سایه تورم بر تغذیه دانشآموزان؛ گرسنگی پنهان و افت یادگیری در کمین است
گرانی شدید مواد غذایی و افت قدرت خرید خانوارها، تغذیه کودکان و دانشآموزان را با تهدیدی جدی روبهرو کرده است؛ وضعیتی که به گفته کارشناسان میتواند علاوه بر اختلال در رشد و تضعیف سیستم ایمنی، تمرکز و توان یادگیری آنان را نیز کاهش دهد.
روزنامه جهان صنعت یکشنبه ۲۹ شهریور نوشت: «زنگ تفریح برای همه دانشآموزان کشور یکسان نواخته نمیشود. یکی ظرف پر از آجیل و مغزیجات را از کیفش بیرون میآورد، دیگری به چند لقمه نان و پنیر بسنده میکند و آن یکی ناچار است صرفا بهخاطر گرانی و تورم، با حسرت به خوراکیهای رنگارنگ بقیه بچهها نگاه کند... این گزارهها نه یک داستان تراژیک و بغضآلود که واقعیت تلخ امروز جامعه است.»
همزمان، وزارت آموزشوپرورش اعلام کرده است در صورت کمبود شیر مدارس یا ناتوانی در تامین آن، نان غنیشده را جایگزین شیر خواهد کرد.
طرح توزیع شیر رایگان در مدارس سالهاست با چالشهای گوناگون دستوپنجه نرم میکند و معمولا مدت کوتاهی پس از آغاز، بهدلیل مشکلات مالی و اختلاف با شرکتهای تامینکننده متوقف میشود.
افزایش شدید تورم و کاهش قدرت خرید فشار بیسابقهای بر معیشت مردم وارد آورده و تامین کالاهای اساسی را برای بخش گستردهای از جامعه دشوار کرده است.
گرسنگی پنهان در میان کودکان
شهاب اولیایی، متخصص تغذیه و رژیمدرمانی، در مصاحبه با جهان صنعت گفت افزایش قیمت مواد غذایی بدون رشد متناسب درآمد خانوارها سبب شده است گوشت، مرغ، ماهی، میوه و لبنیات از سفره خانوادههای کمدرآمد حذف شوند.
او افزود این خانوادهها برای رفع گرسنگی بیشتر به «غذاهای شکمپرکن» روی میآورند، اما چنین غذاهایی لزوما ویتامینها و مواد معدنی مورد نیاز بدن را تامین نمیکنند.
پیامد این وضعیت، پدیدهای موسوم به «گرسنگی سلولی» یا «فقر پنهان غذایی» است؛ یعنی فرد احساس سیری میکند، اما سلولهای بدن او همچنان با کمبود مواد مغذی روبهرو هستند.
اولیایی هشدار داد این مشکل برای کودکان که در سن رشد قرار دارند، خطرناکتر است، زیرا کمبود ریزمغذیها میتواند سیستم ایمنی آنان را تضعیف کند، احتمال ابتلا به بیماریها را افزایش دهد و رشد جسمیشان را به تاخیر بیندازد.
گرسنگی و سوءتغذیه همچنین تمرکز کودکان را کاهش میدهد و در میانمدت و بلندمدت بر یادگیری و عملکرد تحصیلی آنان اثر منفی میگذارد.
پیشتر شهروندان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال هشدار دادند در پی تداوم بحران اقتصادی، رژیم غذایی ایرانیان به سطح «بقا» تنزل یافته است.
تغذیه مناسب دانشآموزان چیست؟
اولیایی تاکید کرد صبحانه باید بخش ثابت برنامه غذایی دانشآموزان باشد و بهتر است غلات و یک منبع پروتئینی مانند شیر، تخممرغ یا پنیر در آن گنجانده شود.
میوه، گردو، بادام، پسته، کشمش و دیگر خشکبار نیز میتوانند بهعنوان میانوعده جای خوراکیهای کمارزش را بگیرند.
این متخصص تغذیه مصرف روزانه یک تا دو عدد تخممرغ و دستکم یک لیوان شیر یا معادل آن از ماست و دیگر فرآوردههای لبنی را توصیه کرد و گفت میوه، سبزیجات و منابع پروتئینی مانند گوشت، مرغ و ماهی هم باید تا حد امکان در برنامه غذایی کودکان قرار گیرند.
جهان صنعت در ادامه گزارش خود گسترش توزیع شیر، صبحانه و میانوعده رایگان در مناطق محروم را ضروری دانست.
اولیایی در همین رابطه هشدار داد: «در شرایطی که تورم افزایش پیدا کرده و قدرت خرید مردم بهشدت کاهش یافته و بسیاری از مواد غذایی از سبد روزانه خانوار حذف شدهاند، سلامت کودکان بیش از گذشته در معرض خطر قرار دارد.»
وزارت آموزشوپرورش در حالی از اجرای طرح شیر مدارس ناتوان مانده که علی احسان ظفری، مدیرعامل اتحادیه تعاونیهای لبنی، ۱۵مرداد در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا اعلام کرد بخش قابل توجهی از شیر تولیدی کشور صادر میشود؛ وضعیتی که او آن را «صادرات سفره مردم» توصیف کرد.
