• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

چاه نفت منتظر نمی‌ماند؛ هزینه پنهان توقف تولید چیست؟

مهدی مصلحی

کارشناس بازار انرژی

۲۸ شهریور ۱۴۰۵، ۲۲:۰۴ (‎+۱ گرینویچ)

مقام‌های جمهوری اسلامی درباره نفت چنان سخن می‌گویند که گویی تنها مساله، فروش امروز یا فردای چند میلیون بشکه کالای ذخیره‌شده است.

در این روایت، اگر صادرات متوقف شود، نفت در زیر زمین باقی می‌ماند و هر زمان محاصره یا تحریم پایان یافت، می‌توان دوباره شیر چاه‌ها را باز کرد و تولید را از همان نقطه ادامه داد.

محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت جمهوری اسلامی، ۱۲ شهریور گفت صادرات نفت ایران در جریان جنگ ۴۰ روزه «حتی یک ساعت» متوقف نشد. او پیش‌تر نیز ادعا کرده بود در آن دوره حتی یک روز کاهش تولید وجود نداشت. اما این سخنان، حتی اگر درباره آن مقطع محدود درست باشد، به پرسش مهم‌تری پاسخ نمی‌دهد: پس از کاهش شدید بارگیری نفت و محدود شدن ظرفیت ذخیره‌سازی، چه مقدار از تولید ایران باید متوقف شود و بازگرداندن چاه‌ها و تاسیسات به مدار چه هزینه‌ای خواهد داشت؟

داده‌های مستقل نشان می‌دهند که وضعیت پس از آن دوره به‌شدت تغییر کرده است. برآوردهای شرکت اطلاعات انرژی کپلر که در اوایل سپتامبر منتشر شد، نشان می‌دهد بارگیری نفت ایران از حدود یک میلیون و ۸۳۰ هزار بشکه در روز در ماه مارس به حدود ۲۵۵ هزار بشکه در ماه اوت کاهش یافته است. بر اساس برآورد همان شرکت، تولید نفت خام ایران نیز از حدود سه میلیون و ۲۴۰ هزار بشکه در روز به یک میلیون و ۷۵۵ هزار بشکه کاهش یافته است. همزمان، موجودی نفت در پایانه‌ها، پالایشگاه‌ها و دیگر مخازن خشکی افزایش یافت.

ممکن است مقداری از نفت ایران همچنان در چین تخلیه شود، اما بخش مهمی از آن پیش از تشدید محاصره از ایران خارج شده و برای مدتی روی نفتکش‌های مستقر در آب‌های آسیا باقی مانده بود. فروش چنین محموله‌هایی را نمی‌توان معادل خروج نفت تازه از چاه‌ها و پایانه‌های ایران دانست.

وقتی صادرات کاهش می‌یابد، نفت تولید‌شده ابتدا در مخازن خشکی، پالایشگاه‌ها و نفتکش‌ها ذخیره می‌شود. اما ظرفیت ذخیره‌سازی نامحدود نیست. با پر شدن مخازن، فشار بحران از سطح تجارت و حمل‌ونقل به تاسیسات تولید و در نهایت به خود چاه‌ها منتقل می‌شود. شرکت ملی نفت ناچار است تولید برخی چاه‌ها را کاهش دهد یا آنها را به‌طور کامل از مدار خارج کند.

یک میدان نفتی، انبار زیرزمینی نیست
تصور عمومی از میدان نفتی گاهی شبیه کیسه یا دریاچه‌ای زیرزمینی است که می‌توان برداشت از آن را متوقف کرد و چند ماه بعد دوباره ادامه داد. اما نفت در فضای متخلخل [سوراخ‌سوراخ] سنگ‌ها و شبکه‌ای از شکستگی‌های طبیعی قرار دارد و حرکت آن به‌سوی چاه به فشار مخزن، ویژگی سنگ، ترکیب سیالات و نحوه مدیریت تولید بستگی دارد.

به همین دلیل، توقف تولید از تمام چاه‌ها نتیجه یکسانی ندارد. برخی میادین متعارف خاورمیانه می‌توانند توقف کوتاه‌مدت را بدون خسارت جدی تحمل کنند. در بعضی مخازن شکاف‌دار، کاهش موقت تولید حتی می‌تواند به بازگشت فشار و حرکت تدریجی نفت از منافذ سنگ به داخل شکستگی‌ها کمک کند.

رابین میلز، پژوهشگر مرکز سیاست‌گذاری انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا، معتقد است توقف تولید احتمالا خسارتی فاجعه‌بار یا دائمی به بخش عمده صنعت نفت ایران وارد نخواهد کرد. او یادآوری می‌کند که تولید ایران پس از کاهش‌های ناشی از تحریم و همه‌گیری کرونا نیز نسبتا سریع افزایش یافت. این نکته مهم است، زیرا نباید برای انتقاد از جمهوری اسلامی به ادعای غیرعلمی «نابودی قطعی همه چاه‌ها» متوسل شد.

اما قابل بازگشت بودن تولید به معنای رایگان، فوری یا بدون خطر بودن آن نیست.

ایران تعداد زیادی میدان و چاه قدیمی دارد. میدان‌هایی مانند اهواز، مارون، گچساران و آغاجاری دهه‌هاست در حال تولیدند. چاه‌های کم‌فشار یا چاه‌هایی که همراه نفت مقدار زیادی آب تولید می‌کنند، ممکن است پس از یک توقف طولانی دیگر به‌طور طبیعی جریان پیدا نکنند. راه‌اندازی آنها می‌تواند به پمپ، تزریق موقت نیتروژن، شست‌وشوی شیمیایی یا عملیات تعمیر چاه نیاز داشته باشد.

در دوره توقف، رسوبات معدنی، آسفالتین و مواد سنگین نفتی ممکن است در اطراف چاه، لوله تولید یا خطوط انتقال انباشته شوند. خوردگی، ته‌نشینی شن و مواد جامد، خرابی پمپ‌ها و جریان ناخواسته میان لایه‌هایی با فشارهای متفاوت نیز از خطرهای شناخته‌شده‌اند.

کمیته مشورتی مخازن انجمن مهندسان نفت در تحلیلی درباره توقف‌های طولانی‌مدت هشدار داده است که خوردگی، رسوب مواد، آسیب پمپ‌ها و گرفتگی چاه می‌تواند راه‌اندازی مجدد برخی چاه‌ها را به عملیات تعمیر، تحریک یا تکمیل دوباره نیازمند کند. در چاه‌های کم‌بازده نیز ممکن است هزینه احیا به اندازه‌ای بالا برود که ادامه بهره‌برداری از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر نباشد. این هزینه‌ها در آمار ساده «بشکه‌های فروخته‌نشده» دیده نمی‌شوند.

تعطیلی چرخشی نیز رایگان نیست
شرکت ملی نفت ایران تجربه مدیریت کاهش تولید در دوره‌های تحریم را دارد. یکی از روش‌ها این است که به‌جای تعطیلی کامل یک میدان، چاه‌ها به‌صورت چرخشی از مدار خارج شوند تا هیچ چاهی برای مدت بسیار طولانی متوقف نماند.

این روش می‌تواند خطر را کاهش دهد، اما نیازمند نظارت مداوم بر فشار، ترکیب سیالات، تزریق گاز، خوردگی، وضعیت پمپ‌ها و تاسیسات سطحی است. خاموش و روشن کردن مکرر چاه‌ها، تغییر نرخ تزریق مواد شیمیایی و تنظیم دوباره واحدهای فرآورش نیز هزینه عملیاتی را افزایش می‌دهد.

به بیان دیگر، حکومت حتی برای تولید نکردن نیز باید پول خرج کند. اگر کاهش درآمد نفتی باعث کمبود بودجه تعمیرات و نگهداری شود، آنچه در آغاز یک توقف قابل کنترل است، می‌تواند به خرابی پرهزینه تبدیل شود.

مساله اساسی این نیست که آیا تمام چاه‌ها از بین خواهند رفت؛ مساله این است که چند چاه بدون عملیات اضافی بازمی‌گردند، احیای بقیه چه مدت طول می‌کشد و چه کسی هزینه آن را خواهد پرداخت.

تزریق گاز؛ پیوند نفت خاموش با بحران گاز
بخش مهمی از میادین قدیمی ایران برای حفظ فشار و افزایش بازیافت نفت به تزریق گاز وابسته‌اند. کپلر میزان تاریخی تزریق گاز به میادین نفتی ایران را حدود ۴.۸ میلیارد فوت مکعب [حدود ۱۳۶ میلیون متر مکعب] در روز برآورد کرده است. ایران حتی پیش از بحران کنونی نیز به اندازه مورد نیاز مخازن گاز تزریق نمی‌کرد.

اکنون این مشکل می‌تواند شدیدتر شود. تولید گاز پارس جنوبی با میعانات گازی همراه است. اگر امکان صادرات، ذخیره‌سازی یا مصرف این میعانات محدود شود، ایران ممکن است ناچار به کاهش تولید گاز شود. در آن صورت حکومت باید میان مصرف خانگی، نیروگاه‌ها، صنایع، صادرات و تزریق به میادین نفتی اولویت‌بندی کند.

