هراس حکومت از دور جدید اعتراضات؛ اژهای شهروندان را به «برخورد قاطعانهتر» تهدید کرد
همزمان با افزایش نارضایتیها در ایران و نگرانی مقامهای حکومت از احتمال آغاز مجدد اعتراضات مردمی، غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، بار دیگر معترضان را «مزدور» خواند و آنان را به «برخوردی قاطعانهتر» تهدید کرد.
اژهای دوشنبه ۹ شهریور در نشست شورای عالی قوه قضاییه با تکرار ادبیات و مواضع دیگر مقامهای جمهوری اسلامی، «دشمن» را به «تدارک اقدامات ضدامنیتی» در ایران متهم کرد.
او گفت: «دشمن از طریق مزدورانش در داخل در سودای مخدوش کردن امنیت مردم ما و راهاندازی آشوب به سر میبرد. در صورت وقوع چنین خبط و خطایی از ناحیه دشمن، پاسخ محکمی به او و مزدورانش میدهیم.»
اژهای افزود دستگاه قضایی حکومت «در حوزه محاکمه و مجازات عناصری که بخواهند امنیت مردم و کشور را مخدوش کنند، قاطعانهتر از هر زمان دیگری عمل خواهد کرد».
مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی در تلاش برای بیاعتبار کردن صدای انتقاد شهروندان، بارها اعتراضات ضدحکومتی را «اغتشاشات» و «کودتا» نامیده و آنها را به بازیگران خارجی، از جمله آمریکا و اسرائیل، نسبت دادهاند.
اژهای در حالی معترضان را به «آشوب» متهم میکند که بر پایه بیانیه شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی به دستور علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، کشته شدند.
در هفتههای اخیر، تورم فزاینده، گرانی کالاهای اساسی و افت چشمگیر قدرت خرید، نارضایتیهای شهروندان را بهشدت افزایش داده است.
نرخ صعودی ارز، کمبود بنزین و قطع مداوم برق نیز زندگی روزمره مردم را مختل کرده و بر دامنه انتقادها از شیوه حکمرانی جمهوری اسلامی افزوده است.
خبرگزاری رویترز پیشتر گزارش داد مقامهای جمهوری اسلامی بیم آن دارند که اقدام واشینگتن در تشدید فشارهای اقتصادی بار دیگر به اعتراضات در ایران دامن بزند و مشروعیت حکومت را بیش از پیش به چالش بکشد.
تاکید اژهای بر ادامه رویارویی با ایالات متحده
رییس قوه قضاییه در ادامه سخنانش از حملات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به کشورهای همسایه در بامداد ۹ شهریور تمجید کرد و گفت سپاه پاسداران و ارتش در واکنش به حمله آمریکا به جزیره لارک، «پاسخی کوبنده» دادند.
اژهای بر ادامه رویارویی با ایالات متحده تاکید کرد و افزود: «ما هرگز در مقابل آمریکا کوتاه نخواهیم آمد و تا آخر ایستادهایم. این موضع مشترک و یکدلانه همه مردم و مسئولان است.»
او انتقامگیری از دشمن را ضروری دانست و تهدید کرد حکومت ایران «عَلَم خونخواهی» را زمین نخواهد گذاشت و انتقام خونهای ریختهشده در ایران و دیگر «بلاد مقاومت» را خواهد گرفت.
«محور مقاومت» عنوانی است که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی برای گروههای مسلح مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر حماس، حزبالله، حشد شعبی و حوثیهای یمن، استفاده میکنند.
اژهای در حالی سیاست رویارویی با آمریکا را موضع مشترک مردم و مسئولان خواند که پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از نارضایتی شهروندان از این سیاست حکایت دارد.
شهروندان در پیامهای خود تاکید کردهاند جمهوری اسلامی هزینه تحریمها را به مردم منتقل میکند.
۹۲ درصد از ۲۵ هزار شرکتکننده در نظرسنجی اینستاگرامی ایراناینترنشنال گفتند طی ماههای گذشته خودشان یا افرادی در اطرافشان بیکار شدهاند.
روایتهای مخاطبان از ماهها جستوجوی بینتیجه برای کار، تعدیل نیرو در شرکتها و کارخانهها و تعطیلی مغازهها و واحدهای تولیدی حکایت دارد. شماری نیز گفتند با وجود داشتن شغل، کاهش درآمد، نبود مشتری و افزایش هزینهها ادامه فعالیت را برایشان دشوار یا بیصرفه کرده است.
ماهها بیکاری پس از سالها کار
بخشی از پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال به افرادی مربوط است که پس از اعتراضات دیماه و جنگ پس از آن، شغل خود را از دست دادهاند و اکنون با مشکل تامین معاش روبهرو هستند.
