• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

روایت رسانه‌های جهان از ۳ روز نخست تشییع جنازه علی خامنه‌ای؛ مجتبی کجاست؟

۱۴ تیر ۱۴۰۵، ۲۰:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)

بررسی پوشش رسانه‌های جهان از سه روز نخست تشییع علی خامنه‌ای نشان می‌دهد رسانه‌های غربی، اسرائیلی و بخشی از رسانه‌های خلیج فارس، غیبت مجتبی و شعارهای ضدآمریکایی را برجسته کردند؛ در مقابل، رسانه‌های همسو با روایت رسمی تهران بر جمعیت، هیات‌های خارجی و «محور مقاومت» تاکید داشتند.

مراسم شش‌روزه تشییع جنازه خامنه‌ای از صبح جمعه ۱۲ تیر با حضور مقام‌های جمهوری اسلامی، هیات‌های خارجی و نمایندگان گروه‌های متحد حکومت، در مصلای تهران آغاز شد. این مراسم در روزهای شنبه و یکشنبه، ۱۳ و ۱۴ تیر، به تشییع عمومی در همان مجموعه و خیابان‌های اطراف آن تبدیل شد؛ جایی که تابوت علی خامنه‌ای و دیگر اعضای کشته‌شده خانواده‌اش، تحت تدابیر شدید امنیتی به نمایش در آمد.

آغاز مراسم در سایه غیبت رهبران جهانی و حضور هیات‌هایی از گروه‌های نیابتی مورد حمایت جمهوری اسلامی، همراه با غیبت مجتبی خامنه‌ای در کل مراسم، به‌ویژه هنگام خواندن نخستین دور نماز میت بر پیکر پدرش، سبب شد این مراسم، فراتر از یک آیین سوگواری صرف در رسانه‌های کشورهای مختلف بازتاب یابد و تحلیل شود.

بخش قابل توجهی از رسانه‌های غربی، اسرائیلی و بخشی از رسانه‌های کشورهای خلیج فارس، این مراسم را از زاویه بحران جانشینی، تهدیدهای ضدآمریکایی و پیامدهای امنیتی آن بررسی کردند؛ در مقابل، رسانه‌های همسو با روایت رسمی تهران، بر حضور جمعیت، مشارکت هیات‌های خارجی و همراهی گروه‌های عضو «محور مقاومت» تمرکز کردند و مراسم را نمایش تداوم قدرت جمهوری اسلامی پس از جنگ دانستند.

پوشش رسانه‌های جریان اصلی غربی از مراسم یک‌دست نبود. نیویورک‌تایمز، واشینگتن‌پست، گاردین و اسکای‌نیوز، در کنار پرداختن به غیبت مجتبی خامنه‌ای، تدابیر امنیتی و شعارهای ضدآمریکایی، بخش‌هایی از روایت رسمی جمهوری اسلامی را هم بازتاب دادند؛ از جمله حضور گسترده جمعیت، فضای سوگواری عمومی، خانواده‌های قربانیان جنگ و تلاش حکومت برای نمایش انسجام پس از کشته شدن خامنه‌ای.

تمرکز رسانه‌های جریان اصلی غربی: جمعیت پرشمار، جانشین غایب

در گزارش‌های روزنامه نیویورک‌تایمز، به‌ویژه لایوبلاگ این رسانه از مراسم، حضور جمعیت، موکب‌ها، سوگواری و بی‌تابی حاضران و تصاویر قربانیان حمله به مدرسه‌ میناب با جزییات میدانی بازتاب یافت. این پوشش، در بخش‌هایی، به روایت رسمی جمهوری اسلامی از مراسم نزدیک می‌شد: مراسمی گسترده، عاطفی و آمیخته با خشم عمومی از حمله آمریکا و اسرائیل.

همزمان، این رسانه در گزارش‌های خود به کنترل امنیتی، محدودیت دسترسی خبرنگاران، شکاف‌های اجتماعی پس از اعتراضات دی‌ماه،و غیبت مجتبی خامنه‌ای نیز اشاره کرد. در یکی از تحلیل‌های نیویورک‌تایمز، غیبت مجتبی نه فقط یک ملاحظه امنیتی، بلکه نشانه‌ای از ابهام در مرکز قدرت توصیف شد که پرسش‌هایی درباره نحوه اداره کشور پس از کشته شدن رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایجاد کرده است.

همه پسران خامنه‌ای در نماز میت بر جنازه او حضور داشتند، جز فرزندی که جانشینش شد
100%
همه پسران خامنه‌ای در نماز میت بر جنازه او حضور داشتند، جز فرزندی که جانشینش شد

روزنامه واشینگتن‌پست نیز رویکردی مشابه داشت. این روزنامه ۱۳ تیر در گزارشی، حضور جمعیت پرشمار در مصلای تهران را آزمونی برای سنجش توان حکومت در بسیج اجتماعی و نمایش حمایت عمومی توصیف کرد و نوشت اندازه جمعیت می‌تواند به‌عنوان شاخصی غیررسمی از میزان پشتیبانی از حکومت تفسیر شود. از سوی دیگر، واشینگتن‌پست تاکید کرد گزارشگرش در شرایط محدود و با همراهی راهنما و مترجم دولتی امکان تهیه گزارش از این مراسم داشته و گفت‌وگو با حاضران در مراسم، لزوما بازتاب‌دهنده نگاه همه جامعه ایران نیست.

گزارش دیگر واشینگتن‌پست که عصر یکشنبه ۱۴ تیر منتشر شد، با تمرکز بر خانواده‌های کودکان کشته‌شده در مدرسه میناب، بیش از بحران جانشینی، از زاویه انسانی و ضدجنگ به مراسم نگاه کرد و بخشی از پیام مورد تاکید جمهوری اسلامی را بازتاب داد.

گاردین هم تصویر دوگانه‌ای ارائه کرد. در یکی از گزارش‌های این روزنامه از سومین روز مراسم، غیبت مجتبی و درخواست‌ها برای مرگ ترامپ برجسته شد؛ اما در گزارش دیگری که ۱۳ تیر منتشر شد، گاردین از جمعیت گسترده، موکب‌های عزاداری، پرچم‌های حزب‌الله، شعارهای انتقام و تلاش حکومت برای انتقال پیام مقاومت سیاسی و مذهبی نوشت. اسکای‌نیوز هم در گزارشی تصویری و انسانی درباره حضور خانواده‌های کودکان کشته‌شده در میناب، تشییع خامنه‌ای را به روایت قربانیان جنگ، هزینه انسانی آن و خشم عمومی علیه آمریکا و اسرائیل پیوند زد.

غیبت مجتبی و ابهام درباره تمرکز قدرت

در مقابلِ این پوشش‌های چندلایه، برخی رسانه‌ها غیبت مجتبی خامنه‌ای را به اصلی‌ترین محور گزارش‌های خود تبدیل کردند. آسوشیتدپرس، سی‌بی‌سی، گلف‌نیوز، جروزالم‌پست و شماری از رسانه‌های اسرائیلی، غیبت رهبر جدید جمهوری اسلامی را در مراسم پدرش، نشانه‌ای از نگرانی امنیتی، آسیب‌پذیری سیاسی و ابهام در جانشینی دانستند.

آسوشیتدپرس ۱۴ تیر گزارش داد سه پسر دیگر خامنه‌ای در کنار مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی دیده شدند، اما مجتبی در انظار عمومی ظاهر نشد؛ موضوعی که در کنار حضور مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف و احمد وحیدی، از نظر این خبرگزاری نشانه اعتماد مقام‌ها به تدابیر امنیتی در میانه مذاکرات با آمریکا بود.

جمعیت حاضر در مصلای تهران
100%
جمعیت حاضر در مصلای تهران

سی‌بی‌سی کانادا نیز تیتر گزارش ۱۴ تیر خود را بر همین موضوع بنا کرد. این رسانه، افزون بر غیبت مجتبی، به گزارش‌هایی درباره آسیب‌دیدگی او در حمله نهم اسفند، تهدیدهای اسرائیل علیه او و نبود هرگونه تصویر یا صدای عمومی از رهبر جدید جمهوری اسلامی اشاره کرد.

