• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

حکومت‌ها واقعا چگونه فرو می‌پاشند؟

آرش سهرابی
آرش سهرابی

ایران‌اینترنشنال

۴ فروردین ۱۴۰۵، ۲۰:۴۴ (‎+۰ گرینویچ)

نظام‌های اقتدارگرا معمولا دو بار سقوط می‌کنند: نخست روانی، زمانی که ترس مردم می‌ریزد و سپس سیاسی؛ زمانی که دارندگان اسلحه دچار تردید می‌شوند. تحولات اخیر در ایران کمتر شبیه یک بحران واحد است و بیشتر به یک الگوی کلاسیک فروپاشی می‌ماند که با سرعت در حال پیشروی است.

لحظه تعیین‌کننده در فروپاشی یک رژیم، اغلب پایان رسمی آن نیست، بلکه «نقطه عطفی» است که پیش از آن رخ می‌دهد: لحظه‌ای که «هاله اجتناب‌ناپذیری قدرت دولت» از بین می‌رود.

ممکن است مرزها همچنان محافظت شوند، تلویزیون برنامه پخش کند و مقام‌ها باز دستور صادر کنند؛ اما چیزی مهم‌تر تغییر کرده است: نظام دیگر با اعتماد به نفس عمل نمی‌کند.

این الگو در تاریخ معاصر بارها تکرار شده است. رژیم‌ها زمانی می‌میرند که اقتدارشان تحلیل می‌رود و نیروهایی که برای حفظ آن‌ها طراحی شده‌اند، دچار تردید می‌شوند، در قدرت شکاف می‌افتد و انشعاب ایجاد می‌شود.

در روسیه ۱۹۱۷، سرنوشت سلطنت نه تنها با حضور جمعیت در خیابان‌ها، بلکه با امتناع نیروها از سرکوب آنان رقم خورد.

در ایران ۱۹۷۹، رژیم محمدرضا شاه پهلوی عملا زمانی پایان یافت که ارتش اعلام بی‌طرفی کرد.

در رومانی ۱۹۸۹، سقوط نیکلای چائوشسکو زمانی شتاب گرفت که ارتش تغییر موضع داد.

در آلمان شرقی، دیوار برلین زمانی معنای سیاسی خود را از دست داد که باز شدن مرزها، رعایت دیوار را ناممکن کرد.

در هر یک از این موارد، پایان زمانی فرا رسید که پیش‌تر چیزی عمیق‌تر شکسته شد: اعتماد دولت به توانایی خود برای تحمیل اطاعت.

توالی پیش از فروپاشی

به همین دلیل، «نقطه عطف» را باید نه به‌عنوان یک تاریخ، بلکه به‌عنوان یک توالی درک کرد.

نخست فرسایش طولانی رخ می‌دهد: افول اقتصادی، از دست رفتن مشروعیت، خشم اجتماعی، و بی‌اعتمادی درون حاکمیت.

سپس یک شوک محرک فرا می‌رسد: کشتار، انتخاباتی دست‌کاری شده و نتایجی تقلبی، شکست نظامی، کودتای ناکام، یا مرگ رهبر که نظام حول او ساخته شده است.

پس از آن، مهم‌ترین و در عین حال دشوارترین مرحله برای سنجش آغاز می‌شود: ناتوانی در بازسازی اقتدار.

رژیم همچنان در ظاهر، تداوم را حفظ می‌کند، اما دیگر قانع‌کننده نیست. همچنان می‌تواند تهدید کند، مجازات کند و پیام پخش کند. اما دیگر اطمینان‌بخش نیست. فرمان آن، دیگر بدیهی و بی‌چالش به نظر نمی‌رسد.

و تنها پس از این مرحله است که «پایان رسمی» فرا می‌رسد.

بحران فشرده در ایران

مسیر اخیر ایران به شکلی کم‌نظیر با این الگو همخوانی دارد. گویی شوک‌هایی که در دیگر نظام‌ها طی ماه‌ها یا حتی سال‌ها رخ می‌دهند، در اینجا در چند هفته فشرده شده‌اند.

ایران در آغاز سال ۲۰۲۶، پیشاپیش تحت فشار بحران عمیق اقتصادی و اعتراضات سراسری تضعیف شده بود. سپس سرکوب هشتم و نهم ژانویه (۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴) رخ داد.

بر اساس اسناد محرمانه‌ای که ایران‌اینترنشنال بررسی کرده است، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب کشته شدند. گزارش‌های دیگر و ارزیابی نهادهای حقوق بشری نیز این رویداد را به‌عنوان کشتاری در مقیاسی بی‌سابقه توصیف می‌کنند.