کاهش تزریق گاز لزوما فردای همان روز یک چاه را نابود نمی‌کند، اما در طول زمان می‌تواند فشار مخزن و میزان نهایی نفت قابل برداشت را کاهش دهد. به این ترتیب، بحران صادرات نفت ممکن است از مسیر میعانات و گاز دوباره به میادین نفتی بازگردد.

این همان بخشی از صورتحساب است که در سخنان مقام‌های جمهوری اسلامی جایی ندارد. آنان درباره ادامه صادرات، دور زدن تحریم یا تحویل نفت در هزاران کیلومتر دورتر سخن می‌گویند، اما توضیح نمی‌دهند حفظ فشار مخازن در دوره کاهش تولید چه مقدار گاز، تجهیزات و سرمایه لازم دارد.

زیان پنهان در میادین مشترک
همه میدان‌های ایران را نیز نمی‌توان با یک معیار تعطیل کرد. آزادگان و یادآوران با عراق، فروزان با عربستان سعودی و سلمان با امارات متحده عربی مشترک‌اند. این کشورها از بخش‌های مختلف یک ساختار زمین‌شناسی پیوسته برداشت می‌کنند.

کاهش تولید ایران به این معنا نیست که نفت با سرعت و نسبت مشخصی فوراً به‌سوی چاه‌های کشور همسایه حرکت خواهد کرد؛ رفتار هر مخزن به ویژگی‌های زمین‌شناسی آن بستگی دارد. اما اگر ایران برای مدتی طولانی تولید و توسعه را متوقف کند و طرف مقابل به حفاری و برداشت ادامه دهد، سهم اقتصادی ایران از منبع مشترک می‌تواند کاهش یابد.

در چنین میادینی، نفتی که امروز استخراج نمی‌شود الزاما برای استفاده انحصاری نسل آینده ایران کنار گذاشته نشده است. ادامه برداشت در سوی دیگر مرز می‌تواند در برخی مخازن سهم قابل برداشت یا فرصت اقتصادی ایران را کاهش دهد.

صورتحساب واقعی توقف تولید
خسارت توقف اجباری تولید را باید در چند ستون جداگانه محاسبه کرد: درآمدی که امروز از دست می‌رود؛ هزینه ذخیره‌سازی و مدیریت چاه‌های تعطیل؛ مخارج تعمیر و راه‌اندازی مجدد؛ کاهش احتمالی ظرفیت یا بازیافت نهایی مخزن؛ و فرصت از دست رفته در میادین مشترک.

هزینه‌های غیرمستقیم نیز وجود دارند. کاهش تولید گاز می‌تواند برق نیروگاه‌ها، خوراک پتروشیمی‌ها و فعالیت صنایع را تحت فشار قرار دهد. اگر گاز کمتری در دسترس باشد، حکومت ناچار است میان مصرف داخلی، تولید برق، صنعت، صادرات و تزریق به میادین نفتی انتخاب‌های دشوارتری انجام دهد.

بنابراین محاصره و کاهش صادرات فقط حساب جاری جمهوری اسلامی را هدف قرار نمی‌دهد. اگر این وضعیت طولانی شود و چاه‌ها و تاسیسات به‌درستی نگهداری نشوند، بخشی از هزینه به ترازنامه ملی ایران و حتی حکومت آینده منتقل خواهد شد.

وزیر نفت می‌تواند درباره ادامه تولید در یک دوره محدود یا صادرات بدون وقفه سخن بگوید، اما باید به پرسش‌های دیگری نیز پاسخ دهد: اکنون چه تعداد چاه با ظرفیت کامل تولید می‌کنند؟ چه تعداد کاهش تولید داده یا متوقف شده‌اند؟ هزینه تعطیلی چرخشی چاه‌ها چقدر است؟ برنامه تزریق گاز چگونه تغییر کرده است؟ و چه میزان بودجه برای تعمیر و بازگرداندن تولید کنار گذاشته شده است؟

بدون انتشار این اطلاعات، ادعای «تداوم تولید» تصویر کاملی از وضعیت صنعت نفت ایران ارائه نمی‌کند.

چاه نفت کیسه‌ای نیست که بتوان آن را بست و سال‌ها بعد بدون هزینه دوباره گشود. شاید بیشتر چاه‌های ایران قابل احیا باشند، اما توقف اجباری تولید نه رایگان است و نه لزوما بازگشت از آن فوری خواهد بود. هر ماه تاخیر، کمبود تعمیرات، کاهش تزریق و مدیریت نامناسب می‌تواند هزینه بازگشت را افزایش دهد. جمهوری اسلامی فقط نفت امروز ایران را ارزان نمی‌فروشد یا از فروش آن بازنمی‌ماند؛ با سیاست‌های خود، بخشی از هزینه حفاظت و احیای این ثروت ملی را نیز برای مردم و نسل آینده باقی می‌گذارد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آزار جنسی یک کودک در تبریز، مساله فقط چهار مامور نیست
۱
تحلیل

آزار جنسی یک کودک در تبریز، مساله فقط چهار مامور نیست

۲

جمهوری اسلامی حسین پدران را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

۳

انجمن خانواده‌های جان‌باختگان پی‌اس-۷۵۲: شلیک به هواپیما هدفمند و عامدانه بود

۴

گزارش نادرست هوش مصنوعی نزدیک بود ارتش آمریکا را وارد عملیات علیه یک کشتی چینی کند

۵

ترکیه مجوز فعالیت شعبه مرکزی بانک ملت در استانبول را لغو کرد

انتخاب سردبیر

  • جمهوری اسلامی حسین پدران را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی حسین پدران را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

  • زن، زندگی، آزادی؛ خیزشی که معنای حق، ترس و زندگی را دگرگون کرد
    تحلیل

    زن، زندگی، آزادی؛ خیزشی که معنای حق، ترس و زندگی را دگرگون کرد

  • آزار جنسی یک کودک در تبریز، مساله فقط چهار مامور نیست
    تحلیل

    آزار جنسی یک کودک در تبریز، مساله فقط چهار مامور نیست

  • در آستانه سال تحصیلی جدید، نظامی‌سازی مدارس در ایران تشدید شده است

    در آستانه سال تحصیلی جدید، نظامی‌سازی مدارس در ایران تشدید شده است

  • چهار سال پس از مهسا، چه چشم‌اندازی پیش روی دانشگاه‌های ایران است؟
    تحلیل

    چهار سال پس از مهسا، چه چشم‌اندازی پیش روی دانشگاه‌های ایران است؟

  • محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت ایران به چین را کاهش داده است

    محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت ایران به چین را کاهش داده است

  • آمریکا هم‌زمان با کاهش عرضه جهانی نفت، از محاصره نامحدود ایران سخن گفت

    آمریکا هم‌زمان با کاهش عرضه جهانی نفت، از محاصره نامحدود ایران سخن گفت

  • پزشکیان از کاهش درآمدها و ناتوانی دولت در اجرای برخی وعده‌ها خبر داد

    پزشکیان از کاهش درآمدها و ناتوانی دولت در اجرای برخی وعده‌ها خبر داد

  • رویترز: محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت ایران را تقریبا متوقف کرده است

    رویترز: محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت ایران را تقریبا متوقف کرده است

•
•
•

مطالب بیشتر

زن، زندگی، آزادی؛ خیزشی که معنای حق، ترس و زندگی را دگرگون کرد

۲۸ شهریور ۱۴۰۵، ۰۸:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
سارا امت‌علی
100%
زنان و مردان در جریان اعتراض‌ به مرگ مهسا ژینا امینی دور آتش حلقه زده‌اند و زنی جوان روسری‌اش را به آتش می‌اندازد

چهار سال پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، جمهوری اسلامی همچنان پابرجا و ماشین سرکوبش سخت مشغول است، اما روایت‌های شهروندان و شواهد مقاومت روزمره از یک دگرگونی پایدار در نگاه بسیاری از مردم به حق، قدرت و قواعد زندگی اجتماعی خبر می‌دهد که چهار سال پس از واقعه، همچنان ادامه دارد.

پرنیان (نام مستعار)، زن حدود ۴۰ ساله ساکن تهران، لحظه‌ای را به یاد می‌آورد که تصویر نیلوفر آقایی را در اینستاگرام دید؛ مامایی که چهارم آبان ۱۴۰۱ در اعتراض کادر درمان به کشته شدن مهسا امینی با شلیک مستقیم ماموران یگان ویژه، یک چشم خود را از دست داد.

پرنیان می‌گوید: «این زن چند ماه پس از آن اتفاق‌ها به کار بازگشت و از اولین زایمانی که انجام داد، عکس گذاشت. در لحظه‌ای که پست او را در اینستاگرام دیدم، توجهم به ناخن‌های مرتب و لاک‌زده‌اش جلب شد.»

تا آن زمان، مفهوم مبارزه و انسان مبارز در ذهن پرنیان با ظاهر آراسته و لذت بردن از زندگی سازگار نبود: «تا قبل از آن، الگو و قضاوتی درباره دادخواهان و مبارزان سیاسی در ذهن داشتم. فکر می‌کردم زن مبارز آرایش نمی‌کند، کتاب‌های خاصی می‌خواند و در جمع‌های خاصی رفت‌وآمد دارد. انگار نمی‌شد هم مبارز باشی، هم به رنگ مو و لاکت برسی. بعد از کشته شدن مهسا تا مدت‌ها نه آرایش می‌کردم نه به خودم می‌رسیدم. این‌طوری عذاب وجدانم کمتر بود. وقتی عکس نیلوفر را دیدم، ناگهان از خودم پرسیدم چرا فکر می‌کنی زندگی با مبارزه منافات دارد؟ همان لحظه یک عالمه محدودیت در ذهنم شکست.»