بر اساس این گزارش، شیر و دیگر محصولات لبنی در یخچال فروشگاهها بهوفور یافت میشود، اما تقاضای کافی برای خرید آنها وجود ندارد؛ موضوعی که نه از افزایش تولید، بلکه از کاهش قدرت خرید مردم و گرانی لبنیات ناشی میشود.
پیامدهای سوءتغذیه
اولیایی در ادامه سخنان خود گفت برخی پیامدهای اولیه سوءتغذیه مانند کاهش وزن، تحلیل عضلات، افت تمرکز و ضعف یادگیری، در صورت درمان بهموقع «برگشتپذیر» هستند، اما بیماریهای عفونی، مشکلات بینایی، شبکوری، توقف رشد، ریزش مو و اختلال عملکرد مغز ممکن است آثار ماندگاری داشته باشند.
او افزود تداوم طولانیمدت سوءتغذیه میتواند به کوتاهقدی و پوکی استخوان زودرس منجر شود؛ عوارضی که گاه دیگر قابل جبران نیستند و حتی ممکن است سلامت نسلهای آینده را نیز تحت تاثیر قرار دهند.
پیشتر در مهر ۱۴۰۴، پایگاه خبری رویداد۲۴ گزارش داد با تشدید بحران اقتصادی و افت شدید قدرت خرید مردم، شمار فزایندهای از شهروندان ایرانی توان تامین مواد غذایی ضروری را از دست دادهاند و سوءتغذیه اکنون به عامل حدود ۳۵ درصد از مرگومیرها در کشور تبدیل شده است.
دونالد ترامپ همزمان با افزایش تنشها در خاورمیانه، اقامتش در کمپ دیوید را کوتاه کرد و به کاخ سفید بازگشت. عربستان از رهگیری موشک حوثیها به سوی ریاض خبر داد و جمهوری اسلامی اعلام کرد شروط پایان جنگ را از طریق قطر به آمریکا رسانده است.
رییسجمهوری آمریکا شنبه شب، برخلاف برنامه قبلی که بازگشت او را برای یکشنبه ۲۹ شهریور پیشبینی کرده بود، به واشنگتن بازگشت. دولت آمریکا درباره علت این تغییر برنامه توضیحی نداد.
همزمان، ائتلاف به رهبری عربستان سعودی اعلام کرد حوثیهای مورد حمایت حکومت ایران، سحرگاه شنبه ۲۸ شهریور یک موشک بالستیک به سوی ریاض شلیک کردهاند که رهگیری شده است. این اعلام پس از وقوع آتشسوزی در نزدیکی فرودگاه بینالمللی پایتخت عربستان صورت گرفت.
برخی ساکنان ریاض از شنیدن صدای انفجار و مشاهده ستون دود در نزدیکی فرودگاه خبر دادند. گزارشی از تلفات یا خسارت منتشر نشده است.
بر اساس متن گزارش، این نخستین بار است که از زمان تشدید درگیری عربستان سعودی با حوثیها و گشودهشدن جبههای تازه در جنگ ایران، ریاض هدف حمله قرار میگیرد.
عربستان سعودی همچنین اعلام کرد تلاش حوثیها برای حمله به زیرساختهای غیرنظامی در ینبع، طائف، بیش و فرسان خنثی شده است. شهر بندری ینبع در ساحل دریای سرخ، محل پایان یکی از خطوط لوله مهم نفت عربستان است.
حوثیها پیشتر بدون ارائه شواهد مدعی شده بودند مراکز حساس در ریاض و تاسیسات آرامکو در ینبع را هدف قرار داده و آتشسوزیهای گستردهای ایجاد کردهاند.
در پی این تحولات، وزارت خارجه آمریکا هشدار فراگیر سفر به خاورمیانه را تمدید کرد و از شهروندان آمریکایی خارج از منطقه خواست درباره سفر به خاورمیانه یا عبور از آن بهطور جدی تجدیدنظر کنند.
این وزارتخانه با اشاره به حملات حوثیها علیه عربستان سعودی، از جمله فرودگاههای غیرنظامی، هشدار داد که درگیری ممکن است بهسرعت تشدید شود. دستکم ۱۱ سفارتخانه آمریکا در منطقه نیز درباره احتمال اختلال در سفرها هشدار دادند.
در تحولی دیگر، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، در مصاحبه با الجزیره گفت تهران شروط خود برای پایان جنگ را از طریق قطر به واشینگتن منتقل کرده و منتظر پاسخ ترامپ است.
به گفته رضایی، این شروط شامل پایان جنگ در تمامی جبههها، آزادسازی داراییهای توقیفشده [حکومت] ایران و پایان محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا است. او همچنین خواستار پایان درگیریهای یمن و عربستان شد. زمان انتقال این شروط مشخص نیست و مذاکرات پیشین تهران و واشینگتن نیز به شکست انجامیده بود.
در همین حال، برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، اعلام کرد ارتش این کشور طی دو ماه گذشته از عبور یک میلیارد بشکه نفت از تنگه هرمز پشتیبانی کرده است. او تاکید کرد حکومت ایران بهدلیل محاصره آمریکا در این مدت هیچ نفتی صادر نکرده است.
کوپر همچنین گفت مسیرهای اصلی کشتیرانی در تنگه هرمز از مین پاکسازی شدهاند و حجم نفت، گاز طبیعی و محمولههای عبوری در دو هفته گذشته به بالاترین سطح در شش ماه اخیر رسیده است.
