دولت سهمیه بنزین یارانهای خودروهای قدیمی را حذف میکند
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت مسعود پزشکیان، اعلام کرد سهمیه بنزین هزار و ۵۰۰ و نیز سه هزار تومانی خودروهای قدیمی، در صورت اقدام نکردن مالکان آنها برای اسقاط کردنشان، متوقف میشود. این خودروها پس از آن باید سوخت را با نرخ سوم، که اکنون پنج هزار تومان است، خریداری کنند.
مهاجرانی سهشنبه ۱۰ شهریور در نشست خبری خود گفت این تصمیم شامل خودروهای سواری ۲۰ ساله، وانتهای ۱۵ ساله و کامیونهای ۵۰ ساله میشود.
او افزود مالکان این وسایل نقلیه باید برای طی کردن فرایند اسقاط به سامانه مربوط مراجعه کنند و در صورت اقدام نکردن، امکان دریافت بنزین با دو نرخ یارانهای از کارت سوخت آنها حذف خواهد شد.
سخنگوی دولت زمان آغاز اجرای این تصمیم، مهلت ثبتنام، نشانی سامانه و شرایط مستثنا شدن خودروهایی را که امکان جایگزینی فوری ندارند، اعلام نکرد.
او هفته گذشته گفته بود سهمیه ۶۰ لیتری بنزین هزار و ۵۰۰ تومانی و سهمیه ۵۰ لیتری بنزین سه هزار تومانی دستکم تا پایان شهریور تغییر نمیکند.
روشن نیست حذف سهمیه خودروهای قدیمی نیز پس از پایان ماه اجرا خواهد شد یا این گروه زودتر مشمول محدودیت میشوند.
فشار بیشتر بر مالکان خودروهای قدیمی
تصمیم دولت در مورد حذف سهمیه بنزین یارانهای خودروهای قدیمی میتواند فشار بیشتری بر خانوارهای کمدرآمد و رانندگانی وارد کند که بهدلیل ناتوانی در خرید خودروی جدید، همچنان از خودروهای قدیمی برای رفتوآمد یا تامین معاش استفاده میکنند.
دولت میگوید حذف خودروهای فرسوده با هدف کاهش مصرف سوخت، آلودگی هوا و خطرات جادهای انجام میشود، اما مهاجرانی درباره تسهیلات جایگزینی، قیمت خودروهای جدید و توان مالی مالکان توضیحی نداد.
او گفت حدود سه میلیارد دلار در زیرساخت گاز طبیعی فشرده سرمایهگذاری شده و تبدیل خودروها به دوگانهسوز بهصورت رایگان انجام میشود.
از سوی دیگر نرخ پنج هزار تومانی مورد اشاره مهاجرانی، نرخ سوم فعلی بنزین است.
پزشکیان ششم شهریور پیشنهاد کرد این نرخ به ۱۰ هزار تومان افزایش یابد. دولت هنوز نگفته است اگر این پیشنهاد تصویب شود، مالکان خودروهای قدیمی نیز ناچار خواهند شد همه سوخت خود را با نرخ جدید تهیه کنند یا نه.
حذف سهمیه در میانه بحران تامین بنزین
تصمیم تازه در شرایطی اعلام میشود که ایران با کسری روزانه حدود ۱۵ میلیون لیتر بنزین روبهرو است. منابع ایراناینترنشنال پیشتر گفتند برداشت از ذخایر راهبردی به مرحله هشدار رسیده و ادامه روند کنونی میتواند این ذخایر را ظرف چند هفته به پایان برساند.
همزمان، پیامها و ویدیوهای شهروندان از کمبود سوخت، صفهای طولانی و تعطیلی جایگاهها حکایت دارد.
یک شهروند هشتم شهریور به ایراناینترنشنال گفت برای خرید بنزین به سه جایگاه مراجعه کرده و هر سه تعطیل بودهاند.
شهروندان درباره پیشنهاد افزایش نرخ سوم بنزین نیز هشدار دادند که گرانی سوخت به قیمت کالاها، کرایهها و دیگر هزینههای زندگی سرایت خواهد کرد.
شماری از آنان در واکنش به این طرح پرسیدند چرا تصمیمهای بنزینی با درآمد و توان اقتصادی مردم هماهنگ نمیشود.
حذف سهمیه خودروهای قدیمی نشان میدهد دولت پیش از تعیین تکلیف افزایش عمومی قیمت، محدود کردن دسترسی گروههای مشخص به بنزین یارانهای را آغاز کرده است.
عبدالناصر همتی، رییسکل بانک مرکزی، افزایش نرخ ارز را عمدتا ناشی از «فضای روانی» دانست و وعده عرضه تا دو میلیارد دلار داد. این موضع در حالی مطرح شد که آمارها از تورم ۶۶ درصدی، افت تجارت خارجی و چاپ پول برای جبران کسری بودجه حکایت دارند.
در حالی که بهای دلار در ایران از ۲۱۰ هزار تومان گذشته است، همتی سهشنبه ۱۰ شهریور در همایش «بانکداری اسلامی» گفت: «خطاب به رییسجمهوری آمریکا میگویم ایران ارز دارد و به قدر کافی هم دارد.»
او وعده داد «گرد و خاک» بازار ارز بهزودی فروکش کند و گفت شرایط اقتصادی و اداره معیشت مردم دشوار شده، اما ادعای فروپاشی اقتصاد ایران «جنگ روانی» است.
همتی با اذعان به رنج مردم از تورم، تاکید کرد اقتصاد وارد ابرتورم نشده و احتمال وقوع آن نیز ضعیف است.
اظهارات همتی یک روز پس از آن مطرح شد که قیمت دلار در بازار آزاد از ۲۱۰ هزار تومان عبور کرد. یورو نیز به بیش از ۲۴۳ هزار تومان و سکه امامی به بالای ۲۲۳ میلیون تومان رسید.
دلار دوم دیماه، اندکی پیش از بازگشت همتی به بانک مرکزی، از ۱۳۵ هزار تومان گذشته بود.
افزایش بهای دلار تا ۲۱۰ هزار تومان به معنای رشد بیش از ۵۵ درصدی بهای دلار در حدود هشت ماه است.
همتی پس از انتصاب خود در ۱۰ دی وعده داده بود مردم بهزودی نشانههای بازگشت ثبات را خواهند دید و اعلام کرده بود نظام چندنرخی ارز را برمیچیند.
ادامه رکوردشکنی دلار نشان میدهد این وعدهها راه به جایی نبردهاند.
