واشینگتن با آغاز «عملیات طرد اقتصادی» میخواهد مسیرهای باقیمانده تجارت جمهوری اسلامی را هدف قرار دهد. محور اصلی این کارزار نه فقط تهران، بلکه کشورهای ثالث، بانکها و شرکتهایی هستند که در صورت ادامه همکاری با حکومت ایران ممکن است دسترسی خود به نظام مالی آمریکا را از دست بدهند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، دوم شهریور هنگام اعلام «عملیات طرد اقتصادی»، آن را با عملیات «روز دی» متفقین در جنگ جهانی دوم مقایسه کرد و گفت: «امروز با همان رویکرد، حملهای اقتصادی را علیه ارتباطات مالی ایران در سراسر جهان آغاز میکنیم.»
او با تاکید بر نقش «کشورهای ثالث» گفت زمان آن رسیده است که رهبران جهان «میان آمریکا و ایران یکی را انتخاب کنند».
در مرحله نخست، ۷۸ فرد، شرکت، نهاد و کشتی مرتبط با تجارت و انتقال نفت، تامین تجهیزات نظامی، شبکههای مالی و عملیات سایبری هدف قرار گرفتند. واشینگتن همچنین دامنه بخشهایی را که فعالیت شرکتهای خارجی در آنها میتواند زمینه تحریم را فراهم کند، گسترش داد.
بسنت در پاسخ به این پرسش که آیا این فشارها شامل چین، بزرگترین خریدار نفت ایران، نیز میشود، گفت: «هیچکس خارج از دسترس تحریمهای آمریکا نیست.»
لین جیان، سخنگوی وزارت خارجه چین، یک روز بعد گفت همکاری پکن با ایران «نباید مختل یا تضعیف شود» و تاکید کرد چین برای حفاظت از حقوق و منافع خود «همه اقدامات لازم» را انجام خواهد داد.
چه چیزی در این کارزار تازه است؟
ایران ۴۷ سال است که با تحریمهای آمریکا روبهروست. پرسش این است که «عملیات طرد اقتصادی» چه چیزی به دههها فشار اقتصادی واشینگتن اضافه میکند؟
پاسخ را باید در تمرکز این کارزار بر طرفهای ثالث جستوجو کرد؛ کشورها، بانکها و شرکتهایی که خارج از ایران به ادامه تجارت و جابهجایی پول برای جمهوری اسلامی کمک میکنند.
آمریکا از زمان بحران گروگانگیری سال ۱۹۷۹ تحریمها علیه حکومت ایران را بهتدریج گسترش داد. در فاصله سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ نیز بانکهای ایرانی از شبکه پیامرسان مالی سوئیفت کنار گذاشته شدند و واشینگتن خریداران نفت ایران را برای کاهش واردات تحت فشار قرار داد.
توافق هستهای سال ۲۰۱۵ بخش بزرگی از این محدودیتها را تعلیق کرد، اما دونالد ترامپ پس از خروج از برجام در سال ۲۰۱۸ تحریمها را در چارچوب سیاست «فشار حداکثری» بازگرداند.
با وجود این، دولتهای آمریکا، از جمله دولت نخست ترامپ، از تحریم بانکها و پالایشگاههای چینی که به تداوم درآمدهای نفتی جمهوری اسلامی کمک میکردند خودداری کردند؛ زیرا نگران واکنش متقابل پکن بودند.
بسنت در توضیح تغییر این رویکرد گفت جمهوری اسلامی دههها بر این محاسبه تکیه کرده است که «واکنش ایران قطعی و اعمال فشار از سوی آمریکا قابل مذاکره است» و افزود: «آن دوران به پایان رسیده است.»
سازوکار تحریمهای تازه چگونه کار میکند؟
دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا، اوفک، بر اساس فرمان اجرایی ۱۳۹۰۲ پنج حوزه داراییهای دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی را بهعنوان بخشهای مشمول این سازوکار تعیین کرده است. این حوزهها به بخشهای مالی، نفت و پتروشیمی که پیشتر مشمول این چارچوب بودند، اضافه میشوند.
این اقدام به معنای تحریم خودکار همه شرکتهای خارجی فعال در این بخشها نیست، بلکه به واشینگتن اختیار میدهد افراد و شرکتهایی را که در این حوزهها فعالیت میکنند یا خدمات پشتیبانی به آنها ارائه میدهند، هدف تحریم قرار دهد.
در اینجا تفاوت میان تحریمهای اولیه و ثانویه اهمیت دارد. تحریمهای اولیه، معاملات مرتبط با ایران را که اشخاص آمریکایی در آنها دخیلاند یا به هر شکل در حوزه صلاحیت قضایی آمریکا قرار میگیرند، محدود میکنند. تحریمهای ثانویه اما میتوانند اشخاص و شرکتهای غیرآمریکایی را به دلیل معاملاتی که کاملا خارج از آمریکا انجام شدهاند، هدف قرار دهند.
اهرم اصلی واشینگتن در این موارد، دسترسی به نظام مالی آمریکا و دلار است. برای نمونه، یک شرکت در دبی یا بمبئی ممکن است به دلیل معاملهای که هیچ بخشی از آن در آمریکا انجام نشده است، دسترسی خود به نظام مالی دلاری را از دست بدهد.
«عملیات طرد اقتصادی» این اختیار تحریمی را با فشار مستقیم بر دولتهای دیگر همراه کرده است. وزارت خزانهداری اعلام کرد مقامهای آمریکایی با دولتهای خارجی درباره فعالیتهای مرتبط با ایران که واشینگتن خواستار توقف آنهاست، گفتوگو میکنند و برای پایان دادن به این فعالیتها مهلتهای مشخصی تعیین کردهاند. این مهلتها تاکنون بهطور عمومی اعلام نشدهاند.
