• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

وحشت جنگ و کابوس بقای استبداد؛ چرا نه گفتن به جنگ همیشه انتخابی اخلاقی نیست؟

شاهد علوی
شاهد علوی

ایران‌اینترنشنال

۲۲ اسفند ۱۴۰۴، ۰۸:۲۵ (گرینویچ)

اگرچه مخالفت با جنگ به‌طور کلی کنشی اخلاقی است، اما من در این یادداشت استدلال می‌کنم در جنگ فعلی و در میانه ضرورت فلج کردن ساختار سرکوب، اگرچه توام با فاجعه دردناک کشته‌شدن غیرنظامیان، شعار بی‌قیدوشرط «نه به جنگ» بدون پایان یافتن جمهوری اسلامی، دیگر شعاری مسئولانه و اخلاقی نیست.

در بحث جنگ، معمولا افکار عمومی میان دو قطب ساده‌سازی‌شده گرفتار می‌شود: یا باید بی‌قید و شرط با جنگی که در جریان است همراه شد، یا باید بی‌قید و شرط خواهان توقف فوری آن شد. اما موقعیت در برخی موارد تراژیک‌تر از آن است که بشود با ساده‌سازی با آن برخورد کرد.

این‌جا تراژدی صحبت درباره جنگ فعلی جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل در این است که هیچ یک از این دو پاسخ ساده، به‌تنهایی قادر به توصیف ابعاد فاجعه‌ای نیست که در جریان است، چرا که مساله ایران فقط جنگ نیست؛ مساله، نسبت جنگ با حکومتی است که پیش‌تر نشان داده در شرایط احساس خطر، آمادگی دارد جامعه را با ابعادی بی‌سابقه سرکوب کند.

ضرورتی ندارد حتی وقتی موافق جنگ هستیم آن را رمانتیک ببینیم، جنگ حتی وقتی با شعار آزادی آغاز می‌شود، بوی مرگ، ویرانی و بی‌ثباتی می‌دهد. من پیش از این بارها در مخالفت با جنگ و آن‌چه «دموکراسی بمبارانی» خوانده می‌شود، نوشته‌ام. با این حال معتقدم درباره جنگ فعلی مساله به این سادگی نیست که با گفتن «جنگ بد است» بتوان خیال خود را راحت کرد.

پایان مشروعیت اخلاقی؛ وقتی حکومت به ماشین کشتار بدل می‌شود

در بسیاری از کشورها، مخالفت با جنگ به‌طور طبیعی به معنای دفاع از جان، مال، آزادی و آرامش مردم است، اما به جمهوری اسلامی که می‌رسد مساله به این سادگی نیست.

حکومت ایران سال‌هاست بزرگ‌ترین تهدید علیه جان مردم است. وقتی حکومت نه حافظ جان و امنیت و آزادی شهروندان بلکه عامل مستقیم کشتار آنان باشد، نمی‌توان با دستگاه‌ها و چارچوب‌های متعارف اخلاقی و سیاسی درباره جنگ و صلح قضاوت کرد.

دفاع از جنگی علیه جمهوری‌اسلامی که نتیجه آن می‌تواند هم‌ارز مداخله بشردوستانه باشد، نه از سر شیفتگی به قدرت‌های خارجی است و نه از سر توهم درباره نیت‌های آن‌ها.

حکومتی که در واکنش به حضور اعتراضی نزدیک به هفت میلیون نفر از مردم در خیابان‌های ایران در تنها دو شب، به جای عقب‌نشینی یا دست‌کم سرکوب با کمترین هزینه جانی، دست به کشتار بی‌رحمانه زد و نزدیک به ۴۰ هزار معترض بی‌سلاح را قتل‌عام کرد، خود را از دایره هر ادعای مشروعیت اخلاقی بیرون انداخته است.

این‌جا دیگر با «سرکوب داخلی» در معنای رایج یا حتی «اختلاف سیاسی» حاد در یک نظام سیاسی غیردموکراتیک مواجه نیستیم. آن‌چه رخ داد جنایت علیه بشریت بود.

این‌جا بحث بر سر یک ماشین سرکوب است که بقای خود را بر خون مردم بنا کرده است. به این ترتیب، در برابر حکومتی که به شکلی ساختاری و تصاعدی از خشونت مرگبار بی‌سابقه در مقیاس تاریخی علیه شهروندان استفاده می‌کند، نمی‌توان صرفا با زبان بی‌طرفی سیاسی حرف زد و در چارچوب دستگاه‌های مفهومی معمول استدلال کرد.

در چنین وضعیتی، دفاع از «مداخله» نه از سر علاقه به جنگ، بلکه از دل بن‌بستی تاریخی سر برمی‌آورد که در آن مردم از همه مسیرهای عادی برای تغییر محروم شده‌اند.

وقتی اعتراض مدنی به شکلی مطلقا بی‌سابقه و خونین سرکوب شده و هر شکل از مطالبه‌گری با زندان، شکنجه و اعدام روبه‌رو شده است، طبیعی است که بخشی چشمگیر و موثر از جامعه به این نتیجه برسد که بدون تضعیف قهرآمیز ماشین سرکوب با مداخله یک قدرت نظامی خارجی، امکان نجاتی وجود ندارد.

بن‌بست تغییر مسالمت‌آمیز و واقعیت میدانی جنگ

اسرائیل و آمریکا نه به دلایل بشردوستانه که به‌طور مشخص برای تامین اهداف امنیتی، ژئوپلیتیک و راهبردی خود وارد جنگ با جمهوری اسلامی شدند. اهدافی که لزوما هم با یکدیگر یا با منافع مردم ایران یکسان نیستند. با این همه، موافقان یا مدافعان این جنگ استدلال می‌کردند و می‌کنند که در نتیجه هدف گرفتن مراکز نظامی، سیاسی، امنیتی و حاکمیتی، ستون‌های دستگاه سرکوب فرسوده شده و در نهایت، مردم معترض ممکن است بتوانند سرنوشت خود را در ایران به دست بگیرند.

این تفکیک از نظر اخلاقی و تحلیلی ضروری است. یکی از رایج‌ترین مغالطه‌ها در چنین موقعیت‌هایی این است که یا باید نیت مهاجمان را پاک و منزه فرض کرد، یا هرگونه نتیجه‌ای را که از حمله به‌دست می‌آید، صرفا به‌دلیل ناپاکی نیت آنان رد کرد.

در حالی که در دنیای واقعی، حتی وقتی همچون جنگ بالکان آن‌چه رخ می دهد مداخله بشردوستانه بین‌المللی باشد، طرف‌های درگیر یک جنگ نه بر اساس آرمان‌های اخلاقی که همیشه بر اساس منافع خود عمل می‌کنند.

بنابراین، پرسش اصلی نه از نیت آنان که باید ناظر بر پیامد عینی کنش آن‌ها برای ساختار سرکوب در ایران باشد.

به بیان دیگر، می‌توان هم‌زمان دو گزاره را درست دانست: نخست این‌که حمله آمریکا و اسرائیل از منظر نیت و انگیزه، نه پروژه‌ای بشردوستانه است و نه پاسخ مستقیم به درخواست مردم برای کمک.

دوم این‌که تضعیف ساختار نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی، در صورت استمرار و در صورت شکل‌گیری ظرفیت اجتماعی، می‌توانست یا هنوز می‌تواند روزنه‌ای برای مردم باز کند.

اما واقعیت امروز چیست؟ تا این لحظه، این سناریو به‌طور کامل محقق نشده است. اگرچه علی خامنه‌ای و شماری از چهره‌های اصلی نظامی و امنیتی حکومت کشته شده‌اند و بخش‌هایی از زیرساخت سرکوب نابود شده، اما دستگاه سرکوب ظاهرا هنوز کار می‌کند.

هنوز هم روشن نیست که آیا مردم خواهند توانست از این شکاف برای تغییر موازنه قدرت و ساقط کردن جمهوری اسلامی استفاده کنند یا نه.

