده و به او گفته بود میخواهد فیلم بگیرد. او در شرح حضورش در محل گفت پس از فیلمبرداری در کلیسایی روبهرو نشسته، یک ساعت بعد دوباره فیلم گرفته و فرستاده و سپس برای خرید غذا به فروشگاه لیدل رفته بود.
در پیام سپهوند به قربانی نیز آمده بود که هر ساعت تصویر گرفته است. سپهوند در دادگاه گفت از خبرنگار عکسی نگرفته بود.
وکیل مدافع سپس درباره تصاویر و جستوجوی نقشه در ۲۱ اسفند پرسید و اینکه چرا یک هفته پس از فیلمبرداری، دوباره نشانی کینگستون را بررسی کرده بود.
سپهوند گفت حاجی از او خواسته بود دوباره به کینگستون برود و نشانی را محل زندگی فرد موردنظر معرفی کرده بود. او مدعی شد از این میترسیده که در صورت نرفتن، به کسی آسیب برسد.
ادعای تلاش برای هشدار دادن به افراد هدف
اسمیت از سپهوند پرسید اگر سپاه به حل پرونده قضاییاش کمک میکرد و اعتراض به محکومیتش پذیرفته میشد، آیا به کسی آسیب میزد.
سپهوند با اشاره به کشتهشدن بستگانش و آسیبهایی که به گفته او به خودش و برادرش وارد شده بود، پاسخ داد: «برای آنها حتی به یک حیوان هم آسیب نمیزدم.» او گفت سپاه را بازی میداده و افزود: «من مامور رژیم نیستم.»
در بررسی پیامی که سپهوند در آن گفته بود دو روز به کینگستون میرود و در محل میایستد، او مدعی شد انتظار نداشته فرد موردنظر را پیدا کند. او گفت: «اگر آنها را میدیدم، میگفتم سپاه دنبال شماست و باید فرار کنید.»
سپهوند همچنین گفت وعده مراجعه به نشانیها را به این دلیل در پیامها تکرار میکرده که سپاه آنها را میخوانده است. او مدعی شد اگر اعلام نمیکرد همکاری میکند، قربانی و امین بازداشت یا کتک زده میشدند.
او گفت میخواسته از پیامهایش چنین برداشت شود که با قربانی اختلاف پیدا کرده است تا او را رها کنند.
در یکی از پیامها، قربانی با اشاره به حضور فردی به نام امین صالح گفته بود به او خواهد گفت سپهوند قصد رفتن به آمریکا دارد. اسمیت پرسید آیا سپهوند چنین برنامهای داشته است. او پاسخ منفی داد و گفت این حرف را برای رهاشدن از دست آنها گفته بود.
پذیرش مسئولیت چهار سرقت و تلاش برای کاهش محکومیت
در مرور پیامهای سپهوند به وحید مالمیر، او بار دیگر گفت مالمیر ارتباطی با سپاه نداشته و گفتوگوهای آنها به پرونده اصفهان مربوط بوده است.
در یکی از پیامها، سپهوند با سوگند به درگذشتگان خانوادهاش، مسئولیت چهار مورد سرقت را پذیرفته بود؛ چهار مورد از مجموع ۳۲ مورد مطرحشده در پرونده.
او در دادگاه گفت قصد داشته خودرویش را در لندن بفروشد و پول را برای خواهرش بفرستد تا به سه زندانی پرداخت شود و آنها بگویند نقش او به چهار سرقت محدود بوده است.
پیامهای فروردین و اردیبهشت نیز شامل تماسهای مالمیر و قربانی، پیگیری وضعیت پرونده و اقدامهای خواهر سپهوند برای تجدیدنظر و کاهش مجازات بود. او گفت خواهرش در این کار از سپاه کمکی نمیگرفته است.
اسمیت پرسید آیا قربانی در پیگیری پرونده اصفهان با سپاه کار میکرده یا با خود او. سپهوند پاسخ داد با او کار میکرده است.
در پیامی به قربانی، سپهوند از وعده حل پرونده شکایت کرده و گفته بود بهتر بود آن روز ۳۰ هزار پوند را تحویل میگرفت.
