• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

هوشنگ حسن‌یاری: گسترش حملات آمریکا در ایران، مقدمه ورود به جنگ تمام‌عیار است

۲ مرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)

هوشنگ حسن‌یاری، کارشناس خاورمیانه و امور نظامی، با اشاره به تغییر الگوی حملات آمریکا و گسترش آن از جنوب به شمال ایران، این روند را نشانه ورود تدریجی به مرحله نهایی جنگ دانست.

او معتقد است هدف این حملات، از بین بردن توان موشکی و نظامی جمهوری اسلامی و آماده‌سازی برای عملیات گسترده‌تر است.

Banner

پربازدیدترین‌ها

ماموری از امپراتوری اقتصادی رهبر جمهوری اسلامی در رأس بزرگ‌ترین خرده‌فروشی آنلاین ایران
۱

ماموری از امپراتوری اقتصادی رهبر جمهوری اسلامی در رأس بزرگ‌ترین خرده‌فروشی آنلاین ایران

۲
اختصاصی

لیلا ابوالحسنی، مادر ۲ دختر، به اعدام و آرزو کشوری، مادر دختری خردسال، به زندان محکوم شدند

۳

محسن نامجو از بازگشت به ایران و لغو کنسرت‌هایش خبر داد

۴
روایت شما

افزایش کرایه اسنپ و تپسی در بحران بنزین؛ مسافران و رانندگان هر دو ناراضی‌اند

۵

ایالات متحده برای توقیف نفت ایران دادگاه‌های «غنائم دریایی» را احیا می‌کند

انتخاب سردبیر

  • موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

    موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

  • مرگ راتکو ملادیچ، معروف به «قصاب بوسنی»، در بیمارستان زندان لاهه

    مرگ راتکو ملادیچ، معروف به «قصاب بوسنی»، در بیمارستان زندان لاهه

  • تهدیدهای بی‌اثر تهران؛ همه کشورهای خلیج فارس به‌جز ایران صادرات نفت خود را افزایش داده‌اند

    تهدیدهای بی‌اثر تهران؛ همه کشورهای خلیج فارس به‌جز ایران صادرات نفت خود را افزایش داده‌اند

  • ترامپ با تهران کاری را کرد که رهبران پیشین باید می‌کردند: دشمن را جدی گرفت
    تحلیل

    ترامپ با تهران کاری را کرد که رهبران پیشین باید می‌کردند: دشمن را جدی گرفت

  • ماموری از امپراتوری اقتصادی رهبر جمهوری اسلامی در رأس بزرگ‌ترین خرده‌فروشی آنلاین ایران

    ماموری از امپراتوری اقتصادی رهبر جمهوری اسلامی در رأس بزرگ‌ترین خرده‌فروشی آنلاین ایران

  • آگهی‌های فروش قبر از شکل‌گیری بازاری پنهان خبر می‌دهند

    آگهی‌های فروش قبر از شکل‌گیری بازاری پنهان خبر می‌دهند

•
•
•

مطالب بیشتر

از آزادی در تجمع حکومتی تا برخورد در کافه؛ سیاست دوگانه در برابر حجاب و سبک زندگی متفاوت

۲ مرداد ۱۴۰۵، ۰۷:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مسعود کاظمی
100%

در روزهای گذشته چندین کافه در مرکز تهران پلمب شدند. کافه‌های «جو کافه»، «۱۴۰۱»، «سام کافه»، «دو بار»، «مان»، «نووک» و «تئوری» از جمله واحدهایی بودند که در خیابان‌های سنایی و ایرانشهر تعطیل شدند. برخی از این کافه‌ها پیش از این نیز به دلیل «رعایت نکردن حجاب اجباری» بسته شده بودند.

این اتفاق در شرایطی رخ داد که طی هفته‌های قبل، نشانه‌های بازگشت فشارها بر موضوع حجاب اجباری آشکار شده بود. فشاری که پس از پایان جنگ ۴۰ روزه و فروکش کردن فضای تبلیغاتی «وحدت»، دوباره شدت گرفت.

پیش از آغاز این موج، امامان جمعه در چند شهر از ضرورت برخورد با بی‌حجابی سخن گفتند.

محمدرضا ناصری، امام جمعه یزد، ۲۶ تیر در نماز جمعه این شهر گفت وضعیت حجاب در جامعه «قابل قبول نیست» و از مسئولان، ستاد امر به معروف و دستگاه‌های فرهنگی خواست تا با جدیت در برابر «فساد و بی‌حیایی» بایستند.

همزمان رسول فلاحتی، امام جمعه رشت، با اشاره به اجتماعات شبانه حامیان حکومت و آنچه «دفاع خودجوش مردم از اسلام و انقلاب» خواند، تاکید کرد مقابله با «بی‌حجابی‌های سازمان‌یافته» نیز باید با حضور مردم انجام شود.

او از دولت و مجلس خواست نسبت به اجرای قانون عفاف و حجاب اهتمام داشته باشند.

چند روز پس از این مواضع، کرکره تعدادی از کافه‌های مرکز تهران پایین کشیده شد.

  • حجاب اجباری؛ از استعمار روانی تا مقاومت جمعی

    حجاب اجباری؛ از استعمار روانی تا مقاومت جمعی

کافه‌داران: ما را وصله ناجور می‌دانند

مالک یک کافه در خیابان سنایی که ۲۹ تیر پلمب شده، به ایران‌اینترنشنال گفت در هفته‌های اخیر «اتفاقات عجیبی» رخ داده؛ گویی کسانی که دست‌اندرکار تجمعات شبانه‌اند، آن‌ها را وصله ناجوری در مرکز شهر تهران می‌دانسته‌اند.

به گفته او، در روزهای منتهی به دفن جنازه علی خامنه‌ای، رهبر کشته شده جمهوری اسلامی، افرادی با لباس شخصی اما مجهز به بی‌سیم و اسلحه، دو بار به کافه‌اش رفته‌اند و فضای کافه، کارکنان و مشتریانش را «لکه ننگ» و «پیاده‌نظام دشمن» خوانده‌اند.

این کافه‌دار نقل کرد: «یکی از این افراد می‌گفت شهر ما در حال آماده شدن برای تشییع نایب امام زمان است، دل امام زمان خون و عزادار است، آن وقت شما اینجا مشغول عیاشی و مطربی و فساد هستید.»

او افزود همان روز به کارکنانش گفته که «امروز و فرداست که یا به زور تعطیلمان کنند یا مجبور شویم خودمان ببندیم».

یک زن جوان، مسئول سالن یکی دیگر از کافه‌های پلمب‌شده در همین خیابان، گفت از روز قبل زمزمه‌هایی درباره هشدار به برخی کافه‌ها شنیده بودند، اما: «نوع هجوم و رفتار خشونت‌آمیز و بی‌ادبانه ماموران آن‌قدر عجیب بود که همه شوکه شدیم؛ تا جایی که برخی همکاران حتی فرصت نکردند وسایل شخصی خود را از کافه خارج کنند.»

  • فرهنگ کافه‌نشینی در ایران زیر فشار بحران اقتصادی در حال فروپاشی است

    فرهنگ کافه‌نشینی در ایران زیر فشار بحران اقتصادی در حال فروپاشی است

روزهای جنگ؛ وقتی زنان بدون حجاب در قاب رسمی دیده شدند

پلمب کافه‌ها در شرایطی اتفاق افتاد که چند هفته پیش‌تر، تصویری کاملا متفاوت از برخورد حکومت با موضوع حجاب در خیابان‌های ایران دیده می‌شد.