در این‌جا باید از یک خطای دیگر هم پرهیز کرد: این تصور که کشتن رهبر جمهوری اسلامی یا انهدام شمار قابل توجهی از مراکز سرکوب، خودبه‌خود به فروپاشی این حکومت سرکوبگر منجر می‌شود، نادرست است.

جمهوری اسلامی نه مجموعه‌ای از افراد یا ساختمان‌ها که شبکه‌ای از نهادهای ایدئولوژیک، امنیتی، اقتصادی و تبلیغاتی است که در طول دهه‌ها لایه‌لایه بازتولید شده است. به همین دلیل، حتی ضربه‌های سنگین نیز ممکن است بلافاصله به فروپاشی منجر نشوند، اما از سوی دیگر، این هم درست نیست که چون فروپاشی فوری رخ نداده پس هیچ تغییری در موازنه به‌وجود نیامده است.

گاه در سیاست، آثار شکاف‌های تعیین‌کننده، با تاخیر خود را نشان می‌دهند.

به این ترتیب، نه باید با شتاب‌زدگی خوشبینانه از پیروزی سخن گفت و نه باید با بدبینی مطلق، هر امکان تحول را منکر شد.

آن‌چه فعلا می‌بینیم، نه شکست کامل سناریوی تضعیف دستگاه سرکوب است و نه تحقق کامل آن. این وضعیتی تعلیقی است که در آن بخشی از هرم قدرت ضربه خورده اما ظرفیت سرکوب حکومت هنوز از میان نرفته است.

ضرورت تفکیک ساختار سرکوب از جان جامعه

واقعیت هولناک دیگری هم در میدان جنگ جریان دارد: کشته شدن شهروندان غیرنظامی از جمله کودکان.

حمله به دبستان دخترانه در میناب با موشک‌های آمریکایی در همان روز نخست جنگ و جان باختن بیش از ۱۱۰ دانش‌آموز و نزدیک به ۳۰ نفر از معلمان، فقط یک خطای جنگی نیست که بشود آن را از مرکز بحث درباره این جنگ به حاشیه راند.

این یک «فاجعه انسانی مطلق» است.

در موارد دیگری نیز، شهروندانی که در لحظه حمله به مراکز دولتی در حال تردد نزدیک این مراکز بوده‌اند یا در خانه‌های نزدیک به مراکز حکومتی زندگی می‌کرده‌اند، جان خود را از دست داده‌اند.

علاوه بر این، بیمارستان گاندی و مطهری در تهران و مراکز اورژانس سراب و همدان، پس از حمله به اهدافی در نزدیکی آنان آسیب دیده‌اند.

در جریان یک حمله به دو ساختمان پنج طبقه مسکونی در شرق تهران هم شماری شهروند غیرنظامی جان باختند.

تنها یکی از این حملات ۴۰ کشته بر جا گذاشت.

حمله به انبارهای سوخت در تهران نیز فقط یک عملیات نظامی علیه زیرساخت غیرنظامی نبود و پیامد آن، آلودگی شدید هوا و گسترش خطر بیماری‌های پایدار برای نسل‌هایی است که خود قربانی همان حکومتی‌اند که قرار بوده تضعیف شود.

همین‌جا مرز اخلاقی هر دفاعی از جنگ روشن می‌شود. اگر قرار است تضعیف ماشین سرکوب، مبنای توجیه‌پذیری حمله باشد، آن حمله باید میان ساختار قدرت و جامعه تمایز بگذارد. هر جا این تمایز فروبپاشد و جان غیرنظامیان به‌عنوان هزینه جانبی ناگزیر در نظر گرفته شود، بنیان اخلاقی استدلال نیز آسیب می‌بیند.

در مورد ایران، این حساسیت باید دوچندان باشد، چون مردمی که زیر بمباران و آلودگی و ناامنی آسیب می‌بینند، همان‌هایی هستند که سال‌ها زیر سرکوب حکومت زندگی کرده‌اند.

از همین رو، محکوم کردن کشته‌شدن غیرنظامیان در این جنگ حتی اگر فقط یک نفر می‌بود نه یک ملاحظه فرعی، بلکه بخشی مرکزی از هر موضع مسئولانه است.

اگر کسی از حمله به ساختار سرکوب دفاع کند اما در برابر جان‌باختن کودکان دانش‌آموز، کشته‌شدن شهروندان غیرنظامی، ویرانی محله‌های مسکونی یا پیامدهای زیست‌محیطی حملات سکوت کند یا حتی آن را با صدای بلند، صریح و بدون اما و اگر محکوم نکند، در واقع از موضعی انسانی دفاع نکرده، بلکه صرفا جانب یکی از طرف‌های جنگ را گرفته است.

در چنین وضعیتی، می‌توان و باید هم‌زمان چند حقیقت را با هم گفت: می‌توان همچنان با حمله نظامی به مراکز حکومتی، سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی که قاتلان مردم و چهره‌های ماشین کشتار را هدف گرفته و می‌گیرد موافق بود و هم‌زمان حمله به مدرسه میناب، محله‌های مسکونی، انبارهای نفتی و کشته‌شدن شهروندان غیرنظامی را به شدیدترین شکل محکوم کرد.

طبعا باید از آمریکا و اسرائیل خواست از حملاتی که می‌تواند جان‌ غیرنظامیان را به خطر بیندازد خودداری کنند و در حملات خود نهایت دقت را به خرج دهند و در پیامد آن، هر حمله‌ای را که متضمن تلفات غیرنظامی است، زیر سوال برد و محکوم کرد.

یادمان نرود که هیچ جنگی کشته‌شدن حتی یک غیرنظامی را در هیچ شرایطی موجه و مشروع نمی‌کند.

می‌توان از کشته شدن قاتلان مردم خشنود بود و در همان حال از کشته شدن حتی یک کودک یا رهگذر، خشمگین و سوگوار شد. این دو موضع نه تنها متناقض نیستند، بلکه در عمل تنها راه حفظ حداقل انسجام اخلاقی در میانه این جنگ‌ هستند.

اگر قرار است جنگی با نظر به تاثیر آن بر تضعیف ماشین سرکوب و کشتن ناگزیر قاتلان مردم (وقتی چشم‌اندازی برای بردن آن به پیشگاه عدالت وجود ندارد) توجیه شود، نمی‌تواند هم‌زمان جان همان مردمی را بگیرد که قرار است از آن ماشین سرکوب نجات پیدا کنند.

به نظر می‌رسد یکی از آسیب‌های جدی فضای سیاسی-تحلیلی فارسی‌زبان در این سال‌ها، بی‌توجهی به این پیچیدگی بوده است: بسیاری چنان عمیق درگیر نفرت بر حق از جمهوری اسلامی هستند که رنج غیرنظامیان را نادیده می‌گیرند، یا در طرف مقابل، کسانی در عین مخالفت نظری و عملی با جمهوری اسلامی، چنان پابند مخالفت ایدئولوژیک و اصولی با هر جنگی هستند که خشونت سیستماتیک حکومت علیه مردم و خطر واگذاشتن آن را نادیده می‌گیرند.

اخلاق سیاسی که به باور من پا در زمین سفت و سخت واقعیت دارد از ما می‌خواهد این دوگانه کاذب را نپذیریم. می‌توان هم از تضعیف قاتلان مردم دفاع کرد و هم برای جان کودکان و مردم عادی سوگوار بود و کشته شدن آنان را محکوم و تقبیح کرد.

در واقع، این گزاره موافقان سرسخت جنگ که محکوم کردن مرگ غیرنظامیان در جنگ یا پرداختن به آن، بحثی انحرافی است و با دفاع از جنگ فعلی علیه جمهوری اسلامی ناسازگار است، ناخواسته اخلاق را به منطق اردوگاهی تقلیل می‌دهد. منطقی که در آن، هر چه به تضعیف دشمن کمک کند، مجاز شمرده می‌شود. حال آن‌که تمایز میان مبارزه با ساختار قدرت و بی‌اعتنایی به جان مردم، همان چیزی است که یک موضع انسانی را از یک موضع صرفا انتقام‌جویانه جدا می‌کند.

