تحلیل گزارش عملکرد پنج ماه نخست سه پالایشگاهه بزرگ تولید کننده بنزین و گازوئیل، نشان میدهد آنها با افزایش تولید بنزین آلاینده و گازوئیل با گوگرد بسیار بالا، تلاش کردند سقوط تولید را تا حدی کنترل کنند.
با اینحال این ارقام، خبر از آلودگیهای هوای به مراتب شدیدتر از دورههای قبل میدهد. در ایران، پنج پالایشگاه ستاره خلیج فارس، شازند، اصفهان، تهران و بندرعباس، اصلیترین تولیدکنندگان بنزین بهشمار میروند. ستاره خلیج فارس مرتبط با قرارگاه خاتم سپاه پاسداران، عملا نیمی از ظرفیت تولید را به خود اختصاص داده است.
ستاره خلیج فارس بهعلاوه پالایشگاه شازند، گزارش عملکرد ماهانه منتشر نمیکنند. اما عملکرد سه پالایشگاه دیگر در پایان مرداد ماه نشان میدهد آنها با کاهش شدید کیفیت بنزین و گازوئیل، توانستند سقوط تولید در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۵ نسبت به مدت مشابه سال گذشته را برای بنزین در محدوده ۰.۸- و برای گازوئیل در محدوده ۷.۹ - نگه دارند.
در گزارشهای عملکرد ماهانه پالایشگاهها، محصولاتی که در توصیف آنها از عنوان «مرحله انحراف» استفاده میشود، محصولاتی هستند که نتوانستند یک تا چند شاخص استاندارد آلایندگی را رعایت کنند؛ در واقع نسبت به استانداردهای جاری جمهوری اسلامی نیز آلایندهتر بهشمار میروند.
پالایشگاه اصفهان، در پنج ماه نخست سال جاری، عملا تولید بنزین اکتان ۹۵ یورو ۵، اکتان ۸۷ مشابه یورو ۴ یا یورو ۵ را متوقف کرده است و تولید اکتان ۹۱ یورو ۵ را نیز ۸۳ درصد کاهش داده است.
تولید این اقلام در این پالایشگاه در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۴ یک میلیون و ۴۸۸ هزار مترمکعب بوده است. که در پنج ماه نخست سال جاری به تنها نزدیک ۲۰۳ هزار مترمکعب از آنها تولید شده است.
نزدیک به ۶۱۳ هزار متر مکعب بنزین با یک یا دو انحراف از استانداردهای محیط زیستی، بخشی از این کسری نزدیک به یک میلیون و ۳۰۰ هزار مترمکعبی، را جبران کرده است.
در پالایشگاه بندرعباس، وضع وخیمتر بوده است. در این پالایشگاه، تولید بنزین موتور اکتان ۹۱ یورو ۵ نزدیک به ۴۰ درصد کاهش داشته است. حتی تولید بنزینهای اکتان ۸۷ و ۹۱ با یک انحراف نیز به ترتیب ۱۰۰ درصد و ۶۸ درصد و بنزین اکتان ۸۷ با دو انحراف ۷۷ درصد کاهش یافته است.
در مقابل تولید بنزین اکتان ۸۷ با سه انحراف ۲۶ درصد افزایش یافته است.
پالایشگاه تهران نیز تولید بنزین اکتان ۹۱ را عملا متوقف کرده و تولید بنزین اکتان ۸۷ آن ۲۴ درصد کاهش داشته است.
افزایش شدید گازوئیل آلوده
همین پالایشگاهها در بخش گازوئیل نیز مانند بنزین به سمت تولید گازوئیل آلوده و شدیدا آلوده، برای پوشش تراز کلی تولید حرکت کردند.
پالایشگاه اصفهان تولید گازوئیل با گوگرد کمتر از ۱۰ ppm را متوقف و تولید گازوئیل با سطح گوگرد ۲۵۰۰ تا ۵۰۰۰ ppm را ۹۶ درصد کاهش داده است. در مقابل تولید گازوئیل با گوگرد بالای ۵۰۰۰ ppm در این پالایشگاه افزایش ۱۲۲ درصدی داشته است.