پیوند میان زندگی و مقاومت در روایت سحر، روزنامه‌نگار ساکن تهران، نیز دیده می‌شود.

او در آستانه چهارمین سالگرد اعتراض‌های ۱۴۰۱ در یک استوری عمومی در اینستاگرام نوشت: «تاریخ گواهینامه‌ام تمام شده، کارت بنزینم گم شده، پاسپورتم تمدید می‌خواهد و من همه را به تعویق انداخته‌ام تا عکسم بدون مقنعه و روسری در مدارکم ثبت شود. ژینا تو نمردی، نامت اسم رمز ماست.»

این روایت‌ها، در کنار تصاویری که هر روز از شهرهای بزرگ و کوچک و از حضور زنان بدون حجاب اجباری در فضای عمومی به اشتراک گذاشته می‌شود، این پرسش را پیش می‌کشند: کشته شدن یک دختر ۲۲ ساله کُرد در تهران، چطور رابطه مردم با خودشان و با قدرت را چنان دگرگون کرد که همچنان، چهار سال پس از واقعه، آثارش در جزیی‌ترین ساحت‌های زندگی روزمره مردم ادامه دارد؛ آن هم با وجود مقاومت حکومت در برابر هر تغییر در ساختار سیاسی، با وجود کشتار جمعی بی‌سابقه در تاریخ ایران در دی‌ماه ۱۴۰۴ و با وجود تحمیل هزینه‌های هنگفت به زندگی مردم.

چگونه یک واقعه به تحولی فراتر از سرنوشت فوری اعتراض‌ها انجامید؟

100%
تصویری از مزار مهسا بلافاصله پس از خاکسپاری او

کشته‌شدن مهسا؛ شروع گسستی که ترمیم نشد

بخشی از پاسخ این پرسش‌ها را می‌توان در دیدگاه ویلیام سوئل به رویدادهای دگرگون‌ساز اجتماعی جُست.

این مورخ و جامعه‌شناس آمریکایی مفهومی به نام «گسست اجتماعی» را معرفی می‌کند.

در دیدگاه او شکاف‌های غافلگیرکننده در روال عادی زندگی هر روز رخ می‌دهند، اما بیشترشان خنثی و در ساختارهای اجتماعی-سیاسی جذب می‌شوند؛ یا سرکوب می‌شوند، یا نادیده گرفته می‌شوند یا «استثنا» خوانده می‌شوند.

در میان همه رخدادها، تنها «رویدادهای تاریخی» خاصیت دگرگون‌سازی دارند و می‌توانند زنجیره‌ای از گسست‌هایی مرتبط و ترمیم‌ناپذیر بسازند. این زنجیره، ترمیم شبکه ساختاری پیشین را دشوار و دگرگونی پایدار را ممکن می‌کند.

  • قاصدک مهسا؛ گام‌به‌گام با «زن، زندگی‌، آزادی»

    قاصدک مهسا؛ گام‌به‌گام با «زن، زندگی‌، آزادی»

مرگ مهسا چنین مسیری را طی کرد: از بیمارستان کسری به سقز رسید؛ جمله «ژینا جان تو نمی‌میری، نامت رمز می‌شود» از آرامستان آیچی به سراسر ایران رفت؛ اعتراض‌ها از دانشگاه‌ها به مدارس رسید، در خیابان تکثیر شد و به دنیای آنلاین رسید؛ در رسانه‌های جهان بازتاب یافت و به خیابان‌های شهرهای بزرگ دنیا رسید؛ و از شعارها و اعتراض‌های خیابانی به تجربه عمل جمعی رسید و به زندگی روزمره راه یافت.

این گسست‌ها، و بسیار شکاف‌های ریز و درشت دیگر، یکدیگر را تقویت کردند و نگذاشتند حکومتْ واقعه را به «حادثه‌ای اتفاقی و توضیح‌پذیر» فرو بکاهد.

اهمیت زنجیره گسست‌های ترمیم‌ناپذیر در آن است که تغییر در یک عرصه می‌تواند به عرصه‌های دیگر راه یابد و بر آن‌ها اثر بگذارد؛ از رابطه زن با بدنش به رابطه دختر با پدر برسد و پدرسالاری ساختارمند و تاریخ‌مند را تغییر دهد و از آنجا خود را به رابطه شهروند با مامور حکومت برساند و مفهوم اطاعت به‌عنوان امر عادی‌شده را به چالش بکشد.

نظریه رویدادهای دگرگون‌ساز، نکته مهم‌تری هم دارد: ساختار اجتماعی در نگاه سوئل از سه عنصر درهم‌تنیده ساخته می‌شود: طرح‌واره‌های فرهنگی (معناها، باورها و دستورالعمل‌های کنش اجتماعی)، توزیع منابع و شیوه‌های اعمال قدرت.

وقتی رویدادی طرح‌واره‌ها را تغییر دهد، منابع را جابه‌جا کند و شیوه‌های تازه اعمال قدرت بیافریند، حتی بدون تغییر فوری در ساختار سیاسی، آن را دگرگون کرده است.

با این معیار، پابرجایی حکومت نافی وقوع تحول بنیادین نیست.

  • عفو بین‌الملل: جمهوری اسلامی در سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» مرتکب جنایات علیه بشریت شد

    عفو بین‌الملل: جمهوری اسلامی در سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» مرتکب جنایات علیه بشریت شد

برای اشکان، تغییری از همین جنس رخ داده است. او که حدود ۳۸ سال دارد، در حوزه سلامت شاغل است و فعالیتش در خیزش ۱۴۰۱ به بازداشت و زندان منجر شد، تغییر در طرح‌واره را چنین روایت می‌کند: «پیش از مرگ ژینا پذیرش اینکه خواهرم، مادرم، دخترم و همسرم مجبورند معیارهای این نظام را در مورد پوشش زنان رعایت کنند، برایم عادی شده بود. خودشان هم انگار پذیرفته بودند و تحمل می‌کردند. بعد از فدا شدن ژینا فهمیدم با وجود اینکه تغییر این سیستم شاید خیلی سخت باشد، می‌توانیم در همین شرایط جوری باشیم که به خودمان و ارزش‌ها و آرزوهایمان نزدیک باشیم.»

شوک اخلاقی

سوال دیگری که به فهم دقیق‌تر واقعه چهار سال پس از وقوع کمک می‌کند، این است: شهروندانِ محروم از تشکل‌های اجتماعی سازمان‌یافته و نهادهای ریشه‌دار سیاسی چرا و چطور به خیابان آمدند و یکی از مهم‌ترین بزنگاه‌های تاریخ سیاسی ایران را رقم زدند؟

برای واکاوی این چرایی می‌توان از جیمز جاسپر، جامعه‌شناس جنبش‌های اجتماعی، کمک گرفت.

او برای توضیح چنین وضعیتی مفهوم «شوک اخلاقی» را معرفی می‌کند.

شوک اخلاقی جهان‌بینی و هویت ما را به چالش می‌کشد و چنان شدید و تکان‌دهنده است که ما را به بازتعریف خودمان و نظام ارزشی‌مان وا می‌دارد. چنین شوکی حتی در غیاب سازمان‌ها و منابع بسیج عمومی می‌تواند افراد را به جست‌وجوی شبکه‌ها و گروه‌هایی بکشاند که با آن‌ها بیگانه‌اند.

  • چهار سال پس از ژینا؛ نسلی که دیگر به پیش از «زن، زندگی، آزادی» بازنگشت

    چهار سال پس از ژینا؛ نسلی که دیگر به پیش از «زن، زندگی، آزادی» بازنگشت

کشته شدن مهسا برای میلیون‌ها ایرانی یک شوک عمیق اخلاقی بود. بسیاری از شهروندان، به‌ویژه زنان، با تجربه شخصی تحقیر، ترس و کنترل بدن، می‌توانستند خودشان را، خواهرشان یا فرزندشان را به‌جای مهسا در ون گشت ارشاد ببینند.

جاسپر توضیح می‌دهد یک جنبش اجتماعی یا سیاسی چگونه ترس را به امید بدل می‌کند: دیدن مردمی که دست به کنش زده‌اند ناامیدی را پس می‌زند، پیوستن به آن‌ها هویتی جمعی می‌سازد که مشارکت را تقویت می‌کند، و سرکوب هم می‌تواند افراد بیشتری را از سر خشم به خیابان بیاورد.

روایت اشکان تصویر همین سازوکار است: «شب‌ها که برای اعتراض بیرون می‌رفتیم، انگار بهشت را می‌دیدم؛ آن اتحاد و چفت شدن قلب‌های جوان‌ها در کف خیابان ….»

