جان بولتون: محاصره نفتی ایران یک پیروزی بزرگ برای ایالات متحده است


جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا در دوره نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ، به شبکه «نیوز نیشن» گفت: «محاصره نفتی ایران یک پیروزی بزرگ برای ایالات متحده است.»
او تاکید کرد: «این موضوع تاثیر زیادی بر اقتصاد ایران خواهد داشت و ما باید آن را حفظ کنیم.»
بولتون در مورد چین گفت که این کشور «نهتنها خریدار نفت ایران است، بلکه در پولشویی داراییهای مالی ایران از طریق نظام مالی غیرشفاف پکن نیز با ایران همکاری دارد.»
او به سفر شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، به واشینگتن که چند هفته دیگر انجام میشود، اشاره کرد و گفت: «بعید میدانم ترامپ پیش از این سفر فشارها بر چین را افزایش دهد.»






شش ماه پس از آغاز حملههای آمریکا و اسرائیل به ایران، هنوز سایه جنگ بر فراز کشور گسترده است. مقامات ایران پس از اعلام آتشبس، کشورهای منطقه و پایگاههای آمریکا را به جنگی دیگر تهدید میکنند و از بازگرداندن نبرد به سطح منطقهای و حتی زمینی کردن آن سخن میگویند.
تهران معتقد است راهبرد جنگ با کشورهای خلیج فارس در جنگ ۳۹ روزه موفق بوده و دلیلی برای کنار گذاشتن آن نیست.
از نظر تهران، جنگ منطقهای بخش بزرگی از هزینه نبرد را از دوش ایران برمیدارد و آن را میان کشورهای خلیج فارس و اقتصاد جهانی سرشکن میکند.
حکومت با سیاست «اگر نفت ایران صادر نشود، نفت هیچکس از منطقه صادر نخواهد شد» هم بهدنبال ایجاد بازدارندگی در مقابل حملات به ویژه به زیرساختها است و هم بهدنبال امتیازگیری از آمریکا.
اما بار تهدید در این رویکرد جدید حکومت، محوریتر شده است، چرا که فرماندهان سپاه میگویند رویکرد جمهوری اسلامی دیگر دفاعی نیست و تهاجمی شده است. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، گفته است: «در صورت ادامه وضعیت محاصره، نخواهیم گذاشت که یک قطره نفت خلیج فارس از هیچ راهی خارج شود؛ همچنین ما تاکنون به منافع اقتصادی آمریکا حمله نکردهایم و در صورت ادامه شرارتها، این اقدام نیز در دسترس ماست.»
واکنش نسبتا تند جمهوری اسلامی به حمله آمریکا به لارک در شامگاه یکشنبه ۸ شهریور را نیز در همین زمینه میتوان فهمید.
تغییر ماهیت نبرد؛ از موازنه قدرت به موازنه تحمل
منطق حاکم بر تصمیمگیری در تهران، منطق موازنه قدرت به معنای کلاسیک آن نیست. جمهوری اسلامی در توازن سختافزاری جنگ شانس بالایی ندارد و محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، دستکم در دو نوبت به این موضوع اشاره کرده است.
از سوی دیگر ارزیابیهای نظامی از تخریب حدود ۹۰ درصد سامانههای پدافند هوایی ایران خبر میداد. بر این اساس تهران میخواهد جنگ احتمالی را از حوزه هوایی صرف خارج کرده و به حوزهای که در آن دستکم برابر است منتقل کند، یعنی جنگ زمینی که در آن امکان تحمل درد و ضربهزنی بیشتری وجود دارد.
در ذهنیت مسئولان، پیروزی یعنی بقای نظام، و این بقا از راه توسعه افقی جنگ و اتکا به عامل زمان و فرسایش اراده طرف مقابل دنبال میشود.
مقامات جمهوری اسلامی فکر میکنند آنچه در آن امکان پایداری بیشتر دارند زمان است. محمدرضا نقدی، مشاور فرمانده کل سپاه، گفته است: «حتی اگر جنگ چند سال طول بکشد، موشکهای بالستیک ما همچنان بر سر دشمنان فرود خواهد آمد.» حکومت معتقد است در این نبرد، برنده کسی است که دیرتر خسته شود و کشورهای منطقه و همچنین آمریکا امکان پایداری درازمدت در این جنگ را ندارند.