با نرخ ۲۱۰ هزار تومانی، متوسط حقوق ۲۵ میلیون تومانی در ایران معادل حدود ۱۱۹ دلار در ماه است. پایه مزد ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومانی کارگران نیز ارزشی نزدیک به ۷۹ دلار دارد؛ ارقامی که ابعاد سقوط قدرت خرید را نشان میدهند.
تقلیل جهش ارز به «فضای روانی» با دادهها و اظهارات دیگر مقامهای جمهوری اسلامی همخوان نیست.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، گفته است صادرات و واردات ایران در پی تحریمها و محاصره آمریکا، حدود ۳۵ درصد کاهش یافته است.
از سوی دیگر تورم سالانه در تیرماه به ۶۶ درصد رسید و تورم نقطهبهنقطه مواد غذایی از ۱۲۸ درصد فراتر رفت.
محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی پزشکیان، نهم شهریور اذعان کرد دولت برای جبران کسری بودجه ناچار به چاپ پول است؛ اقدامی که به افزایش نقدینگی و تورم دامن میزند.
در تعریف رایج، ابرتورم به افزایش بیش از ۵۰ درصدی قیمتها در یک ماه گفته میشود. بنابراین رخ ندادن ابرتورم به معنای مهار تورم نیست؛ بهویژه زمانی که قیمت مواد غذایی طی یک سال بیش از دو برابر شده است.
تحریمها، محاصره دریایی و محدود شدن درآمدهای ارزی، فشار خارجی جدی بر حکومت ایران ایجاد کردهاند. با این حال، کسری بودجه، چاپ پول، ناترازی بانکها، فساد ساختاری و سیاست خارجی تنشزای حکومت نیز از عوامل سقوط ارزش ریالاند.
بر اساس آمار گمرکی که پس از ماهها تاخیر منتشر شده، تجارت خارجی ایران از زمان آغاز درگیری جمهوری اسلامی با ایالات متحده بهشدت کوچک شده و صادرات غیرنفتی و واردات این کشور حدود یکچهارم یا بیشتر کاهش یافته است.
ایران تا ۲۵ مرداد، یعنی در پنج ماه اول سال ۱۴۰۵، حدود ۱۵ میلیارد دلار کالای غیرنفتی، از جمله گاز طبیعی و گاز مایع (LPG)، صادر کرده است. این رقم نزدیک به ۳۰ درصد کمتر از رقمی است که برای پنج ماه نخست سال گذشته گزارش شده بود.
واردات نیز در همین دوره نزدیک به پنجماهه به حدود ۱۷ میلیارد دلار کاهش یافته که تقریبا یکچهارم کمتر از رقم ثبتشده برای کل پنج ماه نخست سال گذشته است.
این ارقام از وخامت شدید تجارت ایران در جریان جنگی حکایت دارد که صنایع کلیدی و مسیرهای کشتیرانی را مختل کرده و فشار بیشتری بر اقتصادی وارد آورده است که پیش از این نیز با سالها تحریم، کاهش درآمدهای نفتی و کمبود مزمن ارز خارجی دستوپنجه نرم میکرد.
ایالات متحده از زمان آغاز درگیری در ۹ اسفند فشار اقتصادی بر تهران را تشدید کرده و همزمان، در بحبوحه اختلال در کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، محاصره دریایی ایران را اعمال کرده است.
مقامهای گمرکی ایران جزییات دقیقی از کاهش صادرات غیرنفتی منتشر نکردهاند. با این حال، تازهترین ارقام نشان میدهد صادرات غیرنفتی برای دومین سال پیاپی کاهش یافته است و مجموع صادرات در دوره نزدیک به پنجماهه امسال، تقریبا یکسوم کمتر از سطح ثبتشده در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۴ است.
عملکرد واردات در بازه زمانی طولانیتر حتی بدتر بوده است؛ بهطوری که رقم اخیر تقریبا ۴۰ درصد کمتر از میزان واردات ثبتشده در پنج ماه نخست سال۱۴۰۴ است.
پتروشیمی و فولاد هدف حملات قرار گرفتند
حملات، فعالیت دو صنعت از مهمترین صنایع صادرات غیرنفتی ایران، یعنی پتروشیمی و فولاد، را مختل کرد.
ایران در سال مالی گذشته خود حدود ۴۵ میلیارد دلار کالای غیرنفتی صادر کرد که از این میزان پتروشیمی و فولاد در مجموع حدود ۱۷ میلیارد دلار، معادل ۳۷ درصد کل صادرات غیرنفتی را تشکیل میدادند.
حملات اسرائیل در ماه مارس مراکز عمده پتروشیمی ایران در ماهشهر و عسلویه و همچنین تولیدکنندگان بزرگ فولاد، از جمله فولاد مبارکه و فولاد خوزستان را هدف قرار داد.
دولت ایران پس از آن صادرات طیف گستردهای از محصولات پتروشیمی و فولادی را برای مدت دو تا سه ماه متوقف کرد. مجوز صادرات برخی محصولات بعدا دوباره صادر شد، اما دولت اعلام نکرده است که این صنایع در پنج ماه نخست سال جاری چه میزان صادرات داشتهاند.
به همین دلیل، تعیین دقیق اینکه چه میزان از کاهش کلی صادرات غیرنفتی ناشی از اختلال در این بخشها بوده، دشوار است.
با این حال، با توجه به اهمیت این صنایع برای درآمدهای صادراتی ایران، هرگونه اختلال طولانیمدت در تولید، حملونقل یا فروش خارجی آنها تاثیر قابل توجهی بر تراز تجاری کشور خواهد داشت.
کاهش سریع صادرات نفت
به نظر میرسد افت صادرات نفت ایران حتی شدیدتر بوده باشد.
مقامهای گمرکی ایران آمار صادرات نفت را منتشر نمیکنند. با این حال، دادههای شرکت کپلر که ایراناینترنشنال آنها را مشاهده کرده، نشان میدهد متوسط فروش روزانه نفت خام و میعانات گازی ایران به چین در پنج ماه نخست سال جاری خورشیدی اندکی بیش از یک میلیون بشکه در روز بوده است؛ رقمی که حدود ۴۰ درصد کمتر از مدت مشابه سال گذشته است.
کل صادرات نفت کوره ایران به بازارهای بینالمللی نیز بهشدت کاهش یافته و بهطور متوسط به حدود ۹۶ هزار بشکه در روز رسیده است؛ یعنی ۵۷ درصد کاهش نسبت به سال گذشته.
این روند نزولی در ماههای اخیر شتاب بیشتری گرفته است.
بر اساس برآوردهای کپلر، صادرات نفت ایران به چین، بزرگترین مشتری نفت این کشور، در ماه جاری به حدود ۵۲۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته است؛ در حالی که میانگین این رقم در دو ماه گذشته حدود ۸۰۰ هزار بشکه در روز بود.