شماری از مخاطبان نیز نوشتهاند با وجود تحصیلات دانشگاهی، تخصص یا سالها سابقه کار، ماههاست نتوانستهاند شغل جدیدی پیدا کنند.
یک متخصص بهینهسازی ترافیک وبسایت نوشت یک سال است بیکار مانده است و یک برنامهنویس و مهندس کامپیوتر نیز از شش ماه بیکاری خبر داد.
مخاطب دیگری نوشت: «با ۱۵ سال سابقه کار اجرایی، مدرک لیسانس عمران و چهار سال سابقه مدیریت پروژه، ۱۰ ماه است که بیکارم و در اسنپ کار میکنم.»
شهروندی که کارگر ساختمان است نیز گفت در شش ماه گذشته، در مجموع حتی ۴۰ روز هم کار نکرده است.
مخاطب دیگری به ایراناینترنشنال گفت: «از بهمن بیکار شدم و هشت ماه است دنبال کار در حوزه بازاریابی و فروش هستم، اما هنوز موفق نشدهام.»
بر اساس دادههای مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر در بهار ۱۴۰۵ به ۹.۱ درصد رسید و جمعیت شاغل نیز در همین دوره حدود ۴۵۰ هزار نفر کاهش یافت.
کار هست، اما دیگر صرف نمیکند
تعدادی از مخاطبان گفتند هنوز شغل خود را از دست ندادهاند، اما درآمدشان به اندازهای کاهش یافته که ادامه کار دیگر صرفه اقتصادی ندارد.
یکی از آنها نوشت درآمدش به یکچهارم رسیده، در حالی که هزینههایش دو برابر شده است.
مخاطب دیگری گفت شاید نتوان وضعیت او را «بیکاری به معنای واقعی» نامید، اما بسیاری از مشاغل دیگر از نظر اقتصادی توجیهی ندارند.
یک کشاورز نوشت: «ماشینآلات سنگین داریم و به برنجکاری مشغولم، اما با تورم، گرانی قطعات ماشینآلات و هزینه بالای کشاورزی، همهچیز به ضرر تبدیل شده و این برای من مصداق بیکاری است.»
شهروند دیگری گفت: «برادرزادهام و تعدادی از دوستانش، که جوانانی با تحصیلات دانشگاهی هستند، یک کارگاه تولیدی داشتند اما بهدلیل افزایش قیمت مواد اولیه و نبود سفارش، آن را تعطیل کردند.»
مخاطبی نیز گفت حتی بسیاری از کسانی که شاغلاند، با درآمد فعلی قادر به تامین معاش خانواده نیستند.
او برای توضیح فشار هزینههای زندگی گفت یک معلم یا کارمند با حقوق ۲۰ میلیون تومانی، اگر هزینه سه وعده غذای روزانه را محاسبه کند، ممکن است با رقمی در حدود ۹۰ میلیون تومان در ماه روبهرو شود.
یک تولیدکننده کیف نیز گفت فعالیتش را در سطح محدودی ادامه میدهد، اما افت تقاضا به حدی رسیده که مردم حتی برای تعمیر کیفهای خود نیز مراجعه نمیکنند.
گزارشها درباره مرگ مشکوک یک بیمار در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان گلستان اهواز با طرح گمانهزنیهایی درباره مرگ سایر بیماران و تزریق پتاسیم به آنها ابعاد تازهای یافته است. روزنامه شرق خبر داد دو رزیدنت بازداشت شدهاند و دستگاه قضایی در حال بررسی احتمال تخلف در روند درمان است.
شرق دوشنبه ۹ شهریور نوشت ماجرا حدود دو هفته پیش آغاز شد؛ زمانی که رزیدنتهای جراحی مغز و اعصاب، مرگ یک بیمار بستری در بخش بیماران مرگ مغزی را اعلام کردند.
موضوع پس از آن حساسیت بیشتری برانگیخت که شماری از افراد در شبکههای اجتماعی از تجربههایی مشابه در همین بیمارستان خبر دادند و گفتند یکی از بستگانشان در چنین وضعیتی جان باخته است.
روایتهای تاییدنشده از مرگ ۸ بیمار
شرق نوشت یکی از روایتهای مطرحشده درباره بیمارستان گلستان از مرگ هشت بیمار و بازداشت رییس بیمارستان و دو رزیدنت حکایت دارد؛ آماری که تاکنون از سوی مقامهای رسمی تایید نشده است.
بر اساس برخی گمانهزنیها، شلوغی بخش مراقبتهای ویژه و کمبود تخت ممکن است در برخی تصمیمهای درمانی در بیمارستان گلستان نقش ایفا کرده باشد.
