هشدار مشترک بریتانیا، آمریکا و هلند درباره جاسوسافزار مرتبط با جمهوری اسلامی
این تصویر به کمک هوش مصنوعی تولید شده است
بریتانیا، ایالات متحده و هلند در یک هشدار مشترک امنیت سایبری اعلام کردند عوامل سایبری مرتبط با جمهوری اسلامی از یک خانواده بدافزاری برای هدف قرار دادن مخالفان، فعالان و روزنامهنگاران و دسترسی به ایمیلها، پیامها و دیگر اطلاعات حساس آنها استفاده میکنند.
این هشدار که سهشنبه ۲۴ شهریور از سوی مرکز ملی امنیت سایبری بریتانیا (اِنسیاِسسی)، پلیس فدرال آمریکا (افبیآی)، و سازمان اطلاعات و امنیت عمومی هلند (اِیآیویدی) منتشر شده، بدافزار مورد استفاده در این کارزار را «چوزن بریک» (CHOSEN BRICK) معرفی کرده است. بر اساس این گزارش، مهاجمان با استفاده از مهندسی اجتماعی و «فیشینگ هدفمند» در پیامرسانهایی از جمله واتساپ و تلگرام اعتماد قربانی را جلب و او را به دریافت و اجرای فایلهای آلوده ترغیب میکنند.
همزمان با انتشار این هشدار مشترک، افبیآی نیز در گزارشی فنی و جداگانه اعلام کرد عوامل سایبری وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی از بدافزاری که این نهاد آن را «هِویگرام» (HEAVYGRAM) مینامد، برای هدف قرار دادن مخالفان ایرانی، روزنامهنگاران منتقد جمهوری اسلامی و دیگر گروههای مخالف در سراسر جهان و جمعآوری اطلاعات درباره آنها استفاده کردهاند.
سرکوب فرامرزی و خطر برای امنیت قربانیان
در هشدار مشترک آمده است حکومت ایران «تقریبا بهطور قطع» از فعالیتهای سایبری برای کمک به سرکوب مخالفان، فعالان و روزنامهنگارانی استفاده میکند که آنها را تهدیدی علیه حکومت میداند.
این سه نهاد همچنین این فعالیتها را در بستر وسیعتر اقدامات اطلاعاتی جمهوری اسلامی قرار داده و یادآوری کردهاند نهادهای اطلاعاتی حکومت ایران در مواردی برای ربودن یا انجام عملیات مرگبار علیه افرادی در خارج از کشور که دشمن حکومت تلقی میشوند، توطئه کردهاند. بر اساس این هشدار، اطلاعات سرقتشده از قربانیان میتواند موقعیت، ارتباطات و الگوی زندگی آنان را آشکار کند و انتشار اطلاعات شخصی برخی قربانیان در وبسایتهای حامی جمهوری اسلامی نیز میتواند خطر برای امنیت شخصی آنها را افزایش دهد.
پل چیچستر، مدیر عملیات مرکز ملی امنیت سایبری بریتانیا، گفت: «جزییات این کارزار سایبری نشان میدهد ایران چگونه بیرحمانه از نظارت دیجیتال برای پیشبرد هدف خود در سرکوب منتقدان حکومت استفاده میکند؛ ایمیلها و پیامهایشان را میدزدد و به دستگاههای آنها دسترسی پیدا میکند.»
سفارت جمهوری اسلامی در لندن به درخواست خبرگزاری رویترز برای اظهارنظر درباره این هشدار و محتوای طرح شده در آن پاسخ نداد.
هدفگیری جهانی و دور زدن سامانههای امنیتی
بر اساس هشدار مشترک، چوزنبریک دستکم از سال ۲۰۲۵ افراد را در نقاط مختلف جهان، از جمله بریتانیا، آمریکا و هلند، هدف گرفته است. مهاجمان گاه ابتدا سراغ دستگاه کاری قربانی رفتهاند و در صورت ناکامی یا افزایش خطر شناسایی، او را به بازکردن فایل روی دستگاه شخصی ترغیب کردهاند تا کنترلهای امنیتی سازمانی دور زده شود.
جلب اعتماد قربانی و استفاده از فایلها و برنامههای جعلی
مرکز ملی امنیت سایبری بریتانیا اعلام کرد مهاجمان اغلب در پیامرسانها خود را افراد مورد اعتماد قربانیان جا میزنند یا بهعنوان کارمند پشتیبانی فنی یک سرویس معرفی میکنند. آنها به این ترتیب با استفاده از اطلاعاتی که از قبل درباره هدف جمعآوری کردهاند، شیوه نزدیک شدن به هر فرد را متناسب با شرایط او طراحی میکنند، سپس قربانی را به دریافت فایلی ترغیب میکنند که ظاهری معتبر دارد.
این فایلها در موارد مختلف بهشکل نسخهای ظاهرا معتبر از برنامههایی چون تلگرام، آنتیویروس نورتون، نرمافزار مدیریت رمز عبورِ کیپَس، پلتفرمهای هوش مصنوعی پیکتوری و رانوی امال، نرمافزار ادوبی فلش پلیر ارائه شدهاند.
بر اساس این هشدار، مهاجمان در برخی موارد از فایلهایی استفاده کردهاند که وانمود میکردند حاوی نتایج آزمایشهای اِمآرآی قربانی هستند. پس از بازشدن این نوع فایل، صفحهای متناسب، با پوشش جعلی، به قربانی نمایش داده میشد و همزمان بدافزار در پسزمینه روی دستگاه قربانی نصب میشد.