در زمان جنگ ۴۰ روزه و پس از آن، در تجمعات شبانه حامیان حکومت و حتی در مراسم تشییع جنازه خامنه‌ای، زنان بدون حجاب اجباری در میان جمعیت حضور داشتند، رسانه‌ها با آن‌ها مصاحبه می‌کردند و تصاویرشان در قاب رسمی منتشر می‌شد.

حتی برخی مداحان نیز در همین فضا با ادبیاتی متفاوت درباره این زنان سخن گفتند.

در یکی از این تجمعات گفته شد: «کم‌حجابی هم که آمده میان میدان، نور چشممان و دختر کشورمان است.»

این در حالی بود که پیش و پس از آن، بخش‌هایی از جریان سیاسی و مذهبی حاکم، همین زنان را با شدیدترین ادبیات مورد حمله قرار داده و بی‌حجابی را نه یک مساله اجتماعی، بلکه تهدیدی علیه هویت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی دانستند.

تفاوت میان این دو رویکرد، بیش از آن که به تغییر نگاه درباره حق انتخاب پوشش زنان مربوط باشد، به شرایط سیاسی بازمی‌گشت و بازمی‌گردد. در زمانی که حکومت به نمایش وحدت و حضور خیابانی گسترده نیاز داشته باشد، حضور زنانی با پوشش متفاوت قابل تحمل می‌شود و حتی بخشی از همان تصویرسازی رسمی را تشکیل می‌دهد. اما با پایان آن مقطع، همین مدارا نیز کم‌رنگ می‌شود.

  • زنان در تشییع خامنه‌ای؛ بدن زنانه، ابزار بازسازی اقتدار

    زنان در تشییع خامنه‌ای؛ بدن زنانه، ابزار بازسازی اقتدار

سبک زندگی متفاوت فقط در خدمت روایت رسمی پذیرفته می‌شود

این الگو تنها به حضور زنان بدون حجاب در خیابان‌ها محدود نبوده است. در همین دوره، رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی نیز در مواردی به سراغ چهره‌ها و سبک‌هایی رفتند که در شرایط عادی با محدودیت بیشتری روبه‌رو هستند. از جمله صداوسیما از رپرهایی برای اجرای آثار با مضمون حمایت از حکومت و نیروهای مسلح استفاده کرد. سبکی از موسیقی که سال‌ها در فضای رسمی جمهوری اسلامی با نگاهی منفی مواجه بوده است.

این تناقض، تصویری از یک سیاست دوگانه ساخت. سبک زندگی، پوشش یا بیان فرهنگی متفاوت، زمانی امکان حضور پیدا می‌کند که در خدمت یک پیام سیاسی مشخص باشد؛ اما همان تفاوت، وقتی خارج از چارچوب مورد نظر حکومت دیده شود، می‌تواند به موضوع برخورد امنیتی و قضایی تبدیل شود.

  • رپ اعتراضی؛ راوی‌ بدون سانسور مبارزه نسل جوان برای آزادی‌

    رپ اعتراضی؛ راوی‌ بدون سانسور مبارزه نسل جوان برای آزادی‌

پایان یک مدارا؛ بازگشت برخوردها پس از فروکش کردن نیاز تبلیغاتی

پس از پایان جنگ و فروکش کردن فضای تبلیغاتی «وحدت»، نشانه‌های بازگشت سیاست‌های پیشین آشکار شد. مقام‌های قضایی در شهرهای مختلف دوباره از برخورد با بی‌حجابی سخن گفتند و همزمان، پلمب کافه‌ها، رستوران‌ها و دیگر واحدهای صنفی در دستور کار قرار گرفت.

یک روز پس از پلمب گسترده کافه‌ها در مرکز شهر، مهدی چمران، رییس شورای شهر تهران، در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت برخورد با زنان بدون حجاب در تجمع‌های شبانه خیابانی و در کافه‌ها، این تفاوت را نپذیرفت و گفت: «آن وقت کافه‌ها خیلی کافه می‌شوند.»

او ادامه داد: «اگر کافه‌ها خلاف می‌کنند، باید جلوی آن‌ها گرفته شود؛ چه جنگ باشد و چه نباشد.»

  • گاردین: نافرمانی مدنی زنان ایران در برابر حجاب اجباری ادامه دارد

    گاردین: نافرمانی مدنی زنان ایران در برابر حجاب اجباری ادامه دارد

موج پلمب‌ها؛ از تهران تا شهرهای دیگر

پلمب کافه‌های مرکز تهران نخستین برخورد از این دست در ماه‌های اخیر نبود. پیش از آن نیز در شهرهای مختلف، واحدهای صنفی و اماکن گردشگری با استناد به موضوعاتی مانند حجاب، موسیقی یا «ناهنجاری اخلاقی»، تعطیل شده بودند.

۲۹ اردیبهشت، هتل عامری‌های کاشان، یکی از مجموعه‌های شناخته شده گردشگری این شهر، به دلیل آنچه «عدم رعایت حجاب اجباری» عنوان شد، پلمب شد.

۲۵ خرداد، خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه، گزارش داد دادستانی تهران پس از انتشار تصاویری از برنامه‌ای در یک کافه که آن را مغایر با موازین قانونی و شرعی دانسته بود، به موضوع ورود کرد و با دستور مقام قضایی، این کافه پلمب و برای مدیرانش پرونده قضایی تشکیل شد.

موج بعدی به شهرهای دیگر رسید. ۱۱ تیر، دادستان عمومی و انقلاب شهرستان کهگیلویه از پلمب ۱۰ کافه و قهوه‌خانه در دهدشت به دلیل «عدم رعایت موازین شرعی» خبر داد و اعلام کرد برای متصدیان این واحدها پرونده قضایی تشکیل شده است.

کمتر از سه هفته بعد، عمارت محسنی در بهبهان، مجموعه تاریخی‌ای که پس از مرمت به هتل-رستوران تبدیل شده، به دلیل «حجاب اختیاری برخی مشتریان» و «پخش موسیقی» پلمب شد.

در هفته‌های پیش از آن نیز مقام‌های انتظامی و قضایی در لرستان، اردبیل و آران و بیدگل از پلمب واحدهای صنفی با عناوینی مانند «کشف حجاب»، «عدم رعایت شئونات اسلامی»، «اقدامات نابهنجار اخلاقی» و «ارتقای امنیت اجتماعی» خبر داده بودند.

این موارد نشان می‌دهند برخورد با کافه‌ها و مراکز خدماتی محدود به چند واحد در تهران نیست، بلکه بخشی از روندی گسترده‌تر است که طی ماه‌های اخیر در شهرهای مختلف دنبال شده است.

  • برگزارکنندگان «قهوه‌پارتی» در کیش بازداشت شدند

    برگزارکنندگان «قهوه‌پارتی» در کیش بازداشت شدند

اختلاف بر سر دلیل پلمب‌ها

در مقابل روایت صاحبان کافه‌ها و برخی گزارش‌های رسانه‌ای، «روایت رسمی» متفاوت است.

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، پس از انتشار خبر و تصاویر پلمب چند کافه در مرکز تهران، اعلام کرد شایعاتی درباره ارتباط این اقدامات با موضوع «امنیت اخلاقی» منتشر شده اما بر اساس «اخبار موثق دریافتی»، این کافه‌ها صرفا به دلیل «مشکلات صنفی» پلمب شده‌اند و اقدام مذکور، ارتباطی با امنیت اخلاقی ندارد.

با این حال، صاحبان این کافه‌ها می‌گویند مساله یک تخلف صنفی نبوده است. آن‌ها از هشدارهای قبلی، حضور افراد لباس شخصی، حساسیت نسبت به نوع پوشش مشتریان و فضای حاکم بر کافه‌ها سخن می‌گویند. روایت‌هایی که با توضیح رسمی درباره علت پلمب‌ها تفاوت دارد و درباره انگیزه اصلی این اقدامات، پرسش‌هایی ایجاد کرده است.