او درباره ترس هم می‌گوید: «حکومت با ترس می‌خواست بذر ناامیدی در قلب ما بکارد و بگوید ما ماندگار و شکست‌ناپذیریم. اما انگار ما از ترس رد شده بودیم. می‌دیدیم با بازداشت‌شده‌ها چه می‌کنند، می‌دیدیم اعدام می‌کنند، اما کلمه اقتدار دیگر هیچ معنایی برای من و بسیاری مثل من نداشت. اینجا همان‌جایی بود که سیستم وارد پرتگاه شد.»

صحرا، حدود ۷۰ ساله، ساکن کرج، همان چیزی را می‌گوید که جاسپر توضیح می‌دهد؛ تبدیل ترس به نوعی اعتماد به‌ نفس اعتراضی: «من تا ۱۳۸۸ محجبه بودم. همان زمان بود که نگاهم به حجاب عوض شد و در جمع‌های خانوادگی و خصوصی دیگر حجاب نداشتم اما بعد از شرکت در اعتراض‌های بعد از مرگ مهسا و دیدن جوان‌هایی مثل نیکا، نگاهم به ترس بابت برداشتن حجاب در خیابان تغییر کرد. حالا فکر می‌کنم من زنم، زندگی می‌خواهم، آن‌طور که دلم می‌خواهد بیرون می‌آیم و از چیزی نمی‌ترسم؛ خودم را قدرتمندتر و توانمندتر می‌دانم.»

100%
از آخرین تصاویر ثبت‌شده از نیکا شاکرمی بدون حجاب اجباری در اعتراض‌های خیابانی به مرگ مهسا ژینا امینی

تثبیت شدن تغییر مستمر

اعتراض خیابانی چند هفته پس از کشته شدن مهسا، با سرکوب خشن معترضان در خیابان و دستگیری‌های گسترده فعالان اجتماعی فروکش کرد، اما آنچه در خیابان آغاز شد به جاهایی رفت که سرکوبش بسیار دشوارتر از اعتراض‌های خیابانی است: پیاده‌رو، مترو، مطب، گالری، فروشگاه، بانک، مدرسه و ….

در چنین ساحتی دیگر خبری از سازمان و رهبری و بیانیه نیست. میلیون‌ها تصمیم کوچک و پراکنده به تنهایی کنش سیاسی به نظر نمی‌رسند، اما متاثر از هم قاعده‌ای را جابه‌جا می‌کنند که بیش از چهار دهه یکی از ستون‌های نظم عمومی جمهوری اسلامی بود.

تحول دقیقا در همین تکرار روزمره تثبیت می‌شود، نه در لحظه اوج اعتراض.

جمهوری اسلام هم همین را فهمید و مقابله با «بی‌حجابی» را از خیابان به صحن دادگاه کشاند.

گزارش مارس ۲۰۲۴ سازمان عفو بین‌الملل که پرونده ۵۴ زن و دختر را در ۱۰ استان با مدارکی مانند احکام دادگاه، دستورهای توقیف خودرو و پیامک‌های پلیس مستند کرده است، گستره این نبرد روزانه را نشان می‌دهد. همین که حکومت برای بازگرداندن هنجار پیشین ناچار شده است تک‌تک شهروندان را هدف بگیرد، خودْ گواه ماندگاری تغییر است.

زنی که عفو بین‌الملل با نام مستعار ناجیه از او نقل قول می‌کند، می‌گوید: «بابایم راننده بود، کنارش نشسته بودم و طبق معمول روسری نداشتم. برایش پیامک آمد که کشف حجاب شده و اگر سه بار تکرار شود، ماشین را ۱۵ روز می‌خوابانیم. فکر کردم عصبانی شود، اما گفت فدای تار مویت. قبل از انقلاب ژینا احساس می‌کردیم روسری جزء لباسمان است. بعد فهمیدیم نه، می‌شود این را برداشت …. همین که جمهوری اسلامی آن‌قدر بدبخت شده که از نبودن یک تکه پارچه می‌ترسد، انتهای ذلتشان است.»

در روایت پرنیان، دوام مقاومت با پذیرفتن نیاز مردم به ادامه کار و زندگی پیوند خورده است.

او می‌گوید در اوج اعتراض‌های ۱۴۰۱، بسیاری از فروشگاه‌های اینترنتی فعالیت خود را متوقف کردند و هنگام بازگشت به کار با اعتراض و توهین روبه‌رو شدند. اما در نوبت بعدی اعتراض‌ها در دی‌ماه ۱۴۰۴، بازگشت به کار دیگر چنین واکنشی به دنبال نداشت.

او می‌گوید: «پذیرفته‌ایم راهی طولانی پیش رو داریم، یک‌شبه انجام نمی‌شود و آدم‌ها باید زندگی کنند.»

به باور او، سرزنش مردم بابت بازگشت به زندگی روزمره می‌تواند توان همان کسانی را تضعیف کند که نیروی پیش‌برنده اعتراض، مقاومت و مبارزه‌اند.

تاریخ کِی ورق خواهد خورد؟

بازگشت به پرسش آغازین: چرا اثر این رویداد با پایان اعتراض‌های خیابانی و سرکوب روزافزون ادامه یافت؟

سوئل یک رویداد تاریخی را واجد سه ویژگی می‌شمارد: زنجیره‌ای منشعب و گسترده از رخدادها که مردم آن را مهم تشخیص می‌دهند و به دگرگونی پایدار می‌انجامد. مرگ مهسا هر سه را دارد.

در تجربه ایران، این مرگِ تکان‌دهنده با تجربه زیسته میلیون‌ها نفر گره خورد، بر زمینه‌ای از نارضایتی انباشته پیشین فرود آمد و به یک شوک اخلاقی فراگیر منجر شد. چنان شوکی که نگاه بسیاری از شهروندان به مساله زیستن در زمانه سرکوب را تغییر داد، و زیست روزمره‌ را به‌تدریج چنان دگرگون کرد که اکنون، حکومتِ مجهز به انواع ابزار سلطه، باید برای بازگشت به نقطه آغاز، با تک‌تک شهروندان بجنگد.

در ایران امروز، دست‌کم در شهرهای بزرگ، هر سه عنصر ساختار اجتماعی جابه‌جا شده‌اند: باور عمومی نسبت به مفهوم سلطه و قدرت و دیگر طرح‌واره‌ها تغییر کرده؛ سلطه حکومت بر بدن‌ها و اقتدارش در خیابان شکسته و توزیع منابع - دست‌کم در این دو عرصه - بازتعریف شده؛ و دست‌ آخر اینکه حکومت مجبور شده از شیوه‌های آسان اعمال قدرت، مثلا گشت‌های ارشاد در خیابان، صرف‌نظر کند و شیوه‌های اعمال قدرت خود را تغییر دهد.

اشکان این دگرگونی را چنین صورت‌بندی می‌کند: «در کلمه ساختار، اعتبار و تشکلی نهفته است. در نگاه من این حکومت دیگر یک ساختار سیاسی نیست؛ یک مه سیاسی است، سایه‌ای از یک شمایل سیاسی و توهمی است از ساختار. و این همان چیزی است که دیگر برگشت‌پذیر نیست.»

به زبان سوئل، رویداد دگرگون‌کننده ژینا هنوز تمام نشده است. میان گسست اولیه و دگرگونی ساختاری همیشه فاصله‌ای وجود دارد و زنجیره‌ای که از قتل ژینا در بازداشت گشت ارشاد آغاز شد، همچنان مسیرهایی می‌گشاید که چهار سال پیش قابل تصور نبود.

واشینگتن‌پست: حکومت ایران تا زمانی که توان سرکوب مردم را داشته باشد، عقب‌نشینی نمی‌کند

۲۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۶:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%
حضور کودکان و نوجوانان در رزمایش «جان‌فدایان ایران» در تهران، ۲۷ شهریور ۱۴۰۵

روزنامه واشینگتن‌پست در یادداشتی در بخش دیدگاه‌های خود، ایدئولوگ‌های حاکم بر ایران را «آدمکش و مقاوم» توصیف و استدلال کرده‌ است که جمهوری اسلامی تا زمانی که نگران از دست دادن توانایی خود برای سرکوب دور بعدی اعتراضات ایرانیان نشود، از مهم‌ترین اهداف خود دست نخواهد کشید.

لوئیس لیبی، رییس دفتر دیک چنی، معاون رییس‌جمهوری آمریکا از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ و پژوهشگر کنونی بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، و جیسون فیلدز، سردبیر ارشد این بنیاد، در این یادداشت که جمعه ۲۷ شهریور منتشر شد، حملات نظامی محدود دولت ترامپ و تلاش‌های آن برای «قطع هر شریان اقتصادی که حکومت را سرپا نگه می‌دارد» را ستوده‌اند، اما گفته‌اند این اقدامات هنوز برای تغییر محاسبات حکومت ایران کافی نیست.

به‌نوشته این دو، تا زمانی که نیروهای اجیرشده حکومت تصور کنند پس از آنکه تهران با «زرنگ‌بازی» بار دیگر واشینگتن را پشت سر بگذارد و پرداخت پول به آنها از سر گرفته خواهد شد، مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی نیز می‌توانند به مواضع سخت خود ادامه دهند.

