در تصاویر منتشر شده از مراسم تشییع جنازه خامنهای، حضور زنان یکی از معنادارترین بخشهای نمایش است. نه فقط به دلیل تعدادشان، بلکه به خاطر شیوهای که تصویر میشوند: زنانی گریان، بیتاب، بر سر و سینهزن، گاه چنان فروپاشیده که انگار مرگ رهبر، برایشان یک فقدان شخصی و خانوادگی است.
در کنار آنها، زنانی هم دیده میشوند که پوشش و سبک حضورشان لزوما در قالب تصویر رسمی از «زن حامی حکومت» نمیگنجد؛ زنانی با ظاهر و پوششی متنوعتر که حضورشان میتواند برای حکومت کارکردی تبلیغاتی داشته باشد: القای این پیام که حتی بخشی از زنانی که ظاهرا به پایگاه سنتی حکومت تعلق ندارند، در سوگ رهبر حاضر شدهاند.
اینجا همان نقطه توجهبرانگیز ماجراست: حکومت فقط در حال تشییع تابوت خامنهای نیست؛ دارد روایت میسازد. روایتی که در آن خامنهای نه رهبر یک نظام سرکوبگر، بلکه «پدر از دسترفته» است. طبعا در این روایت، زنان نقش ویژهای دارند، چون گریه زنانه در فرهنگ تصویری جمهوری اسلامی همیشه کارکرد سیاسی داشته: مادر شهید، خواهر داغدار، زن چادری گریان، دختر جوانی که عکس رهبر را در آغوش گرفته است. این زنان نه فقط سوژههای عاطفی که ابزار تولید مشروعیت بودهاند.
زنانی که «در سوگ پدر» فروپاشیدهاند
این روایت مورد توجه رسانههای خارجی هم قرار گرفته است. خبرگزاری رویترز در گزارش تصویری خود از مراسم، از زنانی نوشته که عکسهای خامنهای را در دست داشتند، از سوگواران بیتاب با بروز عاطفی آشکار و از جمعیتی که در مراسم وداع عمومی در مصلای تهران حاضر شده بودند. در گزارش دیگری از این رسانه آمده است که عزاداران در مصلای تهران سینه میزدند، شیون میکردند و مجری مراسم با بلندگو جمعیت را به «شیون» فرا میخواند. همین جزییات نشان میدهد که عزا در این مراسم، نه یک احساس خودجوش انسانی که بخشی از صحنهآرایی سیاسی است.
اگرچه ممکن است بخشی از این زنان واقعا گریه کرده باشد، اما نوع بازتاب گریه آنها در رسانهها معنای دیگری پیدا میکند. تصویر زنِ ازخودبیخودشده، به حکومت کمک میکند مرگ رهبر را به یک فاجعه عاطفی جمعی تبدیل کند. مردان در این قاب بیشتر حامل شعار، پرچم، خشم و انتقاماند؛ زنان حامل سوگ، اشک و وابستگی عاطفی. به این ترتیب، حکومت دو پیام را همزمان تولید میکند: مردان آماده انتقامند، زنان در سوگ پدر ملت فروپاشیدهاند. این تقسیم نقش، کاملا سیاسی است.
تلاش برای مصادره چشمها
نکته مهم دیگر حضور زنانی است که ظاهرشان دقیقا مطابق تصویر رسمی و سختگیرانه حکومت از «زن انقلابی» نیست. در سالهای اخیر، مساله حجاب یکی از مهمترین میدانهای شکست اقتدار جمهوری اسلامی بوده است. بعد از جنبش مهسا، شمار بیشتری از زنان در ایران حجاب اجباری را به چالش کشیدهاند و حکومت هم در مواردی، به دلیل فشار اجتماعی و بحرانهای سیاسی و اقتصادی، با احتیاط بیشتری با این وضعیت برخورد کرده است.
حالا همان حکومتی که سالها بدن زن را کنترل کرده است، در مراسم تشییع رهبرش به تصویر زنی دور از کلیشههایی که خود از «زن خوب و مطلوب جامعه اسلامی» ساخته است نیز نیاز دارد؛ چنین تصویری میتواند شکاف میان حکومت و جامعه را پنهان کند. پیام پنهان این قاب این است: «مساله حجاب و سبک زندگی اختلاف جدی نیست؛ حتی همین زنان هم در لحظه اصلی کنار نظام ایستادهاند.» این کار تلاش برای مصادره بصری جامعه است؛ جامعهای که بخش بزرگی از آن در سالهای اخیر با همین بدن، همین مو، همین پوشش و همین حضور خیابانی با حکومت وارد نبرد شده بود.