کشتار جمعی می‌تواند برای مدتی ترس را بازگرداند، اما می‌تواند مشروعیت را هم به شکلی عمیق‌تر و پایدارتر، از بین ببرد.

شوک بعدی حتی تعیین‌کننده‌تر بود.

در ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴)، حملات مشترک آمریکا و اسرائیل علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، را کشت و به‌طور ناگهانی، چهره محوری‌ای را که حکومت برای دهه‌ها حول آن سازمان یافته بود، حذف کرد.

این رویداد به تنهایی باعث فروپاشی رژیم نشد. نظام‌ها می‌توانند فقدان رهبر را تحمل کنند؛ اگر بتوانند به سرعت و به گونه‌ای معتبر، جایگزینی برای او بیابند و دقیقا در همین‌جا، مشکل بعدی آغاز شد.

جانشینی که در پی آمد، بیشتر به یک اقدام اضطراری تحت فشار شباهت داشت تا انتقالی مطمئن از قدرت.

ایران‌اینترنشنال گزارش داد که سپاه پاسداران در شرایط آشفتگی زنجیره فرماندهی و نگرانی از بازگشت مردم به خیابان‌ها، برای تعیین جانشین رهبری، خارج از روندهای معمول قانونی فشار آورده است.

ارتقای مجتبی خامنه‌ای، جایگاه را حفظ کرد، اما اقتدار را به‌طور روشن بازسازی نکرد. در چنین نظامی، جانشین باید به هسته حاکم اطمینان دهد که فرماندهی همچنان برقرار است و مرکز هنوز فرو نپاشیده است.

با این حال، مجتبی در معنای متعارف در هیچ صحنه‌ای ظاهر نشده است. پیام‌های او همچنان صرفا به‌صورت مکتوب منتشر شده یا به‌وسیله گویندگان صداوسیمای جمهوری اسلامی، بر روی تصاویر ثابت خوانده شده‌اند؛ بدون حضور مستقیم یا صدای ضبط‌شده از او.

در نظامی که بر نماد و جلوه فیزیکی قدرت بنا شده، این موضوع اهمیت دارد. رهبری که دیده نمی‌شود می‌تواند عنوان را حفظ کند، اما به سختی می‌تواند اقتدار را منتقل کند.

این موضوع همچنین درک از نقش فزاینده سپاه پاسداران را تغییر می‌دهد. اگر سپاه پاسداران اکنون بخش بیشتری از دولت را در دست دارد، لزوما به معنای تقویت نظام نیست و ممکن است دقیقا برعکس باشد: ساختار حکمرانی تهی شده و قدرت به هسته سخت و قهری آن محدود شده است.

حتی این هسته نیز نشانه‌هایی از فشار را نشان می‌دهد اما گزارش‌های اختلال در زنجیره فرماندهی، انتقادهای داخلی از فرماندهان ارشد، عدم حضور نیروها در پایگاه‌ها، و تلاش برخی دیپلمات‌ها برای پناهندگی، هنوز نشانه فروپاشی نهایی نیستند. این‌ها همان نشانه‌هایی هستند که معمولا پیش از تغییر آشکار وفاداری‌ها ظاهر می‌شوند.

اکنون آنچه ممکن است به‌صورت تثبیت قدرت دیده شود، در واقع می‌تواند نشانه انقباض آن باشد.

لحظه پیش از خیابان

به این ترتیب، نبود یک خیزش گسترده لزوما به این معنا نیست که جمهوری اسلامی، اعتماد را بازسازی کرده است.

در نظام‌های در حال فروپاشی، مردم همیشه با نخستین نشانه ضعف حرکت نمی‌کنند. آن‌ها صبر می‌کنند تا زمانی که سرکوب کم‌اثرتر به نظر برسد، فرماندهی سست‌تر شود، و باور کنند که رویارویی بعدی، ممکن است نتیجه‌ای متفاوت داشته باشد.

لحظه تعیین‌کننده اغلب زمانی فرا نمی‌رسد که جامعه به اوج خشم رسیده است، بلکه زمانی پیش می‌آید که نیروهای امنیتی دیگر مطمئن نیستند می‌توانند، باید، یا خواهند توانست همان کاری را انجام دهند که پیش‌تر انجام می‌دادند.

این تجربه در ایران اهمیت دارد. سرکوب اعتراضات دی ماه نشان داد وقتی ساختار فرماندهی کارآمد است و حکومت آمادگی کشتار گسترده دارد، چه اتفاقی می‌افتد. اما اکنون وضعیت دیگر مثل آن زمان نیست.

ساختار فرماندهی ضربه خورده است. رهبر جمهوری اسلامی حذف شده است. جانشین، به‌طور قابل مشاهده، اعتماد را بازنگردانده است. جنگ، فشار نظامی، سیاسی و مالی را تشدید کرده است.