همه نمونههایی که در این کارزار مشاهده شدهاند، سیستمعامل ویندوز را هدف گرفتهاند.
از شنود میکروفون تا حذف کامل اطلاعات
بر اساس هشدار مشترک، چوزِن بریک پس از آلودهکردن دستگاه میتواند از صفحهنمایش تصویر بگیرد، میکروفون را برای ضبط صدا فعال کند، اطلاعات واتساپ و تلگرام موجود در مرورگر و محتوای ایمیلها را سرقت کند و فایلها یا بدافزارهای دیگری را روی دستگاه دریافت و اجرا کند.
این بدافزار همچنین توانایی حذف فایلها و در برخی نمونهها پاککردن اطلاعات سیستم را دارد. چوزن بریک برای باقیماندن روی دستگاه طراحی شده و با راهاندازی مجدد ویندوز از بین نمیرود. این بدافزار همچنین میتواند برای کاهش احتمال شناسایی، برای برخی مسیرها در سامانه امنیتی مایکروسافت دیفِندِر استثنا ایجاد کند و از تلگرام برای دریافت فرمان کمک بگیرد.
مرکز ملی امنیت سایبری بریتانیا اعلام کرد اطلاعات شخصی برخی از قربانیان پیشین این بدافزار بعدا در وبسایتهای افشاگر حامی جمهوری اسلامی منتشر شده است.
یک روز پیش از انتشار این هشدار مشترک، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، از آغاز فعالیت «سامانه رصدی و اطلاعاتی علاج» با هدف «شناسایی و پیگیری» مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور خبر داد. به نوشته فارس، این سامانه قرار است با «پایش مستمر و هوشمند» افراد، زمینه «پیگیری حقوقی» و «محدودسازی دسترسیهای مالی و رسانهای» آنان را فراهم کند. وبسایت این سامانه در نخستین روز فعالیت، نام، تصویر و اطلاعات شخصی شماری از ایرانیان مقیم خارج از کشور را منتشر کرده بود و از کاربران میخواست با تکمیل فرمی در همان وبسایت، اطلاعات مربوط به دیگر مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از ایران را نیز در اختیار این سامانه قرار دهند.
گزارش افبیآی درباره عملیات وزارت اطلاعات
افبیآی در گزارش جداگانه خود اعلام کرد در جریان تحقیقاتش هفت نمونه از بدافزار مورد استفاده در این عملیات را بررسی کرده است. بر اساس این گزارش، مهاجمان از تلگرام، واتساپ و اینستاگرام برای برقراری ارتباط با قربانیان و مهندسی اجتماعی استفاده کرده و در برخی موارد با پیشنهاد خدمات فناوری اطلاعات به آنها نزدیک شدهاند.
به نوشته این گزارش، مهاجمان در برخی موارد با پیشنهاد خدمات فنی به قربانی نزدیک شدهاند، سپس یا او را به نصب نرمافزار اِنیدِسک (AnyDesk) برای دسترسی از راه دور به دستگاهش ترغیب کردهاند، یا فایلی آلوده برایش فرستادهاند که ظاهری شبیه به فایل نصب یک برنامه معمولی داشته است. افبیآی میگوید این نوع فعالیت دستکم از پاییز ۱۴۰۲ در جریان بوده است.
افبیآی اعلام کرد گزارش تازه، نسخه بهروزشده هشداری است که در بهار ۱۴۰۵ منتشر کرده بود و اکنون تحلیل فنی گستردهتر و شاخصهای بیشتری برای شناسایی آلودگی در اختیار سازمانها قرار میدهد.
این نهاد در گزارش پیشین خود گفته بود اطلاعات جمعآوریشده از اهداف در مواردی از طریق عملیات افشای اطلاعات در اینترنت منتشر شده و از «گروه هکری حنظله» بهعنوان یکی از هویتهای هکری مرتبط با چنین فعالیتهایی نام برده بود.
احسان ملکزاده، رییس هیاتمدیره انجمن صنفی شرکتهای حملونقل بینالمللی ایران، اعلام کرد مرز چذابه همچنان بسته است و عراق اجازه ورود کالا از این گذرگاه را نمیدهد.
او سهشنبه ۲۴ شهریور در گفتوگو با خبرگزاری مهر ابراز امیدواری کرد این مرز در هفته جاری بازگشایی شود.
ملکزاده گفت در دیگر گذرگاههای باز میان ایران و عراق نیز تردد با مشکلاتی همراه است.
او ادامه داد: «مرز مهران و مرز باشماق باز هستند. قصرشیرین بهدلیل اینکه بیشتر حالت بازارچهای دارد، وضعیت متفاوتی دارد، البته این مرز نیز مرز خوبی است. در سایر مرزها تبادل کالا در جریان است، اما حتما ایستایی پشت مرزها وجود دارد.»
به گفته این مقام صنفی، تردد از مرز خسروی ادامه دارد، اما کامیونها در این گذرگاه نیز با توقف و معطلی روبهرو هستند.
در اظهارنظری دیگر، شهلا عموری، رییس اتاق بازرگانی اهواز، خبر داد بر اساس اعلام رسمی طرف عراقی، فعالیت تجاری و جابهجایی کالا از گذرگاه چذابه از ساعت شش صبح پنجشنبه ۲۶ شهریور از سر گرفته میشود.
