پنتاگون از جنگ ایران چه درسی گرفت؟

جنگ ایران آغازگر بازسازی صنعت تسلیحاتی آمریکا نبود، اما فاصله میان سرعت مصرف مهمات در میدان جنگ و توان کارخانههای این کشور را آشکارتر کرد.

جنگ ایران آغازگر بازسازی صنعت تسلیحاتی آمریکا نبود، اما فاصله میان سرعت مصرف مهمات در میدان جنگ و توان کارخانههای این کشور را آشکارتر کرد.
اکنون پنتاگون فقط بهدنبال پر کردن انبارها نیست بلکه قراردادها، خطوط تولید و زنجیره تامین را تغییر میدهد تا برای جنگهای طولانی و بحرانهای همزمان آماده شود.
گزارشهای تازه درباره کاهش ذخایر موشکی آمریکا، در رسانههای جمهوری اسلامی عمدتا بهعنوان نشانهای از «خالی شدن زرادخانه» یا تضعیف ارتش این کشور بازتاب پیدا کردهاند، اما بررسی اسناد رسمی وزارت دفاع و ارتش آمریکا، تصویر پیچیدهتری نشان میدهد.
مساله این نیست که آمریکا دیگر موشک ندارد. مساله این است که جنگ مدرن میتواند ظرف چند ساعت، معادل هفتهها یا ماهها تولید کارخانهها مهمات مصرف کند. آن هم در شرایطی که همان خطوط تولید باید نیاز ارتش آمریکا، اوکراین، اسرائیل، متحدان اروپایی و کشورهای خلیج فارس را نیز تامین کنند.
خبرگزاری رویترز چهارم اوت، به نقل از سه منبع آگاه گزارش داد ارتش آمریکا در جنگ ایران تقریبا تمام موجودی در دسترس موشکهای دوربرد اتکمز و نسل جدیدتر آن، موشک ضربتی دقیق یا پریزم، را مصرف کرده است.
این خبرگزاری همچنین از فشار بر ذخایر موشکهای کروز تاماهاوک و جزم و رهگیرهای پاتریوت و تاد خبر داد.
پنتاگون تعداد دقیق مهمات مصرفشده یا موجودی انبارهای خود را علنی نکرده است؛ بنابراین درصدها و ارقام منتشرشده، هنوز آمار رسمی دولت آمریکا محسوب نمیشوند.
با این حال، قراردادها و تصمیمهای علنی خود پنتاگون نشان میدهد نگرانی درباره سرعت تولید و توان جایگزینی مهمات، واقعی است.
چند ساعت جنگ، چند ماه تولید
یکی از روشنترین نمونهها، رهگیر پیشرفته پاتریوت، موسوم به پیایسی-۳ اماسای است؛ موشکی که برای مقابله با موشکهای بالستیک تاکتیکی، موشکهای کروز و برخی هواگردها طراحی شده است.
بر اساس اعلام ارتش آمریکا، ظرفیت حداکثری تولید سالانه این رهگیر در سال ۲۰۲۴ از ۵۵۰ به ۶۵۰ فروند افزایش یافت. این رقم در آغاز تولید در سال ۲۰۱۴ تنها ۹۲ فروند در سال بود. سند بودجه سال مالی ۲۰۲۵ نیز خرید ۲۳۰ فروند از این رهگیر را برای همان سال پیشبینی کرده بود.
اگر عدد ۶۵۰ را صرفا برای درک مقیاس تقسیم کنیم، به میانگین نظری حدود ۵۴ رهگیر در ماه میرسیم. تولید واقعی البته بهصورت دستهای انجام میشود و کارخانه هر ماه دقیقا همین تعداد را تحویل نمیدهد.
در مقابل، یک موج حمله میتواند در چند ساعت دهها یا صدها موشک و پهپاد را وارد میدان کند. در دفاع موشکی نیز همیشه رابطه «یک هدف، یک رهگیر» برقرار نیست. با توجه به نوع تهدید، اهمیت هدف و احتمال موفقیت، ممکن است برای یک موشک ورودی بیش از یک رهگیر شلیک شود.
همه تهدیدها هم با پاتریوت یا تاد هدف قرار نمیگیرند؛ جنگندهها، ناوهای مجهز به رهگیرهای دریایی و سامانههای جنگ الکترونیک نیز بخشی از دفاع را بر عهده دارند. با این حال، محاسبه اصلی روشن است: سرعت مصرف در جنگ میتواند بهمراتب از سرعت جایگزینی در کارخانه بیشتر باشد.
چهار سلاح، چهار ماموریت
فشار واردشده بر صنعت موشکی آمریکا به یک نوع سلاح محدود نیست.
