پوتین در دیدار با عراقچی: مسکو به روابط راهبردی خود با تهران ادامه دهد
ولادیمیر پوتین، رییسجمهور روسیه، در دیدار با عباس عراقچی اعلام کرد که روسیه قصد دارد به تداوم روابط راهبردی خود با جمهوری اسلامی ادامه دهد.
وزیر خارجه جمهوری اسلامی نیز گفت: «روابط میان روسیه و ایران یک شراکت راهبردی را تشکیل میدهد و ادامه خواهد یافت و تقویت خواهد شد.»
به نوشته رسانههای بینالمللی، پادشاه بریتانیا، چارلز سوم، و ملکه کامیلا، اواخر روز دوشنبه در سفری چهار روزه وارد ایالات متحده میشوند. این سفر پس از تیراندازی در ضیافت خبرنگاران کاخ سفید و در بحبوحه تنش میان دو متحد نزدیک، بر سر جنگ ایران، اهمیتی دوچندان یافته است.
خبرگزاری رویترز دوشنبه هفتم اردیبهشت نوشت این سفر رسمی که از نظر جایگاه و پیامدها مهمترین سفر خارجی دوران پادشاهی چارلز به شمار میرود، همزمان با دویستوپنجاهمین سالگرد اعلام استقلال آمریکا از بریتانیا برگزار میشود و نخستین سفر یک پادشاه بریتانیا به آمریکا در دو دهه گذشته است.
این سفر با دیداری خصوصی با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، که خود را از طرفداران خاندان سلطنتی میداند، آغاز میشود و شامل سخنرانی در کنگره و یک ضیافت رسمی در کاخ سفید خواهد بود.
این سفر که از مدتها پیش برنامهریزی شده بود، اکنون در میانه تنشهای سیاسی میان دو کشور بر سر جنگ آمریکا و اسرائیل با حکومت ایران انجام میشود. جنگی که باعث شده ترامپ نارضایتی خود را از عدم حمایت دولت بریتانیا از این عملیات بهصراحت بیان کند.
تیراندازی ششم اردیبهشت در مراسم انجمن خبرنگاران کاخ سفید در واشینگتن - که به گفته دادستان کل موقت آمریکا، احتمالا رییسجمهوری و مقامهای دولت هدف آن بودهاند - نیز سایهای سنگین بر این سفر انداخته است.
کاخ باکینگهام اعلام کرد پس از رایزنی میان مقامهای بریتانیا و آمریکا، این سفر طبق برنامه انجام خواهد شد و حادثه اخیر تاثیری بر برنامههای این سفر نخواهد داشت.
سخنگوی کاخ باکینگهام ششم اردیبهشت گفت: «پادشاه و ملکه از همه کسانی که با سرعت برای حفظ برنامه سفر تلاش کردند سپاسگزارند و مشتاق آغاز این سفر هستند.»
دیدار با ترامپ و برنامههای رسمی
پادشاه چارلز و ملکه کامیلا پس از ورود به واشینگتن، در دیداری خصوصی با ترامپ - که بارها از او بهعنوان «مردی بزرگ» یاد کرده - و همسرش ملانیا ترامپ، بانوی اول آمریکا، شرکت خواهند کرد.
این پادشاه ۷۷ ساله که همچنان تحت درمان سرطان قرار دارد، روز بعد در کنگره سخنرانی خواهد کرد. اقدامی که تنها برای دومین بار از سوی یک پادشاه بریتانیا انجام میشود.
خانواده سلطنتی سپس به نیویورک سفر خواهند کرد تا پیش از بیستوپنجمین سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، یاد قربانیان این رویداد را گرامی بدارند.
ملکه نیز در این سفر صدمین سالگرد داستانهای کودکانه «وینی پو» را گرامی خواهد داشت.
این سفر در ایالت ویرجینیا به پایان میرسد. جایی که پادشاه با فعالان حوزه حفاظت از محیط زیست دیدار خواهد کرد. موضوعی که به بیش از پنج دهه فعالیت او در این حوزه اشاره دارد.
