چین؛ شریک راهبردی جمهوری اسلامی یا خریدار فرصت طلب نفت؟

رفتار چین در هفتههای اخیر یک واقعیت مهم را آشکار کرده است: پکن در بازار نفت نه بر پایه وفاداری سیاسی، بلکه بر اساس محاسبه سود، قیمت، امنیت عرضه و امکان تحویل تصمیم میگیرد.

رفتار چین در هفتههای اخیر یک واقعیت مهم را آشکار کرده است: پکن در بازار نفت نه بر پایه وفاداری سیاسی، بلکه بر اساس محاسبه سود، قیمت، امنیت عرضه و امکان تحویل تصمیم میگیرد.
چین نفت ایران را تا زمانی میخرد که ارزان، قابل تحویل و از نظر اقتصادی جذاب باشد. هرگاه یکی از این مزیتها از میان برود، پالایشگاههای چینی بدون تعهد سیاسی به فروشنده ایرانی، گزینههای دیگر را بررسی میکنند.
در سالهای گذشته، پالایشگاههای مستقل چین از انزوای نفتی جمهوری اسلامی بهره بردهاند.
ایران که بهدلیل تحریمها بخش عمده بازارهای رسمی خود را از دست داده بود، ناچار شد نفت را با تخفیف، از طریق واسطهها و شبکه نفتکشهای سایه و غالبا با دریافت یوان به چین بفروشد.
در چنین رابطهای، چین حق انتخاب داشت، اما گزینههای ایران بسیار محدود بود. بنابراین آنچه در تهران «همکاری راهبردی» معرفی میشد، در عمل رابطهای نامتوازن میان یک فروشنده تحت فشار و خریداری قدرتمند بود.
چین طی سالهای اخیر مقصد بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران بوده است. این رقم در ظاهر میتواند نشانه اهمیت ایران برای چین تلقی شود، اما در واقع بیش از آنکه وابستگی پکن به تهران را نشان دهد، وابستگی جمهوری اسلامی به تنها مشتری عمده باقیمانده خود را آشکار میکند.
چین میتواند نفت مورد نیازش را از کشورهای مختلف تامین کند، اما ایران برای فروش نفت تحریمشده خود بازار جایگزین گستردهای در اختیار ندارد.
شرکتهای بزرگ دولتی چین از سال ۲۰۱۹ عمدتا از خرید رسمی نفت ایران فاصله گرفتهاند، زیرا با نظام بانکی و بازارهای غربی ارتباط دارند و نمیخواهند با خطر تحریمهای ثانویه آمریکا روبهرو شوند.
بخش مهمی از نفت ایران را پالایشگاههای مستقل چین، موسوم به «تیپات»، خریداری میکنند.
این محمولهها معمولا از طریق شبکهای از واسطهها، انتقال کشتیبهکشتی و اعلام غیرشفاف منشا نفت وارد بازار چین میشوند و گاه در اسناد تجاری بهعنوان نفت مالزیایی یا اندونزیایی معرفی میشوند.
پکن در سطح سیاسی با تحریمهای یکجانبه آمریکا مخالفت میکند و بر حق خود برای تجارت تاکید دارد، اما مواضع دیپلماتیک چین را نباید با رفتار اقتصادی شرکتها و پالایشگاههای آن یکسان دانست.
شرکت چینی زمانی وارد معامله میشود که سود حاصل از تخفیف نفت ایران از هزینه و خطر تحریم، حملونقل و تامین مالی بیشتر باشد.
به بیان دیگر، مخالفت سیاسی چین با تحریمهای آمریکا به معنای تعهد آن کشور به خرید نفت ایران در هر شرایطی نیست.
محاصره دریایی اخیر این واقعیت را آشکارتر کرده است. بر اساس گزارشی که رویترز دهم شهریور منتشر کرد، همینطور بر اساس دادههای شرکتهای ورتکسا، کپلر و تانکرترکرز، از زمان برقراری مجدد محاصره دریایی در ۲۳ تیر، هیچ محموله تازه و قابلتوجه نفت خام ایران نتوانسته با عبور از تنگه هرمز خود را به چین برساند.
در نتیجه، خریدهای محدود چین اکنون باید از نفتی تامین شود که پیشتر از ایران خارج شده و در نفتکشها یا مخازن شناور اطراف مالزی و دیگر نقاط آسیایی قرار گرفته است.
این وضعیت به معنای توقف کامل تحویل نفت ایران به چین نیست. بخشی از ذخایر شناور قبلی همچنان از طریق انتقال کشتیبهکشتی به نفتکشهای واسطه منتقل و سپس راهی بنادر چین میشود.