پالایشگاه تهران، تولید گازوئیل با گوگرد کمتر از ۱۰ ppm را ۹۴ درصد کاهش داده است و در مقابل تولید گازوئیل با گوگرد ۵۰۰ تا ۲۵۰۰، با گوگرد ۲۵۰۰ تا ۵۰۰۰ و گازوئیل با گوگرد ۵۰ تا ۵۰۰ ppm را به ترتیب ۴۴۸ درصد، ۳۴۴ درصد و ۱۰۲ درصد افزایش داده است.
نیمی از تولید گازوئیل این پالایشگاه، گازوئیل با گوگرد بالای ۵۰۰۰ ppm گزارش شده است.
در این سه پالایشگاه روی هم رفته، سهم گازوئیل شدیدا آلاینده با گوگرد بالای ۵۰۰۰ ppm از ۱۷ درصد مجموع تولید گازوئیل در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۴ به نزدیک ۲۹ درصد در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۵ رسیده است.
این افزایش سهم، در نتیجه تقریبا حذف کامل گازوئیل فوقکمگوگرد با بیش از ۱.۳ میلیون واحد کاهش و کاهش حدود ۳۱۱ هزار واحدی گازوئیل رده ۲۵۰۰ تا ۵۰۰۰ ppm محقق شده است.
علاوه بر این، حجم کل تولید گازوئیل در این سه پالایشگاه حدود ۷۰۰ هزار واحد کم شده است.
بهطور خلاصه، گازوئیل شدیدا آلاینده عمدتا جایگزین گازوئیل خیلی تمیز (زیر ۱۰ ppm) و بخشی از گازوئیل نسبتا پر گوگرد (۲۵۰۰–۵۰۰۰) شده است.
این همه ماجرا نیست، شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، با استاندارد دانستن اختلاط متانول در بنزین، آن را تایید کرده است. با اینحال گزارشهای شهروندان از مشکلات موتور خودروها نشان میدهد چیزی که به عنوان بنزین در جایگاهها عرضه میشود، با سطح استاندارد فاصله دارد.
اردیبهشت ۱۴۰۳، پیش از آنکه ابراهیم رئیسی کشته شود، ماجرای فعال کردن واحدهای متانول برای تامین بنزین در دولت او مطرح شد. اکنون پس از دو جنگ، شرایط عرضه سوخت (و آنچه بنزین نامیده میشود) به مراتب مبهمتر شده است.
سال ۱۴۰۱ کشتههای آلودگی هوا ۲۴ هزار نفر بود که در سال ۱۴۰۲ به ۳۰ هزار نفر رسید و در سال ۱۴۰۳ با حدود سه برابر افزایش نسبت به سال ۱۴۰۱ به نزدیک ۵۹ هزار نفر رسید.
تمام اینها در زمانی رخ داد، که تولید بنزین و گازوئیل بهشدت آلوده حتی نزدیک به ارقامی که در ۵ ماه نخست امسال گزارش شده، نبود.
A screengrab from videos of clashes in Saravan, Sistan-Baluchestan province, September 12, 2026
درگیری چندساعته نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی با افراد مسلح در منطقه بخشان سراوان چند کشته بر جای گذاشت.
قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه پاسداران شنبه ۲۱ شهریور اعلام کرد در درگیری نظامی با افراد مسلح، سه نفر از نیروهای سپاه پاسداران کشته شدند.
این قرارگاه اعلام کرد تا پیش از ظهر شنبه، چهار نفر از افراد مسلح نیز کشته شدند.
وبسایت حالوش گزارش داد درگیری حدود ساعت چهار بامداد ۲۱ شهریور آغاز شد و بیش از سه ساعت ادامه یافت.
به گفته منابع محلی، دهها نیروی امنیتی وارد منطقه بخشان شدند و تبادل آتش سنگینی در این محدوده رخ داد.
بر اساس این گزارش، دستکم ۱۴ صدای انفجار و تیراندازیهای پیاپی در اطراف مقر سپاه پاسداران در سراوان، خیابان انقلاب، اداره اطلاعات و زندان این شهر شنیده شد.
ویدیوهای منتشرشده نیز صدای تیراندازی و انفجار را ثبت کردهاند، اما زمان و محل دقیق ضبط همه تصاویر بهطور مستقل قابل تایید نیست.