برای مقایسه، جمهوری اسلامی در آغاز جنگ روزانه حدود ۱.۷ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی به چین میفروخت.
صادرات نفت کوره ایران نیز از میانگین حدود ۲۲۰ هزار بشکه در روز در آغاز جنگ به ۶۱ هزار بشکه در روز در ماه اوت کاهش یافته است.
سقوط صادرات نفت کوره همزمان با وخامت شدید تجارت ایران با امارات متحده عربی رخ داده است.
امارات در سال گذشته بزرگترین خریدار نفت کوره ایران بود و بیش از ۷۰ درصد صادرات نفت کوره ایران را به خود اختصاص میداد. اما پس از حملات گسترده ایران به امارات، این تجارت تقریبا متوقف شده است.
مالزی، سنگاپور و چین نیز از زمان آغاز درگیری، خرید نفت کوره ایران را تا حد زیادی متوقف کردهاند.
افزایش فشار بر اقتصاد ایران
کاهش همزمان صادرات نفتی و غیرنفتی احتمالا فشار بیشتری بر وضعیت از پیش دشوار منابع ارزی ایران وارد خواهد کرد.
در عین حال، کاهش واردات نشان میدهد شرکتها و مصرفکنندگان ایرانی برای دسترسی به کالاهای خارجی، مواد اولیه، ماشینآلات و محصولات واسطهای با دشواری فزایندهای روبهرو هستند.
بنابراین، آمار تجارت خارجی از وخامتی گستردهتر از صرفا کاهش صادرات حکایت دارد. ایران بهطور همزمان درآمدهای صادراتی خود را از دست میدهد و تواناییاش برای واردات کالاهای مورد نیاز جهت تداوم تولید داخلی کاهش مییابد.
اگر کاهش محمولههای نفتی ادامه پیدا کند، فشار بر ذخایر ارزی تهران و توانایی آن برای تامین مالی واردات میتواند در ماههای آینده بیش از پیش افزایش یابد.
برای اقتصادی که بهشدت به درآمدهای نفتی و واردات نهادههای صنعتی وابسته است، تازهترین ارقام نشان میدهد هزینههای اقتصادی جنگ بسیار فراتر از بخش انرژی گسترش یافته است.
چند منبع آگاه در ایران با ارائه اسناد و اطلاعاتی درباره هویت اعضای واحد ۴۰۰۰ سازمان اطلاعات سپاه به ایراناینترنشنال گفتند سپاه برنامهریزی برای عملیات خرابکارانه در آبهای شرق آسیا است و از طریق سه آخوند اهل تایلند و اندونزی، سه نفر را برای این کار استخدام کرده است.
به گفته دو منبع آگاه و نزدیک به سپاه پاسداران، رحمان مقدم، فرمانده واحد ۴۰۰۰، برنامهریزی برای اجرای این عملیات در تنگه مالاکا، از حیاتیترین آبراههای جهان، تنگه بانگْکا، گلوگاه حیاتی اتصالدهنده اقیانوسهای هند و آرام، یک بندر در اندونزی و دو بندر در چین را آغاز کرده است.
پیشتر رسانههای اسرائیلی اعلام کرده بودند که رحمان مقدم ۱۳ اسفند ۱۴۰۵ در جریان حملات اسرائیل کشته شده است.
یک روز پس از انتشار این خبر در رسانههای اسرائیلی، دو پهپاد از سوی ایران به نخجوان در خاک جمهوری آذربایجان شلیک شد. هرچند جمهوری اسلامی مسئولیت این حملات را نپذیرفت اما سیانان گزارش داد شلیک این پهپادها، انتقام حذف رحمان مقدم در حملهای بود که سپاه تصور میکرد اسرائیل از خاک همسایه شمالی ایران انجام داده است.
حالا اطلاعات ارائهشده از سوی منابع آگاه نشان میدهد خلاف ارزیابی رسانههای اسرائیلی، سردار سرتیپ دوم رحمان مقدم از این حمله جان سالم به در برده و اکنون در حال برنامهریزی برای فصل تازهای از عملیات تروریسم برونمرزی سپاه پاسداران در آبهای جهانی است.
او پیش از بر عهده گرفتن ریاست معاونت عملیات ویژه سپاه موسوم به واحد ۴۰۰۰، معاون هماهنگکننده حفاظت اطلاعات وزارت دفاع جمهوری اسلامی بود و اکنون در راس یگانی قرار دارد که بهعنوان مسئول ترورها و خرابکاریها علیه مخالفان جمهوری اسلامی و اهداف اسرائیلی در خارج از مرزهای ایران است.
برنامهریزی برای شلیک به کشتیها در آبهای اندونزی و چین
دو منبع مطلع به ایران اینترنشنال گفتند هدف واحد ۴۰۰۰، کشتیهای تجاری، نظامی و خصوصی است که از مهمترین آبراهه جهان، تنگه مالاکا و همچنین تنگه بانگکا عبور میکنند. نیروهای استخدامی این واحد، حملاتی به بندر تانجونگ پریوک در اندونزی و دو بندر نینگبو ژوشان و شانگهای در چین را برنامهریزی کردهاند.
از زمان آغاز جنگ چهل روزه، جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بسته و از طریق حوثیها، شبهنظامیان شیعه مورد حمایت تهران در یمن، در عبور کشتیها از بابالمندب اختلال ایجاد کرده است.
دو ماه پیش محسن رضایی، مشاور مجتبی خامنهای و دبیر فعلی شورای عالی امنیت ملی، در مصاحبه با سیانان گفت اگر جنگ ادامه یابد و محاصره دریایی برداشته نشود، جمهوری اسلامی جنگ را به اقیانوس هند و مدیترانه خواهد کشید.
همان موقع سردار اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، در مصاحبهای تلویزیونی گفت جبهه مقاومت، جز تنگه هرمز و بابالمندب اهداف دریایی دیگری هم دارد. او گفت تنگه هرمز قدرت برخورد با نیروهای آمریکایی را در تنگههای استراتژیک به شدت افزایش داده است.
از زمان آغاز جنگ ۴۰روزه جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بسته و حوثیهای مورد حمایت تهران نیز در عبور کشتیها از بابالمندب اختلال ایجاد کردهاند.
چرا مالاکا و بانگکا؟
در ماههای اخیر نام تنگه مالاکا بارها در کنار هرمز آمده است. مقامهای آمریکایی هشدار دادهاند تبدیل هرمز به ابزار فشار میتواند برای دیگر آبراههای بینالمللی سابقه ایجاد کند و عمان نیز الگوی مالاکا را برای حل مناقشه هرمز پیشنهاد کرده است.