فریب آتش‌بس؛ وقتی صلح اسم رمز آغاز دور تازه‌ سرکوب است

اما سوی دیگر ماجرا هم هست؛ سویه‌ای که بسیاری از شعارهای ساده‌انگارانه ضدجنگ از پاسخ دادن به آن فرار می‌کنند. محکوم کردن جنگ و درخواست برای اتمام فوری آن بسیار آسان است. دشوار اما این است که به این پرسش مهیب پاسخ دهیم: اگر جنگ بدون رفتن جمهوری اسلامی پایان یابد، چه چیزی در انتظار مردم ایران است؟

ما این را پیش‌تر تجربه کرده‌ایم. بعد از آتش‌بس در جنگ ۱۲ روزه، هزاران نفر بازداشت شدند، اعدام‌های سیاسی شدت گرفت و سرکوب همه‌جانبه و سازمان‌یافته در همه ابعادش در داخل کشور تشدید شد.

آیا حق نداریم بترسیم حکومت زخمی از جنگ ۱۲ روزه که در جریان سرکوب اعتراضات مدنی و مسالمت‌آمیز تنها در دو شب نزدیک به ۴۰ هزار از مردم را به شکلی بی‌رحمانه قتل‌عام کرد، بعد از این جنگ بسیار خونبار و زخمی که از جنگ ۱۲ روزه صدها بار عمیق‌تر شده است، چقدر می‌تواند جانی‌تر، انتقام‌جوتر و خطرناک‌تر باشد؟

بدون پاسخ به این پرسش، هر استدلالی حول موافقت یا مخالفت با جنگ، ابتر خواهد ماند زیرا اگرچه صلح به عنوان مفهومی انتزاعی همیشه مطلوب به نظر می‌رسد، اما پایان جنگ و صلح فقط توقف بمباران نیست. صلح، در این بستر، موقعیتی است که بتواند جان و امنیت و مال مردم را پس از پایان جنگ نیز حفظ کند.

اگر صلح را در معنای آتش‌بس فهم کنیم و فقط به این معنا باشد که بازیگران خارجی شلیک را متوقف کنند، ما جمهوری اسلامی را اگرچه با زخم‌های عمیق اما همچنان زنده و با همه خشم و ترس خود با مردمی تنها گذاشته‌ایم که حکومت آن‌ها را پیاده‌نظام دشمن می‌خواند.

در این حالت، برای مردم ایران آتش‌بس به معنای پایان جنگ، آغاز امنیت و رفع خطر فوری مرگ نیست. این‌جا آتش‌بس برای مردم نه به معنای رسیدن به صلح که تنها به معنی انتقال صحنه خشونت از آسمان به خیابان، زندان، شکنجه و چوبه دار است.

در چنین شرایطی، شعار جنگ را متوقف کنید اگر بدون پاسخ به سرنوشت جامعه پس از توقف جنگ مطرح شود، اگرچه شاید از نظر عاطفی آرام‌بخش باشد، اما از نظر سیاسی و اخلاقی قابل دفاع نیست زیرا بار اصلی پیامدهای این توقف را نه دولت‌های درگیر، بلکه مردم بی‌پناهی تحمل می‌کنند که این حکومت سال‌هاست با آن‌ها در جنگ است و باید برای زنده ماندن زیر سایه همان حکومت بجنگند.

شعار پایان جنگ وقتی معنا دارد که رنج مردم پس از توقف جنگ را هم ببیند و برای کاهش و توقف آن راهی پیش پا بگذارد.هر شعار و برنامه و کنش ضدجنگی که نتواند درباره روز بعد از آتش‌بس حرف بزند و توضیح دهد که مردم ایران چگونه قرار است از انتقام حکومتی زخم‌خورده و هراسان جان سالم به در ببرند، مردمی را که باید با پیامدهای این بقا زندگی کنند نادیده گرفته است. در این صورت، موضع ضدجنگ آن‌قدرها هم که به نظر می‌رسد اخلاقی نیست.

برای مردم ایران، صلح به عنوان راهی برای پایان این جنگ، بدون تغییر سیاسی ساختاری فقط نام دیگری برای شروع پرقدرت‌تر جنگ حکومت علیه مردم است.

اخلاق انتزاعی فقط یک اصل کلی را تکرار می‌کند: جنگ بد است و باید متوقف شود. اما اخلاق مسئولانه یک گام جلوتر می‌گذارد و می‌پرسد: توقف جنگ، تحت چه شرایطی، با چه توازن قوا و با چه تضمینی برای مردم؟

اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن نباشد، دفاع از آتش‌بس می‌تواند ناخواسته به دفاع از تثبیت وضع موجود بدل شود. وضعی که برای مردم ایران، خود منبع اصلی مرگ و رنج بوده است.

طبعا مراد از برکشیدن این پرسش‌ها، نه ستایش جنگ که سر باز زدن مسئولانه از ساده‌سازی اخلاقی است. برای اظهارنظر مسئولانه باید دو چیز را توام با هم دید: جنگ می‌تواند فاجعه‌بار باشد، اما زنده‌ بیرون آمدن جمهوری اسلامی از دل این جنگ می‌تواند حتما فاجعه‌بارتر باشد.

هر تحلیلی که یکی از این دو را حذف کند، بخشی از حقیقت را پنهان کرده است.

با ملاحظه این نکات، دیگر نمی‌توان با آسودگی و سادگی گذشته فقط از «نه به جنگ» در این شرایط حرف زد. نه چون جنگ دوست‌داشتنی است و نه چون ویرانی کم‌اهمیت است بلکه چون می‌دانیم پایان این جنگ اگر با پایان ساز و کار کشتار و حکومت کشتارگر همراه نباشد، آغاز فصلی بسیار تاریک‌تر و جنگی بسیار خونین‌تر علیه مردم است.

عدم محکومیت این جنگ برای بسیاری از آنان که به طور کلی و اصولی مخالف جنگ هستند، نه یک انتخاب ایدئولوژیک که آخرین امید برای جلوگیری از تجربه‌ای است که می‌تواند به تنهایی از تجربه ۴۷ ساله جمهوری اسلامی هولناک‌تر باشد.

تراژدی استیصال؛ ایستادن در تاریک‌ترین نقطه تاریخ

این موضع، موضعی تراژیک است نه پیروزمندانه. کسی که به چنین نتیجه‌ای می‌رسد مدافع جنگ یا به تعبیر رایج جنگ‌طلب نیست، بلکه از فرط بسته بودن همه راه‌های دیگر و با برآوردی واقع‌بینانه از خطر جدی جمهوری اسلامی پساجنگ، به گزینه‌ای دردناک فکر می‌کند که شاید بتواند ماشین کشتار را متوقف کند.

این همان چیزی است که بسیاری از منادیان نه به جنگ احتمالا در نظر نمی‌گیرند: برای جامعه‌ای که بارها در مقاطع مختلف با امید به تغییر مسالمت‌آمیز پیش رفته و هر بار با گلوله، زندان و اعدام پاسخ گرفته، نسبت با جنگ دیگر یک مساله نظری صرف نیست و از دل تجربه عینی استیصال تاریخی شکل گرفته است.

شاید در کنار تراژدی جاری بر روی زمین، در سطح نظری این تراژدی امروز ایران باشد. نه می‌توان با قطعیت از جنگ دفاع مطلق کرد، نه می‌توان با وجدان آسوده فقط برای توقف آن شعار داد، بی‌آن‌که به پرسش از چگونگی محافظت از مردم مقابل جنگ جمهوری اسلامی علیه آنان پاسخی جدی و مسئولانه داد.

تراژدی در اینجا وضعیتی است که در آن هیچ انتخابی پاک و بی‌هزینه نیست، اما پرهیز از انتخاب هم بی‌هزینه نیست.