به گفته وزارت خزانهداری، این پنج حوزه بر اساس مسیرهای مورد استفاده برای دور زدن تحریمها انتخاب شدهاند؛ جمهوری اسلامی بهطور فزاینده از رمزارزها برای جابهجایی پول استفاده میکند، بخش فناوری دسترسی به تجهیزات پیشرفته و دومنظوره را هدف میگیرد و طلا و هوانوردی نیز در تامین مالی و انتقال تسلیحات، فناوری حساس و پول نقد نقش دارند.
حوزه کشتیرانی نیز میتواند شرکتها و افرادی را که خدماتی مانند مدیریت کشتی، واسطهگری یا سوخترسانی به شبکههای دریایی جمهوری اسلامی ارایه میکنند، در معرض تحریم قرار دهد.
آمریکا در مرحله نخست چه کسانی را هدف گرفت؟
تحریمهای اعلامشده دوم شهریور شبکههایی را در چند کشور هدف قرار دادند که به گفته واشینگتن در تامین تجهیزات، انتقال نفت و فرآوردههای پتروشیمی و دیگر فعالیتهای تجاری جمهوری اسلامی نقش دارند.
در بخش تامین تجهیزات، شبکهای مستقر در هنگکنگ به محوریت شرکت «سوییت اوشن اینداستریال» تحریم شد. وزارت خزانهداری آمریکا این شبکه را به خرید تجهیزاتی از جمله تجهیزات اپتیکی لیزری، شتابسنج با کاربرد در موشک و هواپیما و تجهیزات آزمایشگاهی ساخت آمریکا برای نهادهای دفاعی جمهوری اسلامی مرتبط دانست.
در بخش نفت و کشتیرانی، محمد احمد سهیل فتوح، تبعه سوریه و ساکن امارات متحده عربی، به همراه شرکتش در دبی، به دلیل واسطهگری برای تامین کشتی برای شرکت ملی نفت ایران و نهادهای مرتبط با بخش نظامی تحریم شدند.
ایوان اوبوخوف، تبعه اوکراین و ساکن امارات، نیز هدف تحریم قرار گرفت. وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد او از سال ۲۰۲۳ بیش از ۱۰۰ میلیون دلار پرداخت رمزارزی برای تسهیل فروش نفت نیروی قدس سپاه پاسداران انجام داده است.
تحریمهای تازه همچنین شرکتها و شبکههایی در سنگاپور، هند و ترکیه را دربر میگیرد؛ از جمله یک شرکت ارائهدهنده خدمات انتقال محموله از کشتی به کشتی و شرکتهایی که فرآوردههای نفتی و پتروشیمی ایران خریداری کرده بودند.
در بخش تجارت کالا نیز شرکت «ولبرد تریدینگ» مستقر در سوئیس به دلیل ارتباط با محمدحسین شمخانی، تاجر نفت و فرزند علی شمخانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی که در جریان جنگ کشته شد، تحریم شد.
شرکت فرانسوی زیرمجموعه ولبرد که یک پالایشگاه روغن خوراکی است و در سال ۲۰۲۴ خریداری شد، نیز به دلیل قرار داشتن تحت کنترل این شرکت هدف تحریم قرار گرفت.
در بریتانیا نیز شرکت «استانیکا تریدینگ»، مالک، گرداننده و مدیر نفتکش «تِلا» با پرچم گامبیا، تحریم شد. وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد این نفتکش صدها هزار بشکه نفت خام ایران حمل کرده است.
تحریمهای تازه چه معنایی برای تنگه هرمز دارند؟
یکی از بخشهای تحریمهای تازه که میتواند پیامد گستردهای برای کشتیرانی بینالمللی داشته باشد، تعامل با نهادهای جمهوری اسلامی در زمینه عبور کشتیها از تنگه هرمز را هدف قرار میدهد.
دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا درباره تعامل اشخاص و شرکتهای آمریکایی و غیرآمریکایی با سه نهاد جمهوری اسلامی دخیل در عبور کشتیها از تنگه هرمز هشدار داده است: «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس»، «شرکت بیمه دریایی خلیج فارس» و «مرجع خدمات دریایی امن هرمز».
«نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» در سال ۲۰۲۶ برای اداره ساز و کار صدور مجوز جمهوری اسلامی به کشتیهای عبوری از تنگه هرمز ایجاد شد. این مجموعه وابسته به جمهوری اسلامی است و نهاد بینالمللی دریانوردی نیست. صلاحیت تهران برای ملزم کردن کشتیهای بینالمللی به دریافت مجوز عبور از این آبراه نیز محل مناقشه است.
خطر تحریم تنها به پرداخت عوارض محدود نمیشود. اوفک اعلام کرده پذیرش بیمه یا دیگر خدمات این نهادها و حتی پاسخ به درخواست اطلاعات در ازای تضمین عبور امن میتواند اشخاص و شرکتها را در معرض خطر تحریم قرار دهد.
پرداخت نیز لزوما به انتقال بانکی محدود نیست و داراییهای دیجیتال، تهاتر، مبادلات غیررسمی، ترتیبات میان دولتها و برخی معاملات غیرنقدی را دربر میگیرد. اوفک از شرکتهای دریایی خواسته است علاوه بر بررسی محموله، مشخص کنند چه شخص یا نهادی عبور کشتی از تنگه را هماهنگ کرده است.
جمهوری اسلامی نیز در واکنش، کشورهای منطقه را از همراهی با کارزار اقتصادی آمریکا برحذر داشته است. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، هشدار داد اگر کشورهای پیرامون ایران به این کارزار بپیوندند، «حتی یک قطره نفت» از خلیج فارس و تنگه هرمز خارج نخواهد شد.
ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز سوم شهریور گفت هر کشوری که با تحریمهای ثانویه آمریکا همکاری کند، با پاسخ جمهوری اسلامی در تنگه هرمز روبهرو خواهد شد و این موضع را «هشداری رسمی و عملیاتی» خواند.
این کارزار برای مردم ایران چه معنایی دارد؟
کارزار تازه آمریکا در شرایطی آغاز شده است که اقتصاد ایران پیش از آن نیز با تورم شدید و سقوط ارزش پول ملی روبهرو بود.