اما این ذخایر قابل تجدید نیست، زیرا نفتکش تازهای از ایران به آنها نمیپیوندد. بنابراین چین میتواند از نفتی که از قبل در نزدیکی بازار آن قرار گرفته استفاده کند، اما برای آزاد کردن نفتکشهای گرفتار جمهوری اسلامی یا باز کردن مسیر صادرات ایران، هزینه و ریسک ویژهای نپذیرفته است.
بر اساس دادههای مقدماتی کپلر که رویترز ۳۰ مرداد منتشر کرد، دریافت نفت ایران در چین تا آن مقطع از ماه اوت به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز کاهش یافته بود؛ در حالی که متوسط خرید چین در سال گذشته حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز برآورد میشد.
این کاهش نشان میدهد بازار چین برای نفت ایران تضمینشده نیست و پالایشگاههای چینی در صورت اختلال در تحویل، منتظر جمهوری اسلامی نمیمانند.
گزارشها حاکی از آن است که یکی از پالایشگاههای مستقل چین نفت لاپای برزیل را خریداری کرده است و پالایشگاههای دیگری نیز نفت بصره عراق و گزینههای سایر تولیدکنندگان را بررسی کردهاند.
نفت روسیه نیز یکی از منابعی است که پالایشگاههای چینی میتوانند در سبد خرید خود جای دهند.
تصمیم این پالایشگاهها بیش از هر چیز به قیمت، کیفیت نفت، هزینه حملونقل، حاشیه سود پالایش و اطمینان از تحویل وابسته است.
چین به نفت ایران نیاز مطلق ندارد؛ این جمهوری اسلامی است که برای تامین درآمد ارزی خود به خریدار چینی وابسته شده است.
اگر نفت ایران بهموقع نرسد، پالایشگاه چینی میتواند نفت عراق، روسیه، برزیل یا دیگر تولیدکنندگان را خریداری کند.
اما اگر نفت ایران روی آب باقی بماند و حکومت برای دریافت ارز تحت فشار قرار گیرد، خریدار چینی میتواند تخفیف بیشتر، شرایط پرداخت طولانیتر و انتقال بخش بزرگتری از هزینه و ریسک معامله به فروشنده ایرانی را مطالبه کند.
در چنین شرایطی، نفت محبوس ایران از دو جهت ارزش اقتصادی خود را از دست میدهد: نخست بهدلیل هزینه نفتکش، بیمه، نگهداری، انتقال کشتیبهکشتی، واسطهگری و خوابیدن سرمایه، و دوم بهدلیل افزایش قدرت چانهزنی خریدار.
هرچه نفت ایران مدت بیشتری بدون مقصد قطعی روی آب باقی بماند، قدرت جمهوری اسلامی برای تعیین قیمت و شرایط پرداختْ کمتر میشود و از سوی دیگر توان خریدار چینی برای تحمیل شرایط افزایش مییابد.
روابط راهبردی واقعی معمولا در روزهای بحران آزموده میشوند. اگر چین خود را شریک راهبردی صنعت نفت ایران میدانست، انتظار میرفت برای حفظ جریان صادرات، تامین مالی یا کاهش فشار بر فروشنده ایرانی اقدامی فراتر از موضعگیری سیاسی انجام دهد.
اما تا این مرحله، شواهد موجود نشان نمیدهد که پکن حاضر شده باشد برای نجات صادرات نفت جمهوری اسلامی، هزینه اقتصادی یا خطر مستقیم قابل توجهی بپذیرد.
بهتر است رابطه نفتی جمهوری اسلامی و چین را نه یک «اتحاد شرقی»، بلکه معاملهای مبتنی بر فرصت و عدم توازن توصیف کنیم.
ایران نفت ارزان و پرریسک عرضه میکند و چین تا زمانی آن را میخرد که تخفیف دریافتی از هزینه و خطر معامله بیشتر باشد.
به محض آنکه تحویل نفت نامطمئن شود یا فروشنده دیگری پیدا شود که شرایط مناسبتری ارائه میکند، شعارهای سیاسی جای خود را به محاسبه سرد اقتصادی میدهند.
واقعیت بازار نفت ساده است: چین دوست دائمی هیچ فروشندهای نیست؛ مشتری نفت ارزان، مطمئن و قابل تحویل است.
تهران این رابطه تجاری نامتوازن را «شراکت راهبردی» نامیده، اما رفتار پکن نشان میدهد چین نه ناجی صنعت نفت ایران، بلکه یکی از اصلیترین بهرهبرداران از انزوای نفتی جمهوری اسلامی بوده است.