آنچه جمهوری اسلامی بر روی آن حساب باز کرده این است که کشورهای منطقه از آنجایی که به پایگاههای آمریکایی در کشورهای خود اجازه موجودیت دادهاند، پس میتوانند به آمریکا فشار بیاورند تا جنگ را به پایان برسانند. بخشی از گفتههای مقامات مختص به از بین بردن این پایگاهها است. منوچهر متکی نماینده مجلس و وزیر امور خارجه سابق میگوید: «جنگ زمینی یعنی اینکه ما یکی از پایگاههای آمریکا در عراق، کویت یا بحرین را بگیریم.»
محمدباقر قالیباف در عین آنکه میگوید جمهوری اسلامی هنوز کارتهایی دارد که بازی نکرده است، اقدامات مختلف آمریکا علیه کشور را «جنگی چندوجهی» میداند که این روزها بیشتر در حوزه اقتصادی در جریان است؛ پس اگر آمریکا اقدامی علیه ایران مانند محاصره انجام دهد، میتوانند بهواسطه محاصره این کشورها پاسخ دهند و به همین خاطر است که نماینده مجلسی مانند حمید رضا حاجیبابایی میگوید: «نباید اجازه دهیم خطوط لوله جدید نفت ایجاد و از مسیرهایی صادر شود که تنگه هرمز را تضعیف کند.»
برای شکستن این فشار است که جمهوری اسلامی به محور مقاومت و بهویژه حوثیها نقش کلیدی داده است. در واقع این نیروها میتوانند ریسک را توزیع کنند، در عین حال که میتوانند به واسطه تهدید شریانهای تجاری، قیمت نفت را بالا نگه دارند. یکی از دلایل اصلی اینکه جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بسته نگه داشته این است که قیمت نفت بالا برود و این افزایش را بخشی از پیروزی خود در نبرد میداند و به همین سبب است که میخواهد به هر شیوه که میتواند حاکمیت خود بر این آبراه را تثبیت کند.
تهران اعلام کرده است که تنگه هرمز تا زمانی که آمریکا به جنگ و محاصره پایان ندهد و داراییهای بلوکهشده ایران را آزاد نکند، بازگشایی نخواهد شد. حکومت بستن تنگه را نه صرفا اقدامی تلافیجویانه، بلکه ضمانت اجرای خواستههایش معرفی میکند و خود را مطالبهگر اجرای توافق جا میزند، در حالی که برخی در ایران و همچنین دونالد ترامپ از پایان یافتن این تفاهمنامه میگویند.
وسوسه زمین و جایی که محاسبه میلنگد
جمهوری اسلامی پس از پایان جنگ ۳۹ روزه اعلام کرد که در صورت وقوع جنگی دیگر، آن نبرد فرامنطقهای خواهد بود. با این حال، در درگیریهای پس از آتشبس که به «جنگ سوم» معروف شد، تهران همچنان راهبرد جنگ منطقهای را پیش گرفت؛ با این تفاوت که در این دوره بیشترین حملات خود را متوجه بحرین و کویت کرد، در حالی که در طول جنگ «رمضان»، امارات هدف اصلی حملات جمهوری اسلامی بود.
نکته قابلتوجه پس از حمله مشترک آمریکا و اسرائيل در ۹ اسفند، شکلگیری نوعی نارضایتی در تهران از میزان ضرباتی بود که به کشورهای عرب خلیج فارس، بهویژه امارات، کویت و بحرین، وارد کرده بود.
در ماههای گذشته در صداوسیما، این کشورها بارها تهدید شدهاند. نمایندگان مجلس و چهرههای رسانهای با تاکید بر ضرورت حملات شدیدتر، معتقد بودند این سه کشور آنطور که باید «تنبیه» نشدهاند؛ تا جایی که حتی از لزوم تغییر رژیم در آنها نیز سخن به میان آمد.
اما این ضربات به کشورهای بحرین و کویت را میتوان استراتژی جدید تهران در «حذف حلقههای ضعیف دشمن» همزمان با فشار برای خروج آمریکا از منطقه دانست. برای جمهوری اسلامی، هدفگیری این دو کشور از نظر فنی کمهزینهتر است، اما از نظر نظامی و همچنین پیام سیاسی جدیتر، چرا که برخی از مهمترین پایگاههای آمریکا در این کشورها قرار دارند و عملا تهران میخواهد به واشینگتن اعلام کند که هزینه ماندن در منطقه بالا رفته است.
اما این رویکرد جمهوری اسلامی بیپاسخ نمانده و ممکن است حتی هزینهسازتر هم بشود. رافائل کوهن از موسسه رند استدلال میکند که با حمله به کشورهایی که رسما دشمن نبودند، جمهوری اسلامی کشورهای هدف را در وضعیتی قرار داده که «به همان اندازه که ممکن است برای آتشبس فشار بیاورند، ممکن است به جبهه مقابل تهران بپیوندند.»