مالاکا کوتاهترین مسیر دریایی میان صادرکنندگان انرژی خاورمیانه و بازارهای شرق آسیاست و در نیمه نخست ۲۰۲۵ روزانه ۲۳.۲ میلیون بشکه نفت، حدود ۲۹ درصد تجارت دریایی نفت جهان، از آن عبور کرده است. اخلال همزمان در هرمز و مالاکا میتواند دو حلقه اصلی انتقال انرژی از خاورمیانه به آسیا را تحت فشار قرار دهد، مسیر کشتیها را پرهزینهتر کند و خطر جهش قیمت انرژی و اختلال در تجارت جهانی را افزایش دهد.
تنگه بانگکا، میان سوماترا و جزیره بانگکا در اندونزی، اهمیت جهانی مالاکا را ندارد، اما بخشی از شبکه کشتیرانی منطقه است. این آبراه کوتاهترین مسیر میان تنگه سوندا و سنگاپور است و ناامن شدن آن میتواند گزینههای کشتیرانی در آبهای اندونزی را محدود و فشار ناشی از اختلال احتمالی در مالاکا را بیشتر کند.
ارتباط سه روحانی در تایلند و اندونزی با معاونت ویژه اطلاعات سپاه
به گفته منابع ایران اینترنشنال، سپاه پاسداران برای گسترش تروریسم دریایی به شرق آسیا، از مدتها قبل سراغ استخدام نیروهای غیرایرانی رفت تا در صورت افشای عملیات خرابکاری بتواند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند. این نیروها پس از جذب، در ایران آموزش دیده و برای انجام عملیات به شرق آسیا اعزام شدهاند.
رحمان مقدم برای استخدام نیروهای شیعه غیرایرانی در تایلند سراغ سید مومن ساکیتیچا، یک مقام ارشد جامعه شیعیان در این کشور، رفت. او دو سال پیش به ایران سفر کرد تا با نظارت جمهوری اسلامی در تهران با نمایندگان حماس برای آزادی ۳۱ گروگان تایلندی در غزه مذاکره کند.
همان موقع روزنامه جروزالمپست فاش کرد که جمهوری اسلامی تلاش کرد تایلند را تحت فشار قرار دهد تا در ازای آزادی گروگانها، ۴۰ هزار کارگر تبعه این کشور را از اسرائیل خارج کند.
سید مومن ساکیتیچا نزدیکترین چهره به سلیمان حسینی است؛ روحانی ۶۴ ساله تایلندیتبار که همدرس حسن نصرالله، دبیرکل سابق حزبالله لبنان، در حوزه علمیه قم بود.
حسینی در نقش رییس بنیاد المهدی تایلند و امام جماعت مسجد روحالله در شهر ناخون سی تامارات، با جامعه المصطفی همکاری دارد. سلیمان حسینی را «نصرالله تایلند» نامیدهاند.
جامعه المصطفی العالمیه، یکی از مراکز آموزشی مذهبی در شهر قم و یکی از مهمترین نهادهای جمهوری اسلامی برای جذب نیرو به شاخه برونمرزی سپاه و ترویج ایدئولوژی مد نظر حاکمیت در خارج از مرزهای ایران است.
مریکا سال ۱۳۹۹، جامعهالمصطفی را به اتهام ارتباط با فعالیتهای نظامی-اطلاعاتی نیروی قدس سپاه تحریم کرد. در بیانیه وزارت خزانهداری ایالات متحده به تلاش جامعه المصطفی در تسهیل فعالیتهای نیروی قدس سپاه پاسداران در جذب نیرو اشاره شده بود.
۱۴ سال پیش، زمانی که چند بمبگذاری علیه یک دیپلمات اسرائیلی در بانکوک رخ داد، حسینی آن را به موساد نسبت داد. اما بعدا سه ایرانی وابسته به وزارت اطلاعات به جرم انجام این عملیات تروریستی دستگیر و محکوم شدند.
به گفته این منابع فعالیت اصلی واحد ۴۰۰۰ برای عملیات خرابکارانه دریایی در شرق آسیا در اندونزی متمرکز شده است. این منابع به ایراناینترنشنال گفتند رحمان مقدم از طریق دو روحانی تبعه اندونزی، عوامل عملیاتیاش را جذب کرد.
سید زهیر یحیی، رییس کل سازمان اهلبیت اندونزی و از مریدان علی خامنهای، معتمد سپاه در اندونزی برای جذب نیرو است. زهیر یحیی به دعوت جمهوری اسلامی در مراسم تشییع جنازه خامنهای در تهران حاضر شد.
دومین بازوی رحمان مقدم در اندونزی، عبدالله سقاف نام دارد. او رییس حوزه علمیه امیرالمؤمنین شهر بوگور اندونزی (وابسته به جامعه المصطفی)، عضو مجلس شورا و رییس انجمن جوانان اهلبیت اندونزی است. سقاف بهطور مرتب به تهران و قم سفر میکند.
دو منبع ایران اینترنشنال گفتند این دو آخوند، در کنار سید مومن ساکیتیچا در تایلند، افرادی را برای همکاری با واحد ۴۰۰۰ به سپاه معرفی کردهاند. پس از معرفی، محسن آقازاده و وحید یکهدهقان از طرف این واحد مسئول جذب و آموزش نیروهای تازه بودهاند. وحید یکهدهقان برادر علی یکهدهقان، افسر ارشد وزارت اطلاعات با نام مستعار «دکتر» است. هفت ماه پیش شش عضو شبکه مرتبط با علی یکهدهقان در ترکیه به اتهام جاسوسی از پایگاه اینجرلیک و تلاش برای قاچاق پهپاد به قبرس بازداشت شدند.
هویت تروریست استخدامی سپاه برای عملیات علیه کشتیها در شرق آسیا
ایران اینترنشنال توانسته به هویت سه نفر از نیروی استخدامشده واحد ۴۰۰۰ برای انجام عملیات خرابکاری دریایی در شرق آسیا دست یابد.
یکی از آنها پاندو یودهاویناتا نام دارد؛ عضو رسمی حزبالله لبنان که سه سال پس از انقلاب ۱۳۵۷، در اندونزی از دانشگاه اخراج شد و پس از سفر به تهران، به استخدام نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی درآمد. او مسئول حمله انتحاری ناموفق ۳۲ سال پیش به سفارت اسرائیل در بانکوک بود. همچنین رد پای او در بمبگذاریهای سریالی سریلانکا هم دیده شده است.