او افزود بازگشایی این گذرگاه پس از «تکمیل اقدامات فنی، ساماندهی روندهای اجرایی و بهروزرسانی سامانهها» انجام خواهد گرفت.
عراق ۲۱ شهریور برخی گذرگاههای مرزی با ایران را بست و تردد کالا و مسافر از این مسیرها را متوقف کرد.
این تصمیم پس از حمله پهپادی از خاک عراق به خط لوله شرقـغرب عربستان سعودی و کشف پرتابگرهای پهپاد در مناطق مرزی اتخاذ شد.
هیچ گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته است، اما ریاض و واشینگتن شبهنظامیان مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق را از مظنونان احتمالی میدانند.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ۲۳ شهریور دست داشتن تهران در این حمله را تکذیب کرد.
بغداد ۲۲ شهریور گذرگاههای شلمچه و شیب را به روی مسافران باز کرد. همچنین طبق اعلام رسمی دولت عراق، قرار بود فعالیتهای تجاری در گذرگاههای شلمچه، مندلی و شیب در هفته جاری از سر گرفته شود.
رییس هیاتمدیره انجمن صنفی شرکتهای حملونقل بینالمللی ایران در ادامه اعلام کرد تقریبا همه مرزهای زمینی کشور باز هستند و تجارت و تردد جادهای در آنها جریان دارد، اما کامیونها گاه با توقفهای طولانی روبهرو میشوند.
ملکزاده با اشاره به محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران از سوی ارتش آمریکا گفت: «در گذشته، حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد صادرات و واردات ما از طریق دریا انجام میشد، اما اکنون بخش عمدهای از آن به جاده منتقل شده و همین موضوع باعث افزایش قابلتوجه توقفها شده است.»
او درباره تجارت ایران با افغانستان خبر داد کامیونها در مرزهای میلک و دوغارون با معطلی روبهرو هستند و زمان انتظار در دوغارون به حدود ۱۴ تا ۱۵ روز میرسد.
به گفته ملکزاده، اکنون ۴۶۷۱ کامیون در مرز دوغارون در صف ترانزیت ایستادهاند.
این مقام صنفی مشکلات مرزهای تجاری کشور را ناشی از عوامل گوناگون دانست و افزود بخشی از کاستیها به داخل ایران، از جمله اختلال در سامانه نوبتدهی و تعدد سازمانهای تصمیمگیر در مرز، مربوط است.
در هفتههای اخیر و بهدنبال حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، آمریکا کارزار فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را شدت بخشیده است و میکوشد شریانهای مالی حکومت ایران را محدود کند.
محاصره دریایی، جلوگیری از فروش نفت ایران و مسدود کردن مسیرهای جابهجایی درآمدهای نفتی، از جمله محورهای این کارزار است.
وزارت خزانهداری آمریکا از زمان آغاز کارزار «طرد اقتصادی»، چند بسته تحریمی علیه جمهوری اسلامی وضع کرده است.
تصویری از شناورها در نزدیکی تنگه هرمز از منظر بندر مسندم، عمان، ۳۱ اوت ۲۰۲۶. رویترز
وبسایت اکسیوس به نقل از مقامهای ایالات متحده گزارش داد ارتش آمریکا در پی تلاش نیروهای سپاه پاسداران برای تصاحب یک شناور بدون سرنشین آمریکایی، دو قایق ایرانی را منهدم کرد. به گفته یکی از این منابع، بیشترِ سرنشینان این قایقها طی این حمله کشته شدند.
به نوشته اکسیوس این حمله دوشنبه ۲۳ شهریور و پس از آن انجام شد که نیروهای آمریکایی متوجه شدند نیروهای سپاه در حال تلاش برای تصاحب یک شناور در حال گشتزنی آمریکایی هستند.
بر اساس گزارش اکسیوس که عصر سهشنبه ۲۴ شهریور به وقت ایران منتشر شد، یک پهپاد آمریکایی با شلیک دو موشک، هر دو قایق متعلق به سپاه را منهدم کرد.
تیم هاوکینز، سخنگوی فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام)، در گفتوگو با این رسانه خبری-تحلیلی آمریکایی، اصل تلاش برای توقیف شناور و پاسخ نیروهای آمریکایی را تایید کرد. او گفت: «قایقهای کوچک ایرانی بهتازگی تلاش کردند یک شناور سطحی بدون سرنشین آمریکایی را تصاحب کنند، اما پس از پاسخ قاطع سنتکام ناکام ماندند.»
هاوکینز افزود این شناور همچنان تحت کنترل عملیاتی آمریکا است. او در اظهارات نقلشده در گزارش، درباره انهدام قایقها و شمار کشتهشدگان توضیحی نداد.
احمد نفیسی، معاون استانداری هرمزگان، بامداد سهشنبه ۲۴ شهریور در گفتوگو با شبکه خبر به موضوع هدف قرار گرفتن دو قایق در آبهای خلیج فارس پرداخت، اما آنها را «دو قایق صیادی» معرفی کرد. او گفت شامگاه دوشنبه دو فروند قایق صیادی در حوالی بندر کرگان هدف حمله پهپادی «دشمن» قرار گرفتند.
کرگان یک شهر کوچک بندری در شهرستان میناب در استان هرمزگان است.
نفیسی درباره سرنشینان این دو قایق گفت مفقود شدهاند و عملیات جستوجو و امدادرسانی برای یافتن آنها آغاز شده است.