به اعتقاد نویسندگان، عامل اصلی بقای جمهوری اسلامی نه شور ایدئولوژیک بلکه اعمال زور و اجبار است. هسته اصلی معتقدان به حکومت برای حفظ نظامی نامحبوب، هزاران نیروی مسلح را به خدمت گرفته است که غیرنظامیان را به‌شدت سرکوب می‌کنند. حکومت همچنین با پرداخت پول نقد و ارسال سلاح به نیروهای نیابتی منطقه‌ای، از آنها برای مرعوب کردن دشمنان و ایجاد تصویری از ایران به‌عنوان قدرتی هژمونیک استفاده می‌کند.

  • ترامپ: به مرحله تصمیم‌گیری درباره نابودی جمهوری اسلامی نزدیک شده‌ام

    ترامپ: به مرحله تصمیم‌گیری درباره نابودی جمهوری اسلامی نزدیک شده‌ام

لیبی و فیلدز نوشته‌اند مخالفان داخلی این نیروها را «مزدور» می‌نامند و نگهداری چنین ساختاری پرهزینه است. به تعبیر آنها، «نفت ــ و مهم‌تر از آن، وعده درآمدهای نفتی آینده ــ چرخ‌های این امپراتوری را روغن‌کاری می‌کند.»

نویسندگان افزوده‌اند افزایش فشار اقتصادی بدون تردید بر مشکلات و رنج عمومی خواهد افزود، اما تا زمانی که نیروهای سرکوب انتظار داشته باشند این فشارها موقتی باشد، رهبران جمهوری اسلامی می‌توانند روی ماندن و ادامه کشتار از سوی بیشتر این نیروها حساب کنند.

به‌نوشته آنها، این محاسبه از دید حکومت بی‌دلیل نیست، زیرا جمهوری اسلامی در گذشته همواره توانسته است از زیر فشار آمریکا خارج شود و اکنون نیز حکومت به زیردستان خود اطمینان می‌دهد که فشارهای سیاسی و انتخاباتی در منطقه و داخل آمریکا سرانجام دونالد ترامپ را وادار خواهد کرد برای پایان زودهنگام درگیری تلاش کند.

اقداماتی که واشینگتن انجام نداده است

لیبی و فیلدز در یادداشت خود افزوده‌اند حامیان جمهوری اسلامی از مجموعه اقداماتی که آمریکا تاکنون از انجام آنها خودداری کرده نیز اطمینان خاطر می‌گیرند.

آنها یادآوری کرده‌اند که ارتش آمریکا تاسیسات اصلی تولید و صادرات نفت ایران را نابود نکرده است؛ کاری که به‌گفته آنها متفقین در جنگ جهانی دوم علیه آلمان و ژاپن انجام دادند.

نیروی دریایی آمریکا نفتکش‌ها را در تنگه هرمز اسکورت کرده‌، اما ابعاد این عملیات به هیچ‌وجه به سطح عملیاتی که رونالد ریگان در دهه ۱۹۸۰ دستور آن را داد نرسیده است. نیروهای زمینی آمریکا نیز سواحل ایران یا ذخایر اورانیوم غنی‌شده جمهوری اسلامی را تصرف نکرده‌اند؛ اقدامی که نویسندگان آن را با آمادگی آمریکا برای عملیات زمینی در کویت و عراق در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ مقایسه کرده‌اند. آمریکا همچنین به‌طور مستقیم با حامیان جمهوری اسلامی، یعنی چین و روسیه، درنیفتاده است.

  • دبیرکل عفو بین‌الملل: شورای امنیت پرونده نقض حقوق بشر در ایران را به دیوان کیفری ارجاع دهد

    دبیرکل عفو بین‌الملل: شورای امنیت پرونده نقض حقوق بشر در ایران را به دیوان کیفری ارجاع دهد

به‌گفته نویسندگان، خودداری واشینگتن از چنین اقداماتی به حکومت امکان می‌دهد این ادعای خود را تقویت کند که نیروهای شیعه و موشک‌ها، پهپادها و جنگجویان ایدئولوژیک جمهوری اسلامی قادرند همسایگان در خلیج فارس، اقتصادهای غربی و سربازان آمریکایی را بترسانند و عقب برانند.

آن‌ها افزوده‌اند روحانیون حاکم به نیروهایشان می‌گویند استوار بمانند، زیرا انقلاب اسلامی قادر است «ابرقدرت شیطانی» را بازدارد.

حکومت نیروهایش را تشویق می‌کند باور داشته باشند که اگر موجودیت نظام به خطر بیفتد، می‌تواند بار دیگر پیشنهادهای مبهم برای مصالحه و آنچه نویسندگان «دروغ» می‌نامند ارائه کند و آمریکای مستاصل آنها را بپذیرد؛ پس از آن نفت و پول دوباره جریان خواهد یافت و پرداخت‌ها از سر گرفته خواهد شد.

به‌نوشته واشینگتن‌پست موج‌های حملات آمریکا، از جمله غرق کردن پنج نفتکش ایرانی در هفته گذشته، این باور حکومت را تحت فشار قرار داده، اما هنوز آن را از بین نبرده است. رهبران جمهوری اسلامی همچنان قدرت‌نمایی و نیروهای خود را مطمئن می‌کنند و خطر دور بعدی اعتراضات را می‌پذیرند، زیرا اطمینان دارند هیچ چیز قادر نخواهد بود به مجتمع‌های مجلل و حفاظت‌شده آنها نفوذ کند.

لیبی و فیلدز در ادامه افزوده‌اند جمهوری اسلامی همچنان به در اختیار گرفتن سلاح‌های هسته‌ای، کنترل تنگه هرمز و «باراندن مرگ بر غرب» متعهد است.

  • ارتش، سپاه پاسداران و بسیج؛ سه مار بر شانه‌های یک پیکر

    ارتش، سپاه پاسداران و بسیج؛ سه مار بر شانه‌های یک پیکر

به‌نوشته این دو، آمریکا با کمک اسرائیل در برخی مراحل این رویارویی پیروز شده و توانسته است برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را به تاخیر بیندازد، موشک‌ها و نیروهای آن را تضعیف کند و منابع مالی مورد استفاده حکومت برای حمایت از تروریسم را تحلیل ببرد.

آنها تاکید کرده‌اند این دستاوردها هزینه‌های قابل توجهی داشته است، اما این هزینه‌ها «قابل تحمل» بوده است.

نویسندگان با تاکید بر اینکه «در جهانی عادلانه، حکومت ایران باید مدت‌ها پیش سقوط کرده بود» استدلال کرده‌اند که سال‌ها کمبود بودجه برای ارتش آمریکا به تسریع دستیابی به این هدف کمکی نکرده و باید به درخواست دولت ترامپ برای افزایش و هوشمندانه‌تر شدن هزینه‌های دفاعی آمریکا توجه شود.

لیبی و فیلدز در پایان احتمال داده‌اند که تشدید تحریم‌ها بتواند به «ضربه نهایی» تبدیل شود با این حال، آنها نوشته‌اند اگر چنین اتفاقی رخ ندهد، منطقه همچنان گرفتار آشفتگی و درگیری خواهد بود و منافع غرب نیز همچنان آسیب خواهد دید مگر این‌که آمریکا و متحدانش، به تعبیر آنها، اراده و زرادخانه‌هایی ایجاد کنند که بتواند با ابزارهای در حال تحول جمهوری اسلامی برای اخاذی و اعمال فشار مقابله کند.

آزار جنسی یک کودک در تبریز، مساله فقط چهار مامور نیست

۲۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۰۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
نیکی محجوب
100%

تصویری که از بازداشت و ضرب و جرح یک نوجوان در تبریز منتشر شده، فقط درباره یک بازداشت نیست. آنچه در این تصاویر دیده می‌شود، پرسش بزرگ‌تری را پیش می‌کشد: وقتی یک کودک در اختیار پلیس قرار می‌گیرد، قانون باید با او چگونه رفتار کند؟

در تصاویر منتشرشده، نوجوانی را می‌بینیم که در جریان بازداشت با خشونت و رفتار تحقیرآمیز ماموران روبه‌رو می‌شود. ضرب‌وجرح، توهین و رفتاری که در جریان آن لباس او پایین کشیده می‌شود و بدنش لمس می‌شود، نمی‌تواند بخشی عادی از فرآیند بازداشت یک کودک تلقی شود.

پس از انتشار این تصاویر، جمهوری اسلامی تلاش کرده با طرح اتهام‌هایی علیه این نوجوان، روایت دیگری از ماجرا ارائه کند.

اما این اتهام‌ها مساله اصلی را تغییر نمی‌دهد. روایت رسمی حکومت، به‌خودی‌خود نمی‌تواند جای تحقیق مستقل را بگیرد و مهم‌تر از آن، حتی اگر کودکی مرتکب خطا یا جرمی شده باشد، هیچ ماموری حق ندارد او را کتک بزند، تحقیر کند یا با بدنش چنین رفتاری داشته باشد.

کودک، حتی وقتی متهم است، همچنان کودک است.

قانون برای همین لحظه‌هاست

در قوانین جمهوری اسلامی نیز برای کودکان و نوجوانان قواعد متفاوتی پیش‌بینی شده است.

عثمان سالاری، نایب‌رییس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس، درباره رسیدگی به جرایم نوجوانان گفته است افراد ۱۵ تا ۱۸ سال در دادگاه اطفال و نوجوانان محاکمه می‌شوند و مطابق ماده ۱۴۶ قانون مجازات اسلامی، افراد نابالغ مسئولیت کیفری ندارند.