برای این موضوع کشورهای منطقه اقداماتی نیز انجام دادهاند. در ماههای گذشته مانورهای نظامی مشترکی از سوی برخی کشورهای عربی خلیج فارس با آمریکا ترتیب داده شده است که بخشی از آنها برای عملیات زمینی بوده است.
همچنین ائتلافهای منطقهای نیز در حال شکل گرفتن است که مهمترین آن همسویی عربستان، ترکیه و پاکستان در توافق «مکه» است که حمله به هر عضو را حمله به همه اعضا تلقی میکند.
از سوی دیگر کشورهای عربی خلیج فارس بهدنبال انجام اقدامات اقتصادی نیز هستند؛ از جمله امارات که در ۲۸ مرداد، پس از آنچه پرتاب موشک به سرزمین خود خواند، مبادلات تجاری و مالی خود با ایران را به حالت تعلیق درآورد، و احتمال آنکه دیگر کشورها نیز به ویژه به خواست ترامپ چنین رویکردی اتخاذ کنند وجود دارد.
با این حال، با وجود همه خطراتی که تداوم جنگطلبی و جنگ منطقهای میتواند به همراه آورد، به نظر میرسد جنگ منطقهای برای جمهوری اسلامی تنها شکلی از نبرد است که در آن امکان شکست کمتر و امکان بقا بیشتر است، بهویژه در شرایطی که محاصره دریایی فشار اقتصادی شدیدی بر کشور وارد کرده و اختلافنظرهای داخلی، نظم سیاسی را بهطور قابلتوجهی متزلزل ساخته است.
تهران گمان میکند که آمریکا در مذاکرات بعدی حتی امتیازات بیشتری طلب خواهد کرد و اکنون وقت مناسبی برای عقبنشینی نیست؛ بنابراین استراتژی مقابله خود را بر پایه آسیب زدن به کشورهای مختلف و توزیع هزینه جنگ تنظیم کرده است.
کشاندن جنگ به ابعاد گستردهتر و حتی تلاش برای زمینی کردن آن، از دید تهران موقعیتی است که در آن برتری هوایی دشمن کماثرتر و توانایی نیروی نظامی جمهوری اسلامی بیشتر است. در محاسبه حکومت، پیروزی به معنای غلبه بر آمریکا نیست، بلکه به معنای ماندن و تحمیل کردن خواستههاست. اما این محاسبه به یک شرط وابسته است: اینکه شمار بیشتری از بازیگران منطقهای و جهانی هزینه بدهند. تهران بر آن است که همین بازیگران، وقتی هزینه برایشان سنگین شود، تنها کسانی خواهند بود که میتوانند به جنگ پایان دهند.
بر اساس آمار گمرکی که پس از ماهها تاخیر منتشر شده، تجارت خارجی ایران از زمان آغاز درگیری جمهوری اسلامی با ایالات متحده بهشدت کوچک شده و صادرات غیرنفتی و واردات این کشور حدود یکچهارم یا بیشتر کاهش یافته است.
ایران تا ۲۵ مرداد، یعنی در پنج ماه اول سال ۱۴۰۵، حدود ۱۵ میلیارد دلار کالای غیرنفتی، از جمله گاز طبیعی و گاز مایع (LPG)، صادر کرده است. این رقم نزدیک به ۳۰ درصد کمتر از رقمی است که برای پنج ماه نخست سال گذشته گزارش شده بود.
واردات نیز در همین دوره نزدیک به پنجماهه به حدود ۱۷ میلیارد دلار کاهش یافته که تقریبا یکچهارم کمتر از رقم ثبتشده برای کل پنج ماه نخست سال گذشته است.
این ارقام از وخامت شدید تجارت ایران در جریان جنگی حکایت دارد که صنایع کلیدی و مسیرهای کشتیرانی را مختل کرده و فشار بیشتری بر اقتصادی وارد آورده است که پیش از این نیز با سالها تحریم، کاهش درآمدهای نفتی و کمبود مزمن ارز خارجی دستوپنجه نرم میکرد.
ایالات متحده از زمان آغاز درگیری در ۹ اسفند فشار اقتصادی بر تهران را تشدید کرده و همزمان، در بحبوحه اختلال در کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، محاصره دریایی ایران را اعمال کرده است.
مقامهای گمرکی ایران جزییات دقیقی از کاهش صادرات غیرنفتی منتشر نکردهاند. با این حال، تازهترین ارقام نشان میدهد صادرات غیرنفتی برای دومین سال پیاپی کاهش یافته است و مجموع صادرات در دوره نزدیک به پنجماهه امسال، تقریبا یکسوم کمتر از سطح ثبتشده در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۴ است.