این درگیری در شرایطی رخ داد که امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز همچنان با تهدید روبهرو است. در رویدادی جداگانه، سنتکام ۲۳ شهریور روایت سپاه درباره برخورد نفتکش «الگایا» با مین دریایی را رد کرد و گفت این نفتکش هدف حمله پهپادی قرار گرفته است. به گفته سنتکام، الگایا پیشتر نیز بر اثر اصابت موشک سپاه از کار افتاده بود.
اکسیوس گزارش داد آمریکا تلاش میکند امنیت تردد فزاینده کشتیهای تجاری در تنگه هرمز را تامین کند، هرچند حجم نفت عبوری از این مسیر همچنان کمتر از سطح پیش از جنگ است.
یک مقام آمریکایی به این رسانه گفت ارتش آمریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس عبور نفتکشها در طول روز را نیز آغاز کردهاند. در هفتههای گذشته، پس از پاکسازی تنگه هرمز از مینهای کارگذاری شده بهدست سپاه پاسداران، تردد کشتیها تحت حمایت نیروهای آمریکایی فقط شبانه صورت میگرفت. نیروهای آمریکایی همچنین محدوده پاکسازیشده از مین را در مسیر میانی کشتیرانی تنگه گسترش دادهاند.
بر اساس گزارش اکسیوس، اکنون بهطور میانگین روزانه ۴۰ کشتی با هدایت و حفاظت ارتش آمریکا از تنگه عبور میکنند. یک مقام آمریکایی نیز حجم صادرات نفت از این آبراه را حدود ۱۴ میلیون بشکه در روز اعلام کرد. در هفته اخیر، چند کشتی حامل گاز طبیعی مایع و گاز مایع نفتی نیز از تنگه گذشتهاند.
دادههای ردیابی کشتیها در یک هفته گذشته از کاهش تردد کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به کمتر از ۱۰ کشتی در روز خبر میدادند. رویترز نیز ۲۳ شهریور شمار نفتکشهای عبوری در روز را تکرقمی گزارش کرده بود. رقم ۴۰ کشتی در گزارش اکسیوس با این آمار تفاوت دارد، اما مشخص نیست این اختلاف تا چه اندازه به تفاوت در بازه زمانی، نوع شناورها یا شیوه شمارش مربوط است.
اکسیوس همچنین به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت با تشدید درگیریها با حوثیها در دریای سرخ، عربستان سعودی شمار نفتکشهایی را که از تنگه هرمز عبور میدهد، به میزان چشمگیری افزایش داده است.
بلومبرگ هم ۲۳ شهریور گزارش داده بود عربستان پس از توقف فعالیت خط لوله شرق-غرب، در تلاش است صادرات نفت از تنگه هرمز را افزایش دهد. این خط لوله نفت را از شرق عربستان به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل و امکان صادرات بدون عبور از هرمز را فراهم میکند. حملات به خط لوله و تهدید کشتیرانی در دریای سرخ، گزینههای صادراتی ریاض را محدود کرده است.
چهار سال پس از کشته شدن مهسا ژینا امینی و آغاز خیزش «زن، زندگی، آزادی»، نسلی از نوجوانان و جوانان که شاهد تبدیل نام ژینا به رمز خیزش بودند، امروز با وجود ادامه سرکوب، از مرزهای اجتماعی و سیاسی پیش از ۱۴۰۱ گذشتهاند و همچنان بر خواست تغییر بنیادین، آزادی و برابری تاکید میکنند.
دختری که در روزهای خیزش «زن، زندگی، آزادی» تازه پا به نوجوانی گذاشته بود، امروز در آستانه جوانی است. این چهار سال بخشی از دورهای بوده که نگاه او به جامعه، حکومت و آزادی شکل گرفته است.
روسریسوزان زنان، شعارهای شبانه از پنجره خانهها، اعتراض در مدرسه و دانشگاه و عمامهپرانی و ایستادن جوانان مقابل نیروهای سرکوب، بخشی از خاطره سالهای رشد نوجوانان آن روزهاست.
یکی از ماندگارترین تغییرات را میتوان در خیابان دید. زنان بسیاری با پوشش اختیاری در خیابان، دانشگاه، کافه، مراکز خرید و وسایل حملونقل عمومی حاضر میشوند یا بدون حجاب اجباری، دوچرخه و موتورسیکلت میرانند.
جمهوری اسلامی برای مقابله با این نافرمانی به بازداشت و احضار، ارسال پیامک، توقیف خودرو، مسدود کردن حسابهای بانکی و سیمکارت، دوربینهای نظارتی و پلمب کسبوکارها متوسل شده است.
آمار نهادهای حقوق بشری نشان میدهد طی چهار سال گذشته دهها هزار زن بهدلیل نوع پوشش خود با برخوردهای امنیتی و قضایی مواجه شدهاند.
کنار گذاشتن حجاب اجباری یکی از آشکارترین نمونههای نافرمانی جمعی پس از ۱۴۰۱ است؛ رفتاری که با وجود هزینههای امنیتی و قضایی، در بخشهایی از جامعه ادامه یافته است.
همزمان با چهارمین سالگرد کشته شدن ژینا، ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران نیز برای ۲۵ شهریور فراخوان اعتصاب سراسری داد و از مردم خواست با بستن مغازهها و بازار و حضور نیافتن در محل کار، به آن بپیوندند.
از کشته شدن ژینا تا زندان و اعدام معترضان
مهسا ژینا امینی، دختر ۲۲ ساله کرد اهل سقز، ۲۲ شهریور ۱۴۰۱ پس از بازداشت به دست گشت ارشاد در تهران به بیمارستان منتقل شد و ۲۵ شهریور جان باخت.