  • در پی واکنش گسترده مردم، مقام‌ها از بازداشت ماموران متعرض به نوجوان تبریزی خبر دادند

    در پی واکنش گسترده مردم، مقام‌ها از بازداشت ماموران متعرض به نوجوان تبریزی خبر دادند

درباره افراد زیر ۱۸ سال نیز اقدامات تامینی و تربیتی، از تحویل به والدین و تذکر و آموزش تا نگهداری در کانون اصلاح و تربیت، پیش‌بینی شده است.

این قواعد برای زمانی نوشته شده‌اند که کودک دچار خطا می‌شود؛ نه برای زمانی که کودک بی‌خطا است. بنابراین اگر حتی فرض کنیم این نوجوان مرتکب خطایی شده باشد، پاسخ به آن باید در همین چارچوب صورت بگیرد.

پلیس قرار نیست در خیابان یا هنگام بازداشت، مجازات را اجرا کند.

مامور پلیس قاضی نیست. او اختیار ندارد متهم را به تشخیص خودش تنبیه کند. وظیفه‌اش اجرای قانون و تحویل فرد به فرآیند قانونی است. وقتی پای کودک در میان است، این مسئولیت سنگین‌تر هم می‌شود.

مشکل فقط رفتار چند مامور نیست

در چنین پرونده‌ای، نمی‌توان همه چیز را به چند مامور محدود کرد و با اعلام اینکه «با ماموران خاطی برخورد شد» پرونده را بست.

سال‌هاست گزارش‌های فراوانی درباره نحوه برخورد نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی با بازداشت‌شدگان منتشر می‌شود. عفو بین‌الملل در گزارشی در سال ۱۴۰۱ از مواردی چون شکنجه، ضرب‌وشتم، شلاق، شوک الکتریکی، تجاوز و دیگر اشکال خشونت جنسی علیه بازداشت‌شدگان، از جمله نوجوانان کم‌سن، خبر داده است.

در گزارش‌ها و روایت‌های متعدد، از خشونت فیزیکی برای گرفتن اعتراف، توهین و تحقیر، تهدید، بازرسی‌های بدنی تحقیرآمیز و آزار جنسی نیز سخن گفته شده است.

بخشی از این رفتارها نیز در همان ساعات و روزهای نخست بازداشت، در کلانتری‌ها و مراکز تحت نظارت پلیس امنیت و آگاهی رخ می‌دهد؛ زمانی که فرد بیشترین آسیب‌پذیری را دارد و هنوز وارد روند رسمی دادرسی نشده است.

این سابقه باعث می‌شود ماجرای نوجوان تبریزی را نتوان فقط یک اتفاق جداافتاده دید. پرسش این است که چه سازوکاری قرار است جلو چنین رفتاری را بگیرد و چرا با وجود سال‌ها هشدار درباره ضرورت برخورد تخصصی با کودکان، همچنان چنین برخوردهایی صورت می‌گیرد؟

  • دادستان شهر ری:‌ برای آزار جنسی دانش‌آموزان در نمازخانه مدرسه، پرونده باز کردیم

    دادستان شهر ری:‌ برای آزار جنسی دانش‌آموزان در نمازخانه مدرسه، پرونده باز کردیم

پلیس اطفال؛ قانونی که هنوز روی کاغذ مانده است

سال ۱۳۹۲ بحث لایحه پلیس اطفال مطرح شد و سال‌هاست بر ضرورت وجود ساختاری تخصصی برای مواجهه پلیس با کودکان و نوجوانان تأکید می‌شود. اما این لایحه همچنان به سرانجام نرسیده است.

دلیل اهمیت چنین ساختاری روشن است. کودک را نمی‌توان با همان منطق و همان روش‌هایی که درباره یک فرد بزرگسال به کار می‌رود، بازداشت و بازجویی کرد.

در نخستین برخورد، پلیس باید بداند با کودکی روبه‌روست که ممکن است ترسیده، مضطرب یا ناآگاه از حقوق خودش باشد. نحوه همین برخورد نخست می‌تواند آثار طولانی بر زندگی او بگذارد.

خشونت در کودکی فقط یک اتفاق گذرا نیست. تجربه خشونت می‌تواند بر رابطه کودک با خانواده، جامعه و نهادهای عمومی اثر بگذارد و نگاه او به قانون و امنیت را برای سال‌ها تغییر دهد. در نتیجه، خشونت علیه کودک فقط آسیب به یک فرد نیست؛ پیامد آن می‌تواند به کل جامعه بازگردد.

مسئولیت فقط با مامور تمام نمی‌شود

اگر ماموری در جریان بازداشت یک کودک مرتکب خشونت شده باشد، مسئولیت مستقیم رفتار او روشن است. اما مسئولیت حکومت نیز با اعلام برخورد با چند مامور پایان نمی‌یابد.

حکومتی که از کودک انتظار رعایت قانون دارد، پیش از هر چیز باید خودش قانون را رعایت کند.

کودک، حتی اگر متهم باشد، ابزار قدرت نیست. بدن او محل مجازات نیست و ترس او نباید ابزار اجرای قانون باشد. اگر قانون در برابر مامور مسلح از کودک حمایت نکند، دیگر سخن گفتن از «حقوق کودک» فقط تکرار چند کلمه روی کاغذ است.

این پرونده بیش از آنکه درباره اتهام یک کودک باشد، درباره مسئولیت حکومتی است که قدرت بازداشت او را در اختیار مامورانش گذاشته است. این مسئولیت با تکذیب، روایت‌سازی یا یک اعلامیه کوتاه درباره «برخورد با ماموران» تمام نمی‌شود؛ مسئولیت واقعی آنجاست که روشن شود چرا چنین رفتاری اساسا امکان وقوع پیدا کرده و چه تضمینی وجود دارد که دیگر هیچ کودکی، در هیچ کلانتری و هیچ بازداشتگاهی، قربانی آن نشود.

چهار سال پس از مهسا، چه چشم‌اندازی پیش روی دانشگاه‌های ایران است؟

۲۷ شهریور ۱۴۰۵، ۰۷:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرشید نوروزی
100%

چهار سال از خیزش «زن، زندگی، آزادی» می‌گذرد. در این مدت، ایران شاهد تحولاتی پرشتاب و تکان‌دهنده بوده است؛ از جمله وقوع دو جنگ، اعتراضات دی‌ماه و کشتار بی‌سابقه مردم. در میانه این تحولات، دانشگاه اکنون کجا ایستاده است و چه چشم‌اندازی می‌توان برای آینده آن متصور بود؟

تحلیل فضای دانشگاه، همچون بررسی وضعیت کلی جامعه، آسان نیست. سرعت تحولات در ایران چنان بالاست که هر لحظه ممکن است حادثه‌ای بزرگ، معادلات موجود را تغییر دهد.

با وجود این بی‌ثباتی و پیش‌بینی‌ناپذیری، می‌توان با اطمینان گفت خیزش مهسا نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بود. این خیزش هیمنه جمهوری اسلامی را که بخش مهمی از آن بر کنترل بدن زنان و تحمیل حجاب اجباری استوار بوده است، در هم شکست.

پس از خیزش مهسا، فضای دانشگاه‌ها به‌شدت امنیتی شد. حکومت دیگر ابایی از علنی کردن پروژه «خالص‌سازی» نداشت و آشکارا به اخراج، تعلیق و تصفیه استادان و دانشجویان روی آورد.

تحولات مربوط به جنگ ۱۲ روزه ضربه دیگری به اقتدار جمهوری اسلامی وارد کرد. حکومتی که رهبر آن، علی خامنه‌ای، حتی یک گام عقب‌نشینی در برابر مطالبات مردم را مجاز نمی‌دانست، زیر فشار تحولات نظامی و تداوم مقاومت روزمره شهروندان، به‌ویژه زنان شجاع ایران، ناچار شد در برخی حوزه‌های اجتماعی عقب بنشیند.

یکی از استادان دانشگاه در همین رابطه گفت: «دیدن نوع پوشش دانشجویان امروز گاهی مرا به وجد می‌آورد. با خودم می‌گویم تا چند سال پیش حتی نمی‌توانستم تصور کنم شجاعت مردم چنین فضایی از آزادی را برای ما به ارمغان بیاورد.»

او افزود برخلاف کسانی که می‌کوشند حرکت‌های اعتراضی شهروندان، از خیزش مهسا تا اعتراضات دی‌ماه، را بی‌حاصل جلوه دهند، این جنبش‌ها تغییراتی واقعی و ملموس پدید آورده‌اند.

یکی دیگر از اعضای هیات علمی نیز گفت در گذشته دانشجو هنگام ورود به دانشگاه ناچار بود زندگی شخصی و سبک پوشش خود را پشت در بگذارد و با هویتی از پیش تعیین‌شده وارد محیط آموزشی شود.

به گفته او، تحولات چهار سال گذشته ورق را برگردانده است و اکنون شمار بیشتری از دانشجویان با «خود واقعی‌شان» وارد دانشگاه می‌شوند.