عملکرد واردات در بازه زمانی طولانیتر حتی بدتر بوده است؛ بهطوری که رقم اخیر تقریبا ۴۰ درصد کمتر از میزان واردات ثبتشده در پنج ماه نخست سال۱۴۰۴ است.
پتروشیمی و فولاد هدف حملات قرار گرفتند
حملات، فعالیت دو صنعت از مهمترین صنایع صادرات غیرنفتی ایران، یعنی پتروشیمی و فولاد، را مختل کرد.
ایران در سال مالی گذشته خود حدود ۴۵ میلیارد دلار کالای غیرنفتی صادر کرد که از این میزان پتروشیمی و فولاد در مجموع حدود ۱۷ میلیارد دلار، معادل ۳۷ درصد کل صادرات غیرنفتی را تشکیل میدادند.
حملات اسرائیل در ماه مارس مراکز عمده پتروشیمی ایران در ماهشهر و عسلویه و همچنین تولیدکنندگان بزرگ فولاد، از جمله فولاد مبارکه و فولاد خوزستان را هدف قرار داد.
دولت ایران پس از آن صادرات طیف گستردهای از محصولات پتروشیمی و فولادی را برای مدت دو تا سه ماه متوقف کرد. مجوز صادرات برخی محصولات بعدا دوباره صادر شد، اما دولت اعلام نکرده است که این صنایع در پنج ماه نخست سال جاری چه میزان صادرات داشتهاند.
به همین دلیل، تعیین دقیق اینکه چه میزان از کاهش کلی صادرات غیرنفتی ناشی از اختلال در این بخشها بوده، دشوار است.
با این حال، با توجه به اهمیت این صنایع برای درآمدهای صادراتی ایران، هرگونه اختلال طولانیمدت در تولید، حملونقل یا فروش خارجی آنها تاثیر قابل توجهی بر تراز تجاری کشور خواهد داشت.
کاهش سریع صادرات نفت
به نظر میرسد افت صادرات نفت ایران حتی شدیدتر بوده باشد.
مقامهای گمرکی ایران آمار صادرات نفت را منتشر نمیکنند. با این حال، دادههای شرکت کپلر که ایراناینترنشنال آنها را مشاهده کرده، نشان میدهد متوسط فروش روزانه نفت خام و میعانات گازی ایران به چین در پنج ماه نخست سال جاری خورشیدی اندکی بیش از یک میلیون بشکه در روز بوده است؛ رقمی که حدود ۴۰ درصد کمتر از مدت مشابه سال گذشته است.
کل صادرات نفت کوره ایران به بازارهای بینالمللی نیز بهشدت کاهش یافته و بهطور متوسط به حدود ۹۶ هزار بشکه در روز رسیده است؛ یعنی ۵۷ درصد کاهش نسبت به سال گذشته.
این روند نزولی در ماههای اخیر شتاب بیشتری گرفته است.
بر اساس برآوردهای کپلر، صادرات نفت ایران به چین، بزرگترین مشتری نفت این کشور، در ماه جاری به حدود ۵۲۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته است؛ در حالی که میانگین این رقم در دو ماه گذشته حدود ۸۰۰ هزار بشکه در روز بود.
برای مقایسه، جمهوری اسلامی در آغاز جنگ روزانه حدود ۱.۷ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی به چین میفروخت.
صادرات نفت کوره ایران نیز از میانگین حدود ۲۲۰ هزار بشکه در روز در آغاز جنگ به ۶۱ هزار بشکه در روز در ماه اوت کاهش یافته است.
سقوط صادرات نفت کوره همزمان با وخامت شدید تجارت ایران با امارات متحده عربی رخ داده است.
امارات در سال گذشته بزرگترین خریدار نفت کوره ایران بود و بیش از ۷۰ درصد صادرات نفت کوره ایران را به خود اختصاص میداد. اما پس از حملات گسترده ایران به امارات، این تجارت تقریبا متوقف شده است.
مالزی، سنگاپور و چین نیز از زمان آغاز درگیری، خرید نفت کوره ایران را تا حد زیادی متوقف کردهاند.
افزایش فشار بر اقتصاد ایران
کاهش همزمان صادرات نفتی و غیرنفتی احتمالا فشار بیشتری بر وضعیت از پیش دشوار منابع ارزی ایران وارد خواهد کرد.