بر سنگ مزار او نوشته شد: «ژینا جان، تو نمیمیری، نامت یک رمز میشود.»
امجد امینی، پدر او، ۲۳ شهریور در آستانه چهارمین سالگرد کشته شدن دخترش، نوشت نام ژینا «از خانه کوچک ما فراتر رفت» و تاکید کرد خانواده او همچنان چشمانتظار آشکار شدن حقیقت است: «راز سربهمهری که تو و همه عزیزان خفته در این خاک با خود دارید، برای همیشه پنهان نخواهد ماند.»
نام ژینا خیلی زود به رمز اعتراضهایی تبدیل شد که از سقز و کردستان آغاز شد، به تهران رسید و سپس سراسر ایران را فرا گرفت. «ژن، ژیان، ئازادی» و معادل فارسی آن «زن، زندگی، آزادی»، به شناختهشدهترین شعار خیزش تبدیل شد.
«مرگ بر دیکتاتور»، «این آخرین پیامه/ هدف کل نظامه»، «فقر، فساد، گرونی/ میریم تا سرنگونی» و «بهش نگید اعتراض/ اسمش شده انقلاب» نیز در خیابانها شنیده شدند و جهت سیاسی اعتراضها را نشان دادند.
علی خامنهای و کلیت جمهوری اسلامی، هدف مستقیم بسیاری از شعارها بودند.
یکی از مهمترین ویژگیهای خیزش «زن، زندگی، آزادی»، جهانی شدن سریع آن بود؛ موجی که با حمایت گسترده هنرمندان، ورزشکاران، دانشگاهیان، فعالان حقوق بشر و چهرههای سیاسی در کشورهای مختلف همراه شد و نام ژینا و شعار «زن، زندگی، آزادی» را به بیرون از مرزهای ایران برد.
حکومت به اعتراضها با کشتار، زخمی کردن و بازداشت گسترده پاسخ داد. نهادهای حقوق بشری شمار کشتهشدگان خیزش را بیش از ۵۵۰ نفر اعلام کردهاند. شمار زیادی از معترضان زخمی شدند و شلیک گلولههای ساچمهای، بینایی یک یا هر دو چشم دهها نفر را گرفت.
غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه، اردیبهشت ۱۴۰۴ گفت در ارتباط با اعتراضات ۱۴۰۱ بیش از ۹۰ هزار پرونده تشکیل شد و دانشآموزان، دانشجویان و معلمان نیز در میان افراد این پروندهها بودند.
پس از فروکش کردن تجمعهای گسترده، برخورد با معترضان در دادگاهها ادامه یافت. اعدام، حبس، شلاق، تبعید، جزای نقدی، ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت از حقوق اجتماعی، از جمله احکامی بودند که برای معترضان و فعالان مرتبط با خیزش صادر شدند.
محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، محمدمهدی کرمی، محمد حسینی، صالح میرهاشمی، سعید یعقوبی، مجید کاظمی، میلاد زهرهوند، محمد قبادلو، رضا رسایی، مجاهد کورکور، مهران بهرامیان، مهراب عبداللهزاده، عبدالجلیل شهبخش و عارف خوشکار، از کسانی بودند که در پروندههای مرتبط با اعتراضات ۱۴۰۱ اعدام شدند.
معترضان دیگری همچنان با خطر اعدام روبهرو هستند که علی زارعی دوزدرهسی از جمله آنهاست؛ او در خیزش ۱۴۰۱ بر اثر اصابت گلولههای ساچمهای از ناحیه چشم آسیب دید، پس از مدتی اقامت در آلمان به ایران بازگشت، بازداشت شد و دادگاه انقلاب او را به اعدام محکوم کرد.
دهها معترض دیگر نیز حکم اعدام گرفتهاند یا پروندههایشان همچنان در دست بررسی است.
برای برخی از این زندانیان، بخش بزرگی از چهار سال گذشته پشت میلهها سپری شده؛ در همان سالهایی که بیرون از زندان، جامعه اعتراضها و تغییرات دیگری را پشت سر گذاشته است.
نسلی که میگوید «به عقب برنمیگردیم»
کودکان و نوجوانان ۱۴۰۱ در این چهار سال بزرگتر شدهاند. برخی امروز دانشجو هستند، برخی وارد بازار کار شدهاند و برخی ایران را ترک کردهاند. تجربه مشترک بسیاری از آنها، رشد کردن در جامعهای است که یکی از گستردهترین خیزشهای تاریخ جمهوری اسلامی را پشت سر گذاشته است.
مدرسه در ۱۴۰۱ خود به یکی از صحنههای اعتراض تبدیل شد. دانشآموزان شعار دادند، تصاویر مقامهای جمهوری اسلامی را از کلاسها پایین کشیدند و دختران روسری از سر برداشتند. دانشگاهها نیز هفتهها شاهد تجمع، تحصن و درگیری با نیروهای امنیتی بودند.
برای نسلی که این صحنهها را در سالهای شکلگیری هویت اجتماعی و سیاسی خود دیده، تجربه سیاست با خیابان، مدرسه، دانشگاه و زندگی روزمره، پیوند خورده است.