گفته شده است برای انتقال یا ترخیص زودهنگام شماری از بیماران، تصمیمهایی اتخاذ شده و در یک مورد، بیماری را پیش از زمان تعیینشده برای جراحی، با هدف خالی کردن تخت به اتاق عمل بردهاند.
یکی از جنجالبرانگیزترین روایتها در شبکههای اجتماعی به استفاده از پتاسیم برای بیماران بخش مراقبتهای ویژه برمیگردد.
شرق با استناد به «گزارشهایی غیررسمی» نوشت به شماری از بیماران دارای سطح هوشیاری پایین پتاسیم تزریق شده و این اقدام ممکن است با مرگ چند بیمار ارتباط داشته باشد.
درستی این ادعا هنوز به تایید پزشکی قانونی یا مقامهای قضایی نرسیده است.
تایید احتمال تخلف در روند درمان
دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز در بیانیهای اعلام کرد در روند درمان و مرگ یکی از بیماران بیمارستان گلستان، «شبهه و احتمال وقوع تخلف» وجود دارد و «بررسیهای داخلی» در این زمینه انجام شده است.
بر پایه این بیانیه، تخلف احتمالی ابتدا از طریق سازوکارهای نظارتی دانشگاه شناسایی شد. به گزارش شرق، دانشگاه سپس موضوع را به وزارت بهداشت اطلاع داد و از دادستان خوزستان خواست برای روشن شدن ابعاد پرونده و مسئولیت احتمالی افراد مرتبط، وارد عمل شود.
یدالله قاسمی، مشاور رییس دانشگاه علوم پزشکی اهواز، به شرق گفت نتیجه آزمایش اولیه خون متوفی برای شناسایی آلودگی منفی بوده است، اما بررسیهای پزشکی قانونی همچنان ادامه دارد و مرحله دیگری از آزمایشها به بافتشناسی اختصاص دارد.
به گفته او، این روش میتواند داروها یا موادی را شناسایی کند که اثری از آنها در خون باقی نمانده، اما در بافتهای بدن قابل تشخیصاند.
قاسمی افزود نتیجه این آزمایش میتواند در تشخیص عمدی یا غیرعمدی بودن رخداد بیمارستان گلستان موثر باشد، اما آماده شدن آن حدود شش ماه زمان میبرد.
مشاور رییس دانشگاه علوم پزشکی اهواز همچنین به گمانهزنیهای مطرحشده پرداخت و هشدار داد: «نباید اعتماد مردم به مراکز درمانی از بین برود. اگر ایرادی باشد، قطعا خود ما در خط مقدم رفع آن هستیم، اما حاشیه و اتهام در شأن کادر درمان نیست.»
چه پرسشهایی در این پرونده مطرح است؟
یک پرستار بیمارستان که نخواست نامش فاش شود، به شرق گفت اگر تحقیقات قضایی وقوع تخلف در روند درمان را تایید کند، باید علت دقیق مرگ بیمار و احتمال استفاده از دارو یا روشی خارج از دستورالعملهای پزشکی بررسی شود.
به گفته او، همچنین باید روشن شود آیا کمبود تخت یا فشارهای مدیریتی بر تصمیمهای درمانی اثر گذاشته، چه کسانی در تخلف احتمالی نقش داشتهاند و آیا پرونده تنها به یک بیمار محدود است یا موارد دیگری نیز وجود دارد.
این پرستار همچنین وضعیت مراکز درمانی کشور را «اضطراری» توصیف کرد و افزود بیمارستان گلستان در ابتدا مرکزی ۷۰۰ تختخوابی بود، اما با افزایش بخشها، اکنون بیمارستانی هزار تختخوابی به شمار میرود.
او هشدار داد نسبت شمار کارکنان درمانی به بیماران با معیارهای جهانی همخوانی ندارد و این وضعیت به خستگی و فرسودگی نیروها انجامیده است.
به گفته این پرستار، هنوز مشخص نیست در پرونده بیمارستان گلستان چه اتفاقی افتاده، اما فشار کاری شدید، خستگی مفرط و درآمد پایین اعضای کادر درمان میتواند احتمال بروز خطا را افزایش دهد.
در سالهای اخیر، گزارشهای متعددی از فشار کاری سنگین بر کادر درمان، بهویژه رزیدنتها، و بیتوجهی مقامهای جمهوری اسلامی به شرایط شغلی و معیشتی آنان منتشر شده است.
این وضعیت در مواردی به خودکشی شماری از اعضای کادر درمان انجامیده و به نگرانیها درباره سلامت روان و شرایط حرفهای آنان دامن زده است.
