نهاد ناظر مالی آلمان شعبه بانک سپه را وارد روند ورشکستگی کرد

نهاد نظارت مالی آلمان، بافین، شعبه بانک سپه ایران در فرانکفورت را وارد روند ورشکستگی کرده است زیرا این بانک دیگر قادر به بازپرداخت سپردههای مشتریان خود نیست.

نهاد نظارت مالی آلمان، بافین، شعبه بانک سپه ایران در فرانکفورت را وارد روند ورشکستگی کرده است زیرا این بانک دیگر قادر به بازپرداخت سپردههای مشتریان خود نیست.
بر اساس این گزارش، شعبه بانک سپه که از سال ۱۹۷۸ در فرانکفورت فعالیت دارد، در پایان سال ۲۰۲۴ حدود ۴۹ میلیون یورو نزد بانک مرکزی آلمان، بوندسبانک، سپرده داشته، اما ظاهرا بهدلیل محدودیتهای ناشی از تحریمهای بینالمللی و اختلال شدید در نقلوانتقالات مالی بانکهای ایرانی، دیگر به این منابع دسترسی نداشته است.
بافین همزمان «وضعیت جبران خسارت سپردهگذاران» را نیز اعلام کرده است و براساس آن سپردهگذاران واجد شرایط میتوانند پول خود را از صندوق تضمین سپردهها دریافت کنند.
نشریه آلمانی «اقتصاد هفته» نوشت مشکلات بانک سپه با نهاد ناظر آلمان به پیش از تحولات اخیر بازمیگردد. بافین در سال ۲۰۲۳ شعبه فرانکفورت را بهدلیل ارائه نادرست یا دیرهنگام گزارشهای مربوط به توان تحمل ریسک جریمه کرده بود.
طبق صورتهای مالی سال ۲۰۲۴ بانک سپه، بافین همچنین نواقصی در «سازماندهی صحیح فعالیتهای تجاری» این بانک شناسایی کرده بود و در پی آن، احتمال لغو مجوز بانکی شعبه فرانکفورت مطرح شد. مدیریت بانک علیه این اقدام حقوقی کرده بود.
بانک سپه، که صد در صد در مالکیت دولت ایران قرار دارد، بهدلیل ارتباط با سپاه پاسداران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و نقش آن در تامین مالی فعالیتهای هستهای ایران سالهاست هدف تحریمهای بینالمللی قرار دارد.
این نشریه همچنین گزارش داد بافین در پی ادامه جنگ جمهوری اسلامی و آمریکا، نظارت بر دیگر بانکهای ایرانی در آلمان را نیز تشدید کرده و شعبه بانک ملی ایران در هامبورگ از جمله موسساتی است که تحت نظارت شدیدتر قرار گرفته است.
این اقدامات همزمان با کارزار تازه دولت دونالد ترامپ با عنوان «عملیات طرد اقتصادی» (Operation Economic Outcast) انجام میشود؛ کارزاری که هدف آن تشدید انزوای مالی جمهوری اسلامی و قطع مسیرهای اقتصادی آن عنوان شده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در تشریح هدف این عملیات گفت واشینگتن قصد دارد «هر شریان اقتصادی که این رژیم را سرپا نگه میدارد» قطع کند.
او همچنین جمهوری اسلامی را میان انزوای جهانی و تنزل به یک «اقتصاد در حد معیشت» از یک سو و بازگشت به اقتصاد جهانی از سوی دیگر قرار داد.
بسنت بانک ملی را نیز مشخصا هدف قرار داده و خواستار تعطیلی شعب آن شده است.
با این حال و در شرایطی که بانک ملی ایران و تمامی شعب آن در اتحادیه اروپا مشمول تحریم و مسدودسازی داراییها هستند، شعبه این بانک در هامبورگ همچنان تعطیل نشده و به فعالیت خود، از جمله ارائه خدمات و افتتاح حساب برای مشتریان، ادامه میدهد.