تلاش لندن برای ترمیم روابط ویژه
دولت کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، امیدوار است این سفر بتواند به تقویت «روابط ویژه» میان دو کشور کمک کند. روابطی که به گفته ناظران، به پایینترین سطح خود از زمان بحران سوئز در سال ۱۹۵۶ رسیده است.
بحران سوئز یا جنگ دوم اعراب و اسرائیل که در جهان عرب، «تهاجم سه جانبه» نیز خوانده میشود یا در اسرائیل، «جنگ شبهجزیره سینا»، به اشغال مصر در اواخر سال ۱۹۵۶ از یک سو بهوسیله اسرائیل و متعاقبا فرانسه و بریتانیا اشاره دارد که اهداف آن، بازپسگیری مجدد کنترل کانال سوئز و برکناری جمال عبدالناصر، رییسجمهوری مصر، از قدرت بود
کریستین ترنر، سفیر بریتانیا در آمریکا، گفت که سفر پادشاه، بر تاریخ مشترک، فداکاریها و ارزشهای مشترک دو کشور تاکید خواهد کرد و افزود رویکرد لندن در این زمینه همان رویکرد سنتی بریتانیاست: «آرام بمان و ادامه بده.»
با وجود کاهش نسبی انتقادهای ترامپ از بریتانیا در روزهای اخیر، یک ایمیل داخلی پنتاگون نشان میدهد واشینگتن در حال بررسی بازنگری در حمایت خود از ادعای بریتانیا بر جزایر فالکلند بهعنوان اقدامی تنبیهی است؛ موضوعی که بار دیگر بر تنشها افزوده است.
منابع سلطنتی گفتهاند امکان دیدار زوج سلطنتی با قربانیان اپستین - آنگونه که برخی خواسته بودند - وجود ندارد، زیرا ممکن است بر روند پروندههای قضایی احتمالی، تاثیر بگذارد.
در همین حال، اندرو، برادر چارلز، که بهدلیل ارتباط با این مجرم جنسی آمریکایی اعتبار و جایگاه سلطنتی خود را از دست داده، همچنان با تحقیقات پلیس درباره ارتباطاتش روبهرو است.
نجیب تون رزاق، نخستوزیر پیشین مالزی که در زندان به سر میبرد، درخواست تجدید نظر خود علیه حکم دادگاه در مورد رد تقاضایش برای گذراندن باقیمانده دوران محکومیت در خانه را پس گرفت.
به گزارش رسانه محلی «دِ اِج» در دوشنبه هفتم اردیبهشت، این تصمیم بر اساس اسناد دادگاه ثبت شده است.
رزاق بهدلیل مجموعهای از جرائم فساد مرتبط با نقش خود در پرونده چند میلیارد دلاری رسوایی 1MDB (مخفف «صندوق توسعه بهراد مالزی» (1Malaysia Development Berhad)، یکی از بزرگترین پروندههای فساد مالی، اختلاس و پولشویی در تاریخ جهان که در سال ۲۰۱۵ فاش شد)، مجرم شناخته شد.
سوابق محکومیت و پرونده فساد
به گزارش خبرگزاری رویترز، رزاق از مرداد سال ۱۴۰۱ در حال گذراندن حکم شش سال زندان است؛ پس از آن که در یکی از چندین پرونده مرتبط با اختلاس میلیاردها دلار از صندوق دولتی مالزی به اتهام فساد و پولشویی محکوم شد.
این صندوق در سال ۱۳۸۸ و در دوران نخستوزیری رزاق تاسیس شد.
پس از آن که مدت محکومیت او در سال ۱۴۰۳ و با تصمیم هیات عفو به ریاست پادشاه پیشین مالزی کاهش یافت، رزاق برای انتقال به حبس خانگی اقدام حقوقی کرد.
او تاکید دارد که این تصمیم با یک دستور الحاقی از سوی پادشاه همراه بوده که به او اجازه میداده باقیمانده محکومیت خود را در خانه بگذراند، اما به گفته رزاق، این دستور از سوی مقامها نادیده گرفته شده است.
دادگاه عالی کوالالامپور اول دی ۱۴۰۴ درخواست حبس خانگی رزاق را رد کرد. تصمیمی که او خواهان تجدیدنظر در آن شده بود.