اسمیت همچنین پیامهایی را مطرح کرد که در آنها سپهوند گفته بود اگر پرونده قضاییاش حل شود، به نشانیها میرود و خبرنگار را میبیند. سپهوند در دادگاه گفت قصد انجام این کار را نداشته است.
در ادامه جلسه، اسمیت از سپهوند درباره بازداشتش به دست پلیس بریتانیا و ده یا یازده روز حضور در بازداشتگاه پلیس پرسید.
سپهوند از آسیب قدیمی زانو و مشکلات روانی خود گفت. او در پاسخ به پرسش وکیل مدافع درباره دشواری دوران بازداشت، گفت خاطرات آسیبزای گذشته بهطور ناخواسته برایش بازمیگشته است.
وقتی اسمیت پرسید آیا پزشکان در بریتانیا ابتلای او به نوع پیچیده اختلال استرس پس از سانحه را تشخیص دادهاند، سپهوند پاسخ مثبت داد.
او تایید کرد در برخی بازجوییها پاسخ داده و در برخی دیگر از اظهار نظر خودداری کرده است. سپهوند گفت نگران آسیبدیدن مادر و دیگر اعضای خانوادهاش بوده و از سابقه خودآسیبرسانی نیز صحبت کرد.
سابقه پرونده؛ وعده پول و ادعای اجبار
در جلسه ۲۰ مهر، پیامهایی بررسی شده بود که سپهوند در آنها از وعده ۱۵۰ هزار پوند و حل پرونده قضاییاش در ایران سخن میگفت. پیامهای او به نوید، با نام ذخیرهشده «برار سفارت»، نیز در همان جلسه مطرح شده بود.
در جلسه ۲۲ مهر، بخشهایی از بازجویی سپهوند خوانده شد که در آن از دریافت دو هزار پوند برای فیلمبرداری گفته، اما اقدام علیه خبرنگاران را رد کرده بود.
سپهوند در جلسه ۲۳ مهر نیز فردی به نام ابی را افسر سپاه و ساکن بریتانیا معرفی کرده و گفته بود او و مادرش را به مرگ تهدید کرده است.
دادستانی پیشتر دفاع سپهوند درباره اقدام از سر ترس و اجبار را رد کرده و وعده پول و کمک برای حل محکومیت کیفری او در ایران را در بررسی انگیزهاش مهم دانسته است. جوادیمنش و نوری نیز، بنا بر شرح دادستانی از دفاعیاتشان، حضور در محلها و تهیه تصاویر را پذیرفتهاند، اما میگویند از ارتباط این فعالیتها با دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی بیاطلاع بودهاند.
این گزارش با دریافت ادامه یادداشتهای جلسه امروز تکمیل میشود.
شماری از مستاجران در پیامهایی به ایراناینترنشنال از افزایش سه برابری اجاره یا ودیعه خانه نسبت به سال قبل خبر دادند. برخی گفتند برای تامین اجاره ناچارند بخش عمده درآمدشان را صرف هزینه مسکن کنند و گروهی، از احتمال بیخانمان شدن یا اجبار به تخلیه خانههایشان خبر دادند.
ایراناینترنشنال در صفحه اینستاگرام خود از مخاطبان پرسید: «اجاره خانهتان نسبت به سال قبل چقدر افزایش داشته است؟»
در میان پاسخهای رسیده، افزایش ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی و دو تا سه برابری اجارهبها بارها تکرار شده است.
شماری از مخاطبان نیز از افزایش چهار تا پنج برابری برخی هزینههای مسکن خبر دادند.
این روایتها از شهرهای بزرگ تا شهرستانها، از تهران و کرج تا اهواز، تبریز، شیراز، لاهیجان و استان سیستان و بلوچستان و دیگر مناطق ایران را در برمیگیرد.
یکی از مخاطبان نوشت اجاره ماهانه خانهاش از هفت میلیون به ۲۱ میلیون تومان رسیده و شهروند دیگری در کرج گفت اجاره او از پنج میلیون به ۱۳ میلیون تومان افزایش یافته است.
مخاطبی در ماهشهر نیز از دو برابر شدن اجاره ماهانه خبر داد و گفت این رقم از چهار میلیون به هشت میلیون تومان رسیده است.