قیمت دلار سوم شهریور به حدود ۲۰۵ هزار تومان رسید. با این نرخ، پایه مزد ماهانه کارگران، حدود ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان، تنها حدود ۸۱ دلار ارزش دارد. درآمدهای ماهانه ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومانی نیز معادل حدود ۹۸ تا ۱۴۶ دلار است.
تازهترین دادههای رسمی نشان میدهد تورم نقطهبهنقطه مواد غذایی به حدود ۱۲۸ درصد رسیده است، در حالی که تورم عمومی حدود ۸۸ درصد است.
سرعت کاهش قدرت خرید را میتوان در پیشنهاد بانک مرکزی برای افزایش مبلغ ماهانه کالابرگ مواد غذایی نیز دید. مبلغ پیشنهادی، یک میلیون و ۲۳۰ هزار تومان، هنگام اعلام حدود ۶.۴۴ دلار ارزش داشت، اما با نرخ دلار سوم شهریور ارزش آن به حدود شش دلار کاهش یافت.
بخشی از بسته تحریمی تازه نیز میتواند بهطور مستقیم بر ایرانیان اثر بگذارد. اوفک چند مجوز عمومی مربوط به برخی حوالههای شخصی و دسترسی ایرانیان به شماری از برنامههای فرهنگی و دانشگاهی در آمریکا را تعلیق کرده است. برخی انتقالهای غیرتجاری پول که پیشتر مجاز بودند، اکنون ممکن است به مجوز جداگانه نیاز داشته باشند یا دیگر مجاز نباشند.
این اقدام ممنوعیت کامل حوالههای شخصی نیست و تاثیر آن به نوع انتقال و موسسات درگیر بستگی دارد، اما میتواند مسیرهای قانونی انتقال پول را برای خانوادهها و دانشجویان محدودتر کند.
آیا هر شرکتی که با ایران معامله کند تحریم میشود؟
خیر. نزدیک به ۶۰ فرد، نهاد و کشتی که دوم شهریور نام آنها اعلام شد، اکنون مشمول تحریم هستند، اما فعالیت در پنج حوزه تازه بهخودیخود به معنای قرار گرفتن در فهرست تحریمها نیست.
اشخاص و شرکتهای دیگری که در این بخشها فعالیت میکنند، ممکن است در مراحل بعدی هدف تحریم قرار گیرند. برخی معافیتها و مجوزهای اوفک نیز همچنان برقرارند؛ بنابراین خطر تحریم به نوع فعالیت، طرفهای معامله و مبنای حقوقی آن بستگی دارد.
«عملیات طرد اقتصادی» در مقطعی آغاز شد که جنگ ۶ شهریور ششماهه میشود و مذاکرات همچنان متوقف مانده است. واشینگتن در این مرحله تشدید فشار اقتصادی را بر ازسرگیری حملات نظامی ترجیح داده است. بسنت پیشتر گفته بود فشار اقتصادی حداکثری میتواند احتمال آغاز دوباره عملیات گسترده نظامی را کاهش دهد.
معیار اصلی برای سنجش تفاوت این دور از تحریمها با دورههای گذشته، طولانیتر شدن فهرست تحریمها نیست، بلکه این است که واشینگتن تا چه اندازه حاضر است آنها را علیه طرفهایی اجرا کند که توان تحمیل هزینه متقابل به آمریکا را دارند.
آمریکا پیشتر پالایشگاههای چینی و یک بانک کوچک چینی را تحریم کرده است، اما تاکنون هیچیک از بانکهای بزرگ چین را هدف قرار نداده است. اینکه دولت ترامپ حاضر خواهد شد از این خط عبور کند یا نه، یکی از مهمترین آزمونهای «عملیات طرد اقتصادی» خواهد بود.
بارون ترامپ در تجمعی به مناسبت آغاز دومین دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ در سالن کپیتال وان آرنا در واشینگتن دیسی، اول بهمن ۱۴۰۳. عکس: مایک سیگر/رویترز
سرویس مخفی آمریکا اعلام کرد از ویدیویی که صداوسیمای جمهوری اسلامی پخش کرده و در آن جان بارون ترامپ، کوچکترین پسر رییسجمهوری آمریکا، را تهدید میکند، آگاه است. این ویدیو با عنوان «بارون ترامپ را کجا و چطور بکشیم؟» بهطور گسترده در رسانههای نزدیک به حکومت ایران بازنشر شده است.
نیت هرینگ، سخنگوی سرویس مخفی آمریکا، سهشنبه سوم شهریور در بیانیهای رسمی و مکتوب به سیانان گفت: «سرویس مخفی ایالات متحده از این ویدیو آگاه است و هر چیزی را که بتوان آن را تهدیدی علیه افراد تحت حفاظت ما تلقی کرد، بررسی میکند. بهدلیل نگرانیهای مربوط به امنیت عملیاتی، درباره مسائل مرتبط با اطلاعات حفاظتی اظهارنظر نمیکنیم.»
آسوشیتدپرس نیز این بیانیه را منتشر کرد و گزارش داد سرویس مخفی از تهدید علیه بارون ترامپ مطلع است.
ادعای جمهوری اسلامی از عبور یک زن از تدابیر امنیتی و ملاقات با بارون ترامپ
شبکه سه صداوسیما یکشنبه یکم شهریور یک ویدیوی سهدقیقهای پخش کرد که با عنوان «بارون ترامپ را کجا بکشیم؟» به زبان انگلیسی آغاز میشد. در این ویدیو اطلاعاتی درباره رفتوآمد بارون ترامپ و مکانهایی نمایش داده میشود که سازندگان ویدیو میگویند میتوان پسر رییسجمهوری آمریکا را در آنجا هدف قرار داد. برج ترامپ در نیویورک از جمله مکانهایی است که در تصاویر دیده میشود.
