محمولهای مشکوک در مرکز هستهای اصفهان؛ اورانیومهای غنیشده کجاست؟
روزنامه لوموند، سهشنبه ۱۱ فروردین، در گزارشی تحقیقی با انتشار تصاویر ماهوارهای، محمولهای مشکوک را در ورودی مرکز فناوری هستهای اصفهان در ۱۹ خرداد ۱۴۰۴ نشان میدهد. به گفته کارشناسان هستهای، این محموله میتواند بخشی از ذخایر اورانیوم غنیشده ایران باشد.
تصاویر ماهوارهای ثبتشده در ۱۹ خرداد (چند روز پیش از جنگ ۱۲ روزه)، یک کامیون حامل ۱۸ سیلندر آبیرنگ را در مقابل ورودی جنوبی یکی از تونلهای این مرکز نشان میدهد.
قطر هر کدام از این سیلندرها کمی بیش از یک متر است. یک کامیون کوچکتر که یک جرثقیل روی آن است و همچنین سه خودرو کوچکتر (ظاهرا غیرنظامی) در این تصویر دیده میشوند.
جفری لوئیس، متخصص برنامه هستهای ایران در مرکز مطالعات منع اشاعه «جیمز مارتین» در مونتری کالیفرنیا، میگوید: «من هرگز این تصویر را ندیده بودم. این عکس بسیار فوقالعاده است.»
برای دیوید آلبرایت، مشاور سابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) و بنیانگذار موسسه علوم و امنیت بینالمللی (ISIS)، «این تصویر دستکم نشان میدهد که درست قبل از جنگ ۱۲ روزه که جمهوری اسلامی میدانست ممکن است به اصفهان ضربه بزنند، چیزی در حال انتقال به درون تونلها بوده است.»
این محموله مشکوک چیست؟
متخصصان به لوموند گفتند بهطور قطع نمیتوان گفت کامیون چه محمولهای را حمل میکند، اما اکثر آنها معتقدند که کامیون میتواند حامل مادهای حیاتی برای برنامه هستهای یا حتی اورانیوم با غنای بالا باشد.
به جز تاریخ عکسبرداری (چهار روز قبل از جنگ ۱۲روزه)، چندین نشانه دیگر وجود دارد که نشان میدهد این کامیون حامل مواد معمول نبوده است.
نخست، کامیون بهشکل کامل پر نشده و انتهای آن خالی است؛ جا برای دو تا چهار سیلندر دیگر وجود دارد.
این موضوع نشان میدهد که تمام موادی که وجود داشته را بار زدهاند و این محمولهای مخصوص است.
همچنین نوع بستهبندی این سیلندرها نشان میدهد که درون آنها مواد حساس و خطرناک قرار دارد. با توجه به ماهیت سایت، کارشناسان معتقدند که بار کامیونها موادی است که اهمیت بالایی برای برنامه هستهای ایران دارد.
به گفته جوزف راجرز از مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، احتمال دارد بار کامیون اورانیوم طبیعی «کیک زرد» باشد؛ اما کیک زرد معمولا در سیلندرهایی با قطری تقریبا نصف این سیلندرها حمل میشود.
فرانسوا دیاز-مورین، سردبیر «بولتن دانشمندان اتمی»، فرضیه گازهای موسوم به «پیشساز» را مطرح میکند که در فرایند تبدیل اورانیوم طبیعی استفاده میشوند، مانند هیدروژن فلورید.
البته این مواد معمولا در کپسولهای استوانهای بزرگتر حمل میشوند، اما حکومت ایران ممکن است برای تسهیل جابهجایی در تونلهای باریک، از سیلندرهای کوچکتر استفاده کرده باشد.
مرکز فناوری هستهای اصفهان
فرضیه اورانیوم غنیشده
به عقیده سه متخصص، یکی از محتملترین تئوریها این است که این محموله شامل اورانیوم با غنای بالا باشد.
طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران تا قبل از خرداد ۱۴۰۴، ۱۸۴ کیلوگرم اورانیوم ۲۰ درصد و ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد در سایتهای مختلف از جمله اصفهان در اختیار داشت.
به دلیل رادیواکتیویته بالا، این مواد معمولا ابتدا در سیلندرهای کوچک ایمن قرار میگیرند و سپس درون محفظههای محافظ بزرگتر گذاشته میشوند.
قطر سیلندرهای مدل VP-55 که برای حمل اورانیوم با غنای پایین استفاده میشود، دو برابر کوچکتر از سیلندرهای مشاهدهشده در کاروان اصفهان است.
محفظههای حملونقل مواد هستهای
با این حال، محققان مدل دیگری از سیلندرهای محافظ را شناسایی کردهاند که از نظر اندازه و رنگ با سیلندرهای اصفهان مطابقت دارد.
این محفظهها که در اصل برای حمل کبالت-۶۰ (یک رادیوایزوتوپ بسیار رادیواکتیو) طراحی شدهاند، به گفته محققان میتوانند حاوی اورانیوم با غنای بالا نیز باشند.
علاوه بر این، آنها مجهز به قلابهایی برای حمل با جرثقیل هستند. در عکس ماهوارهای نیز، یک کامیون جرثقیلدار در کنار بشکههای آبی حضور دارد.
آژانس بینالمللی، ۱۰ اسفند، اعلام کرد که تقریبا نیمی از ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد ایران در تونلهای مجتمع اصفهان ذخیره شده و احتمالا هنوز در آنجا قرار دارد.
به گفته این آژانس، این مواد اگر بیشتر غنی شود برای تولید ۱۰ بمب اتمی کافی است.