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

کرکره‌هایی که پایین کشیده شدند

برای صاحبان کافه‌ها، این برخوردها فقط یک موضوع سیاسی یا اجتماعی نیست. بسیاری از این واحدها پس از جنگ، رکود اقتصادی، کاهش قدرت خرید مردم، قطع اینترنت و افت شدید مشتریان، تلاش کرده بودند فعالیت خود را حفظ کنند.

حالا تعطیلی ناگهانی آن‌ها به معنای وجود کارمندانی است که ممکن است حقوق نگرفته باشند، اجاره‌هایی که باید پرداخت شوند، مالیات و بدهی‌هایی که باقی می‌ماند و کسب و کارهایی که آینده‌شان به یک تصمیم اداری گره خورده است.

یک کافه در شهر فقط محل فروش نوشیدنی و غذا نیست و در بسیاری از خیابان‌ها، بخشی از اقتصاد محلی را شکل می‌دهد. مشتریانی که به کافه می‌روند، به کتاب‌فروشی‌ها، فروشگاه‌های کوچک، گالری‌ها و دیگر کسب و کارهای اطراف نیز رفت و آمد می‌کنند.

  • قوه قضاییه از پلمب یک واحد تجاری به‌دلیل برگزاری شو لباس خبر داد

    قوه قضاییه از پلمب یک واحد تجاری به‌دلیل برگزاری شو لباس خبر داد

وقتی تحمل، مشروط به کارکرد سیاسی است

فاصله میان دو تصویر اخیر، شاید بیش از هر توضیح دیگری این واقعیت را نشان دهد: چند هفته پیش، حضور زنانی بدون روسری در خیابان‌ها بخشی از تصویری بود که حکومت می‌خواست از همراهی عمومی نشان دهد. امروز، در همان شهر، کرکره کافه‌هایی پایین کشیده شده که صاحبانشان می‌گویند به دلیل همان سبک زندگی متفاوت تحت فشار قرار گرفته‌اند.

این تفاوت نشان می‌دهد مساله تنها درباره نوع پوشش نیست، بلکه درباره شرایطی است که حکومت حاضر می‌شود آن را تحمل کند.

در موقعیتی که حضور افراد با سبک زندگی متفاوت به تقویت تبلیغات رسمی کمک می‌کند، امکان دیده‌شدنشان بیشتر می‌شود، اما همین که آن تفاوت از چارچوب تبلیغاتی حکومت بیرون بزند، دوباره به موضوع برخورد تبدیل می‌شود.

آنچه در این میان تغییر کرده، نگاه حکومت به حجاب اجباری نیست، بلکه نحوه استفاده از آن در مقاطع مختلف سیاسی است.

گسترش دامنه جنگ ایران به دریای سرخ چه پیامدهایی برای بازار جهانی نفت دارد؟

۱ مرداد ۱۴۰۵، ۰۸:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

یک تحلیلگر حوزه انرژی، در تحلیلی برای خبرگزاری رویترز نوشت گسترش دامنه جنگ ایران به دریای سرخ، بازار نفت را با تهدیدی تازه و جدی روبه‌رو کرده است؛ تحولی که روند شکننده بازگشت جریان انرژی به بازارهای جهانی را مختل می‌کند و می‌تواند اقتصاد جهان را بیش از پیش تحت تاثیر قرار دهد.

شبه‌نظامیان حوثی مورد حمایت جمهوری اسلامی ۲۹ تیر اعلام کردند از تردد کشتی‌های مرتبط با عربستان سعودی که قصد عبور از تنگه باب‌المندب در ورودی جنوبی دریای سرخ را دارند، جلوگیری خواهند کرد.

ران بوسو پنج‌شنبه اول مرداد هشدار داد این اقدام می‌تواند جریان جهانی نفت را که پیش‌تر به‌دنبال بسته شدن مجدد تنگه هرمز مختل شده بود، با مشکلات جدی‌تری روبه‌رو کند.

پس از آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ و مسدود شدن بخش عمده تنگه هرمز، پایانه صادراتی ینبع در ساحل غربی عربستان سعودی به مسیر اصلی صادرات نفت خام این کشور تبدیل شد.

انتقال نفت از ینبع به آسیا، مهم‌ترین بازار صادراتی ریاض، به عبور از تنگه باب‌المندب وابسته است.

عربستان سعودی از ماه مارس تاکنون روزانه حدود پنج میلیون بشکه نفت از سواحل غربی خود صادر کرده که بیش از دو برابر سطح پیش از جنگ است.

بر اساس داده‌های شرکت تحلیل داده «کپلر»، حدود چهار‌پنجم این محموله‌ها از تنگه باب‌المندب عبور کرده‌اند.

اما مسیری که در ابتدا راهکاری موفق برای دور زدن بحران تنگه هرمز به نظر می‌رسید، اکنون خود در معرض تهدید قرار گرفته است.

تنگه باب‌المندب محل عبور حدود ۱۲ درصد از تجارت جهانی است. این گذرگاه در جنوبی‌ترین نقطه شبه‌جزیره عربستان قرار دارد و برای کشتی‌هایی که از طریق دریای سرخ به سوی کانال سوئز حرکت می‌کنند، از اهمیت حیاتی برخوردار است.

  • تغییر مسیر نفت‌کش‌های حامل نفت عربستان پس از باز شدن جبهه جدید در جنگ ایران از سوی حوثی‌ها

    تغییر مسیر نفت‌کش‌های حامل نفت عربستان پس از باز شدن جبهه جدید در جنگ ایران از سوی حوثی‌ها

تغییر مسیر نفتکش‌ها و جهش هزینه‌های حمل‌ونقل

بوسو نوشت تهدید حوثی‌ها بار دیگر مسیرهای تجارت جهانی نفت را با تغییرات گسترده مواجه کرده است.

بسیاری از نفتکش‌های حامل نفت خام عربستان سعودی به مقصد آسیا اکنون از عبور از تنگه باب‌المندب اجتناب می‌کنند و در عوض، پس از عبور از کانال سوئز و ورود به دریای مدیترانه، با دور زدن قاره آفریقا راهی مقصد می‌شوند.

پیچیدگی‌های لجستیکی به همین‌جا ختم نمی‌شود. بزرگ‌ترین نفتکش‌های حامل نفت خام به‌دلیل محدودیت عمق کانال سوئز نمی‌توانند با محموله کامل از این آبراه عبور کنند.

این نفتکش‌ها ناچارند ابتدا بخشی از محموله خود را به خط لوله‌ای در جنوب کانال انتقال دهند و سپس در نزدیکی اسکندریه، دوباره نفت خام را بارگیری کنند و مسیر خود را ادامه دهند.

در مجموع، پرهیز از عبور از باب‌المندب دست‌کم چهار هفته به زمان معمول سفر نفتکش‌ها اضافه می‌کند و مدت سفر دریایی را بیش از دو برابر افزایش می‌دهد.

تغییر مسیر کشتی‌ها همچنین هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه را به‌شدت بالا می‌برد.

  • چالشی تازه در دریای سرخ؛ ارتش آمریکا برای مقابله با حوثی‌ها با چه موانعی روبه‌روست؟

    چالشی تازه در دریای سرخ؛ ارتش آمریکا برای مقابله با حوثی‌ها با چه موانعی روبه‌روست؟

پالایشگاه‌ها، نقطه آسیب‌پذیر بازار جهانی انرژی

به نوشته بوسو، اختلال در تحویل نفت خام ضربه سنگینی به صنعت پالایش جهانی وارد می‌کند؛ بخشی که اکنون به یکی از مهم‌ترین نقاط آسیب‌پذیر نظام انرژی جهان تبدیل شده است.