سخنگوی دولت دولت آلمان پنج شهریور در پاسخ به ایراناینترنشنال گفت تحریمهای گسترده اتحادیه اروپا شامل این شعبه نیز میشود و برلین درباره اقدامات بیشتر علیه جمهوری اسلامی با آمریکا و شرکای اروپایی در تماس است.
او افزود: «بانک ملی ایران در حال حاضر مشمول تحریمهای گسترده در سطح اتحادیه اروپا است و بدیهی است که این تحریمها شامل شعبه بانک ملی در آلمان نیز میشود.»






سران کشورهای عضور گروه بریکس به اجماعی برای صدور بیانیه مشترک دست یافتند اما در این بیانیه درخواست جمهوری اسلامی برای گنجاندن عبارت محکومیت حملات یکجانبه آمریکا و اسرائیل به ایران را نپذیرفتند و به جای آن از عبارات کلیتر استفاده کردند.
این بیانیه که در نخستین روز اجلاس سالانه رهبران بریکس در دهلینو تصویب شد، ضمن ابراز «نگرانی عمیق» از جنگ در خاورمیانه، خواستار حداکثر خویشتنداری شد و بر اتخاذ یک «رویکرد چندجانبه» که دیدگاههای ملی کشورها را محترم بشمارد، تاکید کرد.
در بند ۲۱۷ این بیانیه که به تحولات منطقه و جنگ ایران مربوط می شود آمده است: «ما نگرانی عمیق خود را از ادامه تشدید تنشها در غرب آسیا ابراز میکنیم و از همه طرفها میخواهیم حداکثر خویشتنداری را به خرج دهند و از اقداماتی که میتواند وضعیت را بیش از پیش وخیم کند، خودداری کنند.»
در بند ۲۱۸ بیانیه نیز گفته شده است: «ما تاکید میکنیم که حفاظت از غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی باید در اولویت باشد و همه طرفها باید به تعهدات خود بر اساس حقوق بینالملل، از جمله منشور سازمان ملل متحد و حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها احترام بگذارند.»
این بیانیه در شرایطی منتشر میشود که آمریکا و جمهوری اسلامی پس از وقفهای در درگیریها، بار دیگر حملات متقابل علیه یکدیگر را از سر گرفتهاند و حملات حکومت ایران و گروههای نیابتی آن به کشورهای منطقه ادامه یافته است.
هم ایران و هم امارات متحده عربی عضو گروه بریکس هستند و انتظار میرفت مانند نشست سال گذشته، همین موضوع دستیابی به اجماع بر سر یک بیانیه مشترک را به کاری بهویژه دشوار تبدیل کند.
در همین حال مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی و خالد بن محمد بن زاید آل نهیان، ولیعهد ابوظبی شنبه در حاشیه اجلاس بریکس در دهلینو با یکدیگر دیدار و درباره حمایت از تلاشها برای کاهش تنشها و افزایش فرصتهای صلح و توسعه در منطقه گفتوگو کردند.
اعضای بریکس علاوه بر این، درباره افزایش «اقدامات یکجانبه تعرفهای و غیرتعرفهای» که موجب اختلال در تجارت میشوند، ابراز نگرانی کردند؛ موضعی که در شرایط اعمال تحریمهای آمریکا علیه تهران در بحبوحه جنگ این کشور با ایران و همچنین تحریمهای آمریکا علیه روسیه بهدلیل جنگ اوکراین مطرح شده است.
بریکس شامل برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای جنوبی، مصر، اتیوپی، اندونزی، ایران و امارات متحده عربی است.
از اختلاف تا اجماع
پیشتر رویترز بهنقل از منابع مطلع گزارش داده بود که نمایندگان کشورهای عضو برای دستیابی به اجماع تلاش کردهاند اختلاف میان جمهوری اسلامی و امارات را کاهش دهند؛ دو کشوری که در دو سوی درگیریها در منطقه قرار گرفتهاند.