حالوش همچنین از پرواز پهپادهای تجسسی، رفتوآمد آمبولانسها و انتقال نیروهای کمکی خبر داد.
منابع این رسانه گفتند یک خانه مسکونی با بیش از ۲۰ گلوله آرپیجی و چند نارنجک هدف قرار گرفته است.
ساعاتی پس از انتشار گزارش اولیه، رسانههای حکومتی از قول علی خلیلآبادی، معاون امنیتی و انتظامی استانداری سیستان و بلوچستان، نوشتند نیروهای امنیتی، «محل تجمع یک گروه مسلح» را در بخشان شناسایی کردهاند و هدف قرار دادهاند.
او نام این گروه، هویت افراد حاضر در محل، شمار تلفات و شواهد مربوط به هدف اعلامشده عملیات را ارائه نکرد.
تا زمان انتشار این گزارش، هیچ گروهی مسئولیت درگیری را بر عهده نگرفته است.
سراوان و دیگر شهرهای استان سیستان و بلوچستان در سالهای اخیر بارها صحنه درگیری نیروهای امنیتی با گروههای مسلح بودهاند.
شهریور ۱۴۰۴، همزمان با عملیات نیروهای حکومتی در ایرانشهر، خاش و سراوان، مقامهای رسمی از کشته شدن هشت فرد مسلح و یک عضو سپاه پاسداران خبر دادند.
حالوش در آن زمان از درگیریهای طولانی و استفاده از سلاحهای سنگین گزارش داده بود.
گروه جیشالعدل پیشتر مسئولیت شماری از حملات در این منطقه را پذیرفته است؛ از جمله در دی ۱۴۰۲ که این گروه اعلام کرد جانشین سابق فرمانده سپاه سراوان را کشته است.
جمهوری اسلامی و آمریکا، این گروه را «سازمانی تروریستی» خواندهاند.
تابوت یکی از قربانیان آمریکایی که در حمله جمهوری اسلامی به پایگاه هوایی موفقالسلطی کشته شد.
والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد جمهوری اسلامی پیش از حمله موشکی مرگبار به پایگاهی در اردن، تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا را از نهادهای چینی تهیه کرده بود؛ موضوعی که پکن آن را نپذیرفته است.
در حمله ۲۶ تیر، موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی به محل اسکان نیروهای آمریکایی در پایگاه هوایی موفقالسلطی در شمالشرق اردن اصابت کردند. سه سرباز آمریکایی کشته و چهار نفر دیگر زخمی شدند. به گفته مقامهای آمریکایی، حکومت ایران هواپیماهای سرنشیندار و بدون سرنشین مستقر در پایگاه را نیز هدف قرار داد.
این حمله یکی از سه حمله موشکی جداگانه به پایگاه طی ۲۴ ساعت بود و نخستین تلفات نیروهای آمریکایی پس از آتشبس ماه آوریل را رقم زد. مقامهای آمریکایی میگویند این رویداد، هم دشواری حفاظت از نیروها در یک پایگاه بهشدت محافظتشده و هم بهبود توان جمهوری اسلامی برای هدف قرار دادن مواضع آمریکا را آشکار کرد.
بر اساس گزارش والاستریت ژورنال، تهران تصاویر پایگاه را پیش و پس از حمله از نهادهای چینی تهیه کرده بود. مقامهای آمریکایی نام این نهادها را اعلام نکردند و پکن را نیز به دخالت مستقیم در حمله متهم نکردند، اما گفتند ارتباط میان تصاویر و عملیات موشکی را شناسایی کردهاند. به ارزیابی آنها، این روشنترین نشانه تا امروز از پیامدهای مرگبار حمایت چین از حکومت ایران برای نیروهای آمریکایی است.
جمهوری اسلامی سه روز پس از حمله، تصاویر با وضوح بالایی منتشر کرد که خسارت در سه بخش پایگاه را نشان میداد. والاستریت ژورنال نیز با بررسی تصاویر عمومی با وضوح پایینتر، آسیب دیدن بیش از ۲۰ سازه را در این مناطق شناسایی کرد. ویدیویی که این روزنامه صحت آن را تایید کرده نیز لحظه حمله موشکهای بالستیک به پایگاه را نشان میدهد.