همزمان با تشدید تنشها در منطقه، ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) از آغاز حملات نیروهای این کشور به مواضع سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خبر داد. رییسجمهوری آمریکا نیز گفت اگر جمهوری اسلامی به دنبال تلافیجویی باشد، بار دیگر و اینبار در سطحی بسیار شدیدتر هدف قرار خواهد گرفت.
سنتکام حوالی هشت شب سهشنبه ۱۰ شهریور به وقت ایران در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد این عملیات در واکنش به تلاشهای اخیر سپاه برای حمله به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز و نظامیان آمریکایی مستقر در منطقه انجام میگیرد.
در سوی دیگر، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گزارش داد صدای انفجار در بندرعباس، قشم، چابهار، سیریک و کنارک شنیده شده است.
علی خلیلآبادی، معاون امنیتی و انتظامی استاندار سیستان و بلوچستان، از اصابت «چهار پرتابه» به شهرستانهای چابهار و کنارک خبر داد.
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامی نوشت: «بندرعباس را سنگین زدند؛ ناحیه هوایی، نبوت، شقو، الهیه، طلاییه و پردیس.»
شهروندی دیگر گفت ساعت ۱۹:۵۰ به وقت محلی، صدای چندین انفجار در بخش بمانی شهرستان سیریک شنیده شد.
هشدار ترامپ به تهران درباره حمله تلافیجویانه
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پس از آغاز حملات با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروثسوشال اعلام کرد عملیات اخیر ارتش ایالات متحده در واکنش به «تلاش ناکام» جمهوری اسلامی برای مینگذاری در تنگه هرمز انجام میشود.
به گفته او، این حملات همچنین پاسخی به اقدام پیشین حکومت ایران در شلیک هشت موشک به پایگاه نظامی آمریکا در اردن است که همگی با موفقیت رهگیری شدند.
ترامپ افزود: «اگر کشور شکستخورده ایران در واکنش به این حمله کاملا موجه، اقدامی انجام دهد، بار دیگر و این بار در سطحی بسیار شدیدتر و بالاتر هدف قرار خواهد گرفت. اما آن نیز بزرگترین حمله نخواهد بود.»
رییسجمهوری آمریکا ادامه داد: «بزرگترین حمله در راه است و پس از پایان آن، چیز چندانی از جمهوری اسلامی ایران باقی نخواهد ماند.»
در سوی دیگر، سپاه پاسداران، ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا تهدید کردند حکومت ایران به حملات تازه آمریکا پاسخ خواهد داد.
سخنگوی سپاه در همین رابطه گفت آمریکا از حملات جدید خود «پشیمان خواهد شد» و «تنبیه سختی» در انتظار آن خواهد بود.
چرخه حمله و پاسخ میان تهران و واشینگتن
حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز طی روزهای اخیر به تنشهای منطقهای دامن زده است.
شامگاه هشتم شهریور، ارتش ایالات متحده دو سکوی پرتاب موشک سپاه پاسداران را در جزیره لارک هدف قرار داد.
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی نیز در پاسخ، به پایگاههای نظامی در اردن و امارات متحده عربی حمله کردند.
رییسجمهوری آمریکا ۹ شهریور هشدار داده بود واشینگتن حمله سپاه به نیروهای آمریکایی در اردن را بیپاسخ نخواهد گذاشت و «ضربه سختی» به جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد.
افزایش فشار بر منابع مالی سپاه پاسداران
همزمان با درگیریهای نظامی، کارزار فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی نیز ادامه دارد و آمریکا میکوشد شریانهای مالی حکومت ایران را بیش از پیش محدود کند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، ۱۰ شهریور بر ادامه فشارها بر تهران تاکید کرد و گفت: «ما در حال دفن کردن سر مار سمی ایران هستیم. مار هنوز نمیداند که مرده است، اما وقتی خورشید غروب کند، دیگر تکان نخواهد خورد.»
او خطاب به مقامهای جمهوری اسلامی افزود: «ما در حال ردیابی داراییهای سپاه پاسداران هستیم. میدانیم حسابهایتان در شرکتهای تراستی در جزایر ویرجین بریتانیا کجاست و خانههای صد میلیون دلاری شما در سراسر جهان را هم میشناسیم.»
حمله به نفتکشها و افت شدید تردد در تنگه هرمز
خبرگزاری رویترز در گزارشی حمله به دو نفتکش حامل نفت عربستان سعودی و کاهش ۵۰ درصدی تردد کشتیها از تنگه هرمز را نشانههای تازه از گسترش ناامنی دریایی در منطقه ارزیابی کرد.