دیوید آلبرایت با احتیاط میگوید: «تنها بر اساس یک تصویر ماهوارهای، نمیتوان نظر قطعی داد. اما در میان احتمالات در نظر گرفتهشده، منطبقترین مورد، اورانیوم ۶۰ درصد است.»
یکی از مقامات سابق دولت آمریکا و متخصص منع اشاعه نیز با این نظر موافق است: «اندازه سیلندرها و حضور جرثقیل نشاندهنده حمل اورانیوم با غنای بالا است.»
کاروانی برای دیده شدن؟
حال این سوال مطرح است که چرا جمهوری اسلامی مخفیکاری بیشتری نکرد؟ این انتقال در روز روشن و زیر آسمانی بدون ابر انجام شد، که طبیعتا آن را در معرض دید ماهوارهای قرار میداد؛ ماهوارههایی که تهران میداند برای از آنها برای نظارت بر سایتهای هستهای استفاده میشود.
بسیاری از شرکتهای ثبت تصاویر تجاری ماهوارهای عادت دارند عکسهای خود را از این مرکز حدود ساعت ۱۰:۳۰ صبح (به وقت محلی) بگیرند، یعنی زمانی که نور برای عکاسی ایدهآل است. با این حال، در ۱۹ خرداد ۱۴۰۴، دقیقا در ساعت ۱۰:۴۰، کاروان ایران در مقابل درهای تونل دیده میشود.
دیوید آلبرایت معتقد است: «شاید ایران میخواست که این محموله دیده شود.»
تهران که در آن زمان هنوز با آژانس همکاری داشت، ممکن بود تصور کند که با این کار، بخشی از تعهدات خود را نسبت به آژانس انجام میدهد، در حالی که از باز کردن درهای تونلها به روی آنها خودداری میکرد.
همچنین فرضیه عملیات فریب مطرح است که هدفش گمراه کردن ناظران در مورد مکان واقعی ذخایر اورانیوم غنیشده است.
به گفته یک مقام ارشد سابق اطلاعاتی اسرائیل که سالها روی پرونده ایران کار کرده، عملیات فریب «ممکن است، اما بعید به نظر میرسد.»
در نهایت، با توجه به قریبالوقوع بودن حمله آمریکا و اسرائیل، شاید تهران صرفا نخواسته ریسک به خطر افتادن این منابع مهم را بپذیرد.
از ۲۳ خرداد، چندین حمله اسرائیلی ساختمانهای این مجتمع را هدف قرار دادند که به گفته آژانس «برخی از آنها ممکن بود حاوی مواد هستهای باشند.»
در اول تیر، آمریکا نیز چندین سایت غنیسازی ایران از جمله فردو، نطنز و اصفهان را بمباران کرد. بسیاری از ساختمانهای روی زمین آسیبهای جدی دیدند، اما هیچ خسارتی در مجتمع تونلها مشاهده نشد.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی میگوید بعد از جنگ ۱۲روزه «هیچ حرکتی که نشاندهنده انتقال احتمالی اورانیوم باشد» مشاهده نکرده است. آژانس نسبت به عکس جدید منتشرشده واکنشی نشان نداده است.
جمهوری اسلامی بامداد سهشنبه ۱۱ فروردین یک نفتکش غولپیکر حامل نفت خام را در نزدیکی دبی هدف قرار داد و آن را به آتش کشید. این حمله پس از آن انجام شد که رییسجمهوری آمریکا، دوشنبه هشدار داد در صورت باز نشدن تنگه هرمز، تاسیسات انرژی و چاههای نفت ایران را نابود خواهد کرد.
حمله به نفتکش «السلمی» با پرچم کویت، تازهترین مورد از سلسله حملات موشکی و پهپادی هوایی و دریایی جمهوری اسلامی به کشتیهای تجاری در خلیج فارس و تنگه هرمز از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند است.
پس از حمله به این نفتکش، که ظرفیت حمل حدود دو میلیون بشکه نفت به ارزش بیش از ۲۰۰ میلیون دلار با قیمتهای کنونی را دارد، قیمت نفت خام بار دیگر بهطور موقت افزایش یافت.
شرکت نفت کویت، مالک این کشتی، اعلام کرد این حمله بامداد سهشنبه رخ داده و باعث آتشسوزی و آسیب به بدنه کشتی شده است.
مقامهای دبی اعلام کردند که پس از حمله پهپادی به نفتکش، موفق به مهار آتش شدهاند و هیچگونه تلفات انسانی گزارش نشده است.
خبرگزاری رویترز گزارش داده که افزایش قیمت نفت و سوخت، باعث فشار بر بودجه خانوارهای آمریکایی شده و در حال تبدیل شدن به یک چالش سیاسی برای ترامپ و حزب جمهوریخواه او در آستانه انتخابات میاندورهای نوامبر است.
جمهوریخواهان پیشتر وعده کاهش قیمت انرژی و افزایش تولید نفت و گاز آمریکا را داده بودند اما کاهش عرضه جهانی باعث شده قیمت نفت خام آمریکا از ۱۰۱ دلار در هر بشکه فراتر رود.
بر اساس دادههای سرویس پایش قیمت «گسبادی»، میانگین قیمت بنزین در آمریکا روز دوشنبه برای نخستین بار در بیش از سه سال گذشته از چهار دلار در هر گالن عبور کرد.
استقرار نیروها همزمان با اظهارات ضد و نقیض درباره مذاکره
در حالی که دونالد ترامپ ضمن مثبت خواندن روند مذاکرات با جمهوری اسلامی، تهدید کرده که در صورت دست نیافتن به توافق بر شدت حملات آمریکا افزوده خواهد شد، مقامات جمهوری اسلامی همچنان هرگونه مذاکره را رد کرده و بر دامنه حملات خود به کشورهای حاشیه خلیج افزودهاند.