شهروندی در لاهیجان گفت اجاره یک سوییت از پنج میلیون به ۱۰ میلیون تومان رسیده و صاحبخانه تنها یکچهارم مبلغ پیشپرداخت را به او بازگردانده است.
این ارقام بسیار بالاتر از سقفهای اعلامشده است.
سقف مجاز افزایش اجارهبها در سال جاری ۲۷ درصد تعیین شده است.
بر پایه قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجارهبها، اگر موجر سقف را رعایت نکند، مستاجر تا پنج سال پس از پایان قرارداد میتواند شکایت کند. اما در عمل و در زمین واقعیت، هیچگاه این قوانین مدنظر قرار نگرفتهاند.
یکی از مخاطبان در شیراز نوشت: «پارسال ۱۰۰ میلیون تومان رهن و ماهانه ۱۴ میلیون تومان اجاره میدادم،امسال برای یک زیرزمین یکخوابه باید ۲۵۰ میلیون تومان پول پیش و ماهانه ۲۵ میلیون تومان کرایه بدهم.»
در بیشتر پیامها، افزایش دو تا سه برابری اجارهبها گزارش شده و ارقام به هم نزدیک هستند. با این حال، در برخی موارد افزایشها فاصله معناداری با این الگوی غالب دارند.
یکی از پاسخدهندگان در تبریز افزایش اجاره خود را ۲۵ درصد و مخاطب دیگری در مشهد، ۶۰ درصد اعلام کرد.
شهروندی در اهواز نیز از افزایش ۵۰۰ درصدی مجموع رهن و اجاره خبر داد.
افزایش هزینه مسکن تنها به اجاره ماهانه محدود نیست. شماری از مستاجران گفتند مالکان علاوه بر افزایش اجاره، خواستار چند برابر شدن مبلغ ودیعه شدهاند.
یکی از مخاطبان نوشت: «۸۰۰ میلیون تومان رهن داده بودم. امسال صاحبخانه گفت یا دو میلیارد تومان بده یا تخلیه کن.»
شهروندی گفت ودیعه خانهاش از ۲۰۰ میلیون به ۸۰۰ میلیون تومان رسیده است و مخاطبی در شیراز نیز از افزایش مبلغ رهن از ۵۰۰ میلیون به سه میلیارد تومان خبر داد.
برآورد وزارت راه و شهرسازی در سال ۱۴۰۵ حدود هفت میلیون خانوار مستاجر در ایران است؛ معادل تقریبی ۲۲ میلیون نفر با احتساب متوسط اندازه خانوار.
بر اساس آخرین گزارشهای مرکز آمار، تورم نقطهبهنقطه اجاره مسکن در شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۳۲.۸ درصد بوده؛ یعنی شاخص اجاره نسبت به شهریور ۱۴۰۴ این اندازه افزایش داشته است.
همان گزارش، تورم سالانه اجاره را ۳۲.۲ درصد اعلام کرده است. این عدد میانگین ۱۲ ماه منتهی به شهریور ۱۴۰۵ را با میانگین ۱۲ ماه پیش از آن مقایسه میکند.
با این حال تجربه شهروندان تفاوت معناداری با ارقام اعلام شده از سوی دولت دارد.
شهروندی گفت با وجود شش سال سکونت در یک خانه، هنگام تمدید قرارداد با چهار برابر شدن ودیعه و دو برابر شدن اجاره مواجه شد.
شهروندی درباره یک خانه ۹۰ متری نوشت مبلغ رهن از ۵۰۰ میلیون به ۸۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه از ۲۶ میلیون به ۵۰ میلیون تومان افزایش یافته است.
در لنگرود گیلان نیز مخاطبی از سه برابر شدن مبلغ ودیعه و افزایش دو میلیون تومانی اجاره خبر داد.
کرایه خانه از مجموع دستمزد اعضای خانواده بیشتر است
در کنار افزایش قیمتها، فشار اجارهبها بر درآمد خانوارها از موضوعات پرتکرار پاسخهاست.
یکی از مخاطبان نوشت: «سه نفر کار میکنیم تا اجاره خانه را دربیاوریم.»