هانا آرنت، فیلسوف سیاسی آلمانی-آمریکایی، آزادی را با توانایی انسان برای آغاز کردن و پدید آوردن چیزی تازه پیوند میداد. در اندیشه او، کنش سیاسی در میان دیگران و در عرصه عمومی شکل میگیرد و انقلابها از برجستهترین لحظاتی هستند که امکان یک «آغاز تازه» پدیدار میشود.
برای نوجوانان ۱۴۰۱، چنین تجربهای در مقیاسی گسترده در برابر چشمشان اتفاق افتاد: افرادی که شاید یکدیگر را نمیشناختند، شعار مشترک دادند، از یکدیگر حمایت کردند و در مدرسه، دانشگاه، محله و خیابان، به کنش جمعی پیوستند.
چهار سال بعد، این نسل با جامعهای روبهروست که سرکوب در آن ادامه دارد، اما تجربه ۱۴۰۱ نیز از حافظه سیاسی آن پاک نشده است.
«زن، زندگی، آزادی» چه چیزی به اعتراضهای بعد از خود داد؟
خیزش ۱۴۰۱ حکومت را تغییر نداد، اما زبان و افق اعتراض را تغییر داد. «زن، زندگی، آزادی» در کنار شعارهایی درباره سرنگونی و پایان جمهوری اسلامی، وارد زبان سیاسی اعتراض در ایران شد.
زنان در مرکز یک خیزش سراسری قرار گرفتند، دانشآموزان به یکی از نیروهای حاضر در اعتراض تبدیل شدند و نافرمانی از روزهای تجمع خیابانی به زندگی روزمره راه یافت. بخشی از رفتارهایی که در آن ماهها شکل گرفت، در سالهای بعد نیز ادامه پیدا کرد.
رزا لوکزامبورگ، نظریهپرداز و انقلابی مارکسیست، در پی شکست قیام ژانویه ۱۹۱۹ در برلین، شکستهای جنبشهای انقلابی را حلقههایی از یک زنجیره تاریخی میدید که میتوانند زمینه پیروزیهای بعدی را فراهم کنند. او تجربه و شناخت بهدستآمده از این شکستها را بخشی از قدرت جنبش انقلابی میدانست.
اعتراضهای بعد از ۱۴۰۱ از نقطهای آغاز شدند که خیزش «زن، زندگی، آزادی» به آن رسیده بود. در اعتراضهای پس از آن نیز مخالفت با کلیت جمهوری اسلامی و خواست سرنگونی در شعارهای معترضان حضور داشت.
دیماه ۱۴۰۴ یکی از روشنترین نمونهها بود. اعتراضهایی که با نارضایتی اقتصادی آغاز شدند، بهسرعت سراسر کشور را فرا گرفتند و شعارهای سیاسی علیه جمهوری اسلامی بخش مهمی از آن شد.
شمار کشتهشدگان این اعتراضها از سه هزار و ۱۱۷ نفر در آمار رسمی حکومت تا بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در گزارش ایراناینترنشنال برآورد شده است. دهها هزار نفر زخمی و حدود ۱۰۰ هزار تن بازداشت، احضار یا بازجویی شدند.
برای نسلی که ۱۴۰۱ را تجربه کرده بود، دی ۱۴۰۴ دومین مواجهه با یک خیزش سراسری و سرکوب خونین آن در فاصلهای کوتاه بود.
نسلی با حافظه چند نسل
نوجوانان و جوانان امروز ایران در امتداد تاریخی طولانی از اعتراض و سرکوب ایستادهاند: اعتراض زنان به حجاب اجباری در اسفند ۱۳۵۷، اعدامهای دهه ۶۰، سرکوب کوی دانشگاه در تیر ۱۳۷۸، جنبش سبز ۱۳۸۸، اعتراضهای دی ۱۳۹۶ و آبان خونین ۱۳۹۸.
بسیاری از آنها این رویدادها را از روایت خانوادهها، تصاویر، کتابها و خبرها شناختهاند. «زن، زندگی، آزادی» و دی ۱۴۰۴ اما به تجربه مستقیم خودشان تعلق دارد.
همین تفاوت، حافظه سیاسی این نسل را شکل داده است. تصاویر زنان معترض، دختران مدرسه، جوانان خیابان، خانوادههای دادخواه و زندانیان سیاسی، در کنار تصاویر کشتهشدگان، مجروحان و اعدامشدگان قرار گرفتهاند.
دختری که در شهریور ۱۴۰۱ تازه پا به نوجوانی گذاشته بود، امروز با خاطرهای از ژینا، اعتراض، سرکوب و نافرمانی وارد جوانی میشود؛ تجربهای که اکنون در کنار روایتهایی قرار گرفته که نسلهای پیش از او از اسفند ۱۳۵۷، دهه ۶۰، تیر ۷۸، جنبش سبز و آبان ۹۸ با خود حمل کردهاند.
چهار سال پس از ژینا، «زن، زندگی، آزادی» در حافظه این نسل مانده است؛ در خاطره مدرسه و خیابان، در تجربه سرکوب و نافرمانی و در تصویری که از آزادی و آینده ایران با خود به جوانی میبرد.
این نسل بیش از هر چیز دیده است که راه تغییر سیاسی در ایران از کف خیابان، حضور جمعی و سازماندهی موثر میگذرد.
بر اساس پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، شماری از شهروندان در روزهای اخیر بدون ثبتنام قبلی، پیامکهایی درباره آغاز دورههای «آموزش نظامی و امدادی یگانهای مردمی جانفدا» دریافت کردهاند.