شرکتهای اطلاعات و ردیابی کشتیرانی مریسکس و کپلر سهشنبه ۱۰ شهریور اعلام کردند دو ابرنفتکش حامل نفت عربستان سعودی شامگاه ۹ شهریور هنگام خروج از تنگه هرمز و با فاصله چند دقیقه از یکدیگر، هدف پرتابههای ناشناس قرار گرفتند.
هر یک از این دو کشتی هفته گذشته دو میلیون بشکه نفت خام عربستان سعودی را در پایانه جعیمه بارگیری کرده بودند.
شرکت آرامکوی عربستان سعودی در هفتههای گذشته بارگیری و فروش نفت از داخل تنگه هرمز را از سر گرفته بود.
نفتکش «سدر» با پرچم عربستان سعودی در شمالشرق خصب عمان هدف قرار گرفت. دقایقی بعد، سه پرتابه به نفتکش «سنگال پراسپریتی» اصابت کرد؛ شناوری با پرچم لیبریا که تحت بهرهبرداری یک شرکت کره جنوبی قرار دارد.
تنگه هرمز پیش از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد.
دادههای کشتیرانی از کاهش چشمگیر رفتوآمد در این آبراه حکایت دارند. ۹ شهریور، تنها پنج مورد تردد به ثبت رسید؛ چهار کشتی وارد خلیج فارس شدند و تنها یک کشتی از آن خارج شد. هشتم شهریور، شمار عبور شناورها از این گذرگاه ۱۰ مورد بود.
تلاش میانجیها برای مهار بحران
تلاشهای دیپلماتیک هنوز به توافقی برای بازگشایی کامل تنگه هرمز منجر نشده است. ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر، ۱۰ شهریور اعلام کرد دوحه تماسهای خود را برای بازگرداندن تهران و واشینگتن به میز مذاکره شدت بخشیده است.
او هشدار داد ادامه بحران در تنگه هرمز به تمامی طرفها آسیب خواهد زد.
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، نیز گفت تلاشهای دیپلماتیک تاکنون بینتیجه ماندهاند و تاکید کرد آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز باید رعایت شود.
توقف تقریبا کامل صادرات نفت ایران، کاهش چشمگیر تردد کشتیها و حملات متوالی به نفتکشها نشان میدهد مناقشه بر سر تنگه هرمز دیگر تنها یک رویارویی نظامی نیست و این آبراه به یکی از مهمترین اهرمهای فشار اقتصادی دو طرف تبدیل شده است.
به گزارش رویترز صادرات نفت خام ایران در پی محاصره دریایی آمریکا در عمل متوقف شده و طی حدود هفت هفته محموله قابلتوجهی از تنگه هرمز خارج نشده است. همزمان حمله به دو نفتکش در شامگاه ۹ شهریور و تهدیدهای متقابل تهران و واشینگتن به ازسرگیری حملات تنش در این آبراه را تشدید کرده است.
خبرگزاری رویترز سهشنبه ۱۰ شهریور، با استناد به دادههای شرکتهای ردیابی دریایی، گزارش داد جمهوری اسلامی برای نخستین بار در آمار ثبتشده، حدود هفت هفته است صادرات قابلتوجه نفت خام از تنگه هرمز نداشته است.
رویترز بر اساس دادههای مورد بررسی نتیجه گرفته است که این وضعیت نشاندهنده موفقیت طرح محاصره دریایی آمریکا است و این کشور برخلاف سالها تحریم، توانسته انتقال محمولههای تازه نفت ایران به چین، تنها مشتری عمده باقیمانده نفت این کشور، را متوقف کند.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس و مذاکرهکننده ارشد جمهوری اسلامی، سهشنبه در واکنش به ادامه محاصره هشدار داد تشدید محاصره با پاسخ نظامی روبهرو خواهد شد. او گفت: «اگر محاصره را تشدید کنند، حتما پاسخ نظامی میدهیم و همه ضرر خواهند کرد.»
او همچنین تهدید کرد اگر آمریکا بخواهد مانع صادرات نفت ایران از خلیج فارس شود، «هیچکس نخواهد توانست نفت صادر کند».
قالیباف در عین تهدید به استفاده از نیروی نظامی، پای تفاهمنامه اسلامآباد و مسیر مذاکره با آمریکا را نیز به میان کشید و گفت تا زمانی که واشینگتن به تعهدهای مورد نظر جمهوری اسلامی در این تفاهمنامه عمل نکند، تنگه هرمز باز نخواهد شد.