شهروند دیگری گفت ۲۰ روز کار میکند تا اجاره را بدهد، ۱۰ روز کار میکند تا قبوض را پرداخت کند و در پایان اگر چیزی باقی بماند، «خرج یک لقمه نان میشود».
مخاطبی دیگر که از بیکاری خود خبر داد، نوشت با وجود نداشتن شغل، باید ۲۵۰ میلیون تومان ودیعه و ماهانه ۲۰ میلیون تومان اجاره بپردازد.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داده بود شکاف میان درآمد و هزینه مسکن شیوه زندگی را هم تغییر داده است: مستاجرانی از تهران به شهرهای ارزانتر یا حاشیهها رفتهاند، به خانه پدر و مادر برگشتهاند یا آپارتمانهای کوچکتر را با دیگران شریک شدهاند.
برخی دیگر نیز ابراز نگرانی کردند با این روند افزایش کرایه خانه، تورم شدید و عقب ماندن دستمزدها از مخارج زندگی، نگرانند که به زودی «بیخانمان» و «کفخواب» شوند.
شهروندی که با افزایش سه برابری اجاره مواجه شده، اعلام کرد ناچار است خانه را تخلیه کند.
این فشار به مستاجران واحدهای تجاری نیز رسیده است.
یک کاسب گفت اجاره مغازهاش سه برابر شده و باید آن را تخلیه کند.
در میان پاسخها، برخی مستاجران از عملکرد مالکان انتقاد کردند، اما شهروند دیگری نوشت: «سیستم مشکل دارد؛ مستاجر و صاحبخانه هر دو از آینده میترسند.»
هشدار یک فعال صنفی درباره فشار نفسگیر اجاره خانه بر بازنشستگان
محمد احمدی، فعال صنفی بازنشستگان، ۳۰ مهر به خبرگزاری ایلنا گفت بخش بزرگی از درآمد بازنشستگان صرف اجاره میشود و پول چندانی برای هزینههای روزمره باقی نمیماند.
او گفت اگر مستمری فردی از حدود ۲۲ میلیون تومان به ۳۵ یا ۴۰ میلیون تومان برسد، اما اجاره ماهانه خانه ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان باشد، مشکل معیشتی او همچنان پابرجا میماند.
احمدی اتکا به وام بانکی را برای خانواری که از پس هزینههای روزمره برنمیآید، راهحلی ناکافی خواند؛ چرا که اقساط سنگین ممکن است بدهی تازهای به مشکلات اضافه کند.
او گفت طرحهایی مانند مسکن مهر و مسکن ملی نیز بهتنهایی پاسخگوی نیاز فوری همه مستاجران نیستند؛ بهویژه اگر دسترسی به خانه به دریافت وام و پرداخت اقساط وابسته باشد.
پیشتر شماری از بازنشستگان و مستمریبگیران به ایراناینترنشنال گفته بودند حقوق آنها حتی کفاف اجاره خانه را نمیدهد.
یک بازنشسته از مشهد گفته بود با مستمری ۲۴ میلیون تومانی، ماهانه ۲۱ میلیون تومان اجاره میدهد.
وبسایت اقتصادی زومان که در ایران اداره میشود، بر اساس اطلاعات دریافتی خود گزارش داد نهادهای بالادستی جمهوری اسلامی در ابلاغیهای رسمی و الزامآور، دستور قطع فوری دسترسی کاربران در ایران به اینترنت بینالملل را در صورت آغاز جنگ تازه صادر کردهاند.
بر اساس این ابلاغیه، قطع دسترسی به شبکه جهانی اینترنت در چنین شرایطی بهعنوان یک «تکلیف اجرایی» تعیین شده است.
با این حال، جزییات بیشتری از این ابلاغیه، از جمله تاریخ صدور آن، دامنه دقیق محدودیتها، خدمات احتمالی مستثنا شده و سازوکار بازگشت اتصال اینترنت در دست نیست.
این دستور در حالی گزارش شده که جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته محدودیتهای گستردهای بر دسترسی شهروندان به اینترنت اعمال کرده است.
انتشار خبر صدور این دستور در شرایطی صورت میگیرد که با تشدید تنشها میان جمهوری اسلامی، آمریکا و اسرائیل، احتمال آغاز دور تازهای از درگیریهای نظامی میرود.