ایراناینترنشنال در یک نظرسنجی در اینستاگرام از مخاطبان پرسید اگر پول کافی داشته باشند، آیا در ایران خانه میخرند؟ ۴۴ درصد از شرکتکنندگان گفتند تحت تاثیر شرایط بیثبات ایران، حتی با وجود تمکن مالی هم حاضر به سرمایهگذاری و خرید ملک در کشور نیستند.
حدود ۲۰ هزار و ۴۰۰ نفر در این نظرسنجی آنلاین شرکت کردند و تنها حدود نیمی از آنها گفتند حاضر به خرید خانه در ایران هستند.
در مقابل نیمی دیگر گفتند نمیخواهند بخش بزرگی از آینده مالیشان را به ماندن در ایران گره بزنند.
از نظر جنسیت، ۶۷ درصد شرکتکنندگان در نظرسنجی مرد و ۳۳ درصد زن هستند.
بیشترین رده سنی پاسخدهندگان با ۳۶.۶ درصد، مربوط به ۲۵ تا ۳۴ سال است.
رده سنی ۳۵ تا ۴۴ سال ۳۰.۱ درصد، ۴۵ تا ۵۴ سال ۱۲.۸ درصد و ۱۸ تا ۲۴ سال ۱۱.۴ درصد از پاسخها را تشکیل میدهند.
علاوه بر پاسخ آری/خیر، کاربران همچنین دو هزار کامنت نیز برای این پست ثبت کردند و از دلایل خود برای تصمیمشان گفتند.
تحلیل نظرات ثبتشده در این نظرسنجی نشان میدهد تصمیم به خرید خانه در ایران برای بسیاری از مخاطبان صرفا انتخابی اقتصادی نیست. تعلق به وطن، امید به تغییر شرایط سیاسی، تمایل به مهاجرت، دشواریهای معیشتی و نگرانی از امنیت سرمایه، مهمترین محورهای مطرحشده در پاسخها هستند.
خانه بدون آینده امن، هرگز
پرتکرارترین استدلال مخالفان این است که در نبود ثبات سیاسی و اقتصادی، برخورداری از پول کافی، امکان مهاجرت و آغاز زندگی در کشوری دیگر را فراهم میکند.
یک شهروند در نظری که بازتاب زیادی داشت، نوشت: «اگر پول کافی داشتم، اصلا در ایران نبودم.»
کاربر دیگری گفت: «پول کافی در این موقعیت یعنی بهترین زندگی در خارج از کشور.»
پیشتر ۸۳ درصد از شهروندان شرکتکننده در نظرسنجی اینستاگرامی ایراناینترنشنال، گفته بودند در صورت فراهم بودن شرایط، تصمیم به مهاجرت و ترک ایران میگیرند.
حدود ۱۰۰ هزار نفر طی یک شبانهروز در این نظرسنجی شرکت کرده بودند. بررسی هزاران کامنت ثبت شده پای آن پست نشان میداد عوامل اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی، وضعیت سیاسی و چشمانداز مبهم آینده، از جمله دلایل مهاجرت در میان ایرانیان است.
برخی نیز زندگی در ایران را با ناامنی، تحریم، تورم، قطعی برق و نبود آرامش و فرصت تامین نیازهای اولیه زندگی مرتبط دانستند و گفتند ترجیح میدهند سرمایه خود را در کشوری باثباتتر صرف کنند.
شهروندی در همین زمینه نوشت: «خانه احتیاج به یک آسمان آبی بالای سرش، درخت شاداب با برگهای سبز روشن در حیاطش، تنفس هوای بدون سرب از پنجرههایش، یک وعده غذای بدون درد وجدان و فروش شرف در آشپزخانهاش و اعصاب راحت به خاطر امنیتش دارد. وطن جایی است که شب بتوانم به ستارهها نگاه کنم بدون اینکه صبحش بغض کرده و تحقیر شده باشم.»
گروهی از مخاطبان یادآوری کردند برخلاف سالهای گذشته که خرید خانه یک سرمایهگذاری نسبتا امن برای آینده بود، حالا ترجیح میدهند سرمایه خود را به کالایی مانند ارز و طلا تبدیل کنند که امکان «نقدشوندگی و قابلیت خروج» بالاتری داشته باشد.
بخشی دیگر از کاربران، خرید خانه در ایران را از منظر اقتصادی پرریسک دانستند.
یکی از مخاطبان نوشت: «سرمایهگذاری در یک اقتصاد ورشکسته حتما اشتباه است، زیرا قیمتها غیرواقعی، کاذب و مانند حبابی توخالی هستند.»
در اقتصادی با تورم مزمن، مسکن سالها یکی از ابزارهای حفظ ارزش دارایی بوده و اساسا املاک در بلندمدت میتوانند پوششی در برابر تورم باشند.