مخاطبان تاکید کردند آنان و برخی آشنایانشان نهتنها در این سامانه نامنویسی نکردهاند، بلکه از آن «بیزارند».
یکی از شهروندان در پیامی نوشت: «شماره تلفن برخی شهروندان بدون درخواست آنها در این طرح ثبت شده است.»
شماری دیگر نیز با اشاره به همین موضوع، نسبت به درز اطلاعات شهروندان ابراز نگرانی کردند.
این در حالی است که در نسخه فعلی وبسایت رسمی «جانفدا»، گزینه یا سازوکار مشخصی برای لغو عضویت و حذف اطلاعات وجود ندارد.
یکی از مخاطبان با تایید دریافت این پیامک نوشت: «احتمالا جمهوری اسلامی به جانفداهایش کار با اسلحه آموزش میدهد، برای مقابله با مردم.»
مخاطب دیگری هم از این موضوع ابراز نگرانی کرد و گفت: «آموزشهای نظامی به شهروندان عادی در آینده برای استفاده از آنان در موقعیتهای امنیتی یا اعتراضات به کار گرفته خواهد شد، نه برای جنگ.»
بر اساس اطلاعیهای که مخاطبان در اختیار ایراناینترنشنال قرار دادند، همزمان با آغاز این دورهها، هزار «گردان مقاومت ملی» متشکل از ثبتنامکنندگان در طرح جانفدا تشکیل خواهد شد.
همچنین قرار است اعضای این گردانها آموزشهای نظامی و امدادی ببینند تا در صورت وقوع جنگ، امکان اعزام سریع آنان فراهم شود.
سامانه «جانفدا» یک پویش تبلیغاتی و بسیجمحور است که در فروردینماه امسال و همزمان با جنگ میان جمهوری اسلامی و آمریکا راهاندازی شد و از شهروندان میخواست آمادگی خود را برای آنچه «دفاع از ایران» خوانده میشد، اعلام کنند.
رسانهها و مقامهای حکومتی با انتشار آمارهای میلیونی از ثبتنام در این سامانه، تلاش کردند «جانفدا» را نمادی از حمایت گسترده مردمی و آمادگی جامعه برای همراهی با حکومت در شرایط جنگی معرفی کنند.
اواخر تیر شایعهای در شبکههای اجتماعی منتشر شد که میگفت ثبتنامکنندگان پویش «جانفدا» قرار است برای حضور در جبهههای جنگ و عملیات زمینی فراخوانده شوند.
همزمان، پیامهایی درباره «خارجشدن پویش از حالت نمادین» و ارسال پیامک به اعضا منتشر شد.
در پی این خبر، عبارت «لغو عضویت جانفدا» در جستوجوهای فارسی گوگل ترند شد.
تصاویر منتشرشده از دادههای گوگل ترندز نشان میداد میزان جستوجوی این عبارت طی ۲۴ ساعت حدود پنج هزار درصد افزایش یافت و به یکی از ترندهای اصلی تبدیل شد.
روایتهای جدید مخاطبان درباره طرحهای آموزش و سازماندهی حامیان حکومت در حالی به ایراناینترنشنال رسیده که طی هفته گذشته، شماری از شهروندان از بهکارگیری کودکان و نوجوانان در ایستهای بازرسی که بار دیگر در برخی نقاط دایر شدهاند، خبر دادهاند.
استفاده از کودکان و نوجوانان در ایستهای بازرسی و تجمعهای حکومتی و انتشار تصاویری از آموزش کار با اسلحه به آنان در مساجد و پایگاههای بسیج، از جمله اقدامهای تبلیغاتی حکومت در ماههای گذشته بود که واکنشهای گستردهای را برانگیخت.
جمهوری اسلامی همچنین در راستای همین تبلیغات، ویدیوهای آموزش نظامی و کار با اسلحه به کودکان در خیابان را در صداوسیما منتشر کرد.
مخاطبان از حضور افراد زیر سن قانونی در فعالیتهایی با ماهیت نظامی و امنیتی ابراز نگرانی کردند و استفاده از «کودکسربازها» را خلاف قوانین حقوق بشری خواندند.
در پاسخ به نظرسنجی اینستاگرامی ایراناینترنشنال، ۹۷ درصد شرکتکنندگان گفتند شرایط ایران باعث شده تصمیمهای مهم زندگی خود از جمله، ازدواج، فرزندآوری و خرید خانه و خودرو را به تعویق بیندازند.
بیش از ۱۸ هزار نفر در این نظرسنجی آنلاین شرکت کردند و گفتند برنامهریزی بلندمدت زندگی برایشان ممکن نیست.
بررسی کامنتها نشان میدهد ازدواج، فرزندآوری، مسکن، درمان، راهاندازی کسبوکار و مهاجرت، از پرتکرارترین تصمیمهایی بودهاند که به گفته مخاطبان، عقب افتاده یا کنار گذاشته شدهاند.
از نظر جنسیت، ۶۲ درصد شرکتکنندگان در نظرسنجی را مردان و ۳۸ درصد را زنان تشکیل میدهند.
بیشترین رده سنی پاسخدهندگان با ۳۶.۶ درصد، مربوط به بازه ۲۵ تا ۳۴ سال است. رده سنی ۱۸ تا ۲۴ سال ۱۰.۱ درصد، ۳۵ تا ۴۴ سال ۳۱.۷ درصد و بازه سنی ۴۵ تا ۵۴ سال، ۱۲.۹ درصد از پاسخدهندگان را شامل میشوند.