این تغییر هرچند به معنای پایان فشارهای امنیتی نیست، نشان می‌دهد حکومت دیگر مانند گذشته توان تحمیل کامل الگوهای مطلوب خود را ندارد.

100%

کنشگری در دانشگاه‌های نیمه‌تعطیل

دانشگاه‌ها در یک سال گذشته، به‌دلیل بحران انرژی، آلودگی هوا، اعتراضات دی‌ماه و در نهایت جنگ، بخش چشمگیری از سال تحصیلی را تعطیل یا نیمه‌تعطیل بودند.

در چنین شرایطی، انجمن‌ها و تشکل‌های صنفی دانشجویی تا حد زیادی از چرخه اثرگذاری رسمی کنار رفته‌اند.

وزارت علوم که تجربه همه‌گیری کرونا را پشت سر گذاشته است، در مقاطع مختلف این چهار سال برگزاری کلاس‌های مجازی را ابزاری برای کاهش حضور جمعی دانشجویان و «مهار» خشم و میل آزادی‌خواهی آنان دیده است.

وقتی شیوه آموزش در یک نظام دانشگاهی تابع سیاست سرکوب و امنیتی‌سازی باشد، نمی‌توان انتظار داشت کیفیت آموزش آسیب نبیند.

با این همه، تلاش برای کنترل دانشجویان از طریق کاهش حضور آنان در محیط دانشگاه همیشه به نتیجه مطلوب حکومت منجر نشده و حتی در مواردی نتیجه معکوس داشته است.

ارتباط دانشجویان بیش از گذشته شبکه‌ای، سیال، افقی و متکی بر فضای مجازی شده است.

این شیوه ارتباط امکان نظارت متمرکز را کاهش داده و آزادی عمل بیشتری در اختیار دانشجویان گذاشته است.

به بیان دیگر، شبکه‌های غیررسمی دانشجویی در بسیاری از موارد از تشکل‌های رسمی و تجویزی نهادهای بالادستی قدرتمندتر شده‌اند.

البته درباره ماندگاری این نوع کنشگری و توان آن برای سازمان‌دهی اعتراضات گسترده همچنان تردیدهایی وجود دارد.

تعطیلی‌های پی‌درپی، پراکندگی دانشجویان و نبود ساختارهای پایدار می‌تواند تداوم فعالیت‌های جمعی را دشوار کند.

با این حال، جمهوری اسلامی دیگر یکه‌تاز مطلق فضای دانشگاه نیست و ناچار شده بخشی از میدان را به روابط و شبکه‌هایی واگذار کند که کنترل کامل آن‌ها برایش ممکن نیست.

100%

دانشگاه زیر سایه پوچی و بی‌انگیزگی

در کنار تغییر سبک زندگی و شکل‌های تازه کنشگری، دانشگاه با چالشی عمیق‌تر دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ بحران امید و معنا.

یکی از استادان دانشگاه هشدار داد بی‌انگیزگی در میان استادان و دانشجویان به «بالاترین حد» رسیده است.

او اضافه کرد: «وقتی به دانشجویان تکلیفی می‌دهم، چه سخت باشد و چه آسان، گاهی حس پوچی به سراغم می‌آید. از خودم می‌پرسم با وضعیتی که بر جامعه حاکم است، این روند قرار است به کجا برسد؟»

به گفته این استاد، او تلاش می‌کند چنین احساسی را به دانشجویان منتقل نکند، اما نمی‌تواند این پرسش را نادیده بگیرد که آموختن بسیاری از مطالب دانشگاهی در شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کنونی چه معنایی دارد؛ شرایطی که امید به آینده را در دل بخش بزرگی از نسل جوان از میان برده است.

این بی‌انگیزگی البته به دانشگاه محدود نیست و نشانه‌های آن را می‌توان در زندگی روزمره مردم نیز مشاهده کرد.

اهمیت وضعیت دانشگاه از آن روست که این نهاد محل حضور جمع بزرگی از جوانان است و قاعدتا باید کانون نشاط، امید به آینده، برنامه‌ریزی و پویایی فکری باشد.

اکنون اما خمودگی، خشم و سرخوردگی بر بخش بزرگی از فضای آن سایه انداخته است.

دانشجوی امروز تنها با فشار سیاسی روبه‌رو نیست. بحران اقتصادی، نبود چشم‌انداز شغلی، کاهش اعتبار مدرک دانشگاهی و احتمال مهاجرت نیز بر تصمیم‌ها و نگرش او اثر می‌گذارد.

به همین دلیل، دانشگاه هم‌زمان محل شکل‌گیری مقاومت و بازتاب‌دهنده فرسودگی عمیقی است که سراسر جامعه را در بر گرفته است.

  • انصراف برخی دانشجویان یا کم کردن واحدهای درسی به‌دلیل افزایش هزینه تحصیل

    انصراف برخی دانشجویان یا کم کردن واحدهای درسی به‌دلیل افزایش هزینه تحصیل

«ریزش پنهان» استادان و فرسایش آینده دانشگاه

یکی از اعضای هیات علمی شرایط مالی دانشگاه‌ها را «وحشتناک» توصیف کرد و هشدار داد با خزانه خالی کشور نمی‌توان در کوتاه‌مدت به بهبود وضعیت دانشگاه‌ها، چه از نظر زیرساخت‌ها و چه از نظر کیفیت آموزش، امید چندانی داشت.

به گفته او، دانشگاه‌های ایران اکنون علاوه بر مهاجرت استادان با پدیده دیگری روبه‌رو هستند که می‌توان آن را «ریزش پنهان» نامید؛ پدیده‌ای که شاید زیان آن برای دانشگاه حتی از مهاجرت نیز بیشتر باشد.

او گفت: «استاد در دانشگاه حضور دارد و تدریس می‌کند، اما عملا دیگر در دانشگاه نیست، زیرا مهم‌ترین دغدغه‌اش معیشت است، نه آموزش و پژوهش.»

این عضو هیات علمی افزود بسیاری از استادان ناچار شده‌اند به شغل دوم روی بیاورند، زیرا در ساختار حاکم، جایگاه و اعتبار پیشین خود را از دست داده‌اند و حتی از امنیت شغلی کافی برخوردار نیستند.

پیامد این وضعیت تنها افت کیفیت کلاس‌ها یا کاهش تولیدات پژوهشی نیست. استادی که بخش بزرگی از وقت و انرژی خود را صرف تامین هزینه‌های زندگی می‌کند، فرصت و انگیزه کمتری برای گفت‌وگو با دانشجویان، هدایت پژوهش‌ها و مشارکت در حیات فکری دانشگاه خواهد داشت.

در نتیجه، رابطه آموزشی به فرایندی اداری و کم‌رمق فروکاسته می‌شود.

این استاد تاکید کرد حکومت، استادان و دانشجویان را نیروهایی کارآمد برای ساختن حال و آینده کشور نمی‌بیند، بلکه آنان را «سوژه‌هایی بالقوه تهدیدآمیز» تلقی می‌کند که باید پیوسته زیر نظر باشند و هرگونه تغییر رفتارشان کنترل شود.

دانشگاه در ایران اکنون در موقعیتی متناقض قرار گرفته است. از یک سو، خیزش «زن، زندگی، آزادی» و تحولات پس از آن دیوارهای کنترل اجتماعی را تَرَک داده و به دانشجویان امکان داده است با «هویت واقعی‌تر» و آزادی بیشتری در فضای دانشگاه حضور یابند.

از سوی دیگر، سرکوب، تعطیلی‌های مکرر، بحران اقتصادی و فرسایش نیروی انسانی، توان آموزش و کنشگری جمعی را به‌شدت کاهش داده است.

با این همه، دانشگاه را نمی‌توان فضایی کاملا خاموش و شکست‌خورده دانست. تغییرات چهار سال گذشته نشان داده است آنچه در ظاهر رفتارهای روزمره و فردی به نظر می‌رسد، می‌تواند بخشی از مقاومتی گسترده‌تر باشد.

پوشش، شیوه ارتباط، شبکه‌های غیررسمی و پافشاری بر حفظ هویت فردی، همگی نشانه‌هایی از عقب‌نشینی حکومت در برابر جامعه هستند.

چشم‌انداز دانشگاه بیش از هر چیز به سرنوشت کلی جامعه ایران گره خورده است. دانشگاه امروز نه بیرون از بحران، بلکه در متن آن قرار دارد؛ زخمی، فرسوده و خشمگین، اما همچنان برخوردار از ظرفیتی که می‌تواند در بزنگاه‌های آینده بار دیگر به نیرویی اثرگذار در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران تبدیل شود.

آمریکا برای افشای دور زدن تحریم‌های حکومت ایران پاداش‌های چشمگیر پیشنهاد می‌کند

۲۶ شهریور ۱۴۰۵، ۲۲:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
100%
A general view of the Treasury Building on day two of a partial government shutdown in Washington, D.C., U.S., February 1, 2026.

وزارت خزانه‌داری آمریکا به افشاگرانی که اطلاعاتشان به اقدامات اجرایی علیه دور زدن تحریم‌های مرتبط با جمهوری اسلامی یا پول‌شویی منجر شود، تا ۳۰ درصد از جریمه‌های وصول‌شده پاداش می‌دهد.

این پیشنهاد در حالی مطرح شده که واشینگتن در پی کسب اطلاعات درباره شبکه‌های مالی تهران در خارج از کشور است.