وحید یزدانیان، معاون توسعه شبکه ملی اطلاعات وزارت ارتباطات، ۱۸ مهر به سایت سیتنا گفت در صورت وقوع دوباره جنگ یا ناآرامی، احتمال قطع اینترنت وجود دارد، اما سطح این محدودیت مشخص نیست.
او همچنین گفت با توجه به تدابیر اتخاذ شده، چه این اتفاق رخ دهد و چه رخ ندهد، احتمالا نقش دولت و مسعود پزشکیان، رییس دولت، در این زمینه پررنگتر خواهد شد.
در مقابل، محمد حاتمیزاده، معاون حقوقی وزارت ارتباطات، گفته بود کشور حتی در شرایط بحرانی و ناآرامیهای شدید میتواند بدون قطع اینترنت مدیریت شود و دیگر شاهد قطع اینترنت نخواهد بود.
سابقه قطع گسترده اینترنت در ایران
با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی در نهم اسفند ۱۴۰۴، اینترنت بینالملل قطع شد و این محدودیت پس از حدود ۸۸ روز، در پنجم خرداد ۱۴۰۵ پایان یافت.
نتبلاکس این دوره را طولانیترین خاموشی سراسری اینترنت ثبتشده در یک کشور توصیف کرد.
در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ نیز قطع گسترده اینترنت از ۱۷ دی آغاز شد و محدودیتها حدود ۲۰ روز، تا اوایل بهمن، ادامه یافت.
در جریان جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل، اختلال گسترده اینترنت از ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز شد و پس از حدود ۱۲ روز، روند بازگشت اتصال در چهارم تیر شروع شد.
در آبان ۱۴۰۲ و همزمان با چهارمین سالگرد کشتار معترضان آبان ۱۳۹۸، اینترنت در برخی مناطق ایران مختل و در بعضی نقاط بهطور کامل قطع شد.
اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ نیز با محدودیتهای گسترده اینترنت همراه بود.
در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸، معروف به آبان خونین، جمهوری اسلامی اینترنت را به مدت حدود یک هفته قطع کرد و همزمان شمار زیادی از معترضان کشته شدند.
اعتراضات سراسری سال ۱۳۹۶ نیز با محدودیتهای گسترده اینترنت همراه بود.
با وجود برقراری دوباره اتصال به اینترنت بینالملل، محدودیتهای گسترده دسترسی به اینترنت در ایران همچنان ادامه دارد و فیلترینگ بسیاری از شبکههای اجتماعی، پیامرسانها و وبسایتها، دسترسی آزاد کاربران را به اینترنت جهانی محدود کرده است.
دسترسی ویژه برخی چهرههای نزدیک به حکومت به «سیمکارت سفید» و اینترنت بدون فیلتر، در ماههای گذشته انتقادهای گستردهای برانگیخته است. فعالیت کاربران حامی جمهوری اسلامی با این نوع دسترسی نیز مورد انتقاد بوده است.
همزمان با تشدید فشارهای بینالمللی بر جمهوری اسلامی و وخامت بحران اقتصادی در ایران، وزارت دارایی یونان اعلام کرد تحریمهای موجود علیه تهران را به اجرا درمیآورد و از تلاشها برای مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم حمایت میکند.
این وزارتخانه پنجشنبه ۳۰ مهر در بیانیهای تاکید کرد اجرای تحریمها و مقابله با فعالیتهای مالی غیرقانونی را بر اساس قوانین ملی و بینالمللی دنبال میکند.
این موضعگیری یک روز پس از آن صورت گرفت که وزارت خزانهداری ایالات متحده موسسه حقوقی «کارناکیس و کارناکیس»، مستقر در یونان و پاناما، را به فهرست تحریمهای خود افزود.
واشینگتن این موسسه را متهم کرده که سالها با ارائه خدمات حقوقی به شبکههای کشتیرانی مرتبط با جمهوری اسلامی، به فعالیتهای آنها برای دور زدن تحریمها کمک کرده است.
وزارت دارایی یونان با اشاره به بیانیه وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد: «تمام اطلاعات موجود در حال ارزیابی است و اقدامات مقتضی مطابق با رویههای تعیینشده و قوانین جاری ملی، اتحادیه اروپا و بینالمللی انجام میشود.»