ایران امروز در چنین نقطه‌ای ایستاده است. جایی که مردم نه فقط میان جنگ و صلح، بلکه میان شکل‌های مختلف بقا، رنج و امکان نجات گرفتار شده‌اند.

در چنین صحنه‌ای، مسئولیت اخلاقی و سیاسی هر موضع، نه با شعارهای کلی بلکه با توان آن در دیدن تمام ابعاد این رنج سنجیده می‌شود.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

تبعیض میان ارتش و سپاه پاسداران؛ موج فرار سربازان و کمبود مهمات و غذا در یگان‌های صحرایی
۱
اختصاصی

تبعیض میان ارتش و سپاه پاسداران؛ موج فرار سربازان و کمبود مهمات و غذا در یگان‌های صحرایی

۲
تحلیل

چه دستاوردی در جنگ به معنای پیروزی ترامپ در مقابل جمهوری اسلامی خواهد بود؟

۳

افشای هویت یک مقام ارشد جمهوری اسلامی و نگرانی‌ها از بیداری «سلول‌های خفته» در کانادا

۴

هدف قرار گرفتن ایست‌های بازرسی سپاه پاسداران و بسیج در شهرهای مختلف در حملات پهپادی

۵
اختصاصی

پرواز گروهی ابابیل‌های هوشمند اسرائیلی بر فراز یگان‌های سرکوب سپاه و ایست‌های بازرسی بسیج

Banner

انتخاب سردبیر

  • وحشت جنگ و کابوس بقای استبداد؛ چرا نه گفتن به جنگ همیشه انتخابی اخلاقی نیست؟
    تحلیل

    وحشت جنگ و کابوس بقای استبداد؛ چرا نه گفتن به جنگ همیشه انتخابی اخلاقی نیست؟

  • بازداشت گسترده شهروندان و تشدید سرکوب در ایران همزمان با حملات به مواضع جمهوری اسلامی

    بازداشت گسترده شهروندان و تشدید سرکوب در ایران همزمان با حملات به مواضع جمهوری اسلامی

  • در پی توصیه ترامپ، ۲ دیپلمات جمهوری اسلامی در دانمارک و استرالیا درخواست پناهندگی کردند
    اختصاصی

    در پی توصیه ترامپ، ۲ دیپلمات جمهوری اسلامی در دانمارک و استرالیا درخواست پناهندگی کردند

  • پرواز گروهی ابابیل‌های هوشمند اسرائیلی بر فراز یگان‌های سرکوب سپاه و ایست‌های بازرسی بسیج
    اختصاصی

    پرواز گروهی ابابیل‌های هوشمند اسرائیلی بر فراز یگان‌های سرکوب سپاه و ایست‌های بازرسی بسیج

  • جمهوری اسلامی برای حفظ نفوذ خود ماهانه ۵۰۰ هزار دلار به رییس پارلمان لبنان پرداخت می‌کند
    اختصاصی

    جمهوری اسلامی برای حفظ نفوذ خود ماهانه ۵۰۰ هزار دلار به رییس پارلمان لبنان پرداخت می‌کند

  • سیاست خیابان؛ تلاش جمهوری اسلامی برای تسخیر فضای عمومی و ذهن شهروند
    تحلیل

    سیاست خیابان؛ تلاش جمهوری اسلامی برای تسخیر فضای عمومی و ذهن شهروند

  • آیا شواهدی از نسل‌کشی جمهوری اسلامی در ایران دیده می‌شود؟

    آیا شواهدی از نسل‌کشی جمهوری اسلامی در ایران دیده می‌شود؟

  • دست‌کم ۱۲ هزار جان‌باخته سرکوب اعتراضات در ایران؛ منطق تاریکی، مهندسی کشتار و ضرورت مداخله

    دست‌کم ۱۲ هزار جان‌باخته سرکوب اعتراضات در ایران؛ منطق تاریکی، مهندسی کشتار و ضرورت مداخله

  • الگوی سرکوب جمهوری‌اسلامی در کشتار بزرگ دی‌ ۱۴۰۴ و نسبت آن با سرکوب در دهه ۶۰

    الگوی سرکوب جمهوری‌اسلامی در کشتار بزرگ دی‌ ۱۴۰۴ و نسبت آن با سرکوب در دهه ۶۰

•
•
•

مطالب بیشتر

گلوبال‌نیوز: فرزندان برخی مقام‌های جمهوری اسلامی در غرب زندگی می‌کنند

۲۲ اسفند ۱۴۰۴، ۰۸:۱۰ (گرینویچ)

گلوبال‌نیوز در گزارشی نوشت فرزندان برخی از مقام‌های جمهوری اسلامی، از جمله محمدباقر قالیباف و علی لاریجانی، در کشورهای غربی زندگی می‌کنند، در حالی که همین مقام‌ها مردم ایران را به مقاومت و ایستادگی دعوت می‌کنند.


آمریکا برای خرید نفت روسیه در دریا معافیت ۳۰ روزه صادر کرد تا بازار انرژی آرام شود

۲۲ اسفند ۱۴۰۴، ۰۲:۲۳ (گرینویچ)

رویترز گزارش داد که ایالات متحده معافیت ۳۰ روزه‌ای از تحریم‌ها صادر کرده است که به کشورها اجازه می‌دهد نفت و فرآورده‌های نفتی روسیه را که هم‌اکنون در دریا سرگردان هستند خریداری کنند.

این اقدام در شرایطی انجام شده که جنگ میان آمریکا و جمهوری اسلامی باعث اختلال شدید در بازار جهانی انرژی شده است.

بر اساس این گزارش، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، اعلام کرد هدف از صدور این مجوز کمک به تثبیت بازارهای انرژی جهانی است؛ بازارهایی که پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و واکنش تهران با نوسان شدید قیمت‌ها روبه‌رو شده‌اند. پس از اعلام این تصمیم، قیمت نفت در معاملات صبح جمعه در بازارهای آسیایی اندکی کاهش یافت.

به نوشته رویترز، تنش‌های منطقه‌ای ناشی از جنگ با حکومت ایران موجب اختلال در کشتیرانی در تنگه هرمز شده است؛ مسیری حیاتی که بخش بزرگی از نفت و گاز خاورمیانه از آن عبور می‌کند. اختلال در این مسیر باعث افزایش قابل توجه قیمت انرژی در بازارهای جهانی شده است.

در همین چارچوب، واشینگتن پیش‌تر اعلام کرده بود که ۱۷۲ میلیون بشکه نفت از ذخایر راهبردی آمریکا آزاد خواهد کرد تا فشار بر بازار کاهش یابد. این اقدام بخشی از برنامه گسترده‌تر آژانس بین‌المللی انرژی است که شامل آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر راهبردی کشورهای عضو برای مقابله با بحران عرضه است. آژانس بین‌المللی انرژی اعلام کرده است که جنگ خاورمیانه بزرگ‌ترین اختلال در عرضه نفت در تاریخ را ایجاد کرده است.

  • بحران ایران و افزایش قیمت نفت؛ گروه هفت آزادسازی ذخایر اضطراری نفتی را بررسی می‌کند

    بحران ایران و افزایش قیمت نفت؛ گروه هفت آزادسازی ذخایر اضطراری نفتی را بررسی می‌کند

بر اساس متن مجوز منتشرشده در وب‌سایت وزارت خزانه‌داری آمریکا، این معافیت اجازه می‌دهد نفت خام و فرآورده‌های نفتی روسیه که تا ۱۲ مارس روی کشتی‌ها بارگیری شده‌اند، تا نیمه‌شب ۱۱ آوریل به وقت واشینگتن تحویل داده شده و فروخته شوند.

رویترز می‌نویسد این تصمیم نشان‌دهنده نگرانی کاخ سفید از افزایش قیمت نفت در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر است؛ انتخاباتی که دونالد ترامپ و حزب جمهوری‌خواه امیدوارند در آن کنترل کنگره را حفظ کنند.