توافق بر سر متن بیانیه از آن جهت اهمیت دارد که وزیران امور خارجه بریکس در نشست اردیبهشت خود در دهلینو نتوانستند بر سر یک بیانیه مشترک به توافق برسند.
هند در پایان آن نشست تنها جمعبندی ریاست دورهای بریکس را منتشر کرد و اختلاف اعضا درباره جنگ ایران و نقش امارات، از موانع اصلی اجماع بود.
نشست پیشین سران بریکس در تیر ۱۴۰۴ در ریو دو ژانیرو با تصویب «بیانیه ریو» پایان یافت.
در نشست وزیران امور خارجه، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، امارات را به مشارکت در جنگ علیه حکومت ایران متهم کرد؛ اتهامی که ابوظبی آن را رد کرد.
این تنش پیشین اکنون نمایندگان کشورهای عضو را واداشته است عباراتی انتخاب کنند که هم قابلیت تصویب با اجماع را داشته باشد و هم موضع بریکس را علیه اقدام نظامی یکجانبه منعکس کند.
خودداری از نام بردن از کشورها در متن نهایی نیز نشاندهنده همین ملاحظه است.
بریکس تصمیمهای سیاسی خود را بر پایه اجماع میگیرد و مخالفت هر عضو میتواند مانع انتشار بیانیه مشترک شود.
تحلیل گزارش عملکرد پنج ماه نخست سه پالایشگاهه بزرگ تولید کننده بنزین و گازوئیل، نشان میدهد آنها با افزایش تولید بنزین آلاینده و گازوئیل با گوگرد بسیار بالا، تلاش کردند سقوط تولید را تا حدی کنترل کنند.
با اینحال این ارقام، خبر از آلودگیهای هوای به مراتب شدیدتر از دورههای قبل میدهد. در ایران، پنج پالایشگاه ستاره خلیج فارس، شازند، اصفهان، تهران و بندرعباس، اصلیترین تولیدکنندگان بنزین بهشمار میروند. ستاره خلیج فارس مرتبط با قرارگاه خاتم سپاه پاسداران، عملا نیمی از ظرفیت تولید را به خود اختصاص داده است.
ستاره خلیج فارس بهعلاوه پالایشگاه شازند، گزارش عملکرد ماهانه منتشر نمیکنند. اما عملکرد سه پالایشگاه دیگر در پایان مرداد ماه نشان میدهد آنها با کاهش شدید کیفیت بنزین و گازوئیل، توانستند سقوط تولید در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۵ نسبت به مدت مشابه سال گذشته را برای بنزین در محدوده ۰.۸- و برای گازوئیل در محدوده ۷.۹ - نگه دارند.
در گزارشهای عملکرد ماهانه پالایشگاهها، محصولاتی که در توصیف آنها از عنوان «مرحله انحراف» استفاده میشود، محصولاتی هستند که نتوانستند یک تا چند شاخص استاندارد آلایندگی را رعایت کنند؛ در واقع نسبت به استانداردهای جاری جمهوری اسلامی نیز آلایندهتر بهشمار میروند.
پالایشگاه اصفهان، در پنج ماه نخست سال جاری، عملا تولید بنزین اکتان ۹۵ یورو ۵، اکتان ۸۷ مشابه یورو ۴ یا یورو ۵ را متوقف کرده است و تولید اکتان ۹۱ یورو ۵ را نیز ۸۳ درصد کاهش داده است.
تولید این اقلام در این پالایشگاه در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۴ یک میلیون و ۴۸۸ هزار مترمکعب بوده است. که در پنج ماه نخست سال جاری به تنها نزدیک ۲۰۳ هزار مترمکعب از آنها تولید شده است.
نزدیک به ۶۱۳ هزار متر مکعب بنزین با یک یا دو انحراف از استانداردهای محیط زیستی، بخشی از این کسری نزدیک به یک میلیون و ۳۰۰ هزار مترمکعبی، را جبران کرده است.