او افزود تهران در دوره اجرای آن بیش از ۸۰ میلیون بشکه نفت صادر کرده بود. قالیباف همزمان مدعی شد کنترل کامل تنگه هرمز در اختیار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است و گفت اگر آمریکا به تعهدهایش عمل نکند، تهران «با زبان قدرت» آن را وادار به اجرای آنها خواهد کرد.
محاصرهای که جریان تازه نفت ایران را قطع کرد
ادههای شرکتهای ردیابی دریایی نشان میدهد کاهش صادرات ایران پس از آغاز محاصره بسیار شدید بوده است. برآوردهای ورتکسا و کپلر حاکی است جمهوری اسلامی در ماه اوت، از ۱۰ مرداد تا ۹ شهریور، روزانه تنها حدود ۲۲۰ هزار تا ۲۵۵ هزار بشکه نفت خام و میعانات گازی بارگیری کرده است. این رقم در ژوئیه، از ۱۰ تیر تا ۹ مرداد، حدود ۷۴۰ هزار بشکه در روز بود. در ماه مارس، از ۱۰ اسفند تا ۱۱ فروردین و همزمان با آغاز جنگ ۴۰روزه، میزان بارگیری روزانه حدود دو میلیون بشکه بود.
همایون فلکشاهی، تحلیلگر کپلر، به رویترز گفت افت صادرات میتواند تهران را برای تامین هزینههای خود به چاپ پول بیشتر سوق دهد و در نتیجه فشار تورمی افزایش یابد. صندوق بینالمللی پول نرخ تورم ایران در سال جاری را نزدیک به ۷۰ درصد برآورد کرده است.
محاصره دریایی آمریکا همه سواحل ایران را در بر نمیگیرد. خط اصلی آن در جنوب تنگه هرمز و میان دریای عمان و دریای عرب قرار دارد؛ جایی که شناورهای نیروی دریایی آمریکا کشتیهایی را که به سوی بنادر ایران میروند یا از آنها خارج میشوند، بررسی میکنند.
این وضعیت باعث شده بخشی از نفت ایران که پیش از محاصره از خلیج فارس خارج شده بود همچنان در بازار موجود باشد، اما امکان جایگزینکردن آن با محمولههای تازه بهشدت محدود شود.
رویترز به نقل از معاملهگران نوشت نفت خام ایران هنوز برای تحویل در سپتامبر و اکتبر به خریداران چینی پیشنهاد میشود، اما حجم آن کاهش یافته است. دلیل اصلی این کاهش، پایینآمدن ذخایر شناور نفت ایران در بیرون از خلیج فارس است. چین در هفتههای گذشته برای تامین بخشی از نفت مورد نیاز خود به این ذخایر متکی بوده است.
دادههای ورتکسا نشان میدهد مجموع نفت خام ایران موجود روی آب از ۱۳۵ میلیون بشکه در هفته اول مرداد، به ۱۰۷ میلیون بشکه در هفته اول شهریور کاهش یافته است. در مقابل، نفت گرفتار در محدوده داخل خط محاصره که امکان انتقال آزادانه آن به بازارهای آسیایی وجود ندارد، افزایش یافته و به بیش از ۴۱ میلیون بشکه رسیده است.
ناوگان سایه گرفتار شده است
سمیر مدنی، از بنیانگذاران تانکرترکرز، به رویترز گفت ۲۹ نفتکش حامل بیش از ۳۶ میلیون بشکه نفت خام در داخل محدوده تنگه هرمز قرار دارند. در بیرون از این محدوده نیز دهها نفتکش «ناوگان سایه» مرتبط با ایران همچنان فعالاند، اما این ناوگان با مشکل تازهای روبهرو شده است: کشتیهایی که محمولههای پیشین خود را در آسیا تحویل میدهند، بهدلیل محاصره امکان بازگشت به بنادر ایران و بارگیری دوباره ندارند.
بر اساس دادههای ورتکسا، دستکم ۲۷ نفتکش تحریمشده مرتبط با تجارت نفت ایران اکنون بدون محموله در آبهای نزدیک سریلانکا متوقف ماندهاند و نمیتوانند به ایران بازگردند. به این ترتیب، حتی اگر چین در کوتاهمدت بتواند نفت ذخیرهشده روی آب را خریداری کند، ادامه صادرات در سطح گذشته به ورود دوباره نفتکشهای خالی به خلیج فارس وابسته است؛ مسیری که محاصره آمریکا آن را مسدود کرده است.