حکومتی که به اشک زنان نیاز دارد
البته این تصاویر را نباید با سادهسازی تفسیر کرد. نه میشود همه گریهها را ساختگی دانست، نه میشود از حضور جمعیت نتیجه گرفت که حکومت دوباره مشروعیت اجتماعی گسترده پیدا کرده است. بزرگی مراسم لزوما به معنای تایید مردمی حکومت نیست؛ چون میدانیم برخی شرکتکنندگان از سر وظیفه مذهبی، کنجکاوی تاریخی، فشار اجتماعی یا امکان حضور در یک رخداد ملی به خیابانها آمدهاند و خود مقامها نیز میدانند که انگیزههای شرکتکنندگان یکدست نیست.
اتفاقا همین چندلایگی، تحلیل حضور زنان را مهمتر میکند. زنانی که در این تصاویر دیده میشوند، لزوما یک گروه واحد نیستند؛ برخی ممکن است واقعا به خامنهای باور داشته باشند، برخی ممکن است در شبکههای سازمانیافته حکومتی، مذهبی یا اداری بسیج شده باشند، برخی ممکن است از سر عادت آیینی و فرهنگی در مراسم مرگ یک چهره بزرگ سیاسی حاضر شده باشند.، عدهای هم شاید فقط آمدهاند ببینند بعد از مرگ طولانیترین رهبر جمهوری اسلامی چه میگذرد. اما حکومت از همه این انگیزههای پراکنده، یک تصویر واحد میسازد: زن ایرانی عزادار رهبر است.
از این نظر، حضور زنان در تشییع خامنهای بیشتر از آنکه فقط نشانه سوگ باشد، نشانه نیاز حکومت به کلیشه «سوگ زنانه» است. حکومت میداند که اقتدار خشک، نظامی و امنیتی به تنهایی کافی نیست. برای بازسازی چهره یک رهبر سرکوبگر، باید او را وارد زبان خانواده، اشک، مادرانگی، فقدان و عاطفه کرد. زنان در این قاب، قرار است خشونت سیاسی را نرم کنند؛ چهره دیکتاتور را از میدان اعدام، زندان، حجاب اجباری و سرکوب جدا کنند و به صحنهای عاطفی منتقل کنند که در آن مهم نباشد که خامنهای در زندگی سیاسی خود چه کرد، بلکه توجهها به این جلب شود که چه کسانی برایش گریه کردند.
به همین دلیل، این تصاویر بیش از آنکه فقط از مرگ خامنهای بگویند، از اضطراب جمهوری اسلامی بعد از خامنهای میگویند. حکومتی که برای اثبات زنده بودن خود، به جنازه نیاز دارد؛ برای اثبات محبوبیت، به جمعیت؛ و برای اثبات پیوند عاطفی با جامعه، به اشک زنان.
حکومت میخواهد زن را در لحظه مرگ رهبر، دوباره به جایگاه قدیمی بازگرداند: زن عزادار، زن مطیع، زن حامل عاطفه در کنار نظام. اما حافظه جمعی تصویر دیگری را هم در خود دارد: زنانی که روسری از سر برداشتند، خیابان را پس گرفتند، و نشان دادند بدن زن دیگر فقط صحنه نمایش قدرت حکومت نیست.
نفتکش قطری الرکیات که هدف حملات سپاه پاسداران قرار گرفته است.
عملیات تجارت دریایی بریتانیا حدود ۱۴ ساعت پس از هدف قرار گرفتن دستکم یک کشتی در تنگه هرمز از سوی سپاه، از اصابت پرتابههایی به دو نفتکش دیگر در این آبراه خبر داد. این نهاد همچنین اعلام کرد یکی از کشتیها احتمالا دچار «خسارت ساختاری» شده و نفتکش دیگر آسیب جزئی دیده است.
این سازمان حوالی پنج عصر سهشنبه ۱۶ تیر در اطلاعیهای اعلام کرد گزارشی از یک حادثه مربوط به عبور یک نفتکش از تنگه هرمز دریافت کرده است. در ادامه این اطلاعیه آمده است: «این نفتکش مورد اصابت یک پرتابه ناشناس قرار گرفته و گمان میرود که خسارت ساختاری داشته باشد. هیچ تلفات جانی یا تاثیر زیستمحیطی گزارش نشده است.»