پاتریوت و تاد، سلاحهای دفاعیاند. پاتریوت عمدتا در لایه پایینتر و نزدیکتر به منطقه مورد حفاظت عمل میکند. تاد برای مقابله با موشکهای بالستیک در ارتفاع بالاتر طراحی شده و میتواند لایه دیگری به شبکه دفاع موشکی اضافه کند.
تاماهاوک، در مقابل، یک موشک کروز تهاجمی است که از ناو یا زیردریایی شلیک میشود و برای حمله دقیق به اهداف زمینی دوردست به کار میرود.
پریزم نیز نسل تازه موشکهای دوربرد نیروی زمینی آمریکاست. این موشک قرار است بهتدریج جایگزین اتکمز شود. پریزم از پرتابگرهایی مانند هیمارس شلیک میشود و هر محفظه پرتاب میتواند دو فروند از آن را حمل کند؛ در حالی که در همان محفظه تنها یک اتکمز جای میگیرد.
جزم نیز یک موشک کروز هواپرتاب است. برخلاف تاماهاوک که از دریا و پریزم که از زمین شلیک میشود، جزم را بمبافکنها و جنگندهها حمل میکنند تا بدون ورود به محدوده اصلی پدافند دشمن، اهداف دوردست را بزنند.
این تفاوتها مهماند، چون آمریکا در جنگ ایران همزمان به موشکهای تهاجمی برای زدن اهداف و رهگیرهای دفاعی برای حفاظت از نیروها، پایگاهها و متحدانش نیاز داشت. فشار بنابراین فقط روی یک انبار یا یک خط تولید وارد نشد.
از ۶۰۰ به دو هزار رهگیر در سال
وزارت دفاع آمریکا ششم ژانویه ۲۰۲۶ از توافقی هفتساله با لاکهید مارتین خبر داد که هدف آن افزایش ظرفیت تولید سالانه پیایسی-۳ اماسای از حدود ۶۰۰ به نزدیک دو هزار فروند است؛ بیش از سه برابر ظرفیت موجود.
اهمیت این توافق فقط در عدد دو هزار نیست.
در مدل قدیمی، شرکتهای دفاعی با سفارشهای محدود و سالانه روبهرو بودند و مطمئن نبودند سرمایهگذاری سنگین برای ساخت کارخانه، خرید ماشینآلات یا استخدام نیروی تازه بازخواهد گشت. قراردادهای بلندمدت، تقاضای چندساله را تضمین میکنند و به شرکتها اجازه میدهند با اطمینان بیشتری ظرفیت خود را توسعه دهند.
این همان تغییری است که مایکل دافی، معاون وزارت دفاع آمریکا در امور خرید و پشتیبانی، درباره آن صحبت کرده است.
او گفت نقطه قوت قدیمی آمریکا، طراحی پیچیدهترین و پیشرفتهترین سامانههای تسلیحاتی جهان بود؛ اما محیط جهانی تغییر کرده و پنتاگون اکنون باید علاوه بر فناوری برتر، «سرعت و حجم» را نیز در اولویت قرار دهد.
دافی گفت وزارت دفاع باید نوآوریهای بیرون از ساختمان پنتاگون را سریعتر وارد فرایند خرید کند و با کمترین مانع در اختیار نیروهای نظامی بگذارد.
او پیشتر نیز گفته بود آنچه زمانی یک دهه طول میکشید، اکنون باید ظرف چند ماه یا چند هفته تحویل شود.
موشک را یک شرکت نمیسازد
افزایش خط مونتاژ نهایی، بهتنهایی مشکل را حل نمیکند.
یک موشک پیشرفته از موتور سوخت جامد، حسگر هدفیاب، سامانه هدایت، قطعات الکترونیکی، بخش کنترل و بدنه تشکیل شده است. این اجزا ممکن است در شرکتها و ایالتهای مختلف ساخته شوند. دیر رسیدن تنها یکی از آنها میتواند تحویل موشک کامل را عقب بیندازد.
لاکهید مارتین پیمانکار اصلی رهگیر پیایسی-۳، سامانه تاد و موشک پریزم است. شرکت آرتیاکس، که ریتیون بخشی از آن است، سامانه پاتریوت، تاماهاوک و چند خانواده از موشکهای دریایی را تولید میکند.
اما پنتاگون اکنون مستقیما سراغ شرکتهای پایینتر زنجیره تامین هم رفته است. شرکت التریهریس، پس از خرید ایروجت راکتداین، یکی از تولیدکنندگان اصلی موتورهای موشکی آمریکا شده و در قراردادهای تازه مسئول افزایش تولید سامانههای پیشران پاتریوت و تاد است.