او همراه دو شهروند دیگر اندونزی با نامهای آردیانتا موتوها و محمد حسین در سفر به تهران آموزش دیدند تا برای انجام عملیاتهای مخفیانه در بنادر و آبراههای شرق آسیا آماده شوند.
چهارم شهریور اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت طی دو هفته، واشینگتن امکان عبور ۱۳۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز را فراهم کرده، در حالی که به گفته او جمهوری اسلامی نتوانسته است از این مسیر نفت صادر کند.
در این شرایط، بخش عمده نفت عبوری از هرمز راهی بازارهای آسیایی میشود و تنگه مالاکا نیز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی به شرق آسیاست. در صورت اجرای عملیات مورد اشاره منابع ایراناینترنشنال در مالاکا، بانگکا و بنادر چین و اندونزی، اختلال در کشتیرانی میتواند به حلقه دیگری از مسیر انتقال نفت و کالا به بازارهای آسیایی سرایت کند. چنین وضعیتی، بهویژه همزمان با اختلال در هرمز و بابالمندب، میتواند فشار بر مسیرهای اصلی تجارت دریایی میان خاورمیانه و آسیا را افزایش دهد.
نوید محمدزاده، بازیگر سینما و تئاتر، حدود دو هفته پس از انتشار پستی در حمایت از فلسطین و واکنشهای گسترده به آن، از تئاتر ارکسترال «آرش» کنار گذاشته شد. سازندگان این اثر «حواشی پیشآمده» و «عدم رغبت تماشاگران» را از دلایل این تصمیم عنوان کردهاند.
کانال «چارسو فرهنگ»، صفحه فرهنگی روزنامه فرهیختگان، دوشنبه ۹ شهریور با انتشار جزییات این تصمیم نوشت سازندگان «آرش» درباره ماهیت «حواشی» مورد اشاره توضیح روشنی ندادهاند.
فرهیختگان با اشاره به موضعگیری دو هفته پیش محمدزاده در حمایت از فلسطین، احتمال ارتباط میان این موضعگیری و کنار گذاشته شدن او از «آرش» را مطرح کرد.
این روزنامه همچنین استدلال سازندگان درباره «عدم رغبت تماشاگران» را زیر سوال برد و نوشت پس از آغاز فروش بلیتهای نمایش، با وجود قیمت چند میلیون تومانی برخی بلیتها، مخاطبان اقدام به خرید آنها کرده بودند.
در بیانیه عوامل «آرش»، «عدم رغبت تماشاگران» بهصراحت یکی از دلایل کنار گذاشتن محمدزاده عنوان شده است؛ دلیلی که برخلاف موارد معمول تغییر بازیگران، به مشکلات برنامهریزی، مسائل قراردادی یا اختلافهای هنری ارتباطی ندارد.
این تصمیم در حالی گرفته شده است که حمایت از فلسطین و مخالفت با اسرائیل از مواضع اصلی جمهوری اسلامی است. با این حال، در روزهای پیش از کنار گذاشته شدن محمدزاده، شماری از کاربران شبکههای اجتماعی در واکنش به موضع او در حمایت از فلسطین، از تحریم «آرش» و خودداری از خرید بلیت این نمایش سخن گفته بودند.
توقف فروش بلیتهای «آرش»
یک روز پیش از انتشار خبر کنار گذاشته شدن محمدزاده، سایت رویداد۲۴ گزارش داد فروش بلیتهای «آرش» پس از موج انتقادها به قیمت بلیت و حواشی مربوط به موضعگیری این بازیگر متوقف شده است.
«آرش» اثری نمایشی و ارکسترال با محوریت اسطوره آرش است که نمایش، موسیقی و اجرای زنده ارکستر را تلفیق میکند. علی محتشم، طراح و تهیهکننده این اثر، علی سرابی، کارگردان، امید سهرابی، نویسنده و فردین خلعتبری، آهنگساز آن هستند. این اثر برای اجرا در رویال هال هتل اسپیناس پالاس تهران آماده شده بود.
رسانههای ایران ۳۱ مرداد، همزمان با آغاز پیشفروش بلیتهای «آرش»، نام محمدزاده را در کنار طناز طباطبایی، مهدی پاکدل، علی شادمان و علیرضا شجاعنوری در فهرست بازیگران این اثر منتشر کرده بودند.
در فهرست کنونی عوامل و بازیگران «آرش» در وبسایت فروش بلیت آرتیکت، نام محمدزاده دیگر دیده نمیشود، در حالی که نام دیگر بازیگران یادشده همچنان در این فهرست قرار دارد.
بلیتهای این اثر در ۹ سطح قیمتی، از ۹۹۰ هزار تومان تا چهار میلیون و ۹۸۰ هزار تومان عرضه شده بود. قیمت نزدیک به پنج میلیون تومان برای بلیت این نمایش واکنشهای گستردهای را در پی داشت.
گروه سازنده در واکنش به انتقادها اعلام کرد بلیت نزدیک به پنج میلیون تومان تنها به تعداد محدودی از صندلیهای ممتاز اختصاص داشته و بخش عمده ظرفیت سالن دو هزار و ۲۰۰ نفره در ردههای قیمتی پایینتر و میانی قرار گرفته است.
به گفته سازندگان، برای دانشجویان، هنرجویان، معلمان و برخی گروههای فرهنگی و اجتماعی نیز طرحهای حمایتی در نظر گرفته شده بود.
رویداد۲۴ نوشت این توضیحات نتوانست انتقادها را متوقف کند و فروش بلیتهای نمایش کاهش یافت تا در نهایت عوامل «آرش» فروش آنها را متوقف کردند.
این رسانه همچنین به واکنشهای گسترده به انتشار تصویری از محمدزاده با لباسی با طرح پرچم فلسطین اشاره کرد و نوشت برخی کاربران شبکههای اجتماعی حضور او در این نمایش را از دلایل خود برای تحریم «آرش» عنوان کرده بودند.
با این حال، مشخص نیست مشکلات مربوط به فروش «آرش» تا چه اندازه ناشی از مخالفت مخاطبان با موضع محمدزاده درباره فلسطین بوده است. انتقاد از قیمت بالای بلیتها همزمان با واکنشها به این بازیگر جریان داشت و هر دو عامل در گزارشها درباره کاهش استقبال از نمایش مطرح شدهاند. از این رو نمیتوان سهم هر یک از این عوامل را در مشکلات تجاری «آرش» بهطور جداگانه تعیین کرد.
حمایت از فلسطین و واکنشها
محمدزاده ۲۶ مرداد، پس از واکنشهای گسترده به انتشار تصویری از خود با لباسی با طرح پرچم فلسطین، با انتشار ویدیویی بر موضع خود تاکید کرد.