جروزالم‌پست نیز با نگاهی امنیتی‌تر، مراسم را صحنه‌ای برای ارزیابی آینده حکومت ایران و حرکت بعدی تهران دانست. این رسانه در گزارشی با عنوان «نمایش عزاداری تهران» که ۱۴ تیر منتشر شد، غیبت مجتبی خامنه‌ای را در کنار حضور نمایندگان گروه‌های متحد جمهوری اسلامی قرار داد و آن را بخشی از تصویر کلی‌تری از سردرگمی و بی‌ثباتی در ساختار قدرت ایران پس از کشته شدن خامنه‌ای تفسیر کرد.

از شعارهای ضدآمریکایی تا تهدید ترامپ

شعارهای ضدآمریکایی و تهدید ترامپ به مرگ یکی از محورهای مهم در پوشش رسانه‌ای این مراسم بود. خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشت جمعیت حاضر در مراسم شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر دادند و خواستار انتقام حمله نهم اسفند شدند. این خبرگزاری همچنین به درخواست برخی چهره‌های تندرو برای کشتن ترامپ و تصاویر بنرهایی با چهره رییس‌جمهوری آمریکا اشاره کرد.

پارچه‌نوشته‌ای در دست جمعیت عزادار خامنه‌ای که خواستار کشتن رییس‌جمهوری آمریکاست
100%
پارچه‌نوشته‌ای در دست جمعیت عزادار خامنه‌ای که خواستار کشتن رییس‌جمهوری آمریکاست

سی‌بی‌سی جزییات بیشتری ارائه کرد و نوشت در محوطه مصلی، پوسترها و دیوارنوشته‌هایی خواستار کشتن ترامپ و بنیامین نتانیاهو بودند. سی‌بی‌سی همچنین سخنان محمد رسولی، مجری و مداح مراسم، را برجسته کرد که از ترامپ با عنوان «پَست‌ترین مرد جهان» یاد کرد و پرسید چرا هنوز زنده است.

یورونیوز نیز همین بخش را در تیتر مطلب ۱۴ تیر خود برجسته کرد. فاکس‌نیوز هم مراسم برگزار شده در مصلای تهران را صحنه شعارهای «مرگ بر آمریکا» و ادبیات انتقام توصیف کرد و نوشت تهران، حتی در میانه وقفه موقت در جنگ، از زبان تهدید فاصله نگرفته است.

تفاوت لحن رسانه‌ها در این بخش مهم بود: فاکس‌نیوز و جروزالم‌پست که آشکارا علیه تهران می‌نویسند، این شعارها را نشانه تداوم تهدید امنیتی جمهوری اسلامی دانستند؛ اما نیویورک‌تایمز، واشینگتن‌پست، گاردین و الجزیره، هرچند شعارها را گزارش کردند، آنها را در متن جنگ، کشته شدن غیرنظامیان، فضای سوگواری و خشم عمومی پس از حمله آمریکا و اسرائیل قرار دادند.

تاکید بر جمعیت، مقاومت و تداوم قدرت

در سوی دیگر، رسانه‌هایی که با روایت رسمی تهران همسوتر بودند یا از زاویه نزدیک‌تری به گفتمان جمهوری اسلامی و محور مقاومت به مراسم نگاه کردند، کمتر بر غیبت مجتبی یا تهدید ترامپ تمرکز داشتند. در این گروه، حضور جمعیت، پیام وفاداری، همراهی هیات‌های خارجی و تداوم حمایت جمهوری اسلامی از متحدان منطقه‌ای برجسته شد.

«پلستاین کرونیکل»، رسانه‌ای حامی فلسطین، ضد اسرائیل و نزدیک به گفتمان محور مقاومت، مراسم را یکی از بزرگ‌ترین مراسم دولتی در تاریخ معاصر ایران توصیف کرد و دیدار عباس عراقچی با هیات‌های حماس و حزب‌الله در حاشیه مراسم را نشانه‌ای از تداوم اولویت‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی دانست.

رسانه قطری الجزیره نیز در پوشش تصویری و خبری خود بر مقیاس جمعیت و فضای سوگواری تاکید کرد. این شبکه از حضور «میلیون‌ها نفر» در نماز و مراسم تشییع سخن گفت و تصاویر هوایی از جمعیت را برجسته کرد. هرچند الجزیره شعارهای ضدآمریکایی و ضداسرائیلی را هم گزارش کرد، اما آنها را نه به‌عنوان تهدیدی مستقل علیه آمریکا، بلکه بیشتر در چارچوب خشم عمومی از حمله آمریکا و اسرائیل توضیح داد.

جعبه‌های حاوی بقایای علی خامنه‌ای، داماد، عروس و نوه‌اش که همراه با او کشته شدند
100%
جعبه‌های حاوی بقایای علی خامنه‌ای، داماد، عروس و نوه‌اش که همراه با او کشته شدند

فرانس۲۴، رسانه عمومی فرانسه، حضور مقام‌هایی از حزب‌الله، حماس، حوثی‌ها و جهاد اسلامی را برجسته کرد و مراسم را به شبکه متحدان منطقه‌ای جمهوری اسلامی پیوند زد. این رسانه نوشت تهران این گروه‌ها را بخشی از «محور مقاومت» می‌داند، اما هم‌زمان یادآور شد برخی از آن‌ها از سوی آمریکا و کشورهای غربی گروه تروریستی شناخته می‌شوند.

در لبنان، پوشش رسانه‌ها بسته به نسبت آنها با حزب‌الله، گروه نیابتی تحت حمایت جمهوری اسلامی، متفاوت بود. «لِ اورینت تودی» مراسم را از زاویه سفر هواداران حزب‌الله به تهران و پیوند بخشی از جامعه شیعیان لبنان با جمهوری اسلامی روایت کرد. «نَهار نت» نیز بیشتر بر حضور هیات‌های حزب‌الله و حماس و دیدار آن‌ها با مقام‌های ایرانی تمرکز داشت. در مقابل، رسانه‌های نزدیک‌تر به حزب‌الله و محور مقاومت، مانند المنار و المیادین، تشییع خامنه‌ای را در چارچوب وفاداری به «مقاومت» و تداوم حمایت تهران از فلسطین و لبنان بازتاب دادند.

در عراق که قرار است ۱۷ تیر میزبان تابوت حامل بقایای علی خامنه‌ای باشد، پوشش رسانه‌ها بیشتر حول مسیر آیینی و آمادگی‌های اجرایی مراسم شکل گرفت. خبرگزاری رسمی عراق، مسیر تشییع در نجف و برنامه انتقال پیکر خامنه‌ای به شهرهای مذهبی عراق را برجسته کرد. شفق‌نیوز نیز از زاویه‌ای محلی‌تر، آمادگی نجف و کربلا، تدابیر امنیتی و خدماتی و پیش‌بینی حضور گسترده عزاداران را پی گرفت. روداو، روداو، رسانه مستقر در اربیل و نزدیک به حزب دموکرات کردستان عراق و جریان نچیروان بارزانی، در کنار اشاره به انتقال مراسم به نجف و کربلا، حضور مقام‌های عراقی و اقلیم کردستان در مراسم تهران را گزارش کرد. در این چارچوب، تشییع خامنه‌ای در رسانه‌های عراقی کمتر به بحران جانشینی در تهران گره خورد و بیشتر در پیوند با جغرافیای آیینی شیعه و روابط مذهبی و سیاسی ایران و عراق بازتاب یافت.

کشورهای منطقه: از تسلیت رسمی تا نگرانی بابت پیامدهای منطقه‌ای

در پوشش رسانه‌های رسمی یا پرمخاطب کشورهای منطقه، برخی رسانه‌ها مراسم را در چارچوب حضور هیات‌ها و پیام‌های تسلیت رسمی روایت کردند، برخی با لحنی همدلانه‌تر به آن پرداختند و برخی دیگر بر ابعاد امنیتی و سیاسی مراسم تمرکز داشتند.