با وجود آن که ملک همچنان برای بخشی از مردم ابزار حفظ ارزش دارایی است اما گزارشهای بینالمللی نشان میدهند ایرانیان در شرایط نامطمئن، به داراییهای قابل حمل و سریعالنقد مثل طلا و ارز روی آوردهاند.
آسوشیتدپرس در جریان جنگ ۱۲ روزه، این روند را با تعبیر «ثروت قابل حمل» توصیف کرده بود. شورای جهانی طلا هم افزایش شدید تقاضای سرمایهگذاری برای طلا در ایران را در ۲۰۲۵ ثبت کرده است.
بررسی پیامها نشان میدهد خانه ممکن است هنوز ارزش اقتصادی داشته باشد، اما ویژگیای را که در شرایط بحرانی اهمیت پیدا میکند، ندارد؛ یعنی نمیتوان آن را برداشت و با خود برد. فروشش زمان میبرد، سرمایه را به جغرافیای ایران گره میزند و اگر فرد به مهاجرت، جنگ، تشدید بحرانهای داخلی یا خروج ناگهانی فکر کند، از قدرت انعطاف او کم میکند.
گروهی از مخاطبان، خرید خانه را به آزادی، آبادانی یا تغییر وضعیت سیاسی ایران مشروط کردند.
عبارتهایی مانند «هر موقع ایران آزاد شد، ۱۰۰ درصد»، «در ایران آزاد، بله» و «بعد از آزادی ایران بله، ولی در این شرایط نه»، در میان پاسخها تکرار شدهاند.
این نظرات نشان میدهند برای بخشی از موافقان، تعلق به ایران همچنان پابرجاست، اما تصمیم به سرمایهگذاری، به آینده سیاسی کشور بستگی دارد.
بخش دیگری از کامنتها، خود فرض برخورداری از «پول کافی» را با توجه به وضعیت اقتصادی دور از واقعیت دانستند.
کاربرانی گفتند مردم در تامین غذا، اجاره، هزینه درمان یا سایر نیازهای روزانه مشکل دارند و خرید خانه برای بسیاری به آرزویی دستنیافتنی تبدیل شده است.
شهروندی نوشت: «ما مستاجریم و آرزوی خرید خانه را به گور میبریم.»
اسرائیل هیوم میگوید تحریمها، جنگ و سوءمدیریت، بحران معیشتی ایران را تشدید کردهاند؛ اما کارشناسان اسرائیلی هشدار میدهند این فشارها ممکن است بهجای عقبنشینی حکومت، به سرکوب بیشتر یا واکنش نظامی منجر شود.
مجله اسرائیل هیوم در گزارشی مفصل تصویری از افزایش تورم، کاهش قدرت خرید و کمبود کالاهای اساسی در ایران ارائه کرده و نوشته است که گوشت، لبنیات، دارو و برخی اقلام روزمره برای بخش بزرگی از جامعه به کالاهایی گران یا دستنیافتنی تبدیل شدهاند.
این گزارش با اشاره به ویدئوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی و مطالب رسانههای داخل ایران میگوید بسیاری از خانوادهها مصرف گوشت و لبنیات را کاهش داده و به مواد غذایی ارزانتر و عمدتا کربوهیدراتی روی آوردهاند. به نوشته اسرائیل هیوم، بهای گوشت و لبنیات طی یک سال بیش از دو برابر شده و متوسط مصرف ماهانه گوشت قرمز برای هر نفر به کمتر از نیم کیلوگرم رسیده است.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که افزایش شدید قیمت دارو، شماری از بیماران را ناچار کرده درمان بیماریهای مزمن خود را به تعویق بیندازند. برخی بیمارستانها نیز، بنا بر این روایت، با کمبود تجهیزات پایه پزشکی و داروهای بیهوشی روبهرو هستند.
بحران اقتصادی تنها الگوی مصرف را تغییر نداده است. اسرائیل هیوم مینویسد نرخ ازدواج کاهش یافته و شمار بیشتری از زنان جوان، به امید بهبود شرایط در آینده، فرزندآوری را به تعویق انداخته یا تخمکهای خود را منجمد میکنند. تعطیلی کارخانهها، تخریب زیرساختها و محدودیتهای تجاری نیز، بر اساس آمار نقلشده در این مقاله، به ازدسترفتن بیش از یک میلیون شغل منجر شده است.
طبقه متوسط هزینههای ضروری را هم کنار میگذارد یکی از محورهای اصلی گزارش، فرسایش طبقه متوسط ایران است؛ قشری که پیشتر، حتی بدون برخورداری از درآمد نقدی بالا، میتوانست سطح زندگی نسبتا مناسبی داشته باشد.