مقامهای آمریکایی گفتند واشینگتن موضوع تصاویر مرتبط با حمله را با مقامهای چینی در میان گذاشته، اما آنها این ادعا را رد کرده و خواستار ارائه مدرک شدهاند. سفارت چین در واشینگتن به درخواست والاستریت ژورنال برای اظهارنظر پاسخ نداد و وزارت خارجه این کشور نیز «برخی نهادها» را به تلاش برای مرتبط کردن پکن با جنگ متهم کرد.
آمریکا پیش از حمله نیز به چین هشدار داده بود که شرکتهای این کشور تصاویر ماهوارهای قابل استفاده برای هدف قرار دادن نیروها و تجهیزات آمریکایی را در اختیار حکومت ایران میگذارند. دولت دونالد ترامپ در ماه مه سه شرکت چینی «میزارویژن»، «ارثآی» و «چانگگوانگ» را به همین دلیل تحریم کرد.
واشینگتن پیشتر شرکت چانگگوانگ را متهم کرده بود تصاویری ماهوارهای در اختیار حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی قرار داده که مستقیما به حملات این گروه در یمن کمک کرده است. مقامهای آمریکایی همچنین نگراناند چین به ایران برای ردیابی ناو هواپیمابر و دیگر ناوهای جنگی آمریکا کمک کند؛ بهویژه پس از حملات موشکی اخیر جمهوری اسلامی به کشتیهای در حال حرکت.
جیم لمسون، تحلیلگر پیشین سیا، گفت تصاویر تازه و با وضوح بالا میتوانند تغییرات اخیر در یک پایگاه را آشکار و به حکومت ایران در انتخاب اهداف موثرتر کمک کنند. به گفته او، تصاویر پس از حمله نیز برای ارزیابی خسارت و تصمیمگیری درباره محل و زمان عملیات بعدی کاربرد دارند.
مقامها و تحلیلگران میگویند تصاویر چینی احتمالا تنها یکی از چند منبع اطلاعاتی جمهوری اسلامی بودهاند. نیروهای نظامی جمهوری اسلامی از ماهوارهها و منابع انسانی خود و همچنین اطلاعات و تصاویر روسیه استفاده میکند. فناوری چینی مورد استفاده تهران نیز علاوه بر تصاویر ماهوارهای، خدمات ناوبری و قطعات پهپادها و موشکها را دربر میگیرد.
این یافتهها ممکن است در آستانه دیدار برنامهریزیشده ترامپ و شی جینپینگ در ۲۴ سپتامبر، تنش میان دو کشور را افزایش دهد. با این حال، دولت ترامپ که حفظ روابط با چین را در اولویت قرار داده، تاکنون تاثیر کمکهای پکن بر توان عملیاتی حکومت ایران را در اظهارات علنی کماهمیت جلوه داده است.
یخیل مایکل لایتر، سفیر اسرائیل در ایالات متحده، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت اسرائیل به چیزی کمتر از سقوط جمهوری اسلامی رضایت نخواهد داد.
لایتر گفت: «این حکومت باید سقوط کند. فکر میکنم آنها در مسیر فروپاشی قرار دارند... ممکن است این روند کمی بیشتر از آنچه تصور میکردیم طول بکشد.»
اظهارات لایتر تصویری صریح از نتیجه نهایی مورد نظر اسرائیل در ایران ارائه میکند؛ هدفی که از نابودی تواناییهای هستهای و موشکی تهران یا تضعیف متحدان منطقهای آن فراتر میرود.
وقتی از او پرسیده شد آیا تحقق پیروزی مستلزم سقوط حکومت است، بدون ابهام پاسخ داد: «قطعا. زیرا اگر این حکومت سقوط نکند و از هم نپاشد، راهی برای بازسازی خود پیدا خواهد کرد.»
«کدام طرف بیشتر دوام میآورد؟» لایتر مرحله بعدی رویارویی را عمدتا رقابتی بر سر فشار اقتصادی و میزان تابآوری توصیف کرد و راهبرد تحریمی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، را عامل افزایش فشار بر رهبران حکومت ایران دانست.
او گفت: «اکنون پرسش بزرگ این است: کدام طرف بیشتر دوام میآورد؟ غرب یا آیتاللهها؟» لایتر افزود عوامل تعیینکننده عبارتاند از «صبر، اراده، پشتکار، تابآوری و توان ادامه دادن».