آنادولو، خبرگزاری دولتی ترکیه، در چندین گزارش از مراسم تشییع جنازه در تهران، بیشتر بر حضور هیات‌های خارجی، شرکت معاون رئیس‌جمهوری ترکیه و دیدارهای مقام‌های ایرانی با هیات‌های خارجی تمرکز کرد. تی‌آرتی، دیگر رسانه پرمخاطب و دولتی این کشور، نیز در گزارش‌هایی درباره آغاز مراسم و برگزاری نماز بر پیکر خامنه‌ای، مسیر چندروزه تشییع، حضور جمعیت و تدابیر امنیتی را برجسته کرد؛ هرچند به غیبت مجتبی خامنه‌ای هم به‌عنوان یکی از نشانه‌های قابل رصد در مراسم اشاره داشت.

خبرگزاری رسمی قطر مراسم را در چارچوب دیپلماتیک پوشش داد. در مقابل، الجزیره، با وجود وابستگی به قطر، پوششی پررنگ‌تر و احساسی‌تر ارائه داد.

تایمز عمان، روزنامه‌ای خصوصی اما محافظه‌کار و نزدیک به چارچوب رسمی مسقط، حضور هیات رسمی عمان را به دستور سلطان هیثم بن طارق برجسته کرد. این گزارش بیش از آنکه وارد بحث جانشینی یا پیامدهای امنیتی مراسم شود، بر سطح نمایندگی رسمی عمان و ادای احترام دیپلماتیک به رهبر پیشین جمهوری اسلامی تمرکز داشت.

اِی‌پی‌پی، خبرگزاری دولتی پاکستان، حضور شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، و عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور، در مراسم را بازتاب داد. این گزارش سپس در شماری از رسانه‌های پاکستانی و منطقه‌ای بازنشر شد. این رسانه در شرح عکس‌های خود از خامنه‌ای با عنوان «شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای» یاد کرد. در این پوشش، تاکید اصلی بر همدلی رسمی اسلام‌آباد با تهران و جایگاه خامنه‌ای در روابط ایران و پاکستان بود.

در سوی دیگر، بخشی از رسانه‌های اماراتی و سعودی مراسم را بیشتر از زاویه آینده قدرت و پیامدهای امنیتی دنبال کردند. رسانه انگلیسی‌زبان «گالف‌نیوز» مستقر در دبی، در گزارشی با عنوان «مجتبی کجاست؟» غیبت مجتبی خامنه‌ای را محور گزارش قرار داد و آن را به پرسش‌هایی درباره وضعیت جسمی، امنیتی و سیاسی او پیوند زد. «دِ نشنال» دیگر رسانه اماراتی که به ساختار قدرت در امارت ابوظبی نزدیک‌تر است، در لایوبلاگ و گزارش‌های خود، هم بر غیبت احتمالی مجتبی و ابهام درباره نقش او تاکید کرد و هم مراسم را در متن جنگ ایران و آمریکا، وقفه مذاکرات و مسیر انتقال پیکر به عراق و مشهد قرار داد.

در رسانه‌های سعودی، پوشش مراسم در چارچوب حساسیت‌های سیاست خارجی ریاض نسبت به ایران و گروه‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی شکل گرفت. «عرب‌نیوز» از یک سو پیام تسلیت مقام‌های سعودی و حضور معاون وزیر خارجه عربستان در مراسم را گزارش کرد؛ اما در گزارشی دیگر حضور حماس و حزب‌الله را در چارچوب شبکه متحدان منطقه‌ای تهران برجسته کرد. «سعودی گازت» نیز مراسم را به وقفه در مذاکرات آمریکا و ایران و محاسبات ترامپ درباره ادامه گفت‌وگوها پیوند زد. در مجموع، پوشش رسانه‌ای مراسم مصلای تهران در رسانه‌های عربستان سعودی لحن رسمی و محتاط این کشور در قبال تهران را حفظ کردند، اما هم‌زمان نگرانی ریاض از نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی، حزب‌الله، حماس و آینده مذاکرات تهران و واشینگتن را بازتاب دادند.

روایت چین و روسیه از ثبات پس از خامنه‌ای

رسانه‌های چین و روسیه این مراسم را در چارچوب ثبات و تقابل با غرب روایت کردند. شینهوا، خبرگزاری رسمی دولت چین، چاینا دیلی، رسانه انگلیسی‌زبان دولتی این کشور، و گلوبال تایمز، از رسانه‌های متعلق به حزب کمونیست چین، گزارش‌هایی درباره حضور هیات چینی در مراسم تشییع جنازه خامنه‌ای، پیام‌های تسلیت، روابط دوجانبه و ضرورت حفظ ثبات ایران پس از کشته شدن خامنه‌ای منتشر کردند.

در این روایت‌ها، اشاره به مجتبی خامنه‌ای نیز نه در قالب غیبت، پنهان‌کاری یا بحران جانشینی، بلکه در چارچوب تداوم رهبری و حفظ نظم سیاسی ایران مطرح شد. رسانه‌های چینی، در امتداد نگاه رسمی پکن به ایران به‌عنوان شریک راهبردی در برابر فشارهای غرب، از پرداختن گسترده به سرکوب سیاسی، شکاف‌های اجتماعی یا ابهام در مرکز قدرت پرهیز کردند و بیشتر بر ثبات، تنش‌زدایی و استمرار روابط تهران و پکن متمرکز ماندند.

در روسیه نیز تاس، به‌عنوان خبرگزاری دولتی روسیه، و رسانه‌های نزدیک به کرملین، مراسم را در چارچوب روابط راهبردی مسکو و تهران بازتاب دادند. تاس حضور دیمیتری مدودف در تهران و دیدار او با مقام‌های جمهوری اسلامی را برجسته کرد و مراسم را فرصتی برای نمایش همبستگی سیاسی روسیه با جمهوری اسلامی نشان داد. در این روایت، برخلاف رسانه‌های منتقد غربی، غیبت مجتبی خامنه‌ای یا شعارهای تهدیدآمیز علیه ترامپ محور اصلی نبود؛ بلکه جایگاه ایران در جبهه ضدغربی، مخالفت با سیاست‌های آمریکا و اسرائیل، و تداوم همکاری تهران و مسکو برجسته شد.

  • شبحِ رهبر در مراسم تدفین: بودن و نبودن مجتبی چه معنایی دارد؟

    شبحِ رهبر در مراسم تدفین: بودن و نبودن مجتبی چه معنایی دارد؟

Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

علی عظمایی، بدون حکم و تشریفات، به‌عنوان فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه پاسداران معرفی شد
۱

علی عظمایی، بدون حکم و تشریفات، به‌عنوان فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه پاسداران معرفی شد

۲
تحلیل

رمزگشایی از هشدار فوربس؛ آیا نیروگاه بوشهر می‌تواند مسیر مخفی ایران به سمت بمب باشد؟

۳

پاراگوئه ۰-۱ فرانسه؛ یک پنالتی، در داغ‌ترین روز جام جهانی، خروس‌ها را به یک‌چهارم برد

۴

به افتخار کیپ ورد، تیمی که به ۳ قهرمان جام جهانی نباخت

۵

کنایه امباپه به پاراگوئه: فکر کردند با کت‌وشلوار می‌آییم اما ما هم بلدیم کثیف بازی کنیم

•
•
•

انتخاب سردبیر

  • حکومت برای روایت‌سازی از مراسم تشییع جنازه خامنه‌ای به بلاگرهای خارجی متوسل شد

    حکومت برای روایت‌سازی از مراسم تشییع جنازه خامنه‌ای به بلاگرهای خارجی متوسل شد

  • جدال بر سر کولر در اروپا؛ چگونه بحران گرما به یک مناقشه سیاسی تبدیل شد؟

    جدال بر سر کولر در اروپا؛ چگونه بحران گرما به یک مناقشه سیاسی تبدیل شد؟

  • شهرنوش پارسی‌پور؛ زنی که رویا را به زبان آزادی ترجمه کرد
    تحلیل

    شهرنوش پارسی‌پور؛ زنی که رویا را به زبان آزادی ترجمه کرد

  • رمزگشایی از هشدار فوربس؛ آیا نیروگاه بوشهر می‌تواند مسیر مخفی ایران به سمت بمب باشد؟
    تحلیل

    رمزگشایی از هشدار فوربس؛ آیا نیروگاه بوشهر می‌تواند مسیر مخفی ایران به سمت بمب باشد؟

  • تشییع یک تابوت؛ تلاش جمهوری اسلامی برای تطهیر یک دیکتاتور
    تحلیل

    تشییع یک تابوت؛ تلاش جمهوری اسلامی برای تطهیر یک دیکتاتور

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

مطالب بیشتر

مجتبی خامنه‌ای ریاست محسنی اژه‌ای بر قوه قضاییه را تمدید کرد

۱۴ تیر ۱۴۰۵، ۱۷:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)
مجتبی خامنه‌ای ریاست محسنی اژه‌ای بر قوه قضاییه را تمدید کرد
100%

همزمان با سومین روز مراسم تشییع جنازه علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، و در حالی که مجتبی خامنه‌ای در مراسم نماز میت پدرش حضور علنی نداشت، با انتشار پیامی مکتوب غلامحسین محسنی اژه‌ای را برای پنج سال دیگر به ریاست قوه قضاییه منصوب کرد.