روزنامه اصلاحطلب «شرق»، که اسرائیل هیوم به آن استناد کرده، از شکلگیری نوعی «اقتصاد تعمیر» در میان خانوادهها خبر داده است. با این حال، قیمت قطعات یدکی چنان بالا رفته که بسیاری از مردم حتی توان تعمیر خودرو یا وسایل خانگی خود را نیز ندارند. مشتریان پس از شنیدن هزینه تعمیر، بدون انجام آن محل را ترک میکنند و خانوادهها ناچارند با کولر، ماشین لباسشویی یا وسایل آشپزخانه خراب کنار بیایند.
مدیران مراکز دندانپزشکی نیز گفتهاند برخی بیماران درمانهای ضروری را به تعویق میاندازند یا بهجای پرکردن، روکش و ایمپلنت، کشیدن ارزانتر دندان را انتخاب میکنند.
یک تحلیلگر ایرانیتبار ساکن اسرائیل که به دلیل نگرانی برای بستگانش در ایران نخواست نامش فاش شود، به اسرائیل هیوم گفته است بحران اکنون به خانوادههایی رسیده که پیشتر فقیر محسوب نمیشدند. به گفته او، بخشی از طبقه متوسط شهری و تحصیلکرده دیگر توان ادامه سبک زندگی سابق، از جمله رفتن به سینما، کافه یا سفر را ندارد.
کمبود انرژی و آب بر فشارهای روزمره افزوده است گزارش اسرائیل هیوم همچنین به ویدئوهایی استناد میکند که از داخل ایران به رسانههای مخالف حکومت رسیدهاند. این تصاویر صفهای طولانی سوخت، قفسههای خالی فروشگاهها، بازارهای کمرونق و خسارت کسبوکارها بر اثر قطع برق را نشان میدهند.
در یکی از این ویدئوها، نانوایی میگوید صدها کیلوگرم خمیر به دلیل قطع مکرر برق فاسد شده است. فروشندهای دیگر از افزایش ۱۲۰ درصدی قیمت روغن خوراکی و کاهش شدید تقاضا شکایت میکند.
مقاله در عین حال تاکید میکند که اصالت و میزان فراگیری پدیدههای بهنمایشدرآمده در این ویدئوها را نمیتوان مستقلا تایید کرد. در عصر هوش مصنوعی و انتشار اطلاعات نادرست، احتمال دستکاری تصاویر یا استفاده تبلیغاتی از نمونههای محدود وجود دارد.
با این همه، اسرائیل هیوم میگوید اظهارات برخی مقامها و نهادهای رسمی ایران نیز عمق بحران را تایید میکند. کاهش درآمدهای نفتی و مالیاتی، کمبود برق و گاز و افت ذخایر آب از جمله مشکلاتی است که مقامهای ایرانی درباره آنها هشدار دادهاند. بر اساس آمار شرکت مدیریت منابع آب ایران که در مقاله آمده، حدود ۳۰ درصد ظرفیت مخازن سدهای کشور خالی است و خشکسالی، تامین آب استانهای پرجمعیت از جمله تهران، خراسان رضوی، قم و همدان را دشوار کرده است.
تحریمها تنها علت بحران نیستند به نوشته اسرائیل هیوم، تحریمهای بینالمللی از سال ۲۰۰۶ بهتدریج اقتصاد ایران را تحت فشار قرار دادهاند و کارزار «فشار حداکثری» دولت دونالد ترامپ از سال ۲۰۱۸ این روند را تشدید کرده است. با این حال، اقتصاد ایران در سالهای گذشته توانسته بدون فروپاشی کامل به فعالیت ادامه دهد.
راز زیمت، مدیر برنامه ایران و محور شیعی در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، سهم تحریمها در بحران کنونی را قابلتوجه دانسته اما سوءمدیریت، فساد، تصمیمگیریهای سیاسی و حضور گسترده سپاه پاسداران در اقتصاد را نیز از عوامل ساختاری این وضعیت معرفی کرده است.
گزارش تاکید میکند که تحولات نظامی و محدودیتهای اخیر علیه صادرات نفت، فشار را بهطور چشمگیری افزایش دادهاند. بر اساس ارقام ارائهشده در مقاله، نرخ تورم سالانه از حدود ۵۴ درصد به بیش از ۷۰ درصد رسیده، ارزش ریال در برابر دلار طی یک سال تقریبا نصف شده و قیمت سبد پایه مواد غذایی بیش از دو برابر شده است.
همچنین به نقل از مسعود نیلی، اقتصاددان و وزیر پیشین، مینویسد که نزدیک به ۱۶ میلیون نفر طی هفت سال به جمعیت زیر خط فقر ایران اضافه شدهاند.