این نهاد وابسته به نیروی دریایی بریتانیا در اطلاعیه دیگری که حدود ۳۰ دقیقه بعد از اطلاعیه اول منتشر شد، نوشت گزارشی از یک حادثه دیگر مربوط به یک نفتکش در حال عبور از تنگه هرمز دریافت کرده است. بر اساس این گزارش این نفتکش مورد اصابت یک پهپاد ناشناس قرار گرفت و خسارت جزئی به آن وارد شد.
سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا تاکید کرد کشتی دوم در حال حرکت به سمت مقصد بعدی خود است.
بامداد سهشنبه ۱۶ تیر مقامهای آمریکایی در گفتوگو با والاستریت ژورنال و اکسیوس از حمله موشکی سپاه به دو کشتی تجاری خبر دادند. اندکی پس از انتشار این گزارشها، سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا اعلام کرد یک نفتکش در فاصله هشت مایل دریایی شرق لیما در عمان، در حالی که به سمت جنوب حرکت میکرد از سمت چپ بدنه هدف پرتابهای ناشناس قرار گرفت و دچار آتشسوزی شد.
والاستریت ژورنال نوشت به نظر میرسد یکی از کشتیهایی که هدف حمله قرار گرفته، الرِکیات (Al Rekayyat)، یک نفتکش حامل گاز طبیعی مایع (LNG) باشد که متعلق به شرکت ناقلات (Nakilat)، بازوی کشتیرانی صنعت گاز طبیعی مایع قطر، است.
هویت یکی از سه کشتی هدف گرفته از سوی خبرگزاری رویترز «ابرنفتکش ودیان» حامل نفت خام با پرچم عربستان سعودی اعلام شد.
روزهای گذشته، در پی افزایش عبور کشتیها از آبهای عمان، سپاه پاسداران بر شدت تهدیدهای خود افزوده و به کشتیها هشدار داده بود از مسیر دریایی مورد تایید ارتش آمریکا در نزدیکی سواحل عمان برای عبور از تنگه هرمز استفاده نکنند.
گستردگی حملات دریایی
خبرگزاری رویترز ظهر سهشنبه ۱۶ تیر به نقل از چهار منبع آگاه گزارش داد الرکیات هنگام عبور از بخش عمانی تنگه هرمز هدف قرار گرفته و آسیب جدی دیده است. بر اساس این گزارش، پس از اصابت پرتابه به سمت چپ کشتی، موتورخانه آن دچار آتشسوزی شد و دود غلیظ امکان ارزیابی بیشتر خسارت را از خدمه گرفت، اما همه اعضای خدمه سالم هستند.
این نخستین بار از زمان آغاز جنگ در اسفند ۱۴۰۴ است که یک کشتی حامل الانجی قطر هدف قرار میگیرد.
به گزارش رویترز موقعیت این کشتی با هشداری که بامداد سهشنبه از سوی سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا منتشر شد، مطابقت دارد. در آن اطلاعیه ذکر شده بود که یک نفتکش در شرق سواحل عمان با پرتابهای ناشناس هدف قرار گرفت و دچار آتشسوزی شد.
رویترز در گزارشی دیگر، تصاویری ماهوارهای را منتشر کرد که گروهی از قایقهای کوچک را نشان میداد که روز دوشنبه ۱۵ تیر در نزدیکی تنگه هرمز حرکت میکردند. هویت شناورهای حاضر در این تصویر قابل تایید نیست اما پیشتر گزارش شده بود سپاه پاسداران برای توقیف کشتیها در تنگه هرمز از قایقهای تندروی کوچک استفاده کرده است.
بر اساس توضیحات همراه این تصاویر، شناورها در فاصله حدود ۲۰ کیلومتری از سواحل ایران قرار دارند.
رویترز همچنین عصر سهشنبه ۱۶ تیر به نقل از منابع آگاه نوشت نفتکش الرکیات به دلیل آتشسوزی در اتاق موتور، در معرض خطر انفجار قرار دارد.
تهران بهطور تلویحی مسئولیت حمله به دو کشتی اول را بر عهده گرفت
صداوسیمای جمهوری اسلامی به نقل از منابع ناشناس گزارش داد نفتکشی که در تنگه هرمز هدف قرار گرفت، با حمایت آمریکا در حال استفاده از مسیر دریایی عمان بود و پس از «نادیده گرفتن هشدارهای مکرر ایران» هدف قرار گرفت.