مقامات نظامی جمهوری اسلامی اعلام کردند که اهداف موج اخیر حملات موشکی و پهپادی تهران شامل «مخفیگاههای» نیروهای نظامی آمریکا در پنج پایگاه در منطقه و همچنین در اسرائیل بوده است.
همزمان حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی در روزهای اخیر با شلیک موشک و پهپاد به اسرائیل وارد جنگ شدهاند و ترکیه بار دیگر گزارش داده یک موشک بالستیک شلیکشده از ایران وارد حریم هوایی این کشور شده اما پیش از اصابت با سامانههای دفاع هوایی و موشکی ناتو سرنگون شده است.
اسرائیل و آمریکا نیز بر شدت حملات خود به مواضع جمهوری اسلامی در ایران افزودهاند. اسرائیل همزمان به حمله به مواضع حزبالله در لبنان ادامه میدهد.
ارتش اسرائیل بامداد سهشنبه اعلام کرد چهار سرباز در جنوب لبنان کشته شدهاند. در روزهای اخیر سه نیروی حافظ صلح سازمان ملل از اندونزی در جنوب لبنان کشته شدند.
دو مقام آمریکایی دوشنبه ۱۰ فروردین به رویترز گفتند هزاران نیروی لشکر ۸۲ هوابرد ارتش آمریکا، از واحدهای نخبه، وارد خاورمیانه شدهاند.
کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، گفت ترامپ قصد دارد پیش از ضربالاجل دوم که یک هفته دیگر فرامیرسد، برای بازگشایی تنگه هرمز، به توافقی با رهبران جمهوری اسلامی دست یابد.
لیویت افزود مذاکرات با جمهوری اسلامی در حال پیشرفت است و آنچه تهران در انظار عمومی میگوید با آنچه بهطور خصوصی به مقامهای آمریکایی میگوید متفاوت است.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرد که تهران از طریق واسطهها پیشنهادهای آمریکا را دریافت کرده است.
او با تاکید بر اینکه از زمان آغاز جنگ جمهوری اسلامی هیچ گفتوگویی با آمریکا انجام نداده، پیشنهادهای واشینگتن را زیادهخواهانه و غیرمنطقی دانست.
ایران پیشتر در روز دوشنبه اعلام کرده بود از طریق واسطهها پیشنهادهای صلح آمریکا را دریافت کرده است، پس از گفتوگوهای آخر هفته میان وزرای خارجه پاکستان، مصر، عربستان سعودی و ترکیه.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، این پیشنهادها را «غیرواقعبینانه، غیرمنطقی و افراطی» توصیف کرد.
اندکی پس از اظهارات بقایی، ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشیال نوشت آمریکا در حال مذاکره با «رژیمی منطقیتر» برای پایان دادن به جنگ در ایران است.
ترامپ نوشت: «ایالات متحده در حال گفتوگوهای جدی با یک حکومت جدید و منطقیتر برای پایان دادن به عملیات نظامی ما در ایران است. پیشرفت زیادی حاصل شده، اما اگر به هر دلیلی بهزودی توافقی حاصل نشود، که احتمالا خواهد شد و اگر تنگه هرمز فورا برای فعالیت باز نشود، ما حضور خود در ایران را با نابودی کامل تمام نیروگاههای برق، چاههای نفت و جزیره خارگ (و احتمالا همه تاسیسات آبشیرینکن) به پایان خواهیم رساند؛ تاسیساتی که عمدا تاکنون به آنها دست نزدهایم.»
با این حال، روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد ترامپ به مشاوران خود گفته حاضر است حتی در صورت بسته ماندن نسبی تنگه، کارزار نظامی را پایان دهد و عملیات پیچیده بازگشایی آن را به زمان دیگری موکول کند. این گزارش باعث کاهش قیمت نفت و بهبود بازارهای سهام شد، زیرا سرمایهگذاران امیدوار شدند راهی برای پایان سریع درگیریها وجود داشته باشد.
در پاسخ به این گزارش، کاخ سفید به اظهارات مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، اشاره کرد که به شبکه الجزیره گفته بود این تنگه «به هر شکل ممکن» پس از عملیات نظامی آمریکا باز خواهد شد.
درخواست عربستان و امارات و قصد ترامپ برای گرفتن هزینه جنگ
کاخ سفید همچنین اعلام کرد ترامپ در حال بررسی درخواست از کشورهای عربی برای پرداخت هزینههای جنگ است. لیویت در پاسخ به پرسشی در اینباره گفت: «این ایدهای است که میدانم او دارد و فکر میکنم بیشتر درباره آن از او خواهید شنید.»
دولت ترامپ درخواست بودجه اضافی ۲۰۰ میلیارد دلاری برای جنگ ارائه کرده است اما این درخواست با برخی مخالفتهای شدید در کنگره آمریکا روبهروست.
آسوشیتدپرس به نقل از مقامهای آمریکایی، اسرائیلی و عرب نوشت که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی و امارات متحده عربی به دونالد ترامپ فشار میآورند که «تا تضعیف جمهوری اسلامی به حد کافی» به جنگ ادامه دهد.
قطر و عمان همچنان از راه حل دیپلماتیک حمایت میکنند.
این رسانه در گزارشی که بامداد سهشنبه ۱۱ فروردین انتشار یافت، نوشت که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در ابتدا بابت اینکه پیش از جنگ اطلاعات کافی درباره حمله آمریکا و اسرائیل دریافت نکرده بودند، همینطور از اینکه آمریکا هشدارهایشان درباره پیامدهای ویرانگر جنگ برای کل منطقه را نادیده گرفته بود، گلایه داشتند. با وجود این، اکنون به کاخ سفید میگویند که این جنگ یک فرصت تاریخی برای «از کار انداختن کامل و همیشگی حاکمیت روحانیون در ایران» فراهم کرده است.