بسنت در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس تاکید کرد که این اقدام «محدود و کوتاه‌مدت» است و سود مالی قابل توجهی برای دولت روسیه ایجاد نخواهد کرد. او گفت افزایش موقت قیمت نفت ناشی از جنگ یک اختلال کوتاه‌مدت است که در بلندمدت به سود اقتصاد آمریکا خواهد بود.

طبق گزارش رسانه‌های آمریکایی، تا روز پنج‌شنبه حدود ۱۲۴ میلیون بشکه نفت روسیه در ۳۰ نقطه مختلف جهان روی کشتی‌ها ذخیره شده بود. به گفته منابع خبری، مجوز جدید آمریکا می‌تواند معادل پنج تا شش روز از کمبود عرضه نفت ناشی از اختلال در تنگه هرمز را جبران کند.

با این حال، این اقدام ممکن است تلاش‌های غرب برای محدود کردن درآمدهای روسیه در جنگ اوکراین را پیچیده‌تر کند. اورزولا فون در لاین، رییس کمیسیون اروپا پس از گفت‌وگو با رهبران گروه هفت درباره پیامدهای جنگ ایران بر بازار انرژی، اعلام کرد اکنون زمان کاهش تحریم‌ها علیه روسیه نیست.

در تحولی دیگر، کریل دمیتریف، فرستاده روسی اعلام کرد که در نشستی در فلوریدا با هیاتی آمریکایی شامل استیو ویتکاف و جرد کوشنر درباره بحران انرژی کنونی گفت‌وگو کرده است.

رویترز همچنین گزارش داد که وزارت خزانه‌داری آمریکا پیش‌تر در ۵ مارس معافیت مشابهی برای هند صادر کرده بود تا دهلی‌نو بتواند نفت روسیه‌ای را که در دریا متوقف شده خریداری کند.

در کنار این اقدامات، ترامپ به شرکت مالی توسعه بین‌المللی آمریکا دستور داده است بیمه ریسک سیاسی و تضمین‌های مالی برای تجارت دریایی در خلیج فارس فراهم کند. او همچنین گفته است که نیروی دریایی آمریکا ممکن است کشتی‌ها را در منطقه اسکورت کند.

  • رویترز: نفت ایران همچنان از تنگه هرمز عبور می‌کند

    رویترز: نفت ایران همچنان از تنگه هرمز عبور می‌کند

کاخ سفید همچنین اعلام کرده است که دولت در حال بررسی تعلیق موقت قانونی موسوم به قانون جونز است؛ قانونی که حمل‌ونقل کالا میان بنادر آمریکا را به کشتی‌های آمریکایی محدود می‌کند. تعلیق این قانون می‌تواند به کشتی‌های خارجی اجازه دهد سوخت را میان بنادر آمریکا جابه‌جا کنند و در نتیجه هزینه‌ها کاهش یافته و انتقال انرژی سریع‌تر انجام شود.

در همین حال، استیون میلر، معاون رییس دفتر کاخ سفید، اعلام کرد رییس‌جمهوری آمریکا در حال انجام «هر اقدامی که بتواند برای کاهش قیمت‌ها» است و در روزهای آینده اقدامات بیشتری اعلام خواهد شد.

ترامپ پیش‌تر گفته بود که افزایش قیمت نفت ناشی از جنگ می‌تواند برای ایالات متحده درآمد قابل توجهی ایجاد کند؛ اظهاراتی که با انتقاد برخی قانون‌گذاران مواجه شد و آنان او را متهم کردند که بیش از حد بر منافع اقتصادی تمرکز دارد.

سی‌بی‌اس: نیروهای آمریکا به شناور ایرانی نزدیک‌شده به ناو هواپیمابر شلیک کردند

۲۲ اسفند ۱۴۰۴، ۰۰:۴۹ (گرینویچ)

شبکه سی‌بی‌اس نیوز به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد که اوایل هفته جاری نیروهای ایالات متحده پس از نزدیک شدن یک شناور ایرانی به ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن در دریای عرب، به سوی این شناور شلیک کرده‌اند.

به گفته این مقام‌ها که به شرط ناشناس ماندن با این رسانه گفت‌وگو کردند، یک کشتی نیروی دریایی آمریکا تلاش کرد با استفاده از توپ دریایی ۵ اینچی مارک-۴۵ به سمت شناور ایرانی شلیک کند. این توپ یک سامانه توپخانه‌ای کاملاً خودکار است که بر روی عرشه جلویی ناوشکن‌ها و رزم‌ناوهای نیروی دریایی آمریکا نصب می‌شود و از اوایل دهه ۱۹۷۰ به عنوان توپ استاندارد ناوگان دریایی این کشور استفاده می‌شود. با این حال مقام‌های آمریکایی گفته‌اند شلیک‌های انجام شده چندین بار به هدف اصابت نکرده است.

در ادامه این حادثه، یک بالگرد مجهز به موشک‌های هلفایر به پرواز درآمد و با شلیک دو موشک هلفایر شناور ایرانی را هدف قرار داد. هنوز مشخص نیست چه نوع بالگردی در این حمله استفاده شده است، اما بالگردهای سی‌هاوک نیروی دریایی آمریکا و بالگردهای تهاجمی وایپر متعلق به تفنگداران دریایی هر دو توانایی حمل این موشک‌ها را دارند. بالگردهای MH-60R سی‌هاوک علاوه بر حمل موشک هلفایر در ماموریت‌های چندمنظوره از جمله عملیات ضدزیردریایی و عملیات ضدشناورهای سطحی نیز به کار گرفته می‌شوند.

طبق این گزارش، وضعیت شناور ایرانی و سرنوشت خدمه آن هنوز مشخص نیست.

  • رویترز: آمریکا و جمهوری اسلامی نشانه‌ای از پایان سریع جنگ نشان نمی‌دهند

    رویترز: آمریکا و جمهوری اسلامی نشانه‌ای از پایان سریع جنگ نشان نمی‌دهند

ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن در حال حاضر در دریای عرب مستقر است و از عملیات نظامی آمریکا علیه حکومت ایران پشتیبانی می‌کند. ناوشکن‌های یو‌اس‌اس اسپرونس و یو‌اس‌اس مایکل مورفی نیز همراه با این ناو هواپیمابر در منطقه حضور دارند. علاوه بر این دو کشتی، تا هفته گذشته دست‌کم شش ناوشکن دیگر مجهز به موشک هدایت‌شونده نیز در دریای عرب فعالیت داشته‌اند.

سی‌بی‌اس نیوز برای دریافت توضیح درباره این حادثه با فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) تماس گرفت، اما یک مقام دفاعی در پاسخ گفت: «در این مورد چیزی برای ارائه نداریم.»

ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن یکی از دو ناو هواپیمابر آمریکایی مستقر در خاورمیانه است. گروه رزمی این ناو در اواخر ژانویه وارد منطقه شد؛ بخشی از استقرار گسترده نیروهای آمریکایی که دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، آن را یک «آرمادا» توصیف کرده بود.

این نخستین حادثه تنش‌آمیز میان نیروهای دو کشور در منطقه نیست. در اوایل فوریه نیز یک پهپاد ایرانی شاهد-۱۳۹ به گفته مقام‌های سنتکام به شکل «تهاجمی» به ناو هواپیمابر نزدیک شد و مانورهایی در جهت آن انجام داد. در آن حادثه یک جنگنده آمریکایی پهپاد را سرنگون کرد؛ رخدادی که چند هفته پیش از آغاز جنگ میان آمریکا و حکومت ایران به افزایش تنش‌ها انجامید.

  • اسرائیل: هر کس به جمهوری اسلامی خدمت کند، تهدیدی علیه مردم ایران و هدف ماست

    اسرائیل: هر کس به جمهوری اسلامی خدمت کند، تهدیدی علیه مردم ایران و هدف ماست

بر اساس اعلام فرماندهی مرکزی آمریکا، از زمان آغاز جنگ ایالات متحده با حکومت ایران، نیروهای آمریکایی بیش از ۹۰ شناور ایرانی را منهدم یا به آن‌ها آسیب وارد کرده‌اند.