گسترش دامنه تحریمهای آمریکا
در چارچوب بسته تحریمی جدید واشینگتن، پنج مالک و کارمند موسسه کارناکیس و کارناکیس، شرکت کشتیرانی «روکست» و دو شرکت ارائهدهنده خدمات دریایی در سنگاپور و امارات متحده عربی نیز تحریم شدند.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین ۹ شناور مرتبط با این شرکتها را در فهرست اموال مسدودشده قرار داد.
همزمان، شبکه مقابله با جرایم مالی وزارت خزانهداری آمریکا (فینسن) در راستای تحقیق درباره ارتباطات احتمالی یک بانک یونانی با جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی آن، احضاریهای اداری صادر کرد. نام این بانک هنوز اعلام نشده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، ۲۹ مهر در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به عوامل دور زدن تحریمهای جمهوری اسلامی نوشت: «چه در دریا مشغول انتقال غیرقانونی نفت باشید و چه پشت میز یک دفتر حقوقی نشسته باشید، اگر از حکومت ایران حمایت کنید، شما را خواهیم یافت و تحریم خواهیم کرد.»
دولت دونالد ترامپ از زمان آغاز کارزار «طرد اقتصادی» تهران، بستههای تحریمی متعددی علیه جمهوری اسلامی وضع کرده است.
هدف از این اقدامات محدود کردن منابع مالی حکومت ایران، مختل کردن مسیرهای جابهجایی درآمدهای نفتی و جلوگیری از تامین مالی گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه اعلام شده است.
بسنت پیشتر در شهریورماه گفته بود اتحادیه اروپا نیز به کارزار «طرد اقتصادی» پیوسته است.
وخامت اوضاع اقتصادی در ایران
تحریمهای تازه در شرایطی وضع شدهاند که اقتصاد ایران طی ماههای اخیر زیر فشار تنشهای منطقهای، محدودیتهای تجاری و مالی و کاهش شدید ارزش پول ملی، با بحران فزایندهای دستوپنجه نرم میکند.
جهش نرخ تورم و کاهش قدرت خرید، فشار بر معیشت مردم را شدت بخشیده و تامین نیازهای اساسی را برای بخش بزرگی از جامعه دشوار کرده است.
در همین حال، با ادامه کارزار فشار اقتصادی آمریکا و شدت گرفتن نگرانیها درباره آینده تحولات منطقه، بهای ارزهای خارجی در بازار ایران بار دیگر بالا رفت.
قیمت دلار در بازار آزاد پنجشنبه ۳۰ مهر از ۲۷۳ هزار تومان گذشت. یورو و پوند نیز بهترتیب از مرز ۳۰۶ هزار و ۳۶۲ هزار تومان عبور کردند.
در همین روز، درهم امارات به ۷۴ هزار و ۹۶۰ تومان و لیر ترکیه به ۵۵۰۰ تومان رسید.
تشدید فشارهای اقتصادی با بالا گرفتن گمانهزنیها درباره احتمال ازسرگیری جنگی تمامعیار در منطقه همراه شده است.
با این حال، مقامهای جمهوری اسلامی همچنان بر ادامه رویکرد تقابلی خود در برابر آمریکا و اسرائیل تاکید دارند.
روزنامه نیویورکتایمز ۲۹ مهر گزارش داد ایالات متحده و اسرائیل طرحهایی برای انجام حملات تازه علیه جمهوری اسلامی پس از انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا آماده کردهاند.
با وجود این، هنوز مشخص نیست ترامپ تصمیم نهایی را برای اجرای چنین عملیاتی گرفته است یا نه.
یکی از گیفهای پر استفاده کاربران در اشاره به مجتبی خامنهای
پرسش ایراناینترنشنال در اینستاگرام درباره دلیل غیبت مجتبی خامنهای، موجی از پاسخهای طنزآمیز، کنایههای سیاسی و شوخی با سرنوشت او به دنبال داشت. کاربران از «غیبت صغرا»، خیس شدن «مقوا» و «ارور ۴۰۴» گفتند.