صداوسیما افزود مقامهای رسمی تاکنون این گزارش را تایید یا رد نکردهاند.
همزمان، رضا طلایینیک، سخنگوی وزارت دفاع گفت: «جمهوری اسلامی مسیر دیپلماسی را دنبال میکند، اما در برابر هرگونه تجاوز یا عبور از خطوط قرمز، پاسخ قاطع، موثر و متناسب خواهد داد.»
از سوی دیگر، ماجد محمد الانصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر، با محکوم کردن حمله به نفتکش الرکیات در نزدیکی تنگه هرمز، جمهوری اسلامی را مسئول این حمله دانست و اعلام کرد این اقدام، امنیت کشتیرانی بینالمللی و عرضه جهانی انرژی را به خطر انداخته است.
دوحه در بیانیهای اعلام کرد هدف قرار گرفتن این نفتکش هنگام عبور از نزدیکی تنگه هرمز، حملهای غیرقابل قبول علیه امنیت و ایمنی کشتیرانی بینالمللی و آزادی تردد در آبراههای بینالمللی به شمار میرود.
قطر همچنین از جمهوری اسلامی خواست فورا به اقداماتی که امنیت منطقه، ایمنی کشتیرانی بینالمللی و عرضه جهانی انرژی را تهدید میکند، پایان دهد و از به خطر انداختن منافع کشورهای منطقه خودداری کند.
دوحه در پایان تاکید کرد جمهوری اسلامی را از نظر حقوقی مسئول کامل این حمله و هرگونه خسارت و پیامد ناشی از آن میداند.
با وجود مخالفتهای جهانی با تمایل جمهوری اسلامی به کنترل تنگه هرمز، تهران همچنان بر عملی کردن این خواسته پس از مهلت ۶۰ روزه مذاکرات با واشینگتن اصرار دارد.
علاءالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، سهشنبه ۱۶ تیر در گفتوگو با وبسایت خانه ملت، هرگونه اقدام درباره تنگه هرمز بدون هماهنگی با جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح را «آب در هاون کوبیدن» دانست و افزود: «کشورهای دیگر نباید اقداماتی انجام دهند که از ابتدا روشن است نتیجهای نخواهد داشت.»
بروجردی تصمیم درباره «تغییر نظام حاکم» بر تنگه هرمز را تصمیمی «ملی» و متاثر از جنگ ۴۰ روزه خواند که در بالاترین سطوح نظام اتخاذ شده است، این تصمیم قطعا اجرایی و نهایی خواهد شد و همه دستگاههای ذیربط در چارچوب آن عمل خواهند کرد.
طرح مساله تنگه هرمز در نشست ناتو
این حملات، همزمان با برگزاری نشست کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو، در ترکیه و افزوده شدن موضوع امنیت تنگه هرمز به دستور کار این نشست، میتواند مذاکرات برای پایان دائمی جنگ ایران را با دشواری بیشتری روبهرو کند.
رسانه اماراتی ارمنیوز عصر سهشنبه ۱۶ تیر به نقل از یک مقام آمریکایی در در دفتر امور اروپا و اوراسیا در وزارت خارجه آمریکا گزارش داد که موضوع امنیت تنگه هرمز در روزهای اخیر و پس از رایزنیهای واشینگتن با شماری از کشورهای اروپایی، به دستور کار نشست ناتو در آنکارا افزوده شده است.
به گفته این منبع، پیشنهاد آمریکا بر حفاظت از کشتیهای تجاری، تبادل هشدارهای دریایی، هماهنگی در مقابله با تهدیدهای احتمالی و اشتراکگذاری اطلاعات متمرکز است.
این منبع افزود طرح پیشنهادی شامل استقرار دائمی نیروهای ناتو در خلیج فارس نیست و واشینگتن ترجیح میدهد ماموریتهای دریایی کشورهای اروپایی با پشتیبانی ناتو در حوزه فرماندهی، نظارت و تبادل اطلاعات انجام شود تا احتمال رویارویی مستقیم با سپاه پاسداران در تنگه هرمز کاهش یابد.