با این حال، او اکنون بدون امکان ارائه درخواست تجدیدنظر جدید، این شکایت را پس گرفته است. دادگاه تجدیدنظر نیز این اقدام را تایید کرده است.
رسانه «دِ اِج» با استناد به نامههای وکیلان نجیب و دادگاه، به تاریخ ۱۴ و ۱۷ فروردین، این موضوع را گزارش داده است.
وکیلان نجیب و دادستانی کل مالزی در پاسخ به درخواست خبرگزاری رویترز برای اظهار نظر، واکنش فوری نشان ندادند.
فشارهای قضایی دامنهدار
پس گرفتن درخواست حبس خانگی، تازهترین عقبنشینی رزاق محسوب میشود، آن هم پس از آن که در آذر ماه ۱۴۰۴، در بزرگترین دادگاه مربوط به پرونده 1MDB، به ۱۵ سال زندان دیگر و پرداخت جریمهای به مبلغ ۲.۸ میلیارد دلار به اتهام «سوءاستفاده از قدرت و پولشویی» محکوم شد.
مقامهای تحقیقاتی در مالزی و ایالات متحده میگویند دستکم ۴.۵ میلیارد دلار از صندوق 1MDB اختلاس شده و بیش از یک میلیارد دلار از این مبلغ به حسابهایی مرتبط با رزاق منتقل شده است.
رزاق همواره هرگونه تخلف را رد کرده، هرچند بابت نحوه مدیریت این پرونده عذرخواهی کرده است.
تحلیلگران میگویند ساختار جدید قدرت در ایران پس از کشته شدن علی خامنهای، ممکن است این کشور را به سمت رفتارهای تهاجمیتر در خارج از مرزها سوق دهد. روندی که نشانههای آن در حملات اخیر به اهداف مرتبط با اسرائیل و یهودیان دیده میشود.
رهبری جدید در تهران که تحت سلطه سپاه پاسداران است، احتمالا کمتر تحت محدودیتهای مذهبی و ایدئولوژیک خواهد بود و بیشتر با انگیزههای امنیتی و انتقامی عمل خواهد کرد.
این ارزیابی در شرایطی مطرح است که از زمان حملات ۹ اسفند ۱۴۰۴ آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، مجموعهای از حملهها علیه اهداف یهودی و اسرائیلی در نقاط مختلف جهان رخ داده است.
در اروپا، گروهی مرتبط با ایران با نام «حرکت اصحاب الیمین الاسلامیه» مسئولیت چندین حمله را بر عهده گرفته است؛ از جمله هدف قرار دادن آمبولانسهای داوطلب یهودی در لندن، حمله ناکام به دفترهای بانک آمریکا در پاریس، یک کنیسه در بلژیک و یک کنیسه و مدرسه یهودی در هلند.
در جمهوری آذربایجان نیز مقامها اعلام کردهاند طرحی منتسب به ایران برای هدف قرار دادن سفارت اسرائیل در باکو و مراکز جامعه یهودی را خنثی کردهاند.
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو، به ایراناینترنشنال گفت جمهوری اسلامی پس از علی خامنهای احتمالا به سمت رفتارهای تهاجمیتر عملیاتی حرکت میکند و تهدید ناشی از هستههای خفته و حملات انفرادی، افزایش مییابد.
او گفت که «حملات انفرادی تهدید بزرگتری هستند» و توضیح داد این نوع حملات زمانی رخ میدهند که یک فرد بدون دستور مستقیم، اقدام به خشونت کند.
سیترینوویچ افزود: «فقط کافی است فضا را ایجاد کنید؛ همین باعث میشود کسی تصمیم بگیرد دست به اقدام بزند.»
او ساختار جدید جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۵ را «انقلاب سوم» توصیف کرد: «سومین مرحله تحول این نظام از سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷)، که در آن یک ساختار نظامی عملا کنترل دکترین ولایت فقیه را در دست گرفته و سپاه پاسداران بر تصمیمهای کلیدی مسلط شده است.»