در عین حال، کاهش واردات نشان میدهد شرکتها و مصرفکنندگان ایرانی برای دسترسی به کالاهای خارجی، مواد اولیه، ماشینآلات و محصولات واسطهای با دشواری فزایندهای روبهرو هستند.
بنابراین، آمار تجارت خارجی از وخامتی گستردهتر از صرفا کاهش صادرات حکایت دارد. ایران بهطور همزمان درآمدهای صادراتی خود را از دست میدهد و تواناییاش برای واردات کالاهای مورد نیاز جهت تداوم تولید داخلی کاهش مییابد.
اگر کاهش محمولههای نفتی ادامه پیدا کند، فشار بر ذخایر ارزی تهران و توانایی آن برای تامین مالی واردات میتواند در ماههای آینده بیش از پیش افزایش یابد.
برای اقتصادی که بهشدت به درآمدهای نفتی و واردات نهادههای صنعتی وابسته است، تازهترین ارقام نشان میدهد هزینههای اقتصادی جنگ بسیار فراتر از بخش انرژی گسترش یافته است.
تیمهای امدادی نپال با کمک کارشناسان چینی و هندی، عملیات برای دسترسی به صدها کارگر گرفتار در تونلهای مسدودشده نیروگاههای برقآبی را تشدید کردند. سیل ویرانگر چهارم شهریور در نپال و تبت بیش از ۹۰۰ کشته بر جای گذاشت و نزدیک به پنج هزار نفر همچنان مفقودند.
مقامهای نپال دوشنبه ۹ شهریور اعلام کردند تمرکز عملیات امدادی بر دسترسی به ۹۳۳ کارگری است که گمان میرود در ۱۱ پروژه برقآبی در دو منطقه بهشدت آسیبدیده راسووا و نوواکوت گرفتار شده باشند. بسیاری از این افراد هنگام وقوع سیل در حدود شش تونل مشغول کار بودند.
ارتش نپال اعلام کرد امدادگران با استفاده از انفجارهای کنترلشده، بیلهای مکانیکی و نورافکن در تلاشاند آب و گلولای را کنار بزنند و به افراد گرفتار در تونلها دسترسی پیدا کنند.
نیروهای امدادی پس از ورود به دو تونل، اجساد سه نفر را پیدا کردند، اما بخشهای دیگری همچنان زیر گل و آوار مدفوناند و عملیات جستوجو در آنها ادامه دارد.
راجا رام باسنت، سخنگوی ارتش نپال، گفت حجم زیاد آوار، باز کردن تونلها را به چالشی بزرگ تبدیل کرده و افزود: «تمرکز اصلی ما باز کردن تونلهاست.»
سیل چهارم شهریور پس از آن رخ داد که ظاهرا فروپاشی بخشی از یک یخچال طبیعی در هیمالیا، حجم عظیمی از یخ، سنگ، گلولای و آوار را به سوی مناطق مسکونی در نپال و تبت سرازیر کرد.
این حادثه بخشهایی از مناطق مرزی دو کشور را ویران کرد و هزاران مفقود بر جای گذاشت.
بیش از چهار هزار مفقود در نپال
مقامهای نپال شمار کشتهشدگان را تا ۹ شهریور ۹۰۳ نفر و شمار مفقودان را چهار هزار و ۲۴۷ نفر اعلام کردند که ۹۳۳ کارگر پروژههای برقآبی نیز در میان آنها هستند.
در سوی دیگر مرز، مقامهای چین اعلام کردند ۱۶ نفر در شهرستان گیرونگ تبت کشته و ۵۴۶ نفر مفقود شدهاند. پکن همچنین از مفقود شدن ۲۶۱ تبعه خارجی از ۲۳ کشور در تبت خبر داده است.
وزارت خارجه نپال اعلام کرد حدود ۵۹۰ تبعه خارجی از ۳۹ کشور همچنان مفقودند. بیش از ۱۰ هزار نفر نیز از مناطق سیلزده نجات یافتهاند که ۳۲۳ نفر از آنها اتباع خارجی هستند.
صلیب سرخ برآورد کرده است بیش از ۹۰ هزار نفر تحت تاثیر این فاجعه قرار گرفتهاند.
خطر وقوع سیل و رانشهای تازه
عملیات نجات چند بار به دلیل شرایط نامساعد جوی و نگرانی از وقوع سیلهای تازه متوقف شده است. در پی این فاجعه، دریاچهای در مرز نپال و چین شکل گرفته که سرریز شدن آن به رودخانههای نپال، نگرانیها درباره وقوع سیل دیگری را افزایش داده است.