در پالایشگاه بندرعباس، وضع وخیمتر بوده است. در این پالایشگاه، تولید بنزین موتور اکتان ۹۱ یورو ۵ نزدیک به ۴۰ درصد کاهش داشته است. حتی تولید بنزینهای اکتان ۸۷ و ۹۱ با یک انحراف نیز به ترتیب ۱۰۰ درصد و ۶۸ درصد و بنزین اکتان ۸۷ با دو انحراف ۷۷ درصد کاهش یافته است.
در مقابل تولید بنزین اکتان ۸۷ با سه انحراف ۲۶ درصد افزایش یافته است.
پالایشگاه تهران نیز تولید بنزین اکتان ۹۱ را عملا متوقف کرده و تولید بنزین اکتان ۸۷ آن ۲۴ درصد کاهش داشته است.
افزایش شدید گازوئیل آلوده
همین پالایشگاهها در بخش گازوئیل نیز مانند بنزین به سمت تولید گازوئیل آلوده و شدیدا آلوده، برای پوشش تراز کلی تولید حرکت کردند.
پالایشگاه اصفهان تولید گازوئیل با گوگرد کمتر از ۱۰ ppm را متوقف و تولید گازوئیل با سطح گوگرد ۲۵۰۰ تا ۵۰۰۰ ppm را ۹۶ درصد کاهش داده است. در مقابل تولید گازوئیل با گوگرد بالای ۵۰۰۰ ppm در این پالایشگاه افزایش ۱۲۲ درصدی داشته است.
پالایشگاه تهران، تولید گازوئیل با گوگرد کمتر از ۱۰ ppm را ۹۴ درصد کاهش داده است و در مقابل تولید گازوئیل با گوگرد ۵۰۰ تا ۲۵۰۰، با گوگرد ۲۵۰۰ تا ۵۰۰۰ و گازوئیل با گوگرد ۵۰ تا ۵۰۰ ppm را به ترتیب ۴۴۸ درصد، ۳۴۴ درصد و ۱۰۲ درصد افزایش داده است.
نیمی از تولید گازوئیل این پالایشگاه، گازوئیل با گوگرد بالای ۵۰۰۰ ppm گزارش شده است.
در این سه پالایشگاه روی هم رفته، سهم گازوئیل شدیدا آلاینده با گوگرد بالای ۵۰۰۰ ppm از ۱۷ درصد مجموع تولید گازوئیل در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۴ به نزدیک ۲۹ درصد در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۵ رسیده است.
این افزایش سهم، در نتیجه تقریبا حذف کامل گازوئیل فوقکمگوگرد با بیش از ۱.۳ میلیون واحد کاهش و کاهش حدود ۳۱۱ هزار واحدی گازوئیل رده ۲۵۰۰ تا ۵۰۰۰ ppm محقق شده است.
علاوه بر این، حجم کل تولید گازوئیل در این سه پالایشگاه حدود ۷۰۰ هزار واحد کم شده است.
بهطور خلاصه، گازوئیل شدیدا آلاینده عمدتا جایگزین گازوئیل خیلی تمیز (زیر ۱۰ ppm) و بخشی از گازوئیل نسبتا پر گوگرد (۲۵۰۰–۵۰۰۰) شده است.
این همه ماجرا نیست، شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، با استاندارد دانستن اختلاط متانول در بنزین، آن را تایید کرده است. با اینحال گزارشهای شهروندان از مشکلات موتور خودروها نشان میدهد چیزی که به عنوان بنزین در جایگاهها عرضه میشود، با سطح استاندارد فاصله دارد.
اردیبهشت ۱۴۰۳، پیش از آنکه ابراهیم رئیسی کشته شود، ماجرای فعال کردن واحدهای متانول برای تامین بنزین در دولت او مطرح شد. اکنون پس از دو جنگ، شرایط عرضه سوخت (و آنچه بنزین نامیده میشود) به مراتب مبهمتر شده است.