تولید پالایشگاه‌های آسیا در جریان بحران اخیر به‌شدت کاهش یافت و تنها پس از افزایش صادرات نفت خام کشورهای خلیج فارس در پی امضای تفاهم‌نامه ناکام آتش‌بس میان تهران و واشینگتن در خردادماه، روند بهبود فعالیت‌های آن‌ها آغاز شده بود.

پالایشگاه‌های چین در ماه ژوئن میزان فرآورش نفت خام را نسبت به مدت مشابه سال گذشته، ۱۸ درصد کاهش دادند و تولید خود را به پایین‌ترین سطح از نخستین ماه‌های همه‌گیری کرونا در مارس ۲۰۲۰ رساندند.

چین، بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان، برای حفظ ذخایر و کاهش آسیب‌پذیری در برابر جهش قیمت انرژی، واردات نفت خام و صادرات سوخت را به‌شدت کاهش داده است.

اکنون با اختلال دوباره در عرضه و افزایش قیمت نفت به بیش از ۹۰ دلار در هر بشکه، بالاترین سطح در بیش از یک ماه گذشته، روند نوپای بهبود فعالیت پالایشگاه‌های چین نیز ممکن است متوقف شود.

جنگ اوکراین نیز فشار مضاعفی بر بازار جهانی وارد کرده است. حملات پهپادی مداوم اوکراین به زیرساخت‌های انرژی روسیه در ماه‌های اخیر، فعالیت پالایشگاه‌های این کشور را به‌شدت محدود کرده و مسکو را به ممنوعیت صادرات گازوئیل واداشته؛ اقدامی که یکی دیگر از منابع مهم عرضه را از بازار جهانی حذف کرده است.

محدودیت ظرفیت پالایش موجب شده فشار بر بازار سوخت به‌مراتب شدیدتر از بازار نفت خام باشد.

از آغاز جنگ ایران، قیمت شاخص گازوئیل در اروپا و بنزین در آمریکا حدود ۶۵ درصد افزایش یافته است، در حالی که قیمت نفت خام برنت در همین مدت حدود ۳۰ درصد رشد کرده است.

  • پهپادهای ارزان‌قیمت صنعت انرژی را به پاشنه آشیل اقتصاد جهانی تبدیل کرده‌اند

    پهپادهای ارزان‌قیمت صنعت انرژی را به پاشنه آشیل اقتصاد جهانی تبدیل کرده‌اند

کاهش تقاضا در پی جهش قیمت سوخت

بوسو افزود افزایش شدید قیمت سوخت به‌طور فزاینده‌ای الگوی مصرف را تحت تاثیر قرار داده است.

بر اساس برآوردهای آژانس بین‌المللی انرژی، تقاضای جهانی نفت در سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل، نزدیک به پنج درصد کاهش یافت و به ۹۹.۱ میلیون بشکه در روز رسید. این افت عمدتا در آسیا و اروپا متمرکز بود.

طبق ارزیابی این نهاد، مصرف گازوئیل در چین در ماه مه نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۲۵، حدود ۱۰ درصد کاهش یافت. تقاضای بنزین نیز پنج درصد و مصرف خوراک صنایع پتروشیمی ۱۷ درصد افت کرد.

در اروپا نیز داده‌های اولیه آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد مصرف گازوئیل در ماه مه با افت ۵.۷ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل، به ۴.۵ میلیون بشکه در روز رسید.

کاهش مصرف سوخت معمولا نشانه‌ای از افت فعالیت‌های اقتصادی است. اگرچه اقتصادها در بلندمدت می‌توانند به منابع جایگزین انرژی روی بیاورند، واکنش فوری به جهش قیمت سوخت معمولا «تخریب تقاضا» است؛ وضعیتی که در آن قیمت‌های بالا، مصرف‌کنندگان و کسب‌وکارها را به کاهش مصرف وادار می‌کند.

ایندرمیت گیل، اقتصاددان ارشد بانک جهانی، در مصاحبه با رویترز گفت جنگ ایران ممکن است رشد اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ را به ۱.۳ درصد کاهش دهد؛ در حالی که این رقم سال گذشته ۲.۹ درصد بود.

در کوتاه‌مدت، راه‌هایی برای کاهش بخشی از این فشار وجود دارد. برای نمونه، به نظر می‌رسد هند در حال افزایش میزان پالایش نفت خام روسیه است.

با این حال، هرچه مسیرهای بیشتری برای انتقال نفت مسدود شوند، محموله‌های بیشتری به ناچار به تغییر مسیر روی آورند و اختلال‌ها مدت طولانی‌تری ادامه یابند، پیامدهای اقتصادی نیز شدیدتر خواهد شد.

  • ارم‌نیوز: آمریکا آتش‌بس را به مهار توان تهاجمی سپاه پاسداران در تنگه هرمز مشروط کرده است

    ارم‌نیوز: آمریکا آتش‌بس را به مهار توان تهاجمی سپاه پاسداران در تنگه هرمز مشروط کرده است

کاهش ذخایر جهانی نفت

کاهش مستمر ذخایر جهانی نفت تهدید دیگری برای اقتصاد جهان به شمار می‌رود.

ذخایر راهبردی و تجاری در مراحل اولیه جنگ ایران به جبران افت ناگهانی عرضه نفت خاورمیانه کمک کردند، اما این ذخایر در پی ماه‌ها اختلال به‌طور پیوسته کاهش یافته‌اند.

در نتیجه، جهان اکنون در مقایسه با آغاز جنگ، ظرفیت بسیار محدودتری برای مقابله با شوک‌های تازه در بازار انرژی دارد.

بوسو افزود تشدید اخیر تنش‌ها در دریای سرخ بسیار فراتر از یک اختلال دیگر در کشتیرانی است. این رویداد تنها مسیر جایگزین عملی که پس از مسدود شدن تنگه هرمز امکان ادامه انتقال نفت خاورمیانه را فراهم آورده بود، تهدید می‌کند و شکنندگی روند بهبود بازار را آشکارتر می‌سازد.

بازار نفت طی ماه‌های گذشته توانسته بود خود را با مجموعه‌ای از شوک‌های ژئوپولیتیکی تطبیق دهد، اما اختلال هم‌زمان در تنگه هرمز و باب‌المندب می‌تواند ظرفیت بازار برای سازگاری را به مرز نهایی برساند.

چالشی تازه در دریای سرخ؛ ارتش آمریکا برای مقابله با حوثی‌ها با چه موانعی روبه‌روست؟

۳۱ تیر ۱۴۰۵، ۰۷:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
100%
حوثی‌های یمن

خبرگزاری رویترز به نقل از مقام‌های کنونی و پیشین ایالات متحده گزارش داد تهدید حوثی‌ها به اعمال محاصره دریایی علیه عربستان سعودی در دریای سرخ می‌تواند دامنه جنگ ایران را به‌طور چشمگیری گسترش دهد و فشار بیشتری بر ارتش آمریکا وارد آورد.

حوثی‌های یمن، از گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی، ۲۹ تیر اعلام کردند اجازه نخواهند داد کشتی‌ها در بنادر عربستان سعودی دست به بارگیری بزنند یا تخلیه بار کنند؛ اقدامی که می‌تواند صادرات نفت این کشور را تحت تاثیر قرار دهد و عرضه هفت درصد دیگر از نفت جهان را مختل کند.

عربستان سعودی که میزبان نیروهای آمریکایی است، تاکنون از واشینگتن درخواست کمک نظامی نکرده است.

با این حال، دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، ۳۰ تیر اعلام کرد اقدام حوثی‌ها برای اختلال در کشتیرانی در دریای سرخ، یکی از مسیرهای حیاتی تجارت جهانی، ممکن است پای ایالات متحده را به درگیری باز کند.

