چاه نفت منتظر نمیماند؛ هزینه پنهان توقف تولید چیست؟

مقامهای جمهوری اسلامی درباره نفت چنان سخن میگویند که گویی تنها مساله، فروش امروز یا فردای چند میلیون بشکه کالای ذخیرهشده است.

مقامهای جمهوری اسلامی درباره نفت چنان سخن میگویند که گویی تنها مساله، فروش امروز یا فردای چند میلیون بشکه کالای ذخیرهشده است.
در این روایت، اگر صادرات متوقف شود، نفت در زیر زمین باقی میماند و هر زمان محاصره یا تحریم پایان یافت، میتوان دوباره شیر چاهها را باز کرد و تولید را از همان نقطه ادامه داد.
محسن پاکنژاد، وزیر نفت جمهوری اسلامی، ۱۲ شهریور گفت صادرات نفت ایران در جریان جنگ ۴۰ روزه «حتی یک ساعت» متوقف نشد. او پیشتر نیز ادعا کرده بود در آن دوره حتی یک روز کاهش تولید وجود نداشت. اما این سخنان، حتی اگر درباره آن مقطع محدود درست باشد، به پرسش مهمتری پاسخ نمیدهد: پس از کاهش شدید بارگیری نفت و محدود شدن ظرفیت ذخیرهسازی، چه مقدار از تولید ایران باید متوقف شود و بازگرداندن چاهها و تاسیسات به مدار چه هزینهای خواهد داشت؟
دادههای مستقل نشان میدهند که وضعیت پس از آن دوره بهشدت تغییر کرده است. برآوردهای شرکت اطلاعات انرژی کپلر که در اوایل سپتامبر منتشر شد، نشان میدهد بارگیری نفت ایران از حدود یک میلیون و ۸۳۰ هزار بشکه در روز در ماه مارس به حدود ۲۵۵ هزار بشکه در ماه اوت کاهش یافته است. بر اساس برآورد همان شرکت، تولید نفت خام ایران نیز از حدود سه میلیون و ۲۴۰ هزار بشکه در روز به یک میلیون و ۷۵۵ هزار بشکه کاهش یافته است. همزمان، موجودی نفت در پایانهها، پالایشگاهها و دیگر مخازن خشکی افزایش یافت.
ممکن است مقداری از نفت ایران همچنان در چین تخلیه شود، اما بخش مهمی از آن پیش از تشدید محاصره از ایران خارج شده و برای مدتی روی نفتکشهای مستقر در آبهای آسیا باقی مانده بود. فروش چنین محمولههایی را نمیتوان معادل خروج نفت تازه از چاهها و پایانههای ایران دانست.
وقتی صادرات کاهش مییابد، نفت تولیدشده ابتدا در مخازن خشکی، پالایشگاهها و نفتکشها ذخیره میشود. اما ظرفیت ذخیرهسازی نامحدود نیست. با پر شدن مخازن، فشار بحران از سطح تجارت و حملونقل به تاسیسات تولید و در نهایت به خود چاهها منتقل میشود. شرکت ملی نفت ناچار است تولید برخی چاهها را کاهش دهد یا آنها را بهطور کامل از مدار خارج کند.
یک میدان نفتی، انبار زیرزمینی نیست
تصور عمومی از میدان نفتی گاهی شبیه کیسه یا دریاچهای زیرزمینی است که میتوان برداشت از آن را متوقف کرد و چند ماه بعد دوباره ادامه داد. اما نفت در فضای متخلخل [سوراخسوراخ] سنگها و شبکهای از شکستگیهای طبیعی قرار دارد و حرکت آن بهسوی چاه به فشار مخزن، ویژگی سنگ، ترکیب سیالات و نحوه مدیریت تولید بستگی دارد.
به همین دلیل، توقف تولید از تمام چاهها نتیجه یکسانی ندارد. برخی میادین متعارف خاورمیانه میتوانند توقف کوتاهمدت را بدون خسارت جدی تحمل کنند. در بعضی مخازن شکافدار، کاهش موقت تولید حتی میتواند به بازگشت فشار و حرکت تدریجی نفت از منافذ سنگ به داخل شکستگیها کمک کند.
رابین میلز، پژوهشگر مرکز سیاستگذاری انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا، معتقد است توقف تولید احتمالا خسارتی فاجعهبار یا دائمی به بخش عمده صنعت نفت ایران وارد نخواهد کرد. او یادآوری میکند که تولید ایران پس از کاهشهای ناشی از تحریم و همهگیری کرونا نیز نسبتا سریع افزایش یافت. این نکته مهم است، زیرا نباید برای انتقاد از جمهوری اسلامی به ادعای غیرعلمی «نابودی قطعی همه چاهها» متوسل شد.