سال ۱۴۰۱ کشتههای آلودگی هوا ۲۴ هزار نفر بود که در سال ۱۴۰۲ به ۳۰ هزار نفر رسید و در سال ۱۴۰۳ با حدود سه برابر افزایش نسبت به سال ۱۴۰۱ به نزدیک ۵۹ هزار نفر رسید.
تمام اینها در زمانی رخ داد، که تولید بنزین و گازوئیل بهشدت آلوده حتی نزدیک به ارقامی که در ۵ ماه نخست امسال گزارش شده، نبود.
درگیری چندساعته نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی با افراد مسلح در منطقه بخشان سراوان چند کشته بر جای گذاشت.
قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه پاسداران شنبه ۲۱ شهریور اعلام کرد در درگیری نظامی با افراد مسلح، سه نفر از نیروهای سپاه پاسداران کشته شدند.
این قرارگاه اعلام کرد تا پیش از ظهر شنبه، چهار نفر از افراد مسلح نیز کشته شدند.
وبسایت حالوش گزارش داد درگیری حدود ساعت چهار بامداد ۲۱ شهریور آغاز شد و بیش از سه ساعت ادامه یافت.
به گفته منابع محلی، دهها نیروی امنیتی وارد منطقه بخشان شدند و تبادل آتش سنگینی در این محدوده رخ داد.
بر اساس این گزارش، دستکم ۱۴ صدای انفجار و تیراندازیهای پیاپی در اطراف مقر سپاه پاسداران در سراوان، خیابان انقلاب، اداره اطلاعات و زندان این شهر شنیده شد.
ویدیوهای منتشرشده نیز صدای تیراندازی و انفجار را ثبت کردهاند، اما زمان و محل دقیق ضبط همه تصاویر بهطور مستقل قابل تایید نیست.
حالوش همچنین از پرواز پهپادهای تجسسی، رفتوآمد آمبولانسها و انتقال نیروهای کمکی خبر داد.
منابع این رسانه گفتند یک خانه مسکونی با بیش از ۲۰ گلوله آرپیجی و چند نارنجک هدف قرار گرفته است.
ساعاتی پس از انتشار گزارش اولیه، رسانههای حکومتی از قول علی خلیلآبادی، معاون امنیتی و انتظامی استانداری سیستان و بلوچستان، نوشتند نیروهای امنیتی، «محل تجمع یک گروه مسلح» را در بخشان شناسایی کردهاند و هدف قرار دادهاند.
او نام این گروه، هویت افراد حاضر در محل، شمار تلفات و شواهد مربوط به هدف اعلامشده عملیات را ارائه نکرد.
تا زمان انتشار این گزارش، هیچ گروهی مسئولیت درگیری را بر عهده نگرفته است.
تداوم درگیریهای مسلحانه در جنوب شرق ایران
سراوان و دیگر شهرهای استان سیستان و بلوچستان در سالهای اخیر بارها صحنه درگیری نیروهای امنیتی با گروههای مسلح بودهاند.
شهریور ۱۴۰۴، همزمان با عملیات نیروهای حکومتی در ایرانشهر، خاش و سراوان، مقامهای رسمی از کشته شدن هشت فرد مسلح و یک عضو سپاه پاسداران خبر دادند.
حالوش در آن زمان از درگیریهای طولانی و استفاده از سلاحهای سنگین گزارش داده بود.
گروه جیشالعدل پیشتر مسئولیت شماری از حملات در این منطقه را پذیرفته است؛ از جمله در دی ۱۴۰۲ که این گروه اعلام کرد جانشین سابق فرمانده سپاه سراوان را کشته است.
جمهوری اسلامی و آمریکا، این گروه را «سازمانی تروریستی» خواندهاند.
والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد جمهوری اسلامی پیش از حمله موشکی مرگبار به پایگاهی در اردن، تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا را از نهادهای چینی تهیه کرده بود؛ موضوعی که پکن آن را نپذیرفته است.
در حمله ۲۶ تیر، موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی به محل اسکان نیروهای آمریکایی در پایگاه هوایی موفقالسلطی در شمالشرق اردن اصابت کردند. سه سرباز آمریکایی کشته و چهار نفر دیگر زخمی شدند. به گفته مقامهای آمریکایی، حکومت ایران هواپیماهای سرنشیندار و بدون سرنشین مستقر در پایگاه را نیز هدف قرار داد.
این حمله یکی از سه حمله موشکی جداگانه به پایگاه طی ۲۴ ساعت بود و نخستین تلفات نیروهای آمریکایی پس از آتشبس ماه آوریل را رقم زد. مقامهای آمریکایی میگویند این رویداد، هم دشواری حفاظت از نیروها در یک پایگاه بهشدت محافظتشده و هم بهبود توان جمهوری اسلامی برای هدف قرار دادن مواضع آمریکا را آشکار کرد.
بر اساس گزارش والاستریت ژورنال، تهران تصاویر پایگاه را پیش و پس از حمله از نهادهای چینی تهیه کرده بود. مقامهای آمریکایی نام این نهادها را اعلام نکردند و پکن را نیز به دخالت مستقیم در حمله متهم نکردند، اما گفتند ارتباط میان تصاویر و عملیات موشکی را شناسایی کردهاند. به ارزیابی آنها، این روشنترین نشانه تا امروز از پیامدهای مرگبار حمایت چین از حکومت ایران برای نیروهای آمریکایی است.
جمهوری اسلامی سه روز پس از حمله، تصاویر با وضوح بالایی منتشر کرد که خسارت در سه بخش پایگاه را نشان میداد. والاستریت ژورنال نیز با بررسی تصاویر عمومی با وضوح پایینتر، آسیب دیدن بیش از ۲۰ سازه را در این مناطق شناسایی کرد. ویدیویی که این روزنامه صحت آن را تایید کرده نیز لحظه حمله موشکهای بالستیک به پایگاه را نشان میدهد.
مقامهای آمریکایی گفتند واشینگتن موضوع تصاویر مرتبط با حمله را با مقامهای چینی در میان گذاشته، اما آنها این ادعا را رد کرده و خواستار ارائه مدرک شدهاند. سفارت چین در واشینگتن به درخواست والاستریت ژورنال برای اظهارنظر پاسخ نداد و وزارت خارجه این کشور نیز «برخی نهادها» را به تلاش برای مرتبط کردن پکن با جنگ متهم کرد.
آمریکا پیش از حمله نیز به چین هشدار داده بود که شرکتهای این کشور تصاویر ماهوارهای قابل استفاده برای هدف قرار دادن نیروها و تجهیزات آمریکایی را در اختیار حکومت ایران میگذارند. دولت دونالد ترامپ در ماه مه سه شرکت چینی «میزارویژن»، «ارثآی» و «چانگگوانگ» را به همین دلیل تحریم کرد.
واشینگتن پیشتر شرکت چانگگوانگ را متهم کرده بود تصاویری ماهوارهای در اختیار حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی قرار داده که مستقیما به حملات این گروه در یمن کمک کرده است. مقامهای آمریکایی همچنین نگراناند چین به ایران برای ردیابی ناو هواپیمابر و دیگر ناوهای جنگی آمریکا کمک کند؛ بهویژه پس از حملات موشکی اخیر جمهوری اسلامی به کشتیهای در حال حرکت.
جیم لمسون، تحلیلگر پیشین سیا، گفت تصاویر تازه و با وضوح بالا میتوانند تغییرات اخیر در یک پایگاه را آشکار و به حکومت ایران در انتخاب اهداف موثرتر کمک کنند. به گفته او، تصاویر پس از حمله نیز برای ارزیابی خسارت و تصمیمگیری درباره محل و زمان عملیات بعدی کاربرد دارند.