در این پیام کوتاه که حوالی ۷ عصر یکشنبه ۱۴ تیر در پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر رهبر جمهوری اسلامی منتشر شد، مجتبی خامنه‌ای با استناد به اصل ۱۵۷ قانون اساسی، اژه‌ای را به ریاست قوه قضاییه منصوب و از «تلاش‌های ارزشمند و صادقانه» او قدردانی کرده است.

او همچنین در این پیام از پدرش با عنوان «قائد شهید» یاد کرده و نوشته است مطالبات مطرح‌شده از سوی او، همراه با نکات پیام هفتم تیر ۱۴۰۵، «راهگشای تحول، شکوفایی و دستیابی به قوه قضاییه مطلوب» است.

محسنی اژه‌ای یکی از چهر‌ه‌های شناخته‌شده دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با سابقه امنیتی است و به دلیل نقش داشتن در سرکوب مخالفان حکومت از سوی ایالات متحده تحریم شده است.

محسنی اژه‌ای در کنار محمد باقر قالیباف، رییس مجلس و دیگر مقام‌های جمهوری در صف نخست نماز میت علی خامنه‌ای در مصلای تهرانن
100%
محسنی اژه‌ای در کنار محمد باقر قالیباف، رییس مجلس و دیگر مقام‌های جمهوری در صف نخست نماز میت علی خامنه‌ای در مصلای تهرانن

او پیش از انتصاب به ریاست قوه قضاییه در تیر ۱۴۰۰، به عنوان نماینده قوه قضاییه در وزارت اطلاعات، دادستان دادگاه ویژه روحانیت، دادستان کل کشور، سخنگوی قوه قضاییه و معاونت این دستگاه به جمهوری اسلامی خدمت کرده بود. محسنی اژیه در دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد نیز وزیر اطلاعات بود.

آمریکا در سال ۲۰۱۰ او را به دلیل نقش داشتن در سرکوب اعتراض‌های ۱۳۸۸ تحریم کرد. در بیانیه تحریم او آمده بود که نیروهای اطلاعاتی تحت هدایت محسنی اژه‌ای در بازداشت بدون تفهیم اتهام، ضرب‌وشتم، حبس انفرادی، محرومیت از دادرسی عادلانه و گرفتن اعترافات اجباری از چهره‌های سیاسی نقش داشتند.

در جمهوری اسلامی، رییس قوه قضاییه با حکم رهبر برای دوره‌ای پنج‌ساله منصوب می‌شود. رویه معمول در سال‌های گذشته تمدید حکم روسای این قوه برای دوره دوم بوده است.

هفته گذشته گزارشی درباره تمدید نشدن حکم غلامحسین محسنی اژه‌ای برای دومین دوره ریاست بر قوه قضاییه منتشر شد. پس از آن، روزنامه هم‌میهن این خبر را تکذیب کرد، اما گزارش این روزنامه ساعاتی بعد از وب‌سایت و شبکه‌های اجتماعی آن حذف شد.

  • علی عظمایی، بدون حکم و تشریفات، به‌عنوان فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه پاسداران معرفی شد

    علی عظمایی، بدون حکم و تشریفات، به‌عنوان فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه پاسداران معرفی شد

حکم تازه در شرایطی منتشر شد که مجتبی خامنه‌ای، فرزند و جانشین علی خامنه‌ای، در مراسم نماز میت پدرش حضور علنی نداشت و در تصاویر منتشرشده از این مراسم دیده نشد. همزمانی انتشار این حکم با مراسم تشییع و تعطیلی اعلام‌شده برای آن، از نظر سیاسی و خبری قابل توجه است.

تاکید دوباره بر تنبیه مخالفان

مجتبی خامنه‌ای در پیام هفتم تیر خود، یکی از مهم‌ترین مسائل حقوقی و قضایی در شرایط کنونی را پیگیری آنچه «حقوق تضییع‌شده» مردم ایران در اثر «جنایات مجرمان بین‌المللی» و «تجاوزکاران جهانی» خواند، عنوان کرده بود.

او در آن پیام با اشاره به «جنگ تحمیلی دوم و سوم»، حمله به مراکز درمانی و خدماتی، «جنایات جنگی» در میناب و لامرد، و کشته شدن علی خامنه‌ای نوشته بود این موارد باید در محاکم داخلی و بین‌المللی با جدیت دنبال شود.

در پیام هفتم تیر آمده بود: «گریبان جنایتکاران را بایستی گرفت و آنان را به سزای اعمال مجرمانه‌شان رساند.»

مجتبی خامنه‌ای همچنین گفته بود آنچه او «اعترافات» و «افتخار وقیحانه» برخی مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی به این حملات خوانده، می‌تواند زمینه پیگیری حقوقی را فراهم کند.

او در ادامه خواستار تعمیم دستور علی خامنه‌ای درباره رسیدگی به «جنایات صورت‌گرفته در جنگ تحمیلی دوم» به «جنگ تحمیلی سوم» شده و نوشته بود این روند باید تا «وصول به حکم» و «واگذاری اجرای آن به عناصر صالحه» ادامه یابد.

حکومت برای روایت‌سازی از مراسم تشییع جنازه خامنه‌ای به بلاگرهای خارجی متوسل شد

۱۴ تیر ۱۴۰۵، ۱۰:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)
حکومت برای روایت‌سازی از مراسم تشییع جنازه خامنه‌ای به بلاگرهای خارجی متوسل شد
100%

جمهوری اسلامی برای ترویج روایت خود از مراسم تشییع و تدفین جنازه علی خامنه‌ای، دیکتاتور پیشین ایران، به صدها بلاگر خارجی متوسل شده است؛ اقدامی که می‌کوشد بر انزوای بین‌المللی حکومت و بایکوت این مراسم از سوی قدرت‌های بزرگ جهان سرپوش بگذارد.

محمدمهدی ایمانی‌پور، رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، یک‌شنبه ۱۴ تیر در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، اعلام کرد حدود ۴۰۰ بلاگر و اینفلوئنسر خارجی برای پوشش این مراسم به ایران آمده‌اند.

او بر ضرورت «مخابره تصویر درست و واقعی این مراسم» تاکید کرد و گفت صدها بلاگر خارجی توانسته‌اند «فیلم‌ها و تصاویر خوبی» از تشییع جنازه خامنه‌ای را در سطح بین‌المللی منتشر کنند.

ایمانی‌پور ادامه داد: «این اتفاق در واقع هجمه رسانه‌ای غرب را که تلاش می‌کرد فضای دیگری از جامعه ایران نشان دهد، خنثی کرد.»

رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی رسانه‌های بین‌المللی را متهم کرد که «می‌خواهند ما را سانسور کنند یا تصویر نادرستی از ما ارائه دهند».

او همچنین از حضور مهمانانی از «۳۰ کشور معتبر و مهم خارجی» در تشییع جنازه دیکتاتور پیشین ایران خبر داد و افزود این مشارکت برای بسیاری از رسانه‌‌های خارجی «شگفت‌انگیز» بوده است.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که بسیاری از قدرت‌های بزرگ جهان از اعزام نماینده به این مراسم خودداری کرده‌اند.