اما قابل بازگشت بودن تولید به معنای رایگان، فوری یا بدون خطر بودن آن نیست.
ایران تعداد زیادی میدان و چاه قدیمی دارد. میدانهایی مانند اهواز، مارون، گچساران و آغاجاری دهههاست در حال تولیدند. چاههای کمفشار یا چاههایی که همراه نفت مقدار زیادی آب تولید میکنند، ممکن است پس از یک توقف طولانی دیگر بهطور طبیعی جریان پیدا نکنند. راهاندازی آنها میتواند به پمپ، تزریق موقت نیتروژن، شستوشوی شیمیایی یا عملیات تعمیر چاه نیاز داشته باشد.
در دوره توقف، رسوبات معدنی، آسفالتین و مواد سنگین نفتی ممکن است در اطراف چاه، لوله تولید یا خطوط انتقال انباشته شوند. خوردگی، تهنشینی شن و مواد جامد، خرابی پمپها و جریان ناخواسته میان لایههایی با فشارهای متفاوت نیز از خطرهای شناختهشدهاند.
کمیته مشورتی مخازن انجمن مهندسان نفت در تحلیلی درباره توقفهای طولانیمدت هشدار داده است که خوردگی، رسوب مواد، آسیب پمپها و گرفتگی چاه میتواند راهاندازی مجدد برخی چاهها را به عملیات تعمیر، تحریک یا تکمیل دوباره نیازمند کند. در چاههای کمبازده نیز ممکن است هزینه احیا به اندازهای بالا برود که ادامه بهرهبرداری از نظر اقتصادی توجیهپذیر نباشد. این هزینهها در آمار ساده «بشکههای فروختهنشده» دیده نمیشوند.
تعطیلی چرخشی نیز رایگان نیست
شرکت ملی نفت ایران تجربه مدیریت کاهش تولید در دورههای تحریم را دارد. یکی از روشها این است که بهجای تعطیلی کامل یک میدان، چاهها بهصورت چرخشی از مدار خارج شوند تا هیچ چاهی برای مدت بسیار طولانی متوقف نماند.
این روش میتواند خطر را کاهش دهد، اما نیازمند نظارت مداوم بر فشار، ترکیب سیالات، تزریق گاز، خوردگی، وضعیت پمپها و تاسیسات سطحی است. خاموش و روشن کردن مکرر چاهها، تغییر نرخ تزریق مواد شیمیایی و تنظیم دوباره واحدهای فرآورش نیز هزینه عملیاتی را افزایش میدهد.
به بیان دیگر، حکومت حتی برای تولید نکردن نیز باید پول خرج کند. اگر کاهش درآمد نفتی باعث کمبود بودجه تعمیرات و نگهداری شود، آنچه در آغاز یک توقف قابل کنترل است، میتواند به خرابی پرهزینه تبدیل شود.
مساله اساسی این نیست که آیا تمام چاهها از بین خواهند رفت؛ مساله این است که چند چاه بدون عملیات اضافی بازمیگردند، احیای بقیه چه مدت طول میکشد و چه کسی هزینه آن را خواهد پرداخت.
تزریق گاز؛ پیوند نفت خاموش با بحران گاز
بخش مهمی از میادین قدیمی ایران برای حفظ فشار و افزایش بازیافت نفت به تزریق گاز وابستهاند. کپلر میزان تاریخی تزریق گاز به میادین نفتی ایران را حدود ۴.۸ میلیارد فوت مکعب [حدود ۱۳۶ میلیون متر مکعب] در روز برآورد کرده است. ایران حتی پیش از بحران کنونی نیز به اندازه مورد نیاز مخازن گاز تزریق نمیکرد.
اکنون این مشکل میتواند شدیدتر شود. تولید گاز پارس جنوبی با میعانات گازی همراه است. اگر امکان صادرات، ذخیرهسازی یا مصرف این میعانات محدود شود، ایران ممکن است ناچار به کاهش تولید گاز شود. در آن صورت حکومت باید میان مصرف خانگی، نیروگاهها، صنایع، صادرات و تزریق به میادین نفتی اولویتبندی کند.