واشینگتن همزمان در حال افزودن فشار مالی به محدودیت دریایی است. دولت آمریکا هفته گذشته کشورهایی را که به تجارت با جمهوری اسلامی ادامه دهند به تحریمهای ثانویه تهدید کرد، هرچند هنوز مجازات فوری علیه خریداران بزرگ اعمال نکرده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، سهشنبه گفت واشینگتن احتمالا همین هفته یک بانک دیگر را در چارچوب کارزار اقتصادی علیه جمهوری اسلامی تحریم خواهد کرد و هفته آینده نیز اقدام مشابهی انجام میدهد. او همچنین گفت آمریکا و چین درباره جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای و ضرورت آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز اشتراک نظر دارند.
بسنت در عین حال گفت کشورهای منطقه در حال توسعه مسیرهای زمینی انتقال نفتاند و پیشبینی کرد وابستگی به تنگه هرمز طی دو سال آینده بهشدت کاهش یابد.
شماری از شهروندان با انتشار ویدیوهایی طعنهآمیز در فضای مجازی، به افزایش افسارگسیخته قیمتها و همچنین تهدیدهای مقامهای جمهوری اسلامی علیه مردم معترض واکنش نشان دادهاند.
آنها در این ویدیوها میرقصند و بهکنایه میگویند از گرانیها خوشحالاند، زیرا نمیخواهند به اتهامهایی همچون «سیاهنمایی» و «وطنفروشی» بازداشت یا اعدام شوند.
در هفتههای اخیر، ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی در منطقه به تشدید تحریمها، سقوط ارزش پول ملی و افزایش بهای کالاهای اساسی انجامیده و قدرت خرید مردم را بیش از پیش کاهش داده است.
با این حال، مقامهای حکومت بهجای پاسخگویی درباره فساد ساختاری، سوءمدیریت و ناکارآمدیهایی که در شکلگیری بحران کنونی نقش داشتهاند، بار دیگر زبان به تهدید مردم گشودهاند.
همزمان با افزایش نارضایتیها در ایران و نگرانی مقامهای حکومت از احتمال آغاز مجدد اعتراضات مردمی، غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، ۹ شهریور معترضان را «مزدور» خواند و آنان را به «برخوردی قاطعانهتر» تهدید کرد.
در واکنش به این فضای سرکوب، گروهی از کاربران شبکههای اجتماعی به شیوهای خلاقانه، طنز و رقص را به ابزاری برای اعتراض تبدیل کردهاند.
آنها با کنایه به اتهام «سیاهنمایی» که مقامهای جمهوری اسلامی برای انکار مشکلات و واقعیتهای جامعه به کار میبرند، وانمود میکنند از افزایش قیمتها و دشوارتر شدن زندگی خود رضایت دارند.
این شهروندان در ویدیوهایشان میگویند نمیخواهند اعدام شوند و به همین دلیل، چارهای جز رقصیدن و ابراز خوشحالی از گرانی ندارند.
آنها همچنین با تکرار ادبیات مقامهای حکومتی علیه معترضان، بهطعنه تاکید میکنند «وطنفروش» نیستند و گرانیها خاطرشان را آزرده نکرده است.
با وخامت بحران اقتصادی در ایران، نرخ ارزهای خارجی در بازار آزاد سهشنبه ۱۰ شهریور به روند صعودی خود ادامه داد و دلار با ثبت رکوردی تازه از ۲۱۴ هزار تومان فراتر رفت. این رقم در مقایسه با روز گذشته از رشد ۱.۸ درصدی حکایت دارد.
قیمت یورو از ۲۴۸ هزار تومان و بهای پوند بریتانیا نیز از ۲۹۰ هزار تومان فراتر رفتند.
طنز و رقص، ابزار مقاومت در برابر سرکوب
رقص کاربران فضای مجازی را میتوان شکلی از «مقاومت روزمره» دانست؛ کنشی که در فضای سرکوب، نارضایتی را آشکار میکند.
شهروندان با تظاهر به شادی از گرانیها، فرمان حکومت برای سکوت را وارونه میکنند و اطاعت ظاهری را به اعتراض بدل میسازند.
طنز در این ویدیوها سپری روانی در برابر ترس میسازد، احساس تنهایی را کاهش میدهد و میان شهروندان ناراضی همبستگی پدید میآورد.
همزمان، شادی اغراقآمیز قادر است زبان تهدیدآمیز حکومت را به سخره بگیرد و هیبت پوشالی آن را فرسودهتر از قبل کند.
تکرار یک الگوی ساده شامل رقص، شادی و جملهای کنایهآمیز، مشارکت اعتراضی را تسهیل میکند. در این الگو، هر فرد روایت شخصی خود را به قالبی مشترک میافزاید.