او گفت: «ما آنها را شکست خواهیم داد. آنها سقوط خواهند کرد.»
ارزیابی لایتر مبنی بر حرکت جمهوری اسلامی به سوی فروپاشی، یک پیشبینی است و نه نتیجهای که تحقق آن قطعی شده باشد.
جمهوری اسلامی با وجود ماهها جنگ و فشار اقتصادی همچنان در قدرت است و توان وارد کردن خسارتهای نظامی قابل توجهی را دارد.
حکومت ایران به شلیک موجهای گسترده موشکی و حمله به کشتیرانی در اطراف تنگه هرمز ادامه داده است. حملات این هفته نیز به چند هواپیمای نظامی آمریکا در پایگاهی در اردن خسارت وارد کردهاند. حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی نیز در همین حال، مناطق تازهای را در اطراف تنگه بابالمندب تصرف کردهاند.
لایتر اذعان کرد که زمان احتمالی سقوط جمهوری اسلامی نامشخص است. او وضعیت ایران را با سالهای پایانی اتحاد جماهیر شوروی مقایسه کرد؛ حکومتی که شمار اندکی از کارشناسان توانستند فروپاشی آن را بهدرستی پیشبینی کنند.
کمک اطلاعاتی به آمریکا لایتر همچنین فاش کرد اسرائیل برای پشتیبانی از کارزار اقتصادی آمریکا علیه تهران، اطلاعات امنیت و دادههای دیگری در اختیار واشینگتن قرار میدهد.
او گفت: «ما اکنون در حال کمک هستیم. با ارائه اطلاعات و انواع دادهها مورد نیاز به ایالات متحده کمک میکنیم.»
به گفته او، این کمکها شامل ارائه اطلاعات لازم برای «تحریم حکومت، تحریم کشورهای مرتبط با حکومت و شرکتهایی است که با حکومت دادوستد میکنند».
لایتر گفت اسرائیل در جنگ ۱۲روزه نقش نظامی اصلی را بر عهده داشت، اما از آن زمان موازنه تغییر کرده است؛ واشینگتن هدایت را در دست گرفته و دو متحد «شانهبهشانه» یکدیگر فعالیت میکنند.
ترامپ همواره خواسته اصلی خود را جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای عنوان کرده و در عین حال، امکان دستیابی به توافقی از طریق مذاکره با تهران را منتفی ندانسته است.
لایتر، واشینگتن را قدرت برتر در این شراکت و اسرائیل را «شریک کوچکتر» آن توصیف کرد.
او گفت: «ایالات متحده یک ابرقدرت است. ما یک قدرت کوچک منطقهای هستیم. قدرتمندیم، بسیار قدرتمند؛ اما یک قدرت کوچک منطقهای هستیم.»
آمادگی برای وارد کردن «ضربه نهایی» لایتر همچنین این احتمال را مطرح کرد که ترامپ ممکن است سرانجام به این نتیجه برسد که فشار اقتصادی جمهوری اسلامی را به اندازه کافی به فروپاشی نزدیک کرده و یک عملیات نظامی دیگر میتواند موازنه را برهم بزند.
او گفت: «ممکن است زمانی فرا برسد که رییسجمهوری تصمیم بگیرد و بگوید: “این نقطه عطف است. آنها را به آستانه فروپاشی رساندهایم. اکنون به عملیات دیگری نیاز داریم تا کاملا تعادلشان را برهم بزنیم.”»
لایتر از سناریویی فرضی سخن گفت که در آن ترامپ از بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، میخواهد در آنچه او «ضربه نهایی» علیه حکومت ایران خواند، مشارکت کند.
او گفت: «و ما آنجا خواهیم بود. میخواهیم این حکومت سقوط کند. میخواهیم فروبپاشد. میخواهیم مردم ایران را آزاد ببینیم.»
لایتر نگفت که دستور انجام چنین عملیاتی صادر شده یا اجرای آن قریبالوقوع است؛ او این موضوع را صرفا بهعنوان سناریویی احتمالی در آینده مطرح کرد.