اندکی پس از انتشار این خبر، الجزیره به نقل از یک مقام ناتو نوشت که کشورهای عضو این پیمان استقرار تجهیزات نظامی در نزدیکی تنگه هرمز را آغاز کردهاند. این منبع تاکید کرد ناتو هنوز در این باره تصمیمی نگرفته است اما برخی کشورها بهطور مجزا از ناتو برای کمک به آزادی دریانوردی در خلیج فارس پیشقدم شدهاند.
هرچند واشینگتن و تهران در آخرین روزهای خرداد یک یادداشت تفاهم امضا کردند و قرار شد حملات متقابل را بهمدت ۶۰ روز متوقف کنند تا مذاکرات صلح پایدار ادامه یابد، اما حملات پراکنده پس از آن ادامه یافت. در شدیدترین دور حملات، پس از اینکه سپاه چند کشتی را در تنگه هرمز هدف قرار داد، آمریکا به اهدافی در سواحل ایران حمله کرد. سپاه نیز در حملاتی تلافیجویانه، پایگاههای آمریکا در بحرین و کویت را هدف گرفت.
دومین جلسه رسیدگی به پرونده دو متهم به همکاری با نیروی قدس سپاه پاسداران برای «طراحی اقدامات تروریستی» در آلمان، دوشنبه پانزدهم تیر در سالن ۲۳۷ دادگاه عالی ایالتی هامبورگ برگزار شد.
بخش مهمی از این جلسه به تشریح تحقیقات پلیس امور جنایی فدرال آلمان (BKA) و ارائه جزییات تازه از نحوه شناسایی اهداف، ارتباطات متهمان و سفرهای آنان به ایران اختصاص داشت.
در سالن دادگاه، جایگاه خبرنگاران و تماشاگران با یک دیواره شفاف از جنس شیشه اکریلیک (پلکسیگلاس) از محل استقرار قضات، متهمان و وکلایشان جدا شده است. در بالانشین سالن، هیات قضایی متشکل از دو قاضی و یک منشی دادگاه، که هر سه زن هستند، ریاست جلسه را بر عهده دارند.
روی نیمکت متهمان، علی س.، مردی ۵۴ ساله، اهل افغانستان و دارای تابعیت دانمارک، به عنوان متهم ردیف اول نشسته است. در پشت سرش تواب م.، ۴۲ ساله، که او هم تبعه افغانستان است، به عنوان متهم ردیف دوم قرار دارد.
دفاع از هر دو متهم را وکلایی ایرانیتبار بر عهده دارند.
در سوی دیگر دیوار شفاف، جایی که بخشی از آن برای خبرنگاران و بخشی هم برای حاضران در نظر گرفته شده است، فولکر بک، رییس انجمن آلمان و اسرائیل، نشسته و با دقت به اظهارات یکی از شاهدان گوش میدهد و پیوسته یادداشت برمیدارد.
این نخستین بار نیست که نام او در پروندهای مرتبط با طرحهای تروریستی جمهوری اسلامی مطرح میشود و این بار نیز بنا بر کیفرخواست، یکی از اهداف احتمالی عملیات برنامهریزیشده بوده است.
دادگاه راس ساعت تعیین شده با سخنان یکی از مسئولان ارشد تحقیقات اداره پلیس امور جنایی فدرال آلمان (BKA) به عنوان شاهد آغاز میشود.
این مقام پلیس که او هم زن است، جزییات گستردهای از روند تحقیقات را نه از روی برگه که همه را از حفظ تشریح میکند.
به گفته او، تلفنهای همراه متهم اصلی برای مدت طولانی تحت شنود و نظارت قرار داشته و در چندین سفرش به نقاط مختلف، به طور مستمر تحت مراقبت ماموران امنیتی بوده است.
بر اساس تحقیقات، علی س. طی سال گذشته چندین بار به ایران سفر کرده و در جریان این سفرها با مقامهای بلندپایه جمهوری اسلامی و مسئولان مرتبط با نیروی قدس سپاه پاسداران دیدار کرده است.
متهم ردیف اول در یکی از این سفرها، در دی ماه سال گذشته، از برلین به ترکیه و سپس به ایران رفته و در آنجا با رابطان خود ملاقات میکند.
به گفته شاهد، او به طور مستمر به ایران سفر میکرده و حتی با مسئول بخش اسرائیل در نیروی قدس سپاه پاسداران نیز دیدار داشته است.
بخش قابل توجهی از اطلاعات پرونده از بررسی تلفن همراه متهم ردیف اول به دست آمده است.