نیروی دریایی آمریکا به‌محض امکان، نفتکش‌ها را در تنگه هرمز اسکورت خواهد کرد

در همین حال، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، اعلام کرده است که واشینگتن در حال بررسی طرحی برای اسکورت نفتکش‌ها در تنگه هرمز است. به گزارش اسکای‌نیوز، بسنت در گفت‌وگویی که بامداد جمعه منتشر شد گفت در پی حملات پی‌درپی جمهوری اسلامی به کشتی‌های تجاری و زیرساخت‌های انرژی در خلیج فارس، نیروی دریایی آمریکا به محض آنکه از نظر نظامی امکان‌پذیر باشد، نفتکش‌ها را هنگام عبور از تنگه هرمز اسکورت خواهد کرد.

او گفت: «باور من این است که به محض آنکه از نظر نظامی امکان‌پذیر باشد، نیروی دریایی آمریکا، شاید همراه با یک ائتلاف بین‌المللی، کشتی‌ها را در عبور از این مسیر اسکورت خواهد کرد.»

بسنت همچنین افزود که در حال حاضر نیز برخی نفتکش‌ها همچنان از تنگه هرمز عبور می‌کنند، از جمله نفتکش‌های ایرانی و به گفته او احتمالاً برخی نفتکش‌ها با پرچم چین، و این موضوع نشان می‌دهد که تنگه به طور کامل مین‌گذاری نشده است.

اسکای‌نیوز گزارش داده است که در جریان این مصاحبه، گفت‌وگو برای مدتی متوقف شد زیرا یکی از دستیاران بسنت به او اطلاع داد که رییس‌جمهوری آمریکا او را به اتاق وضعیت کاخ سفید فراخوانده است. بسنت پس از حدود دو ساعت به مصاحبه بازگشت و در پاسخ به پرسشی درباره اینکه آیا موضوع اسکورت نفتکش‌ها در آن جلسه مطرح شده است یا نه، آن را رد نکرد و گفت: «این حرف شماست، نه من.»

نتانیاهو خطاب به مردم ایران: لحظه آغاز مسیر آزادی هر روز نزدیک‌تر می‌شود

۲۱ اسفند ۱۴۰۴، ۲۲:۲۲ (گرینویچ)

بنیامین نتانیاهو در نخستین کنفرانس خبری پس از آغاز جنگ با ایران، خطاب به مردم ایران گفت شرایط برای کنار زدن حکومت جمهوری اسلامی در حال شکل‌گیری است و «لحظه آغاز مسیر تازه‌ای از آزادی» هر روز نزدیک‌تر می‌شود.

نخست‌وزیر اسرائیل در نخستین کنفرانس خبری خود از زمان آغاز جنگ با حکومت ایران اعلام کرد که اسرائیل در حال «از بین بردن همه تهدیدها از سوی ایران» است و عملیات نظامی جاری با هدف نابودی برنامه‌های هسته‌ای و موشکی جمهوری اسلامی و تضعیف شبکه نیروهای نیابتی آن ادامه خواهد یافت. او گفت همکاری نزدیک و «بی‌سابقه» میان اسرائیل و ایالات متحده به دستاوردهایی منجر شده که به گفته او می‌تواند موازنه قدرت در خاورمیانه را تغییر دهد.

نتانیاهو در این نشست تاکید کرد که عملیات نظامی اسرائیل علیه [حکومت] ایران و متحدانش در منطقه ادامه دارد و اسرائیل به گفته او مصمم است «کار را کامل کند» و امنیت شهروندان خود، به‌ویژه ساکنان شمال اسرائیل را تضمین کند. او افزود که حزب‌الله لبنان بهای سنگینی برای حملات خود خواهد پرداخت و این گروه «قدرت بازوی اسرائیل را بیش از پیش احساس خواهد کرد.»

جمهوری اسلامی؛ تهدید اصلی برای اسرائیل
نخست‌وزیر اسرائیل در بخش دیگری از سخنان خود گفت که از دهه‌ها پیش [حکومت] ایران را بزرگ‌ترین تهدید برای موجودیت اسرائیل دانسته است. او یادآور شد که در سال ۱۹۹۳ در مقاله‌ای هشدار داده بود که خطر اصلی برای اسرائیل نه در کشورهای عربی، بلکه در ایران قرار دارد. به گفته او، جمهوری اسلامی طی بیش از سه دهه گذشته تلاش کرده است با هدف قرار دادن ایالات متحده و کشورهای غربی و پیش از همه اسرائیل، برنامه‌ای برای نابودی این کشور دنبال کند.

  • هدف قرار گرفتن ایست‌های بازرسی سپاه پاسداران و بسیج در شهرهای مختلف در حملات پهپادی

    هدف قرار گرفتن ایست‌های بازرسی سپاه پاسداران و بسیج در شهرهای مختلف در حملات پهپادی

نتانیاهو گفت جمهوری اسلامی این هدف را در سه محور دنبال کرده است: نخست ایجاد آنچه او «محور شر» نامید که شامل گروه‌هایی مانند حزب‌الله، حماس، حوثی‌ها و همچنین حکومت بشار اسد بوده است؛ دوم توسعه شبکه‌ای متشکل از ده‌ها هزار موشک بالستیک؛ و سوم تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای با هدف نابودی اسرائیل.

ضربه به برنامه موشکی و هسته‌ای حکومت ایران
نتانیاهو در این نشست خبری اعلام کرد که عملیات نظامی اسرائیل، که آن را «طلوع شیران» نامید، برای نخستین بار امکان وارد کردن ضربات گسترده به زیرساخت‌های موشکی و هسته‌ای ایران را فراهم کرده است. به گفته او، در این عملیات انبارهای بزرگ موشک و کارخانه‌های تولید موشک هدف قرار گرفته‌اند.

او همچنین گفت اسرائیل ضربات سنگینی به پروژه هسته‌ای ایران وارد کرده و شماری از دانشمندان ارشد هسته‌ای ایران که به گفته او مسئول توسعه سلاح‌های اتمی بوده‌اند کشته شده‌اند. نتانیاهو تاکید کرد که اگر اسرائیل و آمریکا به سرعت وارد عمل نمی‌شدند، [حکومت] ایران می‌توانست در مدت چند ماه زیرساخت‌های نظامی خود را در عمق زمین و زیر کوه‌ها مستقر کند و آن‌ها را از دسترس حملات نظامی خارج کند.

به گفته او، هدف اصلی عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل جلوگیری از توسعه سلاح هسته‌ای و موشک‌های بالستیک توسط ایران است؛ برنامه‌هایی که به گفته او نه تنها اسرائیل بلکه ایالات متحده و «تمام جهان» را تهدید می‌کنند.

ایران «دیگر همان کشور سابق نیست»
نتانیاهو همچنین گفت که [حکومت] ایران پس از نزدیک به دو هفته حملات مشترک آمریکا و اسرائیل «دیگر همان کشور سابق نیست» و به نیروهای نخبه نظامی آن ضربات سنگینی وارد شده است. او افزود که تقریبا هر روز با دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، درباره تحولات جنگ گفت‌وگو کرده و دو طرف «به‌طور صریح» درباره ادامه عملیات تبادل نظر کرده‌اند.

او گفت دستاوردهای این عملیات جایگاه اسرائیل را به عنوان کشوری «قوی‌تر از هر زمان دیگر» تثبیت کرده و می‌تواند آینده امنیتی این کشور را تضمین کند.

  • پرواز گروهی ابابیل‌های هوشمند اسرائیلی بر فراز یگان‌های سرکوب سپاه و ایست‌های بازرسی بسیج

    پرواز گروهی ابابیل‌های هوشمند اسرائیلی بر فراز یگان‌های سرکوب سپاه و ایست‌های بازرسی بسیج

هدف قرار دادن سپاه و نیروهای بسیج
نخست‌وزیر اسرائیل در ادامه سخنانش گفت حملات اسرائیل تنها به زیرساخت‌های نظامی محدود نبوده و مراکز قدرت حکومت ایران نیز هدف قرار گرفته‌اند. او گفت اسرائیل در حال هدف قرار دادن زیرساخت‌های هسته‌ای، سامانه‌های موشکی و پرتابگرها، مراکز فرماندهی و آنچه او «مراکز سرکوب رژیم» نامید است.