او اذعان کرد که اسرائیل و ایالات متحده بهتنهایی نمیتوانند آینده سیاسی ایران را تعیین کنند و گفت «ستون سوم» این روند در نهایت باید خود مردم ایران باشند.
هرگونه خیزش احتمالی با حکومتی روبهرو خواهد شد که بارها نشان داده است برای حفظ بقای خود آماده استفاده از نیروی قهری گسترده است.
نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات دی ماه هزاران نفر را کشتند و هزاران نفر دیگر را بازداشت کردند. مقامها همچنین به اعدام افرادی که به مشارکت در ناآرامیها متهم شدهاند، ادامه دادهاند.
وقتی از لایتر پرسیده شد غیرنظامیانی که عمدتا سلاحی در اختیار ندارند چگونه میتوانند حکومتی را سرنگون کنند که در برابر فشار نظامی هر دو کشور دوام آورده است، او گفت «فرمول دقیقی» برای این کار ندارد و پراکندگی مخالفان ایران را یکی از موانع اصلی دانست.
انقلاب ملی ایرانیان در خراسان جنوبی، از ۱۲ دی و از دانشگاه بیرجند آغاز شد و در ۱۸ و ۱۹ دی، همزمان با فراخوانها، به سطح شهر و چند شهرستان دیگر گسترش پیدا کرد. دانشگاه، یکی از دروازههای ورود این استان به موج اعتراضی و از کانونهای اصلی بود که سرکوب شد.
علاوه بر بیرجند، شهرستانهای قائن، فردوس، سرایان، نهبندان و طبس نیز در موج اعتراضی سال ۱۴۰۴ حضور داشتند؛ گسترهای که جغرافیای اعتراض در این استان را از دورههای پیشین فراتر برد.
محرومیت، مهاجرت و حاشیهنشینی
خراسان جنوبی با وجود وسعت زیاد و منابع معدنی قابلتوجه، سهم محدودی از اقتصاد ایران دارد.
این استان حدود ۹ درصد مساحت و نزدیک یک درصد جمعیت کشور را در خود جای داده، اما بر اساس دادههای رسمی، سهمش از تولید ناخالص داخلی کمتر از نیم درصد است.
نرخ مشارکت اقتصادی هم بر اساس آخرین آمار رسمی حدود ۳۹ درصد بوده و استان از این نظر در رتبه ۲۲ کشور قرار گرفته است.
مهاجرت نیز یکی از نشانههای ماندگار این شکاف توسعهای است.
خشکسالی و بحران آب، افت درآمد کشاورزی و نبود فرصتهای شغلی پایدار، بخشی از جمعیت روستایی را ناچار به مهاجرت کرده و بخشی از این مهاجرت هم به حاشیه شهرها، بهویژه بیرجند، سرازیر شده است.
استاندار وقت خراسان جنوبی در سال ۱۳۹۸ گفته بود طی یک دهه، حدود هزار و ۷۰۰ روستای این استان خالی از سکنه شدهاند؛ روندی که مقامهای محلی آن را با کمآبی، نبود اشتغال پایدار و ضعف زیرساختها مرتبط دانستهاند.
پیامد بخشی از این مهاجرت را میتوان در حاشیهنشینی شهرها دید.
استاندار خراسان جنوبی تیر ۱۴۰۴ اعلام کرده بود حدود ۱۲۳ هزار نفر، برابر با بیش از ۳۳ درصد جمعیت شهری استان، در سکونتگاههای غیررسمی و بافتهای فرسوده زندگی میکنند.
در کنار این موارد، فقر به حوزه آموزش نیز رسیده است.
گزارشها از خراسان جنوبی نشان دادهاند برخی خانوادهها حتی توان پرداخت هزینههای پایه تحصیل را ندارند و فقر، ترک تحصیل و در مورد دختران، ازدواج زودهنگام، از عوامل بازماندن کودکان از آموزش است.
در شرایطی که سالهاست خراسان جنوبی با این بحرانها دست و پنجه نرم میکند، در یک دهه اخیر حضور فعالی هم در اعتراضات سراسری داشته است.
دانشگاه، نقطه کانونی یک دهه اعتراض
نقش بیرجند در موجهای اعتراضی یک دهه گذشته کلیدی است.