بررسیها نشان داده که او پیش از سفر به برلین، نشانی فروشگاه کوشر متعلق به یهودیان را جستوجو کرده بوده و ماموران هنگام مراقبت از او، مشاهده کردهاند که مقابل یکی از این فروشگاهها ایستاده و با تلفن همراه خود مشغول تصویربرداری است.
نماینده پلیس فدرال امور جنایی میگوید: «در ظاهر به نظر میرسید که علی در حال مکالمه تلفنی است، اما ما میدانستیم که در واقع از محل فیلمبرداری میکند.»
تحقیقات همچنین نشان میدهد که متهم ردیف اول پس از بازگشت از ایران، علاوه بر جستوجوی نشانی فروشگاههای یهودیان، بهدنبال آدرس یوزف شوستر، رییس شورای مرکزی یهودیان آلمان، نیز بوده است.
اسنادی در صفحه نمایش بزرگ دادگاه ارائه میشود که حاوی تصاویر و اسکرینشاتهایی از گوشی علی س. است. عکسهایی از فولکر بک که در حافظه دستگاه او ذخیره شده است. موضوعی که به گفته شاهد، فرضیه برنامهریزی برای حمله به او را تقویت میکند.
علی س. به تنهایی نمیتوانسته است عملیاتی را که گفته میشود کارفرمایان سپاهیاش انجام آن را از او خواسته بودند، به سرانجام برساند. بنابراین باید گروهی را تشکیل میداده که هم انگیزه داشته باشد و هم بتواند به آن اعتماد کند.
او تواب م. را که یکی از شهروندان افغانستانی ساکن دانمارک است و «دستکم انگیزه مذهبی، ضد یهودی و اسرائیلی دارد»، انتخاب میکند. تواب جوانی بلند قد با ریشی کوتاه است که ریشش کمی هم سفید شده. او میپذیرد با علی همکاری کند.
عکسهای با کیفیتی از جلسه علی و تواب در دادگاه به نمایش گذاشته میشود که در رستوران مکدونالد تهیه شدهاند. دیدارهای این دو نفر که فکرش را نمیکردند دستگاههای اطلاعاتی تا این اندازه به آنان نزدیک باشند و رفت و آمدهایشان را ثبت کنند، اغلب در این رستوران برگزار میشده است .
شاهد دادگاه از چندین نام در دادگاه پرده برمیدارد که همگی از رابطان علی بودهاند؛ از حاج علی و کاظم تا وحید و ....
تصاویر پروفایل (آواتار) برخی از رابطان او در دادگاه به نمایش گذاشته میشود که دارای نمادهای ضدیهودی و ضداسرائیلی هستند.
پیامرسان تلگرام یکی از ابزارهای ارتباطی متهمان با کارفرمایان سپاهی آنان بوده است.
کارفرمای علی س. به او دستور داده فروشگاه مواد غذایی کوشر را به آتش بکشد. اما این کار باید بهوسیله افرادی انجام شود که دو انگیزه داشته باشند: نیاز مالی داشته باشند، و از اسرائیل و یهودیان متنفر باشند.
نماینده پلیس فدرال امور جنایی فاش میکند که علی این موضوع را با دخترش در میان میگذارد و از او میپرسد آیا زنی فلسطینی یا سومالیایی را میشناسد که به پول نیاز داشته باشد و حاضر شود در ازای دریافت ۳۰ هزار کرون دانمارک (معادل تقریبی چهار هزار یورو)، یکی از فروشگاههای یهودیان را به آتش بکشد؟
به نظر میرسد علی و همدست او قرار بوده عملیاتی پیچیده انجام دهند که چند بُعدی باشد.
وقتی میان دو متهم صحبت از تهیه اسلحه بوده، این یعنی قرار بوده افرادی هم کشته شوند.
دادگاه عالی هامبورگ در ۱۷ جلسه باقی مانده این موضوع را نیز بررسی خواهد کرد و علی و تواب هم که فعلا نگرانی در چهرهشان دیده نمیشود، با کمک وکلای ایرانیتبارشان آزادانه از خود دفاع خواهند کرد؛ بدون دستبند و بدون فشار و تهدید.
و اما فولکر برای دومین بار چهره افرادی را میبیند که متهم به طرحریزی برای قتل او هستند.
او میگوید از اینکه قاتلان احتمالیاش بازداشت شدهاند حس رضایت دارد اما درونش آرام نیست.