آسوشیتدپرس نوشت: «مقامهایی از عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و بحرین در گفتوگوهای خصوصی اعلام کردهاند نمیخواهند عملیات نظامی تا زمانی که تغییرات قابل توجهی در رهبری ایران رخ ندهد یا تغییر چشمگیری در رفتار ایران ایجاد نشود، پایان یابد.»
آسوشیتدپرس به نقل از مقامهای آمریکایی، اسرائیلی و عرب نوشت که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی و امارات به دونالد ترامپ فشار میآورند که «تا تضعیف جمهوری اسلامی به حد کافی» به جنگ ادامه دهد. قطر و عمان همچنان از راه حل دیپلماتیک حمایت میکنند.
این رسانه در گزارشی که بامداد سهشنبه ۱۱ فروردین انتشار یافت، نوشت که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در ابتدا بابت اینکه پیش از جنگ اطلاعات کافی درباره حمله آمریکا و اسرائیل دریافت نکرده بودند، همینطور از اینکه آمریکا هشدارهایشان درباره پیامدهای ویرانگر جنگ برای کل منطقه را نادیده گرفته بود، گلایه داشتند. با وجود این، اکنون به کاخ سفید میگویند که این جنگ یک فرصت تاریخی برای «از کار انداختن کامل و همیشگی حاکمیت روحانیون در ایران» فراهم کرده است.
آسوشیتدپرس نوشت: «مقامهایی از عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و بحرین در گفتوگوهای خصوصی اعلام کردهاند که نمیخواهند عملیات نظامی تا زمانی که تغییرات قابلتوجهی در رهبری ایران رخ ندهد یا تغییر چشمگیری در رفتار ایران ایجاد نشود، پایان یابد.»
یک دیپلمات از کشورهای حاشیه خلیج فارس در گفتوگو با این رسانه از وجود برخی اختلافنظرها خبر داد و گفت که عربستان و امارات در خط مقدم درخواستها برای افزایش فشار نظامی بر تهران قرار دارند.
آسوشیتدپرس، همچنین به نقل از یک منبع مطلع نوشت که محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان،به مقامهای کاخ سفید گفته است که تضعیف بیشتر توان نظامی و رهبری روحانی ایران در راستای منافع بلندمدت منطقه خلیج فارس و فراتر از آن است.
عربستان و امارات موافق ادامه حملات، عمان و قطر حامی دیپلماسی
به گفته این دیپلمات، امارات متحده عربی شاید تندروترین کشور خلیج فارس در این زمینه باشد و بهشدت ترامپ را برای صدور دستور حمله زمینی تحت فشار قرار میدهد. کویت و بحرین نیز از این گزینه حمایت میکنند.
طی یک ماه گذشته شدیدترین بخش از کارزار نظامی جمهوری اسلامی در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل علیه امارات انجام شده است. به گفته مقامهای رسمی امارات، این کشور در چهار هفته نخست حملات با بیش از ۲۳۰۰ حمله موشکی و پهپادی تهران مواجه شده است.
در مقابل، عمان و قطر که بهطور سنتی در نقش میانجی در مذاکرات غرب با جمهوری اسلامی ظاهر شدهاند، از راهحل دیپلماتیک حمایت کردهاند.
این دیپلمات همچنین گفت عربستان به آمریکا استدلال کرده که پایان دادن به جنگ در مقطع کنونی به «توافق خوبی» که امنیت همسایگان عرب ایران را تضمین کند، منجر نخواهد شد.
سعودیها خواستار توافقی هستند که برنامه هستهای جمهوری اسلامی را خنثی کند، توانمندیهای موشکهای بالستیک آن را از بین ببرد، به حمایت تهران از گروههای نیابتی پایان دهد، و همچنین تضمین کند که جمهوری اسلامی در آینده نتواند تنگه هرمز را بهطور موثر مسدود کند.
آسوشیتدپرس تحقق این اهداف را مساوی با «تغییر اساسی مسیر نظامی دینی حاکم بر ایران یا کنار رفتن کامل آن» ارزیابی کرده است.
این رسانه نوشته است که کاخ سفید از اظهارنظر درباره این گزارش و رایزنیها با متحدان خلیج فارس خودداری کرد. اما مارکو روبیو، وزیر امو خارجه آمریکا، روز دوشنبه تاکید کرد که ایالات متحده و متحدان عرب خلیج فارس درباره ایران همنظرند.
روبیو در برنامه «صبح بخیر آمریکا» شبکه اِیبیسی حاکمان ایران را «افراطگرایان مذهبی با دیدگاهی آخرالزمانی نسبت به آینده» خواند که «هرگز نباید اجازه یابند به سلاح هستهای دست پیدا کنند».
او افزود: «همه همسایگانشان این را میدانند، به همین دلیل است که همگی از اقداماتی که ما انجام میدهیم حمایت کردهاند.»
آسوشیتدپرس نوشت که سعودیها همزمان نسبت به طولانی شدن درگیری هم حساسند چون میدانند هرچه درگیری طولانیتر شود، فرصت جمهوری اسلامی برای حمله به زیرساختهای انرژی عربستان نیز بیشتر خواهد شد.
یک مقام دولتی سعودی تاکید کرد که این کشور در نهایت خواهان یک راهحل سیاسی برای بحران است، اما تمرکز فوری آن همچنان بر حفاظت از مردم و زیرساختهای حیاتیاش قرار دارد.