در اعتراضات سال ۱۳۹۶ که شامگاه هفت دی از مشهد آغاز شد، بیرجند همان شب به تجمعات پیوست.
در آبان ۱۳۹۸ نیز بیرجند از نخستین شهرهایی بود که پس از افزایش ناگهانی قیمت بنزین شاهد اعتراض شد.
ایراناینترنشنال آن زمان بیرجند را در میان دستکم ۱۴ شهر معترض از شامگاه ۲۴ آبان تا ساعات نخست روز بعد ثبت کرده بود.
البته شهرهای مختلف این استان قبل از این اعتراضات سراسری و به طور پراکنده نیز بارها شاهد اعتراضاتی کارگری و دانشجویی بودند.
در خیزش ۱۴۰۱ اما جغرافیای اعتراض از مرکز استان فراتر رفت و علاوه بر بیرجند، تجمعهایی در قائن و طبس، از جمله در محیطهای دانشگاهی، گزارش شد.
تنها چند روز پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی و در ۲۹ شهریور، بیرجند به اعتراضات سراسری پیوست.
سرکوب پیش از اوج اعتراضها آغاز شد. ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میداد ۱۵ دی، پس از ورود نیروهای امنیتی به خوابگاه دخترانه دانشگاه بیرجند و بازداشت چند دانشجو، مقابل خوابگاه تنش شکل گرفت.
برخوردها پس از فروکش اعتراضات نیز ادامه یافت.
گزارشهای دانشجویی در اردیبهشت ۱۴۰۵ از صدور حکم انضباطی برای ۵۰ دانشجوی دانشگاه بیرجند خبر دادند.
بر اساس این گزارشها، حدود ۳۰ نفر از امکانات رفاهی تا پایان تحصیل محروم و نزدیک به ۲۰ نفر دو ترم تعلیق شدند.
در میان پروندههای ارائهشده برای این گزارش، عرفا عربی، دانشجوی دانشگاه بیرجند، به اتهامهای «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» مجموعا به هشت سال حبس محکوم شده که پنج سال آن قابل اجرا اعلام شده است.
پروندههای آرمان امیرآبادی، سجاد جوانمرد، سیدعلی قالیبافان، ابراهیم حقدادی، مهدی جمالی و شهراد زینلی نیز از دیگر نمونههای احکام قضایی مرتبط با این اعتراضات با صدور احکام حبس چندین ساله عنوان شدهاند.
مقامهای جمهوری اسلامی همچنین گفتهاند در خراسان جنوبی هزار و ۲۰۰ نفر در ارتباط با انقلاب ملی ایرانیان بازداشت شدند و برای ۶۰۰ نفرشان پرونده قضایی تشکیل شد.
نکته قابل توجه دیگر این است که به گفته معاون استاندار، سن افرادی که حکومت آنها را «لیدرها و افراد همکار در تجمعات» معرفی کرده، ۱۴ تا ۲۵ سال بوده است.
علاوه بر صدور احکام قضایی سنگین برای دانشجویان و دیگر بازداشتشدگان، گزارشهایی نیز درباره دریافت وثیقههای سنگین، آزادی مشروط پس از ماهها حبس و با اخد وثیقههای کلان، استفاده از پابند الکترونیکی و محدودیت تردد برای آنان منتشر شده است.
پلمب مغازهها، توقیف خودروها و اعمال فشار سیستماتیک بر زندگی و معیشت خانوادههای بازداشتشدگان، از دیگر اقدامات امنیتی علیه معترضان بازداشتی است.
دیدار مسعود پزشکیان و نارندرا مودی، نخستوزیر هند، در حاشیه نشست بریکس، دهلی نو، ۲۰ شهریور
همزمان با تشدید تحریمهای واشینگتن علیه تهران، مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، خواستار گسترش استفاده از ارزهای ملی در مبادلات تجاری اعضای بریکس و تنوعبخشی به مسیرهای پرداخت شد.
پزشکیان جمعه ۲۰ شهریور در سخنرانی خود در مجمع تجاری بریکس در دهلینو گفت «نااطمینانی ژئوپلیتیکی، اختلال در زنجیرههای تامین و استفاده روزافزون از ابزارهای اقتصادی برای اعمال فشار سیاسی»، ضرورت نقشآفرینی بریکس را بیش از پیش کرده است.