بدین ترتیب، بدون سازماندهی متمرکز، تجربههای شهروندان از گرانی و سرکوب به اعتراضی شبکهای تبدیل میشوند.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت مسعود پزشکیان، اعلام کرد سهمیه بنزین هزار و ۵۰۰ و نیز سه هزار تومانی خودروهای قدیمی، در صورت اقدام نکردن مالکان آنها برای اسقاط کردنشان، متوقف میشود. این خودروها پس از آن باید سوخت را با نرخ سوم، که اکنون پنج هزار تومان است، خریداری کنند.
مهاجرانی سهشنبه ۱۰ شهریور در نشست خبری خود گفت این تصمیم شامل خودروهای سواری ۲۰ ساله، وانتهای ۱۵ ساله و کامیونهای ۵۰ ساله میشود.
او افزود مالکان این وسایل نقلیه باید برای طی کردن فرایند اسقاط به سامانه مربوط مراجعه کنند و در صورت اقدام نکردن، امکان دریافت بنزین با دو نرخ یارانهای از کارت سوخت آنها حذف خواهد شد.
سخنگوی دولت زمان آغاز اجرای این تصمیم، مهلت ثبتنام، نشانی سامانه و شرایط مستثنا شدن خودروهایی را که امکان جایگزینی فوری ندارند، اعلام نکرد.
او هفته گذشته گفته بود سهمیه ۶۰ لیتری بنزین هزار و ۵۰۰ تومانی و سهمیه ۵۰ لیتری بنزین سه هزار تومانی دستکم تا پایان شهریور تغییر نمیکند.
روشن نیست حذف سهمیه خودروهای قدیمی نیز پس از پایان ماه اجرا خواهد شد یا این گروه زودتر مشمول محدودیت میشوند.
فشار بیشتر بر مالکان خودروهای قدیمی
تصمیم دولت در مورد حذف سهمیه بنزین یارانهای خودروهای قدیمی میتواند فشار بیشتری بر خانوارهای کمدرآمد و رانندگانی وارد کند که بهدلیل ناتوانی در خرید خودروی جدید، همچنان از خودروهای قدیمی برای رفتوآمد یا تامین معاش استفاده میکنند.
دولت میگوید حذف خودروهای فرسوده با هدف کاهش مصرف سوخت، آلودگی هوا و خطرات جادهای انجام میشود، اما مهاجرانی درباره تسهیلات جایگزینی، قیمت خودروهای جدید و توان مالی مالکان توضیحی نداد.
او گفت حدود سه میلیارد دلار در زیرساخت گاز طبیعی فشرده سرمایهگذاری شده و تبدیل خودروها به دوگانهسوز بهصورت رایگان انجام میشود.
از سوی دیگر نرخ پنج هزار تومانی مورد اشاره مهاجرانی، نرخ سوم فعلی بنزین است.
پزشکیان ششم شهریور پیشنهاد کرد این نرخ به ۱۰ هزار تومان افزایش یابد. دولت هنوز نگفته است اگر این پیشنهاد تصویب شود، مالکان خودروهای قدیمی نیز ناچار خواهند شد همه سوخت خود را با نرخ جدید تهیه کنند یا نه.
حذف سهمیه در میانه بحران تامین بنزین
تصمیم تازه در شرایطی اعلام میشود که ایران با کسری روزانه حدود ۱۵ میلیون لیتر بنزین روبهرو است. منابع ایراناینترنشنال پیشتر گفتند برداشت از ذخایر راهبردی به مرحله هشدار رسیده و ادامه روند کنونی میتواند این ذخایر را ظرف چند هفته به پایان برساند.
همزمان، پیامها و ویدیوهای شهروندان از کمبود سوخت، صفهای طولانی و تعطیلی جایگاهها حکایت دارد.
یک شهروند هشتم شهریور به ایراناینترنشنال گفت برای خرید بنزین به سه جایگاه مراجعه کرده و هر سه تعطیل بودهاند.
شهروندان درباره پیشنهاد افزایش نرخ سوم بنزین نیز هشدار دادند که گرانی سوخت به قیمت کالاها، کرایهها و دیگر هزینههای زندگی سرایت خواهد کرد.
شماری از آنان در واکنش به این طرح پرسیدند چرا تصمیمهای بنزینی با درآمد و توان اقتصادی مردم هماهنگ نمیشود.
حذف سهمیه خودروهای قدیمی نشان میدهد دولت پیش از تعیین تکلیف افزایش عمومی قیمت، محدود کردن دسترسی گروههای مشخص به بنزین یارانهای را آغاز کرده است.