در بخشی از این ویدیو ادعا میشود اطلاعات مرتبط با بارون ترامپ، از دیدار او با زنی بهدست آمده است که توانسته از سدهای امنیتی و حفاظتی آمریکا عبور و با بارون ترامپ ملاقات کند.
گوینده در پایان ویدیو میگوید افرادی «بیصبرانه منتظر دریافت جایزه ۱۰ میلیون دلاری ما هستند».
وبسایت حکومتی تبیان نیز این ویدیو را با عنوان «بارون ترامپ را کجا و چطور بکشیم؟» منتشر کرد و پس از آن حسابهای کاربری نزدیک به حکومت در شبکههای اجتماعی بخشهایی از ویدیو را منتشر کردند.
سیانان به نقل از یک منبع در نهادهای فدرال مجری قانون به سیانان گفت این ویدیو بخشی از کارزاری متشکل از چندین ویدیو است که در ایران تولید شدهاند و دونالد ترامپ و اعضای خانوادهاش را هدف قرار میدهند.
به گفته این منبع، برخی ویدیوهای این کارزار شامل جزییات رفتوآمد اعضای خانواده ترامپ و پیشنهادهایی برای کشتن اعضای این خانواده بودهاند. او افزود عملیات حفاظتی بر اساس اطلاعات امنیتی سرویس مخفی، دیگر نهادها، پلیس و کشورهای دیگر، پیوسته جابهجا و تنظیم میشود.
این نخستین بار نیست که رسانههای نزدیک و وابسته به حکومت ایران اعضای خانواده رییسجمهوری آمریکا را به قتل تهدید میکنند. خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، پنجم مرداد ویدیویی با عنوان «ملانیا ترامپ کجا و چگونه در دسترس است؟!» منتشر کرد که با نمایش محلهای رفتوآمد و فروشگاههای مورد مراجعه او، مخاطبان را به اقدام علیه بانوی اول آمریکا تشویق میکرد. این رسانه اعلام کرد اطلاعات بهکاررفته در این ویدیو از «چند شبکه امنیتی ناشناس» به دست آمده است.
در پایان همین ویدیو بارون ترامپ، فرزند دونالد ترامپ، نیز با نمایش عبارت «Barron Trump, wait for us» تهدید میشود و راوی میگوید او «باید منتظر ما باشد».
همان روز، روزنامه همشهری، وابسته به شهرداری تهران، یک اینفوگرافی با عنوان «فهرست انتقام» منتشر کرد که تصاویر ۱۳ رهبر خارجی، از جمله ترامپ، نتانیاهو و فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در آن دیده میشد.
ششم تیر نیز ۶۶ عضو مجلس خبرگان رهبری در بیانیهای، ترامپ و نتانیاهو را «مهدورالدم» خواندند و قتل آنان را بر «هر مکلفی که به آنان دسترسی یابد» واجب دانستند.
همزمان، مقامها و رسانههای حکومتی جمهوری اسلامی بارها بر «قصاص» و «انتقام» تاکید کردند و در مواردی ترامپ و نتانیاهو را بهطور مستقیم به مرگ تهدید کردند.
پس از کشته شدن علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، در نخستین ثانیههای آغاز جنگ ۴۰ روزه، موجی از تهدید از سوی مقامهای جمهوری اسلامی و رسانههای حکومتی علیه دونالد ترامپ به راه افتاد. در تجمعهای شبانه حامیان حکومت و همینطور در مراسم تشییع جنازه خامنهای پدر، بنرهای متعددی حاوی تهدید ترامپ به مرگ و مطالبه انتقام در دست شرکتکنندگان بود.
ترامپ ۱۹ تیر گفت اگر اتفاقی برای او بیفتد، از پیش دستور داده است جمهوری اسلامی با حملاتی روبهرو شود که «هرگز چنین سطحی از آن را ندیده است».
عباس محمدحسنی، رییس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی، ۲۹ مرداد با تهدید ترامپ و همسرش ملانیا ترامپ گفت: «ما با کسی که پدر ما را کشته است، کوتاه نخواهیم آمد و شمشیر را غلاف نخواهیم کرد، ولو اینکه این امر زمان ببرد.»
تهدید پسر ترامپ، پس از تلاش برای سوءقصد به جان پسر نتانیاهو
انتشار این گزارش پس از آن صورت گرفت که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از تلاش جمهوری اسلامی برای کشتن یکی از پسرانش خبر داد و گفت تهدیدهای امنیتی، حفاظت از فرزندانش را ضروری کرده است.
نتانیاهو دوشنبه دوم شهریور در گفتوگویی زنده با کانال ۱۴ اسرائیل گفت: «ایران یکی از پسرانم را هدف قرار داد. ایران تلاش کرد یکی از پسرانم را ترور کند، بکشد. تلاش کرد او را ترور کند.»
او مشخص نکرد کدامیک از پسرانش هدف قرار گرفته و درباره زمان، مکان و چگونگی این اقدام نیز توضیحی نداد.
نخستوزیر اسرائیل افزود حفاظت از پسرانش اقدامی تجملی نیست و گفت: «بدون آن، بهسادگی در این کار موفق خواهند شد.»
رسانه اسرائیلی «سروگیم» گزارش داد اطلاعات مربوط به تلاش برای کشتن یکی از پسران نتانیاهو ماهها بهدلیل محدودیتهای سانسور اجازه انتشار نداشت.
نیویورکتایمز ۲۱ مرداد به نقل از دو مقام آمریکایی نوشت نهادهای اطلاعاتی ۱۷ تیر و هنگام بازگشت ترامپ از نشست ناتو در ترکیه، از تهدیدی معتبر برای هدف قرار دادن هواپیمای او با موشک زمینبههوا مطلع شدند. افزون بر این، آنها از حضور فردی مجهز به موشک دوشپرتاب در نزدیکی نشست ناتو و اطلاع جمهوری اسلامی از ساختمان و طبقه محل اقامت ترامپ آگاه بودند. جدی بودن تهدید، مقامهای آمریکایی را به اجرای عملیاتی فریبنده برای خروج ترامپ از ترکیه واداشت.