فشار اقتصادی حکومت را به مذاکره سوق میدهد؟ اسرائیل هیوم مینویسد فشار معیشتی، اعتراض گروههایی را که پیشتر کمتر در خیابان حضور داشتند نیز برانگیخته است. بازنشستگان تامین اجتماعی و صنایع در چند شهر با شعار «سفره ما خالی است» تجمع کردهاند.
مقامهای دولت در ایران نیز درباره پیامدهای بحران هشدار دادهاند. مسعود پزشکیان، رییس دولت، از مردم بابت مشکلات موجود عذرخواهی کرده و گفته است کشور همزمان با یک جنگ تمامعیار اقتصادی، نظامی و امنیتی روبهروست. محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، نیز هشدار داده است که قدرت نظامی بدون رشد اقتصادی و تامین معیشت مردم نمیتواند دوام کشور را تضمین کند.
برخی تحلیلگران اسرائیلی این مواضع را نشانه افزایش فشار برای بازگشت به میز مذاکره میدانند. از نگاه آنها، دولت ایران برای تامین کالاهای اساسی، پرداخت یارانهها و جلوگیری از گسترش نارضایتی اجتماعی به منابع مالی تازه نیاز دارد.
بحران ممکن است حکومت را تهاجمیتر کند با وجود این، نتیجهگیری اصلی گزارش اسرائیل هیوم آن است که تشدید فشار اقتصادی الزاما به عقبنشینی حکومت ایران منجر نخواهد شد.
یوسی منشروف، پژوهشگر موسسه میسگاو، گفته است هرچه حکومت بیشتر احساس کند در گوشهای گرفتار شده، احتمال دارد برای بازسازی قدرت بازدارندگی خود بر تهدیدهای منطقهای بیفزاید و همزمان سرکوب داخلی را تشدید کند.
راز زیمت نیز معتقد است اگر رهبران حکومت ایران به این نتیجه برسند که دیگر توان تحمل فشار اقتصادی را ندارند، ممکن است بهجای پذیرش امتیازهای بیشتر، به اقدام نظامی علیه زیرساختهای نفتی کشورهای منطقه روی آورند.
کارشناسان مورد استناد اسرائیل هیوم همچنین میگویند فقیرترشدن مردم لزوما ظرفیت اعتراض را افزایش نمیدهد. شهروندی که تمام انرژی خود را صرف تامین غذا و نیازهای اولیه خانواده میکند، ممکن است وقت و توان کمتری برای حضور در اعتراضات داشته باشد؛ بهویژه پس از تجربه جنگ و سرکوب خشونتآمیز ناآرامیها.
گزارش نتیجه میگیرد که بحران اقتصادی میتواند نارضایتی عمومی را افزایش دهد، اما مسیر میان نارضایتی و فروپاشی حکومت مستقیم و قطعی نیست. فشار فزاینده ممکن است تهران را به مذاکره سوق دهد، اما همزمان این خطر را نیز در پی دارد که رهبران جمهوری اسلامی برای حفظ قدرت، سیاستی تهاجمیتر در داخل و خارج از کشور در پیش بگیرند.
دادستانی منطقه حیفا دو نوجوان ۱۴ و ۱۶ ساله را به انجام ماموریتهای پولی برای یک عامل مرتبط با جمهوری اسلامی، از جمله عکسبرداری از مراکز خرید، جمعآوری اطلاعات امنیتی و تلاش برای جذب افراد دیگر، متهم کرد.
رسانه اسرائيلی واینت، یکشنبه هشتم شهریور، گزارش داد دادستانی کیفرخواست این دو نوجوان اهل کریات موتزْکین، در شمال اسرائیل، را به دادگاه اطفال ارائه کرده است. حکم دادگاه انتشار هرگونه اطلاعاتی را که بتواند به شناسایی این دو نوجوان منجر شود، ممنوع کرده است.
بر اساس کیفرخواست، هر دو نوجوان به تخریب اموال متهم شدهاند. یکی از آنها با اتهام ارتباط با عامل خارجی و سه فقره ارائه اطلاعات به نفع دشمن روبهروست و دیگری به معاونت در ارتباط با عامل خارجی متهم شده است.
جروزالم پست نیز به نقل از پلیس اسرائیل نوشت این نوجوانان در ماه ژوئن از طریق تلگرام جذب شدند و در ازای انجام ماموریتهایی برای فردی ناشناس، به آنها پیشنهاد پول داده شد.
طبق گزارش واینت، تحقیقات پس از آن آغاز شد که یکی از متهمان هنگام بازگشت به اسرائیل در فرودگاه بنگوریون بازداشت شد. بازرسان دریافتند او هنگام جستوجوی کار در تلگرام با یک عامل خارجی مرتبط با جمهوری اسلامی در تماس بوده است.