با این حال، ناظران کشتیرانی میگویند تردد کشتیها همچنان بسیار کمتر از سطح پیش از جنگ است. بر اساس گزارشها، حکومت ایران نیز همزمان با تاکید بر کنترل خود بر تنگه هرمز، به حملات علیه کشتیها ادامه میدهد.
این تحولاتی در حالی رخ میدهد که حملات اسرائیل در غزه و لبنان نیز ادامه داشته است.
شاهزاده رضا پهلوی شنبه شب در رویداد کوروش کبیر در تورنتو، با تاکید بر هدف سرنگونی جمهوری اسلامی و دستیابی به ایرانی آزاد و آباد، گفت مردم از همیشه مصممتر و سازمانیافتهترند و «صبح آزادی» ایران نزدیک است.
او با ستودن «عزت نفس و اصالت ملت ایران»، بر حفظ همبستگی ملی تاکید کرد و گفت: «ایمان داشته باشیم که دشمن از درون فرسوده و توخالی است و ما از همیشه مصممتر و سازمانیافتهتر هستیم. باور داشته باشیم که صبح آزادی نزدیک است.»
شاهزاده رضا پهلوی در بخشی از سخنانش، جمهوری اسلامی را به تلاش برای سوءاستفاده از فقر مردم متهم کرد و گفت حکومت کوشیده است با توزیع برنج و روغن، اراده آنان را بخرد. او با اشاره به مردم آبدانان افزود که آنان با وجود مشکلات اقتصادی «تن به ذلت ندادند» و رفتار آنها را نشانه عزت نفس مردم ایران دانست.
او گفت: «ملت شریف ایران، به این همبستگی ملی، به این اصالت، به مسیری که طی میکنیم ایمان داشته باشیم.»
شاهزاده رضا پهلوی همچنین گفت در بالاترین لایههای تصمیمگیری جمهوری اسلامی شکاف و بیاعتمادی پدید آمده است. او با اشاره به آنچه اطلاعات دقیق درباره ارزیابی نهادهای امنیتی خواند، افزود: «سازمانهای اطلاعاتیـامنیتی رژیم در اتاقهای فکرشان از قدرت شبکههای انقلابی مردم ایران به لرزه افتادهاند.»
او در ادامه گفت علی خامنهای و بسیاری از سران جمهوری اسلامی کشته شدهاند و مجتبی خامنهای «مفقود است». شاهزاده رضا پهلوی افزود که مجتبی، اگر زنده باشد، در پناهگاهی زیرزمینی به سر میبرد و جرئت انتشار حتی صدای خود را ندارد.
به گفته او، بسیاری از نیروهای کشوری و لشکری نیز از طریق راههای ارتباطی امن، جدایی خود را از جمهوری اسلامی اعلام کرده و به مردم پیوستهاند.
شاهزاده رضا پهلوی در بخش دیگری از سخنرانی، آنچه «حماسه دی» نامید را حاصل مسیری طولانی و پرهزینه توصیف کرد و گفت این رویداد نتیجه هیجانی زودگذر نبوده است. او جمهوری اسلامی را متهم کرد که در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، هنگامی که سقوط خود را قطعی میدید، دست به «یکی از بزرگترین جنایتهای تاریخ» زده است.
او افزود: «ما امروز باتجربهتر و مصممتر از هر زمان دیگری هستیم. هدف ما مشخص است، سرنگونی جمهوری اسلامی و رسیدن به یک ایران آزاد و آباد.»
شاهزاده رضا پهلوی بار دیگر چهار اصل مورد تاکید خود را حفظ تمامیت سرزمینی ایران، جدایی دین از حکومت، آزادیهای فردی و برابری همه شهروندان در برابر قانون، و حق ملت برای تعیین شکل آینده حکومت از طریق صندوق رای آزاد و منصفانه اعلام کرد.
او سخنانش را با این عبارت پایان داد: «پاینده و سرفراز باد ایران، پیروز باد انقلاب شیر و خورشید ملت بزرگ ایران.»
پیر پولیاو، رهبر حزب محافظهکار کانادا، نیز در این رویداد، جمهوری اسلامی را حکومتی تروریستی و خودکامه توصیف کرد که آزادی را از مردم ایران گرفته است. او گفت این حکومت سرنگون خواهد شد و مردم ایران به آزادی خواهند رسید.
پولیاو با تقدیر از جنبههای حقوق بشری منشور کوروش و جایگاه آزادی در فرهنگ چندهزارساله ایران گفت: «مشتاق روزی هستم که شاهزاده رضا پهلوی به ایران برگردد تا پرچم شیر و خورشید را برافرازد.»
مقامهای جمهوری اسلامی درباره نفت چنان سخن میگویند که گویی تنها مساله، فروش امروز یا فردای چند میلیون بشکه کالای ذخیرهشده است.
در این روایت، اگر صادرات متوقف شود، نفت در زیر زمین باقی میماند و هر زمان محاصره یا تحریم پایان یافت، میتوان دوباره شیر چاهها را باز کرد و تولید را از همان نقطه ادامه داد.