به گفته او، این نظام نشان داده است از طریق نیروهای خارجی که برای سرکوب اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶ (دی ۱۴۰۴) به کار گرفته، از حمایت قابل توجهی در خارج از مرزهای خود برخوردار است.
سیترینوویچ گفت: «این نظام تلاش خواهد کرد خود را ادامه حکومت علی خامنهای نشان دهد.»
با این حال، او تاکید کرد که این رهبری همچنان با محدودیتهایی مواجه است، زیرا ساختاری را به ارث برده که جذابیت انقلابی آن مدتهاست از محبوبیت داخلیاش پیشی گرفته.
نقش نیروهای نیابتی و شبکههای منطقهای
گزارشها نشان میدهند حدود ۸۰۰ نیروی شبهنظامی عراقی، از جمله اعضای کتائب حزبالله و حرکت النجباء، چند روز پیش از سرکوب اعتراضات دی ماه وارد ایران شدند. سرکوبی که به کشته شدن دهها هزار معترض انجامید.
همچنین گزارشهایی از حضور نیروهای شیعه از ترکیه، افغانستان و پاکستان در ایران منتشر شده است.
نیروهای پاکستانی، موسوم به تیپ زینبیون، شاخهای از شبکه ایدئولوژیک تهران هستند که از میان جوامع شیعه جنوب آسیا جذب شدهاند. با این حال، تحلیلگران تاکید میکنند که این تنها بخشی از یک تصویر کلی است.
در همین زمینه، سایمون ولفگانگ فوکس، استاد دانشیار دانشگاه عبری اورشلیم، جواد نقوی، روحانی مستقر در لاهور را فردی توصیف میکند که شبکهای گسترده و پیچیده از مدارس علوم دینی شیعه را اداره میکند.
به گفته او، این مراکز روحانیون آموزشدیده در قم، محتوای رسانهای باکیفیت و یک مدل سیاسی مشخص تولید میکنند.
فوکس به ایراناینترنشنال گفت: «نقوی معتقد است باید مدل ایرانی در پاکستان اجرا شود.»
او افزود این مدل از حزبالله الهام گرفته است؛ گروهی از اقلیت شیعه لبنان که با پذیرش ولایت فقیه، به بازیگر مسلط در سیاست این کشور تبدیل شد.
فوکس گفت «این تصور که میتوان بر دولت مسلط شد، وجود دارد»، هرچند تاکید کرد این مقایسه محدود است، زیرا جامعه شیعه پاکستان سابقه مبارزه مسلحانه ندارد.
نفوذ فراتر از مرزها؛ از کشمیر تا هند
کلیف اسمیت، پژوهشگر انجمن خاورمیانه، که به کشمیر تحت کنترل هند سفر کرده، گفت تلاش جمهوری اسلامی برای تثبیت خود بهعنوان رهبر شیعیان «تا حدی موفق بوده» است.
او گفت: «ایده ایران در خارج از مرزهایش قویتر از داخل آن است.»
هند که بین ۲۰ تا ۴۰ میلیون شیعه دارد - دومین جمعیت بزرگ شیعه پس از ایران - کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
اسمیت گفت دولت هند عملا نفوذ تهران در میان شیعیان را تحمل کرده، زیرا آن را بهعنوان «موازنهای در برابر افراطگرایی سنی از پاکستان و مفید دانسته» است.
با این حال، اعتراضات پس از کشته شدن خامنهای باعث بازنگری در این رویکرد شده است.
او گفت یکی از کارشناسان هندی به او گفته: «بعد از دیدن اعتراضات، فهمیدیم باید زودتر به این موضوع توجه میکردیم.»
ابیناو پاندیا، از بنیاد اوسناس در هند، نیز گفت: «این غفلت گستردهتر است و نفوذ ایران تنها به شیعیان محدود نمیشود.»
او گفت هند حدود ۲۰۰ میلیون مسلمان - سومین جمعیت مسلمان جهان - را دارد و «تمرکز بیش از حد بر تهدید سنی»، باعث شده نفوذ جمهوری اسلامی در میان شیعیان نادیده گرفته شود.