ویدیوها و پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از صفهای طولانی، تعطیلی برخی جایگاههای سوخت و دشواری دسترسی به بنزین در شماری از شهرهای ایران حکایت دارند.
در دو روز گذشته گزارشهایی از استانهای البرز، تهران، خراسان جنوبی و خراسان رضوی درباره بحران سوخت به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
ویدیوهای رسیده نیز نشان میدهند با اینکه جایگاه سوخت گوهردشت کرج چراغها را خاموش کرده و تعطیل است، خودروها برای دریافت بنزین مقابل این جایگاه صف بستهاند.
شهروندی نیز درباره جایگاه ملاصدرا در کرج گفت این پمپبنزین پس از حدود یک هفته همچنان کاملا تعطیل است و به مراجعهکنندگان گفته شده نازلها از کار افتادهاند.
مخاطبی دیگر از گوهردشت گفت مشکل «از صفهای طولانی گذشته» و افزود برای دریافت بنزین به سه جایگاه مراجعه کرده که هر سه تعطیل بودهاند.
در هفتههای اخیر، همزمان با ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی در منطقه و محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران از سوی ارتش آمریکا، ناتوانی دولت در تامین بنزین مورد نیاز مردم بیش از پیش آشکار شده است.
دولت جمهوری اسلامی همزمان با کاهش واردات و افزایش کسری سوخت، سه سناریو را برای تغییر توزیع بنزین بررسی میکند؛ طرحهایی که از محدود کردن عرضه تا فروش بنزین آزاد و اختصاص سهمیه به همه شهروندان را در بر میگیرد.
محسن حاجیمیرزایی، رییس دفتر مسعود پزشکیان، پیشتر در همین راستا کاهش سهمیه بنزین را «قطعی» خوانده و گفته بود افرادی که بخواهند بیش از سهمیه تعیینشده بنزین بخرند، باید قیمت بالاتری بپردازند.
بخشی از گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، مربوط به کمبود سوخت و تعطیلی جایگاهها در استان تهران است.
شهروندی از پاکدشت استان تهران گفت نیمی از پمپبنزینهای این شهر بنزین ندارند و مابقی بسیار شلوغ هستند.
به گفته او، جمهوری اسلامی میخواهد «به زور مردم را به گرانی بنزین راضی کند».
مخاطبی دیگر خبر داد دوم شهریور پمپ بنزینهای شمال تهران تعطیل بودند.
فریدون یاسمی، مدیر منطقه تهران شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، سوم شهریور به گزارشها درباره تعطیلی برخی جایگاههای سوخت پایتخت واکنش نشان داد و گفت افزایش ناگهانی تقاضا و ترافیک مسیرهای مواصلاتی باعث اتمام بنزین در تعدادی از جایگاهها و تعطیلی چندساعته آنها شد.
او گفت دوم شهریور بیش از ۲۶ میلیون لیتر بنزین در تهران توزیع شد که رکورد توزیع بنزین در پایتخت در سال ۱۴۰۵ را شکست.
بر اساس پیامهای دریافتی، شماری از جایگاههای اتوبان تهران-کرج بهدلیل نداشتن بنزین تعطیل شدهاند.
به گفته یک شهروند، شرکت واحد تهران گازوییل ندارد و «روزی ۳۰۰ نفر راننده چون ماشینی برای کار ندارند، بیکار مینشینند».
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال نیز صف طولانی خودروها را مقابل جایگاه سوخت در شهرک محلاتی تهران برای دریافت بنزین نشان میدهد.
یک شهروند با ارسال ویدیویی گفت ۴۵ دقیقه در صف پمپبنزین بوده اما قبل از آنکه نوبتش شود، جایگاه تعطیل کرده است.
صفهای طولانی و محدودیت عرضه در مشهد و خراسان جنوبی
یک مخاطب ایراناینترنشنال از مشهد گفت بنزین آزاد عرضه نمیشود و صفها به حدی طولانی است که برای دریافت ۱۰ لیتر بنزین باید حدود دو ساعت منتظر ماند.
چند شهروند دیگر تاکید کردند برخی جایگاههای مشهد حتی با کارت سوخت نیز بنزین ارائه نمیکنند.
یک شهروند از خراسان جنوبی هم گفت کارتهای سوخت جایگاهها حذف شده و صفها طولانی است.
او افزود خودروهای سنگین نیز با مشکل دسترسی به گازوییل روبهرو هستند.
ایراناینترنشنال پیشتر بارها، از جمله در اواسط اسفند و همزمان با حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی، از تعطیلی برخی جایگاههای سوخت در تهران، کرج و شهرهای اطراف و همچنین جیرهبندی بنزین خبر داده بود.
اواخر اردیبهشت نیز شهروندان در پیامهایی از کمبود بنزین، صفهای طولانی در جایگاههای سوخت، محدودیتهای عرضه و گسترش بازار سیاه سوخت در شهرهای مختلف خبر داده بودند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از تداوم قطع گسترده آب و برق در نقاط مختلف ایران حکایت دارد. شهروندان میگویند خاموشیها به جدولهای اعلامشده و دو ساعت در روز محدود نیست و در برخی مناطق، برق چندین ساعت یا بیش از یک بار در روز، قطع میشود.
به گفته مخاطبان، قطع و وصل مکرر و نوسان شدید برق به وسایلی مانند یخچال و کولر آسیب زده و در شرایط افزایش قیمت لوازم خانگی و هزینه تعمیرات، فشار مالی بیشتری بر خانوادهها وارد کرده است.
خاموشیهای چندباره و خارج از برنامه
شماری از مخاطبان میگویند مدت و دفعات قطع برق در هفتههای اخیر افزایش یافته و زمان خاموشی در مواردی با جدولهای اعلامشده مطابقت ندارد.