ترامپ به خبرنگاران گفت: «اگر چنین اتفاقی بیفتد، به آن رسیدگی خواهیم کرد. قبلا هم با حوثی‌ها این کار را کرده‌ایم.»

  • تغییر مسیر نفت‌کش‌های حامل نفت عربستان پس از باز شدن جبهه جدید در جنگ ایران از سوی حوثی‌ها

    تغییر مسیر نفت‌کش‌های حامل نفت عربستان پس از باز شدن جبهه جدید در جنگ ایران از سوی حوثی‌ها

چالشی تازه برای ارتش آمریکا

رویترز نوشت برای ارتش آمریکا، ماجرا ممکن است به این سادگی نباشد، زیرا حوثی‌ها به‌عنوان نیروهایی سرسخت و چابک شناخته می‌شوند که توانسته‌اند در برابر کارزارهای نظامی پیشین ریاض و واشینگتن مقاومت کنند.

بر اساس این گزارش، مقابله با این گروه نیابتی تهران به معنای وارد آمدن فشار بیشتر بر منابع نظامی آمریکا خواهد بود؛ توانی که هم‌اکنون بر جنگ با جمهوری اسلامی و محاصره بنادر ایران متمرکز شده است.

جیسون کمپبل، از مقام‌های ارشد پیشین پنتاگون، گفت مقابله با تهدیدها در دریای سرخ ممکن است مستلزم انتقال ناوهای جنگی آمریکا از خلیج فارس به مناطق نزدیک‌تر به یمن باشد تا ارتش بتواند علیه حوثی‌ها دست به عملیات بزند و در برابر موشک‌های آن‌ها اقدامات دفاعی انجام دهد.

رویترز افزود اگر ناوها و هواپیماهای آمریکایی مستقر در منطقه ناچار شوند برای سرنگونی پهپادها و موشک‌های حوثی‌ها اقدام کنند، این امر می‌تواند فشار بر ذخایر مهمات و موشک‌های رهگیر پدافند هوایی آمریکا را افزایش دهد.

حوثی‌ها از سال ۲۰۱۴ کنترل صنعا را در دست دارند. با این حال، سازمان ملل متحد، آمریکا و اتحادیه اروپا، حکومت این گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی را به رسمیت نمی‌شناسند.

ایالات متحده و اسرائیل حوثی‌ها را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داده‌اند.

  • رویترز: تهران از حوثی‌ها خواسته در صورت حمله آمریکا به شبکه برق، ورودی دریای سرخ را ببندند

    رویترز: تهران از حوثی‌ها خواسته در صورت حمله آمریکا به شبکه برق، ورودی دریای سرخ را ببندند

کارزارهای نظامی پیشین علیه حوثی‌ها

رویترز در ادامه نوشت کارزار چندساله ائتلافی به رهبری عربستان سعودی علیه حوثی‌ها نتوانست این گروه را شکست دهد. حوثی‌ها همچنین در برابر حملات ایالات متحده مقاومت کردند.

مایکل مالروی، معاون پیشین دستیار وزیر دفاع آمریکا در امور خاورمیانه در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، گفت: «حوثی‌ها در گذشته بارها نشان داده‌اند توانایی و اراده ایجاد اختلال در تردد دریایی در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب را دارند.»

در دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن، ایالات متحده برای باز نگه داشتن مسیر تجاری دریای سرخ، حملاتی هوایی علیه مواضع حوثی‌ها انجام داد.

ترامپ سال گذشته این عملیات را تشدید کرد و حوثی‌ها را که به ناوهای جنگی آمریکا و کشتی‌های تجاری در آب‌های منطقه حمله می‌کردند، هدف بمباران قرار داد.

رویترز به نقل از کارشناسان نوشت هیچ یک از این دو کارزار نتوانست توانایی حوثی‌ها را برای تهدید کشتیرانی از بین ببرد.

با این حال، عملیات دو ماهه آمریکا در سال ۲۰۲۵ نیازمند حجم قابل توجهی از توان نظامی آمریکا بود؛ از جمله دو ناو هواپیمابر، چندین ناو جنگی، جنگنده‌ها و هواگردهای راهبردی مانند بمب‌افکن‌های بی‌۲.

  • وزیر جنگ آمریکا: جنگ علیه جمهوری اسلامی تا کنون ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه داشته است

    وزیر جنگ آمریکا: جنگ علیه جمهوری اسلامی تا کنون ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه داشته است

محدودیت منابع نظامی آمریکا در میانه جنگ ایران

به گزارش رویترز، هر‌چند ارتش آمریکا بیشترین بودجه نظامی را در جهان در اختیار دارد، اما همچنان با محدودیت منابع و تجهیزات روبه‌روست و بسیاری از سامانه‌هایی که احتمالا برای عملیات علیه حوثی‌ها مورد نیاز خواهند بود، در جنگ ایران به کار گرفته شده‌اند.

یک مقام آمریکایی در همین رابطه گفت: «همین حالا هم حسابی درگیر هستیم.»

او افزود به‌دلیل شدت بالای عملیات، ابتدا در کارائیب و اکنون در خاورمیانه، برخی ناوهای جنگی مدت‌زمانی بیش از حد معمول در دریا مانده‌اند.

ادامه ماموریت‌های طولانی فشار بیشتری بر نیروهای نظامی وارد می‌کند و ناوها نیز در نهایت باید برای تعمیر و آماده‌سازی مجدد به بندر بازگردند.

در حال حاضر بیش از ۲۰ ناو جنگی نیروی دریایی آمریکا و صدها هواگرد نظامی این کشور در خاورمیانه فعالیت می‌کنند.

یک مقام دیگر آمریکایی خبر داد نیروهای بیشتری نیز برای کمک به عملیات مرتبط با جنگ ایران راهی منطقه هستند.

رویترز نوشت این وضعیت می‌تواند نیروها و تجهیزاتی را که برای درگیری احتمالی در نزدیکی یمن در دسترس هستند، محدود کند.

بر اساس این گزارش، چنین نبردی به منابع چشمگیر دریایی و هوایی نیاز خواهد داشت و بخشی از ظرفیت‌های اطلاعاتی آمریکا را نیز به خود اختصاص خواهد داد، زیرا توانمندی‌های حوثی‌ها که ممکن است از سال گذشته تغییر کرده باشند، باید شناسایی و مکان‌یابی شوند.

مارک کانسیان، افسر بازنشسته تفنگداران دریایی ایالات متحده، تایید کرد گشوده شدن جبهه‌ای دیگر در دریای سرخ، فشار را بر نیروی دریایی آمریکا افزایش خواهد داد.

او در عین حال گفت حوثی‌ها نیز برای تامین مجدد تسلیحات و تجهیزات خود با مشکلاتی روبه‌رو خواهند شد، زیرا حکومت ایران به‌عنوان حامی اصلی این گروه در محاصره قرار دارد.

کانسیان ادامه داد: «محاصره آمریکا ۱۰۰ درصد موثر نیست، اما بسیار موثر است. در نتیجه، حوثی‌ها ممکن است برای تداوم یک کارزار طولانی‌مدت با دشواری جدی مواجه شوند.»

آیا زمان بازنگری در الگوی استقرار پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاورمیانه فرا رسیده است؟

۳۰ تیر ۱۴۰۵، ۲۲:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%
پایگاه هوایی العدید در قطر

الیوت آبرامز، معاون مشاور امنیت ملی در دولت جورج دبلیو بوش و نماینده ویژه آمریکا در امور ایران و ونزوئلا در دولت اول دونالد ترامپ در مقاله‌ای با اشاره به خسارات و تلفات در پایگاه‌های نظامی آمریکا درخاورمیانه استدلال کرده که زمان بازنگری در حفظ این پایگاه‌ها فرا رسیده است.