محسن پاکنژاد، وزیر نفت جمهوری اسلامی، ۱۲ شهریور گفت صادرات نفت ایران در جریان جنگ ۴۰ روزه «حتی یک ساعت» متوقف نشد. او پیشتر نیز ادعا کرده بود در آن دوره حتی یک روز کاهش تولید وجود نداشت. اما این سخنان، حتی اگر درباره آن مقطع محدود درست باشد، به پرسش مهمتری پاسخ نمیدهد: پس از کاهش شدید بارگیری نفت و محدود شدن ظرفیت ذخیرهسازی، چه مقدار از تولید ایران باید متوقف شود و بازگرداندن چاهها و تاسیسات به مدار چه هزینهای خواهد داشت؟
دادههای مستقل نشان میدهند که وضعیت پس از آن دوره بهشدت تغییر کرده است. برآوردهای شرکت اطلاعات انرژی کپلر که در اوایل سپتامبر منتشر شد، نشان میدهد بارگیری نفت ایران از حدود یک میلیون و ۸۳۰ هزار بشکه در روز در ماه مارس به حدود ۲۵۵ هزار بشکه در ماه اوت کاهش یافته است. بر اساس برآورد همان شرکت، تولید نفت خام ایران نیز از حدود سه میلیون و ۲۴۰ هزار بشکه در روز به یک میلیون و ۷۵۵ هزار بشکه کاهش یافته است. همزمان، موجودی نفت در پایانهها، پالایشگاهها و دیگر مخازن خشکی افزایش یافت.
ممکن است مقداری از نفت ایران همچنان در چین تخلیه شود، اما بخش مهمی از آن پیش از تشدید محاصره از ایران خارج شده و برای مدتی روی نفتکشهای مستقر در آبهای آسیا باقی مانده بود. فروش چنین محمولههایی را نمیتوان معادل خروج نفت تازه از چاهها و پایانههای ایران دانست.
وقتی صادرات کاهش مییابد، نفت تولیدشده ابتدا در مخازن خشکی، پالایشگاهها و نفتکشها ذخیره میشود. اما ظرفیت ذخیرهسازی نامحدود نیست. با پر شدن مخازن، فشار بحران از سطح تجارت و حملونقل به تاسیسات تولید و در نهایت به خود چاهها منتقل میشود. شرکت ملی نفت ناچار است تولید برخی چاهها را کاهش دهد یا آنها را بهطور کامل از مدار خارج کند.
یک میدان نفتی، انبار زیرزمینی نیست تصور عمومی از میدان نفتی گاهی شبیه کیسه یا دریاچهای زیرزمینی است که میتوان برداشت از آن را متوقف کرد و چند ماه بعد دوباره ادامه داد. اما نفت در فضای متخلخل [سوراخسوراخ] سنگها و شبکهای از شکستگیهای طبیعی قرار دارد و حرکت آن بهسوی چاه به فشار مخزن، ویژگی سنگ، ترکیب سیالات و نحوه مدیریت تولید بستگی دارد.
به همین دلیل، توقف تولید از تمام چاهها نتیجه یکسانی ندارد. برخی میادین متعارف خاورمیانه میتوانند توقف کوتاهمدت را بدون خسارت جدی تحمل کنند. در بعضی مخازن شکافدار، کاهش موقت تولید حتی میتواند به بازگشت فشار و حرکت تدریجی نفت از منافذ سنگ به داخل شکستگیها کمک کند.
رابین میلز، پژوهشگر مرکز سیاستگذاری انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا، معتقد است توقف تولید احتمالا خسارتی فاجعهبار یا دائمی به بخش عمده صنعت نفت ایران وارد نخواهد کرد. او یادآوری میکند که تولید ایران پس از کاهشهای ناشی از تحریم و همهگیری کرونا نیز نسبتا سریع افزایش یافت. این نکته مهم است، زیرا نباید برای انتقاد از جمهوری اسلامی به ادعای غیرعلمی «نابودی قطعی همه چاهها» متوسل شد.
اما قابل بازگشت بودن تولید به معنای رایگان، فوری یا بدون خطر بودن آن نیست.
ایران تعداد زیادی میدان و چاه قدیمی دارد. میدانهایی مانند اهواز، مارون، گچساران و آغاجاری دهههاست در حال تولیدند. چاههای کمفشار یا چاههایی که همراه نفت مقدار زیادی آب تولید میکنند، ممکن است پس از یک توقف طولانی دیگر بهطور طبیعی جریان پیدا نکنند. راهاندازی آنها میتواند به پمپ، تزریق موقت نیتروژن، شستوشوی شیمیایی یا عملیات تعمیر چاه نیاز داشته باشد.
در دوره توقف، رسوبات معدنی، آسفالتین و مواد سنگین نفتی ممکن است در اطراف چاه، لوله تولید یا خطوط انتقال انباشته شوند. خوردگی، تهنشینی شن و مواد جامد، خرابی پمپها و جریان ناخواسته میان لایههایی با فشارهای متفاوت نیز از خطرهای شناختهشدهاند.
کمیته مشورتی مخازن انجمن مهندسان نفت در تحلیلی درباره توقفهای طولانیمدت هشدار داده است که خوردگی، رسوب مواد، آسیب پمپها و گرفتگی چاه میتواند راهاندازی مجدد برخی چاهها را به عملیات تعمیر، تحریک یا تکمیل دوباره نیازمند کند. در چاههای کمبازده نیز ممکن است هزینه احیا به اندازهای بالا برود که ادامه بهرهبرداری از نظر اقتصادی توجیهپذیر نباشد. این هزینهها در آمار ساده «بشکههای فروختهنشده» دیده نمیشوند.