علاوه بر این، سطح دیپلماتیک اکثر هیات‌های شرکت‌کننده نیز بسیار پایین ارزیابی شده که این موضوع بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های مختلف داشته است.

فاکس‌نیوز ۱۱ تیر گزارش داد غیبت مقام‌های بلندپایه خارجی در مراسم تشییع جنازه خامنه‌ای، نشانه‌ای از انزوای فزاینده جمهوری اسلامی در عرصه بین‌المللی است.

100%

بلاگرهای خارجی در خدمت پروپاگاندای حکومت

مقام‌های جمهوری اسلامی در روزهای اخیر آمارهای متناقضی درباره شمار بلاگرهای خارجی حاضر در ایران برای پوشش مراسم تشییع و تدفین جنازه خامنه‌ای ارائه کرده‌اند.

مسعود حسین‌پور، معاون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، بامداد ۱۴ تیر در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجو، وابسته به بسیج، اعلام کرد «۷۰۰ فعال رسانه‌ای و موج‌آفرین مجازی بین‌المللی» به ایران آمده‌اند.

او اضافه کرد: «برخلاف القای کم‌رنگ بودن بازتاب‌های بین‌المللی از سوی رسانه‌های غربی، حضور در ایران بی‌سابقه بوده است.»

این در حالی است که ایمان عطارزاده، سخنگوی مراسم حکومتی تشییع جنازه خامنه‌ای، ۱۰ تیر گفته بود ۳۰۰ خبرنگار خارجی، ۳۵۰ خبرنگار رسانه‌های خارجی مقیم ایران و «۳۰۰ انسان‌رسانه و بلاگر خارجی» در این مراسم حاضر خواهند بود.

اظهارنظرهای پیاپی مقام‌های جمهوری اسلامی درباره حضور اینفلوئنسرهای خارجی و پوشش فعالیت این افراد در رسانه‌های حکومتی نشان می‌دهد حضور آنها بخشی از یک برنامه هماهنگ حکومتی برای برجسته‌سازی روایت رسمی از مراسم دیکتاتور پیشین ایران است.

خبرگزاری دانشجو ۱۳ تیر پیامی ویدیویی از یک اینفلوئنسر یونانی به نام «فراگیاداکی» پیش از سفر به ایران منتشر کرد.

به گزارش این رسانه حکومتی، او در این پیام گفت: «به ایران می‌روم تا از مردم ایران حمایت کنم و همبستگی خود را با تمام این مبارزه علیه صهیونیسم، آمریکا و اسرائیل به تصویر بکشم.»

ایرنا، خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی، نیز ۱۴ تیر استوری‌های اینستاگرامی یک عکاس اسپانیایی به نام پدرو جی. ساآودرا را بازنشر کرد و نوشت او «صلابت مردم ایران در میانه سوگ» خامنه‌ای را به تصویر کشیده است.

ایرنا افزود این عکاس اسپانیایی «لحظه‌های پرشور حضور مردم در تجمع‌های شبانه» را هم روایت کرده است.

همچنین سخنان بلاگرهایی از گرجستان و کره جنوبی در رسانه‌های حکومتی بازتاب یافته است.

در سوی دیگر، یک شهروند با ارسال پیامی به ایران‌اینترنشنال گفت: «صدها بلاگر خارجی آوردند که مراسم دفن حکومتی را به دنیا نشان دهند. با کدوم پول؟ با دزدی از جیب مردم و خفقان و گرسنگی و از بین رفتن ۶۰ درصد قشر ضعیف.»

در پیامی دیگر آمده است: «در این شرایط سخت اقتصادی که هر روز بیش از پیش جیب و سفره مردم خالی می‌شود، این همه هزینه برای مراسم خامنه‌ای چه معنایی دارد؟ جز دهن‌کجی به حال و روز مردم؟ کاش کسی در این میان به فکر مردم ایران بود.»

هزینه‌های گزاف جمهوری اسلامی برای این مراسم در حالی انجام گرفته است که در ماه‌های اخیر، تورم فزاینده و افزایش چشمگیر قیمت کالاهای اساسی، فشار اقتصادی قابل توجهی بر خانوارها وارد آورده و معیشت بخش بزرگی از جامعه را با چالش‌های جدی مواجه کرده است.

علی عظمایی، بدون حکم و تشریفات، به‌عنوان فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه پاسداران معرفی شد

۱۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۸:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)
علی عظمایی، بدون حکم و تشریفات، به‌عنوان فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه پاسداران معرفی شد
100%
علی عظمایی (سمت راست) در کنار علیرضا تنگسیری

رسانه‌های حکومتی در ایران پس از انتشار بیانیه نیروی دریایی سپاه به‌مناسبت مراسم تشییع علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، از انتصاب علی عظمایی به‌عنوان فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه پاسداران و جانشین علیرضا تنگسیری، فرمانده سابق این نیرو که در ششم فروردین کشته شد، خبر دادند.

این رسانه‌ها تا کنون هیچ حکمی درباره انتصاب علی عظمایی را منتشر نکرده‌اند که از سوی مجتبی خامنه‌ای، به‌عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی و فرمانده کل قوا، و یا حتی احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران، صادر شده باشد.

در بیانیه‌ای که شنبه ۱۳ تیر از سوی نیروی دریایی سپاه پاسداران منتشر شده،‌ به‌نقل از علی عظمایی به‌عنوان فرمانده جدید این نیرو گفته شده است: «اینجانب و همه رزمندگان دریادل نیروی دریایی سپاه و حافظین تنگه راهبردی هرمز با خدای خود عهد می‌بندیم که با پیروی از آرمان شهیدان، راه رهبر شهید امت را با قدرت و استقامت ادامه داده، و رجاء واثق داریم که انتقام الهی از آمریکای تروریست و رژیم نامشروع صهیونیستی چندان دور نیست و پرچم حق به دست خلف صالحش و ولی زمان، بر قله عزت و اقتدار برافراشته خواهد ماند.»

علیرضا تنگسیری، فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه، روز ششم فروردین ۱۴۰۵ در حمله‌ای به بندرعباس در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی کشته شد و از آن زمان، جانشین او معرفی نشده بود.

  • سپاه پاسداران کشته شدن علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی خود را تایید کرد

    سپاه پاسداران کشته شدن علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی خود را تایید کرد

علی عظمایی از سال ۱۳۹۱ و تشکیل منطقه پنجم نیروی دریایی سپاه، فرمانده این منطقه بود. او پیش از انتصاب به عنوان فرمانده منطقه پنجم، جانشین فرمانده منطقه یک دریایی سپاه بود. عظمایی که در فروردین ۱۴۰۱ با حکم علی خامنه‌ای به درجه سرتیپی ارتقاء پیدا کرد، از سال ۱۳۹۸ در فهرست تحریم‌های آمریکا قرار دارد.

مشخص نیست عظمایی از چه زمانی فرماندهی نیرویی را برعهده گرفته که در ماه‌های اخیر مسئول بستن تنگه هرمز بوده است. او در حالی به‌صورت ناگهانی و در یک بیانیه نیروی دریایی سپاه با ارتقاء درجه نظامی به‌عنوان فرمانده جدید این نیرو معرفی شده است که تا پیش از این، فرماندهان ارشد سپاه با حکم مستقیم علی خامنه‌ای، به‌عنوان فرمانده کل قوا، منصوب می‌شدند.

علی خامنه‌ای در آخرین حکم خود برای انتصاب فرمانده نیروی دریایی سپاه در اول شهریور ۱۳۹۷ نوشت: «دریادار پاسدار علیرضا تنگسیری، بنا به پیشنهاد فرمانده کل سپاه و نظر به تعهد و شایستگی و تجارب ارزنده، شما را به سمت فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب می‌کنم.»

با این حال، از زمان کشته شدن علی خامنه‌ای در ۹ اسفند ۱۴۰۴ و معرفی مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان جانشین او، جز در یک مورد استثنایی، هیچ حکمی از سوی رهبر جدید برای انتصاب فرماندهان جدید نیروهای مسلح جمهوری اسلامی صادر نشده است.