او تاکید کرد بریکس باید فضایی فراهم آورد که در آن «هیچ کشوری نتواند با انحصار یک ابزار مالی یا فناوری، تجارت مشروع کشور دیگری را مختل کند».
بهگفته پزشکیان، «تابآوری اقتصادی بدون تنوعبخشی به شرکای تجاری، منابع تامین مالی و مسیرهای پرداخت امکانپذیر نیست».
او با اشاره به تحریمها و ادامه کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی در ماههای گذشته افزود فشار بر تجارت، انرژی، زیرساختها یا نظام مالی یک کشور، ثبات منطقهای و اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار میدهد.
در پی حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، آمریکا کارزار فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را شدت بخشیده است و میکوشد شریانهای مالی حکومت ایران را محدود کند.
محاصره دریایی، جلوگیری از فروش نفت ایران و مسدود کردن مسیرهای جابهجایی درآمدهای نفتی، از جمله محورهای این کارزار است.
وزارت خزانهداری آمریکا از زمان آغاز کارزار «طرد اقتصادی»، چند بسته تحریمی علیه جمهوری اسلامی وضع کرده است.
بریکس گروهی متشکل از اقتصادهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه است. این ائتلاف در سال ۲۰۰۶ با حضور برزیل، روسیه، هند و چین شکل گرفت و در سالهای بعد کشورهایی از جمله آفریقای جنوبی، ایران، مصر، اتیوپی و امارات متحده عربی به آن پیوستند.
شی جینپینگ و ولادیمیر پوتین، روسای جمهوری چین و روسیه، در اجلاس دهلینو حضور خواهند داشت.
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره رویکرد پکن در قبال مناقشه ایران بالا گرفته است. پیشتر نحوه دیدار پزشکیان و شی در حاشیه نشست سازمان همکاری شانگهای در بیشکک خبرساز شده بود.
شی نه بهصورت رسمی، بلکه ایستاده در گوشهای از سالن، با پزشکیان دیدار و گفتوگو کرد.
شبکه خبری فاکسنیوز ۲۰ شهریور گزارش داد جنگهای خاورمیانه و اروپا، بریکس را با یکی از بزرگترین آزمونهای این گروه از زمان شکلگیری آن در ۲۰ سال پیش مواجه کرده است.
بر اساس این گزارش، همزمان با افزایش فشار اقتصادی واشینگتن، حکومت ایران میکوشد مناسبات خود را با مسکو و پکن گسترش دهد. تهران در تازهترین تلاش برای دستیابی به پشتوانهای اقتصادی، خواستار عضویت در «بانک توسعه جدید» بریکس شده است.
فاکسنیوز افزود حضور چین، هند، روسیه و امارات متحده عربی فرصتی کمسابقه در اختیار جمهوری اسلامی میگذارد تا همزمان با چند شریک تجاری مهم خود رایزنی کند.
این در حالی است که امارات ۲۷ مرداد همه مبادلات تجاری و مالی خود با ایران را به حالت تعلیق درآورد.
روسیه نیز یکی از محورهای اصلی نشست دهلینو خواهد بود و انتظار میرود انرژی و همکاریهای دفاعی سهم مهمی از گفتوگوها را به خود اختصاص دهند.
فاکسنیوز گزارش داد قطع روابط تجاری امارات و جمهوری اسلامی صادرکنندگان هندی را نیز تحت فشار قرار داده، زیرا دبی از دیرباز یکی از مراکز اصلی تجارت هند با ایران بوده است.
بر اساس این گزارش، هند بهدلیل منافع اقتصادی خود برای کمک به حل این اختلاف انگیزه دارد.
همچنین با توجه به ادامه کارزار نظامی حوثیهای یمن، مواضع عربستان سعودی در نشست بریکس مورد توجه خواهد بود.
هرش وی پانت، معاون بنیاد پژوهشی آبزرور، گفت: «رهبری بریکس از سوی دهلینو در نهایت تلاشی برای مدیریت تناقضهاست. دهلینو میکوشد بهجای تقابل ایدئولوژیک، تمرکز را بر همکاریهای عملی، از امنیت انرژی تا ارتباطات و توسعه، حفظ کند.»