تعطیلی چرخشی نیز رایگان نیست شرکت ملی نفت ایران تجربه مدیریت کاهش تولید در دورههای تحریم را دارد. یکی از روشها این است که بهجای تعطیلی کامل یک میدان، چاهها بهصورت چرخشی از مدار خارج شوند تا هیچ چاهی برای مدت بسیار طولانی متوقف نماند.
این روش میتواند خطر را کاهش دهد، اما نیازمند نظارت مداوم بر فشار، ترکیب سیالات، تزریق گاز، خوردگی، وضعیت پمپها و تاسیسات سطحی است. خاموش و روشن کردن مکرر چاهها، تغییر نرخ تزریق مواد شیمیایی و تنظیم دوباره واحدهای فرآورش نیز هزینه عملیاتی را افزایش میدهد.
به بیان دیگر، حکومت حتی برای تولید نکردن نیز باید پول خرج کند. اگر کاهش درآمد نفتی باعث کمبود بودجه تعمیرات و نگهداری شود، آنچه در آغاز یک توقف قابل کنترل است، میتواند به خرابی پرهزینه تبدیل شود.
مساله اساسی این نیست که آیا تمام چاهها از بین خواهند رفت؛ مساله این است که چند چاه بدون عملیات اضافی بازمیگردند، احیای بقیه چه مدت طول میکشد و چه کسی هزینه آن را خواهد پرداخت.
تزریق گاز؛ پیوند نفت خاموش با بحران گاز بخش مهمی از میادین قدیمی ایران برای حفظ فشار و افزایش بازیافت نفت به تزریق گاز وابستهاند. کپلر میزان تاریخی تزریق گاز به میادین نفتی ایران را حدود ۴.۸ میلیارد فوت مکعب [حدود ۱۳۶ میلیون متر مکعب] در روز برآورد کرده است. ایران حتی پیش از بحران کنونی نیز به اندازه مورد نیاز مخازن گاز تزریق نمیکرد.
اکنون این مشکل میتواند شدیدتر شود. تولید گاز پارس جنوبی با میعانات گازی همراه است. اگر امکان صادرات، ذخیرهسازی یا مصرف این میعانات محدود شود، ایران ممکن است ناچار به کاهش تولید گاز شود. در آن صورت حکومت باید میان مصرف خانگی، نیروگاهها، صنایع، صادرات و تزریق به میادین نفتی اولویتبندی کند.
کاهش تزریق گاز لزوما فردای همان روز یک چاه را نابود نمیکند، اما در طول زمان میتواند فشار مخزن و میزان نهایی نفت قابل برداشت را کاهش دهد. به این ترتیب، بحران صادرات نفت ممکن است از مسیر میعانات و گاز دوباره به میادین نفتی بازگردد.
این همان بخشی از صورتحساب است که در سخنان مقامهای جمهوری اسلامی جایی ندارد. آنان درباره ادامه صادرات، دور زدن تحریم یا تحویل نفت در هزاران کیلومتر دورتر سخن میگویند، اما توضیح نمیدهند حفظ فشار مخازن در دوره کاهش تولید چه مقدار گاز، تجهیزات و سرمایه لازم دارد.
زیان پنهان در میادین مشترک همه میدانهای ایران را نیز نمیتوان با یک معیار تعطیل کرد. آزادگان و یادآوران با عراق، فروزان با عربستان سعودی و سلمان با امارات متحده عربی مشترکاند. این کشورها از بخشهای مختلف یک ساختار زمینشناسی پیوسته برداشت میکنند.
کاهش تولید ایران به این معنا نیست که نفت با سرعت و نسبت مشخصی فوراً بهسوی چاههای کشور همسایه حرکت خواهد کرد؛ رفتار هر مخزن به ویژگیهای زمینشناسی آن بستگی دارد. اما اگر ایران برای مدتی طولانی تولید و توسعه را متوقف کند و طرف مقابل به حفاری و برداشت ادامه دهد، سهم اقتصادی ایران از منبع مشترک میتواند کاهش یابد.
در چنین میادینی، نفتی که امروز استخراج نمیشود الزاما برای استفاده انحصاری نسل آینده ایران کنار گذاشته نشده است. ادامه برداشت در سوی دیگر مرز میتواند در برخی مخازن سهم قابل برداشت یا فرصت اقتصادی ایران را کاهش دهد.
صورتحساب واقعی توقف تولید خسارت توقف اجباری تولید را باید در چند ستون جداگانه محاسبه کرد: درآمدی که امروز از دست میرود؛ هزینه ذخیرهسازی و مدیریت چاههای تعطیل؛ مخارج تعمیر و راهاندازی مجدد؛ کاهش احتمالی ظرفیت یا بازیافت نهایی مخزن؛ و فرصت از دست رفته در میادین مشترک.
هزینههای غیرمستقیم نیز وجود دارند. کاهش تولید گاز میتواند برق نیروگاهها، خوراک پتروشیمیها و فعالیت صنایع را تحت فشار قرار دهد. اگر گاز کمتری در دسترس باشد، حکومت ناچار است میان مصرف داخلی، تولید برق، صنعت، صادرات و تزریق به میادین نفتی انتخابهای دشوارتری انجام دهد.