نهادهای امنیتی آلمان در ماههای اخیر نسبت به افزایش تهدیدهای جمهوری اسلامی در اروپا هشدار دادهاند.
سازمان اطلاعات داخلی آلمان پیشتر اعلام کرده است جمهوری اسلامی ممکن است پس از تحولات اخیر منطقه، دامنه عملیاتهای اطلاعاتی و تروریستی خود را در اروپا گسترش دهد.
هشداری که این پرونده، از نگاه مقامهای امنیتی، یکی از نمونههای عملی آن به شمار میرود.
خانواده کریگ فورمن و لیندزی فورمن، شهروندان بریتانیایی زندانی در ایران، اعلام کردند پس از انتشار گزارشهایی مبنی بر محروم شدن این زوج از خدمات درمانی و اقلام ضروری در جریان اعتصاب غذا در زندان اوین تهران، «بهشدت نگران» وضعیت آنها هستند.
خانواده این زوج گفتند کریگ فورمن ۹ هفته و لیندزی فورمن هشت هفته است که در اعتصاب غذا به سر میبرند و هر دو دچار کاهش شدید وزن شدهاند.
جو بنت، فرزند لیندزی فورمن، قرار است روز چهارشنبه با نمایندگان پارلمان بریتانیا دیدار کند و خواستار اقدام فوری برای رسیدگی به وضعیت والدینش شود.
خانواده این زوج از دولت بریتانیا خواستند دسترسی فوری و مستقل آنها به خدمات درمانی، تحویل اقلام ضروری که از آنها دریغ شده و آزادی این دو را از مقامهای جمهوری اسلامی مطالبه کند.
علیحسین قاضیزاده، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، درباره حمله موشکی سپاه پاسداران به دو کشتی تجاری در تنگه هرمز گفت جمهوری اسلامی میخواهد همان نوع حاکمیتی را بر تنگه هرمز به دست بیاورد که در جریان جنگ اعمال کرد و اکنون میخواهد آن را قانونی کند.
او افزود خواستههای جمهوری اسلامی بزرگتر از آن چیزی است که بیان میشود و این خواستهها به اندازهای برای آمریکا، متحدانش و امنیت کشتیرانی جهان تهدیدآمیز است که هزینه آغاز دوباره جنگ را کاملا قابل توجیه میکند.
مراسم تشییع جنازه علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، با حاشیههایی از تهران تا نجف همراه شده است. تغییر ناگهانی مسیر تشییع در تهران واکنشهای گستردهای را برانگیخته و همزمان، روایتهای متناقض درباره نماز میت او در نجف خبرساز شده است.
بر اساس برنامه اعلامشده، قرار بود خودروی حامل جنازه خامنهای و شماری از اعضای خانوادهاش از خیابان انقلاب به سمت میدان آزادی حرکت کند، اما بدون اطلاعرسانی قبلی، مسیر تغییر یافت و کاروان تشییع از خیابان آزادی راهی میدان آزادی شد.
حسن حسنزاده، فرمانده سپاه پاسداران تهران، ظهر ۱۵ تیر با عذرخواهی از حامیان حکومت گفت تلاش شده بود خودرو از خیابان انقلاب عبور کند تا شمار بیشتری از حاضران بتوانند در مراسم شرکت کنند، اما بهدلیل «حضور گسترده مردم و باز نبودن معابر»، این امکان فراهم نشد.
او افزود خودروی حامل جنازهها در مسیر حدود هزار متری منتهی به میدان آزادی نزدیک به ۳۰ دقیقه در میان جمعیت حرکت کرد و سپس برای مدیریت شرایط، یک دور کامل میدان آزادی را پیمود.
این توضیحات در حالی مطرح شد که حسنزاده صبح همان روز گفته بود مسیر مراسم تغییری نکرده و «همه تمهیدات اندیشیده شده» است.
علیاکبر پورجمشیدیان، دبیر ستاد تشییع جنازه خامنهای، نیز علت تغییر مسیر را «حفظ امنیت، ایمنی و سلامت» شرکتکنندگان عنوان کرد.
ایرنا، خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی، گزارش داد حامیان حکومت از ساعات اولیه صبح در محدوده میدان امام حسین و میدان انقلاب منتظر آغاز مراسم بودند و از آغاز حرکت خودروی حامل جنازهها از خیابان آزادی «گلایه داشتند».