او گفت پیشتر از فلسطین حمایت کرده و همچنان نیز از آن حمایت میکند و افزود: «با اسرائیل حال نمیکنم» و «قطعا تا همیشه فلسطین را انتخاب میکنم.»
محمدزاده در توضیح موضع خود از دیهگو مارادونا و کریستیانو رونالدو، دو ستاره فوتبال، نیز نام برد و گفت مواضع آنها درباره مساله فلسطین در شکلگیری و تثبیت دیدگاه او در این زمینه تاثیر داشته است. او از مارادونا و رونالدو بهعنوان چهرههایی یاد کرد که برایش الگو بودهاند.
و در بخش دیگری از این ویدیو از برخورد دو جریان سیاسی متضاد با هنرمندان انتقاد کرد و گفت هم حامیان حکومت و هم مخالفان آن بهسرعت افراد را به خیانت متهم میکنند.
محمدزاده گفت: «من نه سمت شما هستم، نه سمت آنها. من سمت هیچکس نیستم.» او افزود: «من فقط سمت یک چیزم؛ زندگی، و یک جا؛ ایران.»
محمدزاده همچنین با تاکید بر اینکه «عاشق ایران» است، گفت به همین دلیل در ایران زندگی میکند. او افزود امکان زندگی در جایی دیگر را داشته اما با وجود مشکلات، ماندن در ایران را انتخاب کرده است.
این موضعگیری واکنشهایی را نیز در میان شماری از خانوادههای دادخواه برانگیخت. کاملیا سجادیان، مادر محمدحسین ترکمان، از کشتهشدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، با انتشار ویدیویی از مواضع این بازیگر انتقاد کرد و گفت او در جریان اعتراضات در کنار حاکمیت قرار گرفته و در مقاطعی در برابر سرکوب مردم سکوت کرده است.
سجادیان افزود: «اگر قرار باشد نویدی در این کشور جاودانه باشد، همان نوید افکاری عزیز است» و گفت نام و یاد افکاری بهعنوان «یک قهرمان ملی» در ایران باقی خواهد ماند.
محمدزاده با این حال در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» درباره کشته شدن مهسا (ژینا) امینی و سرکوب معترضان موضعگیری کرده بود. او دوم مهر ۱۴۰۱ خود را «زاده کردستان و فرزند ایران» خواند، از کشته شدن امینی ابراز خشم کرد و نوشت از «سکوت و بیتفاوتی» شرم دارد.
محمدزاده اول آذر همان سال نیز با انتشار چند پست درباره اعتراضات موضع گرفت. او در یکی از آنها نوشت: «به کشتار کردها پایان دهید» و در پستی دیگر تاکید کرد: «تکلیف از ابتدا روشن بود. مسیر یکطرفه است، طرف مردم، جایی که بهش تعلق دارم.»
حمایت محمدزاده از فلسطین نیز به سالهای گذشته بازمیگردد. او ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۰ تصویری از پرچم فلسطین را همراه با هشتگ «فلسطین» در حساب اینستاگرام خود منتشر کرده بود.
جنگ ۱۲روزه مواد اولیه صنعت رنگ را گران کرد و پس از جنگ ۴۰روزه بسیاری از آنها کمیاب یا نایاب شدند. یک مدیر صنعت رنگ میگوید این اختلال، تولید را کاهش داده، سفارشهای داخلی و صادراتی را مختل کرده و خطر تعدیل نیرو یا توقف خطوط تولید را افزایش داده است.
یک مدیر صنعت رنگ و رزین به ایراناینترنشنال گفت تولید به کمتر از نصف رسیده، مواد اولیه در بورس و بازار آزاد پیدا نمیشود و ادامه این وضعیت میتواند به تعدیل نیرو یا تعطیلی کارخانهها منجر شود.
سفارش تولید رنگ ترافیکی روی میز مانده، اما کارخانه نمیتواند یکی از حلالهای لازم برای ساخت آن را پیدا کند. مسئول خرید، بازار آزاد را جستوجو کرده و با عرضهکنندگان تماس گرفته است؛ نتیجهای نگرفته. مادهای که ابتدا کمیاب و گران شد، حالا به گفته او دیگر در بازار موجود نیست.
این فقط سرنوشت یک سفارش برای خطکشی خیابان یا جاده نیست. روایت یک مدیر مطلع در صنعت رنگ و رزین ایران است که نشان میدهد اختلال در تامین مواد اولیه، از کارخانههای رنگ و چسب فراتر رفته و به خودروسازی، قطعهسازی، لوازم خانگی، صنایع چوب، پروژههای شهری، نوسازی مدارس و صادرات به آسیای میانه رسیده است.
این مدیر که بهطور مستقیم با تولید و خرید مواد اولیه سروکار دارد، میگوید تولید شرکتش در پنجماهه نخست سال جاری به کمتر از نصف کاهش یافته است؛ چه در مقایسه با دوره مشابه سال قبل و چه در مقایسه با میانگین تولید پنجماهه نخست سال گذشته.
روایت او از بحران دو مرحله متمایز دارد. جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، ابتدا قیمت مواد خارجی و هزینه حمل را بهشدت بالا برد. اما پس از جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل مشکل از گرانی فراتر رفت: بسیاری از مواد اولیه کمیاب یا نایاب شدند.
پس از جنگ ۱۲ روزه، بیشتر مواد مورد نیاز کارخانه هنوز در بازار وجود داشت، هرچند خرید آنها گرانتر شده بود. هزینه حمل مواد خارجی افزایش یافت و بهای تمامشده محصولات بالا رفت. به گفته این مدیر، در آن مرحله تنها مادهای که شرکت برای تأمین آن با مشکل جدی روبهرو شد، نیتروسلولز بود.
نیتروسلولز در تولید رنگهای فوری یا سریعخشک کاربرد دارد؛ محصولاتی که مشتریان آنها از خودروسازان و قطعهسازان تا تولیدکنندگان لوازم خانگی و صنایع چوب را شامل میشوند. عرضه این ماده بلافاصله پس از جنگ ۱۲ روزه قطع شد و به گفته این منبع، هیچ توضیحی درباره علت توقف عرضه به خریداران داده نشد.
اما وضعیت پس از جنگ ۴۰ روزه تغییر کرد. افزایش قیمت ادامه یافت و همزمان تعداد بیشتری از حلالها و مواد اولیه از دسترس خارج شدند. این مدیر میگوید موادی که شرکتها پیشتر بهطور هفتگی از بورس میخریدند، دیگر عرضه نمیشوند و بازار آزاد هم توان جبران این کمبود را ندارد.