درخواست به ضربه زدن اساسی به ساختار جمهوری اسلامی در حالی از سوی کشورهای خلیج فارس مطرح میشود که ترامپ در روزهای گذشته بارها میان ادعای مذاکره با شخصیتهایی درون حاکمیت و بررسی گزینههایی که جنگ را به مرحلهای شدیدتر وارد میکند، در نوسان بوده است.
روزنامه والاستریت ژورنال ظرف کمتر از ۲۴ ساعت دو گزارش نسبتا متفاوت درباره گزینههای مورد بررسی دونالد ترامپ منتشر کرد؛ گزارشی که عصر دوشنبه ۱۰ فروردین منتشر شد از این حکایت داشت که ترامپ در حال بررسی یک عملیات نظامی پیچیده و پرخطر برای خارج کردن حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم از ایران است. این عملیات مستلزم حضور نیروهای آمریکایی در داخل ایران به مدت چندین روز یا حتی بیشتر توصیف شده بود.
در گزارشی دیگر که بامداد سهشنبه ۱۱ فروردین در همین رسانه منتشر شد، رییسجمهوری ایالات متحده به مشاورانش گفته که حاضر است کارزار نظامی آمریکا علیه ایران را پایان دهد، حتی اگر تنگه هرمز همچنان تا حد زیادی بسته باقی بماند.
به نوشته این رسانه، این تصمیم به احتمال زیاد کنترل مستحکم تهران بر این آبراهه را تداوم میبخشد و عملیات پیچیده بازگشایی آن را به زمانی دیگر موکول میکند.
والاستریتژورنال به نقل از مقامهای دولت نوشت که دونالد ترامپ در ارزیابیهای داخلی به مشاورانش گفته حاضر است کارزار نظامی علیه تهران را با وجود بسته ماندن تنگه هرمز پایان دهد. به گفته این مقامها گزینههای نظامی دیگری نیز همزمان تحت بررسی است.
والاستریت ژورنال، بامداد سهشنبه ۱۱ فروردین در گزارشی به نقل از مقامهای دولت آمریکا نوشت که دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، به مشاورانش گفته که حاضر است کارزار نظامی آمریکا علیه ایران را پایان دهد، حتی اگر تنگه هرمز همچنان تا حد زیادی بسته باقی بماند. این مقامها همچنین افزودند که گزینههای نظامی دیگری هم تحت بررسی است اما در حال حاضر در اولویت فوری ترامپ نیستند.
به نوشته این رسانه، این تصمیم به احتمال زیاد کنترل مستحکم تهران بر این آبراهه را تداوم میبخشد و عملیات پیچیده بازگشایی آن را به زمانی دیگر موکول میکند.
در بخشی از این گزارش آمده است که در روزهای گذشته دولت به این نتیجه رسیده است که ماموریت باز کردن تنگه هرمز درگیری را فراتر از بازه زمانی مد نظر ترامپ که چهار تا شش هفته اعلام شده بود، خواهد کشاند. به همین دلیل رییسجمهوری آمریکا تصمیم گرفته است که اهداف اصلی یعنی تضعیف نیروی دریایی ایران و ذخایر موشکی آن را محقق کند، سپس درگیریهای جاری را کاهش دهد و از طریق فشار دیپلماتیک، حکومت ایران را به باز کردن جریان آزاد تجارت از طریق خلیج فارس وادارد.
به نوشته والاستریت ژورنال، در صورت شکست خوردن این تلاشها، واشینگتن از متحدان خود در اروپا و کشورهای حوزه خلیج فارس خواهد خواست که رهبری بازگشایی تنگه هرمز را بر عهده بگیرند.
سوزان مالونی، کارشناس ایران و معاون موسسه بروکینگز در واشینگتن دیسی، پایان دادن به عملیات نظامی پیش از باز شدن تنگه را «بهشدت غیرمسئولانه» توصیف کرد.
او گفت: «آمریکا و اسرائیل این جنگ را با هم آغاز کردند و نمیتوانند از پیامدهای آن شانه خالی کنند. بازارهای انرژی جهانی هستند و هیچ راهی وجود ندارد که آمریکا خود را از آسیبهای اقتصادی که همین حالا هم در حال وقوع است و با بسته ماندن تنگه هرمز بهصورت تصاعدی بدتر خواهد شد، مصون نگه دارد.»
ساعاتی پیش از انتشار این گمانهزنیها، گزارشهایی مبنی بر بررسی عملیات نظامی برای خارج کردن اورانیوم با غنای بالا از تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی در دولت آمریکا منتشر شده بود. افزون بر این، ناو یواساس تریپولی حامل حدود ۳۵۰۰ نیروی نظامی و پشتیبانی یگان سیویکم تفنگداران آمریکایی به حوزه عملیاتی خاورمیانه وارد شده است و مقامهای آمریکایی از اعزام نیروهای بیشتر به سوی خاورمیانه خبر دادهاند
والاستریت ژورنال، در گزارشی که عصر دوشنبه ۱۰ فروردین انتشار یافت، نوشته بود که ترامپ در حال بررسی یک عملیات نظامی پیچیده و پرخطر برای خارج کردن حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم از ایران است. این عملیات مستلزم حضور نیروهای آمریکایی در داخل ایران به مدت چندین روز یا حتی بیشتر توصیف شده بود.
این رسانه در آن گزارش نیز به نقل از مقامهای آمریکایی نوشت که ترامپ هنوز تصمیمی درباره صدور فرمان این عملیات نگرفته و در حال سنجش خطرات احتمالی برای سربازان آمریکایی است.
از سوی دیگر، ترامپ دوشنبه در مصاحبه با فایننشالتایمز همزمان با تاکید بر ادامه مذاکرات با تهران، از احتمال تصرف جزیره خارک و «در اختیار گرفتن نفت ایران» سخن گفت و تاکید کرد که واشینگتن همچنان گزینههای نظامی متعددی در اختیار دارد.