ایراناینترنشنال در صفحه اینستاگرام خود از مخاطبان پرسید به نظرشان دلیل غیبت مجتبی خامنهای چیست.
حدود ۱۴ هزار کامنت در بخش نظرات این پست ثبت شد، اما پاسخها بیشتر از آنکه تحلیل سیاسی یا طرح گمانهزنی جدی درباره دلیل غیبت سومین رهبر جمهوری اسلامی باشند، شوخی با زنده بودن و محل اختفایش بود.
گیف مورد استفاده کاربر برای اشاره به مجروح شدن مجتبی خامنهای
مجتبی ایز دد!
پرتکرارترین واکنشها به «مرگ» مجتبی خامنهای اشاره داشت؛ آن هم با لحنی آشنا.
چند کاربر با ادبیاتی مشابه، عبارات «موشتبا ایز دد» و «مقوا ایز دد» را نوشتند.
این جملهها یادآور عبارت معروف دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، است که نهم اسفند، وقتی خبر مرگ علی خامنهای را اعلام میکرد، با تأنی گفت: «آیتالله … خامنهای … ایز دد.»
به نظر میرسد مخاطبان فرمول را حفظ کردهاند و فقط اسم پدر را با پسر عوض کردهاند.
چندین نفر یک میم و کلیپ طنز معروف قدیمی را دستمایه شوخی خود قرار دادند که در آن فردی به زبان گیلکی میگوید: «خونسردی خود را حفظ کنید، … خلبان بمرده.»
برخی با زبان تصویر اشاره کردند مجتبی همان اوایل جنگ همراه با پدرش در حملات آمریکا کشته شد
این دسته از کاربران درباره این غیبت به شکل خلاصه نوشتند: «مجتبی بمرده ….»
پس از معرفی مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی، غیبت او و منتشر نشدن تصویر یا صدای تازه از او، به گمانهزنیهایی درباره وضعیت جسمیاش دامن زد.
از همان زمان شوخیهایی حتی با موجودیت رهبر جدید شکل گرفت.
در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال برخی نیز کوتاهتر و بیتعارفتر نوشتند که «پودر شده …»، «چون وجود نداره» یا «مگه مجتبی وجود داره؟» ….
یک نفر با اشاره به ترانه داریوش اقبالی گفت «چون اون که رفته، دیگه هیچوقت نمیآد» و دیگری با استفاده از ادبیاتی مذهبی برای اشاره به مرگ افراد نوشت: «انا لله و انا الیه راجعون …»
چندین شهروند از این گیف برای اشاره به مرگ رهبر سوم جمهوری اسلامی استفاده کردند
دیگری سادهتر درباره دلیل غیبت نوشت: «رطوبت شدید هوا.»
بنمایه هر دو شوخی، مرگ احتمالی مجتبی خامنهای و تبلیغات دروغین جمهوری اسلامی درباره موجودیت اوست.
شهروند دیگری نوشت: «رهبرشون رو کشتن/ مقوا جاش گذاشتن.»
آبوهوا تنها تهدید مقوا نبوده و شوخیها هم فقط به مرده بودن مجتبی خامنهای محدود نشده است.
یک کاربر با اشاره به ماهها فاصله بین مرگ و دفن علی خامنهای و شوخی نگهداری او در جای سرد، نوشت «تو فریزره» و دیگری با اشاره به شوخیها درباره تکهتکه شدن بدن قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران، نوشت «کتلت شده».
شهروندان با استفاده از گیف نیز، مجتبی خامنهای را «مقوا» خواندند
موشتبار، موشتباه و رهبر هوش مصنوعی
نامهایی مثل «موشتباه» و «موشتبار» هم در پیامها دیده میشود.
علی خامنهای پیش از جنگ ۴۰ روزه و مرگش، بهخاطر ماندن در پناهگاهی زیرزمینی از سوی منتقدان «موش» خوانده میشد.
مخاطبان حالا این لقب را به پسر او هم دادهاند.
یکی از کاربران ریشه غیبت را در همین توصیف دیده و فقط یک کلمه نوشته است: «ترس.»
گروه دیگری از پیامها به متنهای مکتوب منتسب به مجتبی خامنهای پرداختهاند.