خیابان‌های آرام در چنین شرایطی الزاما به معنای تسلیم نیستند و ممکن است نشانه انتظار برای عبور از یک آستانه باشند.

آنچه تاریخ نشان می‌دهد

هیچ یک از این‌ موارد اما به این معنا نیست که پایان جمهوری اسلامی قطعی است. رژیم‌ها می‌توانند از شوک‌های شدید جان سالم به در ببرند؛ به‌ویژه زمانی که ابزارهای سرکوب همچنان مرگبارند و مخالفان فاقد یک مرکز سازمان‌یافته در داخل کشور.

با وجود این، تاریخ نشان‌دهنده تمایزی مهم است: یک حکومت معمولا زمانی آسیب‌پذیرتر است که به «زور صرف» تقلیل یافته باشد.

در این مرحله، نشانه‌های ظاهری تداوم می‌توانند گمراه‌کننده باشند. نهادها همچنان کار می‌کنند، دستورها همچنان صادر می‌شوند، و حتی ممکن است موشک‌ها همچنان شلیک شوند، اما معماری گسترده‌تری که به این اعمال معنا می‌داد، شروع به فروپاشی کرده است.

اکنون موضوع دیگر صرفا این نیست که آیا جمهوری اسلامی روی کاغذ هنوز وجود دارد یا نه.

پرسش مهم‌تر این است که آیا همچنان مانند یک «رژیم» کامل عمل می‌کند؛ با اقتداری که به‌روشنی منتقل شود، وفاداری‌ای که زیر فشار پابرجا بماند، و نهادهایی که فراتر از به حرکت درآوردن خشونت عمل کنند؟

تاریخ نشان می‌دهد وقتی این عناصر هم‌زمان شروع به از بین رفتن می‌کنند، «نقطه عطف» دیگر چندان دور نیست.

Banner

پربازدیدترین‌ها

یکی از بستگان خامنه‌ای آشکارا در پی جذب نیرو برای گذر از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است
۱

یکی از بستگان خامنه‌ای آشکارا در پی جذب نیرو برای گذر از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است

۲
روایت شما

شهروندان در واکنش به اظهارات پزشکیان درباره آمار جاویدنامان، او را از عاملان کشتار خواندند

۳

دو فوتبالیست زن ایرانی ۵ ماه پس از پناهندگی، شهروند استرالیا شدند

۴

رویترز: ترامپ پس از تهدید تهران به حمله به زیرساخت‌های منطقه، حملات گسترده را متوقف کرد

۵

نشریه پیام ما: صنعت گردشگری ایران عملا به تعطیلی کشیده شده است

انتخاب سردبیر

  • نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند
    تحلیل

    نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

  • رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ
    تحلیل

    رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ

  • هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد
    تحلیل

    هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

  • مقام عراقی: بغداد برای اقدام نهایی علیه شبه‌نظامیان آماده می‌شود
    اختصاصی

    مقام عراقی: بغداد برای اقدام نهایی علیه شبه‌نظامیان آماده می‌شود

  • یک منبع بانکی افزایش رقم قبوض را به جبران کسری بودجه دولت مرتبط دانست
    اختصاصی

    یک منبع بانکی افزایش رقم قبوض را به جبران کسری بودجه دولت مرتبط دانست

  • مرگ بی‌عزت خامنه‌ای و پایان حقارت‌بار جمهوری اسلامی

    مرگ بی‌عزت خامنه‌ای و پایان حقارت‌بار جمهوری اسلامی

  • آیا ترامپ در حال آزمودن هسته قدرت در جمهوری اسلامی از طریق قالیباف است؟

    آیا ترامپ در حال آزمودن هسته قدرت در جمهوری اسلامی از طریق قالیباف است؟

  • اقتصاد ۱۴۰۵ ایران در یک قدمی دلاریزه شدن

    اقتصاد ۱۴۰۵ ایران در یک قدمی دلاریزه شدن

  • مجتبی خامنه‌ای؛ از شبکه قدرت در سایه تا رهبری جمهوری اسلامی

    مجتبی خامنه‌ای؛ از شبکه قدرت در سایه تا رهبری جمهوری اسلامی

  • جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا چگونه پایان می‌یابد؟

    جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا چگونه پایان می‌یابد؟

  • وحشت جنگ و کابوس بقای استبداد؛ چرا نه گفتن به جنگ همیشه انتخابی اخلاقی نیست؟

    وحشت جنگ و کابوس بقای استبداد؛ چرا نه گفتن به جنگ همیشه انتخابی اخلاقی نیست؟

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.