نتانیاهو افزود که نیروهای سپاه پاسداران و بسیج نیز در حملات اسرائیل هدف قرار گرفته‌اند، از جمله در خیابان‌ها و ایست‌های بازرسی در شهرهای ایران.

پیام نتانیاهو به مردم ایران
نتانیاهو در بخشی از سخنان خود خطاب به مردم ایران گفت که هدف عملیات اسرائیل تنها نابودی توانایی‌های نظامی جمهوری اسلامی نیست، بلکه ایجاد شرایطی است که به گفته او به مردم ایران امکان دهد «رژیم استبدادی و بی‌رحم» حاکم بر کشورشان را کنار بزنند.

او گفت: «لحظه‌ای که بتوانید مسیر تازه‌ای از آزادی را آغاز کنید، هر روز نزدیک‌تر می‌شود.» نتانیاهو افزود که اسرائیل در کنار مردم ایران ایستاده است، اما در نهایت تغییر در ایران «در دستان خود مردم» این کشور خواهد بود.

  • شاهزاده رضا پهلوی: فعلا در خانه بمانید؛ روزهای سرنوشت‌سازی در پیش است

    شاهزاده رضا پهلوی: فعلا در خانه بمانید؛ روزهای سرنوشت‌سازی در پیش است

هشدار به رهبران جمهوری اسلامی
نخست‌وزیر اسرائیل همچنین گفت که پس از عملیات پیشین اسرائیل و آمریکا، او و رییس‌جمهوری آمریکا به رهبر جمهوری اسلامی هشدار داده بودند که اگر [حکومت] ایران تلاش کند برنامه‌های موشکی و هسته‌ای خود را بازسازی کند، با حملات شدیدتری مواجه خواهد شد.

نتانیاهو گفت علی خامنه‌ای و شماری از مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی در جریان عملیات اخیر کشته شده‌اند و مدعی شد مجتبی خامنه‌ای، که او از او به عنوان «دیکتاتور جدید» نام برد، حتی نمی‌تواند در انظار عمومی ظاهر شود.

تهدید رهبران گروه‌های مسلح
در پاسخ به پرسشی درباره احتمال هدف قرار دادن رهبران گروه‌های مسلح منطقه، از جمله مجتبی خامنه‌ای و نعیم قاسم دبیرکل حزب‌الله، نتانیاهو گفت: «من برای هیچ‌یک از رهبران سازمان‌های تروریستی بیمه عمر صادر نمی‌کنم.» او در عین حال از ارائه جزئیات بیشتر درباره برنامه‌های نظامی اسرائیل خودداری کرد.

نتانیاهو در پایان گفت تحولات جاری نشان می‌دهد که «این دیگر همان ایران، همان خاورمیانه و حتی همان اسرائیل سابق نیست» و تاکید کرد که اسرائیل ابتکار عمل را در دست گرفته و عملیات خود را با قدرت ادامه خواهد داد.

بازداشت گسترده شهروندان و تشدید سرکوب در ایران همزمان با حملات به مواضع جمهوری اسلامی

۲۱ اسفند ۱۴۰۴، ۲۱:۰۰ (گرینویچ)
•
رضا اکوانیان

هم‌زمان با ادامه حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع نظامی و نهادهای سرکوبگر جمهوری اسلامی، موج تازه‌ای از بازداشت شهروندان در ایران آغاز شده است. طی دو هفته گذشته صدها نفر در شهرهای مختلف بازداشت شده‌اند، اما هنوز اطلاعاتی از هویت، محل نگهداری و سرنوشت بسیاری از آن‌ها در دست نیست.

بررسی‌های ایران‌اینترنشنال و گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهد بازداشت گسترده شهروندان در نقاط مختلف ایران، از جمله در استان‌های آذربایجان شرقی و غربی، البرز، اصفهان، تهران، خوزستان، کردستان، کرمان، کهگیلویه و بویراحمد، گیلان، لرستان و یزد ادامه دارد.

این بازداشت‌ها با اتهام‌هایی چون «تشویش اذهان عمومی»، «تبلیغ علیه نظام»، «فعالیت در فضای مجازی»، «برهم زدن امنیت عمومی»، «جمع‌آوری اطلاعات برای کشورهای خارجی»، «همکاری با دشمن» و «جاسوسی» انجام شده‌اند.

هم‌زمان، صداوسیمای جمهوری اسلامی و رسانه‌های نزدیک به نهادهای امنیتی اقدام به پخش اعترافات اجباری شماری از بازداشت‌شدگان کرده‌اند؛ موضوعی که نگرانی‌ها درباره سرنوشت این افراد و احتمال پرونده‌سازی علیه آنان را افزایش داده است.

جمهوری اسلامی در سال‌های گذشته بارها با ضبط و پخش اعترافات اجباری، بازداشت‌شدگان را وادار کرده است علیه خود شهادت دهند. این رویه در موارد متعددی مبنای صدور کیفرخواست و حکم در دستگاه قضایی قرار گرفته است. سازمان‌های حقوق بشری این روش را نقض آشکار اصول دادرسی عادلانه می‌دانند.

هم‌زمان با موج بازداشت‌ها، مقام‌های جمهوری اسلامی نیز با تهدیدهای علنی علیه شهروندان و مخالفان حکومت بر تشدید فضای ارعاب و سرکوب در داخل ایران تاکید کرده‌اند.

احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی اعلام کرد بیش از ۸۰ نفر از افرادی که به گفته او در فضای مجازی اقدام به «تشویش اذهان عمومی» کرده بودند بازداشت شده‌اند و برای آنان پرونده قضایی تشکیل شده است.

رادان همچنین گفت در روزهای اخیر برای «چندین هزار نفر» که به گفته او مطالبی «تشویش‌کننده» در فضای مجازی منتشر کرده بودند پیامک هشدار ارسال شده است.

او همچنین با اشاره به احتمال اعتراض‌های آینده گفت در صورت حضور مردم در خیابان‌ها، ماموران انتظامی «دست به ماشه» خواهند بود.

هم‌زمان، ویدیویی از برنامه‌ای در صداوسیما منتشر شده که در آن یکی از مجریان خطاب به مخالفان جمهوری اسلامی گفت: «ایستادیم، غبار فتنه که خوابید یقه‌تان را خواهیم گرفت. مصادره اموال که چیزی نیست، ننه‌تان را به عزایتان می‌نشانیم؛ چه خارج باشید چه داخل.»

در ادامه این فضای تهدید، روابط عمومی سپاه پاسداران از بازداشت شش شهروند و کشته شدن یک نفر در استان کردستان خبر داد.

خبرگزاری فارس نیز گزارش داد نیروهای اطلاعات سپاه در استان کهگیلویه و بویراحمد ۵۰ نفر را بازداشت کرده‌اند.

وزارت اطلاعات هم از بازداشت دست‌کم ۳۰ نفر دیگر به اتهام «جاسوسی برای آمریکا و اسرائیل» خبر داد.

هم‌زمان، وزارت اطلاعات شهروندانی را که از محل حملات فیلم یا تصویر تهیه کنند «ستون پنجم دشمن» خواند. سازمان اطلاعات سپاه نیز اعلام کرد شماری از افرادی که تصاویر حملات را برای رسانه‌ها ارسال کرده‌اند بازداشت شده‌اند.

مجموعه این اطلاعیه‌ها، در کنار گزارش‌های حقوق بشری و روایت‌های منتشرشده در روزهای اخیر، نشان می‌دهد بازداشت‌ها در نقاط مختلف کشور ادامه داشته و برآوردها درباره بازداشت صدها شهروند در حدود دو هفته گذشته را تقویت می‌کند.