به‌نوشته او این پایگاه‌ها میراثی از تصمیمات گذشته درباره استقرار نیروها در زمانی هستند که ارتش آمریکا با دشمنانی به‌مراتب کم‌توان‌تر روبه‌رو بود. اکنون که جنگ این آسیب‌پذیری را آشکار کرده، استدلال‌ها برای انتقال نیروهای آمریکایی به نقاطی دورتر از برد موشکی و پهپادی حکومت ایران در حال تقویت شدن است.

الیوت آبرامز در مقاله‌ای که در سایت اندیشکده شورای روابط خارجی منتشر شده، نوشته است درگیری میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی، جنبه‌ای از سیاست آمریکا را آشکار کرده که تا پیش از امسال توجه چندانی به آن نمی‌شد: الگوی استقرار پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاورمیانه.

به‌نوشته او، پایگاه‌های آمریکا در منطقه اکنون به اهداف حملات جمهوری اسلامی تبدیل شده‌اند؛ حملاتی که تاکنون به کشته شدن دست‌کم ۱۷ نظامی آمریکایی، زخمی شدن حدود ۵۰۰ نفر دیگر و وارد آمدن میلیاردها دلار خسارت به تجهیزات نظامی منجر شده است.

آبرامز در مقاله خود تاکید کرده است که این، در اصل، یک مشکل جغرافیایی است. به بیان ساده، ایالات متحده در سراسر خلیج فارس پایگاه‌هایی دارد که بیش از حد به ایران نزدیک هستند.

  • کمیسیون دفاع پارلمان بلغارستان با استقرار جنگنده‌های آمریکا در این کشور موافقت کرد

    کمیسیون دفاع پارلمان بلغارستان با استقرار جنگنده‌های آمریکا در این کشور موافقت کرد

بزرگ‌ترین پایگاه آمریکا در خاورمیانه، پایگاه هوایی العدید در قطر است؛ جایی که پیش از آغاز جنگ کنونی حدود ۱۰ هزار نظامی آمریکایی در آن مستقر بودند. این پایگاه همچنین مقر پیشروی فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، و محل استقرار مرکز عملیات هوایی مشترک است که تمام عملیات هوایی آمریکا در سراسر خاورمیانه را هدایت می‌کند.

مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا و همچنین فرماندهی نیروهای دریایی آمریکا در منطقه مرکزی نیز در بحرین قرار دارد.

آمریکا همچنین پایگاه‌های مهمی در کویت و امارات متحده عربی دارد و در عمان و عربستان سعودی نیز حضور نظامی دارد. تمام این پایگاه‌ها به‌راحتی در تیررس حملاتی قرار دارند که از خاک ایران انجام می‌گیرد.

آبرامز در ادامه نوشته است این الگوی استقرار نیروها زمانی منطقی بود که آمریکا در افغانستان و عراق با گروه‌های تروریستی می‌جنگید؛ دشمنانی که توانایی حمله به این پایگاه‌ها را نداشتند.

در سال ۲۰۰۱، زمانی که آمریکا عملیات خود علیه طالبان در افغانستان را آغاز کرد، پایگاه‌های آمریکایی در خلیج فارس بسیار کارآمد و تقریباً مصون از حمله بودند. همین وضعیت در جنگ عراق که در سال ۲۰۰۳ آغاز شد نیز برقرار بود؛ هیچ‌یک از دشمنان آمریکا توانایی هدف قرار دادن پایگاه‌های این کشور با موشک را نداشتند و پهپادها نیز تازه وارد میدان شده بودند و تهدید جدی محسوب نمی‌شدند.

  • جمهوری اسلامی و جنگ‌طلبی؛ آیا سرسختی برگ برنده است؟

    جمهوری اسلامی و جنگ‌طلبی؛ آیا سرسختی برگ برنده است؟

آبرامز اما تاکید می‌کند که امروز، در رویارویی با حکومت ایران، همین الگوی استقرار به‌شدت آسیب‌پذیر است.

با توجه به برد موشک‌ها و پهپادهای موجود در زرادخانه جمهوری اسلامی، حتی اگر پایگاه‌های آمریکا دورتر نیز باشند، همچنان در معرض خطر قرار خواهند داشت، اما دست‌کم نیروها زمان بیشتری برای پناه گرفتن خواهند داشت.

برای مثال، اردوگاه عریفجان در کویت، که مقر پیشروی نیروهای زمینی فرماندهی مرکزی ارتش آمریکاست، تنها حدود ۱۰۰ کیلومتر با ایران فاصله دارد.

پایگاه دریایی آمریکا در بحرین حدود ۲۰۶ کیلومتر از ایران و پایگاه العدید نیز تنها حدود ۲۷۴ کیلومتر با ایران فاصله دارد. همه این پایگاه‌ها کاملا در برد موشک‌های ایران قرار دارند. برای مقایسه، فاصله ایران تا اسرائیل حدود ۱۷۷۰ کیلومتر است.

به‌نوشته الیوت آبرامز، الگوی استقرار پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس بازتاب‌دهنده چالش‌های دوران گذشته است؛ از جمله ضرورت دفاع از متحدان آمریکا در خلیج فارس و سراسر خاورمیانه در برابر اتحاد جماهیر شوروی. شاید این الگو در جنگ‌های افغانستان و عراق عملکرد مناسبی داشت، اما اکنون به ساختاری منسوخ تبدیل شده که جان نظامیان آمریکایی را به خطر می‌اندازد؛ موضوعی که توضیح می‌دهد چرا بسیاری از نیروها در حال انتقال به نقاطی دورتر از ایران هستند.

  • سایه «جنگ فرسایشی» بر تقابل تهران و واشینگتن؛ نبرد با جمهوری اسلامی تا کجا ادامه می‌یابد؟

    سایه «جنگ فرسایشی» بر تقابل تهران و واشینگتن؛ نبرد با جمهوری اسلامی تا کجا ادامه می‌یابد؟

اما این نیروها به کجا منتقل شده‌اند؟ ده‌ها فروند هواپیمای آمریکایی به فرودگاه بن‌گوریون و پایگاه هوایی رامون در اسرائیل منتقل شده‌اند.

آمریکا همچنین از پایگاه‌هایی در اردن استفاده می‌کند؛ کشوری که هفته گذشته نیروهای آمریکایی در آن متحمل تلفات شدند و دو نظامی خود را از دست دادند.

ژنرال بازنشسته فرانک مک‌کنزی، فرمانده پیشین سنتکام، معتقد است انتقال نیروها به نقاطی دورتر از ایران و خلیج فارس باید گسترده‌تر شود.

او اوایل ماه ژوئیه گفت: «هیچ فرد عاقلی هرگز مقر پیشروی فرماندهی مرکزی آمریکا را در فاصله حدود ۱۰۰ مایلی از ایران، یعنی در قطر، مستقر نمی‌کرد؛ اما اکنون دقیقا همین وضعیت وجود دارد.»

او الگوی کنونی استقرار نیروهای آمریکا را «باقی‌مانده‌ای تاریخی» توصیف کرد و گفت راهبرد استقرار پایگاه‌های آمریکا «با واقعیت‌های موجود در میدان مطابقت ندارد.»

مک‌کنزی نتیجه گرفت: «ما باید به سمت غرب نگاه کنیم. باید استقرار نیروها در اسرائیل را بررسی کنیم.»