پاندیا گفت: «بزرگترین سوءتفاهم این است که تصور میشود تهدید جهادی فقط از سوی سنیهاست و شیعیان کاملا وفادار هستند.»
او افزود: «شیعیان تاکنون نقش عمدهای در فعالیتهای تروریستی نداشتهاند، اما این برداشت میتواند مشکلساز باشد.»
سیترینوویچ هشدار داد عواقب کشته شدن خامنهای میتواند درگیری جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل را به «سطحی دشوارتر برای مهار» تبدیل کند.
او گفت: «این میتواند به نوعی جنگ مذهبی منجر شود که باید از گسترش آن جلوگیری کرد.»
او همچنین در مورد افزایش فعالیتهای برونمرزی حکومت ایران هشدار داد و گفت: «با توجه به این ظرفیتها و حضور جوامع همسو در جهان، بهویژه در کشورهایی مانند هند، احتمال افزایش این فعالیتها بسیار بالاست.»
به گزارش سازمان ملل، محاصره کشتیها در تنگه هرمز در پی درگیری میان آمریکا و حکومت ایران، نشان داده است که تجارت دریایی و دریانوردان بهطور فزایندهای به ابزار فشار در منازعات ژئوپلیتیک تبدیل شدهاند.
به نوشته خبرگزاری سازمان ملل، بحران جاری در تنگه هرمز که در پی تشدید تنشها میان ایالات متحده و حکومت ایران شکل گرفته، ضعفهای ساختاری در امنیت کشتیرانی جهانی را برجسته کرده و هزاران دریانورد را در شرایطی پرخطر گرفتار کرده است.
بر اساس این گزارش، از زمان آغاز درگیریها با حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع حکومت در ایران در اسفند ماه، حدود ۲۰ هزار دریانورد در نزدیک به ۲ هزار کشتی در خلیج فارس سرگردان ماندهاند و قادر به عبور ایمن از این گذرگاه حیاتی نیستند.
آرسنیو دومینگز، دبیرکل سازمان بینالمللی دریانوردی، در گفتوگو با سایت خبری سازمان ملل تاکید کرد این بحران نشان میدهد کشتیها و خدمه آنها در مناطق درگیری «بسیار آسیبپذیر» هستند و اغلب به ابزار فشار در رقابتهای ژئوپلیتیک تبدیل میشوند.
او گفت: «کشتیهای تجاری بدون توجیه هدف قرار گرفته، توقیف یا مورد حمله قرار گرفتهاند و این موضوع نشان میدهد آزادی کشتیرانی تا چه حد شکننده است.»
امنیت دریایی؛ ستون تجارت جهانی به گفته دومینگز، امنیت دریایی شامل حفاظت از کشتیها، بنادر، زیرساختها و دریانوردان در برابر تهدیداتی مانند دزدی دریایی، تروریسم و حملات سایبری است. این مفهوم همچنین طیفی از فعالیتهای غیرقانونی از جمله قاچاق اسلحه و مواد مخدر، قاچاق انسان و سرقت نفت را در بر میگیرد.
او تاکید کرد که امنیت دریایی برای تداوم تجارت جهانی و عملکرد زنجیرههای تامین حیاتی است و بدون آن، توسعه اقتصادی و پایدار عملا متوقف میشود.
بحران هرمز؛ نمونهای از آسیبپذیری ساختاری دبیرکل سازمان بینالمللی دریانوردی هشدار داد که بحران هرمز نشان داده کشتیهای غیرنظامی که فاقد توان دفاعی هستند، در برابر حملات موشکی و پهپادی کاملا آسیبپذیرند. او تاکید کرد دریانوردان غیرنظامی «نباید هرگز هدف قرار گیرند.»
راهکارها؛ از دیپلماسی تا مدیریت ریسک به گزارش سازمان ملل، تبادل اطلاعات دقیق و بهموقع یکی از مهمترین ابزارها برای کاهش خطر است، زیرا اطلاعات نادرست میتواند برنامهریزی سفرهای دریایی را مختل کند.