مقامها و تحلیلگران میگویند تصاویر چینی احتمالا تنها یکی از چند منبع اطلاعاتی جمهوری اسلامی بودهاند. نیروهای نظامی جمهوری اسلامی از ماهوارهها و منابع انسانی خود و همچنین اطلاعات و تصاویر روسیه استفاده میکند. فناوری چینی مورد استفاده تهران نیز علاوه بر تصاویر ماهوارهای، خدمات ناوبری و قطعات پهپادها و موشکها را دربر میگیرد.
این یافتهها ممکن است در آستانه دیدار برنامهریزیشده ترامپ و شی جینپینگ در ۲۴ سپتامبر، تنش میان دو کشور را افزایش دهد. با این حال، دولت ترامپ که حفظ روابط با چین را در اولویت قرار داده، تاکنون تاثیر کمکهای پکن بر توان عملیاتی حکومت ایران را در اظهارات علنی کماهمیت جلوه داده است.
یخیل مایکل لایتر، سفیر اسرائیل در ایالات متحده، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت اسرائیل به چیزی کمتر از سقوط جمهوری اسلامی رضایت نخواهد داد.
لایتر گفت: «این حکومت باید سقوط کند. فکر میکنم آنها در مسیر فروپاشی قرار دارند... ممکن است این روند کمی بیشتر از آنچه تصور میکردیم طول بکشد.»
اظهارات لایتر تصویری صریح از نتیجه نهایی مورد نظر اسرائیل در ایران ارائه میکند؛ هدفی که از نابودی تواناییهای هستهای و موشکی تهران یا تضعیف متحدان منطقهای آن فراتر میرود.
وقتی از او پرسیده شد آیا تحقق پیروزی مستلزم سقوط حکومت است، بدون ابهام پاسخ داد: «قطعا. زیرا اگر این حکومت سقوط نکند و از هم نپاشد، راهی برای بازسازی خود پیدا خواهد کرد.»
«کدام طرف بیشتر دوام میآورد؟»
لایتر مرحله بعدی رویارویی را عمدتا رقابتی بر سر فشار اقتصادی و میزان تابآوری توصیف کرد و راهبرد تحریمی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، را عامل افزایش فشار بر رهبران حکومت ایران دانست.
او گفت: «اکنون پرسش بزرگ این است: کدام طرف بیشتر دوام میآورد؟ غرب یا آیتاللهها؟» لایتر افزود عوامل تعیینکننده عبارتاند از «صبر، اراده، پشتکار، تابآوری و توان ادامه دادن».
او گفت: «ما آنها را شکست خواهیم داد. آنها سقوط خواهند کرد.»
ارزیابی لایتر مبنی بر حرکت جمهوری اسلامی به سوی فروپاشی، یک پیشبینی است و نه نتیجهای که تحقق آن قطعی شده باشد.
جمهوری اسلامی با وجود ماهها جنگ و فشار اقتصادی همچنان در قدرت است و توان وارد کردن خسارتهای نظامی قابل توجهی را دارد.
حکومت ایران به شلیک موجهای گسترده موشکی و حمله به کشتیرانی در اطراف تنگه هرمز ادامه داده است. حملات این هفته نیز به چند هواپیمای نظامی آمریکا در پایگاهی در اردن خسارت وارد کردهاند. حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی نیز در همین حال، مناطق تازهای را در اطراف تنگه بابالمندب تصرف کردهاند.
لایتر اذعان کرد که زمان احتمالی سقوط جمهوری اسلامی نامشخص است. او وضعیت ایران را با سالهای پایانی اتحاد جماهیر شوروی مقایسه کرد؛ حکومتی که شمار اندکی از کارشناسان توانستند فروپاشی آن را بهدرستی پیشبینی کنند.