بنابراین محاصره و کاهش صادرات فقط حساب جاری جمهوری اسلامی را هدف قرار نمیدهد. اگر این وضعیت طولانی شود و چاهها و تاسیسات بهدرستی نگهداری نشوند، بخشی از هزینه به ترازنامه ملی ایران و حتی حکومت آینده منتقل خواهد شد.
وزیر نفت میتواند درباره ادامه تولید در یک دوره محدود یا صادرات بدون وقفه سخن بگوید، اما باید به پرسشهای دیگری نیز پاسخ دهد: اکنون چه تعداد چاه با ظرفیت کامل تولید میکنند؟ چه تعداد کاهش تولید داده یا متوقف شدهاند؟ هزینه تعطیلی چرخشی چاهها چقدر است؟ برنامه تزریق گاز چگونه تغییر کرده است؟ و چه میزان بودجه برای تعمیر و بازگرداندن تولید کنار گذاشته شده است؟
بدون انتشار این اطلاعات، ادعای «تداوم تولید» تصویر کاملی از وضعیت صنعت نفت ایران ارائه نمیکند.
چاه نفت کیسهای نیست که بتوان آن را بست و سالها بعد بدون هزینه دوباره گشود. شاید بیشتر چاههای ایران قابل احیا باشند، اما توقف اجباری تولید نه رایگان است و نه لزوما بازگشت از آن فوری خواهد بود. هر ماه تاخیر، کمبود تعمیرات، کاهش تزریق و مدیریت نامناسب میتواند هزینه بازگشت را افزایش دهد. جمهوری اسلامی فقط نفت امروز ایران را ارزان نمیفروشد یا از فروش آن بازنمیماند؛ با سیاستهای خود، بخشی از هزینه حفاظت و احیای این ثروت ملی را نیز برای مردم و نسل آینده باقی میگذارد.
اطلاعاتی که اخیرا به ایراناینترنشنال رسیده نشان میدهد جمهوری اسلامی یک شبکه شامل افراد فعال در رسانهها و نهادهای خیریه حکومتی را برای شناسایی معترضان انقلاب ملی در شهرهای خراسان رضوی، از جمله مشهد و فریمان، به کار برد.
اعتراضات دیماه در استان خراسان رضوی دستکم ۲۰ شهرستان را در بر گرفت.
خراسان رضوی؛ بستر اعتراضات بزرگ
خراسان رضوی، دومین استان پرجمعیت ایران، بهدلیل وزن مذهبی و سیاسی مشهد، وجود نهادهایی چون آستان قدس رضوی و انباشت مطالبات بیفرجام مردمی، در سالهای اخیر یکی از کانونهای اعتراض اقشار مختلف، به ویژه طبقه متوسط بوده است.
اعتراضات عمدتا اقتصادی دی ۱۳۹۶ از مشهد، نیشابور و کاشمر آغاز شد و بهسرعت رنگ سیاسی و ضدحکومتی گرفت. این استان در آبان ۱۳۹۸ نیز صحنه اعتراض بود و در خیزش ۱۴۰۱، حضور زنان، جوانان و دانشجویان در سراسر استان برجستهتر شد.
این گزارش تحقیقی شیوههای سرکوب دی ۱۴۰۴ در مشهد، بهعنوان مرکز اصلی استان، و فریمان، محل شکلگیری شبکه شناسایی معترضان را بررسی میکند که بر پایه اسناد و مطالب محلی، روایت شاهدان، منابع نزدیک به زندانیان سیاسی تهیه شده است. برای حفظ امنیت برخی منابع، نام آنها ذکر نشده است.
شناسایی افراد حاضر در اعتراضات بخش قابل توجهی از روند سرکوب بود. بررسی آنچه در شهرستان فریمان رخ داد، به شبکهای میرسد که پیش از اعتراضات عمدتا در حوزه فرهنگ، هنر و رسانه فعالیت پوششی داشت.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد یک شبکه خبرچینی برای تصویربرداری از تجمعات و شناسایی معترضان در فریمان فعال شده بود. در مرکز این شبکه، نام صادق ملول قرار دارد؛ چهرهای با سابقه فعالیت فرهنگی و رسانهای و همکاری با مجموعههای وابسته به بسیج و سپاه پاسداران که منابع این گزارش، او را هادی تیمهای تصویربرداری از معترضان معرفی کردهاند.
صادق ملول هدایت یک شبکه خبرچینی برای سرکوب را بر عهده داشت
ملول مدیر کانون بسیج هنرمندان شهرستان فریمان معرفی شده و سابقه همکاری با روابط عمومی سپاه پاسداران را نیز داشته است.
در یک رسانه محلی، مطلبی با امضای او و عنوان کانون بسیج هنرمندان فریمان منتشر شده و در شرح سوابقش نیز خود را «خبرنگار افتخاری» در همکاری با روابط عمومی سپاه پاسداران معرفی کرده است.
این سوابق، فعالیت فرهنگی و رسانهای ملول را به مجموعههای وابسته به بسیج و سپاه پاسداران پیوند میدهد.