دومینگز همچنین بر ضرورت انجام ارزیابی ریسک پیش از عبور از مناطق درگیری تاکید کرد و گفت راهحلهای نظامی مانند اسکورت دریایی نمیتوانند بهعنوان گزینهای پایدار در نظر گرفته شوند. به گفته او، دیپلماسی و کاهش تنشها همچنان موثرترین راهکار است.
تهدیدات نوظهور و پیچیدهتر شدن امنیت دریایی این گزارش همچنین به تغییر ماهیت تهدیدات در سالهای اخیر اشاره میکند. از حملات سایبری به سامانههای ناوبری و بنادر گرفته تا خرابکاری در زیرساختهای دریایی، حملات پهپادی و چالشهای مرتبط با کشتیهای خودران، همگی نشاندهنده پیچیدهتر شدن محیط امنیتی هستند.
افزون بر این، شبکههای جرایم سازمانیافته در زنجیره تامین جهانی با استفاده از روشهای پیشرفتهتر، تهدیدات جدیدی ایجاد کردهاند.
گلوگاههای حیاتی در معرض خطر به گفته دبیرکل این سازمان بینالمللی، تنگه هرمز تنها یکی از گلوگاههای حیاتی تجارت جهانی است. مسیرهایی مانند کانال سوئز، بابالمندب، تنگه مالاکا و کانال پاناما نیز در صورت بروز درگیری میتوانند با اختلال مواجه شوند. هرگونه اختلال در این مسیرها پیامدهای گستردهای برای تجارت جهانی و امنیت غذایی خواهد داشت.
نقش سازمان ملل در پایان، گزارش تاکید میکند که سازمان بینالمللی دریانوردی با همکاری کشورهای عضو در تلاش است ظرفیت آنها را برای مقابله با تهدیدات امنیتی افزایش دهد. این اقدامات شامل تقویت همکاریهای منطقهای، تبادل اطلاعات، اجرای قوانین بینالمللی و حمایت از ایمنی دریانوردان است.
بنابر این گزارش، بحران تنگه هرمز در بستر «جنگ ایران»، نهتنها یک چالش منطقهای بلکه هشداری جهانی درباره اهمیت ساختار تجارت دریایی و نیاز فوری به راهکارهای پایدار برای حفاظت از آن محسوب میشود.
به نوشته آسوشیتدپرس، در حالی که اهداف اعلامشده اسرائیل در جنگ با حکومت ایران و متحدانش محقق نشده، نارضایتی عمومی از عملکرد دولت بنیامین نتانیاهو افزایش یافته و میتواند بر انتخابات پیشرو تاثیر بگذارد.
به گزارش آسوشیتدپرس، جنگهای اخیر اسرائیل با حکومت ایران و نیروهای نیابتی آن، از جمله حزبالله و حماس، برخلاف اهداف اعلامشده پیش نرفته و این موضوع جایگاه سیاسی نتانیاهو را در آستانه انتخابات متزلزل کرده است.
در آغاز کارزار مشترک آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در اوایل اسفند ماه، نتانیاهو هدف این عملیات را تضعیف توان نظامی جمهوری اسلامی، نابودی برنامههای هستهای و موشکی و فراهمسازی شرایط برای تغییر حکومت عنوان کرده بود. با این حال، اگرچه توان نظامی حکومت ایران آسیب دیده، این حکومت همچنان تهدیدی برای منطقه و مسیرهای حیاتی انرژی مانند تنگه هرمز محسوب میشود و سایر اهداف اعلامشده نیز تا زمان اعلام آتشبس در اواخر فروردین محقق نشده است.
این وضعیت تنها به جبهه ایران محدود نیست. جنگ اسرائیل با حزبالله در لبنان نیز پیش از دستیابی به نتایج نهایی متوقف شد. نتانیاهو اعلام کرده که به درخواست دونالد ترامپ با آتشبس موافقت کرده، اما تاکید کرده که اسرائیل «هنوز کار خود را با حزبالله تمام نکرده است». در حال حاضر، نیروهای اسرائیلی همچنان در نوار ۱۰ کیلومتری جنوب لبنان حضور دارند.