کمک اطلاعاتی به آمریکا
لایتر همچنین فاش کرد اسرائیل برای پشتیبانی از کارزار اقتصادی آمریکا علیه تهران، اطلاعات امنیت و دادههای دیگری در اختیار واشینگتن قرار میدهد.
او گفت: «ما اکنون در حال کمک هستیم. با ارائه اطلاعات و انواع دادهها مورد نیاز به ایالات متحده کمک میکنیم.»
به گفته او، این کمکها شامل ارائه اطلاعات لازم برای «تحریم حکومت، تحریم کشورهای مرتبط با حکومت و شرکتهایی است که با حکومت دادوستد میکنند».
لایتر گفت اسرائیل در جنگ ۱۲روزه نقش نظامی اصلی را بر عهده داشت، اما از آن زمان موازنه تغییر کرده است؛ واشینگتن هدایت را در دست گرفته و دو متحد «شانهبهشانه» یکدیگر فعالیت میکنند.
ترامپ همواره خواسته اصلی خود را جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای عنوان کرده و در عین حال، امکان دستیابی به توافقی از طریق مذاکره با تهران را منتفی ندانسته است.
لایتر، واشینگتن را قدرت برتر در این شراکت و اسرائیل را «شریک کوچکتر» آن توصیف کرد.
او گفت: «ایالات متحده یک ابرقدرت است. ما یک قدرت کوچک منطقهای هستیم. قدرتمندیم، بسیار قدرتمند؛ اما یک قدرت کوچک منطقهای هستیم.»
آمادگی برای وارد کردن «ضربه نهایی»
لایتر همچنین این احتمال را مطرح کرد که ترامپ ممکن است سرانجام به این نتیجه برسد که فشار اقتصادی جمهوری اسلامی را به اندازه کافی به فروپاشی نزدیک کرده و یک عملیات نظامی دیگر میتواند موازنه را برهم بزند.
او گفت: «ممکن است زمانی فرا برسد که رییسجمهوری تصمیم بگیرد و بگوید: “این نقطه عطف است. آنها را به آستانه فروپاشی رساندهایم. اکنون به عملیات دیگری نیاز داریم تا کاملا تعادلشان را برهم بزنیم.”»
لایتر از سناریویی فرضی سخن گفت که در آن ترامپ از بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، میخواهد در آنچه او «ضربه نهایی» علیه حکومت ایران خواند، مشارکت کند.
او گفت: «و ما آنجا خواهیم بود. میخواهیم این حکومت سقوط کند. میخواهیم فروبپاشد. میخواهیم مردم ایران را آزاد ببینیم.»
لایتر نگفت که دستور انجام چنین عملیاتی صادر شده یا اجرای آن قریبالوقوع است؛ او این موضوع را صرفا بهعنوان سناریویی احتمالی در آینده مطرح کرد.
او اذعان کرد که اسرائیل و ایالات متحده بهتنهایی نمیتوانند آینده سیاسی ایران را تعیین کنند و گفت «ستون سوم» این روند در نهایت باید خود مردم ایران باشند.
هرگونه خیزش احتمالی با حکومتی روبهرو خواهد شد که بارها نشان داده است برای حفظ بقای خود آماده استفاده از نیروی قهری گسترده است.
نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات دی ماه هزاران نفر را کشتند و هزاران نفر دیگر را بازداشت کردند. مقامها همچنین به اعدام افرادی که به مشارکت در ناآرامیها متهم شدهاند، ادامه دادهاند.
وقتی از لایتر پرسیده شد غیرنظامیانی که عمدتا سلاحی در اختیار ندارند چگونه میتوانند حکومتی را سرنگون کنند که در برابر فشار نظامی هر دو کشور دوام آورده است، او گفت «فرمول دقیقی» برای این کار ندارد و پراکندگی مخالفان ایران را یکی از موانع اصلی دانست.