«افسران جنگ نرم»؛ از ویترین هنری تا خبرچینی امنیتی
ملول در کانون بسیج هنرمندان، اعضا را برای تولید آثار همسو با اهداف تبلیغاتی حکومت سازماندهی میکرد.
در دی ۱۴۰۳، او از جوانانی که آنان را «افسران جنگ نرم» میخواند خواست درباره فعالیتهای امنیتی بسیج، حجاب و فضای مجازی فیلم بسازند.
برنامههای نمایشی و آموزشی این کانون نیز زمینه ارتباط با نوجوانان و جوانان علاقهمند به هنر را فراهم میکرد.
بر اساس اطلاعات گردآوریشده برای این گزارش، بخشی از همین شبکه به ظاهر «فرهنگی» یک سال بعد و در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ کارکردی امنیتی پیدا کرد.
تیمهای تصویربرداری از معترضان
بهگفته منابع مطلع، صادق ملول در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ تیمهایی را برای تصویربرداری از معترضان فریمان هدایت کرد و تصاویر تهیهشده، به سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در فریمان و مشهد منتقل شد.
این تصاویر برای شناسایی افراد حاضر در اعتراضات و افزودن مدارک به پروندههای امنیتیشان به کار رفت.بر اساس اطلاعات گردآوریشده، این روند به بازداشت ۲۳ نفر منجر شد.
انتصاب جدید برای ملول چند ماه پس از اعتراضات
چند ماه بعد، در خرداد ۱۴۰۵، صادق ملول به مدیریت مرکز خیریه «صدقات» رسید.
مجوز این مرکز به نام غلامعلی ملول صادر شده است؛ فردی از خاندان ملول که پاسدار بود و در شهریور ۱۳۶۵ هنگام ماموریتی در تایباد کشته شد.
رسیدن صادق ملول به مدیریت این مرکز، اگر نتوان آن را صریحا «پاداش حکومت» نامید، به هر روی نشان میدهد که فعالیت او در مجموعههای نزدیک به ساختار جمهوری اسلامی پس از اعتراضات نیز ادامه یافته است.
شبکه شناسایی با چاشنی «فعالیت فرهنگی»
در الگوی مورد بررسی این گزارش تحقیقی، فعالیت فرهنگی فقط یک پوشش نیست و به زیرساخت جذب نیرو و دسترسی به شبکهای از نوجوانان و جوانان تبدیل میشود که فراتر از تبلیغ و بسیج ایدئولوژیک، میتوانند هنگام در تنگنا بودن حاکمیت، به بخشی از ظرفیت امنیتی جمهوری اسلامی تبدیل شوند.
عفو بینالملل تاکید میکند که نظارت بر معترضان و ثبت اطلاعات آنان میتواند نقض حق حریم خصوصی باشد و اثری بازدارنده بر اعمال حق تجمع مسالمتآمیز بگذارد.
در جریان سرکوب مشهد، منابع و شواهد حاکی از تیراندازی با کلاشنیکف از مواضع ثابت، از جمله کلانتری ۲۸ هفتتیر و کلانتری ۲۰ قاسمآباد در حاشیه میدان امامیه بوده است.
در دانشگاه فردوسی مشهد تیراندازی برای سرکوب تجمعات تا نیمهشب ادامه داشت و شمار زیادی از نیروهای لباسشخصی در محوطه دانشگاه مستقر شدند.
در بلوار وکیلآباد، پارک ملت، بلوار سجاد و میدان آزادی، معروف به فلکه پارک، نیروهای امنیتی مسیرها را با خودرو، کامیون و موتورسیکلت بستند و مردم به رگبار بسته شدند.
حرکت مردم به سوی ساختمان سازمان صداوسیما نیز پس از عقبنشینی اولیه نیروها با حمله و تیراندازی متوقف شد. گزارشها همچنین از آتش مستقیم و هدف گرفتن جمجمه معترضان حکایت دارد.
سرکوب تجمعات همراه با قطع ارتباطات مردم و اینترنت همراه بود. اینترنت در محدوده بلوار توس و میدان معراج محدود و ارتباطات در احمدآباد، وکیلآباد، پارک ملت، سجاد و میدان آزادی قطع شد. در هفت تیر برق و چراغهای خیابان نیز برای خاموش کردن فضای اعتراضات قطع شد.
از سوی دیگر، شلیک از برج اداری-تجاری آرمیتاژ گلشن در بلوار هفت تیر و ساختمانهای اطراف و استقرار تکتیراندازان بر بام هتل آدینا مشهد نیز گزارش شده است.
سرکوب به خیابان محدود نماند و روایتهای رسیده از بازداشتگاهها از خشونت جنسی علیه شماری از بازداشتشدگان حکایت دارد.
یک منبع مطلع به ایراناینترنشنال گفت که دختر معترض ۱۶ سالهای حین نگهداری در زندان مشهد، از خانواده خود قرص ضدبارداری خواسته بود.
بهگفته منابع نزدیک به زندانیان سیاسی، در اوج اعتراضات دی دستکم سه زن در فاصله بازداشت تا انتقال به زندان مرکزی مشهد، معروف به زندان وکیلآباد، مورد تجاوز قرار گرفتند. دو تن از آنان در فریمان مورد تجاوز قرار گرفتند.