همزمان، جنگ در غزه نیز به بنبست رسیده است. بیش از دو سال پس از حمله حماس در اکتبر ۲۰۲۳، این گروه تضعیف شده اما همچنان فعال است. این در حالی است که، به گفته گزارش، در این جبهه نیز ترامپ بر کاهش عملیات نظامی فشار وارد کرده است.
تحلیلگران میگویند مجموعه این تحولات باعث شده اسرائیل در هیچیک از جبههها به «پیروزی قاطع» دست نیابد. یوآو لیمور، تحلیلگر نظامی، در اینباره نوشت: «پس از بیش از ۹۰۰ روز جنگ، اسرائیل در هیچ جبههای به نتیجه تعیینکننده نرسیده و این تصور شکل گرفته که تصمیمها نه در اورشلیم، بلکه در واشینگتن اتخاذ میشود.»
در مقابل، نتانیاهو این جنگ را موفقیتآمیز توصیف کرده و آن را اقدامی پیشدستانه علیه «تهدیدی وجودی» دانسته است. او تاکید کرده که اسرائیل توانسته «ماشین تخریب ایران» را پیش از عملیاتی شدن، در هم بشکند.
نارضایتی عمومی و کاهش اعتماد بر اساس این گزارش، نارضایتی از دولت نتانیاهو پس از حمله حماس در سال ۲۰۲۳ بهشدت افزایش یافته و همچنان ادامه دارد. اگرچه اسرائیل به برخی موفقیتهای نظامی دست یافته، اما نتایج نامشخص جنگها باعث خستگی و ناامیدی در میان افکار عمومی شده است.
نتایج نظرسنجی موسسه دموکراسی اسرائیل نشان میدهد در هفته نخست جنگ با [حکومت] ایران، ۶۴ درصد از شهروندان به توانایی نتانیاهو اعتماد داشتند، اما پس از اعلام آتشبس، ارزیابیها از عملکرد دولت منفیتر از مثبت شده است.
تردید درباره روابط با آمریکا گزارش آسوشیتدپرس همچنین به افزایش تردیدها درباره روابط اسرائیل و ایالات متحده اشاره میکند. هرچند ترامپ همچنان بهطور علنی از اسرائیل حمایت میکند، اما برخی اختلافات در اولویتها مشاهده میشود.
در نظرسنجی یادشده، اکثریت پاسخدهندگان معتقد بودند توافق احتمالی میان آمریکا و [حکومت] ایران ممکن است به اندازه کافی منافع امنیتی اسرائیل را در نظر نگیرد.
فشار داخلی و نارضایتی در مناطق مرزی در مناطق شمالی اسرائیل، بهویژه نزدیک مرز لبنان، نارضایتی از آتشبس با حزبالله افزایش یافته است. ساکنان این مناطق که هفتهها زیر حملات موشکی قرار داشتند، این توافق را ناکافی میدانند.
در برخی شهرها، کسبوکارها همچنان تعطیل هستند و اعتراضاتی علیه دولت شکل گرفته است. یکی از ساکنان منطقه گفت: «این آتشبس یک اشتباه بود.»
انتخابات در پیش و چالشهای سیاسی دولت نتانیاهو در ماههای پایانی دوره خود قرار دارد و باید تا پایان اکتبر انتخابات برگزار کند. در همین حال، احزاب مخالف از جمله ائتلافهای جدیدی را برای رقابت با او شکل دادهاند.
تحلیلگران هشدار میدهند اگر نتانیاهو نتواند افکار عمومی را قانع کند که جنگها به امنیت پایدار منجر شدهاند، با چالش جدی در انتخابات روبهرو خواهد شد.
نداو ایال، تحلیلگر سیاسی، در اینباره گفت: «با آتشبسهای ناپایدار که هر لحظه ممکن است فرو بپاشند، رأیدهندگان رضایت نخواهند داشت.»
گزارش آسوشیتدپرس نشان میدهد که ترکیب نتایج نامشخص جنگها، فشارهای داخلی و تردید نسبت به حمایت آمریکا، چشمانداز سیاسی نتانیاهو را در آستانه انتخابات پیچیدهتر کرده است.