تغییر مسیر مراسم با انتقاد برخی چهرههای نزدیک به حکومت نیز روبهرو شد. حمید رسایی، نماینده مجلس شورای اسلامی، برگزارکنندگان را به «عدم صداقت» متهم کرد و مهدی فضائلی، عضو دفتر حفظ و نشر آثار علی خامنهای، گفت مردم «احساس میکنند در تشییع امروز رودست خوردهاند».
در سوی دیگر، بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی دلیل تغییر مسیر تشییع جنازه را شمار پایین شرکتکنندگان در تهران دانستند و گفتند حکومت با کوتاه کردن مسیر کوشید از انتشار تصاویر استقبال محدود و بازتاب آن در رسانهها جلوگیری کند.
کاربری به نام علیرضا در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «مراسم در مصلی چنان کم رونق و خالی بود که مسئولان رژیم را وادار کرد مسیر تشییع جنازه خامنهای را تغییر دهند تا حداقل یک خیابان چندصد متری را پر کنند، ولی خالی بودن میدان آزادی این فریب را نقش بر آب کرد.»
او ادامه داد: «خون جاویدنامان دیماه خونین دامن دیکتاتور فرومایه را تا قعر جهنم رها نکرد.»
کاربر دیگری نوشت: «وقتی یک نمایش قدرت موفق باشد، نیازی به این حجم از توجیه، عذرخواهی و مقصر پیدا کردن نیست. اما وقتی خود رسانههای نزدیک به حکومت مجبور میشوند ساعتها توضیح بدهند که چرا جمعیت کم بود، چرا مسیر عوض شد، چرا مردم سرگردان شدند و چرا هواداران ناراضی بودند، یعنی اصل نمایش شکست خورده است.»
او اضافه کرد: «قرار بود مراسم تشییع، بزرگترین نمایش مشروعیت و وفاداری جمهوری اسلامی باشد .... آنچه امروز دیدیم، صرفا یک مراسم کمجمعیت نبود؛ یک افتضاح تبلیغاتی بود.»
حاشیههای نماز میت خامنهای در نجف
مراسم تشییع جنازه دیکتاتور پیشین ایران پس از تهران و قم قرار است چهارشنبه ۱۷ تیر در نجف ادامه یابد، اما این بخش از مراسم نیز پیش از آغاز با حاشیههایی همراه شده است.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، ۱۵ تیر گزارش داد محمدرضا سیستانی، فرزند آیتالله علی سیستانی، مرجع تقلید شیعه، «پیامی مهم» به دفتر رهبر جمهوری اسلامی ارسال کرده است.
به نوشته فارس، در این پیام آمده است: «درست این بود که پدرم بر پیکر رهبر شهید انقلاب نماز گزارد، اما وضعیت جسمانی و سلامت ایشان اجازه این امر را نمیدهد.»
با این حال، یک روز بعد شماری از رسانههای ایران به نقل از شبکه اطلاعرسانی «اکسیر الحکمه» عراق گزارش دادند اظهارات منتسب به محمدرضا سیستانی صحت ندارد.
انتشار روایتهای متفاوت درباره دلیل غیبت آیتالله سیستانی، گمانهزنیهایی را درباره تلاش رسانههای نزدیک به حکومت ایران برای توجیه عدم حضور او در این مراسم برانگیخته است.
آیتالله سیستانی از نگاه بسیاری، «مرجع تقلید اعلم شیعیان» به شمار میرود.
بررسیها نشان میدهد آیتالله سیستانی ۹۵ ساله تاکنون تنها بر پیکر ابوالقاسم خویی، استاد خود، نماز میت خوانده است.
همزمان، برخی رسانههای ایران گزارش دادند اقامه نماز میت بر جنازه دیکتاتور پیشین ایران در نجف به محمدتقی حکیم، برادر محمدسعید حکیم، دیگر مرجع تقلید شیعه، سپرده شده است.
علی خامنهای ۹ اسفند ۱۴۰۴ در نخستین روز جنگ اخیر کشته شد. پس از او، مجلس خبرگان رهبری، مجتبی خامنهای، پسرش، را بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی برگزید.
با این حال، مجتبی خامنهای از آن زمان تاکنون در انظار عمومی ظاهر نشده و حتی در مراسم تشییع جنازه پدرش در شهرهای تهران و قم نیز حضور نیافته است.