  • آمریکا در جنوب ایران؛ کاهش توان جمهوری اسلامی در میدان و میز مذاکره

    آمریکا در جنوب ایران؛ کاهش توان جمهوری اسلامی در میدان و میز مذاکره

به اعتقاد او، این گزینه هم به‌دلیل فاصله بیشتر از ایران و هم به این دلیل مناسب‌تر است که اسرائیل کمترین محدودیت را برای دسترسی، استقرار نیروها و حقوق عبور هوایی آمریکا ایجاد خواهد کرد.

الیوت آبرامز در ادامه مقاله خود افزوده است که از دیگر گزینه‌های دورتر از ایران می‌توان به غرب عربستان سعودی و مصر اشاره کرد اما هیچ‌یک از این دو کشور سامانه‌های دفاع هوایی اسرائیل را ندارند و هیچ‌کدام نیز همان میزان آزادی عمل در زمینه دسترسی، استقرار و پرواز را برای آمریکا فراهم نمی‌کنند.

به‌نوشته او با این حال، با توجه به اینکه آمریکا هم‌اکنون در چندین کشور حوزه خلیج فارس پایگاه دارد، بهتر است به جای متمرکز کردن همه توان هوایی خود در یک نقطه، ایجاد پایگاه‌های جدید در چندین مکان مختلف را بررسی کند.

آبرامز تایید کرده که البته اجرای چنین طرحی آسان‌تر از مطرح کردن آن است. در حالی که اسرائیل ممکن است از ایجاد یک پایگاه آمریکایی استقبال کند، مصر، عربستان سعودی یا دیگر کشورهای منطقه ممکن است چنین پایگاهی را باری بدانند که آنها را در معرض حملات قرار می‌دهد یا ابزاری برای افزایش اهرم فشارشان بر آمریکا جهت گرفتن امتیازهای سیاسی، یا در مورد مصر، دریافت کمک‌های بیشتر از واشینگتن.

علاوه بر این، احداث پایگاه‌های جدید بسیار پرهزینه است؛ آن هم در شرایطی که بودجه دفاعی آمریکا از هم‌اکنون نیز تحت فشار زیادی قرار دارد.

قطر در سال ۱۹۹۶ برای ساخت پایگاه العدید بین یک تا دو میلیارد دلار هزینه کرد و از آن زمان تاکنون نیز بیش از شش میلیارد دلار دیگر صرف نگهداری و توسعه آن کرده است.

بی‌تردید، الگوی جدید استقرار پایگاه‌های آمریکا موضوع بحث‌های گسترده‌ای خواهد بود.

دریادار بازنشسته مارک مونتگمری، از فرماندهان پیشین نیروی دریایی آمریکا، در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز اظهار داشت که ارتش آمریکا هم‌اکنون نیز بیش از گذشته به پایگاه‌های جایگزین، به‌جای پایگاه‌هایی که بیش از حد به ایران نزدیک هستند، تکیه می‌کند.

او گفت: «ما دیگر مانند قبل از جنگ به آن پایگاه‌ها متکی نیستیم. فکر می‌کنم ما این نیروها را جابه‌جا خواهیم کرد.»

به‌نوشته آبرامز اینکه نیروها به کجا منتقل خواهند شد، چه زمانی این انتقال انجام می‌شود و چه کسی هزینه ایجاد پایگاه‌های جدید را پرداخت خواهد کرد، پرسش‌هایی است که بدون تردید هم ارتش آمریکا و هم کنگره در حال بررسی آنها هستند.

الیوت آبرامز در پایان مقاله خود تاکید کرده که کنگره به‌کندی تصمیم می‌گیرد اما در همین فاصله، حملات به پایگاه‌های فعلی آمریکا ادامه دارد و این انتظار، هزینه سنگینی خواهد داشت. هرچه نیروهای آمریکایی مدت بیشتری در تیررس موشک‌های ایران باقی بمانند، هزینه‌ای که ایالات متحده از نظر آمادگی رزمی، قدرت بازدارندگی و جان نظامیان خود خواهد پرداخت، بیشتر خواهد شد.

آمریکا در جنوب ایران؛ کاهش توان جمهوری اسلامی در میدان و میز مذاکره

۳۰ تیر ۱۴۰۵، ۱۴:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
اردوان روزبه
100%

برای آمریکا، جنوب ایران یعنی تضعیف توان جمهوری اسلامی در میدان و پشت میز مذاکره احتمالی. در مقابل، گسترش جنگ به منطقه برای جمهوری اسلامی، راهبرد بقا است.

حملات پیاپی آمریکا به جنوب ایران را نمی‌توان صرفا ادامه یک رویارویی نظامی یا پاسخی به حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی دانست.

الگوی اهداف انتخاب‌شده، از پایگاه‌های دریایی و انبارهای تسلیحاتی تا پل‌ها و مسیرهای مواصلاتی، نشان می‌دهد واشینگتن در حال اجرای راهبردی است که هدف آن تنها نابودی اهداف امروز نیست، بلکه شکل دادن به میدان نبرد فرداست.

فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرده است حملات اخیر مراکز فرماندهی، انبارهای زیرزمینی تسلیحات، زیرساخت‌های لجستیکی و قابلیت‌های دریایی جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است.

سنتکام همچنین از استقرار بیش از ۵۰ هزار نیروی نظامی آمریکا در خاورمیانه خبر داده است؛ آرایشی که بیش از آنکه نشانه آمادگی برای یک عملیات زمینی فوری باشد، نشان می‌دهد واشینگتن تلاش کرده همه گزینه‌های نظامی را برای مراحل بعدی جنگ حفظ کند.

  • سایه «جنگ فرسایشی» بر تقابل تهران و واشینگتن؛ نبرد با جمهوری اسلامی تا کجا ادامه می‌یابد؟

    سایه «جنگ فرسایشی» بر تقابل تهران و واشینگتن؛ نبرد با جمهوری اسلامی تا کجا ادامه می‌یابد؟

هدف نخست: ایجاد منطقه حائل در جنوب

نخستین هدف، کاهش توان جمهوری اسلامی برای تهدید ناوهای آمریکایی در خلیج فارس است.

حمله به رادارها، سامانه‌های موشکی ساحلی، مراکز دریایی و زیرساخت‌های پشتیبانی به‌تدریج توان حکومت را برای شناسایی و هدف قرار دادن شناورهای آمریکایی کاهش می‌دهد و آزادی عمل بیشتری برای حضور ناوهای آمریکا در خلیج فارس ایجاد می‌کند.

در چنین سناریویی، بدون آنکه نیازی به اشغال خاک ایران باشد، نوعی منطقه حائل عملیاتی در جنوب شکل می‌گیرد؛ منطقه‌ای که جمهوری اسلامی همچنان بر آن حاکم است، اما توان نظامی آن برای تهدید نیروهای آمریکایی به شکل محسوسی کاهش یافته است.

روزنامه گاردین در تحلیلی نوشت هدف دولت ترامپ تنها پاسخ به حملات جمهوری اسلامی نیست، بلکه خارج کردن اهرم تنگه هرمز از دست تهران پیش از هر مذاکره احتمالی است.

به نوشته این روزنامه، آمریکا تلاش می‌کند جمهوری اسلامی در موقعیتی ضعیف‌تر پای میز مذاکره بازگردد و دیگر نتواند از تهدید بستن تنگه هرمز به عنوان ابزار چانه‌زنی استفاده کند.

  • فاکس نیوز: ترامپ ظرف چند روز آینده درباره گسترش جنگ با جمهوری اسلامی تصمیم می‌گیرد

    فاکس نیوز: ترامپ ظرف چند روز آینده درباره گسترش جنگ با جمهوری اسلامی تصمیم می‌گیرد

هدف دوم: فرسایش شبکه لجستیکی جنوب

دومین هدف، کاهش تدریجی توان حکومت برای حفظ کنترل بر جنوب است.