در مورد زن سوم، ماموران پس از بازداشت او و همسرش، دست و پای مرد را بسته و در حضور او به همسرش که همراه او در اعتراضات شرکت کرده بود، در یک خودرو وَن تجاوز کردند.
سپیده قلیان، کنشگر و زندانی سیاسی سابق نیز در حساب ایکس خود نوشت که روایتهای بازداشتشدگان درباره شکنجه و تجاوز را ثبت کرده است.
او از یکی از زنان بازداشتشده فریمان با نام «راضیه» یاد کرده و گفته است این زن که کارگر یک اغذیهفروشی بوده، در بازداشتگاه پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی شهرستان فریمان مورد تجاوز قرار گرفته است.
پیش از این نیز نهادهای حقوق بشری از جمله عفو بینالمللی گزارشهای مشروحی از تجاوز و آزار جنسی ماموران حکومت علیه معترضان از جمله در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» منتشر و آن را محکوم کرده بودند.
بر اساس پروتکل بینالمللی مستندسازی و تحقیق درباره خشونت جنسی در منازعات، نهادهای حقوق بشری بینالمللی تجاوز به فرد بازداشتشده از سوی مامور دولت را مصداق شکنجه شناختهاند.
فایننشالتایمز گزارش داد جمهوری اسلامی در پی محاصره دریایی آمریکا و اختلال در تنگه هرمز، بخش بیشتری از تجارت خود را به مسیرهای زمینی، بهویژه مرز ترکیه، منتقل کرده است. این تغییر، صفهای طولانی کامیونها و افزایش هزینه واردات را در پی داشته است.
پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، بیش از ۸۰ درصد تجارت سالانه ایران، معادل حدود ۱۸۰ میلیون تن کالا، از بنادر جنوبی انجام میشد.
اکنون تهران میکوشد با استفاده از هفت مرز زمینی، بخشی از این ظرفیت از دست رفته را جبران کند.
ایراناینترنشنال ۲۲ شهریور گزارش کرد وقتی دو بندر «رجایی» و «امام» در پی محاصره دریایی عملا از مدار خارج شدهاند، چارهای جز حملونقل زمینی برای جمهوری اسلامی باقی نمانده است.
فایننشالتایمز نوشت در گذرگاه گوربولاغ، مقابل مرز بازرگان، صف کامیونها به هفت کیلومتر رسیده است. روزانه حدود ۵۰۰ کامیون از ترکیه وارد ایران میشوند و تردد بار نسبت به سال گذشته ۳۰ درصد افزایش یافته است.
ارزش تجارت دو کشور در نیمه نخست سال با افزایش ۱۹ درصدی به سه میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار رسید.
واردات ایران از مسیر گوربولاغ نیز در پنج ماه منتهی به ۲۱ مرداد، ۲۵۰ درصد افزایش یافت.
تهران از مسیرهای زمینی، کالاهای مصرفی، خوراک دام و مواد اولیه دارویی وارد و آلومینیوم، قیر و مصالح ساختمانی صادر میکند.
ازدحام مرزی و تشریفات گمرکی، زمان و هزینه حملونقل را بالا برده است.
رانندگان ماشینهای سنگین به فایننشالتایمز گفتند انتظار برای عبور از برخی مرزها به چند هفته میرسد.
یک راننده تُرک احتمال داد در مسیر بازگشت ۲۴ روز معطل بماند و یک راننده ایرانی گفت خردادماه در گذرگاه دوغارون افغانستان ۲۳ روز منتظر بوده است.
پاکستان ظرفیت ترانزیتی محدودی دارد و گذرگاههای عراق نیز با خطر تعطیلی روبهرو هستند.
مقامهای جمهوری اسلامی میگویند ۱۳ گذرگاه ریلی، از جمله مسیرهای چین و روسیه، فعالاند. بنادر دریای خزر هم به جاده و راهآهن متصلاند، اما کاهش سطح آب، ظرفیتشان را محدود کرده است.
کارشناسان میگویند حتی دو برابر شدن تجارت زمینی و بنادر خزر نمیتواند کاهش مبادلات دریایی در جنوب ایران را جبران کند.
مجیدرضا حریری، رییس اتاق بازرگانی ایران و چین، برآورد کرده است انتقال تجارت ایران با چین از دریا به خشکی، سالانه ۱۸ میلیارد دلار هزینه اضافی ایجاد میکند.
این فشار در شرایطی به مصرفکنندگان منتقل میشود که نرخ تورم در ایران به حدود ۹۰ درصد رسیده است.
بر اساس آمار گمرک، صادرات غیرنفتی ایران در پنج ماه منتهی به ۳۱ مرداد با کاهش ۲۸ درصدی به ۱۵ میلیارد دلار و واردات با افت ۲۶ درصدی، به ۱۷ میلیارد دلار رسید.
همزمان، هشدار واشینگتن درباره تحریم طرفهای تجاری ایران، فشار را افزایش داده است.
آمریکا ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی و سه شرکت هوانوردی و لجستیکی ترکیه را تحریم کرده و آنکارا بر رعایت مقررات تاکید کرده است.
یک عضو اتاق بازرگانی ایران به فایننشالتایمز گفت با وجود گسترش مسیرهای زمینی، راهحل پایداری جز بازگشایی مسیرهای تجاری جنوب از طریق خلیج فارس وجود ندارد.