مخاطبی از سنندج نوشته است: «روزی دو بار و هر بار دو ساعت برق قطع میشود؛ یکبار صبح و یکبار شب. هر روز نیز به بهانه تعمیرات، آب مناطق مختلف را قطع میکنند.»
شهروندانی از شیراز، مرودشت و آمل نیز در پیامهایی خبر دادهاند که از دوم شهریور قطعی برق در این شهرها در دو نوبت اعمال میشود؛ یک بار از ساعت ۱۱ تا ۱۳، همزمان با اوج گرما، و بار دیگر از ساعت ۱۹ تا ۲۱ و در تاریکی شب.
مدت خاموشی در برخی شهرها از دو ساعت فراتر رفته است.
یکی از مخاطبان در بوشهر خبر داده است دوم شهریور، برق از ساعت شش تا ۱۰ صبح به بهانه تعمیرات قطع شد. به گفته او، برق پس از آن تنها برای یک دقیقه وصل شد و بار دیگر تا ساعت ۱۲ قطع ماند.
مخاطبان ایراناینترنشنال طی هفتههای گذشته اعلام کردهاند قطعیهای مکرر برق، فعالیت کسبوکارها را با اختلال جدی روبهرو کرده و به وسایل برقی خانهها آسیب زده است.
یک مخاطب از خرمآباد نوشته است: «علاوه بر اینکه روزی دو ساعت برق قطع میشود، در فاصلههای کوتاه، برای مثال هر پنج دقیقه، برق را قطع و وصل میکنند؛ یعنی بیش از ۱۰ بار در روز. برخی وسایل برقی خانه سوخته است، اما برای مسئولان جمهوری اسلامی اهمیتی ندارد.»
عباس علیآبادی، وزیر نیرو، ۳۰ تیر گفته بود چهار استان جنوبی ایران بهدلیل حملات نظامی آمریکا به این مناطق، از قطعی برق معاف خواهند بود. با این حال، مخاطبان در اندیمشک، بوشهر، بندرعباس و آبادان میگویند خاموشیها ادامه دارد و همزمان با دمای بالای ۵۰ درجه، سلامت شهروندان را به خطر انداخته است.
از گرمای آبادان تا خسارت مغازهداران
مخاطبی از آبادان نوشته است: «در گرما و شرجی شدید، برق خانههای آبادان را از ساعت چهار تا هفت صبح قطع کردند. فردی که ناراحتی قلبی دارد، در این گرما دوام نمیآورد.»
شهروند دیگری پیشتر گفته بود علاوه بر گرمازدگی نوزاد خانواده، یخچال قدیمی آنان نیز بر اثر خاموشی سوخته است و توان خرید یخچال جایگزین را ندارند.
قطع برق برای صاحبان کسبوکار نیز خسارات مالی به همراه داشته است.
مغازهداری از کرمانشاه میگوید: «روزی چهار تا شش ساعت قطعی برق داریم و تمام مواد غذایی داخل یخچال من خراب شده است.»
کاسبی از بندرعباس نیز با اشاره به خاموشی در اوج گرمای این شهر نوشته است: «منِ مغازهدار باید کولر مغازه را بهدلیل نگهداری مواد غذایی، شبانهروز روشن نگه دارم. وقتی مواد غذایی مرتب آب و دوباره منجمد میشوند، برای سلامت مردم خطرناک خواهند بود.»
اختلال در کشاورزی و تولید
کشاورزان نیز از افزایش ساعات قطعی برق و تاثیر آن بر آبیاری زمینهای کشاورزی خبر دادهاند.
یک کشاورز در شهرستان بیضا با اشاره به سخنان وزیر نیرو درباره کاهش خاموشیها در مقایسه با سال گذشته، نوشته است: «چند روز پیش برق چاههای کشاورزی را شش ساعت قطع میکردند؛ اکنون چند روز است که تا هشت ساعت در روز برق نداریم و محصولاتم خشک شدهاند.»
پیشتر نیز مدیران کارگاههای تولیدی در شهرهای مختلف به ایراناینترنشنال گفته بودند بهدلیل قطعیهای مکرر برق، قادر به تامین نیاز بازار نیستند و برخی از آنان در آستانه ورشکستگی قرار گرفتهاند.
این گلایهها در حالی مطرح میشوند که مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، یکم مرداد در نشست هماهنگی مدیریت تامین برق صنایع وعده داده بود برای جلوگیری از توقف تولید، حفظ اشتغال و پیشگیری از بیکاری، برق صنایع قطع نشود.
با رسیدن قیمت دلار به ۲۰۵ هزار تومان، پایه مزد کارگران در ایران به حدود ۸۰ دلار در ماه رسیده است. این رقم نشاندهنده کاهش شدید ارزش دلاری دستمزد در یک دهه اخیر است و از تشدید فقر در میان کارگران و ناتوانی جمهوری اسلامی در مهار سقوط ارزش دستمزدها حکایت دارد.
خبرگزاری کار ایران، ایلنا، وابسته به خانه کارگر، سهشنبه سوم شهریور در گزارشی درباره کاهش قدرت خرید کارگران نوشت پایه مزد کارگران در سال جاری ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان تعیین شده است. این رسانه با محاسبه دستمزد بر اساس نرخ نزدیک به ۲۰۰ هزار تومانی دلار، ارزش آن را حدود ۸۳ دلار اعلام کرد.
حداقل دریافتی کارگر متاهل دارای یک فرزند نیز با احتساب همه مزایا ۲۴ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان است که با نرخ ۲۰۵ هزار تومانی دلار در سوم شهریور، حدود ۱۲۲ دلار ارزش دارد.
این در حالی است که رقم رسمی سبد معیشت در اسفند ۱۴۰۴ حدود ۴۲ میلیون تومان تعیین شده بود، اما شورای عالی کار، نهادی حکومتی، پایه مزد سال ۱۴۰۵ را کمتر از ۱۷ میلیون تومان تعیین کرد.