تلویزیون دولتی چین گزارش داد یخچالهای اطراف گودال بزرگی که در نزدیکی محل فروپاشی یخچال ایجاد شده، همچنان در معرض ریزش قرار دارند.
تصاویر پهپادی نیز انباشت تودههای ناشی از رانش زمین در دو سوی رودخانه را نشان میدهد که خطر رانشهای تازه و تشکیل دریاچههای جدید را افزایش داده است.
تلویزیون دولتی چین گزارش داد این سیل در پی «بیثباتی یخچالها تحت تاثیر بلندمدت گرمایش جهانی» رخ داده است.
نپال اعلام کرده برای عملیات عمومی جستوجو و نجات به کمک خارجی نیاز ندارد، اما برای عملیات تخصصی نجات در تونلها از کارشناسان هند و چین کمک گرفته است.
هشدار ۱۴ دقیقهای که صدها دانشآموز را نجات داد
در میانه این فاجعه، یک هشدار در آخرین دقایق جان بیش از ۹۰۰ دانشآموز و ۱۶ عضو کادر یک مدرسه در شهر بیدور را نجات داد.
راجندرا داوادی، مدیر مدرسه متوسطه تریبهوان تریشولی، گفت حسابدار مدرسه پس از دریافت تماسی از یکی از بستگانش در راسووا، درباره نزدیک شدن سیل هشدار داد و تنها ۱۴ دقیقه برای تخلیه مدرسه فرصت باقی ماند.
مدرسه بلافاصله تخلیه شد و آخرین اتوبوس حامل دانشآموزان لحظاتی پیش از رسیدن موج عظیم آب از پل عبور کرد. به گفته داوادی، همزمان با عبور این اتوبوس از پل جدید، پل قدیمی فرو ریخت.
ساختمان مدرسه که پس از زمینلرزه مرگبار سال ۲۰۱۵ نپال بازسازی شده بود، بهطور کامل از بین رفته و محل سابق آن اکنون بخشی از بستر رودخانه است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و مشاوران ارشد او در حال بررسی طرحی برای حملات محدود به مواضع جمهوری اسلامی در اطراف تنگه هرمز هستند؛ طرحی که هدف آن جلوگیری از بازسازی توان راداری، پدافند هوایی و موشکهای ضدکشتی تهران برای حمله به کشتیهاست.
وبسایت آمریکایی اکسیوس دوشنبه ۹ شهریور به نقل از سه مقام آمریکایی گزارش داد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، طی هفته گذشته این طرح را تهیه کرده است. به نوشته اکسیوس پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، از این طرح حمایت کرده است.
ترامپ پیش از حملات متقابل آمریکا و جمهوری اسلامی در شامگاه هشتم شهریور این طرح را تایید نکرده بود، اما ممکن است پس از تشدید تازه تنشها با اجرای آن موافقت کند.
یک مقام آمریکایی گفت هدف این طرح کاهش خطر حملات جمهوری اسلامی به نفتکشها، شناورهای نیروی دریایی و هواپیماهای نیروی هوایی آمریکا است.
او هدف از این طرح را «کوتاه کردن چمن» توصیف کرد؛ به این معنا که با حملات دورهای، از بازسازی توان نظامی جمهوری اسلامی جلوگیری شود.
کاخ سفید در واکنش به این گزارش اعلام کرد: «رییسجمهوری همه گزینهها را در اختیار دارد. ایرانیها میخواهند توافق کنند، اما همیشه دیر میرسند و یک قدم عقباند.»
نگرانی از بازسازی توان نظامی جمهوری اسلامی
به گزارش اکسیوس، ارتش آمریکا طی دو ماه گذشته با تضعیف تواناییهای نظامی جمهوری اسلامی، عملیات مینروبی و هدایت کشتیها در تنگه هرمز، بهتدریج کنترل بخش عمده این آبراه را در دست گرفته است.
این اقدامات توان جمهوری اسلامی برای حمله به نفتکشها را محدود کرده و در عین حال امکان عبور کشتیهای بیشتر و افزایش صادرات نفت از تنگه هرمز را فراهم کرده است.
مقامهای آمریکایی گفتند سنتکام در روزهای اخیر از تلاش جمهوری اسلامی برای بازسازی توان راداری، پدافند هوایی و موشکهای ضدکشتی خود در اطراف تنگه هرمز نگران شده است.
یکی از مواردی که این نگرانی را افزایش داد، شلیک یک موشک پدافند هوایی جمهوری اسلامی به سوی یک جنگنده اف-۳۵ آمریکا بود که در حال پشتیبانی از کشتیها در تنگه هرمز بود.