هم‌زمان با موج بازداشت‌ها و تهدیدهای مقام‌های جمهوری اسلامی، قطع اینترنت نیز دسترسی شهروندان به اطلاعات و اخبار را بیش از پیش محدود کرده است.

وب‌سایت نت‌بلاکس، نهاد رصدکننده اختلال‌های اینترنتی در جهان، صبح پنج‌شنبه ۲۱ اسفند اعلام کرد داده‌هایش نشان می‌دهد خاموشی اینترنت در ایران وارد سیزدهمین روز خود شده و مدت آن از ۲۸۸ ساعت گذشته است.

نت‌بلاکس تاکید کرد این اقدام حکومت خطری مستقیم برای ایمنی، سلامت و امنیت غیرنظامیان ایجاد می‌کند؛ شهروندانی که حق دارند به اطلاعات ضروری برای بقا دسترسی داشته باشند.

در چنین شرایطی، قطع ارتباطات باعث شده در بسیاری از شهرها اطلاع دقیقی از وضعیت بازداشت‌شدگان در دست نباشد.

از برخی شهرها و حتی از زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها نیز خبر مستقلی منتشر نشده و در مواردی خانواده‌ها و نزدیکان بازداشت‌شدگان از محل نگهداری آنان بی‌اطلاع مانده‌اند.

در کنار بازداشت‌ها، گزارش‌هایی نیز از ارسال گسترده پیامک‌های تهدیدآمیز برای شهروندان منتشر شده است. در این پیام‌ها افراد به «همکاری با دشمن» متهم شده و به آنان هشدار داده شده فعالیت‌هایشان تحت نظارت نهادهای امنیتی قرار دارد.

دفتر دادستانی کل جمهوری اسلامی نیز با انتشار بیانیه‌ای شهروندان ایرانی خارج از کشور را تهدید کرد که در صورت آنچه «همکاری با دشمن» خوانده شده، اموال و دارایی‌هایشان مصادره خواهد شد و ممکن است با مجازات‌هایی از جمله اعدام روبه‌رو شوند.

در این بیانیه، «همکاری با دشمن» به‌طور گسترده شامل هرگونه «فعالیت اطلاعاتی یا جاسوسی برای اسرائیل، ایالات متحده یا سایر کشورهای متخاصم» تعریف شده است.

دادستانی کل جمهوری اسلامی همچنین اعلام کرد برخورد قضایی با آن دسته از ایرانیان خارج از کشور که به گفته این نهاد در «جبهه دشمن» فعالیت می‌کنند وارد «فاز عملیاتی» شده و این روند شامل تعقیب قضایی، شناسایی اموال، توقیف و مصادره دارایی‌هاست.

در سوی دیگر، طی روزهای اخیر گزارش‌های متعددی از حضور گسترده نیروهای امنیتی و برپایی ایست‌های بازرسی از سوی سپاه و بسیج در شهرهای مختلف منتشر شده است.

یک شهروند ساکن تهران به ایران‌اینترنشنال گفت در طول هفته گذشته با یکی از ایست‌های بازرسی در میدان هفت‌تیر مواجه شده و ماموران با او برخوردی بسیار خشن داشته‌اند. به گفته او، ماموران با زور و تهدید، محتوای تلفن همراهش، از جمله تماس‌ها، تصاویر و ویدیوهایش را بررسی کرده‌اند.

شهروند دیگری در اصفهان نیز از تهدید خود و خانواده‌اش با اسلحه از سوی ماموران بسیج در یکی از میدان‌های شلوغ این شهر خبر داد.

او به ایران‌اینترنشنال گفت برخورد ماموران و توهین‌ها و فحاشی‌های آنان به او و دیگر شهروندان به‌قدری شدید بود که احساس می‌کردند دشمن ماموران نه آمریکا و اسرائیل، بلکه «ما» شهروندان ایران هستند.

در برخی مناطق نیز مسیرهای منتهی به پایگاه‌های بسیج یا مراکز امنیتی تحت کنترل نیروهای مسلح قرار گرفته است.

بر اساس گزارش و ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال، بامداد ۲۰ اسفند در مهرشهر کرج دو مامور بسیج پس از متوقف کردن یک خودروی پراید، دو سرنشین آن را با تهدید سلاح پیاده کردند.

هم‌زمان، ویدیوهایی از حمله پهپادی به ایست‌های بازرسی و تجهیزات بسیج در تهران منتشر شده است.

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گزارش داد در حملات شامگاه چهارشنبه ۲۰ اسفند به نقاط مختلف تهران، دست‌کم ۱۰ مامور امنیتی و بسیج مستقر در ایست‌های بازرسی کشته شدند. گزارش‌هایی نیز از حمله به ایست‌های بازرسی در شهرهای دیگر منتشر شده است.

پس از آن، ارتش اسرائیل گفت نیروی هوایی این کشور ایست‌های بازرسی و نیروهای واحد بسیج در تهران را هدف قرار داده و تاکید کرد این نیروها بخشی از سازوکارهای امنیتی جمهوری اسلامی و از عوامل اجرای عملیات‌های «تروریستی» بوده‌اند.

یک سخنگوی ارتش اسرائیل نیز گفت این حملات با هدف تضعیف سازوکارهای سرکوب جمهوری اسلامی انجام شده است.

داده‌های گروه «مکان‌یابی و داده‌های رویدادهای درگیری مسلحانه» مستقر در آمریکا، تنها در ۲۰ اسفند دست‌کم ۱۸ مورد حمله اسرائیل به ایست‌های بازرسی نیروهای بسیج، عمدتا در تهران، ثبت شده است.

موج تازه بازداشت‌ها و فشار بر شهروندان در خیابان‌ها در حالی رخ می‌دهد که زندان‌های ایران پیش‌تر نیز با بحران شدید تراکم زندانیان روبه‌رو بوده‌اند.

پس از اعتراضات خونین دی‌ماه، ده‌ها هزار نفر بازداشت شدند و بسیاری از زندان‌ها با کمبود جدی فضا و شرایط نامناسب تغذیه و بهداشت مواجه شدند.

هم‌زمان گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد برخی بازداشتگاه‌ها، مقرهای اطلاعاتی و ساختمان‌های امنیتی در جریان حملات هوایی آسیب دیده‌اند.

با وجود این شرایط هنوز مشخص نیست بازداشت‌شدگان جدید به کدام مراکز منتقل شده‌اند؛ موضوعی که نگرانی خانواده‌ها و فعالان حقوق بشر را افزایش داده است.

گزارش‌های حقوق بشری همچنین حاکی از آن است که در جریان حملات هوایی، مناطقی در نزدیکی برخی زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها هدف حمله قرار گرفته‌اند.

این موضوع نگرانی‌ها درباره امنیت زندانیان را افزایش داده و خانواده‌ها خواستار آزادی موقت، اعطای مرخصی یا انتقال زندانیان به مکان‌هایی امن شده‌اند؛ اقدامی که در بسیاری از کشورها در شرایط جنگی برای حفاظت از جان زندانیان انجام می‌شود.

در مجموع، هم‌زمان با ادامه حملات نظامی به ایران، نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی تمرکز گسترده‌ای بر کنترل فضای داخلی، به‌ویژه فضای مجازی و انتشار اطلاعات درباره حملات گذاشته‌اند.

بازداشت شهروندان با اتهام‌هایی سنگین و مبهم، در کنار تهدید گسترده شهروندان و حتی ایرانیان خارج از کشور، نشانه‌ای از تشدید سرکوب داخلی در یکی از بحرانی‌ترین مقاطع سیاسی و نظامی سال‌های اخیر در ایران است.

در شرایطی که بسیاری از بازداشت‌ها بدون اعلام هویت یا محل نگهداری افراد انجام شده و برخی بازداشتگاه‌ها و مراکز امنیتی نیز آسیب دیده‌اند، نگرانی‌ها درباره سرنوشت صدها شهروند بازداشت‌شده در روزهای اخیر همچنان ادامه دارد.