ساعاتی بعد از این مصاحبه، او در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشال، نوشت که اگر جمهوری اسلامی از رسیدن به توافق و باز کردن تنگه هرمز خودداری کند، آمریکا تمام نیروگاههای برق، چاههای نفت، جزیره خارک و احتمالا تاسیسات آبشیرینکن را هدف قرار خواهد داد.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز روز دوشنبه در گفتوگو با الجزیره اعلام کرد کارزار کنونی برای تحقق اهداف نظامی آمریکا ظرف چند هفته به پایان خواهد رسید.
او گفت: «سپس با مساله تنگه هرمز مواجه خواهیم شد و این به تصمیم ایران بستگی دارد، یا ائتلافی از کشورها در سراسر جهان و منطقه، با مشارکت آمریکا، اطمینان حاصل خواهد کرد که این تنگه به هر شکلی باز بماند.»
به نوشته والاستریت ژورنال دولت آمریکا از ابتدای این کارزار نظامی احتمال بسته شدن تنگه به دست حکومت ایران را در نظر گرفته بود. اما پس از آنکه جمهوری اسلامی مینهایی در آب کار گذاشت و تهدید به حمله به نفتکشها کرد، تردد کشتیها بهشدت کاهش یافت.
مقامهای ارشد بارها این مشکل را کماهمیت جلوه دادند، در حالی که فشارها بر واشینگتن برای مدیریت وضعیت افزایش یافته بود. پیت هگست، وزیر دفاع، ۲۲ اسفند گفت اقدامات تهران نشانه «استیصال کامل» است و «موضوعی است که با آن سروکار داریم و نیازی به نگرانی نیست.»
ترامپ در نخستین مراحل برای حل این مشکل بهطور فزایندهای از شرکتهای کشتیرانی خواست ریسک عبور از این آبراه را بپذیرند. وقتی این اقدام نتیجه نداد، او بهطور مستقیم تهران را تهدید کرد. هفته گذشته، ترامپ اجازه عبور برخی کشتیها از سوی جمهوری اسلامی را «هدیه» تعبیر کرد و آن را آغازگر دور جدیدی از دیپلماسی دانست که امیدوار است به پایان جنگ منجر شود.
با وجود اصرار دونالد ترامپ بر مذاکره با گروهی از درون حاکمیت، مقامهای رسمی جمهوری اسلامی از جمله محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، مسعود پزشکیان، رییس دولت، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و سخنگوی این وزارتخانه بارها هرگونه مذاکره با ایالات متحده را رد کردهاند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با تایید اینکه جنگ با جمهوری اسلامی «از نظر تحقق ماموریتها» بیش از نیمه راه را طی کرده، تاکید کرد که این به معنای سپری شدن نیمی از زمان مورد انتظار برای جنگ نیست و از ارائه زمانبندی برای پایان آن خودداری کرد.
نتانیاهو در گفتوگویی که شامگاه دوشنبه ۱۰ فروردین از شبکه آمریکایی نیوزمکس پخش شد، گفت: «قطعا از نیمه راه عبور کردهایم، اما نمیخواهم برای آن زمانبندی تعیین کنم. منظورم این است که این جنگ از نظر تحقق مأموریتها بیش از نیمه راه را طی کرده، نه لزوماً از نظر زمانی.»
او در پاسخ به پرسشی درباره طرح باز کردن تنگه هرمز گفت راهحلهای نظامیای وجود دارد که ایالات متحده رهبری آن را بر عهده دارد، اما از ارائه جزئیات بیشتر، از جمله درباره اینکه آیا آمریکا نیروهایی برای تصرف جزیره خارک اعزام خواهد کرد یا نه، خودداری کرد.
نخستوزیر اسرائیل همچنین با اشاره به سناریوی بلندمدت پس از جنگ، پیشنهاد داد مسیر انتقال نفت و گاز از خلیج فارس تغییر کند و از طریق عربستان سعودی به دریای سرخ و سپس به بنادر مدیترانه، از جمله بنادر اسرائیل، هدایت شود.
نتانیاهو در بخش دیگری از صحبتهایش با توصیف رهبران جمهوری اسلامی با عنوان «متعصبهای تمامعیار» گفت که آنها بر خلاف دیگر رهبران دنیا بر اساس هزینه و فایده عمل نمیکنند، بلکه معیار تصمیمهایشان «ایدئولوژی» است و همین باعث میشود دشمنیشان با آمریکا خطرناکتر از دیگر دشمنان باشد.
نتانیاهو، بر ماهیت ایدئولوژیک حکومت ایران تاکید کرد و گفت: «شما کشورهای متخاصم دیگری مانند کُره شمالی، چین یا روسیه را هم مقابل خود دارید، اما من نمیشنوم که آنها فریاد "مرگ بر آمریکا" سر بدهند. همه اینها با شما دشمنی دارند، اما مانند ایران دچار جنون و تعصب ایدئولوژیک نیستند.»
او با اشاره به شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» از سوی جمهوری اسلامی گفت: «این حکومت آمریکا را «شیطان بزرگ» میداند و هدف خود را نابودی فرهنگ غرب به رهبری آمریکا تعریف کرده است. ما با رژیمی روبهرو هستیم که ۴۷ سال است آمریکا را هدف قرار داده و این موضوع بخشی از فلسفه وجودی آن است.»
به گفته او، اسرائیل از نگاه ایران «شیطان کوچک» است و تنها مانعی در مسیر آن برای تسلط بر خاورمیانه و در نهایت تقابل با آمریکا به شمار میرود.