به گفته یک مقام آمریکایی، موشک به اندازهای به جنگنده نزدیک نشد که تهدیدی برای آن ایجاد کند، اما این رویداد نشانهای از تلاش جمهوری اسلامی برای بازسازی توان نظامی خود بود.
سنتکام در روزهای اخیر به هگست، دن کین، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، و کاخ سفید اعلام کرده ممکن است برای عبور نسبتا امن روزانه دهها نفتکش از خلیج فارس، انجام حملات دورهای به مواضع جمهوری اسلامی ضروری باشد.
تشدید دوباره درگیریها
مقامهای آمریکایی گفتند هگست از طرح سنتکام حمایت کرده و آن را چند روز پیش برای کاخ سفید فرستاده است.
کاخ سفید هفته گذشته برای جلوگیری از تشدید تنش با جمهوری اسلامی، به تایید این حملات تمایل نداشت، اما حملات موشکی بالستیک جمهوری اسلامی به پایگاههای آمریکا در اردن میتواند محاسبات ترامپ را تغییر دهد.
حملات جمهوری اسلامی پس از آن انجام شد که نیروهای آمریکایی مواضع نیروهای سپاه پاسداران در جزیره لارک را هدف قرار دادند. به گفته یک مقام آمریکایی، این نیروها در حال آمادهسازی برای پرتاب راکتهای حامل مین دریایی به داخل تنگه هرمز بودند.
جمهوری اسلامی در واکنش، با موشکهای بالستیک پایگاههای محل استقرار نیروهای آمریکایی در اردن را هدف قرار داد.
این حملات نخستین تبادل مستقیم آتش میان جمهوری اسلامی و آمریکا در تیرماه بود و خطر گسترش دوباره درگیری نظامی میان دو طرف را افزایش داد.
ترامپ دوشنبه ۹ شهریور در واکنش به حملات جمهوری اسلامی به فاکسنیوز گفت: «ضربه سختی به آنها خواهیم زد. پاسخ خواهیم داد.»
مقامهای آمریکا و جمهوری اسلامی پس از حملات متقابل به جزیره لارَک در استان هرمزگان و پایگاههای آمریکا در اردن، یکدیگر را به حملات شدیدتر تهدید کردند. رییسجمهوری آمریکا، گفت واشینگتن «ضربه سختی» خواهد زد و یک منبع ایرانی از «پاسخی سخت» به حمله مجدد آمریکا خبر داد.
ترامپ دوشنبه ۹ شهریور در گفتوگو با فاکسنیوز گفت ایالات متحده به حمله شبانه جمهوری اسلامی به نیروهای آمریکایی در اردن پاسخ خواهد داد.
او همچنین گفت جمهوری اسلامی بهشدت خواهان دیدار با مقامهای آمریکا است، اما نمیداند آیا میتوان برای دستیابی به توافق روی تهران حساب کرد یا نه. ترامپ افزود تحریمهای کنونی آمریکا علیه جمهوری اسلامی «بهشدت» در حال اثرگذاری است.
یک منبع ارشد ایرانی که اطلاع مستقیم از روند تصمیمگیری در جمهوری اسلامی دارد، به شرط ناشناس ماندن به رویترز گفت درگیریهای شبانه میان تهران و واشینگتن همچنان «رویارویی محدود و مهارشده» است، اما هشدار داد در صورت حمله مجدد آمریکا، تهران «پاسخی سخت» خواهد داد.
این منبع گفت شرایط در تنگه هرمز برای شناورهایی که مقررات تعیینشده از سوی تهران برای عبور از این آبراه را نقض کنند، «بدتر خواهد شد» و افزود هیچ هدفی خارج از دسترس جمهوری اسلامی نیست.
محمدرضا نقدی، مشاور عالی فرمانده کل سپاه پاسداران، به المیادین گفت بیش از ۹۰ درصد ذخایر موشکی جمهوری اسلامی دستنخورده باقی مانده و هشدار داد در صورت حمله مجدد، آمریکا «بهای سنگینی» خواهد پرداخت.
او افزود جمهوری اسلامی هنوز وارد «جنگ نامتقارن» نشده و منظور از آن «جنگ در والاستریت، منهتن و هر مکان و هر زمان» است.
پیام ترامپ درباره جزیره خارک
همزمان با افزایش تنشها، جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، گفت پست ترامپ درباره «متلاشی شدن» جزیره خارک، به نظر او پیامی به جمهوری اسلامی بود.
ترامپ صبح دوشنبه انیمیشنی در تروثسوشال منتشر کرد که تاسیسات نفتی یک جزیره را در حال بمباران نشان میداد و نوشت: «جزیره خارک در حال متلاشی شدن.»