وزارت دفاع آمریکا سوم اوت نیز از توافق با نورثروپ گرومن برای افزایش تولید قطعات پیایسی-۳ و تاد خبر داد. یکی از اهداف این برنامه، ایجاد منبع دوم برای قطعات حیاتی است تا تولید به یک شرکت یا یک کارخانه وابسته نماند.
اگر یک کارخانه با حادثه، کمبود مواد اولیه، حمله سایبری یا تاخیر تولید مواجه شود، مسیر دوم میتواند مانع توقف کل زنجیره شود. راهبرد اعلامشده پنتاگون نیز حفظ دستکم دو منبع واجد شرایط برای قطعات حیاتی و دوری از انحصار یک تامینکننده است.
ترامپ کمبود را رد میکند، اما از ساخت کارخانههای تازه میگوید
دونالد ترامپ ششم اوت، در واکنش به گزارش واشینگتنپست درباره کمبود برخی مهمات، در تروت سوشال نوشت آمریکا «مقادیر بسیار بزرگی» مهمات، بهویژه از برخی انواع خاص، در اختیار دارد و در صورت نیاز، مهمات بیشتری تولید و به این کشور تحویل داده خواهد شد.
ترامپ همچنین نوشت شرکتهای دفاعی در حال ساخت بیشترین تعداد کارخانه و تاسیسات تولیدی در تاریخ آمریکا هستند. او افشاکنندگان اطلاعات مربوط به ذخایر را به بیان مطالب «خائنانه» متهم کرد و گفت دولت برای آنان احکام حبس طولانیمدت درخواست خواهد کرد.
این دو بخش از سخنان ترامپ الزاما با یکدیگر تناقض ندارند. دولت میتواند هم بگوید موجودی فعلی برای ادامه عملیات کافی است و هم برای افزایش ذخایر، پاسخگویی به سفارش متحدان و آمادگی برای بحران بعدی، کارخانههای بیشتری بسازد.
موجودی واقعی انبارها محرمانه است؛ اما قراردادهای بلندمدت، توسعه خطوط تولید و ایجاد تامینکنندگان تازه، علنیاند.
چین در مرکز محاسبات دفاعی آمریکا
جنگ ایران تنها دلیل این تغییر نیست.
جنگ اوکراین پیش از آن نشان داده بود ذخایر مهمات آمریکا و اروپا برای یک جنگ طولانی با نرخ مصرف بالا طراحی نشدهاند. همزمان، واشینگتن باید از اسرائیل، نیروهای خود و شرکایش در خاورمیانه حمایت کند.
اما نگرانی بلندمدت پنتاگون چین است.
راهبرد دفاع ملی آمریکا در سال ۲۰۲۶، بازدارندگی چین در منطقه هند و اقیانوس آرام را یکی از محورهای اصلی معرفی کرده و درباره «سرعت، مقیاس و کیفیت» گسترش توان نظامی چین هشدار داده است. این سند بر ایجاد قدرت بازدارندگی در زنجیره نخست جزایر و افزایش توان آمریکا و متحدانش تاکید میکند.
نگرانی ساده است: اگر همزمان با ادامه حمایت از اوکراین و حضور نظامی در خاورمیانه، بحرانی در تنگه تایوان یا دریای چین جنوبی شکل بگیرد، آمریکا باید برای چند جبهه مهمات کافی داشته باشد.
بازسازی صنعت دفاعی آمریکا پیش از جنگ ایران آغاز شده بود. زنجیره تامین شکننده، تعداد محدود تامینکنندگان و قراردادهای کوتاهمدت، سالها موضوع گزارشها و برنامههای رسمی پنتاگون بودند.
اما جنگ ایران این مشکل را از یک بحث بلندمدت صنعتی، به ضرورتی عملیاتی تبدیل کرد.
درس جنگ برای پنتاگون این نبود که بزرگترین ارتش جهان دیگر سلاح ندارد. درس این بود که موجودی انبار تنها بخشی از قدرت نظامی است.
بخش دیگر، کارخانههایی هستند که باید بتوانند موشکهای مصرفشده را پیش از آغاز بحران بعدی جایگزین کنند.
به همین دلیل، پاسخ آمریکا فقط خرید موشک بیشتر نیست: قراردادهای هفتساله، توسعه کارخانهها، افزایش تولید موتور، ورود تامینکنندگان تازه و اولویت دادن به سرعت و حجم در کنار پیچیدگی و کیفیت.
حتی بزرگترین زرادخانه جهان هم، اگر سرعت کارخانههایش از سرعت جنگ عقب بماند، با محدودیت روبهرو خواهد شد.