تنها استثناء در این زمینه به حکمی مربوط می‌شود که براساس آن محسن رضایی، به‌عنوان مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی منصوب شده است آن هم در شرایطی که یحیی رحیم‌صفوی، مشاور نظامی علی خامنه‌ای در جریان جنگ کشته نشد و هنوز زنده است.

  • فرمانده تحت تعقیب اینترپل به چهره کلیدی تصمیم‌گیری حکومت ایران در جنگ تبدیل شده است

    فرمانده تحت تعقیب اینترپل به چهره کلیدی تصمیم‌گیری حکومت ایران در جنگ تبدیل شده است

به‌نظر می‌رسد در غیاب مجتبی خامنه‌ای و حضور موثر او در تصمیم‌گیری‌ها، روند عزل و نصب فرماندهان نظامی در جمهوری اسلامی در سکوت تغییر کرده است.

احمد وحیدی، که در حال حاضر از او به‌عنوان فرمانده کل سپاه پاسداران یاد می‎‌شود نیز بدون دریافت هیچ حکمی این مقام را از آن خود کرده است.

پس از آنکه حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ در حمله هوایی اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه کشته شد، علی خامنه‌ای در دی ماه همان سال محمد پاکپور، فرمانده وقت نیروی زمینی سپاه، را به‌عنوان فرمانده کل سپاه و وحید شاهچراغی، معروف به احمد وحیدی، را به‌عنوان جانشین او منصوب کرد.

در حکمی که علی خامنه‌ای در شش دی ۱۴۰۴ در این زمینه صادر کرد، آمده است: «سردار سرتیپ پاسدار وحید شاه‌چراغی (احمد وحیدی)، نظر به تعهد، شایستگی و تجارب ارزنده و پیشنهاد فرمانده کل سپاه، شما را به سمت جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب می‌کنم.»

پس از آنکه محمد پاکپور نیز در ۹ اسفند در حمله به دفتر علی خامنه‌ای همراه او شمار دیگری از مقامات سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی کشته شد، احمد وحیدی بدون انتشار هیچ حکمی از سوی مجتبی خامنه‌ای، به‌عنوان فرمانده جدید کل سپاه معرفی شد.

رمزگشایی از هشدار فوربس؛ آیا نیروگاه بوشهر می‌تواند مسیر مخفی ایران به سمت بمب باشد؟

۱۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۳:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
سروش دریافر
رمزگشایی از هشدار فوربس؛ آیا نیروگاه بوشهر می‌تواند مسیر مخفی ایران به سمت بمب باشد؟
100%

زمانی که صحبت از برنامه هسته‌ای ایران و بحران‌های دیپلماتیک پیرامون آن می‌شود، ذهن همه به سمت اصطلاحاتی چون «سانتریفیوژ»، «غنی‌سازی اورانیوم» و تاسیسات معروفی مانند «نطنز» و «فردو» می‌رود.

اخبار چند سال اخیر و حتی توافق‌های پیشنهادی جدید ترامپ نیز همگی حول محور کنترل غنی‌سازی اورانیوم چرخیده‌اند، اما نشریه فوربس در تحلیلی، انگشت روی نقطه‌ای گذاشته که تا حد زیادی از دید رسانه‌ها و دیپلمات‌ها پنهان مانده است: پلوتونیوم و نیروگاه هسته‌ای بوشهر.

این تحلیل هشدار می‌دهد که تمرکز بیش از حد غرب بر روی مسیر «اورانیوم»، ممکن است چشم آن‌ها را روی مسیر دوم و بالقوه خطرناک‌تر یعنی «پلوتونیوم» ببندد.

اما ماجرا چیست و چرا پسماند یک نیروگاه برق تجاری می‌تواند به یک دغدغه امنیتی تبدیل شود؟

قرارداد ایران و روسیه: روی کاغذ همه چیز امن است

نیروگاه بوشهر یک راکتور از نوع آب سبک است که با همکاری شرکت دولتی «روس‌اتم» روسیه ساخته شده و کار آن تولید برق است. از همان ابتدا، برای اینکه خیال جامعه جهانی از بابت عدم انحراف این نیروگاه به سمت اهداف نظامی راحت باشد، یک قفل حقوقی محکم بر آن زده شد.

  • فوربس: مسیر پلوتونیوم بوشهر می‌تواند به بزرگ‌ترین خلا توافق ترامپ با ایران تبدیل شود

    فوربس: مسیر پلوتونیوم بوشهر می‌تواند به بزرگ‌ترین خلا توافق ترامپ با ایران تبدیل شود

بر اساس قرارداد میان تهران و مسکو، روسیه متعهد است سوخت هسته‌ای مورد نیاز نیروگاه را تامین کند. در مقابل، ایران موظف است پسماند یا همان «سوخت مصرف‌شده» نیروگاه را پس از خارج شدن از راکتور، به روسیه بازگرداند. چرا؟ چون این سوخت مصرف‌شده، حاوی ماده‌ای به نام پلوتونیوم است که می‌تواند به‌عنوان عنصر اصلی یک بمب اتمی عمل کند.

روی کاغذ، این قرارداد مانع از دسترسی ایران به پلوتونیوم می‌شود. اما دنیای واقعیت با روی کاغذ تفاوت‌هایی دارد.

چرا غرب از راکتورهای «آب سبک» کمتر می‌ترسد؟

برای درک نگرانی فوربس، ابتدا باید تفاوت دو غول دنیای فناوری هسته‌ای را بدانیم: راکتور آب سبک (مثل بوشهر) و راکتور آب سنگین (مثل طرح قدیم اراک).

در دنیای سیاست، کشورهای غربی همیشه از راکتورهای آب سنگین وحشت داشته‌اند. دلیل آن ساده است، این راکتورها را می‌توان در حین کار کردن و بدون خاموشی، سوخت‌رسانی کرد. یعنی می‌شود میله سوخت را فقط چند هفته داخل راکتور گذاشت و سریع خارج کرد تا به ماده اصلی و سوپرمدل دنیای بمب‌سازی دست پیدا کرد.

پایه اصلی و مهندسی استاندارد یک بمب اتمی پلوتونیومی، بر اساس ایزوتوپ پلوتونیوم-۲۳۹ (ساختار پایه ۲۳۹) طراحی می‌شود. این ماده همان سوخت ایده ال، تمیز و پایداری است که برای ایجاد یک انفجار سهمگین هسته‌ای به آن نیاز است.

  • هشدار آژانس: خطر تلاش پنهانی تهران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای بیشتر شده است

    هشدار آژانس: خطر تلاش پنهانی تهران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای بیشتر شده است

در مقابل، راکتور آب سبک بوشهر تا حدودی خیال غرب را راحت می‌کرد، زیرا سوخت در آن باید سه تا پنج سال باقی بماند تا برق تولید کند. در این سال‌های طولانی، اتم‌های پلوتونیوم پایه ۲۳۹ تولید شده در طول واپاشی اورانیوم، مدام زیر بمباران نوترونی قرار می‌گیرند و یک ذره اضافی به خود جذب می‌کنند. اینجاست که ماده ناخواسته‌ای به نام پلوتونیوم-۲۴۰ متولد می‌شود و خلوص ماده اولیه بمب پلوتونیومی را خراب می‌کند.

وجود پلوتونیوم-۲۴۰ یک کابوس برای طراحان وسازندگان بمب پلوتونیمی است، چرا که:

  • بمب را زودتر از موعد منفجر می‌کند: این ماده به‌شدت ناپایدار است و از خودش نوترون پرتاب می‌کند. در نتیجه، قبل از اینکه بمب پلوتونیومی پایه ۲۳۹ کاملا فشرده و آماده انفجار بزرگ شود، جرقه اولیه زده می‌شود و بمب با یک تخلیه انرژی ضعیف از هم می‌پاشد (پدیده انفجار ناقص).
  • گرما و پرتوهای مرگبار دارد: این ماده ناخالص آن‌قدر داغ است که می‌تواند قطعات الکترونیکی و مواد منفجره پیرامون بمب را ذوب کند و کار کردن با آن برای مهندسان بدون روبات‌های پیشرفته، مرگبار است.