ونس در پاسخ به پرسشی درباره این پست گفت ترامپ درباره اقدامات نظامی در شبکههای اجتماعی اطلاعرسانی نمیکند، اما افزود: «فکر میکنم او در حال ارسال پیامی برای ایرانیهاست.»
با این حال، یک مقام آمریکایی دوشنبه به رویترز گفت ارتش آمریکا در حملات شبانه جزیره خارک را هدف قرار نداده است. رویترز نیز نوشت بررسی این ویدیو نشان داد تصاویر منتشرشده از سوی ترامپ به احتمال زیاد با هوش مصنوعی ساخته شدهاند.
پیش از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران از جزیره خارک انجام میشد و حمله به این جزیره میتواند تجارت انرژی ایران را بهشدت مختل و فشار زیادی بر اقتصاد کشور وارد کند.
ونس همچنین درباره آسیبپذیریهای ناشی از ادامه عملیات آمریکا در ایران به سیاسپن گفت این موضوع برای واشینگتن نگرانکننده است، زیرا آمریکا «سالها به اندازه کافی برای تقویت ارتش سرمایهگذاری نکرده است».
دور تازه حملات متقابل
دور تازه درگیری مستقیم آمریکا و جمهوری اسلامی شامگاه یکشنبه ۸ شهریور با حمله نیروهای آمریکایی به جزیره لارک در تنگه هرمز آغاز شد.
یک مقام آمریکایی گفت نیروهای این کشور دو پرتابگر سپاه پاسداران را در لارک هدف قرار دادند که برای شلیک راکتهای حامل مینهای دریایی به تنگه هرمز آماده میشدند. سنتکام این عملیات را اقدامی «محدود و دقیق» برای رفع یک تهدید «قریبالوقوع» خواند.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، دوشنبه ۹ شهریور گزارش داد شمار کشتههای حمله آمریکا به لارک به سه نفر رسیده است.
سپاه پاسداران نیز اعلام کرد در واکنش به حمله آمریکا به جزیره لارک، پایگاههای هوایی ملک حسین و الازرق در اردن را با موشکهای بالستیک و پهپاد هدف قرار داده است.
ارتش اردن گفت هشت موشک واردشده به حریم هوایی این کشور را رهگیری و منهدم کرده است.
ارتش جمهوری اسلامی نیز اعلام کرد پایگاه هوایی المنهاد در امارات متحده عربی را با «دهها پهپاد انهدامی» هدف قرار داده است.
وزارت دفاع امارات متحده عربی این گزارش را رد کرد، اما اعلام کرد نیروی هوایی این کشور با یک پهپاد واردشده از ایران مقابله کرده است.
وزارت خارجه امارات متحده عربی نیز جمهوری اسلامی را مسئول حملات پهپادی دانست و اعلام کرد حق «کامل و مشروع» خود برای پاسخ به این حملات را مطابق حقوق بینالملل محفوظ میداند.
روابط عمومی سپاه پاسداران نیز اعلام کرد یک پهپاد MQ-9 با آتش سامانه پدافندی نیروی هوافضای سپاه رهگیری و منهدم شده است. تاکنون مقامهای آمریکایی درباره این گزارش اظهارنظر نکردهاند.
نیروی دریایی سپاه پاسداران همچنین اعلام کرد یک سوپرنفتکش در جنوب تنگه هرمز پس از برخورد با دو مین دریایی دچار آتشسوزی و متوقف شده است. ارتش آمریکا این روایت را رد کرد.
تشدید فشار اقتصادی آمریکا
در کنار ازسرگیری حملات، دولت آمریکا فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را نیز افزایش داده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفت جمهوری اسلامی به دلیل تاثیر تحریمهای جدید در حال واکنش نظامی است و مقامهای تهران از وضعیت اقتصاد خود «شوکه» شدهاند.
او گفت: «فکر میکنم آنها از نظر نظامی واکنش نشان میدهند، چون از نظر اقتصادی در حال شکست خوردن هستند.»
بسنت پیشتر گفته بود تحریمهای ثانویه جدید احتمالا بهصورت هفتگی اعلام میشوند و در مرحله نخست بانکها در کانون این اقدامات قرار خواهند گرفت.
در میان تهدیدهای متقابل، مسعود پزشکیان در دیدار با نارندرا مودی، نخستوزیر هند، در حاشیه اجلاس شانگهای گفت تهران همچنان برای دستیابی به «توافق و تفاهم» تلاش میکند و ادامه جنگ «نه به نفع ما، نه به سود منطقه و نه در راستای منافع بشریت است».