نتانیاهو در ادامه هشدار داد که ایران به دنبال توسعه سلاح هستهای و ابزارهای پرتاب آن به شهرهای آمریکا است و گفت محور اصلی این تقابل، جلوگیری از دستیابی تهران به موشکهای بالستیک قارهپیما با کلاهک هستهای است. او افزود: «رییسجمهور ترامپ دقیقا برای جلوگیری از تحقق این هدف تصمیم گرفت علیه آنها اقدام نظامی کند.»
نخستوزیر اسرائیل همچنین از آنچه «ضعف مفرط» بسیاری از کشورهای اروپایی در برابر ایران خواند، انتقاد کرد و گفت این کشورها در برابر تهدیدی که به گفته او کل اروپا را نیز در بر میگیرد، واکنش کافی نشان ندادهاند.
نتانیاهو با اشاره به شلیک یک موشک دوربرد به سمت پایگاه «دیهگو گارسیا» گفت این اقدام نشان میدهد ایران اکنون توان هدف قرار دادن بخشهای گستردهای از اروپا را دارد.
او در پایان با اشاره به هشدارهای پیشین خود درباره برنامه هستهای ایران، از تصمیم دونالد ترامپ برای خروج از توافق هستهای موسوم برجام دفاع کرد و گفت در صورت ادامه این توافق، حکومت ایران تاکنون «با تایید بینالمللی» به سلاح هستهای دست یافته بود.
خیابان برای حکومت بر سر کار آمده پس از انقلاب ۵۷، همواره صحنه بازسازی اقتدار، تولید مشروعیت و تقسیم مردم به «وفادار» و «دشمن» بوده است. این روند، اکنون نیز با قدرت در حال پیگیری است تا جایی که از طرفداران، سپری انسانی ساخته است.
در نگاه اول، دعوت حکومت به حضور خیابانی در میانه بمباران و موشکباران، رفتاری متناقض و حتی غیرعقلانی به نظر میرسد. وقتی آژیر خطر، انفجار، تخلیه شهرها، آوارگی و ترس روزمره بر زندگی مردم سایه انداخته، انتظار طبیعی این است که دولت شهروندان را به پناه گرفتن، کاهش تردد و حفظ جان دعوت کند.
اما جمهوری اسلامی در همین شرایط نه تنها از منطق حفاظت از غیرنظامیان پیروی نمیکند، بلکه میکوشد خیابان را زنده نگه دارد: از راهپیمایی و مراسم رسمی گرفته تا تشییعها و عزاداری برای رهبر کشته شده، تجمعهای مناسبتی و نمایشهای وفاداری.
رسانههای رسمی و نهادهای امنیتی بر ضرورت حضور و «ایستادگی» تاکید دارند و فرماندهان امنیتی نیز معترضان احتمالی را به برخوردی در حد «دشمن» تهدید میکنند.
این رفتار را نباید صرفا به حساب بیمسئولیتی یا بیکفایتی گذاشت؛ هرچند هر دو در آن دیده میشوند.
مساله در واقع عمیقتر است: جمهوری اسلامی در لحظات بحران، بیش از آن که به حفاظت از جامعه فکر کند، به حفاظت از روایت خود میاندیشد. خیابان برای این نظام، فقط فضای عمومی نیست؛ صحنهای است که در آن باید به جهان، به رقیب خارجی و مهمتر از همه به جامعه ایرانی نشان دهد هنوز «بدنه» دارد، هنوز فرمانش نافذ است و هنوز میتواند مردم را به حرکت درآورد.
در شرایطی که حتی برخی ارزیابیهای بینالمللی میگویند بمباران به خودی خود لزوما به فروپاشی ساختار قدرت در ایران منجر نمیشود، حفظ تصویر انسجام داخلی برای حکومت به یک ضرورت امنیتی تبدیل شده است.
به بیان دیگر، رژیم از مردم نمیخواهد به خیابان بیایند چون خیابان امن است؛ از آنان میخواهد بیایند چون خیابانِ پر شده، برایش کارکرد سیاسی دارد.
حکومت میخواهد دوربینها جمعیت را ببینند، پهپادها ازدحام را ثبت کنند، رسانههای رسمی قابهایی از «وحدت ملی» بسازند و دشمن خارجی این پیام را دریافت کند که حملات نظامی هنوز شکاف مرگبار میان دولت و جامعه را به شورش تبدیل نکرده است.
در این منطق، هر بدنِ حاضر در خیابان، نه یک شهروند، بلکه یک نشانه است: نشانهای برای بقا. حتی وقتی این حضور با ترس، اجبار نرم، بسیج اداری، فشار سازمانی یا فقدان امکان امتناع همراه باشد، باز هم در دستگاه تبلیغاتی رژیم بهعنوان «حمایت مردمی» مصرف میشود.
گزارشهای اخیر از تشییعهای حکومتی، راهپیماییهای مناسبتی و تاکید رسانههای رسمی بر «حضور گسترده»، دقیقا در همین چارچوب قابل فهم است.
جمهوری اسلامی در چنین لحظاتی دو جنگ را همزمان پیش میبرد: جنگ بیرونی با دشمن نظامی، و جنگ درونی با مساله مشروعیت.
بمباران، فقط تاسیسات و فرماندهان را هدف نمیگیرد و همزمان این پرسش را هم با صدایی بلندتر به میان میآورد: آیا حکومتی که نتوانسته از آسمان کشور دفاع کند، هنوز شایسته اطاعت است؟
پاسخ رژیم به این پرسش، نه در قالب پاسخگویی، بلکه در قالب نمایش است. به جای اینکه بپرسد چرا شهروند ایرانی باید زیر موشک جان بدهد، میپرسد چگونه میتوان همین شهروند را به ابزار اثبات «استقامت ملی» بدل کرد.