یک کارگاه تولید رنگ در تهران
او این تفاوت را چنین شرح میدهد: «پس از جنگ نخست، با افزایش قیمت روبهرو بودیم، اما اغلب مواد را میتوانستیم بخرد؛ پس از جنگ دوم، مواد مورد نیاز حتی برای خرید هم پیدا نمیشدند.»
این تغییر، خط تولید را از دو طرف تحت فشار گذاشته است: کارخانه از یک سو ماده کافی برای ساخت محصول ندارد و از سوی دیگر مشتریان به دلیل جهش قیمت و کمبود نقدینگی توان سفارشگذاری سابق را از دست دادهاند.
زایلین از موادی است که تحت تاثیر این بحران قرار گرفته است؛ حلالی پرکاربرد که در ترکیب بسیاری از رنگها، برخی تینرها و چسبها استفاده میشود. به گفته منبع، در پنج هفته منتهی به زمان مصاحبه، عرضه زایلین، تولوئن، حلال ۴۰۲، حلال ویژه و چند حلال دیگر در بورس به صفر رسیده بود.
پیش از این، کارخانهها این مواد را در عرضههای هفتگی بورس میخریدند. بعضی شرکتهای بزرگتر برای مصرف پنج یا شش ماه خود ذخیره کردهاند، اما آن موجودی برای مصرف داخلی خودشان است. به گفته این مدیر، مواد مورد نیاز نه نزد تاجران و واسطهها پیدا میشود و نه در بازار آزاد.
نبود زایلین فقط یک فرمول تولیدی را مختل نمیکند. این ماده در طیف گستردهای از محصولات حضور دارد. مهندسان تولید گاهی برای ادامه کار، فرمول محصولات را تغییر میدهند و از تولوئن بهعنوان جایگزین استفاده میکنند؛ اما حالا تولوئن هم نایاب شده است.
حتی در صورت پیدا شدن یک جایگزین، نتیجه همیشه محصولی با کیفیتِ پیشین نیست. تغییر ترکیب میتواند عمر نگهداری رنگ یا چسب را کم کند. محصولی که پیشتر دو سال تاریخ مصرف داشت، ممکن است پس از تغییر فرمول فقط شش ماه تا یک سال قابل استفاده بماند. در بعضی موارد هم هیچ جایگزین فنی وجود ندارد و تولید باید متوقف شود.
حلال ۴۰۲ و حلال ویژه نمونههای دیگری از همین وضعیتاند. این دو ماده در بسیاری از رنگها و تینرها استفاده میشوند. موجودی آنها ابتدا کاهش یافت، سپس قیمتشان بالا رفت و در نهایت، به گفته منبع، در بازار آزاد هم نایاب شدند.
شرکت او در هفته پیش از مصاحبه برای تامین این مواد تلاش کرده، اما تلاشها بینتیجه مانده است. سفارش رنگ ترافیکی کارخانه همچنان معطل است، چون بدون حلال مناسب، تولید و اجرای رنگ ممکن نیست.
مشکل نیتروسلولز بیش از یک سال است که ادامه دارد. این ماده جایگزین داخلی ندارد و تلاش شرکت برای واردات آن از کشورهای منطقه هم به نتیجه نرسیده است.
یک تامینکننده در ترکیه به شرکت گفته بود که امکان صادرات نیتروسلولز را ندارد، چون بخشی از نیاز داخلی ترکیه پیشتر از کشورهای دیگر تامین میشد و حالا تولید موجود باید در همان بازار داخلی مصرف شود. حمل زمینی این ماده نیز به دلیل خطرناک بودن آن با محدودیتها و پیچیدگیهای بیشتری روبهرو است.
پیامد این کمبود برای کارخانه روشن بوده است: تمام سفارشهای رنگ فوری آن در بیش از یک سال گذشته لغو شده یا شرکت نتوانسته آنها را بپذیرد. این سفارشها از صنایع خودروسازی، قطعهسازی، چوب و لوازم خانگی میآمدند. چند سفارش صادراتی هم به دلیل نبود نیتروسلولز از دست رفتهاند.
منبع میگوید نیتروسلولز ممکن است کاربردهای نظامی هم داشته باشد، اما خودش درباره جزییات این کاربرد اطلاع دقیقی ندارد. تجربه مستقیم او به خرید این ماده برای تولید رنگهای سریعخشک و توقف عرضه آن محدود است.
یک کارگاه تولید رنگ در تهران
توقف عرضه از پتروشیمی کارون
دو ماده دیگر، تیدیآی و اِمدیآی، در تولید چسبها و برخی روانکنندههای صنعتی کاربرد دارند. شرکت مورد اشاره این مواد را از عرضههای پتروشیمی کارون تهیه میکرد.
این مدیر میگوید پس از جنگ ۴۰ روزه دیگر هیچ عرضهای از پتروشیمی کارون ندیده است. این بخش از روایت او بر تجربه مستقیم خرید استوار است. با این حال، او درباره وضعیت فنی خطوط تولید این مجموعه اطلاع مستقیمی ندارد و نمیتواند گزارشهای غیررسمی درباره تعطیلی آن را تایید کند.
برای خریدار صنعتی، نتیجه عملی روشن است: مادهای که پیشتر از تولیدکننده داخلی تهیه میشد، حالا در دسترس نیست. گزینه بعدی واردات است؛ گزینهای که خود با صف چندماهه حمل، هزینه بالاتر و محدودیت انتقال مواد شیمیایی روبهرو شده است.
حتی اگر شرکت بتواند این دو ماده را از خارج از ایران پیدا کند، انتقال زمینی آنها ممکن است قیمت نهایی را چند برابر کند. این افزایش هزینه به محصول نهایی منتقل میشود و مشتریانی را که خود با مشکل نقدینگی روبهرو هستند، از ثبت سفارش منصرف میکند.
رنگ کیلویی ۴۸۰ هزار تومان
جهش قیمت رنگ روغنی نمونهای از فشاری است که حالا انتهای زنجیره نیز آن را احساس میکند. به گفته منبع، هر کیلو از این رنگ سال گذشته حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ هزار تومان فروخته میشد. قیمت همان محصول هنگام مصاحبه به حدود ۴۸۰ هزار تومان رسیده بود؛ یعنی تقریبا سهونیم برابر.
این عدد شاخص قیمت کل صنعت رنگ نیست، اما نشان میدهد افزایش هزینه مواد اولیه چگونه توان خرید یک مشتری را محدود میکند. منبع میگوید بعضی مشتریان همچنان به محصول نیاز دارند، ولی به دلیل قیمت بالا و کمبود بودجه دیگر سفارش نمیدهند.