بررسی هزاران نظر ثبت شده در بخش کامنتهای این پست، نشان میدهد برای بسیاری، تنها یک تصمیم مشخص به تعویق نیفتاده است. شهروندان میگویند امکان برنامهریزی بلندمدت را از دست دادهاند و زندگیشان به تامین نیازهای روزانه، روزمرگی و انتظار برای روشنتر شدن آینده محدود شده است.
عبارتهایی مانند «زندگی کردن را عقب انداختیم»، «فقط تلاش میکنیم زنده بمانیم» و «نمیتوانیم برای آینده تصمیم بگیریم»، بارها در پاسخها تکرار شدهاند.
هزینه مسکن، جهیزیه و مراسم، همراه با نبود اطمینان به آینده، از مهمترین موانع ازدواج ذکر شده است.
یک شهروند گفت ۱۵ ماه منتظر فراهم شدن شرایط مالی برای ازدواج مانده، اما فشار و بلاتکلیفی، در نهایت به جدایی او و شریک عاطفیاش منجر شده است.
این روایتها با نتایج یک نظرسنجی دیگر ایراناینترنشنال در دوم شهریور همراستا هستند که ۹۰ درصد از حدود ۱۰۰ هزار شرکتکننده آن گفته بودند در وضعیت فعلی کشور، تمایلی به ازدواج یا فرزندآوری ندارند.
فرزندآوری نیز برای شماری از شهروندان به تصمیمی دشوار یا کنار گذاشته شده، تبدیل شده است.
مردی نوشت خبر بارداری همسرش به جای شادی، نگرانی او را بیشتر کرده است.
مخاطب دیگری گفت پس از ۱۱ سال ازدواج و در ۴۱ سالگی، همچنان از بچهدار شدن میترسد و توان پرداخت هزینه درمان ناباروری را نیز ندارد.
تعویق ازدواج و فرزندآوری در این شرایط، از انتخاب شخصی خارج شده و میتواند نشانه کاهش امید به ثبات و امنیت آینده باشد.
مسکن و اجاره خانه، از دیگر محورهای پرتکرار در نظرات شهروندان است.
برخی گفتند خرید یا ساخت خانه را متوقف کردهاند و شماری افزایش اجاره را عامل مصرف بخش بزرگی از درآمد خود دانستند.
یک نفر نوشت ناچار شده پولی را که برای خرید خودرو کنار گذاشته بوده، صرف رهن و اجاره خانه کند.
فشار اقتصادی به نیازهای ناچیز روزمره نیز رسیده و کاربران گفتند که بر تصمیمهای کوچکتر هم اثر گذاشته است.
مخاطبان از تعویق تعمیر خودرو، خرید تلفن همراه، لباس، تفریح و حتی مواد غذایی نوشتند.
یکی از آنها تغییر اولویتهای خود را اینگونه خلاصه کرد: «قبلا خانه، بعد ماشین، بعد گوشی، بعد پسانداز، بعد لباس؛ الان گوشت و مرغ.»
بعضی تاکید کردند حتی تصمیمهای کوچکتر مثل خرید لباس، رفتن به باشگاه، رستوران یا سفر هم حذف شده؛ یعنی فشار از پروژههای بزرگ زندگی به روزمرگی رسیده است.
تکرار عبارت «وضعیت بقا» در نظرات مخاطبان نیز نشان میدهد مساله از کاهش قدرت خرید فراتر رفته و مردم احساس میکنند امکان انتخاب و کنترل بر زندگیشان را از دست دادهاند.
درمان هم برای شماری از پاسخدهندگان به تصمیمی تبدیل شده که میتوان آن را تا زمانی نامعلوم، عقب انداخت.
گروهی از مخاطبان، از عقب انداختن درمان دندان، انجام آزمایشهای پزشکی، درمان بیماری و خرید دارو خبر دادند.
بیثباتی و نگرانی از آینده نیز در بسیاری از پاسخها دیده میشود.
برخی گفتند راهاندازی کسبوکار را به دلیل تورم و احتمال جنگ متوقف کردهاند.
مخاطبی که قصد راهاندازی آموزشگاه نقاشی داشته، نوشت اطرافیان به او توصیه کردهاند فعلا منصرف شود، زیرا هم هزینه ابزار کار افزایش یافته و هم در صورت وقوع دوباره جنگ، ممکن است تقاضا کاهش یابد.
تحصیل و مهاجرت هم از این بلاتکلیفی متاثر شدهاند.
یک مخاطب گفت با وجود دریافت پذیرش دکترا، برنامه مهاجرت تحصیلیاش به دلیل مشکلات اقتصادی و برگزار نشدن آزمون آیلتس، معلق مانده است.
ایراناینترنشنال هشتم شهریور در گزارشی درباره لغو آزمونهای بینالمللی زبان نوشت هزینه مهاجرت، افت ارزش پول ملی و محدودیت آزمونهای زبان، از مهمترین نگرانیهای متقاضیان مهاجرت تحصیلی شدهاند.
پیشتر، در نظرسنجی ۲۱ مرداد ایراناینترنشنال، ۸۳ درصد از حدود ۱۰۰ هزار شرکتکننده گفته بودند در صورت فراهم بودن امکان، از ایران مهاجرت میکنند.
پیامهای شهروندان حاکی از تعلیق زندگی و عقبنشینی پی در پی مردم در شرایطی است که جمهوری اسلامی بر «عادی» بودن اوضاع و مدیریت شرایط تاکید دارد.