به همین دلیل است که حکومت، آسیبپذیری خود را با بسیج نمادین مردم جبران میکند.
خیابان برای جمهوری اسلامی نوعی زره رسانهای است: پوششی برای پنهان کردن شکستهای امنیتی، شکافهای قدرت و جانشینی در راس نظام.
مساله فقط تصویرسازی هم نیست. دعوت مردم به خیابان، یک کارکرد دیگر نیز دارد: بازآرایی دستگاه سرکوب.
در شرایط جنگی، حکومت میکوشد مرز میان «شهروند عادی» و «عامل دشمن» را هرچه باریکتر و سیالتر کند.
وقتی رسما هشدار داده میشود کسانی که «در خط دشمن» به خیابان بیایند دیگر معترض تلقی نمیشوند بلکه «دشمن» شمرده خواهند شد، حکومت در عمل در حال تغییر رژیم حقوقی اعتراض است: از اعتراض مدنی به شورش امنیتی و از شهروند منتقد به هدف مشروع سرکوب.
تهدید به تکرار یا حتی تشدید سرکوب خونین قبلی نیز همین معنا را دارد. در چنین وضعی، دعوت به خیابان فقط متوجه نیروهای وفادار نیست. پیامی است به همه جامعه که خیابان یا باید به صحنه اطاعت تبدیل شود یا به میدان مجازات.
از این زاویه، حکومت یک تاکتیک کلاسیک دولتهای ایدئولوژیک را به کار میبندد: تبدیل خطر خارجی به انضباط داخلی.
جنگ برای این نوع حکومتها فقط تهدید نیست؛ فرصت هم هست. فرصت برای تعلیق معیارهای عادی، تشدید امنیتیسازی، بستن فضای انتقاد، افزایش بازداشتها، متهم کردن مخالفان به جاسوسی و جا انداختن این گزاره که «اکنون وقت حسابکشی نیست، وقت صفبندی است».
در روزهای اخیر نیز چند فقره اعدام زندانیان سیاسی، بازداشت دهها نفر به اتهام ارتباط با آمریکا و اسرائیل، همراه با تهدیدهای رسانهای و امنیتی علیه منتقدان داخل و خارج کشور، نشان داده که جمهوری اسلامی از وضعیت جنگی برای بازتعریف مخالف سیاسی بهعنوان «همدست دشمن» بهره میبرد.
دعوت مردم به خیابان همچنین تلاشی است برای خنثی کردن یک خطر روانی بزرگتر: سکوت جامعه.
نشانگان خیابان خالی
برای حکومتهای اقتدارگرا، خیابان خالی فقط نشانه ترس مردم نیست. نشانه تنهایی حکومت است. نظامی که سالها مشروعیت خود را با راهپیماییهای رسمی، تشییعهای عظیم و حضورهای سازماندهیشده نشان داده، خوب میداند خیابان بیجمعیت در لحظه جنگ میتواند از هر بیانیهای رسواتر باشد.
خیابان خالی به معنای آن است که حتی در لحظه «تهاجم خارجی» نیز جامعه حاضر نیست خود را با دولت یکی بداند. به همین دلیل، رژیم برای پر کردن خیابان نه فقط با انگیزه ایدئولوژیک، بلکه از سر وحشت از خلأ عمل میکند؛ خلأیی که میتواند معنای سیاسی و حتی تاریخی پیدا کند.
در این میان، نباید فراموش کرد که این سیاست از منظر انسانی نیز ماهیتی عمیقا ابزاری دارد.
حکومتی که مردمش را در معرض خطر مستقیم نگه میدارد تا از حضور آنان مشروعیت نمادین استخراج کند، در واقع شهروند را نه سوژه صاحب حق، بلکه ماده خام قدرت و سپر انسانی میبیند.
جان مردم در این منطق، ارزشی ذاتی ندارد؛ ارزشش تابع کارکرد سیاسی آن است. اگر در خانه بمانند، «منفعل» یا «مرعوب»اند؛ اگر به خیابان بیایند، «امت مقاوم»اند؛ و اگر اعتراض کنند، «عامل دشمن». این همان سهگانهای است که در آن هیچ جایگاهی برای شهروند مستقل، منتقد و خواهان بقا باقی نمیماند.
حتی وقتی مردم صرفا میخواهند زنده بمانند، حکومت از آنان وفاداری نمایشی مطالبه میکند، چون بیش از جان مردم، از فروریختن هیبت خود میترسد.
او میداند جنگ میتواند ناتوانیاش را برهنه کند، شکافش با جامعه را آشکارتر سازد و پرسش مشروعیت را بیرحمانهتر از همیشه به میان آورد. پس میکوشد با گردآوردن بدنها در خیابان، تصویری از اقتدار بازسازی کند. تصویری که هم برای مصرف داخلی لازم است و هم برای پیامرسانی خارجی.
اینجا خیابان نه محل همبستگی ملی، بلکه ابزار کنترل ادراک است و درست به همین دلیل، باید در برابر این روایت ایستاد: حضور مردم در خیابان لزوما نشانه رضایت یا حمایت نیست؛ چه بسا نشانه اجبار، ترس، بیپناهی، عادت، یا حتی تلاش برای گریز از اتهام باشد.
حکومت میخواهد خیابان را به رفراندوم وفاداری تبدیل کند، اما واقعیت جامعه ایران بسیار پیچیدهتر، زخمیتر و چندپارهتر از آن است که در قاب دوربینهای رسمی جا بگیرد.
آنچه امروز در ایران دیده میشود، نه وحدت یک ملت پشت حکومت، بلکه تلاش حکومتی محاصرهشده برای قرض گرفتن مشروعیت از مردمی است که سالهاست از او فاصله گرفتهاند.