کاهش سفارشهای مربوط به مدارس نمونهای از این وضعیت است. در سالهای گذشته، شرکت در آستانه آغاز سال تحصیلی حجم قابل توجهی رنگ برای نوسازی مدارس میفروخت، اما امسال هیچ سفارشی از این بخش دریافت نکرده است.
بررسی مناقصهها از سوی شرکت نشان داده که فعالیتها کاملا متوقف نشده، اما تعداد آنها بهشدت کاهش یافته است. در سالهای قبل، شرکت در ۶ ماه نخست سال معمولا با دستکم دو یا سه مناقصه راهداری روبهرو میشد. امسال فقط یک مناقصه برگزار شد که به دلیل نرسیدن بودجه اجرا نشد و به ماه بعد موکول شد.
در بخش نوسازی مدارس نیز خریدهایی انجام شده، اما به گفته منبع، این خریدها محدود و از موجودی انبار شرکتها بوده و حجم آنها حتی به سطح برگزاری مناقصه یا استعلام گسترده نرسیده است.
بنابراین کاهش پروژههای عمومی را نمیتوان فقط به نبود حلال یا رنگ نسبت داد. افزایش شدید قیمت و محدودیت بودجه دولت هم در کاهش سفارشها نقش دارند. این دو عامل یکدیگر را تشدید میکنند: مواد اولیه نایاب و گران میشوند، قیمت محصول بالا میرود و نهاد خریدار توان تأمین بودجه را از دست میدهد.
یک رنگفروشی در تهران
از ۲۵ روز تا ۹ ماه انتظار
بحران فقط داخل بازار مواد شیمیایی شکل نگرفته، تغییر مسیرهای حملونقل، واردات جایگزین را هم دشوار کرده است.
پیش از بحران، محمولههای خریداریشده از چین و از مسیر دریا حمل میشدند و حدود ۲۵ روز بعد به بندر رجایی میرسیدند. شرکت سپس کالا را ترخیص میکرد و تحویل میگرفت.
پس از جنگ ۴۰ روزه، انتقال مواد به مسیرهای زمینی و ریلی وابسته شده است. منبع برای چند خرید مختلف از حدود ۱۰ شرکت حمل استعلام گرفته و در همه موارد با زمان انتظار ۶ تا ۹ ماه روبهرو شده است. پس از پایان این صف، حمل محموله نیز حدود ۲۵ تا ۳۰ روز زمان میبرد.
موقعیت جغرافیایی شرکت در شرق ایران این مشکل را توضیح نمیدهد. این منطقه برای دسترسی زمینی و ریلی به چین حتی موقعیت مناسبتری نسبت به بخشهایی از مرکز و غرب ایران دارد. با این حال، صف حمل ریلی و زمینی در شرق هم ۶ تا ۹ ماه اعلام شده است.
این منبع مشکل اصلی را «ظرفیتهای موجود» میداند؛ جاده و راهآهن نمیتوانند حجمی را که پیشتر با کشتی منتقل میشد، جابهجا کنند. انتقال تقاضای حمل از مسیر دریایی به ناوگان محدود زمینی و ریلی، صفی ایجاد کرده که امکان برنامهریزی عادی تولید را از کارخانهها گرفته است.
برای صنعتی که باید زمان ورود مواد اولیه، تولید و تحویل سفارش را هماهنگ کند، انتظار ۶ تا ۹ ماهه فقط یک تاخیر حمل نیست. شرکت نمیداند مواد چه زمانی میرسند، با چه قیمتی تمام میشوند و آیا مشتری تا آن زمان همچنان سفارش خود را حفظ خواهد کرد.
سفارشهایی که به چین میروند
پیامد این بحران از بازار داخلی ایران فراتر رفته است. منبع میگوید شرکت در یک سال گذشته سفارشهای متعددی از تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان داشته، اما بسیاری از آنها لغو شدهاند یا شرکت نتوانسته محصول را تامین کند. او اطلاعی ندارد که مشتریان ازدسترفته در نهایت از کجا خرید کردهاند، اما احتمال میدهد آنها به تأمینکنندگان چینی روی آورده باشند.
این تجربه به معنی توقف کل صادرات رنگ و مواد شیمیایی ایران به آسیای میانه نیست، اما نشان میدهد دستکم بخشی از مشتریان منطقهای تامینکنندگان ایرانی با مشکل روبهرو شدهاند.
از دست رفتن سفارش صادراتی فقط کاهش فروش کوتاهمدت نیست. اگر مشتری مسیر تامین خود را تغییر دهد و با فروشنده جدید قرارداد ببندد، بازگشت به آن بازار حتی پس از عادی شدن تولید دشوار خواهد بود.
کارخانهای که دیگر هزینههایش را پوشش نمیدهد
کاهش تولید، جهش هزینه و از دست رفتن سفارشها اکنون به تراز مالی شرکت رسیده است. این مدیر میگوید شرکت از ابتدای سال زیانده بوده و ادامه وضعیت میتواند آن را به تصمیمهایی مانند تعدیل نیرو وادار کند.
او تجربه مشابهی را از همکارانش در شرکتهای دیگر هم شنیده است، اما درباره وضعیت مالی و تولید آن شرکتها اطلاعات مستقیم ندارد. هشدار او درباره تعطیلی گسترده صنایع، ارزیابی یک مدیر صنعتی از ادامه روند فعلی است، نه آماری درباره تعداد کارخانههای در آستانه تعطیلی.
با این حال، تجربه مستقیم شرکت خودش نشانههای فشار را روشن میکند: تولید به کمتر از نصف رسیده، مواد اصلی در بورس و بازار آزاد پیدا نمیشوند، سفارشهای داخلی و صادراتی از دست رفتهاند و کارخانه از نقطه سربهسر مالی پایینتر رفته است.
در انتهای این زنجیره، همان سفارش رنگ ترافیکی هنوز روی میز مانده است. مشتری محصول را میخواهد و کارخانه توان فنی تولید آن را دارد، اما یکی از حلالهای اصلی در دسترس نیست. مسئول خرید نمیتواند زمان تحویل مشخصی بدهد، چون نمیداند ماده مورد نیاز چه زمانی دوباره عرضه خواهد شد.
اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، مساله فقط رنگ نشدن چند جدول یا تاخیر در خطکشی یک جاده نخواهد بود. کارخانهای که امروز یک سفارش را معطل نگه داشته، ممکن است فردا ناچار شود بخشی از نیروی کار خود را کنار بگذارد یا خط تولیدش را خاموش کند.