محسن باقری، عضو کارگری این شورا، ۳۰ مرداد گفت محاسبات تازه گروه کارگری نشان میدهد هزینه سبد معیشت از ۸۰ میلیون تومان عبور کرده و نسبت به رقم اسفند تقریبا دو برابر شده است.
شورای بازنشستگان ایران نیز ۱۳ مرداد خط فقر برای یک خانواده چهار نفره در تهران را ۹۰ میلیون تومان و هزینه سبد معیشت برای «زندگی نرمال» را بیش از ۱۵۰ میلیون تومان برآورد کرد. این شورا تعیین دستمزد حدود ۱۷ میلیون تومانی کارگران را به معنای تحمیل «فقر، بیماری و گرسنگی» به میلیونها نفر دانست.
پیش از آن، فرامرز توفیقی، رییس پیشین کمیته دستمزد کانون عالی شوراهای اسلامی کار، با استناد به دادههای مرکز آمار و سبد غذایی انستیتو تغذیه، هزینه حداقلی زندگی یک خانوار متوسط ۳.۳ نفره را در پایان تیر حدود ۹۰ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان محاسبه کرده بود.
بر این اساس، دریافتی ۲۴ میلیون و ۹۰۰ هزار تومانی یک کارگر متاهل دارای یک فرزند تنها حدود ۲۸ درصد هزینههای حداقلی زندگی را پوشش میدهد.
در ماههای اخیر، ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی در منطقه، تشدید تحریمها، سقوط ارزش پول ملی و افزایش تورم، بحران اقتصادی ایران را عمیقتر و تامین کالاهای اساسی را برای بخش گستردهای از جامعه دشوارتر کرده است.
پایه مزد در یک دهه از ۲۳۲ دلار به حدود ۸۰ دلار رسید
بررسی ایلنا از روند دهساله دستمزدها نشان میدهد در سال ۱۳۹۵، پایه مزد کارگران ۸۱۲ هزار و ۱۶۴ تومان بود و با نرخ حدود سه هزار و ۵۰۰ تومانی دلار در آن زمان، معادل ۲۳۲ دلار ارزش داشت.
در شهریور ۱۴۰۰، پایه مزد به دو میلیون و ۶۵۵ هزار تومان رسیده بود و با نرخ ۲۶ هزار و ۸۰۰ تومانی دلار، ارزش آن حدود ۹۹ دلار بود.
ایلنا نوشت افزایش نرخ ارز، با توجه به وابستگی بسیاری از کالاهای مصرفی و مواد اولیه به واردات، قیمت کالاها و خدمات را افزایش داده و قدرت خرید کارگران را به یکی از پایینترین سطوح در دهههای اخیر رسانده است.
یدالله فرجی، فعال صنفی بازنشستگان و رییس پیشین شورای اسلامی کار شرکت جنرالاستیل، به ایلنا گفت کارگران، از جمله نیروهای متخصص، در یک دهه اخیر با افت شدید سطح زندگی روبهرو شدهاند و وضعیت اقتصادی بسیاری از خانوادههای کارگری از «تقریبا متوسط» به «فقیر» و سپس «فقیر مطلق» تنزل کرده است.
او با اشاره به تاثیر این وضعیت بر سفره خانوادههای کارگری گفت: «ما ۱۰ سال قبل، ماهی چند کیلو گوشت قرمز میخریدیم، حالا اما ماههاست که رنگ گوشت را در سفره ندیدهایم.»
تازهترین دادههای مرکز آمار نشان میدهد تورم نقطهبهنقطه خوراکیها و آشامیدنیها در تیر ۱۴۰۵ به ۱۲۸.۱ درصد رسیده است؛ در حالی که تورم عمومی در همین دوره ۸۷.۹ درصد بود.
روزنامه شرق نیز ۲۷ مرداد گزارش داد افزایش قیمتها خانوارها را به کاهش مصرف مواد غذایی اساسی واداشته است. مصرف انواع گوشت قرمز، گوشت سفید و تخممرغ ۲۵ تا ۵۰ درصد کاهش یافته و سرانه مصرف سالانه لبنیات نیز از حدود ۱۰۰ کیلوگرم در ابتدای دهه ۱۳۹۰ به حدود ۴۰ کیلوگرم رسیده است.
با تشدید مشکلات معیشتی، اعتراضات کارگران، بازنشستگان و دیگر اقشار جامعه در ایران طی سالهای گذشته گسترش یافته است. این اعتراضات با وجود تشدید برخوردهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی با کارگران و مزدبگیران همچنان ادامه دارد.
نمایی از ساختمان وزارت خارجه آمریکا در واشینگتن - ۲۰ تیر ۱۴۰۴
نیویورکتایمز گزارش داد وزارت خارجه آمریکا در حال آمادهسازی برای بازگرداندن دیپلماتهای این کشور به سفارتخانههای خاورمیانه است که پیش از جنگ با جمهوری اسلامی و در جریان آن تخلیه شدند. این وضعیت نشان میدهد واشینگتن در شرایط کنونی احتمالا قصدی برای ازسرگیری جنگ تمامعیار ندارد.
بر اساس یک سند داخلی وزارت خارجه آمریکا که نیویورکتایمز به آن دست یافته است، بازگشت کارکنان و کاهش تدابیر اضطراری در نمایندگیهای دیپلماتیک آمریکا ممکن است از همین هفته آغاز شود.
سه مقام آمریکایی که بهدلیل نداشتن مجوز برای گفتوگو با رسانهها خواستند نامشان فاش نشود نیز این تغییرات را تشریح کردند.
بازگشت کارکنان در حالی انجام میشود که مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی به نتیجه نرسیده و دولت دونالد ترامپ به اعمال تحریمهای اقتصادی تازه روی آورده است.
این تحولات در حالی است که پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، دوم شهریور گفت واشینگتن گزینه حملات نظامی علیه جمهوری اسلامی، از جمله در تنگه هرمز و دیگر نقاط ایران، را کنار نگذاشته است.