هدف قرار گرفتن پل‌ها، جاده‌ها و مسیرهای ارتباطی تنها تخریب چند سازه نیست.

در یک جنگ فرسایشی، این حملات انتقال نیرو، تجهیزات، سوخت و پشتیبانی را از سایر نقاط کشور به جنوب، دشوارتر می‌کند و به مرور زمان، قدرت حکومت را برای واکنش سریع کاهش می‌دهد.

واشینگتن‌پست در تحلیلی تاکید کرده است حفظ برتری دریایی آمریکا در خلیج فارس بدون تضعیف زیرساخت‌های پشتیبانی جمهوری اسلامی، با دشواری روبه‌رو خواهد بود.

از این منظر، حمله به شبکه‌های ارتباطی بخشی از یک راهبرد بلندمدت برای فرسایش توان لجستیکی حکومت است، نه صرفا اقدامی تاکتیکی.

  • فایننشال‌تایمز: با شکست مذاکرات، تغییر حکومت ایران دوباره مورد توجه آمریکا قرار گرفته است

    فایننشال‌تایمز: با شکست مذاکرات، تغییر حکومت ایران دوباره مورد توجه آمریکا قرار گرفته است

هدف سوم: حفظ گزینه‌های آینده

استقرار گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه به معنای تصمیم واشینگتن برای ورود نیروی زمینی نیست و بیشتر تحلیلگران نظامی چنین سناریویی را همچنان پرهزینه می‌دانند.

اما این آرایش نظامی گزینه‌های آمریکا را باز نگه می‌دارد. در صورت گسترش جنگ، کنترل یا تصرف برخی جزایر ایرانی در خلیج فارس، از نگاه بسیاری از کارشناسان، عملی‌تر از ورود به خاک ایران خواهد بود و می‌تواند فشار نظامی و سیاسی بیشتری بر جمهوری اسلامی وارد کند.

به همین دلیل، مجموعه حملات اخیر را می‌توان تلاشی برای تغییر تدریجی موازنه قدرت در جنوب ایران دانست؛ راهبردی که بیش از تصرف سرزمین، بر سلب تدریجی ابزارهای قدرت جمهوری اسلامی تمرکز دارد.

  • اکسیوس: ترامپ در فکر آغاز جنگی تمام‌عیار است و میانجی‌ها به‌دنبال راهی برای آتش‌بس

    اکسیوس: ترامپ در فکر آغاز جنگی تمام‌عیار است و میانجی‌ها به‌دنبال راهی برای آتش‌بس

دکترین جمهوری اسلامی

اگر آمریکا در حال طراحی میدان نبرد آینده است، جمهوری اسلامی نیز دکترین مشخص خود را دنبال می‌کند: افزایش هزینه جنگ برای آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن.

خبرگزاری رویترز گزارش داده است تهران با گسترش دامنه حملات به کشورهای منطقه و تهدید زیرساخت‌های انرژی تلاش می‌کند هزینه ادامه جنگ را برای آمریکا و شرکای عرب آن افزایش دهد.

کشته شدن دو نظامی آمریکایی در اردن نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.

هدف چنین حملاتی تنها وارد کردن خسارت نظامی نیست، بلکه ایجاد فشار سیاسی بر کاخ سفید و دولت‌های منطقه است تا ادامه جنگ، پرهزینه‌تر از بازگشت به مذاکره به نظر برسد.

آسوشیتدپرس معتقد است دو طرف اکنون از بسیاری از خطوط قرمز گذشته‌اند؛ آمریکا دامنه حملات خود را به زیرساخت‌های لجستیکی گسترش داده و جمهوری اسلامی نیز میدان درگیری را از خاک ایران به سراسر منطقه کشانده است.

  • جمهوری اسلامی و جنگ‌طلبی؛ آیا سرسختی برگ برنده است؟

    جمهوری اسلامی و جنگ‌طلبی؛ آیا سرسختی برگ برنده است؟

چرا ترامپ هنوز از توافق سخن می‌گوید؟

هم‌زمان با ادامه عملیات نظامی، دونالد ترامپ همچنان از امکان دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی سخن می‌گوید.

او به تازگی نتایج یک نظرسنجی را منتشر کرده که نشان می‌دهد بیش از ۶۰ درصد آمریکایی‌ها از توافق میان واشینگتن و تهران حمایت می‌کنند.

مرکز پژوهشی پیو نیز گزارش داده است اکثریت آمریکایی‌ها از گسترش جنگ و ادامه آن حمایت نمی‌کنند.

این دو واقعیت نشان می‌دهد هدف واشینگتن، دست‌کم در مقطع کنونی، لزوما تغییر حکومت نیست، بلکه افزایش فشار نظامی تا جایی است که جمهوری اسلامی با اهرم‌های بسیار کمتری وارد هرگونه مذاکره احتمالی شود.

  • از برنامه هسته‌ای تا تنگه هرمز؛ چگونه تهران «بازدارندگی» را به پاشنه آشیل تبدیل می‌کند؟

    از برنامه هسته‌ای تا تنگه هرمز؛ چگونه تهران «بازدارندگی» را به پاشنه آشیل تبدیل می‌کند؟

جنگ برای بقا

در سوی دیگر، جمهوری اسلامی این جنگ را تنها یک نبرد خارجی نمی‌بیند، بلکه آن را بخشی از راهبرد بقای خود می‌داند.

حکومت به‌خوبی می‌داند که در شرایط جنگ، جامعه بیش از هر چیز نگران امنیت، معیشت و بقا خواهد بود و احتمال شکل‌گیری اعتراضات گسترده علیه حکومت کاهش پیدا می‌کند.

تجربه سال‌های گذشته نشان داده است هرگاه بحران‌های اقتصادی و معیشتی به نقطه اوج رسیده، خطر اعتراضات سراسری نیز افزایش یافته است.

اما در فضای جنگ، حکومت می‌تواند بخش مهمی از این فشارها را به شرایط درگیری نسبت دهد و هم‌زمان فضای امنیتی را برای کنترل جامعه تشدید کند.

در همین چارچوب، بحران انرژی مهم‌ترین اهرم باقی‌مانده جمهوری اسلامی است.

تهران بر این باور است که اگر تهدید علیه صادرات نفت، امنیت انرژی و تنگه هرمز از میان برود، فشارهای خارجی و نارضایتی‌های داخلی می‌توانند به‌طور هم‌زمان بر حکومت متمرکز شوند.

به همین دلیل، راهبرد جمهوری اسلامی تنها دفاع از مرزهای ایران نیست، بلکه دفاع از بقای نظام سیاسی است.

حمله به زیرساخت‌های انرژی، تهدید مسیرهای کشتیرانی و گسترش دامنه جنگ به کشورهای منطقه تلاشی برای خریدن زمان است؛ زمانی که حکومت امیدوار است یا به توافقی دست یابد یا مانع هم‌زمان شدن فشار خارجی و اعتراضات داخلی شود.

در مقابل، راهبرد آمریکا بر فرسایش تدریجی ابزارهای قدرت جمهوری اسلامی استوار شده است؛ از محدود کردن توان دریایی و لجستیکی گرفته تا کاهش اهرم انرژی و تنگه هرمز.

از این منظر، دو طرف دیگر تنها بر سر جغرافیای جنگ رقابت نمی‌کنند. واشینگتن در پی کاهش تدریجی ظرفیت جمهوری اسلامی برای اعمال قدرت است و جمهوری اسلامی تلاش می‌کند با گسترش بحران انرژی و انتقال هزینه جنگ به دیگران، از هم‌زمان شدن فشار خارجی و نارضایتی داخلی جلوگیری کند.

شاید به همین دلیل، این جنگ بیش از آنکه نبردی بر سر خاک باشد، نبردی بر سر زمان و بقا است.