کاهش تزریق گاز لزوما فردای همان روز یک چاه را نابود نمیکند، اما در طول زمان میتواند فشار مخزن و میزان نهایی نفت قابل برداشت را کاهش دهد. به این ترتیب، بحران صادرات نفت ممکن است از مسیر میعانات و گاز دوباره به میادین نفتی بازگردد.
این همان بخشی از صورتحساب است که در سخنان مقامهای جمهوری اسلامی جایی ندارد. آنان درباره ادامه صادرات، دور زدن تحریم یا تحویل نفت در هزاران کیلومتر دورتر سخن میگویند، اما توضیح نمیدهند حفظ فشار مخازن در دوره کاهش تولید چه مقدار گاز، تجهیزات و سرمایه لازم دارد.
زیان پنهان در میادین مشترک
همه میدانهای ایران را نیز نمیتوان با یک معیار تعطیل کرد. آزادگان و یادآوران با عراق، فروزان با عربستان سعودی و سلمان با امارات متحده عربی مشترکاند. این کشورها از بخشهای مختلف یک ساختار زمینشناسی پیوسته برداشت میکنند.
کاهش تولید ایران به این معنا نیست که نفت با سرعت و نسبت مشخصی فوراً بهسوی چاههای کشور همسایه حرکت خواهد کرد؛ رفتار هر مخزن به ویژگیهای زمینشناسی آن بستگی دارد. اما اگر ایران برای مدتی طولانی تولید و توسعه را متوقف کند و طرف مقابل به حفاری و برداشت ادامه دهد، سهم اقتصادی ایران از منبع مشترک میتواند کاهش یابد.
در چنین میادینی، نفتی که امروز استخراج نمیشود الزاما برای استفاده انحصاری نسل آینده ایران کنار گذاشته نشده است. ادامه برداشت در سوی دیگر مرز میتواند در برخی مخازن سهم قابل برداشت یا فرصت اقتصادی ایران را کاهش دهد.
صورتحساب واقعی توقف تولید
خسارت توقف اجباری تولید را باید در چند ستون جداگانه محاسبه کرد: درآمدی که امروز از دست میرود؛ هزینه ذخیرهسازی و مدیریت چاههای تعطیل؛ مخارج تعمیر و راهاندازی مجدد؛ کاهش احتمالی ظرفیت یا بازیافت نهایی مخزن؛ و فرصت از دست رفته در میادین مشترک.
هزینههای غیرمستقیم نیز وجود دارند. کاهش تولید گاز میتواند برق نیروگاهها، خوراک پتروشیمیها و فعالیت صنایع را تحت فشار قرار دهد. اگر گاز کمتری در دسترس باشد، حکومت ناچار است میان مصرف داخلی، تولید برق، صنعت، صادرات و تزریق به میادین نفتی انتخابهای دشوارتری انجام دهد.
بنابراین محاصره و کاهش صادرات فقط حساب جاری جمهوری اسلامی را هدف قرار نمیدهد. اگر این وضعیت طولانی شود و چاهها و تاسیسات بهدرستی نگهداری نشوند، بخشی از هزینه به ترازنامه ملی ایران و حتی حکومت آینده منتقل خواهد شد.
وزیر نفت میتواند درباره ادامه تولید در یک دوره محدود یا صادرات بدون وقفه سخن بگوید، اما باید به پرسشهای دیگری نیز پاسخ دهد: اکنون چه تعداد چاه با ظرفیت کامل تولید میکنند؟ چه تعداد کاهش تولید داده یا متوقف شدهاند؟ هزینه تعطیلی چرخشی چاهها چقدر است؟ برنامه تزریق گاز چگونه تغییر کرده است؟ و چه میزان بودجه برای تعمیر و بازگرداندن تولید کنار گذاشته شده است؟
بدون انتشار این اطلاعات، ادعای «تداوم تولید» تصویر کاملی از وضعیت صنعت نفت ایران ارائه نمیکند.
چاه نفت کیسهای نیست که بتوان آن را بست و سالها بعد بدون هزینه دوباره گشود. شاید بیشتر چاههای ایران قابل احیا باشند، اما توقف اجباری تولید نه رایگان است و نه لزوما بازگشت از آن فوری خواهد بود. هر ماه تاخیر، کمبود تعمیرات، کاهش تزریق و مدیریت نامناسب میتواند هزینه بازگشت را افزایش دهد. جمهوری اسلامی فقط نفت امروز ایران را ارزان نمیفروشد یا از فروش آن بازنمیماند؛ با سیاستهای خود، بخشی از هزینه حفاظت و احیای این ثروت ملی را نیز برای مردم و نسل آینده باقی میگذارد.