این متنها پیشتر نیز مسخره شدهاند و برخی با توجه به لحن و ادبیاتشان، گفتهاند ساخته هوش مصنوعی هستند.
وقتی مدتی پیامی از او منتشر نشد، شوخی تازهای شکل گرفت: «اشتراکش تموم شده.»
کاربران دیگری هم همین خط را ادامه دادهاند: «داره نسخه جدیدش تولید میشه» یا «ارور ۴۰۴ داده».
ارور ۴۰۴ (Not Found) یعنی صفحه یا نشانی اینترنتی مورد نظر وجود ندارد یا حذف شده است.
یکی از پرطرفدارترین گیفها، با مضمون اینکه خامنهای «پودر شده»
ایراناینترنشنال پنجم شهریور نیز از فراگیر شدن همین شوخی خبر داده بود.
یکی از کاربران، آن زمان پرسیده بود: «یک زمانی مجتبی یک بیانیهای میداد، الان همان هم نمیدهد. اشتراکش تمام شده؟»
اوایل مهر پیام تازهای از سوی مجتبی خامنهای منتشر شد که در آن گفت جمهوری اسلامی بر اساس «محاسبات الهی» قدرت اول جهان است.
همان زمان، شماری از شهروندان او را رهبر هوش مصنوعی و فردی ترسو خواندند که حتی جرات ندارد از زیرزمین و مخفیگاه خود بیرون بیاید.
در واکنش به تداوم این غیبت، کاربری برای ایراناینترنشنال نوشت: «خجالتیه.»
این دسته از پیامها نشان میدهند اگر قرار باشد کسی غایب بماند، دستکم باید «دلیل فنی یا شخصی و شخصیتی» داشته باشد.
پاسخ تصویری به پرسش دلیل غیبت: چون مرده!
غیبت صغرا و رقابت با امام زمان
عدهای هم از ادبیات مذهبی حکومت استفاده کردهاند و غیبت «خامنهای جونیور» را به باورهای مذهبی پیوند زدهاند.
یک نفر نوشت «غیبت صغرا»؛ اشاره به دورهای در باور شیعی که امام دوازدهم از دید عموم پنهان بود و از طریق نایبان خاص با مردم ارتباط داشت.
دیگری نوشت: «میخواد بعد سالها برگرده اعلام کنه امام زمانم.»
کاربری هم همین مضمون را به این ترتیب توضیح داد: «دلیل غیبت رقابته؛ امام زمان رقیب اصلیشه.»
و دیگری گفت: «… به همون دلیلی که مهدی رو امام زمان اعلام کردن.»
جمعبندی شهروندان این بود که اگر قرار است کسی ناپدید شود، سابقه این کار در سنت خودشان هم هست.
مجتبی خامنهای از زمان معرفی به رهبری در اسفند ۱۴۰۴، در انظار عمومی ظاهر نشده و پیامهای او عمدتا بهصورت مکتوب منتشر شدهاند.
مقامهای جمهوری اسلامی درباره ادامه فعالیت او سخن گفتهاند، اما این توضیحات مانع ادامه شوخیها درباره غیبتش نشده است.
ترکیب میم معروف «مرد هندوانهخور» با «مقوا»
گواهی پزشکی و غیبت موجه
شاید دوستانهترین دسته پیامها مربوط به آنهایی باشد که غیبت را با زبان اداری و مدرسهای توصیف کردهاند.
کاربری نوشت: «گواهی پزشکی برا غیبتش داره.»
دیگری تاکید کرد: «غیبت غیرموجهه! باید گواهی پزشکی بیاره.»
یک کاربر هم در جایگاه والدی که از فرزند دانشآموزش هنگام مواجهه با بازخواست به دلیل غیبت دفاع میکند، گفت: «آقا بار آخرشه، قول میده دیگه تکرار نشه.»
تا این لحظه هیچ مقام رسمیای در ایران درباره دلیل غیبت مجتبی خامنهای توضیحی ارائه نکرده است، اما حتی اگر غیبت رهبر سوم جمهوری اسلامی منطقی جلوه کند یا تصویری مستند از او منتشر شود، باز هم احتمالا نظرات کاربران همچنان همینقدر خلاق و همراه با طنازی خواهد بود.