او هشدار داد اگر تهران دست به «اقدامی نسنجیده» بزند یا با ارتش آمریکا درگیر شود، واشینگتن «هر کاری لازم باشد» انجام خواهد داد.
بر اساس سند وزارت خارجه، سفارتخانههای آمریکا در اسرائیل، لبنان، عربستان سعودی، قطر، اردن، عمان، عراق و کویت از جمله نمایندگیهایی هستند که قرار است شمار کارکنانشان افزایش یابد.
وزارت خارجه آمریکا در بیانیهای اعلام کرد وضعیت امنیتی نمایندگیهای دیپلماتیک خود را در سراسر جهان بهطور مستمر بررسی میکند و بر اساس تازهترین ارزیابیها، شمار کارکنان برخی نمایندگیها در خاورمیانه را تغییر میدهد.
این وزارتخانه هدف از این اقدام را ادامه پیشبرد سیاست خارجی آمریکا در کنار تامین امنیت کارکنان خود اعلام کرد.
واشینگتن در روزهای اخیر در کنار حفظ گزینه نظامی، فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را نیز افزایش داده است.
وزارت خزانهداری آمریکا دوم شهریور کارزار «طرد اقتصادی» را آغاز کرد و ۲۴ فرد، ۴۸ شرکت و نهاد و شش کشتی مرتبط با حکومت ایران را تحریم کرد.
تخلیه سفارتخانهها در جریان جنگ
هشتم اسفند ۱۴۰۴، یک روز پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، به کارکنان غیرضروری سفارت آمریکا در اورشلیم و اعضای خانوادههای آنان اجازه داده شد با هزینه دولت، اسرائیل را ترک کنند.
در هفتههای بعد و همزمان با هدف قرار گرفتن مراکز دیپلماتیک آمریکا در عربستان سعودی، کویت، عراق و دیگر نقاط منطقه با پهپادها و راکتها از سوی جمهوری اسلامی و متحدان منطقهای آن، وزارت خارجه آمریکا دستور تخلیه نمایندگیهای خود را در سراسر خاورمیانه صادر کرد.
برخی دیپلماتهای مستقر در این کشورها نیز بهعنوان اقدام احتیاطی به جای حضور در سفارتخانهها از خانههای خود کار میکردند.
مقامهای کنونی و پیشین وزارت خارجه آمریکا بازگشت کارکنان را نشانه کاهش سطح تنشها دانستند؛ هرچند مذاکرات آمریکا و حکومت ایران بر سر تمدید آتشبس ۶۰ روزهای که هفته گذشته منقضی شد، به نتیجه نرسیده است.
دن شاپیرو، سفیر پیشین آمریکا در اسرائیل و از مقامهای پیشین وزارت دفاع این کشور در امور خاورمیانه، گفت: «بازگرداندن کارکنان به نمایندگیهایی که بخشی از آنها تخلیه شده بود، نشان میدهد دولت معتقد است جنگ رو به پایان است.»
با این حال، چین سوم شهریور هشدار داد تحریمهای تازه آمریکا علیه جمهوری اسلامی تنشها را تشدید میکند و خطر گسترش درگیریها را افزایش میدهد.
بازگشت کامل کارکنان به سه سفارتخانه
بر اساس سند وزارت خارجه، نخستین دیپلماتها به سفارت آمریکا در لبنان بازخواهند گشت، هرچند شمار کارکنان این سفارتخانه در این مرحله به سطح کامل پیش از جنگ نخواهد رسید.
در نهایت قرار است کارکنان سفارتخانههای آمریکا در اسرائیل، اردن و عمان بهطور کامل بازگردند.
سقف شمار کارکنان نمایندگیهای آمریکا در امارات متحده عربی، عربستان سعودی، قطر و لبنان در مرحله نخست ۸۵ درصد و در عراق، کویت و بحرین ۷۵ درصد خواهد بود.
وزارت خارجه همچنین در شش کشور حاشیه خلیج فارس و لبنان محدودیتهایی را برای همراهی اعضای خانواده کارکنان اعمال خواهد کرد.
جان آر. بس، معاون پیشین وزیر خارجه آمریکا در امور مدیریت، گفت محدودیت برای اعضای خانواده کارکنان در کشورهای خلیج فارس نشان میدهد واشینگتن همچنان سطح خطر در منطقه را بالا ارزیابی میکند.
او گفت سطح تهدید در مقایسه با ۳۰، ۶۰ یا ۹۰ روز پیش کاهش یافته، اما همچنان از پیش از آغاز جنگ بالاتر است.
دو مقام آمریکایی نیز به نیویورکتایمز گفتند برخی دیپلماتهایی که در جریان جنگ تخلیه شده بودند، خواستار روشن شدن محل ماموریت خود شدهاند؛ بهویژه کارکنانی که برای آغاز سال تحصیلی فرزندانشان باید درباره محل زندگی و تحصیل آنان تصمیم بگیرند.
مشخص نیست این موضوع در تصمیم وزارت خارجه نقشی داشته است یا نه و اگر داشته، تا چه اندازه موثر بوده است.
مقامهای پیشین وزارت خارجه تاکید کردند بازگرداندن دیپلماتها و برخی اعضای خانوادههای آنان میتواند نشانه تمایل دولت ترامپ به جلوگیری از ازسرگیری درگیریها باشد، اما تضمینی برای صلح پایدار نیست.
رابرت دانین، معاون پیشین دستیار وزیر خارجه آمریکا در امور خاور نزدیک، گفت بازگرداندن کارکنان سفارتخانهها مانعی برای اقدام احتمالی آمریکا علیه ایران در آینده ایجاد نمیکند.
او با اشاره به تخلیه نمایندگیهای دیپلماتیک آمریکا در جریان جنگ گفت: «آنها یک بار این کار را کردند. میتوانند دوباره انجامش دهند.»