ریسک‌های بزرگ: چرا پسماند داخل استخرها هنوز یک تهدید است؟

اگر پلوتونیوم بوشهر به‌دلیل وجود ایزوتوپ مزاحم (پلوتونیوم-۲۴۰) این‌قدر بدقلق است و خلوص پایه ۲۳۹ تسلیحاتی را ندارد، پس چرا فوربس هشدار می‌دهد؟ پاسخ این است: ساخت بمب با این ماده فوق‌العاده دشوار است، اما «غیرممکن» نیست.

۱. انبار باروت در استخرهای بوشهر

سوخت هسته‌ای وقتی از راکتور بوشهر خارج می‌شود، به‌شدت داغ و خطرناک است و نمی‌توان آن را به سرعت به روسیه فرستاد. این پسماندها باید چندین سال در استخرهای آب خنک‌کننده در خود سایت بوشهر باقی بمانند تا دمای آن‌ها افت کند. کارشناسان برآورد می‌کنند که در حال حاضر میزان زیادی پلوتونیوم در این استخرها جا خوش کرده است.

  • فاکس‌نیوز: «نقطه کور» برنامه هسته‌ای ایران نادیده گرفته شده است

    فاکس‌نیوز: «نقطه کور» برنامه هسته‌ای ایران نادیده گرفته شده است

۲. مهندسی پیشرفته، ناممکن را ممکن می‌کند

نگرانی اصلی دانشمندان غربی این است که یک کشور با دسترسی به این حجم عظیم از پلوتونیوم، اگر تکنولوژی و مهندسی فوق‌سریع فشرده‌سازی را در اختیار داشته باشد، می‌تواند بر لجبازی و ناپایداری «پلوتونیوم-۲۴۰» غلبه کند و اتم‌های پلوتونیوم پایه ۲۳۹ موجود در این مخلوط را به کار بگیرد. به عبارت ساده‌تر، اگر بتوان ماده را با چنان سرعتی فشرده کرد که فرصت «انفجار ناقص» پیدا نکند، حتی با همین پلوتونیوم ناخالص درون استخرها هم می‌توان یک بمب اتمی ویرانگر ساخت.

۳. سناریو گریز ناگهانی و نقض توافق با روسیه

بزرگ‌ترین کابوس غرب این است که در یک موقعیت بحرانی، ایران تصمیم بگیرد توافقات خود با روسیه را زیر پا بگذارد، بازرسان آژانس را اخراج کند و به‌صورت ناگهانی به سراغ این استخرهای خنک‌کننده برود. دسترسی به این ذخایر پلوتونیوم آماده، بسیار سریع‌تر از راه اندازی هزاران سانتریفیوژ برای غنی‌سازی اورانیوم است. بازفرآوری شیمیایی این پلوتونیوم نیازی به کارخانه‌های غول‌پیکر ندارد و در آزمایشگاه‌های کوچک زیرزمینی هم شدنی است.

۴. تغییر موازنه در روابط ایران و روسیه

در زمان امضای قرارداد بوشهر، روسیه به‌عنوان یک ناظر بی‌طرف بین‌المللی عمل می‌کرد. اما امروز روابط تهران و مسکو به یک اتحاد نظامی و راهبردی عمیق تبدیل شده است. ناظران سیاسی نگرانند که در صورت بروز بحران، روسیه دیگر تمایل یا قدرت سیاسی لازم را برای وادار کردن ایران به بازگرداندن این پسماندها نداشته باشد و این کوه پلوتونیوم در خاک ایران باقی بماند.

در نهایت، تحلیل فوربس یک زنگ خطر دیپلماتیک است. راکتور آب سبک بوشهر اگرچه به دلیل ویژگی‌های فنی‌اش مسیر سرراستی برای ساخت سلاح نیست و سوخت آن خلوص ایده ال پایه ۲۳۹ نظامی را ندارد، اما در دنیای سیاست و امنیت، هیچ احتمالی صفر نیست. ساخت بمب با پلوتونیوم درجه راکتور دشوار است، اما غیرممکن نیست.

اگر دولت ترامپ یا هر قدرت غربی دیگری بخواهد به یک توافق پایدار و واقعی با ایران دست یابد، باید تمرکز سنتی خود را از روی سانتریفیوژهای اورانیوم فراتر ببرد. نادیده گرفتن استخرهای سوخت مصرف‌شده در بوشهر، مانند قفل کردن در جلویی خانه و باز گذاشتن پنجره پشتی است.

شبحِ رهبر در مراسم تدفین: بودن و نبودن مجتبی چه معنایی دارد؟

۱۲ تیر ۱۴۰۵، ۲۱:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد
شبحِ رهبر در مراسم تدفین: بودن و نبودن مجتبی چه معنایی دارد؟
100%

در نهم اسفند سال گذشته، در پی حمله‌ مشترک آمریکا و اسرائیل، سیدعلی خامنه‌ای کشته شد. او بیش از ۱۲۰ روز است که دفن نشده و حالا جمهوری اسلامی برنامه گسترده‌ای برای خاک‌سپاری او ترتیب داده است.

حکومت او را در حالی «آقایِ شهید ایران مقتدر» می‌خواند که حضور پسرش، که جانشین پدر شده است، در مراسم خاک‌سپاری او در هاله‌ای از ابهام است. موضوعی که اثرگذاری ولی‌فقیه را بیش از پیش می‌تواند خدشه‌دار کند.

مجتبی خامنه‌ای، فرزندی که از زمان به ارث بردن عنوان پدر در فضای عمومی دیده یا شنیده نشده، با چالش هرروزه امنیت و تاثیرگذاری روبرو است. مراسم تدفین رهبر پیشین که برای جمهوری اسلامی به مهمترین نمایش سیاسی این نظام تبدیل شده است، نبود مجتبی در این نمایش، جایگاه او را متزلزل خواهد کرد و حضورش راه را برای تشدید انتقادها به حاکمیت باز خواهد کرد.

اگر او «حاضر» باشد: اسطوره جسم باشکوه
از نگاه شیعه، مرگِ رهبر پایانِ کار نیست؛ بلکه آغازِ دورِ جدیدی از تاثیرگذاریِ سیاسی است. برای رهبری که دستگاه‌های حکومتی سال‌ها برای ساختنِ چهره‌ای کاریزماتیک از او تلاش کرده‌اند، مرگِ او صرفا یک حادثه بیولوژیک است، نه یک پایانِ ساختاری. در نگاهِ باورمندانِ نظام، سیدعلی خامنه‌ای صرفا یک کاریزمایِ شخصی نبود؛ بلکه صاحبِ منصبی بود که از جانبِ خدا نصب شده بود. حیاتِ او در جایگاهِ «ولی‌فقیه»، موقعیتی منحصر‌به‌فرد به او می‌داد؛ جایگاهی که هم معنوی بود و هم فراقانونی. از این منظر، قدرتِ اصلی متعلق به «این جایگاه» است، نه خودِ شخص؛ به این معنا که هر کس به این مقام برسد، نه تنها مشروعیتِ الهی، بلکه تمامِ اقتدارِ ساختاریِ نهادِ رهبری را به ارث می‌برد.

این باورِ الهیاتی، که در آن «جایگاهِ رهبری» از «فردِ رهبر» تفکیک می‌شود، بازتاب قابل توجهی در فلسفه‌ سیاسیِ غرب دارد. ارنست کانتوروویچ در نظریه مشهور «دو جسمِ پادشاه» دقیقا همین ایده را تئوریزه می‌کند. او معتقد بود حاکم در ذهنِ جوامع همیشه دارای دو جسم است: جسمی طبیعی و فانی که محکوم به مرگ است، و جسمی سیاسی که جاودانه باقی می‌ماند. اما مراسم موجود در واقع یک لحظه دیگری از سیاست غرب را نیز یاد آورد است جایی که مباشر پس از مرگ شاه فریاد می‌زند «شاه مُرد، زنده باد شاه.» چرا که با این مراسم به طور رسمی قرار است خامنه‌ای جای خامنه‌ای دیگر را بگیرد.