در کیفرخواست آمده است این نوجوان در ژوئن ۲۰۲۶ با مردی تماس گرفت که خود را «دانیل» معرفی میکرد و پیشنهاد داد در ازای انجام ماموریتهایی به او پول بپردازد. او سپس دوستش را نیز وارد این فعالیت کرد.
دادستانها گفتند این دو نوجوان سرانجام به ارتباط آن مرد با جمهوری اسلامی مشکوک شدند و موضوع را بهطور مستقیم از او پرسیدند. این فرد ارتباط خود با حکومت ایران را تایید کرد، اما نوجوانان پس از آن نیز به انجام ماموریتهای محولشده از سوی او ادامه دادند.
عکسبرداری از مراکز خرید و جمعآوری اطلاعات امنیتی
یکی از متهمان به عکسبرداری از چند مکان در اسرائیل، از جمله مراکز خرید در مناطق هرتزلیا و تلآویو، متهم شده است. او در یکی از ماموریتها اطلاعاتی درباره تعداد ورودیها و خروجیهای یک مرکز خرید و شمار نگهبانان امنیتی آن فرستاد.
بر اساس کیفرخواست، این نوجوان بعدتر از بیم آنکه گرداننده از تصاویر برای تسهیل یک حمله تروریستی استفاده کند، ویدیوهای یکی از ماموریتها را حذف کرد؛ با این حال، تصاویر پیشتر ارسال شده بود.
این دو نوجوان همچنین به دیوارنویسی در کریات موتزکین و فرستادن تصاویر آن برای گرداننده متهم شدهاند. یکی از آنها با استفاده از حساب تلگرام دوستش، خود را سرباز یگان اطلاعاتی ۸۲۰۰ ارتش اسرائیل جا زد تا ماموریتهای بیشتری دریافت کند.
یکی از متهمان نیز پس از درخواست عامل خارجی برای جذب افراد بیشتر، راهاندازی یک کانال تلگرامی جدید را آغاز کرد. دادستانها گفتند این نوجوانان در مجموع صدها شِکِل دریافت کردند و بخشی از پول نیز با رمزارز پرداخت شد.
مجله نیویورکر دوم شهریور گزارش داد جمهوری اسلامی برای اجرای عملیات برونمرزی علیه مخالفان و روزنامهنگاران، از شبکههای تبهکاری و حتی نوجوانانی سوءاستفاده میکند که اغلب از ماهیت واقعی ماموریت خود بیخبرند.
بهنوشته نیویورکر، نهادهای اطلاعاتی غربی در سال ۲۰۲۴ دریافتند باندهای اسکاندیناوی، نوجوانان محلی را در تلگرام و اسنپچت با وعده پول آسان جذب و اجرای دستورهای حکومت ایران را به آنها واگذار میکنند. این نوجوانان گاه بدون شناخت هدف یا انگیزه اصلی عملیات و با روایتهای ساختگی به همکاری کشانده میشوند.
یک مامور اطلاعاتی سوئد این شیوه را استفاده از «واسطه یک واسطه» توصیف کرد؛ روشی که با ایجاد چندین لایه میان آمران و مجریان، اثبات نقش تهران را دشوارتر و امکان انکار دخالت را برای جمهوری اسلامی فراهم میکند.
الگوی جذب نوجوانان پیش از این در اسرائیل نیز مشاهده شده بود. ارتش و شینبت ۱۸ اردیبهشت اعلام کردند سه سرباز پیش از اعزام به خدمت و زمانی که هنوز به سن قانونی نرسیده بودند، با ماموران جمهوری اسلامی ارتباط برقرار کرده و ماموریتهای جاسوسی انجام داده بودند. این افراد بعدتر در یک مدرسه فنی وابسته به نیروی هوایی آموزش دیدند و به عکسبرداری از تاسیسات نظامی متهم شدند.
همچنین، بررسی کیفرخواست ۷۲ شهروند اسرائیلی متهم به همکاری اطلاعاتی با جمهوری اسلامی از سوی هاآرتص نشان داد ۴۴ نفر از آنها بین ۱۸ تا ۲۷ سال داشتند و دو نفر زیر سن قانونی بودند. بیشتر متهمان جاسوس حرفهای نبودند و انگیزه ایدئولوژیک نداشتند، بلکه با وعده درآمدزایی آسان جذب شده بودند.
در پروندهای دیگر، یک زوج جوان متهم شدند در ازای دریافت رمزارز از خانه افراد موردنظر، خروجیهای اضطراری یک مرکز خرید، بندر ایلات و نقاط حساس دیگر فیلم گرفتند.