عبدالناصر همتی، رییسکل بانک مرکزی، افزایش نرخ ارز را عمدتا ناشی از «فضای روانی» دانست و وعده عرضه تا دو میلیارد دلار داد. این موضع در حالی مطرح شد که آمارها از تورم ۶۶ درصدی، افت تجارت خارجی و چاپ پول برای جبران کسری بودجه حکایت دارند.
در حالی که بهای دلار در ایران از ۲۱۰ هزار تومان گذشته است، همتی سهشنبه ۱۰ شهریور در همایش «بانکداری اسلامی» گفت: «خطاب به رییسجمهوری آمریکا میگویم ایران ارز دارد و به قدر کافی هم دارد.»
او وعده داد «گرد و خاک» بازار ارز بهزودی فروکش کند و گفت شرایط اقتصادی و اداره معیشت مردم دشوار شده، اما ادعای فروپاشی اقتصاد ایران «جنگ روانی» است.
همتی با اذعان به رنج مردم از تورم، تاکید کرد اقتصاد وارد ابرتورم نشده و احتمال وقوع آن نیز ضعیف است.
وعده تزریق تا سقف دو میلیارد دلار
رییسکل بانک مرکزی اعلام کرد این نهاد هفته گذشته ۵۰۰ میلیون دلار به بازار اختصاص داده و آماده است برای مهار نوسانها تا سقف دو میلیارد دلار عرضه کند.
او گفت از ابتدای سال بیش از ۱۸ میلیارد دلار برای واردات کالاهای اساسی، دارو و مواد اولیه تولید، تامین شده است.
همتی همچنین از ذخایر داخلی و «منابعی دیگر» خبر داد، اما گفت امکان اعلام جزییات آنها وجود ندارد.
بانک مرکزی آماری درباره حجم ذخایر قابل دسترس، زمان عرضه دو میلیارد دلار یا شیوه رسیدن این ارز به بازار آزاد منتشر نکرده است.
دلار ۲۱۰ هزار تومانی
اظهارات همتی یک روز پس از آن مطرح شد که قیمت دلار در بازار آزاد از ۲۱۰ هزار تومان عبور کرد. یورو نیز به بیش از ۲۴۳ هزار تومان و سکه امامی به بالای ۲۲۳ میلیون تومان رسید.
دلار دوم دیماه، اندکی پیش از بازگشت همتی به بانک مرکزی، از ۱۳۵ هزار تومان گذشته بود.
افزایش بهای دلار تا ۲۱۰ هزار تومان به معنای رشد بیش از ۵۵ درصدی بهای دلار در حدود هشت ماه است.
همتی پس از انتصاب خود در ۱۰ دی وعده داده بود مردم بهزودی نشانههای بازگشت ثبات را خواهند دید و اعلام کرده بود نظام چندنرخی ارز را برمیچیند.
ادامه رکوردشکنی دلار نشان میدهد این وعدهها راه به جایی نبردهاند.
با نرخ ۲۱۰ هزار تومانی، متوسط حقوق ۲۵ میلیون تومانی در ایران معادل حدود ۱۱۹ دلار در ماه است. پایه مزد ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومانی کارگران نیز ارزشی نزدیک به ۷۹ دلار دارد؛ ارقامی که ابعاد سقوط قدرت خرید را نشان میدهند.
عوامل واقعی سقوط ریال
تقلیل جهش ارز به «فضای روانی» با دادهها و اظهارات دیگر مقامهای جمهوری اسلامی همخوان نیست.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، گفته است صادرات و واردات ایران در پی تحریمها و محاصره آمریکا، حدود ۳۵ درصد کاهش یافته است.
از سوی دیگر تورم سالانه در تیرماه به ۶۶ درصد رسید و تورم نقطهبهنقطه مواد غذایی از ۱۲۸ درصد فراتر رفت.
محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی پزشکیان، نهم شهریور اذعان کرد دولت برای جبران کسری بودجه ناچار به چاپ پول است؛ اقدامی که به افزایش نقدینگی و تورم دامن میزند.
در تعریف رایج، ابرتورم به افزایش بیش از ۵۰ درصدی قیمتها در یک ماه گفته میشود. بنابراین رخ ندادن ابرتورم به معنای مهار تورم نیست؛ بهویژه زمانی که قیمت مواد غذایی طی یک سال بیش از دو برابر شده است.
تحریمها، محاصره دریایی و محدود شدن درآمدهای ارزی، فشار خارجی جدی بر حکومت ایران ایجاد کردهاند. با این حال، کسری بودجه، چاپ پول، ناترازی بانکها، فساد ساختاری و سیاست خارجی تنشزای حکومت نیز از عوامل سقوط ارزش ریالاند.