100%

آنچه برای جمهوری اسلامی در شرایط نه جنگ و نه صلح مهم است، این است که بتواند نهادِ ولایت را پابرجا نگه دارد. به خاطر همین هم حکومت در تلاش است تا با حذف افراد پیر و کودکان از این مراسم، از یک سو امکان تلفات احتمالی مراسم را کم کند و از سوی دیگر مدام به آمریکا و اسرائیل پیام دهد که نباید به این مراسم حمله کنند تا هر دو جسم «پادشاه» جدید را حفظ کرده باشد.

از این رو می‌توان گفت مراسم تشییع خامنه‌ای فقط یک نمایشِ نمادین نیست، بلکه لحظه تثبیت رهبر جدید است. مسعود پزشکیان در توضیح این وضعیت می‌گوید: «این عروج سرخ، نه پایان راه، بلکه آغاز فصلی نوین از همبستگی، استقامت و بالندگی » است. حکومت تلاش دارد با تمرکز بر انتقالِ قدرت، مطمئن شود که جایگاهِ حاکم به دقت به جانشین جدید می‌رسد آن هم در شرایطی که امکان جنگی دیگر جدی است و بسیاری بر این باروند که مجتبی دوره‌ای شکننده از سیاست در ایران را رهبری خواهد کرد.

اگر او در این مراسم حاضر شود، حکومت عملا تلاش کرده است تا از او یک «اسطوره‌سازی» انجام دهد. او را در شرایطی که خطر همچنان پابرجاست به نمایش می‌گذارد تا شعار «دست خدا عیان شد، خامنه‌ای جوان شد» را به‌صورت علنی اجرا کند و تصویر خامنه‌ای «جوان و مقتدر» را نشان دهد که از نظر طرفدارانش «آمریکا را به زانو در آورده است».

اما اگر چنین شود، این نمایشِ اسطوره‌ در خلا نخواهد بود؛ او در مقابل مردمی قرار می‌گیرد که خشمگین‌تر، تهی‌دست‌تر و نسبت به آینده مشکوک‌تر از دوره‌ پدرش هستند. همین شکاف میان تلاش برای ساخت اسطوره‌ در مقابل واقعیتِ اجتماعی، از جمله مواردی است که غیبت او را نیز توجیه می‌کند.

اگر او «غایب» باشد: غم وفاداری
نهادهای مختلف در دولت در تلاش هستند که برنامه‌ای همه جانبه و بزرگ را با عباراتی مانند «بزرگ‌ترین اجتماع بشری» سامان دهند و برای خواب چهار میلیون نفر در چادرها و کلبه‌ها و خانه‌ها برنامه ریخته‌اند و برق و آب و ۷۰ درصد از توان حمل و نقل کشور را برای این رویداد در نظر گرفته‌اند. همه این تلاش به نظر می‌رسد برای آن است که با جلب توجه به بزرگی ماجرا، فقدان رهبر در آن دیده نشود.

اگر مراسم تشییع نه با شکوهِ همبستگی، بلکه در هاله‌ای از ابهام و غیبت برگزار شود، نظام سیاسی وارد وضعیتی می‌شود که می‌توان آن را «بحرانِ غیبت» نامید. اینجا با یک خلا وجودی روبه‌روییم که پایه‌هایِ تمامِ نظریاتِ مشروعیت‌بخشِ نظام را می‌لرزاند.

این غیبتِ فیزیکی، تنها یک مساله‌ سیاسی نیست؛ بلکه زخمی است بر پیکره‌ مقدسِ ولایت. وقتی جانشین در تشییعِ پدر حاضر نمی‌شود، برای مومنانِ سنتی که به پیوندِ عمیقِ میانِ «رهبر» و «امت» باور دارند، این پرسشِ ایجاد می‌شود که آیا این زنجیره گسسته است؟ از نظرِ تئوریک، اگرچه مشروعیتِ ولی فقیه الهی تعریف می‌شود، اما «مقبولیت» و کارآمدیِ آن، به «عشق و اعتماد»ِ عمومی گره خورده است. غیبت، یعنی بریدنِ این پیوندِ عاطفی، و این یعنی دولتِ مستقر، دیگر آن اتصالِ نمادین با «امام غایب» را در چشمانِ پیروانش بازتاب نمی‌دهد.

اما این خلا، به ویژه وقتی که دستگاهِ امنیتی مانعِ حضورِ جانشین می‌شود، «دو جسمِ» پادشاه جدید را فرو می‌پاشاند. اعترافِ صریحِ آیت‌الله حکیم الهی، نماینده رهبر در هند، مبنی بر اینکه غیبتِ مجتبی خامنه‌ای صرفا ناشی از تهدیداتِ امنیتیِ اسرائیل است، یک پرده‌دریِ بزرگ است. چرا که عملا نشان می‌دهد جمهوری اسلامی ناتوان از تامین امنیت برای نظم جدید زیر نظر رهبر جدیدی است. این وضعیت به ویژه اگر گفته‌ها مبنی بر اینکه او خود می‌خواسته یا وصیت شده است که نماز میت بخواند، یعنی اراده‌ «ولیِ امر» توسطِ دیوان‌سالاریِ بی‌چهره‌ امنیتی بلعیده شده است. حاکم که باید نمادِ مطلقِ قدرت باشد، نه قربانی شده است و نه قدرت دارد؛ او زندانیِ همان دستگاهی است که ادعایِ محافظتش را دارد.

100%

غلامعلی حداد عادل که در تلویزیون اعتراف کرد از پیش از جنگ، دامادِ خود را ندیده است، تَرَکی عمیق بر شبکه اطلاعاتی و نمادینِ نظام است. وقتی نزدیکان او، خود در بی‌خبری مطلق‌اند و او قادر نیست که در مهمترین مراسم سیاسی کشور شرکت کند، این وضعیت را پیش خواهد کشید که عدم حضور رهبر در حالی که مخاطبان او نیاز دارند که بازی را باور کند تا کجا می‌توانند وفادار بمانند؟

اگرچه برخی از طرفدارانش می‌گویند که در دل چنین شرایط امنیتی هزاران روز نیز بدون او می‌توانند صبر کنند اما واقعیت آن است که در این وضعیت تردید آمیز که حتی او جرئت حضور در مراسم پدرش را نیز نداشته باشد، چگونه می‌تواند اختلاف‌های بسیار داخلی را مدیریت کند؟ بهانه امنیتی تا کی می‌تواند این بنای لرزان سیاسی را بدون رهبری که امنیت خود را بر دیگران ترجیح می‌دهد پایدار نگه دارد؟

لرزش پایه‌های قدرت
آیا نظامی که مشروعیتش را از آسمان می‌گیرد، می‌تواند بدون تکیه بر زمین، یعنی بر مردمی که باید به آن باور داشته باشند، نه صرفا از آن بترسند، سرپا بماند؟ نظریه‌ «دو جسمِ پادشاه» می‌گوید پادشاه تا زمانی موثر است که هر دو جسم دیده شوند؛ جسمی که از انظارِ عمومی پنهان است، دیگر «جسمِ سیاسیِ جاودان» نیست، بلکه صرفاً شایعه‌ای است پشتِ دیوارهایِ امنیتی.

جمهوری اسلامی درگیر یک وضعیت متناقض است، از یک سو ولایتِ فقیه برای بقا و اثرگذاری، به دیده‌شدن نیاز دارد، از سوی دیگر برای امنیت، به پنهان‌ماندن و استتار. جمهوری اسلامی شاید بتواند تابوتِ پدر را به خاک بسپارد، اما نمی‌تواند این تناقض را دفن کند. هر روز که رهبرِ جدید از دیده‌ها پنهان بماند، این تناقض حل نمی‌شود، بلکه به میراثِ رهبریِ او تبدیل می‌شود؛ میراثی که پایه، مشروعیت و اسطوره‌ قدرت را نه از بیرون، که از درون می‌خورد. این مراسم تشییع، بیش از آنکه تدفینِ یک رهبر باشد، آغازِ دورانی است که در آن، دیگر هیچ «اسطوره‌ای» قادر نیست شکافِ میانِ ادعایِ اقتدار و واقعیتِ لرزانِ قدرت را پر کند.