جزئیات این پیشنهاد در اطلاعیه‌ای از شبکه مقابله با جرایم مالی آمریکا، موسوم به «فین‌سن»، آمده که ایران‌اینترنشنال آن را مرور کرده است. فین‌سن اعلام کرده از افشاگران آمریکایی و غیرآمریکایی می‌خواهد اطلاعات خود را درباره اشخاص یا نهادهای مظنون به نقض تحریم‌های آمریکا یا «قانون رازداری بانکی» ارائه کنند؛ از جمله نیروهای نیابتی و تسهیل‌کنندگان فعالیت‌های [حکومت] ایران که خارج از این کشور فعالیت می‌کنند.

به گفته وزارت خزانه‌داری، اطلاعاتی که به اقدام موفق این وزارتخانه یا وزارت دادگستری و وصول بیش از یک میلیون دلار جریمه منجر شود، می‌تواند مشمول پاداشی معادل ۱۰ تا ۳۰ درصد مبلغ وصول‌شده باشد. این وزارتخانه افزود که بنا به صلاحدید خود، ممکن است حتی به افرادی پاداش بدهد که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم برای دولت جمهوری اسلامی یا شرکت‌های دولتی کار می‌کنند.

برنامه حمایت از افشاگران فین‌سن پیش از آغاز عملیات «طرد اقتصادی» وجود داشته، اما تازه‌ترین اطلاعیه مشخصا خواستار ارائه اطلاعات درباره فعالیت‌های مالی غیرقانونی مرتبط با ایران شده است. فین‌سن اوایل امسال نیز اطلاعیه جداگانه‌ای برای افشاگران درباره تخلفات مرتبط با کلاهبرداری در زمینه مبارزه با پول‌شویی و تحریم‌ها منتشر کرده و مقرراتی را برای نحوه اجرای برنامه پرداخت پاداش به افشاگران پیشنهاد داده بود.

در اطلاعیه مربوط به ایران، فعالیت‌های مرتبط با امارات متحده عربی، ترکیه، عراق و چین از جمله نشانه‌های احتمالی دور زدن تحریم‌ها عنوان شده‌اند. این اطلاعیه همچنین اسناد مشکوک حمل‌ونقل کالا، صرافی‌ها، شرکت‌های پوششی و تراکنش‌های دارایی‌های دیجیتال را از حوزه‌هایی معرفی کرده که افراد دارای اطلاع مستقیم می‌توانند درباره آنها اطلاعات ارائه کنند.

  • وزارت خزانه‌داری آمریکا: شریان‌های مالی حکومت ایران در ترکیه را قطع کردیم

    وزارت خزانه‌داری آمریکا: شریان‌های مالی حکومت ایران در ترکیه را قطع کردیم

این اقدام در چارچوب عملیات «طرد اقتصادی» انجام می‌شود که وزارت خزانه‌داری آمریکا، دوم شهریور اجرای آن را آغاز کرد. این کارزار دامنه تحریم‌های ثانویه را گسترش داد و به شرکت‌ها و موسسات مالی خارجی هشدار داد که تسهیل دور زدن تحریم‌ها یا پول‌شویی مرتبط با ایران می‌تواند دسترسی آنها به نظام مالی آمریکا را به خطر بیندازد. وزارت خزانه‌داری می‌گوید کانال‌های مالی مورد استفاده تهران برای فروش نفت، پرداخت‌ها، تامین کالا و تجهیزات و دیگر منابع درآمدی را هدف گرفته است.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، دوشنبه ۲۳ شهریور در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس بر تلاش برای جلب همکاری افشاگران تاکید کرد و گفت افراد در هر نقطه از جهان، اگر اطلاعاتی قابل اقدام داشته باشند، می‌توانند واجد شرایط دریافت پاداش شوند؛ «فرقی نمی‌کند کجا زندگی می‌کنید یا چه کسی حقوقتان را می‌پردازد.» او افزود: «اگر چیزی می‌بینید، گزارش کنید.»

افزایش خطر برای شرکت‌های خارجی
فراخوان ارائه اطلاعات از سوی افشاگران در پی مجموعه اقدام‌هایی علیه کانال‌های مالی خارجی منتشر شده که به گفته واشینگتن، به حکومت ایران در جابه‌جایی پول در سطح بین‌المللی کمک کرده‌اند.

وزارت خزانه‌داری آمریکا ۱۳ شهریور بانک «گلدن گلوبال» ترکیه و دو شرکت تابعه آن را تحریم کرد. این وزارتخانه مدعی شد این بانک مستقر در استانبول، تراکنش‌هایی به ارزش ده‌ها میلیون دلار را برای نیروی قدس سپاه پاسداران تسهیل کرده و به انتقال درآمدهای نفتی ایران از چین به ترکیه کمک کرده است. گلدن گلوبال این اتهام‌ها را رد کرد و گفت مقررات بانکی لازم‌الاجرا را رعایت کرده است.

  • مدیران عالی بانک تحریم‌شده ترکیه، با بزرگ‌ترین پرونده تحریم‌های ایران مرتبط‌اند

    مدیران عالی بانک تحریم‌شده ترکیه، با بزرگ‌ترین پرونده تحریم‌های ایران مرتبط‌اند

واشینگتن در امارات متحده عربی از سازوکار متفاوتی استفاده کرده است. فین‌سن ۶ شهریور، پس از آنکه فعالیت شعب اماراتی «بانک مصر» را «مایه نگرانی عمده از نظر پول‌شویی» تشخیص داد، پیشنهاد کرد دسترسی این شعب به خدمات بانکداری کارگزاری آمریکا مسدود شود. فین‌سن اعلام کرد این شعب از ژانویه ۲۰۲۴ تا ژوئن ۲۰۲۶ حدود ۱.۸ میلیارد دلار تراکنش برای ۱۰۳ شرکت پردازش کرده‌اند که احتمالا با شبکه‌های بانکداری سایه ایران مرتبط بوده‌اند. این اقدام پیشنهادی فقط فعالیت بانک مصر در امارات متحده عربی را در بر می‌گیرد و هنوز به مقررات نهایی تبدیل نشده است.

تحقیقی که ایران‌اینترنشنال اوایل ماه جاری منتشر کرد، نشان داد شبکه بانکداری سایه ایران بسیار فراتر از موسساتی گسترش یافته که واشینگتن هدف قرار داده است. مکاتبات و سوابق تراکنش‌های افشا‌شده بانک پارسیان نشان می‌داد این بانک تحریم‌شده ایرانی در یک دوره هفت‌ماهه، وجوهی را از مسیر ۱۵ بانک در چین و امارات و ۳۳ شرکت دریافت‌کننده هدایت کرده است.

تا زمان انتشار آن تحقیق، هیچ اقدام اجرایی علنی و ثبت‌شده‌ای از سوی آمریکا علیه ۱۳ بانک از این ۱۵ بانک خارجی بابت نقش آنها صورت نگرفته بود. ایران‌اینترنشنال هیچ مدرکی نیافت که نشان دهد بانک‌های اماراتی و چینی آگاهانه تلاش‌های ایران برای دور زدن تحریم‌های آمریکا را تسهیل کرده‌اند.

  • کارزار طرد اقتصادی بخش بزرگی از شبکه بانکداری سایه ایران را دست‌نخورده باقی گذاشته است

    کارزار طرد اقتصادی بخش بزرگی از شبکه بانکداری سایه ایران را دست‌نخورده باقی گذاشته است

بسنت بارها بر هشدارهای وزارت خزانه‌داری به موسسات خارجی تاکید کرده است. او پس از تحریم گلدن گلوبال در ایکس نوشت موسسات مالی «با پرداخت هزینه‌ای سنگین درمی‌یابند» که واشینگتن در اجرای عملیات طرد اقتصادی جدی است و افزود: «می‌دانیم چه کسانی هستید و کجا هستید.» چند روز بعد، او به شبکه «ریل آمریکاز وویس» گفت واشینگتن این کارزار را ادامه خواهد داد «تا زمانی که همه معامله با این حکومت را متوقف کنند» و به کسانی که به همکاری ادامه دهند، درباره پیامدهای مالی بالقوه شدید هشدار داد.

بسنت این هفته به قانون‌گذاران گفت واشینگتن درباره پیوندهای مالی [حکومت] ایران «گفت‌وگوهای خصوصی بسیار خوبی» با چین داشته است. او همچنین به موضع‌گیری‌های علنی امارات متحده عربی درباره محدود کردن دسترسی تهران به منابع مالی اشاره کرد. قرار است بسنت آخر این هفته، پیش از گفت‌وگوهای دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ، روسای جمهوری آمریکا و چین، با هه لی‌فنگ، معاون نخست‌وزیر چین، دیدار کند.

اطلاعیه فین‌سن برای افراد مطلع درون این شبکه‌ها انگیزه مالی ایجاد می‌کند تا مدارکی ارائه دهند که بتواند مبنای پرونده‌های آینده قرار گیرد؛ اقدامی که ممکن است اطلاعاتی را از درون همان شبکه‌های بانکی، تجاری و واسطه‌ای در اختیار مقام‌های آمریکایی بگذارد که در پی هدف قرار دادن آنها هستند.